کاش پسر بودم تا به بعضیا از پسرا نشون میدادم با یه دختر چجوری باید رفتار کرد!
تو چشاش نگاه میکردم و از علاقم براش میگفتم...
دستاشو بدون ترس از کسی محکم میگرفتم...
موهای تو صورتشو کنار میزدم :)
از همه چیش تعریف میکردم..
از چشاش،
موهاش،
لبخندش :)
اینقد از زیباییاش میگفتم که دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از کسی جز من نباشه!
شبها بدون شب بخیر نمیخوابیدم..
صبحا بدون صب بخیر روزمو شروع نمیکردم..
عاشق لجبازیاش میشدم؛
فدای خندهاش میشدم؛
واسع شیطونیاش میمُردم!
اگه بش شک میکردم،اگه اشتباه میکرد،
فراریش نمیدادم؛بد حرف نمیزدم؛ترکش نمیکردم.
پیشونیشو میبوسیدمو بهش میفهموندم که کارِش ناراحتم میکنه.
بهش توجه میکردم..
براش هدیه های کوچولو میخریدم
شده یه شاخه گل ، یه لاک !
میفهمیدم همین چیزای کم و کوچیک چقدر میتونه به چشم یه دختر بزرگ بیاد :)♡
تو ذوقِش نمیزدم..بد خُلقی نمیکردم..
حتی اگه بی حوصله و عصبی بودم!
از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم..
تغییر دادن تا یه حَدی خوبه،اما سعی نمیکردم ازش یه آدمِ دیگه بسازم!
همونجوری که بود دوسش داشتم.
به درد و دلاش گوش میدادم..
به حساسیتاش و حسودیاش اهمیت میدادم..
تکیه گاه میشدم واسه غمهاش..
ازش دختری رو میساختم که غیر از من هیچکسو نخواد...
کاشکی پسر بودم...
@luvablee💜
تو چشاش نگاه میکردم و از علاقم براش میگفتم...
دستاشو بدون ترس از کسی محکم میگرفتم...
موهای تو صورتشو کنار میزدم :)
از همه چیش تعریف میکردم..
از چشاش،
موهاش،
لبخندش :)
اینقد از زیباییاش میگفتم که دیگه محتاج شنیدن تعریف و تمجید از کسی جز من نباشه!
شبها بدون شب بخیر نمیخوابیدم..
صبحا بدون صب بخیر روزمو شروع نمیکردم..
عاشق لجبازیاش میشدم؛
فدای خندهاش میشدم؛
واسع شیطونیاش میمُردم!
اگه بش شک میکردم،اگه اشتباه میکرد،
فراریش نمیدادم؛بد حرف نمیزدم؛ترکش نمیکردم.
پیشونیشو میبوسیدمو بهش میفهموندم که کارِش ناراحتم میکنه.
بهش توجه میکردم..
براش هدیه های کوچولو میخریدم
شده یه شاخه گل ، یه لاک !
میفهمیدم همین چیزای کم و کوچیک چقدر میتونه به چشم یه دختر بزرگ بیاد :)♡
تو ذوقِش نمیزدم..بد خُلقی نمیکردم..
حتی اگه بی حوصله و عصبی بودم!
از سر تا پاش ایراد نمیگرفتم..
تغییر دادن تا یه حَدی خوبه،اما سعی نمیکردم ازش یه آدمِ دیگه بسازم!
همونجوری که بود دوسش داشتم.
به درد و دلاش گوش میدادم..
به حساسیتاش و حسودیاش اهمیت میدادم..
تکیه گاه میشدم واسه غمهاش..
ازش دختری رو میساختم که غیر از من هیچکسو نخواد...
کاشکی پسر بودم...
@luvablee💜
عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ها و پرسیدم: چرا جمع میکنی عزیزجون؟
گفت: مادر پاییز داره میشه برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته، کلافم میکنه!
یه نگا به موها حنابستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقعها تا وسطا پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود.
- اونموقعها این شکلی نبود مادر. که پاییز میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنفتیم. آقا جونت که رفت، دیگه پاییز اون پاییز نشد.
نگاش میکنم؛ روسریشو میگیره جلو صورتش و ریز میخنده: یادش بخیر یبار زهراسادات نشست انار دون کنه براش. گفت بده مادرت. انار با عطر دستا مادرته که خوردن داره..
میخندم باهاش: پس آقا جونم ازین حرفا بلد بود!
لپای بی جونش گل میندازن: اونموقع مث الان نبود مادر. دوس داشتن ورد زبون جوونا باشه. اونموقعها دوست داشتنو دون میکردن توو کاسه انار، گلپر میپاشیدن سرش..
آقاجونت که میخورد و میخندید
پاییز نبود دیگه
بهار میشد..!
@luvablee🐼
گفت: مادر پاییز داره میشه برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته، کلافم میکنه!
یه نگا به موها حنابستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقعها تا وسطا پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود.
- اونموقعها این شکلی نبود مادر. که پاییز میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنفتیم. آقا جونت که رفت، دیگه پاییز اون پاییز نشد.
نگاش میکنم؛ روسریشو میگیره جلو صورتش و ریز میخنده: یادش بخیر یبار زهراسادات نشست انار دون کنه براش. گفت بده مادرت. انار با عطر دستا مادرته که خوردن داره..
میخندم باهاش: پس آقا جونم ازین حرفا بلد بود!
لپای بی جونش گل میندازن: اونموقع مث الان نبود مادر. دوس داشتن ورد زبون جوونا باشه. اونموقعها دوست داشتنو دون میکردن توو کاسه انار، گلپر میپاشیدن سرش..
آقاجونت که میخورد و میخندید
پاییز نبود دیگه
بهار میشد..!
@luvablee🐼
بهش ميگم اگه يهو همه چيز عوض شد چي؟
اگه يهو يروز بياي و بگي ديگه دوستم نداري چي؟
اگه يروز يهو تصميمت عوض بشه چي؟
مثلا به هر دليلي بعداز يه مدت بفهمي ديگه منو نميخواي،ياچميدونم اصلا اگه...
اگه يروز كه داري توو خيابون راه ميري يهو ،
يهو چشمت بيفته
به يكي ديگه و حس كني از من بيشتر ميتوني عاشق اون باشي چي؟
نميدونم فقط ميگم اگه يهو ديگه منو نخواي چي؟!
يه نفس عميق ميكشه،
دستشو ميندازه دورِ گردنم !
ميگه اگه يهو نفسم بگيره چي ؟ميگم يعني چي؟!
ميگه يعني اينكه ادم يهو نفسش بگيره ميميره ديگه!
تو هم همون نفسي !
اگه حتي يهو هم نباشي نفسم ميگيره
اما اون اگه اي كه از نگاهم حرف زدي!
من ميگم يبار گذري ردِ نگاهمو بگير اگه جز تو به كسي ديگه ختم شد،
اون موقع خودت برو!
بي صدا بي خداحافظي!
#نيلوفر_رضايي
@luvablee🐼
اگه يهو يروز بياي و بگي ديگه دوستم نداري چي؟
اگه يروز يهو تصميمت عوض بشه چي؟
مثلا به هر دليلي بعداز يه مدت بفهمي ديگه منو نميخواي،ياچميدونم اصلا اگه...
اگه يروز كه داري توو خيابون راه ميري يهو ،
يهو چشمت بيفته
به يكي ديگه و حس كني از من بيشتر ميتوني عاشق اون باشي چي؟
نميدونم فقط ميگم اگه يهو ديگه منو نخواي چي؟!
يه نفس عميق ميكشه،
دستشو ميندازه دورِ گردنم !
ميگه اگه يهو نفسم بگيره چي ؟ميگم يعني چي؟!
ميگه يعني اينكه ادم يهو نفسش بگيره ميميره ديگه!
تو هم همون نفسي !
اگه حتي يهو هم نباشي نفسم ميگيره
اما اون اگه اي كه از نگاهم حرف زدي!
من ميگم يبار گذري ردِ نگاهمو بگير اگه جز تو به كسي ديگه ختم شد،
اون موقع خودت برو!
بي صدا بي خداحافظي!
#نيلوفر_رضايي
@luvablee🐼