سیاه و سپید
@AvayeMehregan
هزار سال ز من دور شد ستارهی صبح
ببین کزین شب ظلمت جهان چه خواهد دید
استاد شجریان
ببین کزین شب ظلمت جهان چه خواهد دید
استاد شجریان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اصولا اینجا اپیزودهایی رو که میزارم اونایی هستن که خودم اول میبینمش بعد با بقیه به اشتراک میزارم، این سری واقعا نتونستم و توی ۵ دیقه ی اولی که داشتم این ویدیوکست رو میدیدم هیجان اینکه بدو بدو پستش کن ولم نکرد و الان دارم همینکارو میکنم
تو این اپیزود لکس فریدمن(Lex Friedmen) با دنیس وایت(Dennis G. WHYTE) در مورد آینده ی انرژی و منابع انرژی هیدروژنی و سوخت های هسته ای بحث میکنن.
به طور کلی من خیلی در مورد منایع انرژی و مهم تر از اون توزیع انرژی میخونم و شاید بشه گفت تحقیق میکنم چون توی دنیای امروز که انقلاب صنعتی چهارم در حال اتفاق افتادنه انرژی و توزیع اون داره نقش سوخت رو برای یه ماشین بزرگ بازی میکنه(از کتاب Shaping the Fourth Industrial Revolution نوشته ی کلاس شواب)، این چیزا برای من که خیلی علاقه دارم یه استارتاپ تو حوزه ی انرژی داشته باشم خیلی جذاب بوده.
به هر حال لینک ویدیوکست پادکست رو میزارم تا خودتون ببینید و لذت ببرید.
Youtube
Spotify
همچین از بقیه ی برنامه های پادگیر هم میتونید لکس رو دنبال کنید.
@knowpow
تو این اپیزود لکس فریدمن(Lex Friedmen) با دنیس وایت(Dennis G. WHYTE) در مورد آینده ی انرژی و منابع انرژی هیدروژنی و سوخت های هسته ای بحث میکنن.
به طور کلی من خیلی در مورد منایع انرژی و مهم تر از اون توزیع انرژی میخونم و شاید بشه گفت تحقیق میکنم چون توی دنیای امروز که انقلاب صنعتی چهارم در حال اتفاق افتادنه انرژی و توزیع اون داره نقش سوخت رو برای یه ماشین بزرگ بازی میکنه(از کتاب Shaping the Fourth Industrial Revolution نوشته ی کلاس شواب)، این چیزا برای من که خیلی علاقه دارم یه استارتاپ تو حوزه ی انرژی داشته باشم خیلی جذاب بوده.
به هر حال لینک ویدیوکست پادکست رو میزارم تا خودتون ببینید و لذت ببرید.
Youtube
Spotify
همچین از بقیه ی برنامه های پادگیر هم میتونید لکس رو دنبال کنید.
@knowpow
🔥2
An Inspired Engineer
If you cannot explain something in simple terms, you don't understand it. The best way to learn is to teach. اگر شما نتوانید چیزی را به شکل ساده توضیح دهید، شما آن را نفهمیده اید، بهترین راه برای یادگیزی چیزی یاد دادن آن است ریچارد فایمن @knowPow
آرمان یه ریپو برام فرستاد که این حرف آقامون ریچاردفایمن رو پیش گرفته و اومده یه سری چیزارو کنار هم چیده و یه جای خوب برای اینکه بتونین چیز های خودتون رو بسازین شده! اینجا منظورم از کلمهی چیز ینی هرچی که فکرشو کنین، از داکر و زبون های برنامه نویسی گرفته تا کرنل هایی که خودتون توسعه میدین، حتی شاید دوست دارید نتورک استک خودتون رو بنویسید، خب خوبه اینجا میتونین پیداش کنین و باهاش شروع کنین.
نمیشه گفت همه چی رو بهتون میگه ولی میتونه جرقه ی خوبی برای روشن شدن اون شعله ی شروع بزنه
به هر حال بازم لینکش رو میزارم تا خودتون چک کنید:
Web: https://build-your-own-x.vercel.app
On Github
اپدیت: یه کتاب دراومده که Redis رو از اول با سی مینویسید. فرصت خوبیه برای برنامهنویس بهتر شدن با انجام یه پروژه نسبتا پیچیده.(از هادی مشیدی)
https://build-your-own.org/
@knowpow
نمیشه گفت همه چی رو بهتون میگه ولی میتونه جرقه ی خوبی برای روشن شدن اون شعله ی شروع بزنه
به هر حال بازم لینکش رو میزارم تا خودتون چک کنید:
Web: https://build-your-own-x.vercel.app
On Github
اپدیت: یه کتاب دراومده که Redis رو از اول با سی مینویسید. فرصت خوبیه برای برنامهنویس بهتر شدن با انجام یه پروژه نسبتا پیچیده.(از هادی مشیدی)
https://build-your-own.org/
@knowpow
build-your-own-x.vercel.app
Build Your Own X
This repo is forked from awesome anistefanovic/build-your-own-x ,
site is created and maintained by Kalan which converted github README.md to
website, and probably will add more opinionated resource. Follow me on
Twitter or contrinute your article…
site is created and maintained by Kalan which converted github README.md to
website, and probably will add more opinionated resource. Follow me on
Twitter or contrinute your article…
👍1
"واحد اندازهگیری غرور : نانو Dijkstra"
تردید، به نظرم همهچیز از اینجا شروع میشه. میگن اولین مرحلهی رسیدن به یقین، تردیده. اصولا آدما از تردید خوششون نمیاد. حتی اینم دوست ندارن که کسی براشون تردید ایجاد کنه. همه چیز رو وقتی آروم و ثابته دوست دارند. واسه همین خیلیها به تردیدی که براشون ایجاد و یا مطرح میشه توجه نمیکنند و همون ابتدای کار از بازی کنار میکشن. یهسریا ولی به تردید میدون میدن. میذارن در وجودشون ریشه کنه. بهش آب و نور میدن. تردید رشد میکنه و بزرگ میشه و تغییر شکل میده. تردید تبدیل میشه به ترس و از اینجا به بعد انتخاب زیادی براشون نمیمونه. خیلی هم دیر شده و راه برگشتی ندارن. اونا حالا باید با ترسی دست و پنجه نرم کنن که در آخر یا به جنون و انزوا میکشدشون، یا تبدیل میشه به جرئت. معمولا تعداد کمی هستن که مجنون و منزوی نمیشن. حالا اونا جرئت زدن حرفهایی رو دارن که پیش ازین براشون شدنی نبود. اونا جرئت انجام کارهایی رو دارن که در حد و اندازهی خودشون نمیدیدن.
وقتی داشتم به مصاحبهی دایکسترا بعد از برنده شدن جایزهی تورینگ گوش میدادم، میگفت زمانی که به برنامهنویسی علاقهمند شده بود و خواست دکتری بخونه، رشتهای به نام Computer Science وجود نداشت و مجبور شد رشتهی ریاضی رو انتخاب کنه. زمانی که خواست ازدواج بکنه، برای انجام کارهای حقوقیش در هلند، باید Profession اش رو ثبت میکرد، وقتی خودش رو به عنوان یک Programmer معرفی کرد، مسئولی که در حال ثبت اطلاعات بود این حرفه رو قبول نکرد چرا که چنین حرفهای در جهان نه مطرح بود و نه معنی داشت و مجبور شد با تکیه بر تحصیلاتش در رشتهی فیزیک، پیشهی خودش رو Theoretical Physicist عنوان کنه.
اینجا دقیقا همون موقعهایی بود که دایکسترا تردیدش به ترس تبدیل شده بود. منتهی اجازه نداد که این تردید بخواد مفلوک و منفعلش بکنه. اون ترسش رو به سمت جرئت هدایت کرد و رشد داد. دایکسترا به جرئت راضی نبود. پاش رو فراتر گذاشت و به غرور دست پیدا کرد. غروری بی حد و حصر بهطوری که Alan Kay برندهی جایزهی تورینگ میگه :
"I don't know how many of you have ever met Dijkstra, but you probably know that arrogance in computer science is measured in nano-Dijkstras."
دیگه خبری از تردید وجود نداشت. تردید جای خودش رو بهطور کامل به یقین داده بود. دایکسترا با یقین کامل در مقالهای گفت که go to رو نباید در برنامه نویسی استفاده کرد و بهزودی از زبانهای برنامهنویسی حذف میشه، ولی زمانی که این حرف رو زد خیلی از دانشمندا من جمله ریچارد همینگ در نامهای به مقالهاش پاسخ دادن و مسخرهاش کردن. وقتی که به یقین رسیده باشی، حقیقت چارهای نداره جز اینکه از آن تو باشه. به شکلی که Knuth جایی گفت: به نظرم فقط دو نفر در طول تاریخ بودن که ذهنشون برای کامپیوتری فکر کردن ساخته شده بود، تورینگ و دایکسترا.
اما خب غرور در بعضیها جور دیگه ای رشد میکنه. تبدیل به طعنه میشه. میشه یک شخصی مثل Leslie Lamport. لمپورت سال ۲۰۰۵ رفت سراغ درستییابی سیستمهای Real-time. کاری که خیلی از دانشمندا از دههی ۸۰ میلادی در تلاش بودن که به ثمر برسونن. انقدر این کار برای لمپورت ساده و بدیهی بود که عنوان مقالهاش رو به طعنه گذاشت:
Real Time is Really Simple
این مقاله رو در سال ۲۰۰۵ برای ژورنال Formal Methods in Systems Design سابمیت کرد، ولی بخاطر اینکه این مقالهی ۹۰ صفحهای از دید reviewer های اون ژورنال بسیار ساده بود و هیچ Contribution نداشت، ریجکت شد.
لمپورت که به یقین محض رسیده بود، مقاله رو در قالب یک ریپورت منتشر کرد و تا امروز حدود ۱۳۰ تا سایت خورده. جالبه کسانی که اون مقاله رو ریجکت کردن هم بعدا بهش سایت دادن!
همونطور که گفتم وقتی که به یقین رسیده باشی، حقیقت چارهای نداره جز اینکه از آن تو باشه. لمپورت سال ۲۰۱۳ برندهی جایزهی تورینگ شد.
فقط باید جرئتش رو داشته باشی که از ته دلت فریاد بزنی و بگی : پادشاه لخته.
مثل کاری که خانم Kwiatkowska توی یکی از مقالات اخیرشون انجام دادن و عنوان مقالهشون رو گذاشتن:
The King is Naked: on the Notion of Robustness for Natural Language Processing
از یه محقق بدبین
@knowpow
تردید، به نظرم همهچیز از اینجا شروع میشه. میگن اولین مرحلهی رسیدن به یقین، تردیده. اصولا آدما از تردید خوششون نمیاد. حتی اینم دوست ندارن که کسی براشون تردید ایجاد کنه. همه چیز رو وقتی آروم و ثابته دوست دارند. واسه همین خیلیها به تردیدی که براشون ایجاد و یا مطرح میشه توجه نمیکنند و همون ابتدای کار از بازی کنار میکشن. یهسریا ولی به تردید میدون میدن. میذارن در وجودشون ریشه کنه. بهش آب و نور میدن. تردید رشد میکنه و بزرگ میشه و تغییر شکل میده. تردید تبدیل میشه به ترس و از اینجا به بعد انتخاب زیادی براشون نمیمونه. خیلی هم دیر شده و راه برگشتی ندارن. اونا حالا باید با ترسی دست و پنجه نرم کنن که در آخر یا به جنون و انزوا میکشدشون، یا تبدیل میشه به جرئت. معمولا تعداد کمی هستن که مجنون و منزوی نمیشن. حالا اونا جرئت زدن حرفهایی رو دارن که پیش ازین براشون شدنی نبود. اونا جرئت انجام کارهایی رو دارن که در حد و اندازهی خودشون نمیدیدن.
وقتی داشتم به مصاحبهی دایکسترا بعد از برنده شدن جایزهی تورینگ گوش میدادم، میگفت زمانی که به برنامهنویسی علاقهمند شده بود و خواست دکتری بخونه، رشتهای به نام Computer Science وجود نداشت و مجبور شد رشتهی ریاضی رو انتخاب کنه. زمانی که خواست ازدواج بکنه، برای انجام کارهای حقوقیش در هلند، باید Profession اش رو ثبت میکرد، وقتی خودش رو به عنوان یک Programmer معرفی کرد، مسئولی که در حال ثبت اطلاعات بود این حرفه رو قبول نکرد چرا که چنین حرفهای در جهان نه مطرح بود و نه معنی داشت و مجبور شد با تکیه بر تحصیلاتش در رشتهی فیزیک، پیشهی خودش رو Theoretical Physicist عنوان کنه.
اینجا دقیقا همون موقعهایی بود که دایکسترا تردیدش به ترس تبدیل شده بود. منتهی اجازه نداد که این تردید بخواد مفلوک و منفعلش بکنه. اون ترسش رو به سمت جرئت هدایت کرد و رشد داد. دایکسترا به جرئت راضی نبود. پاش رو فراتر گذاشت و به غرور دست پیدا کرد. غروری بی حد و حصر بهطوری که Alan Kay برندهی جایزهی تورینگ میگه :
"I don't know how many of you have ever met Dijkstra, but you probably know that arrogance in computer science is measured in nano-Dijkstras."
دیگه خبری از تردید وجود نداشت. تردید جای خودش رو بهطور کامل به یقین داده بود. دایکسترا با یقین کامل در مقالهای گفت که go to رو نباید در برنامه نویسی استفاده کرد و بهزودی از زبانهای برنامهنویسی حذف میشه، ولی زمانی که این حرف رو زد خیلی از دانشمندا من جمله ریچارد همینگ در نامهای به مقالهاش پاسخ دادن و مسخرهاش کردن. وقتی که به یقین رسیده باشی، حقیقت چارهای نداره جز اینکه از آن تو باشه. به شکلی که Knuth جایی گفت: به نظرم فقط دو نفر در طول تاریخ بودن که ذهنشون برای کامپیوتری فکر کردن ساخته شده بود، تورینگ و دایکسترا.
اما خب غرور در بعضیها جور دیگه ای رشد میکنه. تبدیل به طعنه میشه. میشه یک شخصی مثل Leslie Lamport. لمپورت سال ۲۰۰۵ رفت سراغ درستییابی سیستمهای Real-time. کاری که خیلی از دانشمندا از دههی ۸۰ میلادی در تلاش بودن که به ثمر برسونن. انقدر این کار برای لمپورت ساده و بدیهی بود که عنوان مقالهاش رو به طعنه گذاشت:
Real Time is Really Simple
این مقاله رو در سال ۲۰۰۵ برای ژورنال Formal Methods in Systems Design سابمیت کرد، ولی بخاطر اینکه این مقالهی ۹۰ صفحهای از دید reviewer های اون ژورنال بسیار ساده بود و هیچ Contribution نداشت، ریجکت شد.
لمپورت که به یقین محض رسیده بود، مقاله رو در قالب یک ریپورت منتشر کرد و تا امروز حدود ۱۳۰ تا سایت خورده. جالبه کسانی که اون مقاله رو ریجکت کردن هم بعدا بهش سایت دادن!
همونطور که گفتم وقتی که به یقین رسیده باشی، حقیقت چارهای نداره جز اینکه از آن تو باشه. لمپورت سال ۲۰۱۳ برندهی جایزهی تورینگ شد.
فقط باید جرئتش رو داشته باشی که از ته دلت فریاد بزنی و بگی : پادشاه لخته.
مثل کاری که خانم Kwiatkowska توی یکی از مقالات اخیرشون انجام دادن و عنوان مقالهشون رو گذاشتن:
The King is Naked: on the Notion of Robustness for Natural Language Processing
از یه محقق بدبین
@knowpow
👍8❤1
به قول نیک بوستروم، هوش مصنوعی مثل بچهی جغدی هست که ما (موش ها) توی جنگل پیداش کردیم. بعضی ها امید دارن که اگه درست تربیتش کنیم در آینده برامون غذا پیدا میکنه و در برابر دشمنانمون از ما محافظت میکنه، اما عدهای دیگه میگن که وقتی بچه جغد بزرگ بشه اول از همه خود ما رو میخوره!
اخیرا به این فکر میکنم چه قدر این اتفاق ممکنه بیوفته؟ آیا قدرت تصمیم گیری ماشین ها به انسان ها کمک میکنه یا علیه اونا متحد میشه!؟
هوش مصنوعی واقعی اگه اتفاق بیوفته ممکنه خطری رو ایجاد کنه که از هر تهدیدی که قبل این داشتیم، حتی سلاح های هسته ای هم فراتر بره، اگه توسعه ای مثل این مدیریت نشه ممکنه نسل بشریت به خطر بیوفته...
شایدم باید اول بپرسیم که چی ما رو میترسونه؟ شاید اینکه میترسیم کار از دستمون در بره، یعنی یه هوش مصنوعی بتونه خودش رو هی بهبود بده(بدون کنترل و دخالت انسان) و توی زمان کوتاهی از پتانسیل ذهنی انسان واقعی به طور غیر قابل تصوری فراتر بره و اون برای ما تصمیم بگیره، نه ما برای اون.
اگه این موضوع براتون جذابه و یا اگه به این فکر میکنین که داستان ما و این بمب ساعتی به کجا ختم میشه بهتون کتاب:
Superintelligence: Paths, Dangers, Strategies
رو از همین کسی که گفتم، نیک بوستروم، پیشنهاد میکنم، من هم تازه شروع کردم به خوندنش و بنظرم کتاب جالبه.
@knowpow
اخیرا به این فکر میکنم چه قدر این اتفاق ممکنه بیوفته؟ آیا قدرت تصمیم گیری ماشین ها به انسان ها کمک میکنه یا علیه اونا متحد میشه!؟
هوش مصنوعی واقعی اگه اتفاق بیوفته ممکنه خطری رو ایجاد کنه که از هر تهدیدی که قبل این داشتیم، حتی سلاح های هسته ای هم فراتر بره، اگه توسعه ای مثل این مدیریت نشه ممکنه نسل بشریت به خطر بیوفته...
شایدم باید اول بپرسیم که چی ما رو میترسونه؟ شاید اینکه میترسیم کار از دستمون در بره، یعنی یه هوش مصنوعی بتونه خودش رو هی بهبود بده(بدون کنترل و دخالت انسان) و توی زمان کوتاهی از پتانسیل ذهنی انسان واقعی به طور غیر قابل تصوری فراتر بره و اون برای ما تصمیم بگیره، نه ما برای اون.
اگه این موضوع براتون جذابه و یا اگه به این فکر میکنین که داستان ما و این بمب ساعتی به کجا ختم میشه بهتون کتاب:
Superintelligence: Paths, Dangers, Strategies
رو از همین کسی که گفتم، نیک بوستروم، پیشنهاد میکنم، من هم تازه شروع کردم به خوندنش و بنظرم کتاب جالبه.
@knowpow
Wikipedia
Superintelligence: Paths, Dangers, Strategies
2014 essay by Nick Bostrom
👍5
اول صبی اینا رو دیدم خیلی خوب بود، نوشته هایی که فرهاد میثمی برای مقدمهی اول کتاب های تستهای اندیشه سازان نوشته
@knowpow
@knowpow
👍3
زمانیکه پیر عشقمان توسط پدر دانشمند وفرزانه خویش در چهارده سالگی با هزاران امید و آرزو از تبریز به تهران بدرقه و رهسپار میشود و در دارلفنون و دانشکده پزشکی آن زمان مشغول به تحصیل میشود و بعد ماجرای عشق ثریا و شکست در عشق و تبعید به نیشابور وبعد خبر فوت پدر و اجازه نداشتن برای رفتن به تبریز و جنازه پدردیدن، همان پدری که آرزوداشت فرزندش دکتر شود وبه شهر خویش برگردد و انجا مطب دایر نماید و... ولی سرنوشت جوردیگری برای حضرت پیرمان رقم زده بود...
بی شک در بیان ماتم وفراق پدر نیز شهریارگوی سبقت را از دیگر شاعران روزگار ربوده است:
در ماتم پدر
چون باغبان به خون جگر پرورانديم
اي از نهال سعي نچيده ثمر پدر
زخم زبان خلق شنيدي براي من
نفرين به خوي مردم بيدادگر پدر
آوخ که کرد بازي ايام غافلم
تا با خبر شوم زتو آمد خبر پدر
اهل گذشت بودي و بخشنده و کريم
جرم پسر ببخش و زمن درگذرپدر
جانم بماتمت رود از تن بدر ولي
داغ توام نميرود از دل بدر پدر
کوه ار شوم به صبر و توانايي و شکيب
داغ تو کوه را بشکاند کمر پدر...
کانال استاد شهریار
@knowpow
بی شک در بیان ماتم وفراق پدر نیز شهریارگوی سبقت را از دیگر شاعران روزگار ربوده است:
در ماتم پدر
چون باغبان به خون جگر پرورانديم
اي از نهال سعي نچيده ثمر پدر
زخم زبان خلق شنيدي براي من
نفرين به خوي مردم بيدادگر پدر
آوخ که کرد بازي ايام غافلم
تا با خبر شوم زتو آمد خبر پدر
اهل گذشت بودي و بخشنده و کريم
جرم پسر ببخش و زمن درگذرپدر
جانم بماتمت رود از تن بدر ولي
داغ توام نميرود از دل بدر پدر
کوه ار شوم به صبر و توانايي و شکيب
داغ تو کوه را بشکاند کمر پدر...
کانال استاد شهریار
@knowpow
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Boy overwhelmed with emotion after seeing full colour for first time
A 12-year-old Minnesota boy who is “extremely” colour blind was moved to tears when he tried on a pair of glasses that allowed him to see colour for the first time
وقتی با کمک تکنولوژی اولین بار رنگ هارو میبینی…
@knowpow
A 12-year-old Minnesota boy who is “extremely” colour blind was moved to tears when he tried on a pair of glasses that allowed him to see colour for the first time
وقتی با کمک تکنولوژی اولین بار رنگ هارو میبینی…
@knowpow
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اخیرا یه مدل ماشین لرنینگ به اسم Kaiber یه ویدیو با یه موزیک از گروه لینکین پارک ساخته که سرصدای زیادی کرده و تا الان فقط توی یوتیوب نزدیک ۱۹ میلیون بار بازدید داشته، تلفیق خیره کننده از انیمیشن و هوش مصنوعی، همزمان با داستان سرایی لینکین پارک واقعا فوق العاده شده…
همونطور که گفتم، این ویدیو از Kaiber استفاده میکنه که یک استارتآپ گرافیکی هوش مصنوعی هست و به کاربران این امکان رو میده تا متن آهنگها و پیامها رو به نماهنگهای جذاب و باحال تبدیل کنن.
@knowpow
همونطور که گفتم، این ویدیو از Kaiber استفاده میکنه که یک استارتآپ گرافیکی هوش مصنوعی هست و به کاربران این امکان رو میده تا متن آهنگها و پیامها رو به نماهنگهای جذاب و باحال تبدیل کنن.
@knowpow
🔥2😱1
Forwarded from Exciton Computer Missile Program
سازمان اطلاعاتی NSA مراکز وابسته به دولت فدرال را در صورت امکان ملزم به استفاده از نرم افزارهایی با زبانهای برنامه نویسی با مدل حافظه امن کرده است. زبانهایی مانند جاوا، پایتون، Rust...و نه C++ و C. ماکروسافت فاش کرده که 70 درصد از آسیبپذیریهای آنها به دلیل مشکلات ایمنی حافظه بوده است. با وجود تلاش برنامه نویسان در مدیریت صحیح حافظه از باگهایی مانند سر ریز بافر که در اثر اشتباهات مدیریت حافظه ایجاد میشود سو استفادههای زیادی صورت میگیرد. زبانهایی با مدل حافظه امن ضعفها را به صقر نمیرسانند اما آنرا کاهش میدهند. لینک گزارش در زیر:
https://media.defense.gov/2022/Nov/10/2003112742/-1/-1/0/CSI_SOFTWARE_MEMORY_SAFETY.PDF
@Exciton_missile_program🚀
https://media.defense.gov/2022/Nov/10/2003112742/-1/-1/0/CSI_SOFTWARE_MEMORY_SAFETY.PDF
@Exciton_missile_program🚀
👍1
اثبات بدون آگاهی یا همان Zero Knowledge Proof
اثبات بدون آگاهی یا همان Zero Knowledge Proof روشی است برای ثبات درستی یک گذاره به شخص دیگر بدون اینکه لازم باشد هیچ اطلاعاتی به جز همان اثبات را به او ارائه کرد. مثلا اگر من بتونم در اختیار داشتن یک الماس رو بدون نشان دادنش به شما ثابت کنم از ZKP استفاده کردهام. دو نکته در این پازل وجود دارد، اول اینکه اثبات از طریق افشای اطلاعات خطرناکه و به راحتی میتونه اصل شی ارزشمند رو به خطر بندازه (مثلا یکی ممکنه الماس رو بدزده)، دوم اینکه زنجیره پذیر نیست یعنی اگر من داشتهام را از طریق افشای آن به شما اثبات کنم فقط به شما اثبات شده و شما نمیتوانید همینکار رو برای فرد سومی انجام دهید و به او ثابت کنید که من شی را در اختیار دارم. در مورد اشیا فیزیکی که نمیتونه در اختیار بیش از یک نفر باشه اثبات برای فرد سوم مستلزم انتقال مالکیت و در مورد اطلاعات که ذاتا در مالکیت انحصار پذیر نیستند و میتوانند کپی شوند مستلزم افشای آنهاست (مثلا اگر من پسوردم رو به شما بگم شما هم برای اینکه ثابت کنید پسورد من رو دارید مجبورید اونو به نفر سوم بگید و به همین راحتی همه برای اینکه بفهمن من خودمم باید پسوردم رو بدونن)
ادامه در👇
https://ariyan-eghbal.github.io/posts/zero-knowledge-proof/
از آریان اقبال
@knowpow
اثبات بدون آگاهی یا همان Zero Knowledge Proof روشی است برای ثبات درستی یک گذاره به شخص دیگر بدون اینکه لازم باشد هیچ اطلاعاتی به جز همان اثبات را به او ارائه کرد. مثلا اگر من بتونم در اختیار داشتن یک الماس رو بدون نشان دادنش به شما ثابت کنم از ZKP استفاده کردهام. دو نکته در این پازل وجود دارد، اول اینکه اثبات از طریق افشای اطلاعات خطرناکه و به راحتی میتونه اصل شی ارزشمند رو به خطر بندازه (مثلا یکی ممکنه الماس رو بدزده)، دوم اینکه زنجیره پذیر نیست یعنی اگر من داشتهام را از طریق افشای آن به شما اثبات کنم فقط به شما اثبات شده و شما نمیتوانید همینکار رو برای فرد سومی انجام دهید و به او ثابت کنید که من شی را در اختیار دارم. در مورد اشیا فیزیکی که نمیتونه در اختیار بیش از یک نفر باشه اثبات برای فرد سوم مستلزم انتقال مالکیت و در مورد اطلاعات که ذاتا در مالکیت انحصار پذیر نیستند و میتوانند کپی شوند مستلزم افشای آنهاست (مثلا اگر من پسوردم رو به شما بگم شما هم برای اینکه ثابت کنید پسورد من رو دارید مجبورید اونو به نفر سوم بگید و به همین راحتی همه برای اینکه بفهمن من خودمم باید پسوردم رو بدونن)
ادامه در👇
https://ariyan-eghbal.github.io/posts/zero-knowledge-proof/
از آریان اقبال
@knowpow
🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توی الکترونیک پایه همه چی ترانزیستوره حالا توی شکل و مدل های مختلف ولی اخیرا یه محقق ایرانی موسسه فدرال زوریخ یه نوع دیگه ای از کنترل سیگنال رو ابداع کرده که دستیابی به 6G رو هموارتر میکنه
و لازمه یادآوری کنم که نسل ۶ قراره ده برابر سریعتر از نسل پنجم باشه و ظاهرا داربم از تراهرتز حرف میزنم
سیسوگ به نقل از یورونیوز
@knowpow
و لازمه یادآوری کنم که نسل ۶ قراره ده برابر سریعتر از نسل پنجم باشه و ظاهرا داربم از تراهرتز حرف میزنم
سیسوگ به نقل از یورونیوز
@knowpow
😱1
Sobhe Azadi
Alireza Ghorbani
الا ای صبح آزادی، به یادآور در آن شادی
کز این شب های ناباور مَنَت آواز میدادم...
کز این شب های ناباور مَنَت آواز میدادم...
❤4
That ChatGPT can automatically generate something that reads even superficially like human-written text is remarkable, and unexpected. But how does it do it? And why does it work? My purpose here is to give a rough outline of what’s going on inside ChatGPT—and then to explore why it is that it can do so well in producing what we might consider to be meaningful text. I should say at the outset that I’m going to focus on the big picture of what’s going on—and while I’ll mention some engineering details, I won’t get deeply into them. (And the essence of what I’ll say applies just as well to other current “large language models” [LLMs] as to ChatGPT.)
https://writings.stephenwolfram.com/2023/02/what-is-chatgpt-doing-and-why-does-it-work/
@knowpow
https://writings.stephenwolfram.com/2023/02/what-is-chatgpt-doing-and-why-does-it-work/
@knowpow
Stephenwolfram
What Is ChatGPT Doing … and Why Does It Work?
Stephen Wolfram explores the broader picture of what's going on inside ChatGPT and why it produces meaningful text. Discusses models, training neural nets, embeddings, tokens, transformers, language syntax.
👏1