📌محور مقاومت؛ پاسخی که منحرف شد
جنگهای ایران و بیزانس و حمله اعراب در دوره ساسانی، یورش ترکان سلجوقی، حمله ویرانگر مغولان، جنگهای ایران با عثمانی و ازبکان در دوره صفوی، جنگهای ایران و روس در دوره قاجار، اشغال آذربایجان در دوره پهلوی و در آخر جنگ هشت ساله با عراق، ایران را سرزمینی کرده با مرزهای ناپایدار، بطوریکه بقول فیروزه کاشانی ثابت در کتاب افسانه های مرزی، هویت ملی ایران هم عجین شده با این ناپایداری مزمن و پاسخ جمهوری اسلامی به این نگرانی تاریخی با توجه به مقدورات و محذورات برآمده از تحریم های تسلیحاتی، ایجاد محور مقاومت بود، محوری که قرار بود با ایجاد یک خط آتش در جغرافیایی فراتر از ایران، خطر جنگ در مرزهای رسمی را برای تهران مرتفع کند و منطق این سیستم هم بیشتر از هر چیز معطوف بود به کنترل تنش تا ایجاد یا گسترش درگیری، امری که بارها هم جواب داد اما با عملیات هفت اکتبر حماس و به اسم وحدت عرصه ها بتدریج این منطق به کناری نهاده شد بطوریکه محور وارد مارپیچی شد فراتر از توان و ظرفیت خود و نتیجه هم مشخص بود، افزایش آسیب پذیری اعضا و صد البته گسترش شعاع جنگ از غزه تا ایران، به عبارتی مشکل از منطق ایجاد محور نبود بلکه مشکل از آنجایی شروع شد که محور از منطق خود منحرف شد و برآیند این انحراف هم باعث شد شکست استراتژیک در هفت اکتبر برای اسرائیل مبدل شود به فرصتی راهبردی برای تغییر پیکربندی خاورمیانه.
@katechon6
جنگهای ایران و بیزانس و حمله اعراب در دوره ساسانی، یورش ترکان سلجوقی، حمله ویرانگر مغولان، جنگهای ایران با عثمانی و ازبکان در دوره صفوی، جنگهای ایران و روس در دوره قاجار، اشغال آذربایجان در دوره پهلوی و در آخر جنگ هشت ساله با عراق، ایران را سرزمینی کرده با مرزهای ناپایدار، بطوریکه بقول فیروزه کاشانی ثابت در کتاب افسانه های مرزی، هویت ملی ایران هم عجین شده با این ناپایداری مزمن و پاسخ جمهوری اسلامی به این نگرانی تاریخی با توجه به مقدورات و محذورات برآمده از تحریم های تسلیحاتی، ایجاد محور مقاومت بود، محوری که قرار بود با ایجاد یک خط آتش در جغرافیایی فراتر از ایران، خطر جنگ در مرزهای رسمی را برای تهران مرتفع کند و منطق این سیستم هم بیشتر از هر چیز معطوف بود به کنترل تنش تا ایجاد یا گسترش درگیری، امری که بارها هم جواب داد اما با عملیات هفت اکتبر حماس و به اسم وحدت عرصه ها بتدریج این منطق به کناری نهاده شد بطوریکه محور وارد مارپیچی شد فراتر از توان و ظرفیت خود و نتیجه هم مشخص بود، افزایش آسیب پذیری اعضا و صد البته گسترش شعاع جنگ از غزه تا ایران، به عبارتی مشکل از منطق ایجاد محور نبود بلکه مشکل از آنجایی شروع شد که محور از منطق خود منحرف شد و برآیند این انحراف هم باعث شد شکست استراتژیک در هفت اکتبر برای اسرائیل مبدل شود به فرصتی راهبردی برای تغییر پیکربندی خاورمیانه.
@katechon6
👍19👎6
قصه ها در برابر اسناد رنگ می بازند و قصه امروز حضور امام موسی صدر در زندان صیدنایا و این کتاب روایتی است از سیاست خاورمیانه ای شاه و صد البته آغاز و سرانجام امام موسی صدر.
@katechon6
@katechon6
👍4
📌 جغرافیای سوریه و دکترین ضاحیه اسرائیل
اسرائیل درباره امنیت خود اهل ریسک کردن نیست بطوریکه برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه اعتقاد چندانی به ضربالمثل معروف دشمن دشمن من دوست من است ندارد به همین علت با تمام قوا مشغول از بین بردن زیر ساخت های نظامی و تحقیقاتی و اشغال ارتفاعات راهبردی سوریه است تا بتواند از طریق تبدیل سوریه به یک جغرافیای سوخته، برتری آینده خود را تضمین کند زیرا به خوبی می داند ژست های امروز جولانی و گروههای جهادی و اخوانی بیشتر مصرف رسانه ای دارد تا نمودی واقعی و در این میان از آرزوهای بلند مدت اردوغان برای برپایی عثمانی و احتمال نفوذ دوباره ایران ولو در آینده دور هم غافل نیست برای همین تا آنجایی که امکانش باشد سوریه را شخم خواهد زد.
@katechon6
اسرائیل درباره امنیت خود اهل ریسک کردن نیست بطوریکه برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه اعتقاد چندانی به ضربالمثل معروف دشمن دشمن من دوست من است ندارد به همین علت با تمام قوا مشغول از بین بردن زیر ساخت های نظامی و تحقیقاتی و اشغال ارتفاعات راهبردی سوریه است تا بتواند از طریق تبدیل سوریه به یک جغرافیای سوخته، برتری آینده خود را تضمین کند زیرا به خوبی می داند ژست های امروز جولانی و گروههای جهادی و اخوانی بیشتر مصرف رسانه ای دارد تا نمودی واقعی و در این میان از آرزوهای بلند مدت اردوغان برای برپایی عثمانی و احتمال نفوذ دوباره ایران ولو در آینده دور هم غافل نیست برای همین تا آنجایی که امکانش باشد سوریه را شخم خواهد زد.
@katechon6
👍7
📌 ایران؛ غریبه ای در خاورمیانه
ایران کهن ترین دولت ملت در خاورمیانه است اما با این حال جغرافیای منحصربفرد و ظرفیت های بی بدیل تمدنی و انسانی ایران, این کشور را مبدل کرده به غریبه ای در منطقه در واقع ایران همه آن چیزهایی است که دیگر کشورهای منطقه فاقد آن هستند و همین امر باعث شده ایران فارغ از آنکه چه کسی در تهران حاکم باشد و یا چه چیزی در زرادخانه هایش یافت شود، برای دولتهای منطقه به مثابه یک تهدید راهبردی جلوه کرد، بطوریکه کشورهای منطقه با وجود هم تضادها و تعارضات منافع در یک نکته تفاهم و وفاق دارند و آن هم چیزی نیست جز حذف ایران از نقشه خاورمیانه و در این راستا سوریه می تواند برای موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی یک بزنگاه باشد، زیرا در اصل سوریه همه آن چیزی است که کشورهای منطقه از امارات، ترکیه، اسرائیل و... برای ایران آرزویش را دارند، جغرافیایی سوخته، تکه تکه شده و ویران.
@katechon6
ایران کهن ترین دولت ملت در خاورمیانه است اما با این حال جغرافیای منحصربفرد و ظرفیت های بی بدیل تمدنی و انسانی ایران, این کشور را مبدل کرده به غریبه ای در منطقه در واقع ایران همه آن چیزهایی است که دیگر کشورهای منطقه فاقد آن هستند و همین امر باعث شده ایران فارغ از آنکه چه کسی در تهران حاکم باشد و یا چه چیزی در زرادخانه هایش یافت شود، برای دولتهای منطقه به مثابه یک تهدید راهبردی جلوه کرد، بطوریکه کشورهای منطقه با وجود هم تضادها و تعارضات منافع در یک نکته تفاهم و وفاق دارند و آن هم چیزی نیست جز حذف ایران از نقشه خاورمیانه و در این راستا سوریه می تواند برای موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی یک بزنگاه باشد، زیرا در اصل سوریه همه آن چیزی است که کشورهای منطقه از امارات، ترکیه، اسرائیل و... برای ایران آرزویش را دارند، جغرافیایی سوخته، تکه تکه شده و ویران.
@katechon6
👍43🔥1
📌ایران؛ بزنگاهی خطرناک
بقول لنین دهه هایی وجود دارند که در آنها هیچ چیزی رخ نمی دهد و هفته هایی هستند که در آنها دهه ها رخ می دهند و روند های ژئوپلیتیکی این چنین هستند، روندهایی که در نمی زنند، اجازه نمی گیرند بلکه بدون اعلان قبلی سر می زنند بطوریکه می توانند آنچه در گذشته نا ممکن بود را ممکن کنند و اکنون ما در این بزنگاه قرار گرفتیم آن هم در شرایطی که بخشی از ابزارهای بازدارندگی ما یا دچار فرسایش شده اند یا آنکه به کناری رفته اند و دشمن هم با آگاهی از این فرصت بیش از پیش در حال استفاده و پیشروی است به گونه ای که آنجایی که در گذشته حیاط خلوت ما به حساب می آمد اکنون مبدل شده به بخشی از خط آتش دشمن و در این شرایط خوشبینانه است که تصور کنیم دشمن در همین نقطه متوقف خواهد ماند زیرا نه تنها به سطح و عمق درگیری خواهد افزود بلکه حتی با توجه به مزیت های اطلاعاتی و رسانه ای خود و همچنین گسل های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود در کشور به آن بعد دیگری هم خواهد داد، بطوریکه ایران در آینده در چند جبهه درگیر خواهد بود از یک سو فشارهای توانفرسا ژئوپلیتیکی از بیرون و از دیگر سو بروز ناآرامی در درون، در چنین شرایطی دیگر نمی توان حتی در کلام هم اجازه به انجام پروژه هایی داد که برآیندش التهاب آفرینی در درون مرزها است، زیرا هر التهاب مترادف است با خنجری از پشت و تضعیف خطوط مقدم در مقابله با تهدیدات بیرونی، تهدیداتی که هر چند نام مهار ایران را به خود گرفته، اما در بزنگاه می توانند تغییر ماهیت پیدا کرده و تبدیل شوند به پروژه ای در جهت حذف ایران از جغرافیای خاورمیانه.
@katechon6
بقول لنین دهه هایی وجود دارند که در آنها هیچ چیزی رخ نمی دهد و هفته هایی هستند که در آنها دهه ها رخ می دهند و روند های ژئوپلیتیکی این چنین هستند، روندهایی که در نمی زنند، اجازه نمی گیرند بلکه بدون اعلان قبلی سر می زنند بطوریکه می توانند آنچه در گذشته نا ممکن بود را ممکن کنند و اکنون ما در این بزنگاه قرار گرفتیم آن هم در شرایطی که بخشی از ابزارهای بازدارندگی ما یا دچار فرسایش شده اند یا آنکه به کناری رفته اند و دشمن هم با آگاهی از این فرصت بیش از پیش در حال استفاده و پیشروی است به گونه ای که آنجایی که در گذشته حیاط خلوت ما به حساب می آمد اکنون مبدل شده به بخشی از خط آتش دشمن و در این شرایط خوشبینانه است که تصور کنیم دشمن در همین نقطه متوقف خواهد ماند زیرا نه تنها به سطح و عمق درگیری خواهد افزود بلکه حتی با توجه به مزیت های اطلاعاتی و رسانه ای خود و همچنین گسل های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود در کشور به آن بعد دیگری هم خواهد داد، بطوریکه ایران در آینده در چند جبهه درگیر خواهد بود از یک سو فشارهای توانفرسا ژئوپلیتیکی از بیرون و از دیگر سو بروز ناآرامی در درون، در چنین شرایطی دیگر نمی توان حتی در کلام هم اجازه به انجام پروژه هایی داد که برآیندش التهاب آفرینی در درون مرزها است، زیرا هر التهاب مترادف است با خنجری از پشت و تضعیف خطوط مقدم در مقابله با تهدیدات بیرونی، تهدیداتی که هر چند نام مهار ایران را به خود گرفته، اما در بزنگاه می توانند تغییر ماهیت پیدا کرده و تبدیل شوند به پروژه ای در جهت حذف ایران از جغرافیای خاورمیانه.
@katechon6
👍31❤6👎1
📌 ترکیه در مسیر احیا عثمانی
فرسایش حزب الله و سقوط بشار اسد موازنه قوا بین ایران و اسرائیل را تغییر داد اما پیامدهای این سقوط فقط محدود به ایران و اسرائیل نیست بلکه وزن ژئوپلیتیکی ترکیه هم به واسطه این معادلات بیش از پیش افزایش یافته بطوریکه اکنون سوریه برای آنکارا مبدل شده به سکو پرشی برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای، امری که می تواند دیگر حوزه های نفوذ ایران چون، لبنان، عراق و قفقاز را هم متأثر از خود کند و تقابلات فعلی بین ایران و ترکیه را به سطح قرون شانزدهم تا بیستم بازگرداند آن هم در شرایطی که دیگر مثل گذشته نمی توان از کارت غرب برای کنترل ترکیه/ عثمانی استفاده کرد اما با این حال دست ایران هم بسته نیست، زخم باز کردها, زخمی که همچنان بمثابه تهدید وجودی برای ترکیه است.
@katechon6
فرسایش حزب الله و سقوط بشار اسد موازنه قوا بین ایران و اسرائیل را تغییر داد اما پیامدهای این سقوط فقط محدود به ایران و اسرائیل نیست بلکه وزن ژئوپلیتیکی ترکیه هم به واسطه این معادلات بیش از پیش افزایش یافته بطوریکه اکنون سوریه برای آنکارا مبدل شده به سکو پرشی برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای، امری که می تواند دیگر حوزه های نفوذ ایران چون، لبنان، عراق و قفقاز را هم متأثر از خود کند و تقابلات فعلی بین ایران و ترکیه را به سطح قرون شانزدهم تا بیستم بازگرداند آن هم در شرایطی که دیگر مثل گذشته نمی توان از کارت غرب برای کنترل ترکیه/ عثمانی استفاده کرد اما با این حال دست ایران هم بسته نیست، زخم باز کردها, زخمی که همچنان بمثابه تهدید وجودی برای ترکیه است.
@katechon6
👍14
📌اپوزیسیون یا مزدور؟
فعالیت سیاسی هر چند معطوف است بر تصاحب قدرت، اما با این حال هر فعالیت سیاسی بیش از هر چیز مبتنی است بر پذیرش یکسری حداقل ها و اصول، اصولی که با ایجاد مرزبندی بین کنشگران سیاسی به باورمندان آن هویتی متمایز از دیگر جریانات سیاسی عطا می کند اما این مهم واضح که شرط لازم برای شروع و سامان دادن به فعالیت سیاسی است مبدل شده به حلقه مفقوده در بخش بزرگی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی، بطوریکه این کنشگران هر چند در زبان از دولت قانون، دموکراسی و دفاع از تمامیت ارضی می گویند اما در عمل, ابایی ندارند برای مغازله با جریانات تروریستی، تجزیه طلب یا متجاوز خارجی، در واقع انگار یک ظرف خالی هستند که هر از چندی با چیزی پر می شوند و مهم هم نیست آن چیز شهد باشد یا کثافت و این امر هم بیشتر ازهر چیز نشان از ناتوانی و فقدان عاملیت این جریانات در کنشگری است، بطوریکه می خواهند نداشته های خود را با دیگری پوشش دهند و نتیجه هم چیزی نیست جز سقوط از یک فعال سیاسی به مزدور.
@katechon6
فعالیت سیاسی هر چند معطوف است بر تصاحب قدرت، اما با این حال هر فعالیت سیاسی بیش از هر چیز مبتنی است بر پذیرش یکسری حداقل ها و اصول، اصولی که با ایجاد مرزبندی بین کنشگران سیاسی به باورمندان آن هویتی متمایز از دیگر جریانات سیاسی عطا می کند اما این مهم واضح که شرط لازم برای شروع و سامان دادن به فعالیت سیاسی است مبدل شده به حلقه مفقوده در بخش بزرگی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی، بطوریکه این کنشگران هر چند در زبان از دولت قانون، دموکراسی و دفاع از تمامیت ارضی می گویند اما در عمل, ابایی ندارند برای مغازله با جریانات تروریستی، تجزیه طلب یا متجاوز خارجی، در واقع انگار یک ظرف خالی هستند که هر از چندی با چیزی پر می شوند و مهم هم نیست آن چیز شهد باشد یا کثافت و این امر هم بیشتر ازهر چیز نشان از ناتوانی و فقدان عاملیت این جریانات در کنشگری است، بطوریکه می خواهند نداشته های خود را با دیگری پوشش دهند و نتیجه هم چیزی نیست جز سقوط از یک فعال سیاسی به مزدور.
@katechon6
👍32❤2👎2
📌استراتژی موسکیتو؛ تبدیل نعمت سوریه به نقمت و لعنتی ابدی برای اردوغان
کنت دمارانش رئیس اسبق سرویس اطلاعات خارجی فرانسه در توضیح استراتژی موسکیتو برای تحت فشار قرار دادن شوروی گفته بود: پشه مالاریا نمی تواند خرس را بکشد ولی می تواند آن قدر او را آزار دهد که دیگر نتواند بخوابد وغذا بخورد بطوریکه از آن همه وزوز و نیش, گیج، کلافه و خسته خواهد شد و همین امر پشه را مبدل کرده به یک دشمن خطرناک» و گروههای کرد در خاورمیانه چنین نقشی را دارند سازمان هایی که توان نابودی دشمن را ندارند اما با این حال می توانند چنان آزارش دهند که مجبور به انصراف از تحقق اهدافش شود همین پتانسیل هم باعث جذابیت استفاده از گروههای کرد در جنگهای نیابتی در خاورمیانه شده، امری که استارتش را ابتدا شاه در استفاده از جریان بارزانی برای تحت فشار قرار دادن عراق انجام داد و نتیجه اش هم شد اجبار عراق به پذیرش قرارداد الجزایر درباره حق مسلم ایران در اروند رود و اکنون هم می توان همین کار را از طریق گروههای کرد سوریه روی اردوغان پیاده کرد، آن هم اردوغانی که تصور می کند سوریه به مثابه یک سکوی پرش است برای احیا امپراتوری عثمانی، امپراتوری که فقط به شامات محدود نخواهد شد اما می توان این گرگ پیر را چنان در شامات زمینگیر کرد که نعمت امروز فتح سوریه برای او تبدیل شود به نقمت و لعنتی ابدی.
@katechon6
کنت دمارانش رئیس اسبق سرویس اطلاعات خارجی فرانسه در توضیح استراتژی موسکیتو برای تحت فشار قرار دادن شوروی گفته بود: پشه مالاریا نمی تواند خرس را بکشد ولی می تواند آن قدر او را آزار دهد که دیگر نتواند بخوابد وغذا بخورد بطوریکه از آن همه وزوز و نیش, گیج، کلافه و خسته خواهد شد و همین امر پشه را مبدل کرده به یک دشمن خطرناک» و گروههای کرد در خاورمیانه چنین نقشی را دارند سازمان هایی که توان نابودی دشمن را ندارند اما با این حال می توانند چنان آزارش دهند که مجبور به انصراف از تحقق اهدافش شود همین پتانسیل هم باعث جذابیت استفاده از گروههای کرد در جنگهای نیابتی در خاورمیانه شده، امری که استارتش را ابتدا شاه در استفاده از جریان بارزانی برای تحت فشار قرار دادن عراق انجام داد و نتیجه اش هم شد اجبار عراق به پذیرش قرارداد الجزایر درباره حق مسلم ایران در اروند رود و اکنون هم می توان همین کار را از طریق گروههای کرد سوریه روی اردوغان پیاده کرد، آن هم اردوغانی که تصور می کند سوریه به مثابه یک سکوی پرش است برای احیا امپراتوری عثمانی، امپراتوری که فقط به شامات محدود نخواهد شد اما می توان این گرگ پیر را چنان در شامات زمینگیر کرد که نعمت امروز فتح سوریه برای او تبدیل شود به نقمت و لعنتی ابدی.
@katechon6
👍54👌5❤3🔥1
📌ترامپ؛ معامله یا تهاجم ؟
ترامپ، غیر قابل پیشبینی بودن را برای خود تبدیل کرده به یک استراتژی بهینه, اما هنگامی که به پیادهسازی روندهایی ضد ایرانی که در منطقه و اروپا ( فعال کردن مکانیسم ماشه) در حال انجام است و تیم امنیت ملی ترامپ توجه کنیم آینده تا حد زیادی واضح و روشن می شود زیرا افراد بیش از هر چیز معرف سیاست هستند و گذشته تیم ترامپ نشان می دهد نه تنها قائل به رویکردهای مسالمت آمیز و دیپلماتیک با ایران نیستند بلکه بطور کامل متعهد هستند به هماهنگی با اسرائیل، آن هم اسرائیلی که بعد از فرسایش حزب الله و سقوط سوریه، عطش بیشتری برای تحقق اهداف استراتژیک ضد ایرانی خود دارد، در چنین شرایطی باید منتظر رویکرد تهاجمی تری از ترامپ باشیم بطوریکه فشار حداکثری در دور اول در مقابل رویکرد آینده، چیزی نخواهد بود جز زنگ تفریح .
@katechon6
ترامپ، غیر قابل پیشبینی بودن را برای خود تبدیل کرده به یک استراتژی بهینه, اما هنگامی که به پیادهسازی روندهایی ضد ایرانی که در منطقه و اروپا ( فعال کردن مکانیسم ماشه) در حال انجام است و تیم امنیت ملی ترامپ توجه کنیم آینده تا حد زیادی واضح و روشن می شود زیرا افراد بیش از هر چیز معرف سیاست هستند و گذشته تیم ترامپ نشان می دهد نه تنها قائل به رویکردهای مسالمت آمیز و دیپلماتیک با ایران نیستند بلکه بطور کامل متعهد هستند به هماهنگی با اسرائیل، آن هم اسرائیلی که بعد از فرسایش حزب الله و سقوط سوریه، عطش بیشتری برای تحقق اهداف استراتژیک ضد ایرانی خود دارد، در چنین شرایطی باید منتظر رویکرد تهاجمی تری از ترامپ باشیم بطوریکه فشار حداکثری در دور اول در مقابل رویکرد آینده، چیزی نخواهد بود جز زنگ تفریح .
@katechon6
👍27
📌دوگین بمثابه یک سوءتفاهم
الکساندر دوگین در رسانه ها با عناوینی چون راسپوتین، مغز منفصل پوتین و استراتژیست کرملین معرفی می شود اما آیا این صفات اغراق گونه معرف شخصیت و جایگاه واقعی دوگین است؟
برای پاسخ به این سوال، باید در ابتدا به منظومه معرفتی که دوگین، خود را در آن تعریف کرده, توجه کنیم، اوراسیا گرایی، مفهومی که اوراسیا را منزلگاه تمدنی می داند متمایز از همتایان اروپایی، آسیایی یا آمریکا شمالی خود و در این جغرافیای تمدنی, روسیه نه عضوی معمولی بلکه بمثابه قلب آن بشمار می آید اما این مفهوم برخلاف آنچه که تصور می شود زایده تفکر دوگین یا برآمده از عصر زمامداری پوتین نیست، بلکه ریشه های آن بر می گردد به مجادلات اسلاووفیل ها با زاپاتنیست ها ( غرب گرایان) در روسیه قرن نوزدهم اما آنچه باعث شد این مجادلات به شکل اوراسیا گرایی توسعه و نمود پیدا کند بیش از هر چیز برآمده از بستری بود که به واسطه انقلاب ۱۹۱۷ در بخشی از روشنفکران منتسب به بلا آرمی ( ارتش روس سفید) شکل گرفت، افرادی چون نیکولای تروبتسکوی، رومن یاکوبسن، گئورگ وردناسکی، پیوتر ساویتسکی و میرسکی، آنها اعتقاد داشتند، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نه یک گسست تمدنی بلکه فقط نام و وارثی جدید بود برای روسیه بزرگ، روسیه ای به مثابه یک سنتز از تمدن های آسیایی و اروپایی اما همزمان با این نگاه جدید به شوروی در بخشی دیگر از روس های سفید، صداهای دیگری شنیده می شد، صدایی که انقلاب اکتبر را نه تداوم بلکه بمثابه تراژدی می دانست که باعث شده بود روسیه از رسالت تاریخی خود جدا شود و این صدا برای ایوان ایلین بود، فیلسوفی منزوی اما با قلمی بران و سرد, از نظر ایلین روسیه نه یک دیگ درهم جوش تمدنی بلکه جغرافیایی است با رسالتی تاریخی، بطوریکه او با الهام از هگل و مسیحیت ارتدکس معتقد بود «در این پهنه هستی، روسیه رسالت و مأموریتی فراسوی امور اجرایی و سیاسی به معنای رایج کلمه دارد» و این رسالت در گرو در هم تنیدگی دین، ملت و دولت در روسیه است و در چنین منظومه ای روسیه بیش از آنکه یک جغرافیا باشد مبدل شد به یک شهسوار ایمان، آن هم در جهانی تهی از ایمان و در آستانه فروپاشی اما در این جهان اسیر مادیات و ایدئولوژی های شیطانی، روسیه برای بازگشت دوباره خود به رسالت اصلیش نیازمند یک پالایش عظیم روحی بود پالایشی از جنس مقاومت علیه شر با توسل به خشونت در جهت احیای معنوی روح ملی روسیه، مفاهیمی که بعدها مبدل شدند به اساس کریستوفاشیسم ( فاشیسم مسیحی) و همین نگاه پالایش گونه ایلین باعث شد در خود سرزمین اصلی روسیه، اوراسیا گرایی دچار یک چرخش شود، چرخشی به دست لو گامیلیف( پسر آنا آخماتووا ) که در آن اوراسیا نه فقط یک موجودیت جغرافیایی با نژاد های همسان بلکه همچون یک موجودیت قومی نژادی بود که در آن « چند قوم متمایز در هماهنگی با هم تحت حکومتی یک قوم مافوق (اسلاو) زندگی می کنند» و در این میان جماهیر شوروی هم نه یک تداوم صرف یا یک تراژدی بلکه بیشتر همچون یک « سرنوشت محتوم بیولوژیکی در تاریخ قوم روس » بود و این دیدگاه هر چند تا مدتها در محیط شوروی نادیده گرفته می شد اما از شروع پروستاریکا و در هنگامه سقوط شوروی اندک اندک در بعضی از محافل زیر زمینی مسکو مورد توجه قرار گرفت بطوریکه به نظر می رسید «افکار او توجیهی غیر کمونیستی برای ادامه سلطه روسیه بر مناطق پیرامونی است» و از همین نقطه هم بود که پای دوگین به اوراسیا گرایی باز شد، دوگینی که هر چند فرزند یک افسر عالی رتبه GRU( سازمان اطلاعات نظامی شوروی) بود اما با این حال دلبستگی چندانی به کمونیسم نداشت بطوریکه حتی در مقطعی بخاطر عضویت در یک گروه مطالعاتی در زمینه آثار یولیوس اوولا هم تحت تعقیب KGB قرار گرفت و از مدرسه هوانوردی مسکو اخراج شد اما با این همه عضویت او در سازمان ضد یهودی پامیات و حزب بلشویک ملی برای او فرصتی فراهم کرد برای آشنایی عمیق با اوراسیا گرایان و بالتبع جایگاه ویژه شوروی برای استمرار سلطه نژاد اسلاو اما تاریخ برای شوروی سرنوشت دیگری مقدر کرده بود، فروپاشی و این فروپاشی هر چند دوگین را به تالارهای سرخ شوروی نرساند اما با این حال برای او امکانی شد برای سفر به خارج کشور ولی طلیعه این سفر برای دوگین برخلاف سایر هموطنانش بود او در برلین و پاریس بیش از آنکه با رالز و هایک آشنا شود، دلداده آلن دوبنوا، کارل اشمیت، هایدگر و ایوان ایلین شد و بعدها هم همین افراد برای دوگین مبدل شدند به زرادخانه ای برای مواجهه با غرب و روسیه یلتسین ، سرزمینی تکه تکه که تبدیل شده بود به یک آزمایشگاه بزرگ برای شوک درمانی و پیاده سازی ایده های پسران شیکاگو و نتیجه, تبدیل روسیه از یک ابر قدرت به یک طفیلی مغروق در بدهی و آمر این جنایت هم کسی نبود جز غرب و ابزارش هم لیبرالیسم و همین امر هم بتدریج باعث گسترش دیدگاه های واگرایانه نسبت به غرب و لیبرالیسم در بخشی از سیستم آکادمیک روسیه
🔽
الکساندر دوگین در رسانه ها با عناوینی چون راسپوتین، مغز منفصل پوتین و استراتژیست کرملین معرفی می شود اما آیا این صفات اغراق گونه معرف شخصیت و جایگاه واقعی دوگین است؟
برای پاسخ به این سوال، باید در ابتدا به منظومه معرفتی که دوگین، خود را در آن تعریف کرده, توجه کنیم، اوراسیا گرایی، مفهومی که اوراسیا را منزلگاه تمدنی می داند متمایز از همتایان اروپایی، آسیایی یا آمریکا شمالی خود و در این جغرافیای تمدنی, روسیه نه عضوی معمولی بلکه بمثابه قلب آن بشمار می آید اما این مفهوم برخلاف آنچه که تصور می شود زایده تفکر دوگین یا برآمده از عصر زمامداری پوتین نیست، بلکه ریشه های آن بر می گردد به مجادلات اسلاووفیل ها با زاپاتنیست ها ( غرب گرایان) در روسیه قرن نوزدهم اما آنچه باعث شد این مجادلات به شکل اوراسیا گرایی توسعه و نمود پیدا کند بیش از هر چیز برآمده از بستری بود که به واسطه انقلاب ۱۹۱۷ در بخشی از روشنفکران منتسب به بلا آرمی ( ارتش روس سفید) شکل گرفت، افرادی چون نیکولای تروبتسکوی، رومن یاکوبسن، گئورگ وردناسکی، پیوتر ساویتسکی و میرسکی، آنها اعتقاد داشتند، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نه یک گسست تمدنی بلکه فقط نام و وارثی جدید بود برای روسیه بزرگ، روسیه ای به مثابه یک سنتز از تمدن های آسیایی و اروپایی اما همزمان با این نگاه جدید به شوروی در بخشی دیگر از روس های سفید، صداهای دیگری شنیده می شد، صدایی که انقلاب اکتبر را نه تداوم بلکه بمثابه تراژدی می دانست که باعث شده بود روسیه از رسالت تاریخی خود جدا شود و این صدا برای ایوان ایلین بود، فیلسوفی منزوی اما با قلمی بران و سرد, از نظر ایلین روسیه نه یک دیگ درهم جوش تمدنی بلکه جغرافیایی است با رسالتی تاریخی، بطوریکه او با الهام از هگل و مسیحیت ارتدکس معتقد بود «در این پهنه هستی، روسیه رسالت و مأموریتی فراسوی امور اجرایی و سیاسی به معنای رایج کلمه دارد» و این رسالت در گرو در هم تنیدگی دین، ملت و دولت در روسیه است و در چنین منظومه ای روسیه بیش از آنکه یک جغرافیا باشد مبدل شد به یک شهسوار ایمان، آن هم در جهانی تهی از ایمان و در آستانه فروپاشی اما در این جهان اسیر مادیات و ایدئولوژی های شیطانی، روسیه برای بازگشت دوباره خود به رسالت اصلیش نیازمند یک پالایش عظیم روحی بود پالایشی از جنس مقاومت علیه شر با توسل به خشونت در جهت احیای معنوی روح ملی روسیه، مفاهیمی که بعدها مبدل شدند به اساس کریستوفاشیسم ( فاشیسم مسیحی) و همین نگاه پالایش گونه ایلین باعث شد در خود سرزمین اصلی روسیه، اوراسیا گرایی دچار یک چرخش شود، چرخشی به دست لو گامیلیف( پسر آنا آخماتووا ) که در آن اوراسیا نه فقط یک موجودیت جغرافیایی با نژاد های همسان بلکه همچون یک موجودیت قومی نژادی بود که در آن « چند قوم متمایز در هماهنگی با هم تحت حکومتی یک قوم مافوق (اسلاو) زندگی می کنند» و در این میان جماهیر شوروی هم نه یک تداوم صرف یا یک تراژدی بلکه بیشتر همچون یک « سرنوشت محتوم بیولوژیکی در تاریخ قوم روس » بود و این دیدگاه هر چند تا مدتها در محیط شوروی نادیده گرفته می شد اما از شروع پروستاریکا و در هنگامه سقوط شوروی اندک اندک در بعضی از محافل زیر زمینی مسکو مورد توجه قرار گرفت بطوریکه به نظر می رسید «افکار او توجیهی غیر کمونیستی برای ادامه سلطه روسیه بر مناطق پیرامونی است» و از همین نقطه هم بود که پای دوگین به اوراسیا گرایی باز شد، دوگینی که هر چند فرزند یک افسر عالی رتبه GRU( سازمان اطلاعات نظامی شوروی) بود اما با این حال دلبستگی چندانی به کمونیسم نداشت بطوریکه حتی در مقطعی بخاطر عضویت در یک گروه مطالعاتی در زمینه آثار یولیوس اوولا هم تحت تعقیب KGB قرار گرفت و از مدرسه هوانوردی مسکو اخراج شد اما با این همه عضویت او در سازمان ضد یهودی پامیات و حزب بلشویک ملی برای او فرصتی فراهم کرد برای آشنایی عمیق با اوراسیا گرایان و بالتبع جایگاه ویژه شوروی برای استمرار سلطه نژاد اسلاو اما تاریخ برای شوروی سرنوشت دیگری مقدر کرده بود، فروپاشی و این فروپاشی هر چند دوگین را به تالارهای سرخ شوروی نرساند اما با این حال برای او امکانی شد برای سفر به خارج کشور ولی طلیعه این سفر برای دوگین برخلاف سایر هموطنانش بود او در برلین و پاریس بیش از آنکه با رالز و هایک آشنا شود، دلداده آلن دوبنوا، کارل اشمیت، هایدگر و ایوان ایلین شد و بعدها هم همین افراد برای دوگین مبدل شدند به زرادخانه ای برای مواجهه با غرب و روسیه یلتسین ، سرزمینی تکه تکه که تبدیل شده بود به یک آزمایشگاه بزرگ برای شوک درمانی و پیاده سازی ایده های پسران شیکاگو و نتیجه, تبدیل روسیه از یک ابر قدرت به یک طفیلی مغروق در بدهی و آمر این جنایت هم کسی نبود جز غرب و ابزارش هم لیبرالیسم و همین امر هم بتدریج باعث گسترش دیدگاه های واگرایانه نسبت به غرب و لیبرالیسم در بخشی از سیستم آکادمیک روسیه
🔽
👍12❤1
شد، بطوریکه ناتالیا ناروچنسکایا در کتابش روسیه و روس ها در تاریخ جهان با توجه به بلایای حادث شده بر روسیه در دوره یلتسین از جدایی سیستماتیک روسیه از غرب گفت یا وادیم تسیمبرسکی با برجسته کردن تنش های کاستی ناپذیر میان تمدن رومی و ژرمنی وابسته به مسیحیت غربی و روسیه ارتدوکس، روسیه را همچون یک جزیره جدا از جهان فرض کرد جزیره ای که نه « تنها یک تمدن خودکفاست بلکه رقیب اجتناب ناپذیر غرب به شمار می رود» اما با این حال این دیدگاهها همچنان درون گرا بودند و بیشتر از آنکه بر منازعه جغرافیایی و تمدنی متمرکز باشند معطوف بودند بر یک مجادله آکادمیک معرفتی اما موضع دوگین متفاوت از دیگر اوراسیا گرایان بود، زیرا او هر چند با استفاده از زبان التقاطی بر گرفته از ایلین، اشمیت و هایدگر به جنگ مدرنیته و لیبرالیسم رفت و بر تمایز روسیه با غرب صحه گذاشت بطوریکه غرب و لیبرالیسم در منظومه فکری او مبدل شدند به یک بیماری، بیماری که هدفشان بیش از هر چیز متمرکز بود بر تمدن زدایی در جهت استحاله جهان در یک جهان آمریکایی ( تئوری چهارم سیاست )اما با این حال, او بر خلاف دیگر هم مسلکان خود قائل به یک بعد ژئوپلیتیکی در بطن لیبرالیسم بود، به گونه ای که از نظر او لیبرالیسم نه یک ایدئولوژی بلکه بیشتر یک سلاح بود در جهت اضمحلال تمدن های رقیب به هدف ارتقاء آمریکا از یک دولت ملی به یک دولت جهانی و در چنین شرایطی روسیه بخاطر ویژگیهای ممتاز ژئوپلیتیکی و انتولوژیکی تنها پایگاه مقاومت در برابر این « ایدئولوژی شیطانی» است اما این مقاومت, انفعالی و دفاعی صرف نبود بلکه با توجه به بحران های جهان لیبرال و کشورهای همجوار اما مخالف غرب و جایگاه والای تمدنی روسیه در خود حامل یک ظرفیت مستتر بود برای احیای امپریالیسم قرن نوزدهمی روسیه،( مبانی ژئوپلیتیک )امپریالیسمی که دیگر برخلاف گذشته در آرزوهای پطر کبیر و مرزهای ترکستان و قرارداد ترکمنچای متوقف نخواهد ماند بلکه می تواند از طریق استعلا جنگ از بعد انتولوژیکی به یک جنگ صلیبی و آخرالزمانی، دولت های ناراضی را همراه خود کند، همراهی که نه بمثابه شرکای همطراز بلکه دنباله گر در واقع در منظومه فکری دوگین هیچ کشور و تمدنی در جایگاه برابر با روسیه نیست بلکه روسیه قطبی است که دیگر دولتها و تمدنها باید خود را با آن تنظیم کنند ( تئوری چهارم سیاست )در واقع شکلی دیگر از رابطه موژیک با ارباب در رمان های روسی اما این بار در مقیاسی بزرگتر به هدف گسترش حوزه های نفوذ از چین تا ایران اما این دیدگاهها هر چند در بعضی از مقاطع و جغرافیاهای هدف مورد قبول کرملین بود اما با این حال جز در رسانه برای دوگین آورده چندانی نداشت، بطوریکه نه تنها به قدرت نرسید بلکه حتی بخاطر نوع ارتباطات دوگین با جریانات راست افراطی بخصوص در دنباس، کرسی استادی خود را هم در دانشگاه مسکو از دست داد اما با این حال، این استاد اخراجی در رسانه ها مبدل شده به فیلسوف پوتین، فیلسوفی که نه نشانی از اندیشه هایش در اسناد بالا دستی روسیه یافت می شود ( در سند ۲۰۱۳ مفهوم سیاست خارجی روسیه, روسیه نه یک جغرافیا و تمدنی متمایز با غرب بلکه بخشی جدایی ناپذیر و اساسی از تمدن اروپایی معرفی می شود/ روسیه در برابر دیگران ) و نه ردی از او در دالان های قدرت در کرملین دیده می شود.
@katechon6
@katechon6
👍29👌5❤1
کارل اشمیت؛ مدرنیته را شکل استحاله یافته ای از الهیات مسیحی می داند، بطوریکه از نظر او مدرنیته نه حاصل گسست ازالهیات مسیحی و قرون وسطی بلکه در واقع دگرگونی و ترجمه ای دیگر از آن الهیات است دگرگونی که مثلا در آن قدرت مطلق الهی مبدل می شود به دولت مقتدر و یا رستگاری استحاله پیدا کرده به پیشرفت در چنین وضعیتی، ما با یک تداوم معرفتی روبرو هستیم هر چند به نام و رنگ دیگری و در این میان این مسئله در یهودیت نمود بیشتری پیدا کرده بخصوص از جهت تداوم مفاهیمی چون ویژه گرایی قومی و سرزمین مقدس در ساختار دولت ملت اسرائیل بطوریکه در این ترجمان معرفتی، اسرائیل هر چند نام یک دولت ملت مدرن را یدک می کشد اما با این حال همچنان بر مدار الگوهای توراتی و جنگهای عهد عتیق خود را شکل داده است، الگوهای معطوف بر رسالت ویژه تاریخی قوم یهود و همزمان دگرسازی از دیگر اقوام و هویت ها، بطوریکه در اسرائیل پیمان ابراهیم و یهوه نه یک داستان بلکه به مثابه یک چشم انداز است برای مشروعیت بخشیدن به استثنایی بودن اسرائیل و ایجاد جغرافیایی از نیل تا فرات و این کتاب روایتی است از این الهیات سیاسی معیوب و خطرناک.
@katechon6
@katechon6
👍16👎1🤔1
📌دلار به مثابه جام می
دلار در ایران فقط یک ارز مرجع یا ذخیره ارزش نیست بلکه برای بازار بیشتر یک نماگر پیش نگر است که می تواند چشم اندازی از آینده ترسیم کند که بسیاری از تحلیلگران و متخصصان اقتصاد و روابط بین الملل از انجام آن ناتوان هستند علت این امر هم بر می گردد به ماهیت ویژه دلار، بطوریکه نرخ آن برآیندی است از انتظارات و ریسک های مختلف سیاسی و اقتصادی، همین امر دلار را تبدیل کرده به جام می بازار، جامی که حافظ در وصف آن سروده:
آئینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارند احوال ملک دارا
در نتیجه دلار را بنگرید باشد که در آینده نقره داغ نشوید.
@katechon6
دلار در ایران فقط یک ارز مرجع یا ذخیره ارزش نیست بلکه برای بازار بیشتر یک نماگر پیش نگر است که می تواند چشم اندازی از آینده ترسیم کند که بسیاری از تحلیلگران و متخصصان اقتصاد و روابط بین الملل از انجام آن ناتوان هستند علت این امر هم بر می گردد به ماهیت ویژه دلار، بطوریکه نرخ آن برآیندی است از انتظارات و ریسک های مختلف سیاسی و اقتصادی، همین امر دلار را تبدیل کرده به جام می بازار، جامی که حافظ در وصف آن سروده:
آئینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارند احوال ملک دارا
در نتیجه دلار را بنگرید باشد که در آینده نقره داغ نشوید.
@katechon6
👍15🤔2🔥1
📌به نام ترکیه و اسرائیل اما به کام امارات و عربستان
معادلات یک ماه اخیر خاورمیانه هر چند به نام اسرائیل و ترکیه زده شده اما با این حال به کام امارات و عربستان هم بوده، بطوریکه آنها توانستند نه تنها به واسطه پیروزی های ترکیه و اسرائیل در سوریه بخشی از ناکامی های خود در برابر ایران را در شامات جبران کنند بلکه اکنون با فرصت پیش آمده در یمن می توانند آنچه را خود در دستیابی به آن ناتوان بودند را به هزینه دیگری ( اسرائیل ) برآورده کنند و این مسئله هم بیش از هر چیز بر می گردد به درهم تنیدگی منافعی که حول ایران در خاورمیانه شکل گرفته، بطوریکه رقبا و دشمنان دیروز با وجود اختلافات استعلا پیدا کرده اند به شرکای راهبردی در جهت تغییر چشم انداز خاورمیانه، خاورمیانه ای منهای ایران و تهران هم همچنان خواب.
@katechon6
معادلات یک ماه اخیر خاورمیانه هر چند به نام اسرائیل و ترکیه زده شده اما با این حال به کام امارات و عربستان هم بوده، بطوریکه آنها توانستند نه تنها به واسطه پیروزی های ترکیه و اسرائیل در سوریه بخشی از ناکامی های خود در برابر ایران را در شامات جبران کنند بلکه اکنون با فرصت پیش آمده در یمن می توانند آنچه را خود در دستیابی به آن ناتوان بودند را به هزینه دیگری ( اسرائیل ) برآورده کنند و این مسئله هم بیش از هر چیز بر می گردد به درهم تنیدگی منافعی که حول ایران در خاورمیانه شکل گرفته، بطوریکه رقبا و دشمنان دیروز با وجود اختلافات استعلا پیدا کرده اند به شرکای راهبردی در جهت تغییر چشم انداز خاورمیانه، خاورمیانه ای منهای ایران و تهران هم همچنان خواب.
@katechon6
👍20👌4
📌فتوا در دمشق، لبیک در بندر لنگه
ابومحمد جولانی هر چند کراوات بسته و در مصاحبه با رسانه های غربی از تقدم تکنوکراسی بر جهاد دم می زند اما با این حال ادبیات فرقه گرایانه و ضد ایرانی خود را حفظ کرده و در هر مصاحبه به نوعی آن را تکرار می کند امری که خوشبینانه است که تصور کنیم در لفظ متوقف می ماند در واقع ترجمان حرفهای جولانی را برادران جهادی او در شرق کشور عملیاتی می کنند، برادرانی از جنس القاعده ایران موسوم به انصار الفرقان که امروز در بندر لنگه عملیات انتحاری انجام دادند.
@katechon6
ابومحمد جولانی هر چند کراوات بسته و در مصاحبه با رسانه های غربی از تقدم تکنوکراسی بر جهاد دم می زند اما با این حال ادبیات فرقه گرایانه و ضد ایرانی خود را حفظ کرده و در هر مصاحبه به نوعی آن را تکرار می کند امری که خوشبینانه است که تصور کنیم در لفظ متوقف می ماند در واقع ترجمان حرفهای جولانی را برادران جهادی او در شرق کشور عملیاتی می کنند، برادرانی از جنس القاعده ایران موسوم به انصار الفرقان که امروز در بندر لنگه عملیات انتحاری انجام دادند.
@katechon6
👍26❤2👎1
📌طالبان، دشمنی که جدی گرفته نمی شود
طالبان ضعف های سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در برابر ایران را با لابراتوار های شیشه، سیل مهاجران غیر قانونی، ایجاد فضای حیاتی برای گروهک های تروریسی چون جیش العدل، انصار فرقان و داعش خراسان و آب جبران کرده بطوریکه آنها را بتدریج تبدیل کرده به ابزارهای استراتژیکی برای تحت فشار قرار دادن ایران، امری که نه تنها در تهران به آن توجه چندانی نمی شود بلکه حتی بعضاً در سایه تقابل ظاهری طالبان با آمریکا تقلیل پیدا کرده به یک سری سوءتفاهمات جزیی در روابط فیمابین، در واقع ایران، دشمن استراتژیک و ایدئولوژیک خود را دوست فرض کرده و تصور می کند می توان این به اصطلاح سوءتفاهم ها را با مذاکرات دیپلماتیک و همکاری های اقتصادی رفع و رجوع کرد ولی این رفع و رجوع نیست بلکه دادن فرصت به طالبان است، طالبانی که آرزوهایش متوقف بر افغانستان نیست و همچنان دنبال بازآفرینی های ترکتازی های محمود افغان است، ترکتازی هایی که اکنون با پیروزی جولانی در سوریه، جان تازه ای هم گرفته است.
@katechon6
طالبان ضعف های سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در برابر ایران را با لابراتوار های شیشه، سیل مهاجران غیر قانونی، ایجاد فضای حیاتی برای گروهک های تروریسی چون جیش العدل، انصار فرقان و داعش خراسان و آب جبران کرده بطوریکه آنها را بتدریج تبدیل کرده به ابزارهای استراتژیکی برای تحت فشار قرار دادن ایران، امری که نه تنها در تهران به آن توجه چندانی نمی شود بلکه حتی بعضاً در سایه تقابل ظاهری طالبان با آمریکا تقلیل پیدا کرده به یک سری سوءتفاهمات جزیی در روابط فیمابین، در واقع ایران، دشمن استراتژیک و ایدئولوژیک خود را دوست فرض کرده و تصور می کند می توان این به اصطلاح سوءتفاهم ها را با مذاکرات دیپلماتیک و همکاری های اقتصادی رفع و رجوع کرد ولی این رفع و رجوع نیست بلکه دادن فرصت به طالبان است، طالبانی که آرزوهایش متوقف بر افغانستان نیست و همچنان دنبال بازآفرینی های ترکتازی های محمود افغان است، ترکتازی هایی که اکنون با پیروزی جولانی در سوریه، جان تازه ای هم گرفته است.
@katechon6
👍37👎1
📌عربستان برنده توافق پکن
اعدام شش شهروند ایرانی به اتهام مواد مخدر بدون رعایت حداقل های معمول کنسولی و همزمان خروج صافولا از صنایع بهشهر آن هم با وجود اصرار تهران به گسترش روابط از سطوح دیپلماتیک به اقتصادی، بیش از هر چیز بیانگر عزم عربستان برای تعمیق فاصله از ایران است، علت هم بر می گردد به وضعیت چند ماه اخیر خاورمیانه( تضعیف حزب الله و سقوط اسد ) و بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، مسائلی که برآیندش برای تهران چیزی نبوده جز تحمیل بیشتر فشارهای استراتژیک و ژئوپلیتیکی در واقع ایران به زعم کشورهای منطقه در گوشه رینگ خاورمیانه گیر افتاده و مانند گذشته توانایی مانور ندارد و در این میان نقش انحصاری پکن در خرید نفت ایران هم باعث شده، تهران در انتخاب سیاست های خود وزن بیشتری به ملاحظات راهبردی پکن دهد، آن هم چینی که حجم مبادلات تجاری میان آن با عربستان از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ میلادی به حدود ۵۲۰ میلیارد دلار رسیده است، بطوریکه پکن برای ریاض مبدل شده به بزرگترین شریک تجاری و بر این اساس عربستان نگرانی چندانی از تبعات سیاست های خود در قبال ایران و بازگشت شرایط به وضعیت متشنج قبل توافق پکن ندارد، زیرا ضمانت پکن برای حفظ و استمرار توافقنامه اسفند ۴۰۱ برای ریاض بمثابه چراغ سبز است برای اتخاذ سیاستهای خصمانه بر ضد ایران آن هم بدون پرداخت هزینه های گذشته.
@katechon6
اعدام شش شهروند ایرانی به اتهام مواد مخدر بدون رعایت حداقل های معمول کنسولی و همزمان خروج صافولا از صنایع بهشهر آن هم با وجود اصرار تهران به گسترش روابط از سطوح دیپلماتیک به اقتصادی، بیش از هر چیز بیانگر عزم عربستان برای تعمیق فاصله از ایران است، علت هم بر می گردد به وضعیت چند ماه اخیر خاورمیانه( تضعیف حزب الله و سقوط اسد ) و بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، مسائلی که برآیندش برای تهران چیزی نبوده جز تحمیل بیشتر فشارهای استراتژیک و ژئوپلیتیکی در واقع ایران به زعم کشورهای منطقه در گوشه رینگ خاورمیانه گیر افتاده و مانند گذشته توانایی مانور ندارد و در این میان نقش انحصاری پکن در خرید نفت ایران هم باعث شده، تهران در انتخاب سیاست های خود وزن بیشتری به ملاحظات راهبردی پکن دهد، آن هم چینی که حجم مبادلات تجاری میان آن با عربستان از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ میلادی به حدود ۵۲۰ میلیارد دلار رسیده است، بطوریکه پکن برای ریاض مبدل شده به بزرگترین شریک تجاری و بر این اساس عربستان نگرانی چندانی از تبعات سیاست های خود در قبال ایران و بازگشت شرایط به وضعیت متشنج قبل توافق پکن ندارد، زیرا ضمانت پکن برای حفظ و استمرار توافقنامه اسفند ۴۰۱ برای ریاض بمثابه چراغ سبز است برای اتخاذ سیاستهای خصمانه بر ضد ایران آن هم بدون پرداخت هزینه های گذشته.
@katechon6
👍38
📌 انصار الله و اسرائیل, داستان ازدواج نافرجام سلیمان و ملکه سبا
این روزها بخش مهمی از اخبار خاورمیانه،اختصاص پیدا کرده به جنگ اسرائیل با حوثی ها، اما با این حال در گذشته های دور جنس ارتباط قوم یهود با جغرافیای یمن متفاوت با اکنون بوده است، بطوریکه حتی یمن برای یهودیت به مثابه یک نقطه عطف تاریخی بود، آن هم از جهت ایجاد اولین و تنها حکومت یهودی در خارج از سرزمینهای عهد عتیق ( فارغ از اما و اگرها درباره ماهیت حکومت خزرها)، حکومتی به اسم فرمانروایی یهودیان حمیر که در قرون پنجم و ششم میلادی بتدریج مبدل شده بودند به قدرت حاکم در مناطق جنوبی شبه جزیره عربستان ( شمال یمن فعلی تا ظفار) و این فرمانروایی هر چند از جنس یهودیت تلمودی نبود اما با این حال آنها خود را بخشی از قبایل گمشده یهود و از اعقاب ملکه سبا می دانستند همین امر هم باعث شد آنها در تقابل دائمی با پادشاهی مسیحی آکسوم ( حبشه) و مسیحیان عربستان قرار بگیرند بطوریکه مبدل شدند به ماشین کشتار مسیحیان در شبه جزیره که اوج ماجرا هم بر می گردد به کشتار سیصد تن از مسیحیان نجران در سال ۵۲۳ میلادی توسط یوسف عسار ( معروفترین پادشاه حمیری)، قتل و عامی که به گفته گلن باورساک در کتاب جنگهای دریای سرخ در آستانه ظهور اسلام « نه تنها عربستان مرکزی و جنوبی را تکان داد بلکه باعث به وجود آمدن تغییرات گسترده سیاسی هم در منطقه شد بطوریکه که نه تنها نجاشی در آکسوم بلکه امپراتور بیزانس و همچنین ساسانیان را به مقابله با یکدیگر در این منطقه دور افتاده کشاند» به عبارتی عربستان مبدل شد به زمین بازی بزرگ بین ایران ساسانی و حکومت بیزانس، بازی که در عربستان متوقف نماند بلکه بتدریج در پهنه وسیعی از خاورمیانه پخش شد و سرانجام آن شد تضعیف دو قدرت اصلی جهان و همزمان ایجاد فرصت برای برآمدن یک واقعیت جدید سیاسی، واقعیتی به اسم اسلام.
@katechon6
این روزها بخش مهمی از اخبار خاورمیانه،اختصاص پیدا کرده به جنگ اسرائیل با حوثی ها، اما با این حال در گذشته های دور جنس ارتباط قوم یهود با جغرافیای یمن متفاوت با اکنون بوده است، بطوریکه حتی یمن برای یهودیت به مثابه یک نقطه عطف تاریخی بود، آن هم از جهت ایجاد اولین و تنها حکومت یهودی در خارج از سرزمینهای عهد عتیق ( فارغ از اما و اگرها درباره ماهیت حکومت خزرها)، حکومتی به اسم فرمانروایی یهودیان حمیر که در قرون پنجم و ششم میلادی بتدریج مبدل شده بودند به قدرت حاکم در مناطق جنوبی شبه جزیره عربستان ( شمال یمن فعلی تا ظفار) و این فرمانروایی هر چند از جنس یهودیت تلمودی نبود اما با این حال آنها خود را بخشی از قبایل گمشده یهود و از اعقاب ملکه سبا می دانستند همین امر هم باعث شد آنها در تقابل دائمی با پادشاهی مسیحی آکسوم ( حبشه) و مسیحیان عربستان قرار بگیرند بطوریکه مبدل شدند به ماشین کشتار مسیحیان در شبه جزیره که اوج ماجرا هم بر می گردد به کشتار سیصد تن از مسیحیان نجران در سال ۵۲۳ میلادی توسط یوسف عسار ( معروفترین پادشاه حمیری)، قتل و عامی که به گفته گلن باورساک در کتاب جنگهای دریای سرخ در آستانه ظهور اسلام « نه تنها عربستان مرکزی و جنوبی را تکان داد بلکه باعث به وجود آمدن تغییرات گسترده سیاسی هم در منطقه شد بطوریکه که نه تنها نجاشی در آکسوم بلکه امپراتور بیزانس و همچنین ساسانیان را به مقابله با یکدیگر در این منطقه دور افتاده کشاند» به عبارتی عربستان مبدل شد به زمین بازی بزرگ بین ایران ساسانی و حکومت بیزانس، بازی که در عربستان متوقف نماند بلکه بتدریج در پهنه وسیعی از خاورمیانه پخش شد و سرانجام آن شد تضعیف دو قدرت اصلی جهان و همزمان ایجاد فرصت برای برآمدن یک واقعیت جدید سیاسی، واقعیتی به اسم اسلام.
@katechon6
👍18👌3
📌سرادر سلیمانی یک استثنا
قاسم سلیمانی بیش از آنکه یک فرمانده نظامی باشد یک استراتژیست بود، استراتژیستی آشنا به مقدورات و تواناییهای ایران و همچنین آگاه به ظرفیت های تمدنی و جغرافیایی ایران، همین امر او را در بین فرماندهان قدس متمایز کرده بود بطوریکه نه تنها مرعوب تهدیدات منطقه ای و فرا منطقهای و محذورات جغرافیایی نشد بلکه توانست آنها را تبدیل کند به فرصت هایی تاریخی برای تقویت جایگاه ایران در خاورمیانه به گونه ای که تهران از یک بازیگر منفعل منطقه ای و در محاصره مبدل شد به یک قدرت منطقه ای، در واقع سلیمانی ناممکن ها را ممکن کرد اما تثبیت این فتوحات در بلند مدت در گرو انعطاف پذیری و تغییر ماهیت حضور ایران در میدان بود، زیرا نظامی گری هر چند در کوتاه مدت جوابگو است اما در بلندمدت نمی تواند حافظ دستاورد ها باشد و اینجا بود که تهران نتوانست تورم ژئوپلیتیکی را مبدل به نفوذ ژئوپلیتیکی کند و این مهم هم بیش از هر چیز بر می گشت به نادیده گرفتن ملاحظات ژئوپلیتیکی و ژئوکالچری خاورمیانه و همچنین عدم اعتقاد تهران به الزامات اقتصادی و دیپلماتیک در تثبیت نفوذ و نتیجه شد از دست رفتن یا زیر ضربه رفتن تدریجی آنچه سلیمانی طی چند سال و به هزینه های فراوان کسب کرده بود، نام و یادش جاودان.
@katechon6
قاسم سلیمانی بیش از آنکه یک فرمانده نظامی باشد یک استراتژیست بود، استراتژیستی آشنا به مقدورات و تواناییهای ایران و همچنین آگاه به ظرفیت های تمدنی و جغرافیایی ایران، همین امر او را در بین فرماندهان قدس متمایز کرده بود بطوریکه نه تنها مرعوب تهدیدات منطقه ای و فرا منطقهای و محذورات جغرافیایی نشد بلکه توانست آنها را تبدیل کند به فرصت هایی تاریخی برای تقویت جایگاه ایران در خاورمیانه به گونه ای که تهران از یک بازیگر منفعل منطقه ای و در محاصره مبدل شد به یک قدرت منطقه ای، در واقع سلیمانی ناممکن ها را ممکن کرد اما تثبیت این فتوحات در بلند مدت در گرو انعطاف پذیری و تغییر ماهیت حضور ایران در میدان بود، زیرا نظامی گری هر چند در کوتاه مدت جوابگو است اما در بلندمدت نمی تواند حافظ دستاورد ها باشد و اینجا بود که تهران نتوانست تورم ژئوپلیتیکی را مبدل به نفوذ ژئوپلیتیکی کند و این مهم هم بیش از هر چیز بر می گشت به نادیده گرفتن ملاحظات ژئوپلیتیکی و ژئوکالچری خاورمیانه و همچنین عدم اعتقاد تهران به الزامات اقتصادی و دیپلماتیک در تثبیت نفوذ و نتیجه شد از دست رفتن یا زیر ضربه رفتن تدریجی آنچه سلیمانی طی چند سال و به هزینه های فراوان کسب کرده بود، نام و یادش جاودان.
@katechon6
❤43👌9👎6👍3🔥2
انتظار مرگ نه تنها کمتر از مرگ نیست بلکه حتی این انتظار و فرسودگی تدریجی می تواند مرگ را از یک بلیه تبدیل کند به یک عطیه در واقع مرگ از یک پایان استعلا پیدا می کند به تنها امکان نجات اما گاهی این انتظار و بالتبع مرگ آگاهی پیش آمده می تواند سرآغاز تولدی دیگر باشد، تولدی از جنس ظهور یک نویسنده همچون روبرتو بولانیو، شاعری در شرف مرگ و نگران برای آینده خانواده خود و این نگرانی بیش از آنکه باعث تسلیمش شود به او نیرویی افزون داد برای هجرت از وادی نظم به نثر و رمان، سرانجام این سفر هم شد چندین شاهکار از جمله کارآگاهان وحشی، رمانی که روایتی است از یک حلقه آوانگارد شعر در مکزیک دهه هفتاد میلادی، مکزیکی که نه از جنس تولیدات هالیوودی و درگیر کارتل ها بلکه نبض آن با شعر می زند و هیاهوهای آن نه در شلیک گلوله بلکه در بدمستی ها و عشق های گناه آلود رئالیست های دو آتشه است.
@katechon6
@katechon6
👍14❤6
📌تاریخ واقعیتی متداوم
تاریخ یک داستان گفته شده و محبوس در کتیبه ها و کتاب ها نیست که تصور کنیم که تنها می توان رد آن را موزه ها و کتابخانه های تخصصی پیدا کرد بلکه یک واقعیت متداوم است، تداومی که به معنای تکرار نیست اما با این حال گاهی چنان در بستر جغرافیا, وقایع و هویت های بعضاً نامرتبط را هم قافیه می سازد که انگار با یک سروده هم وزن روبرو هستیم بطوریکه مثلا رقابت های صفوی و عثمانی بعد از چهارصد سال دوباره در قالب تقابلات ایران و ترکیه متجلی می شوند تجلی با همان شدت و بستر الهیاتی و جغرافیایی گذشته اما با این حال با آرایشی جدید، بر این اساس لازمه سیاست ورزی در خاورمیانه و بخصوص ایران بیش از هر چیز وابسته است به شناخت تاریخ و جغرافیا در واقع این دو دانش نه فقط رشته هایی دانشگاهی یا مطالعاتی از بهر تفنن بلکه در واقع دو سلاح راهبردی و بازدارنده هستند برای جلوگیری از گرفتار شدن کشور در تله هایی بعضاً با عمرهایی چند صد ساله.
@katechon6
تاریخ یک داستان گفته شده و محبوس در کتیبه ها و کتاب ها نیست که تصور کنیم که تنها می توان رد آن را موزه ها و کتابخانه های تخصصی پیدا کرد بلکه یک واقعیت متداوم است، تداومی که به معنای تکرار نیست اما با این حال گاهی چنان در بستر جغرافیا, وقایع و هویت های بعضاً نامرتبط را هم قافیه می سازد که انگار با یک سروده هم وزن روبرو هستیم بطوریکه مثلا رقابت های صفوی و عثمانی بعد از چهارصد سال دوباره در قالب تقابلات ایران و ترکیه متجلی می شوند تجلی با همان شدت و بستر الهیاتی و جغرافیایی گذشته اما با این حال با آرایشی جدید، بر این اساس لازمه سیاست ورزی در خاورمیانه و بخصوص ایران بیش از هر چیز وابسته است به شناخت تاریخ و جغرافیا در واقع این دو دانش نه فقط رشته هایی دانشگاهی یا مطالعاتی از بهر تفنن بلکه در واقع دو سلاح راهبردی و بازدارنده هستند برای جلوگیری از گرفتار شدن کشور در تله هایی بعضاً با عمرهایی چند صد ساله.
@katechon6
👍28👌5❤4👎2