هو العلیم
درگذشت زندهیاد محمدعلی آزادیخواه، داستاننویس و خالق آثاری همچون مرادو، دوستان جنگل شاد، پرستوهای درهٔ پیچاب و… را تسلیت میگوییم.
@jongemes
درگذشت زندهیاد محمدعلی آزادیخواه، داستاننویس و خالق آثاری همچون مرادو، دوستان جنگل شاد، پرستوهای درهٔ پیچاب و… را تسلیت میگوییم.
@jongemes
✳️ در شمارۀ بیستودوم چه میخوانیم
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ زمستان ۱۴۰۱ منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ بیستودوم این مجلۀ فرهنگیهنری، یادداشتی به قلم علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی، به یاد زندهیاد «حسن ناهید» منتشر شده است با تیترِ «توانایی بی خودنمایی».
▫️این شماره از مجله، دو پرونده دارد.
📂 پروندۀ شخصیتِ جُنگ بیستودوم، دربارۀ «محمدحسین اسلامپناه»، پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی است. در سال ۱۳۹۷، نام او در رشتۀ صحافی سنّتی در فهرست حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران، بهعنوان گنجینۀ زنده بشری، به ثبت رسید. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مهدی محبی کرمانی، اکبر ایرانی، محمدعلی فردوسی، محمد جهانشاهی، حسن نیکبخت، سیدجواد میرهاشمی و...
📁 پروندۀ دیگر مجله با عنوانِ «من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست»، ویژهنامهای است دربارۀ «تَرکانخاتون»، بانوی حکمت و حکومت؛ زنی قدرتمند و اثرگذار در تاریخ. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدحسین اسلامپناه، مریم میرشمسی، جمشید روستا، علیرضا هاشمینژاد، مریم فدایی قطبی، فاطمه علیاصغر، امین شول سیرجانی، مجتبی مهدوی، اسما پورزنگیآبادی، محمد قاسمی و...
▫️شمارۀ بیستودوم فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، با مدیرمسئولی سیدعلی میرافضلی و سردبیری مجتبی احمدی، در ۲۰۸ صفحه منتشر شده است.
•••
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
•••
@jongemes
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ زمستان ۱۴۰۱ منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ بیستودوم این مجلۀ فرهنگیهنری، یادداشتی به قلم علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی، به یاد زندهیاد «حسن ناهید» منتشر شده است با تیترِ «توانایی بی خودنمایی».
▫️این شماره از مجله، دو پرونده دارد.
📂 پروندۀ شخصیتِ جُنگ بیستودوم، دربارۀ «محمدحسین اسلامپناه»، پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی است. در سال ۱۳۹۷، نام او در رشتۀ صحافی سنّتی در فهرست حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران، بهعنوان گنجینۀ زنده بشری، به ثبت رسید. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مهدی محبی کرمانی، اکبر ایرانی، محمدعلی فردوسی، محمد جهانشاهی، حسن نیکبخت، سیدجواد میرهاشمی و...
📁 پروندۀ دیگر مجله با عنوانِ «من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست»، ویژهنامهای است دربارۀ «تَرکانخاتون»، بانوی حکمت و حکومت؛ زنی قدرتمند و اثرگذار در تاریخ. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدحسین اسلامپناه، مریم میرشمسی، جمشید روستا، علیرضا هاشمینژاد، مریم فدایی قطبی، فاطمه علیاصغر، امین شول سیرجانی، مجتبی مهدوی، اسما پورزنگیآبادی، محمد قاسمی و...
▫️شمارۀ بیستودوم فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، با مدیرمسئولی سیدعلی میرافضلی و سردبیری مجتبی احمدی، در ۲۰۸ صفحه منتشر شده است.
•••
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
•••
@jongemes
Jong11- Ahmadreza Ahmadi.pdf
579.9 KB
▫️بهمناسبت زادروزِ آقای شاعر
✳️ احمدرضا احمدی؛ بر کرانۀ آینه
اشاره: شمارۀ یازدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» ویژهنامهای بود برای آقای شاعر؛ «#احمدرضا_احمدی»، با تیترِ «بر کرانۀ آینه». این ویژهنامه، زمستان ۱۳۹۷ در ۲۰۸ صفحه منتشر شد. در این ویژهنامه، گفتوگویی با احمدرضا احمدی انجام شده بود.
اکنون، بهمناسبت فرارسیدن سیام اردیبهشتماه، زادروز آقای شاعر، فایل صفحات آن گفتوگو را در اینجا آوردهایم. احمدرضا احمدی در سال ۱۳۱۹ در کرمان بهدنیا آمد و حالا ۸۳ساله شده است. عمرش دراز باد و همراه با تندرستی.
•••
@jongemes
✳️ احمدرضا احمدی؛ بر کرانۀ آینه
اشاره: شمارۀ یازدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» ویژهنامهای بود برای آقای شاعر؛ «#احمدرضا_احمدی»، با تیترِ «بر کرانۀ آینه». این ویژهنامه، زمستان ۱۳۹۷ در ۲۰۸ صفحه منتشر شد. در این ویژهنامه، گفتوگویی با احمدرضا احمدی انجام شده بود.
اکنون، بهمناسبت فرارسیدن سیام اردیبهشتماه، زادروز آقای شاعر، فایل صفحات آن گفتوگو را در اینجا آوردهایم. احمدرضا احمدی در سال ۱۳۱۹ در کرمان بهدنیا آمد و حالا ۸۳ساله شده است. عمرش دراز باد و همراه با تندرستی.
•••
@jongemes
Forwarded from ناخواناخوانی
#یادداشتخوانی
> برای «#احمدرضا_احمدی» که رفت
شاعر دردمندِ اردیبهشتیِ ما
> مجتبی احمدی
•
هنوز از پنجم مهرماه سال نودوهفت، صدای خاطرهانگیزش در خاطرم مانده؛ «من از ابتدا بهدنبال جهانی دیگر بودم. تسلیم مُدها و روشهای دیگران نشدم. بهتنهایی بهراه افتادم. در تاریکی و سنگلاخ، با پای برهنه حرکت کردم. هیچوقت برنگشتم که جای پاهایم را در برف ببینم. من کنجکاو و یاغی بودم. این یاغیگری، شعرم را در من ساخت... با اطمینان میگویم که شعرهای من متعلق به خودم است؛ متعلق به احمدرضا احمدی.»
حالا امروز بیستم تیرماه سال هزار و چهارصد و دو است و احمدرضای اردیبهشتیِ ما دیگر نیست. آنروز با مرتضی رفته بودیم و زنگ کنار پلاک پنج را زده بودیم تا شاعر کرمانیِ تهراننشین، با آن صمیمیتِ آغشته به بوی اقاقیا، در را باز کند و بنشینیم به گفتوگو. او گفته بود: «هرروز در غروب از سه پنجره عبور روزها را دیدم»؛ و ما تا غروب از او پرسیدیم؛ از شعر، از سینما، از نقاشی، از کانون، از «طرح»، از «نثرهای یومیه»، از فروغ و نیما و شاملو، از هزار اسم دیگر و «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، از «تابستان و غم»، از زندگی، از مرگ؛ و او با حافظهای که سرشار از خاطره و زنبق بود، پاسخ داد.
چندساعتی بیشتر، از درگذشت او نگذشته است و این قلم نمیداند کدام کلمات را کنار هم بچیند تا ادای احترامی باشد به هنرمندی که بیش از ششدهه سرود و نوشت، بیادا و بیادعا. پیشتر در مقدمهٔ ویژهنامهای که در مجلهٔ «جُنگ هنر مس» برای او درآوردیم، نوشته بودم که احمدرضا یک آدم چندضلعی است و وقتی میخواهی به او بپردازی، درمیمانی که روبهروی کدام ضلع بنشینی و از کجا آغاز کنی. از احمدرضای شاعر بنویسی که از ۱۳۴۱ با کتاب «طرح»، طرحی نو در شعر معاصر درانداخت و بخش مهمی از سرنوشت شعر مدرن را رقم زد؟ از احمدرضای نویسندهٔ کودک و نوجوان بنویسی که هر کتابش یک اتفاق تازه بود و دری متفاوت از کلیشهها به روی مخاطبانِ کمسنوسالش گشود؟ از احمدرضای کانون پرورش فکری بنویسی که در جوانی، سهمی بزرگ در دوران درخشان این نهاد فرهنگی داشت و میراث ماندگارش بیمانند است؟ از احمدرضای سینماشناس بنویسی و تاثیر حضورش بر چند تن از سینماگران مهم نسل خودش؟ از صدای احمدرضا بنویسی که ما دوست داشتیم همهچیز را رها کنیم و یک شنونده تماموقت باشیم و او فقط برایمان شعر بخواند که: «...مسافران/ که از آن راه آمدهاند/ میگویند/ برف آب شده است/ هفتههاست/ در آن خانهای که صحبت از مرگ میگفتیم/ آن خانه/ در زیر آوار گلهای اقاقیا/ گم شده است/ مرا میبخشید/ که باز هم/ سخن از/ گلهای بنفشه گفتم/ گاهی تکرار روزهای/ گذشته/ برای من تسلی است/ مرا میبخشید.»
حالا حتی تکرار روزهای گذشته هم برای ما تسلی نیست. احمدرضا رفته است و این جهان، شاعری را از دست داده که یکعمر، فارغ از هیاهوهای پایتخت و پایتخت هیاهوها، شعر نوشت و ما از نگاه او در زیر آسمان لاجوردی، جان گرفتیم.
احمدرضا، دردمندی را لازمهٔ شاعری میدانست و ششدهه حضور دردمندانهٔ او در ساحت شعر معاصر ایران، بیآنکه اهل مانیفستسازی و بیانیهبازی باشد، اعلامیهای صریح بود علیه ابتذال در ادبیات. او البته آگاهانه میگفت وقتی بخواهی عادت دیگران را عوض کنی، با تو دشمن میشوند؛ دشمنی هم دیده بود، اما به شعر باور داشت و یکتنه راه خودش را رفت.
احمدرضا دوست داشت که همچنان باشد و همچنان شعر بنویسد و نقاشی بکشد و سراغ دوستانش را بگیرد. آخرینبار، حدود دوماه پیش بود که تلفنی با او حرف زدم. صدای مهربانش زیر فشار بیماری، کمجان و کمطنین بود اما باز هم از کتابهای تازه و آثار زیر چاپش برایم میگفت و دنیای نقاشیکشیدنهایش، و باز هم سراغ چندتا از همشهریهای کرمانیاش را گرفت که دوستشان میداشت.
احمدرضا اگرچه شاعر مرگ هم بود اما مرگ را دوست نداشت. در همان گفتوگو گفته بود: «من فرصتی را که زندگی به من داده است تلف نمیکنم. این فرصت، خیلی کوتاه است. بهنظرم هراس از مرگ، نیرو میبخشد و به تو میآموزد که تا زنده هستی باید کار کنی.»
حالا شاعرِ «وقت خوب مصائب»، ما را با مصیبتِ مرگش تنها گذاشته است و مرگ احمدرضا، مرگِ هرکسی نیست. دریغا احمدرضا! میراث او اما، زندهبودنِ شعر فارسی است. روانش شادمان باد.
•
#احمدرضا_احمدی
#شاعر_دردمند_اردیبهشتی_ما
> منتشرشده در روزنامهٔ پیام ما
• @NaaKhaaNaa
> برای «#احمدرضا_احمدی» که رفت
شاعر دردمندِ اردیبهشتیِ ما
> مجتبی احمدی
•
هنوز از پنجم مهرماه سال نودوهفت، صدای خاطرهانگیزش در خاطرم مانده؛ «من از ابتدا بهدنبال جهانی دیگر بودم. تسلیم مُدها و روشهای دیگران نشدم. بهتنهایی بهراه افتادم. در تاریکی و سنگلاخ، با پای برهنه حرکت کردم. هیچوقت برنگشتم که جای پاهایم را در برف ببینم. من کنجکاو و یاغی بودم. این یاغیگری، شعرم را در من ساخت... با اطمینان میگویم که شعرهای من متعلق به خودم است؛ متعلق به احمدرضا احمدی.»
حالا امروز بیستم تیرماه سال هزار و چهارصد و دو است و احمدرضای اردیبهشتیِ ما دیگر نیست. آنروز با مرتضی رفته بودیم و زنگ کنار پلاک پنج را زده بودیم تا شاعر کرمانیِ تهراننشین، با آن صمیمیتِ آغشته به بوی اقاقیا، در را باز کند و بنشینیم به گفتوگو. او گفته بود: «هرروز در غروب از سه پنجره عبور روزها را دیدم»؛ و ما تا غروب از او پرسیدیم؛ از شعر، از سینما، از نقاشی، از کانون، از «طرح»، از «نثرهای یومیه»، از فروغ و نیما و شاملو، از هزار اسم دیگر و «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، از «تابستان و غم»، از زندگی، از مرگ؛ و او با حافظهای که سرشار از خاطره و زنبق بود، پاسخ داد.
چندساعتی بیشتر، از درگذشت او نگذشته است و این قلم نمیداند کدام کلمات را کنار هم بچیند تا ادای احترامی باشد به هنرمندی که بیش از ششدهه سرود و نوشت، بیادا و بیادعا. پیشتر در مقدمهٔ ویژهنامهای که در مجلهٔ «جُنگ هنر مس» برای او درآوردیم، نوشته بودم که احمدرضا یک آدم چندضلعی است و وقتی میخواهی به او بپردازی، درمیمانی که روبهروی کدام ضلع بنشینی و از کجا آغاز کنی. از احمدرضای شاعر بنویسی که از ۱۳۴۱ با کتاب «طرح»، طرحی نو در شعر معاصر درانداخت و بخش مهمی از سرنوشت شعر مدرن را رقم زد؟ از احمدرضای نویسندهٔ کودک و نوجوان بنویسی که هر کتابش یک اتفاق تازه بود و دری متفاوت از کلیشهها به روی مخاطبانِ کمسنوسالش گشود؟ از احمدرضای کانون پرورش فکری بنویسی که در جوانی، سهمی بزرگ در دوران درخشان این نهاد فرهنگی داشت و میراث ماندگارش بیمانند است؟ از احمدرضای سینماشناس بنویسی و تاثیر حضورش بر چند تن از سینماگران مهم نسل خودش؟ از صدای احمدرضا بنویسی که ما دوست داشتیم همهچیز را رها کنیم و یک شنونده تماموقت باشیم و او فقط برایمان شعر بخواند که: «...مسافران/ که از آن راه آمدهاند/ میگویند/ برف آب شده است/ هفتههاست/ در آن خانهای که صحبت از مرگ میگفتیم/ آن خانه/ در زیر آوار گلهای اقاقیا/ گم شده است/ مرا میبخشید/ که باز هم/ سخن از/ گلهای بنفشه گفتم/ گاهی تکرار روزهای/ گذشته/ برای من تسلی است/ مرا میبخشید.»
حالا حتی تکرار روزهای گذشته هم برای ما تسلی نیست. احمدرضا رفته است و این جهان، شاعری را از دست داده که یکعمر، فارغ از هیاهوهای پایتخت و پایتخت هیاهوها، شعر نوشت و ما از نگاه او در زیر آسمان لاجوردی، جان گرفتیم.
احمدرضا، دردمندی را لازمهٔ شاعری میدانست و ششدهه حضور دردمندانهٔ او در ساحت شعر معاصر ایران، بیآنکه اهل مانیفستسازی و بیانیهبازی باشد، اعلامیهای صریح بود علیه ابتذال در ادبیات. او البته آگاهانه میگفت وقتی بخواهی عادت دیگران را عوض کنی، با تو دشمن میشوند؛ دشمنی هم دیده بود، اما به شعر باور داشت و یکتنه راه خودش را رفت.
احمدرضا دوست داشت که همچنان باشد و همچنان شعر بنویسد و نقاشی بکشد و سراغ دوستانش را بگیرد. آخرینبار، حدود دوماه پیش بود که تلفنی با او حرف زدم. صدای مهربانش زیر فشار بیماری، کمجان و کمطنین بود اما باز هم از کتابهای تازه و آثار زیر چاپش برایم میگفت و دنیای نقاشیکشیدنهایش، و باز هم سراغ چندتا از همشهریهای کرمانیاش را گرفت که دوستشان میداشت.
احمدرضا اگرچه شاعر مرگ هم بود اما مرگ را دوست نداشت. در همان گفتوگو گفته بود: «من فرصتی را که زندگی به من داده است تلف نمیکنم. این فرصت، خیلی کوتاه است. بهنظرم هراس از مرگ، نیرو میبخشد و به تو میآموزد که تا زنده هستی باید کار کنی.»
حالا شاعرِ «وقت خوب مصائب»، ما را با مصیبتِ مرگش تنها گذاشته است و مرگ احمدرضا، مرگِ هرکسی نیست. دریغا احمدرضا! میراث او اما، زندهبودنِ شعر فارسی است. روانش شادمان باد.
•
#احمدرضا_احمدی
#شاعر_دردمند_اردیبهشتی_ما
> منتشرشده در روزنامهٔ پیام ما
• @NaaKhaaNaa
✳️ شمارۀ بیستوسوم «جُنگ هنر مس»
> این شماره، یک پرونده و یک پوشه دارد:
#پرونده
مجسمهسازِ مردم
> پروندهای دربارهٔ زندهیاد
استاد #سیدعلیاکبر_صنعتی
نقاش و مجسمهساز
#پوشه
گنجینهای در کنجِ تنهایی
> دربارهٔ #موزه_صنعتی_کرمان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوسوم
> بهار و تابستان ۱۴۰۲
> ۲۰۰ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes
> این شماره، یک پرونده و یک پوشه دارد:
#پرونده
مجسمهسازِ مردم
> پروندهای دربارهٔ زندهیاد
استاد #سیدعلیاکبر_صنعتی
نقاش و مجسمهساز
#پوشه
گنجینهای در کنجِ تنهایی
> دربارهٔ #موزه_صنعتی_کرمان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوسوم
> بهار و تابستان ۱۴۰۲
> ۲۰۰ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes
JoNg19 AghaAbbasi.pdf
5 MB
✳️ گفتوگو با «یدالله آقاعباسی»
> شماره نوزدهم فصلنامه «جُنگ هنر مس» در زمستان ۱۴۰۰ منتشر شد، با پروندهای ویژه دربارۀ استاد «یدالله آقاعباسی»؛ «سیبی در دست، سودایی در سر». آن شماره از مجله، در همین پاییز گذشته، همزمان با برگزاری آیین نکوداشتِ این هنرمند ارجمند تئاتر، تجدید چاپ شد. به همین مناسبت، صفحاتِ گفتوگو با او را که در آن پرونده انتشار یافته، به شما مخاطبان گرانقدر تقدیم کردهایم.
(ضمناً، شمارۀ تازۀ مجله، با تاخیر فراوان، در همین زمستان ۱۴۰۳ منتشر خواهم شد، بعونالله تعالی.)
#جنگ_هنر_مس
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
www.jongmag.com
•••
@jongemes
> شماره نوزدهم فصلنامه «جُنگ هنر مس» در زمستان ۱۴۰۰ منتشر شد، با پروندهای ویژه دربارۀ استاد «یدالله آقاعباسی»؛ «سیبی در دست، سودایی در سر». آن شماره از مجله، در همین پاییز گذشته، همزمان با برگزاری آیین نکوداشتِ این هنرمند ارجمند تئاتر، تجدید چاپ شد. به همین مناسبت، صفحاتِ گفتوگو با او را که در آن پرونده انتشار یافته، به شما مخاطبان گرانقدر تقدیم کردهایم.
(ضمناً، شمارۀ تازۀ مجله، با تاخیر فراوان، در همین زمستان ۱۴۰۳ منتشر خواهم شد، بعونالله تعالی.)
#جنگ_هنر_مس
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
www.jongmag.com
•••
@jongemes
✳️ شمارۀ ۲۴ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای داستاننویس معاصر؛
«محمدعلی آزادیخواه»
#قصه_های_پسر_مریم
#محمدعلی_آزادی_خواه
#صمد_سیرجان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوچهارم
> بهار ۱۴۰۴
> ۲۰۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#ویژهنامه
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای داستاننویس معاصر؛
«محمدعلی آزادیخواه»
#قصه_های_پسر_مریم
#محمدعلی_آزادی_خواه
#صمد_سیرجان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوچهارم
> بهار ۱۴۰۴
> ۲۰۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#ویژهنامه
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes
«دریا، شهر بیدفاعِ ماهیهاست»
کاریکلماتور | محمدعلی آزادیخواه
➖شریکِ غم بزرگِ مردمان نجیبِ دریاییم...
#حادثه_بندرعباس
@jongemes
کاریکلماتور | محمدعلی آزادیخواه
➖شریکِ غم بزرگِ مردمان نجیبِ دریاییم...
#حادثه_بندرعباس
@jongemes
Fehrest-JoNg-24.pdf
455.1 KB
✳️ در شماره بیستوچهارم چه میخوانیم
شمارۀ ۲۴ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ بهار ۱۴۰۴ منتشر شده است.
این شماره از مجله، پروندهای است درباره زندهیاد «محمدعلی آزادیخواه»، داستاننویس.
> فهرست کامل شماره بیستوچهارم «جنگ هنر مس» را دریافت کنید
www.jongmag.com
@jongemes
شمارۀ ۲۴ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ بهار ۱۴۰۴ منتشر شده است.
این شماره از مجله، پروندهای است درباره زندهیاد «محمدعلی آزادیخواه»، داستاننویس.
> فهرست کامل شماره بیستوچهارم «جنگ هنر مس» را دریافت کنید
www.jongmag.com
@jongemes
مجله جنگ هنر- پرونده وطن فارسی.pdf
10.7 MB
| هممیهنانِ وطنِ فارسی |
🔹شمارهٔ شانزدهم فصلنامهٔ «جُنگ هنر مس» که در زمستان ۱۳۹۹ منتشر شد، پروندهای ویژه داشت با عنوانِ «هممیهنانِ وطنِ فارسی» که فصلی بود به احترامِ #مهاجران_افغانستانی.
این پرونده، با نگاه به جنبههای فرهنگی این هممیهنی همراه است و از بررسی و آسیبشناسی سیاستهای مهاجرتی نیز خالی نیست.
🔹در این روزها که خبرهای خوشایندی دربارهٔ برخورد با این هممیهنان وطن فارسی نمیشنویم، گفتیم خالی از لطف نیست اگر صفحات آن پرونده را به اشتراک بگذاریم تا شاید مجالی برای توجه بیشتر به اشتراکات و پیوندهایمان باشد؛ آنهم در ایامی که واژهٔ «وطن» بیشتر از همیشه دیده و شنیده میشود.
| مجتبی احمدی | سردبیر |
@jongemes
🔹شمارهٔ شانزدهم فصلنامهٔ «جُنگ هنر مس» که در زمستان ۱۳۹۹ منتشر شد، پروندهای ویژه داشت با عنوانِ «هممیهنانِ وطنِ فارسی» که فصلی بود به احترامِ #مهاجران_افغانستانی.
این پرونده، با نگاه به جنبههای فرهنگی این هممیهنی همراه است و از بررسی و آسیبشناسی سیاستهای مهاجرتی نیز خالی نیست.
🔹در این روزها که خبرهای خوشایندی دربارهٔ برخورد با این هممیهنان وطن فارسی نمیشنویم، گفتیم خالی از لطف نیست اگر صفحات آن پرونده را به اشتراک بگذاریم تا شاید مجالی برای توجه بیشتر به اشتراکات و پیوندهایمان باشد؛ آنهم در ایامی که واژهٔ «وطن» بیشتر از همیشه دیده و شنیده میشود.
| مجتبی احمدی | سردبیر |
@jongemes
JoNg- Shafiabad.pdf
2 MB
| پتههای شفیعآباد، قناتها را احیا کرد |
▫️روستای شفیعآباد شهدادِ کرمان، دیروز (۲۵مهرماه ۱۴۰۴) ازسوی سازمان جهانی گردشگری، بهعنوان بهترین روستای گردشگری جهان به ثبت رسید.
🔹و اما شفیعآباد؛
چهارسال پیش، در پاییز ۱۴۰۰ و در شمارهٔ هجدهم مجلهٔ فرهنگی هنری «جُنگ هنر مس»، پروندهای ویژه برای «داستانِ آب و آیینهای مردم» داشتیم که با تیترِ «یکی داستان است پُرآبِچشم» در آن شماره منتشر شد.
◽️در دلِ آن پرونده، روایتی از «گوجینو» داشتیم دربارهٔ یک تشکلِ زنانه در شفیعآباد که در زمینهٔ صنایع دستی فعالیت میکنند اما یکی از اهدافِ بلندشان، زندهنگهداشتن قناتهای آن خطه است.
◽️بیگمان، کوششهای زنان #گوجینو و دیگر زنان و مردان عاشق و صادق این خاک در همهٔ این سالها، حالا نام زیبای شفیعآباد را به گوش مردم جهان رسانده است. تا باد چنین بادا.
> روایت را در فایل پیوست بخوانید.
(یاد زندهیاد استاد محمود مدبری، شاهنامهشناس گرانقدر، هم بهخیر که محور پروندهٔ شخصیتِ آن شمارهٔ مجله بود.)
#زنان_گوجینو
#روستای_شفیع_آباد
#شهداد #کرمان #ایران
@jongemes
▫️روستای شفیعآباد شهدادِ کرمان، دیروز (۲۵مهرماه ۱۴۰۴) ازسوی سازمان جهانی گردشگری، بهعنوان بهترین روستای گردشگری جهان به ثبت رسید.
🔹و اما شفیعآباد؛
چهارسال پیش، در پاییز ۱۴۰۰ و در شمارهٔ هجدهم مجلهٔ فرهنگی هنری «جُنگ هنر مس»، پروندهای ویژه برای «داستانِ آب و آیینهای مردم» داشتیم که با تیترِ «یکی داستان است پُرآبِچشم» در آن شماره منتشر شد.
◽️در دلِ آن پرونده، روایتی از «گوجینو» داشتیم دربارهٔ یک تشکلِ زنانه در شفیعآباد که در زمینهٔ صنایع دستی فعالیت میکنند اما یکی از اهدافِ بلندشان، زندهنگهداشتن قناتهای آن خطه است.
◽️بیگمان، کوششهای زنان #گوجینو و دیگر زنان و مردان عاشق و صادق این خاک در همهٔ این سالها، حالا نام زیبای شفیعآباد را به گوش مردم جهان رسانده است. تا باد چنین بادا.
> روایت را در فایل پیوست بخوانید.
(یاد زندهیاد استاد محمود مدبری، شاهنامهشناس گرانقدر، هم بهخیر که محور پروندهٔ شخصیتِ آن شمارهٔ مجله بود.)
#زنان_گوجینو
#روستای_شفیع_آباد
#شهداد #کرمان #ایران
@jongemes
✳️ شمارۀ ۲۵ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای تاریخدان و نویسندۀ معاصر؛
«محمدابراهیم باستانی پاریزی»
#مورخ_مردم_مدار
#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
#باستانی_پاریزی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوپنجم
> زمستان ۱۴۰۴
> ۲۴۰ صفحه
@jongemes
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای تاریخدان و نویسندۀ معاصر؛
«محمدابراهیم باستانی پاریزی»
#مورخ_مردم_مدار
#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی
#باستانی_پاریزی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوپنجم
> زمستان ۱۴۰۴
> ۲۴۰ صفحه
@jongemes