کاتخون
1.93K subscribers
31 photos
9 videos
15 files
2 links
ای کسی که از این آستانه می گذری، آرزوها را فراموش کن.
Download Telegram
حرفهای محمد جواد لاریجانی یا استوری مهدی محمدی بیشتر از آنکه حاصل از یک ذهن پیر و فرتوت یا غفلت شخصی باشد. بیانگر یک ناآگاهی راهبردی سازمان یافته در بخشی از سطوح میانی سیستم است. همین امر هم باعث شده نه تنها درک درستی از جنگ، محیط امنیتی جدید کشور و روندهای جاری ژئوپلیتیکی در منطقه وجود نداشته باشد بلکه حتی بعضاً به صورت ناآگاهانه قدم در راهی می گذارند که دشمن حدود و ثغور آن را مشخص کرده است. به همین علت هم هست که غافلگیری های راهبردی در کشور تبدیل شده به یک قاعده و این چنین است که دشمنان و رقبای ایران می توانند آنچه در گذشته ناممکن بود را به راحتی ممکن کنند‌.
@katechon6
👍49👌5🤔43
اکنون در وضعیتی هستیم که تهدیدات و فشارها آنچنان تصعید و در هم تنیده و تبدیل به ید واحده شده اند که دیگر نمی توان آنها را از یکدیگر تمیز داد، در چنین شرایطی عملیاتی شدن مکانیسم ماشه هر چند به معنای تیر خلاص نیست اما با این حال با توجه به احیا دوباره قطعنامه های شورای امنیت بخصوص ۱۹۲۹ نه تنها تفنگ بدون گلوله لیلاز نیست، بلکه حتی می تواند کمپین فشار حداکثری را بیش از گذشته فعال تر کند، کمپینی که اکنون بر خلاف سابق دیگر محدود به رفع فوریت « تهدیدی» نیست بلکه متمرکز شده به حذف موجودیت ایران، در چنین وضعیتی هر چند موشک و دیپلماسی هوشمندانه می تواند تا حدی تهدیدات را مهار کند اما با این حال مهمترین ابزار استراتژیک ایران برای گذر از این مرحله حساس، هسته سخت نود میلیونی کشور است، هسته ای که نه با حرف و دکلمه بلکه با عمل فعال خواهد شد.
@katechon6
39👍29🤔4👎2👌1
درباره سقوط سوریه و تأثیرش بر تضعیف محور مقاومت بخصوص حزب الله و همچنین ایجاد فرصت برای آزادی عمل اسرائیل برای حمله به ایران، بسیار گفته شده است، اما درباره چرایی و ماهیت روندی که به سقوط سوریه منجر شد یا حرفی زده نشد یا اینکه اگر هم زده شد از جنس ترهات علیزاده و شرکا بود که سقوط را در راستای آتش ناکافی عملیات های وعده های صادق یک و دو تحلیل می کردند، تحلیل هایی که بیشتر از آنکه راهگشا باشند تاکیدی دوباره بودن بر صحت درک معیوب از محیط و اصرار به انجام پاسخهای ناهمطراز با ماهیت تهدید، علت هم بر می گردد به فهم نادرست ما از ماهیت استراتژی علمیاتی اسرائیل در سوریه، استراتژی به اسم جنگی میان جنگ ها و بر بستر جنگ هیبریدی با هدف‌گذاری های تاکتیکی که در آن تغییر تدریجی توازن قوا و فلج سازی سیستم کنترل و فرماندهی به صورت گام به گام و زیر آستانه جنگ کلاسیک انجام می گرفت، امری که در ایران به دلایل مختلف به اسم اینکه دستاوردهای اسرائیل فاقد ارزشگذاری های راهبردی است، نادیده گرفته شد اما غافل از اینکه انباشت دستاوردهای تاکتیکی بتدریج چیدمانی استراتژیک به خود خواهند گرفت و در بزنگاه دیگر نه تنها نمی توان کاری کرد بلکه هر پاسخی درگیری را به سطح بالاتری تصعید خواهد داد آن هم در هنگامه ای که اسرائیل نه تنها محیط امنیتی را بیش از پیش در راستای اهداف ژئوپلیتیکی خود سازمان داده بود بلکه حتی مشتاق بود هر چه سریعتر درگیری را به سطح جنگی تمام عیار ارتقاء دهد.
@katechon6
👍423🤔2👌1
در تئوری های روابط بین الملل بخصوص خوانش استفان والت از رئالیسم تدافعی، تلاش یک دولت برای دستیابی به هژمونی منطقه ای بجز یک استثنا( آمریکا ) همیشه همراه بوده با واکنش خصمانه همسایگان از جهت همکاری و ایجاد موازنه برای سرکوب دولت خواستار هژمونی، همین امر هم باعث شده، تلاش برای دستیابی به هژمونی, بیشتر از آنکه امنیت افزا باشد، باعث امنیت زدایی شود، اما عملیاتی شدن این منطق خود ویرانگر در صورت وجود عوامل بازدارنده است، عواملی که نه تنها در منطقه موجود نیست بلکه حتی گسل ها بین محورهای ترکی، عربی و پارسی آنچنان عمیق است که حتی باعث تسهیل اقدامات اسرائیل برای دستیابی به هژمونی شده است، بطوریکه بعضاً حتی شاهد همکاری آشکار بخشی از کشورهای فوق با اسرائیل هستیم، کشورهایی که تصور می کنند اسرائیل امکانی شده است برای تضعیف رقبای آنها، اما هنوز نمی دانند بازی هر چند اکنون معطوف به رقبای آنان است اما چشم اندازی که روند ژئوپلیتیکی فوق ترسیم کرده در آینده آنان را هم در بر خواهد گرفت، اسرائیل نمی خواهد ژاندارم باشد بلکه خواستار سلطانی است .
@katechon6
👌45👍182👎2
در هنگامه تجاوز اسرائیل به لبنان در ۱۹۸۲، عودید ینون مشاور سیاسی آریل شارون، در مجله کیوونیم دکترینی جسورانه را منتشر کرد، طرحی که در آن بقای اسرائیل در بلند مدت منوط شده بود به تجزیه کشورهای خاورمیانه از مصر تا ایران و اکنون بعد از گذشت چهل سال از انتشار آن طرح، فرصت راهبردی که ینون آرزویش را داشت فرا رسیده است، بطوریکه می توان حملات اخیر به سوریه و اشغال مناطق اطراف کوه هرمون و جدا کردن مناطق دروزی نشین را اجرای واو به واو آن طرح دانست.
ترجمه دکترین ینون🔽
👍37🔥4👎2
گزارش بی بی سی فارسی از پایگاه های زیر زمینی گروهک تروریستی پژاک و بیش فعالی های اخیر آنها در نوار مرزی، نه یک رپرتاژ آگهی معمولی یا تکرار اقدامات ایذایی گذشته، بلکه با توجه به خلع سلاح PKK( سازمان مادر پژاک) و بالتبع تجمیع هر چه بیشتر توان انسانی و تسلیحاتی PKK در پژاک، بیانگر اعلام آمادگی این گروهک برای پذیرش نقشی جدید در کمپین فشار حداکثری بر ایران است، کمپینی درهم تنیده با جنگ دوازده روزه و روند ژئوپلیتیکی اخیر برای تغییر چشم انداز منطقه، که در آن هر چند بین ذینفعان ( بطور نمونه میت/ ترکیه و موساد / اسرائیل )در جزییات اختلاف وجود دارد اما با این حال در کلیات و بخصوص در جهت تضعیف جایگاه ایران، تفاهم کامل بر قرار است، بر همین اساس هم موقعیت گروهک‌های چون پژاک و جیش العدل برای رژیم های منطقه از باندهایی تروریستی با گستره عملیاتی کوچک و محلی، ارتقا پیدا خواهند کرد به ابزارهای راهبردی برای تشدید فشار به ایران، در چنین شرایطی و با توجه به تغییر ماهیت درگیری، باید نوع پاسخ دهی ایران هم تغییر پیدا کند، کنش راهبردی، واکنش محدود و تاکتیکی نمی طلبد.
@katechon6
👌42👍15🤔21
شناخت نوع ادراک کشورهای منطقه از نتایج جنگ دوازده روزه، بمثابه یک نقشه راه است برای فهم رویکرد آتی آنها در قبال ایران، ادراکی که نه از زبان مقامات رسمی یا دیپلماتیک بلکه بیشتر از سوی کارشناسان و تحلیلگران نزدیک به ساختار قدرت بیان می شود، تحلیلگرانی که نه فقط در جایگاه سخنگویان غیر رسمی بلکه بعضاً نقش مهمی هم در فرآیندهای تصمیم سازی دولتهای متبوع خود دارند، در این راستا تحلیل چندی قبل سالم الکتبی تحلیلگر امارتی و نزدیک به شورای عالی فدرال امارت از جنگ دوازده روزه در روزنامه اورشلیم پست اسرائیل، همچون یک پنجره است برای پیش‌بینی رویکرد آینده امارات درباره ایران، کتبی در آن مقاله جنگ دوازده روزه را همچون یک پیشران برای بازتعریف معادلات قدرت در خاورمیانه دانسته است، بازتعریفی که در آن اسرائیل « از طریق مشارکت‌های هوشمندانه با کشورهای حوزه خلیج فارس و قابلیت‌های پیشرفته، توانسته با موفقیت مفهوم سنتی قدرت نظامی را دگرگون کند» و ارمغان این امر هم به زعم نویسنده « شکست ایران» بوده است، شکستی که نه فقط در حوزه نظامی بلکه از نظر او شروع یک آغاز است برای « فروپاشی تمدنی ایران»، فروپاشی که در دستگاه ادراکی امارات اینهمان است با تجزیه ایران و تصاحب جزایر خلیج فارس توسط ابوظبی.
( توهمات اسپارت کوچولو را باید جدی گرفت و غفلت از این امر یعنی هار شدن بیشتر محمد بن زاید، بن زایدی که این روزها بیشتر از همیشه نگاهش متوجه الهام علی‌اف است.)
@katechon6
👍66👌81👎1
جنگ دوازده روزه، بیش از هر چیز یک جنگ اطلاعاتی شبکه محور بود و غافلگیری و ضربات در آن هر چند برآیند نادیده گرفتن روندهای ژئوپلیتیکی و رسوب چندین ساله سلول های اطلاعاتی و عملیاتی دشمن در عمق کشور بود اما با این حال، این مسائل نه تنها همه داستان نفوذ نبودند، بلکه بیشتر نمود ظاهری اش بود، در واقع نفوذ را باید در بستر یک زیر ساخت دید زیر ساختی که از طریق آن، آنچنان برای دشمن عیان بودیم که باید گفت، ایران برای آنها تبدیل شده بود به یک « کتاب باز» که در آن هر مکان، فرد و عملی از قبل شناسایی و پیش بینی شده بود و این امر هم حاصل نمی شد جز از طریق ساختار هایی چون پالانتیر, شرکتی با جایگاهی راهبردی در چیدمان اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا که بیش از آنکه یک استارتاپ باشد یک زیر ساخت است که با محصولات راهبردی چون Gotham (بمثابه گوگل برای سازمان های اطلاعاتی) و Foundry( ابزاری برای یکپارچه کردن داده های بزرگ بعضاً نامرتبط برای الگو سازی)، از اساس باعث بازنگری در ماهیت جنگ اطلاعاتی شده است، جنگهایی که در آن نفوذ و تخریب دیگر نه همچون گذشته معطوف به فرد و جاسوسی انسانی بلکه بیشتر در گستره یک سیستم و به هدف تخریب یا فلج سیستماتیک انجام می شود ، بر این اساس و در چنین شرایطی تکیه و تأکید بر متدهای گذشته، خود عاملی است برای پیشروی دشمن، در واقع در عصر داده های بزرگ و هوش مصنوعی، دیگر جایی برای « ماجرای نیمروز » نیست‌.
@katechon6
👌36👍153👎1🤔1
این روزها بسیاری از تحلیلگران با توجه به تبعات جنگ دوازده روزه از ضرورت بازنگری در ساختار بازدارندگی ایران می نویسند.

زیرا این ساختار بزعم آنها نه توان مدیریت تهدیدات و هراس افکنی لازم در دشمنان را داشته و نه توانسته تاب آوری را در هنگامه بروز تهدیدات برآورده کند، همین امر هم لزوم تغییر را برای مقابله با تهدیدات آینده بیش از گذشته برجسته کرده است.

اما با این حال، این نوع تحلیل ها هر چند داعیه راهکار را دارند ولی همچنان, آن هم در خوشبینانه‌ترین حالت و فارغ از بازی با کلمات و جمله سازی های مألوف در «ادبیات راهبردی ایران»، در مرحله توصیف محیط امنیتی متوقف هستند.

علت هم بر می گردد به عدم توجه آنها به چرایی برجسته شدن محور مقاومت و برنامه موشکی در ساختار بازدارندگی ایران، ترجیحاتی که نه برآمده از یک « برنامه » یا یک محیط خنثی با انتخاب های متنوع، بلکه بیشتر برآیندی بودند از فرصت های ژئوپلیتیکی پیش آمده در منطقه و محدودیت ها و مقدورات به واسطه تحریم های تسلیحاتی.

اولی شانسی بود که قرار بود همچون سرعت گیر، از توسعه و تشدید درگیری ها جلوگیری کند و دومی تنها گزینه در دسترس و بمثابه سقف داشته ها و توانایی ها بود برای به تعویق انداختن« روز واقعه».

محور به دلایل مختلف چون انحراف از منطق اولیه و انتخاب استراتژی نامتناسب با روندهای ژئوپلیتیکی , تضعیف و بعضاً تاریخ انقضایش در بخشی از منطقه به سر رسید، اما موشکی با وجود همه سرکوب ها، تا حد امکان جواب داد.

جوابی که از نظر ماهیت و ظرفیت قرار نبود پاسخی به همه پرسشها و امکانی برای پر کردن همه خلأها باشد اما با این حال بار همه را بر دوش کشید و در آینده هم با توجه به استمرار وضعیت فعلی، پر کردن آن خلأها بخصوص در حوزه نظامی وجود ندارد.

همین امر هم باعث شده برنامه موشکی، مبدل شود به تنها گزینه راهبردی و تاثیرگذار ایران، گزینه ای که شاید بتوان در آینده دور مکملی برای آن پیدا کرد اما با این حال نه تنها در میان مدت جایگزینی ندارد بلکه حتی تا اطلاع ثانوی در متن ساختار بازدارندگی ایران قرار خواهد داشت ( نه همچون گذشته معطوف به ارعاب کمی)

ایران, تنها است و این تنهایی همراه است با محدودیت های عدیده، واقعیتی که با بازی با کلمات و جمله سازی پنهان نمی شود.
@katechon6
👌36👍137👎5🔥1
در رسانه های اسرائیلی، ران درمر برای نتانیاهو بمثابه جبران نداشته های یایر است ( پسر نتانیاهو)، خلفی بر حق که هر چند اکنون در جایگاه وزیر امور استراتژیک قرار گرفته است، اما با این حال، او بیش از این حرفها است، در واقع باید درمر را معمار روند ژئوپلیتیکی جاری در منطقه دانست.

روندی که به زعم درمر در مصاحبه اخیر با دیوید فریدمن, نه تنها آغازی است برای حذف دشمنان و تغییر چشم انداز ژئوپلیتیکی منطقه، بلکه همچنین برای اسرائیل, همچون یک سکوی پرش است برای ارتقاء از یک بازیگر متوسط منطقه ای به شریکی استراتژیک برای آمریکا در بازی بزرگ.

بازی معطوف به مهار چین که در آن از نظر درمر, قدرت اطلاعاتی و فناوری اسرائیل برای آمریکا نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی است برای حفظ برتری در جنگ ابرقدرت ها.

در چنین شرایطی به جنگ دوازده روزه یک بعد جدید اما کمتر پرداخت شده اضافه می شود، بعدی که در آن مهار و تضعیف ایران, امکانی می شود برای کاهش حساسیت های خاورمیانه ای آمریکا و همزمان شروعی برای توجه هر چه بیشتر واشنگتن به پکن.
@katechon6
👌21👍13
احضار شورای عالی دفاع از دهه شصت به اکنون، بیشتر از آنکه واکنشی باشد به تداوم شرایط جنگی، پاسخی است به خلأ پیش آمده به واسطه زیر ضربه رفتن ستاد کل نیروهای مسلح، قرارگاه عملیاتی خاتم الانبیا و بخش مهمی از ستاد فرماندهی سپاه در ساعات اولیه جنگ.اما با این حال آن ضربه، نه برآیندی از تمرکز نامتناسب ساختار کنترل و فرماندهی در چند فرد و نهاد، بلکه برآمده از عدم وجود شبکه های امن ارتباطی متناسب با ماهیت تهدیدات بود.امری که نتیجه اش شد متلاشی شدن مقطعی ساختار کنترل و فرماندهی، به همین علت ایجاد ساختارهای جایگزین بدون لحاظ کردن چرایی علت آن ضربه، نه تنها پاسخ مطلوبی به ماهیت جنگ‌های نسل پنجم نیست، بلکه حتی می تواند باعث استمرار ضربات شود.
@katechon6
👌39👍143👎3🤔2
در خاورمیانه « خصومت و دشمنی آمریکا و ایران، پارادایم سازمان دهنده و هژمونیک در شکل دادن به سیاست های منطقه ای است»

بطوریکه کشورهای منطقه طی چند دهه اخیر، با استفاده از این پارادایم, توانسته اند بتدریج ایران را از مزیت های استراتژیک خود برای نقش آفرینی در ترتیبات سیاسی و اقتصادی منطقه محروم کنند.

اما با این حال در دو سال اخیر، ترتیبات استفاده از این پارادایم با شکل گذشته خود متفاوت گشته، بطوریکه اکنون تغییر چشم انداز منطقه نه همچون گذشته از طریق انزوای راهبردی تهران، بلکه بیشتر در جهت خفگی ژئوپلیتیکی ایران نمود یافته است.

همین امر هم کریدور فرامرزی زنگزور را نه اتفاقی منفک از روند ژئوپلیتیکی جاری در منطقه و جنگ دوازده روزه بلکه مبدل کرده به یکی از مراحل کلیدی این روند.

روندی بمثابه یک جراحی ژئوپلیتیکی که طی آن « جهان» ترکی، عبری و عربی در زیر چتر امنیتی آمریکا به طرق مختلف در حال بازنگری در نقشه منطقه هستند، بازنگری در جهت بازتعریف و ارتقا جایگاه آنها در چیدمان استراتژیک منطقه از طریق حذف ایران از معادلات.

امری که بتدریج مرزهای غربی و شرقی ایران و کرانه های خلیج فارس را هم در بر خواهد گرفت و در این میان، تهران همچنان نظاره گر.
@katechon6
👍51👌6👎51🔥1
در هفته های اخیر، بارها تاسیسات شرکت نفت آذربایجان در اوکراین از سوی روسیه مورد حمله قرار گرفته است، حملاتی که از آن به واکنش خشن روسیه به ابتکار ترامپ در زمینه کریدور زنگزور یاد می شود.
اما با این حال، واکنش روسیه به کریدور زنگزور همچنان از منطق واکنش مسکو به سقوط بشار اسد پیروی می کند، به عبارتی هیاهو برای هیچ و همزمان مذاکره برای حفظ حداقل ها و استفاده از کارت های باقیمانده برای پیشبرد اهداف در جنگ اوکراین ‌.
علت هم بر می گردد به محدودیت های روسیه و بالتبع عقب نشینی تدریجی آنها از خارج نزدیک( آسیای میانه و قفقاز ) و خاورمیانه و معطوف شدن به مرزهای غربی ( اوکراین ) و اروپا.
اروپایی که هر چند برای روسیه شاخ و شانه می کشد و روس ها را بربر خطاب می کند، اما با این حال, اروپا برای روسیه بمثابه کعبه آمال است، کعبه ای که از دوره پطر کبیر, خواستار راهیابی به آن هستند و اکنون جنگ اوکراین و نیاز آمریکا به روسیه برای مهار چین، مبدل به فرصتی شده برای دستیابی به آن آرزوی چند صد ساله.
در چنین شرایطی امکان معامله ایران از سوی روسیه دور از ذهن نیست، ایرانی که هر چند به اسم زمستان سخت، آورده چندانی جز درهم تنیدگی در جنگ اوکراین نداشت اما اکنون مواجه شده با پیامدهای استراتژیک آن رابطه معیوب.
پیامدهایی که یک قلم آن را می توان در سکوت روسیه در جنگ دوازده روزه دید و اکنون هم باید منتظر دور دیگری از مانورهای خرس ( نماد روسیه )باشیم، خرسی که نه تنها مو کندن از آن غنیمت نبود بلکه تبدیل شده به معضلی راهبردی.
@katechon6
👌34👍19👎142
برای بعضی از همراهان، سوال پیش آمده که چرا در کانال چیزی نمی نویسم، علتش بیش از هر چیز کمی وقت آزاد است و از طرفی اختصاص دادن همان اندک وقت به ترجمه کتاب THE REVENGE OF GEOGRAPHY رابرت کاپلان.
(عمری باشد در همین کانال به صورت رایگان بارگذاری می شود)
👍5343👌7🔥5
دو سال قبل، دیوید بارنیا, رئیس موساد در سخنرانی در معرفی کتابی جدید درباره اشرف مروان ( داماد جمال عبدالناصر) او را مهمترین دارایی اطلاعاتی اسرائیل معرفی کرد، دارایی که در موساد به اسم رمز فرشته معروف بود اما از همان زمان حرف و حدیث ها درباره مروان در کریدورهای جامعه اطلاعاتی اسرائیل زیاد بود و اکنون بعد از گذشت چندین دهه، مشخص شد، اشرف مروان نه فرشته نجات بلکه عامل مهمترین عملیات فریب در تاریخ اسرائیل بود.
ترجمه گزارش تفصیلی رونن برگمن در یدیعوت آحارانوت درباره اشرف مروان.
🔽@katechon6
👍278👎1🔥1
در دو سال اخیر، واقعیات میدانی خاورمیانه طی یک روند ژئوپلیتیکی تغییر پیدا کرده است، بطوریکه بعضی از بازیگران حذف، تعدادی تضعیف و گروهی هم در حال استفاده از فرصت های پیش آمده هستند، اما با این حال دستاوردها و ضربات همچنان در سطح تاکتیکی متوقف مانده و ترجمان راهبردی، پیدا نکرده اند، بطوریکه نه تنها زخم های منطقه همچنان باز است، بلکه حتی به واسطه روندهای موجود، منطقه تا حد زیادی با خلأ قدرت و بعضاً تقابلات گاه و بیگاه روبرو است، همین امر هم باعث شده، آتش بس در غزه را نه پایانی بر این دو سال خونبار بلکه شروعی دیگر بر ادامه روند ژئوپلیتیکی موجود ببینیم، بازی ادامه دارد.
@katechon6
👍40👌81👎1🤔1
در عرصه سیاسی کشور، نشان از هر چیز می یابید. جز جنگ دوازده روزه، جنگی که هر چند در رسانه غایب است، اما کانون و پیشران های آن نه تنها زنده هستند بلکه بیش از گذشته فعال شده اند آن هم در شرایطی که جریانی معاند به صورت عامدانه در حال تخریب رده های سیاسی و نظامی است و همزمان مشغول به تعمیق و تحریک گسل های داخلی، دشمن هم نظاره گر و در انتظار باز شدن پنجره فرصت.
@katechon6
👍64👌96👎2🤔2
از جنگ دوازده روزه بیش از شش ماه می گذرد و طی این چند ماه، شاهد شکل گیری نهادهای جدیدی چون شورای عالی دفاع و جایگزینی تنی چند از فرماندهان بودیم، تغییراتی که با توجه به تحول ماهیت جنگ و بالتبع تبعات پیش آمده، بیش از هر چیز در راستای رفع آسیب ها و همچنین تعمیق هم افزایی های مشترک در جهت هماهنگی عملیاتی بیشتر نیروهای مسلح توضیح داده شده است.

مسئله ای که در نگاه نخست، از جهات مختلفی چون ضرورت هماهنگی در سطوح تاکتیکی، عملیاتی و راهبردی، نمی توان ایرادی به آن وارد دانست، زیرا جنگ برخوردی آشفته و بی‌سازمان نیست؛ بلکه مستلزم فرماندهانی منضبط، کاردان و چابک است.

اما با این حال، نباید انتظار داشت، این تغییرات بدون تغییر رویه ها و بازنگری در ساختارهای کنترل فرماندهی و استراتژی های دفاعی، همچون یک ورد جادویی عمل کند، زیرا آنچه زیاد داریم فرمانده است و ساختارهای بروکراتیک، ساختارهایی که اگر هماهنگ با محیط امنیتی و آگاه به روندهای ژئوپلیتیکی و موازنه های جاری در منطقه و استعداد های دشمن نباشند، نه تنها در بزنگاه برخورد غافلگیر می شوند بلکه حتی با توجه به شوک اولیه از حمله دشمن ابتکار عمل را از نیروهای عملیاتی خواهند گرفت‌.

نمونه بارز این امر را می توان در فرانسه ۱۹۴۰ دید، فرانسه ای که با تقرب به گذشته، تصور  می کرد می توان با استفاده از خط ماژینو، جلوی پیشروی ورماخت را بگیرد، ورماختی که با آگاهی از تصلب فکری و اطلاعاتی فرانسه، برخلاف آنچه پنداشته می شد با سرعت از طریق جنگل آردن که ظاهراً صعب‌العبور بود، خط ماژینو را دور زد و نتیجه هم همان چیزی شد که همه می دانیم، تسلیم فرانسه.

علت هم بر می گشت به نادیده گرفتن بدیهی ترین مسئله در جنگ، آن هم چیزی نیست جز خطی نبودن جنگ، جنگی که بقول ژنرال هرمان بالک، فرمانده لشکر چهارم زرهی آلمان در جنگ جهانی دوم: « در آن هیچ طرح ثابتی نمی‌تواند وجود داشته باشد. هر طرح، هر الگویی اشتباه است. هیچ دو موقعیتی یکسان نیستند. به همین دلیل است که مطالعه تاریخ نظامی می‌تواند بسیار خطرناک باشد.» بر همین اساس ساده لوحی است که تصور کنیم برخورد آینده، همچون گذشته خواهد بود، بازی پیچیده است.
@katechon6
👍56👌1311🤔2🔥1