Azizi’s Warm Corner
7.25K subscribers
2.97K photos
382 videos
134 files
2.39K links
جوهر انسانی ما توانایی ما در استدلال کردن است.

https://www.youtube.com/@AziziWC


https://t.iss.one/HidenChat_Bot?start=1332560643
Download Telegram
🤣31
دث نوت افتاده دست کی یه مشت سناتور و آدم گنده یهویی دارن ایست قلبی می‌کنن تو کل دنیا
🤣34👀2
🥇 پدر تمام انیمه‌های استراتژی؟! | افسانه سه برادر! 🔥⚔️


📹 https://youtu.be/n-B9fFWNFPA
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
13
من کصکش دو عالمم اگر دوباره تو این تله بیوفتم

جا قبلی هنوز درد می‌کنه
🤣12💔3
ربات انیکسی اوکی شد
https://t.iss.one/theAnixy

پروکسی میذاره
خواستید استفاده کنید
خوشتون اومد راضی بودید دونیت کنید زنده بمونه
https://daramet.com/AziziWarmCorner
9
یکی از آرزوهام بعد از آرزویی که فکر کنم دیگه بهش نمیرسم اونم پلی دادن وارتاندر با تام‌کت که قولش روهم بهم داده بود 😭😭😭 پلی دادن هارتس اف ایرون با طاها و تپلیز و پرشین استراتژیه
و همچنین shc با مینیغار
6
📣درود به همه رفقا...
با حمایت شما من تونستم قیمت رو کاهش بدم و سرویس رو باهمون کیفیت نگه دارم...


ویژگی های سرویس:💎

محدودیت کاربر نداره

مناسب کامل وب گردی

مناسب کامل هوش مصنوعی ها

مناسب ترید و گیم زدن

سرور نیم بها

مولتی لوکیشن(همه لوکیشن ها رو داره)



لوکیشن های موجود در ۱ لینک که شما خریداری میکنید:

🇺🇸🇺🇦🇹🇷🇪🇸🇳🇱🇫🇷🇮🇹🇮🇳🇨🇦🇯🇵🇬🇧🇫🇮🇦🇪🇦🇱🇦🇺🇨🇭

نکته:📹
سرور آلبانی یوتوب بدون تبلیغ میاره سرویس ها بیشترشون ip ثابت هستن.

💡هدف بنده فروش نی هدف من متصل کردن راحت خانواده های شما و کاهش قیمت سرویس برای دسترسی مستقیم ک بدون استرس و رایگان شماست شرمنده از همه دوستان بابت همین گرفتن هزینه سرور.

قیمت گیگی سرویس:💸

۲هزار تومن

قیمت ۱۰۰ گیگی سرویس:💸

۱۹۵هزار تومن


جهت خرید به خودم پیم بدید:

@xsparvin

جهت اطلاع کاهش قیمت ها:
@xszapass
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
17🤣5👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان جنوب کشور

حتی اینم دیگه روشن نیست
ولی بخوابید
یکی از بزرگترین کارهایی که میتونید در حقم کنید فالو کردن کانال کیک هستش چون برای همکاری نقد درآمدش باید فالوور هاش بره بالای ۲۵۰


https://kick.com/aziziwarmcorner
10
Forwarded from The Home
✏️ اگر بخواهم مرگ را با چیزی توصیف کنم، شمع نزدیک‌ترین تصویر است. جالب اینجاست که این نگاه، چیزی نیست که تازه به آن رسیده باشم؛ تا جایی که یادم می‌آید، از حدود شش یا هفت سالگی مرگ را همیشه این‌گونه در ذهنم تصور کرده‌ام و با گذشت سال‌ها، هنوز هم هیچ تشبیهی برایم دقیق‌تر از این پیدا نشده است.

انسان، از همان لحظه‌ای که شعله‌ی زندگی در وجودش روشن می‌شود، آرام‌آرام آغاز به آب شدن می‌کند. هیچ شمعی برای همیشه نمی‌سوزد و هیچ راهی هم وجود ندارد که این سوختن را متوقف کند. شاید بتوان شعله را از باد حفظ کرد یا شمع را در جای امن‌تری گذاشت، اما سرانجام، مقصد همه‌ی شمع‌ها یکی است؛ روزی می‌رسد که آخرین قطره‌ی موم فرو می‌چکد و شعله، بی‌هیاهو خاموش می‌شود.

بعضی چیزها اما این مسیر را دشوارتر می‌کنند. رنج، فرسودگی، بی‌توجهی به خود، یا آسیب‌هایی که انسان به جسم و جانش وارد می‌کند، شبیه ترک‌هایی هستند که بر بدنه‌ی شمع می‌افتند. شاید شعله هنوز روشن باشد، اما آن ترک‌ها باعث می‌شوند شمع ناپایدارتر بسوزد و زودتر از آنچه باید، توانش را از دست بدهد.

و مرگی که به دست دیگری رقم می‌خورد، انگار شبیه آن است که کسی پیش از آنکه شمع به پایان طبیعی خود برسد، فتیله‌اش را ببرد. نه چون زمان خاموش شدنش فرا رسیده بود، بلکه چون فرصت ادامه‌ی سوختن از او گرفته شد. شمع هنوز مومی برای بخشیدن داشت، هنوز نوری برای تاباندن داشت، اما شعله‌اش پیش از موعد خاموش شد.

شاید همین است که زندگی را ارزشمند می‌کند؛ نه اینکه پایان ندارد، بلکه درست به این دلیل که پایانش گریزی ندارد. هر شعله، هرچقدر هم کوتاه یا بلند، فرصتی است برای روشن کردن تاریکیِ اطراف خود. و شاید آنچه از یک شمع به یاد می‌ماند، نه مقدار مومی باشد که باقی گذاشت، بلکه نوری باشد که تا آخرین لحظه بخشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Forwarded from The Home
✏️ گاهی با خودم فکر می‌کنم، شاید بزرگ‌ترین اشتباه ما این باشد که مرگ را نقطه‌ی مقابل زندگی می‌دانیم؛ در حالی که از همان لحظه‌ای که نخستین نفس را می‌کشیم، هر دو در کنار هم آغاز می‌شوند. یکی به ما فرصت می‌دهد و دیگری، آرام‌آرام، از آن فرصت کم می‌کند. نه با عجله، نه از روی دشمنی؛ فقط چون قانون جهان همین است.

شاید به همین دلیل هیچ‌وقت نتوانستم با این جمله که «برای مرگ هنوز زود است» ارتباط برقرار کنم. زود و دیر، مفهومی است که ما ساخته‌ایم. برای شمعی که روشن شده، زمان از همان ثانیه‌ی اول در حال گذر است. هیچ شعله‌ای از پایانش خبر ندارد، اما همه‌ی شعله‌ها به سمت همان پایان حرکت می‌کنند.

گاهی آدم‌ها تمام عمرشان را صرف فرار از پایان می‌کنند، آن‌قدر که خودِ مسیر را فراموش می‌کنند. مدام نگران روزی هستند که همه‌چیز تمام می‌شود، اما متوجه نیستند که هر روز، بخشی از همان «همه‌چیز» را زندگی نکرده‌اند. انگار آن‌قدر چشم به آخر راه دوخته‌اند که زیبایی جاده را از یاد برده‌اند.

شاید ارزش زمان دقیقاً به همین باشد که بی‌رحمانه محدود است. اگر انسان جاودانه بود، هیچ طلوعی ارزش دیدن نداشت، هیچ خداحافظی تلخ نبود، هیچ آغوشی آن‌قدر محکم گرفته نمی‌شد و هیچ جمله‌ای با این همه دقت گفته نمی‌شد. شاید فانی بودن، همان چیزی است که به لحظه‌ها معنا می‌دهد.

و عجیب است... ما معمولاً از خاموش شدن می‌ترسیم، اما کمتر از خودمان می‌پرسیم آیا واقعاً روشن بوده‌ایم؟ آیا نوری که در اختیار داشتیم، فقط صرف گرم نگه داشتن خودمان شد، یا توانست برای لحظه‌ای هرچند کوتاه، تاریکیِ مسیرِ کسی دیگر را هم کمتر کند؟

شاید پاسخ این سؤال، مهم‌تر از دانستن زمان خاموش شدن باشد. زیرا پایان، برای همه یکسان است؛ اما آنچه پیش از آن اتفاق می‌افتد، همان چیزی است که هر انسان، خودش آن را می‌نویسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍1
Forwarded from The Home
✏️ شاید به همین دلیل است که هیچ‌وقت نتوانستم ارزش زندگی را با تعداد سال‌هایی که انسان نفس می‌کشد اندازه بگیرم. برای من، زندگی هیچ‌وقت مسابقه‌ای برای بیشتر ماندن نبوده است؛ بلکه فرصتی بوده برای آنکه تا پیش از خاموش شدن، چیزی از خودت در این جهان باقی بگذاری. نه لزوماً اثری بزرگ، نه نامی ماندگار؛ شاید فقط خاطره‌ای خوب در ذهن یک نفر، لبخندی که باعثش شدی، یا نوری که برای لحظه‌ای در تاریکیِ زندگی کسی روشن کردی.

گاهی انسان آن‌قدر درگیر شمردن روزهای باقی‌مانده می‌شود که فراموش می‌کند هر روز، خودش بخشی از زندگی است، نه صرفاً فاصله‌ای تا پایان. انگار تمام مسیر را به امید رسیدن به مقصد طی می‌کنیم، در حالی که مقصد، از همان ابتدا مشخص بوده است. چیزی که تفاوت ایجاد می‌کند، نحوه‌ی قدم برداشتن میان این دو نقطه است.

شاید هیچ‌کدام از ما اختیار زمان خاموش شدن شعله‌مان را نداشته باشیم، اما تا وقتی روشن است، انتخاب با خودمان است که این نور را صرف چه چیزی کنیم. می‌توان تمام عمر از تاریکی ترسید، یا می‌توان همان نور اندک را خرج روشن کردن بخشی از آن کرد. شاید دنیا بعد از خاموش شدن ما تفاوت بزرگی نکند، اما اگر حتی برای یک نفر، لحظه‌ای تاریکی کمتر شده باشد، شاید همان، معنای واقعی سوختن باشد.

در نهایت، آنچه از یک شمع در ذهن می‌ماند، مومی نیست که آب شد؛ نوری است که بخشید. شاید انسان هم همین‌گونه باشد. هیچ‌کس سال‌ها بعد، تعداد نفس‌های ما را به خاطر نخواهد آورد؛ اما شاید کسی هنوز گرمای حضوری را به یاد داشته باشد که روزی، بی‌آنکه خودش بداند، بخشی از تاریکی زندگی‌اش را روشن کرده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Forwarded from ARIMA
اگه مغز داشتن سراغ تیک تاک نمی‌رفتن
👍25👌2
پاشو پاشو بیا نانای کن
دستاتو پایین و بالا کن
🗣🗣
👻2
سپاس از مهتا بابت معرفی این گیم
بنظر جالب میاد برم ببینم چه خواهد شد
🔥10