معرفت به ذاتِ آدماست. نه پیشینه، نه جایگاه و نه نسبت ! معرفت، یه چیزی شبیهِ یه مهره ی یاقوتی رنگ ِ که دور قلب بعضی هامون هست پیوسته به یه نخِ نامرئی! دورِ قلب ِ بعضی هامون نه! بیخودی تو آدما دنبالِ توجیه نگردین! معرفت به ذاتِ آدماست...
آدما جدا از عطری که به خودشون میزنن ، عطر دیگه ای هم دارن که تاثیر گذاره عطرنگاهشون ؛ عطرحرفاشون ؛ عطری که فقط و فقط مختص شخصیت اونهاست و تو هیچ مغازه عطر فروشی پیدا نمیشه!
هم به حضور در جمع نیاز دارم هم دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم در واقع تصویر ایده آلم از معاشرت دسته جمعی اینجوریه که آدما دورم باشن و باهم حرف بزنن منم چاییمو بخورم و گوش بدم و نگاهشون کنم.