~Loveaвle
271 subscribers
960 photos
109 videos
27 files
90 links
همون جایی که دلبر خونه داره 🫴🏽

بگو: https://t.iss.one/HarfBeManBOT?start=HBM45678
Download Telegram
و امروز من کمتر قضاوت میکنم
کمتر ایراد میگیرم و کمتر حرف میزنم
چون میدونم ممکنه خودم هم روزی در شرایطی مشابه ؛ دقیقا مثل همون کسانی رفتار کنم که قضاوتشون کردم.

_🙌🏻
@luvablee💜
ولی من تو بهترین جمع دنیام باشم باز با خودم میگم
"کاش توام بودی"

But even if I am in the best gathering of the world , i always say to myself
" i wish you were there too"

_🥲
@luvablee💜
گاهی وقتا باید دستتو بذاری زیر چونت به آدما نگاه کنی
به دروغاشون ؛ قضاوتاشون ؛ بهونه هاشون
و نه تایید کنی نه مخالفت!
فقط همشو خوب بخاطر بسپاری :)

_🧠
@luvablee💜
Enjoy the little things in life, for one day you may look back and realize they were the big things.

تو زندگی از چیزهای کوچیک لذت ببر، چون ممکنه که یه روز به عقب نگاه کنی و بفهمی که همونا بزرگترین داشته‌هات بودن.

_🙌🏻🌱
@luvablee💜
و ما چقدر خوش شانس بودیم
که یسریارو تو زندگیمون از دست دادیم!

_😙🤲🏻
@luvablee💜
ʟɪғᴇ ғᴜʟʟ ᴏғ sᴜʀᴘʀɪsᴇs
ʏᴏᴜʀs ᴡɪʟʟ ᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏᴏ

زندگی پـر از سورپرایزه
نوبت تـو هـم میرسه
_😉🌸🌱
@luvablee💜
برای افتخار کردن به خودت ، تا زمانی که به هدفت برسی صبر نکن
به هر قدمی که در راستای رسیدن به اون هدف برمیداری ، افتخار کن ...
_🌱🧡
@luvablee💜
آدم هارو ببخشيد
اما جايگاهي كه داشتنو پس ندين

_😌💋
@luvablee💜
‏نزدیکترین آدم به تو کسیه که از دُورترین فاصله به فکرته!

_💭🔮
@luvablee💜
دلم میخواد اون بیشعوری باشم که همه مواظبن براش سو تفاهم نشه...
و متاسفانه همیشه اون مهربونی هستم که هرکسی به خودش اجازه میده دلش رو بشکنه...!!

_🤧🥲
@luvablee💜
میخواهمت
چنان که شب خسته ، خواب را
#قیصر_امین_پور
@luvablee
بگفت تو ز چه سیری؟
بگفتم از جُز تو...
#مولانا
@luvablee
و غم انگيزترين قسمتِ زندگی اينه كه خیلیامون حتی نميدونیم ديگه چطوري خوشحال باشیم...

_🚶🏻‍♀️🦠🙁🚭
@luvablee💜
ولی این دنیا بی ارزش تر از اینه که بترسی...

_🙃🍃
@luvablee💜
آخرشم به جایی میرسی که دیگه زود میبخشی.
نه بخاطر اینکه اونا لایق بخششن یا خودت لایق آرامش...نه!
واسه اینک دیگه حتی حوصله ناراحت شدن از کسی ام نداری...

_🤧👣
@luvablee💜
کاش قدرت اینو داشته باشیم تو رابطه‌ای که آرامش نداریم و قراره همش اشتباهات طرفو ببخشیم ، یکبار خودمون رو برای انتخاب اشتباهمون ببخشیم و برای همیشه تمومش کنیم.

_😕🩹
@luvablee💜
صَبر تَلخِه،اما نَتیجَش مطمئنا شیرینِهـ

_😊🍭
@luvablee💜
Forgive yourself for every single time you forgot your worth.

خودت رو به خاطر هر باری که ارزشت رو فراموش کردی، ببخش.

_😇💗
@luvablee💜
قدیم‌ها توی قُم یک کارگر عرب داشتیم.
که خیلی می‌فهمید.
اسمش *جمال* بود.‌
از خوزستان کوبیده بود و آمده بود تهران برای کارگری.
اوّل‌ها مَلات سیمان درست میکرد
و میبرد وَردست اوستا تا دیوار مستراح و حمّام را عَلَم کنند.
جَنَم داشت.
بعد از چهار ماه شد همه‌کارهٔ کارگاه:
حضور و غیاب کارگرها، کنترل انبار، سفارش خرید ، همه چیز...
قشنگ حرف می‌زد.
دایرهٔ لغات وسیعی داشت.
تُن صدایش هم خوب بود،
شبیه آلِن دِلون.
اما مهمّ‌ترین خاصیّتش همان بود که گفتم : خیلی قشنگ حرف می‌زد.
یک بار کارگر مُقّنیِ قوچانی‌مان رفت توی یک چاه شش‌متری که خودش کنده بود. بعد خاک آوار شد روی سرش.
*جمال* هم پرید به رئیس کارگاه خبر داد. رئیس کارگاه رنگش شد مثل پنیر لیقوان. حتّی یادش رفت زنگ بزند آتش‌نشانی...
*جمال*، موبایل رئیس کارگاه را از روی کمرش کشید و خودش زنگ زد.
گفت که: «کارگرمان مانده زیر آوار»
خیلی خوب و خلاصه گفت.
تَهِش هم گفت : «مُقنّّی‌مان دو تا دختر دارد، خودش هم شناسنامه ندارد.
اگر بمیرد دست یتیمهایش به هیچ جا بند نیست»
بعد *جمال* رفت سر چاه تا کمک کند برای پس‌زدن خاکها.
خاک که نبود!!! گِل رُس بود و برف یخ‌زدهٔ چهار روز مانده.

تا آتش‌نشانی برسد، رسیده بودند به سر مُقنّی، دقیقاً زیر چانه‌اش، هنوز زنده بود.
اورژانسچی آمد و یک ماسک اکسیژن زد روی دَک‌وپوزش. آتش‌نشانها گفتند؛
چهار ساعت طول می‌کشد تا برسند به مچ پایش و بکشندش بیرون.؟!؟
چهار ساعت برای چاهی که مُقنّی دوساعته و یک‌نفره کنده بودش!؟!
بعد هم شروع کردند. همه‌چیز فراهم بود:
آتش‌نشان بود.
پرستار بود.
چایِ گرم بود.
رئیس‌کارگاه هم بود.
فقط امّید نبود.
مُقنّی سردش بود و ناامّید.
*جمال* رفت روی برفها کنارش خوابید،
و شروع کرد خیلی قشنگ قشنگ آلِن دِلونی برایش حرف زد.
حرف که نمیزد!
لاکِردار داشت برایش نقّاشی میکرد.
*جمال* میخواست آسمان ابریِ زمستانِ دم غروب را آفتابی کند و رنگش کند.
او میخواست امّید بدهد.
همه میدانستند خاک رُس و برف چهار روزه ، چقدر سرد است.؟.
مخصوصاً اگر قرار باشد چهار ساعت لایِ آن باشی.!؟!.
دو تا دختر فِسقِلی هم توی قوچان داشته باشی، بی‌شناسنامه.
امّا *جمال* کارش را خوب بلد بود.
*جمال* خوب ‌میدانست که کلمات ، منبع لایتناهی انرژی و امّیدند،
اگر درست مصرفشان کنند.
*جمال* چهار ساعت تمام ماند کنار مّقنّی و ریزریز دنیای خاکستری و واقعیِ دوروبرش را برایش رنگ کرد :
آبی ، سبز ، قرمز.

*جمال* امّید را گاماس ، ‌گاماس تزریق کرد زیر پوستش.
چهار ساعت تمام.!؟!.
مُقنّی زنده ماند.
البتّه حتماً بیشتر هم به‌همّت *جمال* زنده ماند.
آدمها همه ، توی زندگی یک *جمال* میخواهند برای خودشان.
زندگی از َازل تا به اَبد خاکستری بوده و هست.
فقط این وسط یکی باید باشد که به‌دروغ هم که شده ، رنگ بپاشد روی این‌همه اَبرِ خاکستری.

رمز زنده ماندن زیر آوار زندگی فقط کلمات هستند وبس.

کلمات را قبل از اِنقضاء،
درست مصرف کنیم.
*جمالِ* زندگیمان را پیدا کنیم.
*جمال* زندگیِ دیگران باشیم در این روزهای کرونایی به جمالها نیاز شدید داریم....
@luvablee
بعضی وقتا کنار یه نفر♡
می تونی همه ی دنیا رو
فراموش کنی 💍🔗

🆔:
@luvablee🌸
تو چرا نمیروی از من؟