من نگرانم،
دلم میسوزد
از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام را برایت ایمیل کنم
و تو با روشنفکریِ مسخره ای از صمیم قلب برایم آرزوی خوشبختی کنی،
من میترسم از اینکه دلم بخواهد
سر به تنِ آن شخصِ کناری ات نباشد
و مجبور باشم
لبخندِ احمقانه ای بزنم و
بگویم به هم میایید😏
آن موقع حتما هم من خوشبختم هم تو،
و یکی را هم داریم
که کاملا با هم تفاهم داریم
و دیگر حتی بحث هایِ نصفِ و نیمه نداریم،
اما همیشه یک جایِ کارمان میلنگد
که پنجشنبه ها به بهانه یِ دلتنگی برای مادر بزرگ در گوشه یِ خانه مان اشک میریزیم و
جمعه ها را به بهانه یِ دلگیری روز جمعه
کلِ روز را با بی حوصلگی میگذرانیم.
باور کن من میترسم
تو نمیترسی؟
|سحر_رستگار|
@luvablee🙂
دلم میسوزد
از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام را برایت ایمیل کنم
و تو با روشنفکریِ مسخره ای از صمیم قلب برایم آرزوی خوشبختی کنی،
من میترسم از اینکه دلم بخواهد
سر به تنِ آن شخصِ کناری ات نباشد
و مجبور باشم
لبخندِ احمقانه ای بزنم و
بگویم به هم میایید😏
آن موقع حتما هم من خوشبختم هم تو،
و یکی را هم داریم
که کاملا با هم تفاهم داریم
و دیگر حتی بحث هایِ نصفِ و نیمه نداریم،
اما همیشه یک جایِ کارمان میلنگد
که پنجشنبه ها به بهانه یِ دلتنگی برای مادر بزرگ در گوشه یِ خانه مان اشک میریزیم و
جمعه ها را به بهانه یِ دلگیری روز جمعه
کلِ روز را با بی حوصلگی میگذرانیم.
باور کن من میترسم
تو نمیترسی؟
|سحر_رستگار|
@luvablee🙂
بشین بنويس از رفتنش،
از سرد شدنش،
از عشق بي اندازه ات!
اونقدر بنويس که گریه ات بگیره ،
که زل بزني به کاغذ ببيني همش اسم اونه!
اونقدر که کاملاً یادت بره خودت رو !
بنويس از روز هاي اول از خنده هاي بلندت،
همه چیز رو بنویس!
حتي یه صفحه جا بذار واسه اشکات!
چون دیگه نمیتوني باز تجربه اشون کني،
بنویس که وقتي بي حس شدي،
وقتي که دیگه هيچي برات مهم نبود،
همه رو با حوصله بخوني،دست بکشي رو اشکاي خشک شدت،
بدوني توأم عاشق بودي...!
هرچي شد بنویس،
واسه روزي که وجودت میمیره،
بنويس که حداقل یه تیکه از خودت رو تو نوشته هات زنده نگه داشته باشي،
شايد بخواي برگردي!
|شاینی_امیری|
@luvblee🙂
💫❣💫❣💫❣💫
@a_miim
از سرد شدنش،
از عشق بي اندازه ات!
اونقدر بنويس که گریه ات بگیره ،
که زل بزني به کاغذ ببيني همش اسم اونه!
اونقدر که کاملاً یادت بره خودت رو !
بنويس از روز هاي اول از خنده هاي بلندت،
همه چیز رو بنویس!
حتي یه صفحه جا بذار واسه اشکات!
چون دیگه نمیتوني باز تجربه اشون کني،
بنویس که وقتي بي حس شدي،
وقتي که دیگه هيچي برات مهم نبود،
همه رو با حوصله بخوني،دست بکشي رو اشکاي خشک شدت،
بدوني توأم عاشق بودي...!
هرچي شد بنویس،
واسه روزي که وجودت میمیره،
بنويس که حداقل یه تیکه از خودت رو تو نوشته هات زنده نگه داشته باشي،
شايد بخواي برگردي!
|شاینی_امیری|
@luvblee🙂
💫❣💫❣💫❣💫
@a_miim