••
[بسمالله]
اول، سلام و
بعد، سلام و
سپس، سلام!
مخاطبانِ ارجمند!
.
به قولِ حضرتِ مولانا:
مدّتی این مثنوی تأخیر شد
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله بهزودی منتشر میشود.
به امیدِ روزهای روشنتر...
••
#جنگ_هنر_مس
www.jongmag.com
@jongemes
[بسمالله]
اول، سلام و
بعد، سلام و
سپس، سلام!
مخاطبانِ ارجمند!
.
به قولِ حضرتِ مولانا:
مدّتی این مثنوی تأخیر شد
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله بهزودی منتشر میشود.
به امیدِ روزهای روشنتر...
••
#جنگ_هنر_مس
www.jongmag.com
@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
درختِ توسعه
روی ریشهٔ فرهنگ سبز میشود
> پروندهای دربارهٔ #مرتضی_فرهادی
و اندیشههایش
#دو.
هممیهنانِ وطنِ فارسی
> فصلی به احترامِ #مهاجران_افغانستانی
+ فصلِ #ادبیات_داستانی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ شانزدهم
> بهار— زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes
منتشر شد
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
درختِ توسعه
روی ریشهٔ فرهنگ سبز میشود
> پروندهای دربارهٔ #مرتضی_فرهادی
و اندیشههایش
#دو.
هممیهنانِ وطنِ فارسی
> فصلی به احترامِ #مهاجران_افغانستانی
+ فصلِ #ادبیات_داستانی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ شانزدهم
> بهار— زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes
✳️ در شمارۀ شانزدهم چه میخوانیم
شمارۀ تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنر مس»، به تاریخ بهار- زمستان ۱۳۹۹، منتشر شده است. شمارۀ شانزدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارهٔ «مرتضی فرهادی» و اندیشههای اوست. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: سیدمحمد بهشتی، محمدحسین پاپلی یزدی، هادی خانیکی، محمدعلی آزادیخواه، محسن آزموده، جبار رحمانی، مرتضی سالمی قمصری، امین شول سیرجانی، مانی کلانی، سورن مصطفایی، میثم مهدیار، حمید نیکنفس و…
پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «هممیهنانِ وطنِ فارسی»، فصلی است به احترامِ «مهاجران افغانستانی». در این فصل، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدکاظم کاظمی، سیامک زند رضوی، نادر فلاح، حامد عسکری، بیژن ادبی، علی شفیعی، محمدتقی دامردان، بسمالله خرّمی، محمدرضا ذوالعلی، حامد سعادت، محمدجواد علیزاده، فائزه آژ و…
فصلِ دیگر این شماره «جنگ هنر مس» به ادبیات داستانی اختصاص دارد با نوشتههایی از: مهدی گنجوی، حامد حسینیپناه، اکبر خدادادی و…
این شماره در ۲۲۰ صفحه انتشار یافته است.
> فهرست کامل شماره شانزدهم «جنگ هنر مس» را دریافت کنید
jongmag.com
@jongemes
شمارۀ تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنر مس»، به تاریخ بهار- زمستان ۱۳۹۹، منتشر شده است. شمارۀ شانزدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارهٔ «مرتضی فرهادی» و اندیشههای اوست. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: سیدمحمد بهشتی، محمدحسین پاپلی یزدی، هادی خانیکی، محمدعلی آزادیخواه، محسن آزموده، جبار رحمانی، مرتضی سالمی قمصری، امین شول سیرجانی، مانی کلانی، سورن مصطفایی، میثم مهدیار، حمید نیکنفس و…
پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «هممیهنانِ وطنِ فارسی»، فصلی است به احترامِ «مهاجران افغانستانی». در این فصل، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدکاظم کاظمی، سیامک زند رضوی، نادر فلاح، حامد عسکری، بیژن ادبی، علی شفیعی، محمدتقی دامردان، بسمالله خرّمی، محمدرضا ذوالعلی، حامد سعادت، محمدجواد علیزاده، فائزه آژ و…
فصلِ دیگر این شماره «جنگ هنر مس» به ادبیات داستانی اختصاص دارد با نوشتههایی از: مهدی گنجوی، حامد حسینیپناه، اکبر خدادادی و…
این شماره در ۲۲۰ صفحه انتشار یافته است.
> فهرست کامل شماره شانزدهم «جنگ هنر مس» را دریافت کنید
jongmag.com
@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۶]
✳️ با چراغ؛ ایستاده در برابر توفان
#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)
دوران کرونا، تجربهای کاملاً متفاوت و سخت و باورنکردنی، پیش روی مردم جهان نهاده و زندگی را در برابر مرگ، غافلگیر کرده است. نه فقط مواجههای از آن دست که فردی از عزیزان و نزدیکان خود را از دست بدهی، زیست اجتماعی و فرهنگی ما نیز، با چالشی بزرگ رودررو شده و بخشی از آن که هنوز از سرگیجۀ این دوران بیرون نیامده است، خطر مرگ را در برابرِ چشمانش میبیند. فعالیتهای فرهنگی و هنری در یکسال گذشته، با پرسشی بزرگ دست و پنجه نرم میکنند که جایگاهشان در این دوران چیست و طرز نمود و بروزشان چگونه باید باشد؟ ما نیز در «جُنگ هنر مس» خود را با این پرسشهای دشوار، مواجه میدیدیم و پس از مدتها درنگ و تأنی، روند انتشار نشریه را که بازتابی از حیات و هویّت ماست، به این امید از سر میگیریم که بتوانیم در این پست و بلندِ روحشکن، اگر مرهم زخم زندگی نیستیم، همپایِ این ره ناهموار باشیم.
این شمارۀ نشریه، دو پروندۀ نسبتاً مفصل دارد که چندان جایی برای مطالب دیگر باقی نگذاشته است و امیدواریم در حدّ بضاعت نشریه و مجال سخن، حقّ هر دو مطلب به نیکی ادا شده باشد. پروندۀ نخست، به کارنامۀ علمیِ شهروند افتخاری دیار کریمان، دکتر «مرتضی فرهادی» میپردازد که حدود ربعقرن است که فرهنگ مردم کرمان، یکی از موضوعات اصلی پژوهشهای اوست. دکتر فرهادی، چهرۀ شناختهشدهای در حوزۀ مطالعات اجتماعی و انسانپژوهی است.
پروندۀ دوم، مربوط به نمودهای فرهنگی و اجتماعی زندگیِ مهاجران افغانستان در ایران (و به تعبیری: هممیهنانِ وطن زبانیِ ما)، با تکیه بر استان کرمان است. ایدۀ این پرونده، سال گذشته با سفر محمدکاظم کاظمی به رفسنجان و دیدار او با جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستانی و دیگر علاقهمندان شعر و ادب، در ذهن ما پدیدار شد و آنچه در صفحات مجله میبینید، تنها گوشهای از این موضوع بسیار بااهمیت و در حکم مقدمهای بر آن است...
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
✳️ با چراغ؛ ایستاده در برابر توفان
#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)
دوران کرونا، تجربهای کاملاً متفاوت و سخت و باورنکردنی، پیش روی مردم جهان نهاده و زندگی را در برابر مرگ، غافلگیر کرده است. نه فقط مواجههای از آن دست که فردی از عزیزان و نزدیکان خود را از دست بدهی، زیست اجتماعی و فرهنگی ما نیز، با چالشی بزرگ رودررو شده و بخشی از آن که هنوز از سرگیجۀ این دوران بیرون نیامده است، خطر مرگ را در برابرِ چشمانش میبیند. فعالیتهای فرهنگی و هنری در یکسال گذشته، با پرسشی بزرگ دست و پنجه نرم میکنند که جایگاهشان در این دوران چیست و طرز نمود و بروزشان چگونه باید باشد؟ ما نیز در «جُنگ هنر مس» خود را با این پرسشهای دشوار، مواجه میدیدیم و پس از مدتها درنگ و تأنی، روند انتشار نشریه را که بازتابی از حیات و هویّت ماست، به این امید از سر میگیریم که بتوانیم در این پست و بلندِ روحشکن، اگر مرهم زخم زندگی نیستیم، همپایِ این ره ناهموار باشیم.
این شمارۀ نشریه، دو پروندۀ نسبتاً مفصل دارد که چندان جایی برای مطالب دیگر باقی نگذاشته است و امیدواریم در حدّ بضاعت نشریه و مجال سخن، حقّ هر دو مطلب به نیکی ادا شده باشد. پروندۀ نخست، به کارنامۀ علمیِ شهروند افتخاری دیار کریمان، دکتر «مرتضی فرهادی» میپردازد که حدود ربعقرن است که فرهنگ مردم کرمان، یکی از موضوعات اصلی پژوهشهای اوست. دکتر فرهادی، چهرۀ شناختهشدهای در حوزۀ مطالعات اجتماعی و انسانپژوهی است.
پروندۀ دوم، مربوط به نمودهای فرهنگی و اجتماعی زندگیِ مهاجران افغانستان در ایران (و به تعبیری: هممیهنانِ وطن زبانیِ ما)، با تکیه بر استان کرمان است. ایدۀ این پرونده، سال گذشته با سفر محمدکاظم کاظمی به رفسنجان و دیدار او با جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستانی و دیگر علاقهمندان شعر و ادب، در ذهن ما پدیدار شد و آنچه در صفحات مجله میبینید، تنها گوشهای از این موضوع بسیار بااهمیت و در حکم مقدمهای بر آن است...
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
جُنگِ هنرِ مس
با چراغ؛ ایستاده در برابر توفان - جُنگِ هنرِ مس
فصل نامه فرهنگی و هنری جُنگِ هنرِ مس-
[اشاره/ جُنگ۱۶]
✳️ فرهادی؛ اهلِ کرمان و ایران
مقدمهای بر پرونده اولِ جُنگ شانزدهم
#امین_شول_سیرجانی
از نخستین شمارۀ فصلنامۀ «جُنگ هنر مس» تاکنون، چهرۀ شماری از خادمان فرهنگ و هنر بر روی جلد مجله نقش بسته است. کرمانیانی که بیشتر آنها به فعالیتهای ادبی و هنریشان شهره بودهاند. اینبار اما قرعه به نام کسی افتاده که متولد کرمان نیست و به کوششهایش در عرصۀ پژوهشهای مردمشناسانهاش شهره است و نه فعالیتهای هنری و ادبی. از اینرو شاید پرداختن «جُنگ هنر مس» به یک استاد علوم اجتماعی، نوعی بدعت بهنظر بیاید. اما واقعیت چیز دیگری است. #مرتضی_فرهادی فقط استاد پیشکسوت مردمشناسی دانشگاه علامه طباطبایی نیست؛ او یکی از معدود پژوهشگرانی است که سالهای متمادی در کوه و کمر برای ثبت و ضبط آداب و رسوم ایرانیان عرق ریخته و از اینهمه زحمت، خم به ابرو نیاورده است. مستندسازی و تحلیل و تفسیر زوایای مورد غفلت واقعشده در خردهفرهنگهای مردم ایرانزمین، از کرمان تا ملایر (زادگاه فرهادی)، از او چهرۀ پژوهشگری را ساخته که میکوشد بدون سند سخن نگوید و برای هرکدام از ادعاهای مردمشناسانهاش ضمیمههایی روی میز بگذارد که خواندن آنهمه ضمیمه و سند و مدرک، از توان و حوصلۀ خوانندگان عجول و «ویکیپدیا»یی امروز خارج است. اگر فقط پژوهش کمنظیر فرهادی دربارۀ گلیمینههای عشایر سیرجان و بافت را ملاک داوری دربارۀ پروندۀ کاری او قرار دهیم، همین یک اثر آنقدر درخشان و متقاعدکننده است که با اشتیاق میتوانیم به احترامش کلاه از سر برداریم. اگر مقالۀ محققانۀ او نبود شاید کمتر کسی به فلسفه و غنای نقشهای گلیم شیریکیپیچ میاندیشید.
او بهراستی فرزند کرمان است چون لابهلای جملات کتابهایش همواره ردّی از ادبیات عامۀ مردم کرمان و ضربالمثلهایشان بهجا میگذارد. فرهادی پاسدار زبان و دایرۀ واژگانی است که مدتهاست بنا به دلایل مختلف در حال تخریب و تخفیف است. از سوی دیگر، او در حوزۀ نقدهای کلان هم، آثار قابل ستایشی دربارۀ توسعه، مواجهۀ سنّت و صنعت، مسألۀ مشارکت و یاریگری در ایران و… به سرانجام رسانده است که دربارۀ هریک باید جداگانه سخن گفت. علاوه بر اینها، فرهادی وجههای هنری هم دارد؛ هم دستی بر شعر دارد و هم در عرصۀ هنرهای تجسمی، آثاری در قالب هنر مفهومی خلق کرده است. و از همه مهمتر اینکه وطنپرست است و دل در گروِ اعتلای نام ایران دارد.
البته که کارنامۀ مفصل فرهادی، نیازمند تدقیق و نقد و بررسی است؛ نقدی که به قول فرهادی، حاصل خواندن و دقت نظر در آثار باشد. اما به نظر میرسد تنبلی و شتابزدگیِ حاکم بر محیطهای دانشگاهی، فرصت شکلگیری فضای نقادانه و تحلیلی دربارۀ آثار کسانی چون فرهادی را چندان مهیا نکرده است. هرچه باشد، «جُنگ هنر مس» کوشیده به سهم خویش مروری گذرا داشته باشد بر آثار و اندیشههای او. پروندهای که بیشتر برای پاسداشتِ زحمات و خدمات فرهادی فراهم آمده است و امیدواریم که شروعی باشد بر انتشار پروندههای دیگر با رویکردهایی متفاوت. از ایشان که با حوصله و صبوری به شکلگیری این پرونده یاری رساند، سپاسگزاریم.
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
✳️ فرهادی؛ اهلِ کرمان و ایران
مقدمهای بر پرونده اولِ جُنگ شانزدهم
#امین_شول_سیرجانی
از نخستین شمارۀ فصلنامۀ «جُنگ هنر مس» تاکنون، چهرۀ شماری از خادمان فرهنگ و هنر بر روی جلد مجله نقش بسته است. کرمانیانی که بیشتر آنها به فعالیتهای ادبی و هنریشان شهره بودهاند. اینبار اما قرعه به نام کسی افتاده که متولد کرمان نیست و به کوششهایش در عرصۀ پژوهشهای مردمشناسانهاش شهره است و نه فعالیتهای هنری و ادبی. از اینرو شاید پرداختن «جُنگ هنر مس» به یک استاد علوم اجتماعی، نوعی بدعت بهنظر بیاید. اما واقعیت چیز دیگری است. #مرتضی_فرهادی فقط استاد پیشکسوت مردمشناسی دانشگاه علامه طباطبایی نیست؛ او یکی از معدود پژوهشگرانی است که سالهای متمادی در کوه و کمر برای ثبت و ضبط آداب و رسوم ایرانیان عرق ریخته و از اینهمه زحمت، خم به ابرو نیاورده است. مستندسازی و تحلیل و تفسیر زوایای مورد غفلت واقعشده در خردهفرهنگهای مردم ایرانزمین، از کرمان تا ملایر (زادگاه فرهادی)، از او چهرۀ پژوهشگری را ساخته که میکوشد بدون سند سخن نگوید و برای هرکدام از ادعاهای مردمشناسانهاش ضمیمههایی روی میز بگذارد که خواندن آنهمه ضمیمه و سند و مدرک، از توان و حوصلۀ خوانندگان عجول و «ویکیپدیا»یی امروز خارج است. اگر فقط پژوهش کمنظیر فرهادی دربارۀ گلیمینههای عشایر سیرجان و بافت را ملاک داوری دربارۀ پروندۀ کاری او قرار دهیم، همین یک اثر آنقدر درخشان و متقاعدکننده است که با اشتیاق میتوانیم به احترامش کلاه از سر برداریم. اگر مقالۀ محققانۀ او نبود شاید کمتر کسی به فلسفه و غنای نقشهای گلیم شیریکیپیچ میاندیشید.
او بهراستی فرزند کرمان است چون لابهلای جملات کتابهایش همواره ردّی از ادبیات عامۀ مردم کرمان و ضربالمثلهایشان بهجا میگذارد. فرهادی پاسدار زبان و دایرۀ واژگانی است که مدتهاست بنا به دلایل مختلف در حال تخریب و تخفیف است. از سوی دیگر، او در حوزۀ نقدهای کلان هم، آثار قابل ستایشی دربارۀ توسعه، مواجهۀ سنّت و صنعت، مسألۀ مشارکت و یاریگری در ایران و… به سرانجام رسانده است که دربارۀ هریک باید جداگانه سخن گفت. علاوه بر اینها، فرهادی وجههای هنری هم دارد؛ هم دستی بر شعر دارد و هم در عرصۀ هنرهای تجسمی، آثاری در قالب هنر مفهومی خلق کرده است. و از همه مهمتر اینکه وطنپرست است و دل در گروِ اعتلای نام ایران دارد.
البته که کارنامۀ مفصل فرهادی، نیازمند تدقیق و نقد و بررسی است؛ نقدی که به قول فرهادی، حاصل خواندن و دقت نظر در آثار باشد. اما به نظر میرسد تنبلی و شتابزدگیِ حاکم بر محیطهای دانشگاهی، فرصت شکلگیری فضای نقادانه و تحلیلی دربارۀ آثار کسانی چون فرهادی را چندان مهیا نکرده است. هرچه باشد، «جُنگ هنر مس» کوشیده به سهم خویش مروری گذرا داشته باشد بر آثار و اندیشههای او. پروندهای که بیشتر برای پاسداشتِ زحمات و خدمات فرهادی فراهم آمده است و امیدواریم که شروعی باشد بر انتشار پروندههای دیگر با رویکردهایی متفاوت. از ایشان که با حوصله و صبوری به شکلگیری این پرونده یاری رساند، سپاسگزاریم.
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
جُنگِ هنرِ مس
فرهادی؛ اهلِ کرمان و ایران - جُنگِ هنرِ مس
فصل نامه فرهنگی و هنری جُنگِ هنرِ مس-
[اشاره/ جُنگ۱۶]
✳️ هممیهنان وطن فارسی
مقدمهای بر پرونده دومِ جُنگ شانزدهم
پروندۀ دوم شمارۀ شانزدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» با عنوان «هممیهنان وطن فارسی»، فصلی است به احترام #مهاجران_افغانستانی. بخشهایی از یادداشت ابتدایی این پرونده را که با تیتر «همسرنوشتی با گویشوران درّ دری» منتشر شده، در ادامه بخوانید.
#بیژن_ادبی
در طول سدههای متمادی، مسألۀ «یگانگی سرشت فرهنگی» در میان همۀ پارسیزبانانِ کرۀ خاکی، همان عامل انسجامبخش و یگانهسازی بوده که هیچگاه نگذاشته است پیوندهای ژرفِ عاطفی و فرهنگی میان این دو ملت نیز تضعیف شود…
برخلاف قواعد فیزیکی که دافعۀ قطبهای همنامِ کهربا، آنان را از هم دور میسازد، در تحلیلهای روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی فرهنگ عامه، اتفاقاً تقویتِ عناصر همگون و همراستا، کاتالیزوری برای پیدایشِ «پیوستارِ هویتی» خواهد شد. پدیدۀ اجتماعی و فرهنگیِ «ما شدن» و احساس تعلّق به سرمنزلِ فرهنگیِ یکسان، هویتهای همبنیاد را با یکدیگر پیوند میدهد…
در پروندۀ پیشِرو، تلاش کردیم تا زوایای انسانی قضایا مورد توجه قرار گیرد… نگارنده نیز همچون بسیاری از همزبانانِ همدل، معتقد است، رشتههای نامرئی برآمده از همان شبکۀ درهمتنیدۀ عناصر و ستونپایههای فرهنگی زبان فارسی، جانهای شیفتۀ بسیاری را از دیرباز تاکنون، برانگیخته و همداستان کرده و از این پس نیز خواهد کرد.
واقعیت آن است که عوامل و متغیرهای متفاوتی اعم از ژئوپلیتیکی، فرهنگی، قومیتی و مذهبی در میان است تا حس همسرنوشتی به درازای تاریخ، شکل بگیرد. میبایست هدف اصلی را بر ستونپایۀ تقویت همدلی و اشتراکات فرهنگی بنا کرد…
هیچ تردیدی در ضرورتِ فربهسازیِ مفهوم «یگانگی اقلیم فرهنگی» و متعاقباً تلاش برای تقویت پیوندهای فرهنگی موجود نمیتوان متصور شد. حتی اگر به تعبیر نگارنده، هموطنان افغانستانیتبار دارای سرچشمۀ فرهنگی و تمدنیِ یگانه با ما نبودند و فقط همسایگان ما بودند، جا داشت که از منظر انسانی و اخلاقی بر چشم گذارده شوند. طبیعتاً با وجود غوطهخوردن در اقیانوسی از داشتهها و حافظۀ تاریخی مشترک، شایسته است که بهجای نمکپاشیدن بر زخمهای ناسور، غمخواری، دلسوزی و همدلی را سرلوحۀ تمامی کنشهای خود قرار دهیم…
فهم درست، مؤانست فکری و تواضع علمی، از بستر تعصّب برنخواهد رویید و بر این نمط، اتفاق و اتصال فرهنگی فرخندهای پیش نخواهد آمد. شمیم ناخوشایند قومگرایی هرجا که پر و بال باز کند، باید دماغ و قوۀ فاهمه را فارغ از هیاهوها، با عطر ادبیات و هنر و فرهنگ تازه کرد. هنر و ادبیات؛ زبانی که هیچگاه به ناراستی گشوده نخواهد شد. فردوسی، هنوز بالنده و نامیرا بر چکاد اساطیر و بر اریکۀ فرهنگ خراسان بزرگ در توس نشسته و آجر به آجر، بنایِ بیگزندِ هزارانسالۀ وفاق فرهنگی را برپا میکند. باید بهدنبال پیدا کردن فصل مشترک و همزیستی مسالمتآمیز بود، نه دانهچینی از اختلافات. نگارنده، حقیقتاً علت تضعیفِ اشتراکات فرهنگی میان دو ملت همسایه با تمدن یکسان را درنمییابد، آنهم در زمانهای که قوممداری و تبعیضهای قومی و نژادی، از ناهنجاریها و زشتکاریهایی است که گریبانگیر زندگی انسان معاصر شده است و خاورمیانه با بحرانهای بسیاری دستوپنجه نرم میکند…
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
✳️ هممیهنان وطن فارسی
مقدمهای بر پرونده دومِ جُنگ شانزدهم
پروندۀ دوم شمارۀ شانزدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» با عنوان «هممیهنان وطن فارسی»، فصلی است به احترام #مهاجران_افغانستانی. بخشهایی از یادداشت ابتدایی این پرونده را که با تیتر «همسرنوشتی با گویشوران درّ دری» منتشر شده، در ادامه بخوانید.
#بیژن_ادبی
در طول سدههای متمادی، مسألۀ «یگانگی سرشت فرهنگی» در میان همۀ پارسیزبانانِ کرۀ خاکی، همان عامل انسجامبخش و یگانهسازی بوده که هیچگاه نگذاشته است پیوندهای ژرفِ عاطفی و فرهنگی میان این دو ملت نیز تضعیف شود…
برخلاف قواعد فیزیکی که دافعۀ قطبهای همنامِ کهربا، آنان را از هم دور میسازد، در تحلیلهای روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی فرهنگ عامه، اتفاقاً تقویتِ عناصر همگون و همراستا، کاتالیزوری برای پیدایشِ «پیوستارِ هویتی» خواهد شد. پدیدۀ اجتماعی و فرهنگیِ «ما شدن» و احساس تعلّق به سرمنزلِ فرهنگیِ یکسان، هویتهای همبنیاد را با یکدیگر پیوند میدهد…
در پروندۀ پیشِرو، تلاش کردیم تا زوایای انسانی قضایا مورد توجه قرار گیرد… نگارنده نیز همچون بسیاری از همزبانانِ همدل، معتقد است، رشتههای نامرئی برآمده از همان شبکۀ درهمتنیدۀ عناصر و ستونپایههای فرهنگی زبان فارسی، جانهای شیفتۀ بسیاری را از دیرباز تاکنون، برانگیخته و همداستان کرده و از این پس نیز خواهد کرد.
واقعیت آن است که عوامل و متغیرهای متفاوتی اعم از ژئوپلیتیکی، فرهنگی، قومیتی و مذهبی در میان است تا حس همسرنوشتی به درازای تاریخ، شکل بگیرد. میبایست هدف اصلی را بر ستونپایۀ تقویت همدلی و اشتراکات فرهنگی بنا کرد…
هیچ تردیدی در ضرورتِ فربهسازیِ مفهوم «یگانگی اقلیم فرهنگی» و متعاقباً تلاش برای تقویت پیوندهای فرهنگی موجود نمیتوان متصور شد. حتی اگر به تعبیر نگارنده، هموطنان افغانستانیتبار دارای سرچشمۀ فرهنگی و تمدنیِ یگانه با ما نبودند و فقط همسایگان ما بودند، جا داشت که از منظر انسانی و اخلاقی بر چشم گذارده شوند. طبیعتاً با وجود غوطهخوردن در اقیانوسی از داشتهها و حافظۀ تاریخی مشترک، شایسته است که بهجای نمکپاشیدن بر زخمهای ناسور، غمخواری، دلسوزی و همدلی را سرلوحۀ تمامی کنشهای خود قرار دهیم…
فهم درست، مؤانست فکری و تواضع علمی، از بستر تعصّب برنخواهد رویید و بر این نمط، اتفاق و اتصال فرهنگی فرخندهای پیش نخواهد آمد. شمیم ناخوشایند قومگرایی هرجا که پر و بال باز کند، باید دماغ و قوۀ فاهمه را فارغ از هیاهوها، با عطر ادبیات و هنر و فرهنگ تازه کرد. هنر و ادبیات؛ زبانی که هیچگاه به ناراستی گشوده نخواهد شد. فردوسی، هنوز بالنده و نامیرا بر چکاد اساطیر و بر اریکۀ فرهنگ خراسان بزرگ در توس نشسته و آجر به آجر، بنایِ بیگزندِ هزارانسالۀ وفاق فرهنگی را برپا میکند. باید بهدنبال پیدا کردن فصل مشترک و همزیستی مسالمتآمیز بود، نه دانهچینی از اختلافات. نگارنده، حقیقتاً علت تضعیفِ اشتراکات فرهنگی میان دو ملت همسایه با تمدن یکسان را درنمییابد، آنهم در زمانهای که قوممداری و تبعیضهای قومی و نژادی، از ناهنجاریها و زشتکاریهایی است که گریبانگیر زندگی انسان معاصر شده است و خاورمیانه با بحرانهای بسیاری دستوپنجه نرم میکند…
> یادداشت در سایت مجله
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه
@jongemes
جُنگِ هنرِ مس
هممیهنان وطن فارسی - جُنگِ هنرِ مس
فصل نامه فرهنگی و هنری جُنگِ هنرِ مس-
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
با آینه و چراغ
> پروندهای دربارهٔ #شهیندخت_خوارزمی
و دغدغههایش
#دو.
به لفظِ اندک و معنای بسیار
> پروندهای دربارهٔ #شعر_کوتاه استان کرمان، همراه با صفحاتی ویژهٔ #لیکو
+ فصلِ #هنرهای_تجسمی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ هفدهم
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
#فرهنگ #هنر #جامعه
🌐
www.jongmag.com
@jongemes
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
با آینه و چراغ
> پروندهای دربارهٔ #شهیندخت_خوارزمی
و دغدغههایش
#دو.
به لفظِ اندک و معنای بسیار
> پروندهای دربارهٔ #شعر_کوتاه استان کرمان، همراه با صفحاتی ویژهٔ #لیکو
+ فصلِ #هنرهای_تجسمی
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ هفدهم
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
#فرهنگ #هنر #جامعه
🌐
www.jongmag.com
@jongemes
✳️ در شمارۀ هفدهم چه میخوانیم
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ بهار ۱۴۰۰ منتشر شده است. شمارۀ هفدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» است. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مرتضی ایمانیراد، محمدمهدی بهکیش، محمدمهدی فرقانی، یونس شكرخواه، همایون شهریاری، مهدی محبی کرمانی، امین شول سیرجانی، شادی خوشکار، فرزانه قبادی و...
📂 پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «به لفظِ اندک و معنای بسیار»، فصلی است دربارۀ «شعر کوتاه استان کرمان»، همراه با صفحاتی دربارۀ «لیکوی رودباری». در این فصل، آثار و گفتاری میخوانیم از: بیژن ادبی، نرگس باقری، شهرام پارسامطلق، مهدی حسنی باقری، حسن رجبی بهجت، مجید رفعتی، منصور علیمرادی، مهدی گنجوی، عباس نادری، حمید نیکنفس و...
▫️فصلِ دیگر این شمارۀ «جنگ هنر مس» به هنرهای تجسمی اختصاص دارد. در این فصل، گفتوگویی با علیرضا هاشمینژاد، خوشنویس و پژوهشگر، انجام شده و مطالبی از حسین رضویفرد، شهاب شهیدانی و ایمان زکریایی کرمانی دربارۀ کتابهای تازۀ هاشمینژاد انتشار یافته است.
> فهرست مطالب شماره هفدهم
jongmag.com
@jongemes
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ بهار ۱۴۰۰ منتشر شده است. شمارۀ هفدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» است. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مرتضی ایمانیراد، محمدمهدی بهکیش، محمدمهدی فرقانی، یونس شكرخواه، همایون شهریاری، مهدی محبی کرمانی، امین شول سیرجانی، شادی خوشکار، فرزانه قبادی و...
📂 پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «به لفظِ اندک و معنای بسیار»، فصلی است دربارۀ «شعر کوتاه استان کرمان»، همراه با صفحاتی دربارۀ «لیکوی رودباری». در این فصل، آثار و گفتاری میخوانیم از: بیژن ادبی، نرگس باقری، شهرام پارسامطلق، مهدی حسنی باقری، حسن رجبی بهجت، مجید رفعتی، منصور علیمرادی، مهدی گنجوی، عباس نادری، حمید نیکنفس و...
▫️فصلِ دیگر این شمارۀ «جنگ هنر مس» به هنرهای تجسمی اختصاص دارد. در این فصل، گفتوگویی با علیرضا هاشمینژاد، خوشنویس و پژوهشگر، انجام شده و مطالبی از حسین رضویفرد، شهاب شهیدانی و ایمان زکریایی کرمانی دربارۀ کتابهای تازۀ هاشمینژاد انتشار یافته است.
> فهرست مطالب شماره هفدهم
jongmag.com
@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۷]
✳️ در تاریکی، دو سه کبریت روشن کردیم*
#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)
اول. دکتر شهیندخت خوارزمی، چهرهای نامآشنا در ایران در عرصههای مدیریت و منابع انسانی، توسعه و آیندهپژوهی، ارتباطات و علوم اجتماعی است. آشنایی من با دکتر خوارزمی، نخستینبار در اوایل دهۀ هفتاد از راه ترجمۀ کتابهای الوین تافلر (موج سوم و جابهجایی در قدرت) اتفاق افتاد. بعدها در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با ایشان بهعنوان مشاور عالی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، افتخار آشنایی نزدیک پیدا کردم. تلاش دکتر خوارزمی در مس معطوف به پذیرش تحولخواهی و توسعۀ دانایی بود. پروندۀ این شمارۀ ما به این بانوی فرهیخته اختصاص دارد و آن را باید ادای دینی کوچک به یکی از مفاخر کرمان بهشمار آورد.
دوم. پیشتر نوشتهام و گفتهام که شعر کوتاه، هم ضرورت زمانۀ ماست و هم از پیشینهای درازدامن در شعر فارسی برخوردار است. یکی از معروفترین شاعران ایران، حکیم خیّام نیشابوری، با تعداد اندکی رباعی که نموداری از اندیشۀ ناب ایرانی است، توانسته است پنج قارۀ جهان را درنوردد. درست است که این رباعیات با نام حکیم خیّام پُرآوازه شده است، اما بسیاری از آنها سرودۀ شاعرانی از چهارگوشۀ اقلیم زبان پارسی است. شاعران دیار کرمان، از گذشتۀ دور تا امروز، در حوزۀ شعر کوتاه، آثاری درخور پدید آوردهاند. در پروندۀ شعر کوتاه کرمان، در حد وسع خود، بخشی از این بضاعت را عرضه داشتهایم. مجال اندک ما و گرفتاری برخی از شاعران دیارمان، مانع از آن آمد که این پرونده به کمالی مطلوب برسد. اگر عمری باقی بود، در شمارههای آتی موضوع را از زاویههای دیگر نیز بررسی خواهیم کرد.
سوم. در یک دهۀ گذشته، نام علیرضا هاشمی نژاد در مباحث مربوط به تاریخ و تحلیل هنر خوشنویسی ایران به نیکی مطرح بوده است. در این چند ماهی که ویروس کرونا همچنان یکهتاز فضای اجتماعی و فرهنگی جهان است و همۀ تعاریف پیشین را دگرگون کرده، هاشمینژاد با انتشار چند اثر ارزشمند، ورقی دیگر بر کارنامۀ پُربرگ پژوهشهای خود افزوده است. مهمترین آنها، کتاب «فراز و فرود نسخنویسی در ایران» است که به بررسی تحولات سبکشناختی قلم نسخ در ایران از هزارسال پیش تا آخر سدۀ چهاردهم هجری قمری میپردازد. به بهانۀ انتشار این اثر و دو اثر دیگر هاشمینژاد در چند ماه اخیر، پروندۀ کوچکی گشودهایم که ما را با چند و چون این آثار آشنا کند.
•••
* احمدرضا احمدی، مجموعۀ اشعار، دفتر هفتم، ۱۲
> یادداشت در سایت مجله
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه
@jongemes
✳️ در تاریکی، دو سه کبریت روشن کردیم*
#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)
اول. دکتر شهیندخت خوارزمی، چهرهای نامآشنا در ایران در عرصههای مدیریت و منابع انسانی، توسعه و آیندهپژوهی، ارتباطات و علوم اجتماعی است. آشنایی من با دکتر خوارزمی، نخستینبار در اوایل دهۀ هفتاد از راه ترجمۀ کتابهای الوین تافلر (موج سوم و جابهجایی در قدرت) اتفاق افتاد. بعدها در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با ایشان بهعنوان مشاور عالی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، افتخار آشنایی نزدیک پیدا کردم. تلاش دکتر خوارزمی در مس معطوف به پذیرش تحولخواهی و توسعۀ دانایی بود. پروندۀ این شمارۀ ما به این بانوی فرهیخته اختصاص دارد و آن را باید ادای دینی کوچک به یکی از مفاخر کرمان بهشمار آورد.
دوم. پیشتر نوشتهام و گفتهام که شعر کوتاه، هم ضرورت زمانۀ ماست و هم از پیشینهای درازدامن در شعر فارسی برخوردار است. یکی از معروفترین شاعران ایران، حکیم خیّام نیشابوری، با تعداد اندکی رباعی که نموداری از اندیشۀ ناب ایرانی است، توانسته است پنج قارۀ جهان را درنوردد. درست است که این رباعیات با نام حکیم خیّام پُرآوازه شده است، اما بسیاری از آنها سرودۀ شاعرانی از چهارگوشۀ اقلیم زبان پارسی است. شاعران دیار کرمان، از گذشتۀ دور تا امروز، در حوزۀ شعر کوتاه، آثاری درخور پدید آوردهاند. در پروندۀ شعر کوتاه کرمان، در حد وسع خود، بخشی از این بضاعت را عرضه داشتهایم. مجال اندک ما و گرفتاری برخی از شاعران دیارمان، مانع از آن آمد که این پرونده به کمالی مطلوب برسد. اگر عمری باقی بود، در شمارههای آتی موضوع را از زاویههای دیگر نیز بررسی خواهیم کرد.
سوم. در یک دهۀ گذشته، نام علیرضا هاشمی نژاد در مباحث مربوط به تاریخ و تحلیل هنر خوشنویسی ایران به نیکی مطرح بوده است. در این چند ماهی که ویروس کرونا همچنان یکهتاز فضای اجتماعی و فرهنگی جهان است و همۀ تعاریف پیشین را دگرگون کرده، هاشمینژاد با انتشار چند اثر ارزشمند، ورقی دیگر بر کارنامۀ پُربرگ پژوهشهای خود افزوده است. مهمترین آنها، کتاب «فراز و فرود نسخنویسی در ایران» است که به بررسی تحولات سبکشناختی قلم نسخ در ایران از هزارسال پیش تا آخر سدۀ چهاردهم هجری قمری میپردازد. به بهانۀ انتشار این اثر و دو اثر دیگر هاشمینژاد در چند ماه اخیر، پروندۀ کوچکی گشودهایم که ما را با چند و چون این آثار آشنا کند.
•••
* احمدرضا احمدی، مجموعۀ اشعار، دفتر هفتم، ۱۲
> یادداشت در سایت مجله
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه
@jongemes
[پرونده/ جُنگ۱۷]
✳️ با آینه و چراغ
> پروندهای دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» و دغدغههایش
پروندۀ ویژۀ شمارۀ هفدهم فصلنامۀ فرهنگی هنری «جُنگ هنر مس» دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» است و دغدغههایش برای توسعۀ ایران...
> اینجا بخوانید.
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
✳️ با آینه و چراغ
> پروندهای دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» و دغدغههایش
پروندۀ ویژۀ شمارۀ هفدهم فصلنامۀ فرهنگی هنری «جُنگ هنر مس» دربارۀ «شهیندخت خوارزمی» است و دغدغههایش برای توسعۀ ایران...
> اینجا بخوانید.
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
[پرونده۲/ جُنگ۱۷]
✳️ به لفظِ اندک و معنای بسیار
> فصلی دربارۀ شعر کوتاه استان کرمان
فصل شعر شمارۀ هفدهم فصلنامۀ «جُنگ هنر مس»، پروندهای است دربارۀ شعر کوتاه استان کرمان. در این فصل، حرفها و شعرهای بیش از ۵۰ شاعر معاصر این استان، خواندنی شده است.
> اینجا بیشتر بخوانید.
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
✳️ به لفظِ اندک و معنای بسیار
> فصلی دربارۀ شعر کوتاه استان کرمان
فصل شعر شمارۀ هفدهم فصلنامۀ «جُنگ هنر مس»، پروندهای است دربارۀ شعر کوتاه استان کرمان. در این فصل، حرفها و شعرهای بیش از ۵۰ شاعر معاصر این استان، خواندنی شده است.
> اینجا بیشتر بخوانید.
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
[گفتوگو/ جُنگ۱۷]
✳️ جبر زمانه تفکر توسعهخواهی را پیش میبرد
> بخشی از گفتوگو با «شهیندخت خوارزمی»
▫️ما در مجلۀ «جُنگ هنر مس» میکوشیم در حد توان به مسالۀ توسعۀ فرهنگی و شاخصهای آن توجه کنیم. از نظر شما شاخصهای توسعۀ فرهنگی در چه وضعیتی است و چه دورنمایی برای آن متصورید؟
▫️بحث دربارۀ فرهنگ و توسعۀ آن نیاز دارد به ورود به بحثهای نظری که جای آن اینجا نیست. ولی لازم است به چند نکته اشاره شود. فرهنگ پدیدهای است که بیش از ۵۰۰ تعریف دربارۀ آن وجود دارد. خود این، نشان از پیچیدگی و انتزاع بالای مفهوم فرهنگ دارد. سازمانهای متولی توسعۀ فرهنگ باید با این تعاریف آشنا شوند و ذات این پدیده را بشناسند. این تعاریف را میتوان در سه گروه طبقهبندی کرد: تعاریف ساختاری که بر عناصر سازندۀ فرهنگ تأکید دارند، تعاریف کارکردی که کارکردهای فرهنگ را معرفی میکنند و تعاریف وجودی که بر تجربههای وجودی زیست انسان در بستر یک فرهنگِ خاص تأکید دارند. ترکیب این سه دیدگاه، فهمی جامع و دقیق از فرهنگ ارائه میدهد.
▫️سادهترین تعریف این است که فرهنگ را بستری بدانیم که در آن الگوهای فکری و رفتاری انسانها شکل میگیرد و شیوۀ بودن آنان را رقم میزند. ولی تا ندانیم فرهنگ از چه عناصری ترکیب یافته، تمرکز بر کارکرد فرهنگ کار درستی نیست. در اینباره مقالهای دارم که در کتاب «کیفیت زندگی و شاخص خوشبختی» به تفصیل مورد بحث قرار گرفته. اغلب این گرایش وجود دارد که فرهنگ را به ادبیات و هنر تقلیل دهیم و فعالیت فرهنگی را فعالیت هنری و ادبی بدانیم. هنر و ادبیات، دو عنصر مهم معرفتی فرهنگ هستند؛ ولی بُعد معرفتی فرهنگ، سایر دستاوردهای معرفتی یک جامعه را نیز در بر میگیرد؛ ازجمله، معرفت علمی که شالودۀ پیشرفت تکنولوژی است. تاریخ و زبان و دین نیز سه عنصر مهم فرهنگ یک جامعه را تشکیل میدهند که هویت ملی از آن تغذیه میکند.
▫️برای سیاستگذاری در حوزۀ فرهنگ و توسعۀ فرهنگی، افزون بر آشنایی با مفاهیم و تعاریف، شناخت ماهیت فرهنگ نیز بسیار مهم است. فرهنگ پدیدهای است بسیار پویا و مدام در حال تکوین. مفاهیمی چون مهندسی فرهنگ، با ذات پویای فرهنگ در تعارض است. فرهنگ با محیطی که در آن شکل گرفته و نیز با محیط جهانی که از طریق رسانههای مدرن بر فرهنگ یک جامعه اثر میگذارد، و نیز با پارهنظامهای نظام اجتماعی مانند اقتصاد و سیاست، تعاملی پیچیده و درهمتنیده دارد. هر نوع تحولی در عرصۀ اقتصاد و سیاست، بر فرهنگ تأثیر میگذارد. از سوی دیگر، فرهنگ در سطح زندگی فردی و اجتماعی، تعادلبخش است؛ به فرد کمک میکند میان دنیای درون خود و محیط پیرامونش تعادل برقرار کند؛ و به جامعه کمک میکند که به شیوهای خلاق و سازنده، پاسخگوی تحولات محیطی باشد که با آن تعامل دارد. درنتیجه، در سیر زمان، آندسته از عناصر فرهنگ پایدار میمانند و تقویت میشوند که برای زندگی فرد و برای جامعه، کارساز و سازنده باشند و عناصری کمرنگ شده و جای خود را به عناصر جدید میدهند که سودمندیِ خود را از دست داده باشند. بهدلیل پویایی ذاتی فرهنگ، مدام عناصر جدیدی جذب فرهنگ میشوند. پس توسعۀ فرهنگی در معنای عمیق، مجموعۀ فرایندهایی است که فرهنگ را در جهت تکامل پیچیدگی کارساز و راهگشا هدایت کند.
> متن کامل این گفتوگو را در شمارۀ هفدهم فصلنامۀ «جُنگ هنر مس» بخوانید.
#شهیندخت_خوارزمی
#امین_شول_سیرجانی
#جنگ_هنر_مس
#توسعه #توسعه_ایران
#توسعه_فرهنگی
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
✳️ جبر زمانه تفکر توسعهخواهی را پیش میبرد
> بخشی از گفتوگو با «شهیندخت خوارزمی»
▫️ما در مجلۀ «جُنگ هنر مس» میکوشیم در حد توان به مسالۀ توسعۀ فرهنگی و شاخصهای آن توجه کنیم. از نظر شما شاخصهای توسعۀ فرهنگی در چه وضعیتی است و چه دورنمایی برای آن متصورید؟
▫️بحث دربارۀ فرهنگ و توسعۀ آن نیاز دارد به ورود به بحثهای نظری که جای آن اینجا نیست. ولی لازم است به چند نکته اشاره شود. فرهنگ پدیدهای است که بیش از ۵۰۰ تعریف دربارۀ آن وجود دارد. خود این، نشان از پیچیدگی و انتزاع بالای مفهوم فرهنگ دارد. سازمانهای متولی توسعۀ فرهنگ باید با این تعاریف آشنا شوند و ذات این پدیده را بشناسند. این تعاریف را میتوان در سه گروه طبقهبندی کرد: تعاریف ساختاری که بر عناصر سازندۀ فرهنگ تأکید دارند، تعاریف کارکردی که کارکردهای فرهنگ را معرفی میکنند و تعاریف وجودی که بر تجربههای وجودی زیست انسان در بستر یک فرهنگِ خاص تأکید دارند. ترکیب این سه دیدگاه، فهمی جامع و دقیق از فرهنگ ارائه میدهد.
▫️سادهترین تعریف این است که فرهنگ را بستری بدانیم که در آن الگوهای فکری و رفتاری انسانها شکل میگیرد و شیوۀ بودن آنان را رقم میزند. ولی تا ندانیم فرهنگ از چه عناصری ترکیب یافته، تمرکز بر کارکرد فرهنگ کار درستی نیست. در اینباره مقالهای دارم که در کتاب «کیفیت زندگی و شاخص خوشبختی» به تفصیل مورد بحث قرار گرفته. اغلب این گرایش وجود دارد که فرهنگ را به ادبیات و هنر تقلیل دهیم و فعالیت فرهنگی را فعالیت هنری و ادبی بدانیم. هنر و ادبیات، دو عنصر مهم معرفتی فرهنگ هستند؛ ولی بُعد معرفتی فرهنگ، سایر دستاوردهای معرفتی یک جامعه را نیز در بر میگیرد؛ ازجمله، معرفت علمی که شالودۀ پیشرفت تکنولوژی است. تاریخ و زبان و دین نیز سه عنصر مهم فرهنگ یک جامعه را تشکیل میدهند که هویت ملی از آن تغذیه میکند.
▫️برای سیاستگذاری در حوزۀ فرهنگ و توسعۀ فرهنگی، افزون بر آشنایی با مفاهیم و تعاریف، شناخت ماهیت فرهنگ نیز بسیار مهم است. فرهنگ پدیدهای است بسیار پویا و مدام در حال تکوین. مفاهیمی چون مهندسی فرهنگ، با ذات پویای فرهنگ در تعارض است. فرهنگ با محیطی که در آن شکل گرفته و نیز با محیط جهانی که از طریق رسانههای مدرن بر فرهنگ یک جامعه اثر میگذارد، و نیز با پارهنظامهای نظام اجتماعی مانند اقتصاد و سیاست، تعاملی پیچیده و درهمتنیده دارد. هر نوع تحولی در عرصۀ اقتصاد و سیاست، بر فرهنگ تأثیر میگذارد. از سوی دیگر، فرهنگ در سطح زندگی فردی و اجتماعی، تعادلبخش است؛ به فرد کمک میکند میان دنیای درون خود و محیط پیرامونش تعادل برقرار کند؛ و به جامعه کمک میکند که به شیوهای خلاق و سازنده، پاسخگوی تحولات محیطی باشد که با آن تعامل دارد. درنتیجه، در سیر زمان، آندسته از عناصر فرهنگ پایدار میمانند و تقویت میشوند که برای زندگی فرد و برای جامعه، کارساز و سازنده باشند و عناصری کمرنگ شده و جای خود را به عناصر جدید میدهند که سودمندیِ خود را از دست داده باشند. بهدلیل پویایی ذاتی فرهنگ، مدام عناصر جدیدی جذب فرهنگ میشوند. پس توسعۀ فرهنگی در معنای عمیق، مجموعۀ فرایندهایی است که فرهنگ را در جهت تکامل پیچیدگی کارساز و راهگشا هدایت کند.
> متن کامل این گفتوگو را در شمارۀ هفدهم فصلنامۀ «جُنگ هنر مس» بخوانید.
#شهیندخت_خوارزمی
#امین_شول_سیرجانی
#جنگ_هنر_مس
#توسعه #توسعه_ایران
#توسعه_فرهنگی
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
ایستاده با شاهنامه
> پروندهای دربارهٔ #محمود_مدبری
پژوهشگر و مدرّس ادبیات
#دو.
یکی داستان است پُر آبِ چشم
> داستانِ #آب و آیینهای مردم
+ فصلِ #هنرهای_تجسمی
> نگاهی به کارنامهٔ #محمدصالح_رزم_حسينی کارتونیست
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ هجدهم
> پاییز ۱۴۰۰
> ۲۰۰ صفحه
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۸
@jongemes
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
ایستاده با شاهنامه
> پروندهای دربارهٔ #محمود_مدبری
پژوهشگر و مدرّس ادبیات
#دو.
یکی داستان است پُر آبِ چشم
> داستانِ #آب و آیینهای مردم
+ فصلِ #هنرهای_تجسمی
> نگاهی به کارنامهٔ #محمدصالح_رزم_حسينی کارتونیست
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ هجدهم
> پاییز ۱۴۰۰
> ۲۰۰ صفحه
🌐 www.jongmag.com
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۸
@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
سیبی در دست، سودایی در سر
> پروندهای دربارهٔ #یدالله_آقاعباسی
هنرمندِ تئاتر
#دو.
رفسنجان؛ چهرهٔ پنهانِ یک شهر
> داستانِ #رفسنجان از پنجرهٔ فرهنگ و تاریخ
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ نوزدهم
> زمستان ۱۴۰۰
> ۲۳۲ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۹
www.jongmag.com
@jongemes
منتشر شده است
> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:
#یک.
سیبی در دست، سودایی در سر
> پروندهای دربارهٔ #یدالله_آقاعباسی
هنرمندِ تئاتر
#دو.
رفسنجان؛ چهرهٔ پنهانِ یک شهر
> داستانِ #رفسنجان از پنجرهٔ فرهنگ و تاریخ
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ نوزدهم
> زمستان ۱۴۰۰
> ۲۳۲ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۹
www.jongmag.com
@jongemes
✳️ «جُنگِ هنرِ مس»،
ویژهٔ نوروزِ ۱۴۰۱ منتشر شد
شمارهٔ بیستم مجله،
ویژهنامهای است برای یک شاعر؛
> به کردارِ ابر
• پروندهای دربارۀ
«هوشنگ چالنگی»
با حضورِ
منوچهر آتشی، شمس آقاجانی، محمدرضا اصلانی، علی باباچاهی، اردشیر رستمی، مظفر رویایی، فرامرز سهدهی، فیض شریفی، اردشیر صالحپور، سیدعلی صالحی، علی عبداللهپور، علی عبداللهی، حمید عرفان، حیات فرخمنش، سودابه فضایلی، عزت قاسمی، شمس لنگرودی و...
#هوشنگ_چالنگی
#جنگ_هنر_مس
- فصلنامهٔ فرهنگ و هنر
- ویژهٔ نوروز ۱۴۰۱
- ۲۴۸ صفحه
#جنگ۲۰
www.jongmag.com
@jongemes
ویژهٔ نوروزِ ۱۴۰۱ منتشر شد
شمارهٔ بیستم مجله،
ویژهنامهای است برای یک شاعر؛
> به کردارِ ابر
• پروندهای دربارۀ
«هوشنگ چالنگی»
با حضورِ
منوچهر آتشی، شمس آقاجانی، محمدرضا اصلانی، علی باباچاهی، اردشیر رستمی، مظفر رویایی، فرامرز سهدهی، فیض شریفی، اردشیر صالحپور، سیدعلی صالحی، علی عبداللهپور، علی عبداللهی، حمید عرفان، حیات فرخمنش، سودابه فضایلی، عزت قاسمی، شمس لنگرودی و...
#هوشنگ_چالنگی
#جنگ_هنر_مس
- فصلنامهٔ فرهنگ و هنر
- ویژهٔ نوروز ۱۴۰۱
- ۲۴۸ صفحه
#جنگ۲۰
www.jongmag.com
@jongemes
✳️ شمارۀ بیستودوم «جُنگ هنر مس»
> این شماره، دو پرونده دارد:
#یک.
میراثدارِ نادرهکار
> پروندهای دربارهٔ #محمدحسین_اسلامپناه
پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی
#دو. [پروندهٔ ویژه]
من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست
> دربارهٔ #ترکان_خاتون
بانوی حکمت و حکومت
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes
> این شماره، دو پرونده دارد:
#یک.
میراثدارِ نادرهکار
> پروندهای دربارهٔ #محمدحسین_اسلامپناه
پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی
#دو. [پروندهٔ ویژه]
من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست
> دربارهٔ #ترکان_خاتون
بانوی حکمت و حکومت
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes
هو العلیم
درگذشت زندهیاد محمدعلی آزادیخواه، داستاننویس و خالق آثاری همچون مرادو، دوستان جنگل شاد، پرستوهای درهٔ پیچاب و… را تسلیت میگوییم.
@jongemes
درگذشت زندهیاد محمدعلی آزادیخواه، داستاننویس و خالق آثاری همچون مرادو، دوستان جنگل شاد، پرستوهای درهٔ پیچاب و… را تسلیت میگوییم.
@jongemes
✳️ در شمارۀ بیستودوم چه میخوانیم
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ زمستان ۱۴۰۱ منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ بیستودوم این مجلۀ فرهنگیهنری، یادداشتی به قلم علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی، به یاد زندهیاد «حسن ناهید» منتشر شده است با تیترِ «توانایی بی خودنمایی».
▫️این شماره از مجله، دو پرونده دارد.
📂 پروندۀ شخصیتِ جُنگ بیستودوم، دربارۀ «محمدحسین اسلامپناه»، پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی است. در سال ۱۳۹۷، نام او در رشتۀ صحافی سنّتی در فهرست حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران، بهعنوان گنجینۀ زنده بشری، به ثبت رسید. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مهدی محبی کرمانی، اکبر ایرانی، محمدعلی فردوسی، محمد جهانشاهی، حسن نیکبخت، سیدجواد میرهاشمی و...
📁 پروندۀ دیگر مجله با عنوانِ «من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست»، ویژهنامهای است دربارۀ «تَرکانخاتون»، بانوی حکمت و حکومت؛ زنی قدرتمند و اثرگذار در تاریخ. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدحسین اسلامپناه، مریم میرشمسی، جمشید روستا، علیرضا هاشمینژاد، مریم فدایی قطبی، فاطمه علیاصغر، امین شول سیرجانی، مجتبی مهدوی، اسما پورزنگیآبادی، محمد قاسمی و...
▫️شمارۀ بیستودوم فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، با مدیرمسئولی سیدعلی میرافضلی و سردبیری مجتبی احمدی، در ۲۰۸ صفحه منتشر شده است.
•••
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
•••
@jongemes
شماره تازۀ فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ زمستان ۱۴۰۱ منتشر شده است.
در آغاز شمارۀ بیستودوم این مجلۀ فرهنگیهنری، یادداشتی به قلم علیرضا میرعلینقی، پژوهشگر موسیقی، به یاد زندهیاد «حسن ناهید» منتشر شده است با تیترِ «توانایی بی خودنمایی».
▫️این شماره از مجله، دو پرونده دارد.
📂 پروندۀ شخصیتِ جُنگ بیستودوم، دربارۀ «محمدحسین اسلامپناه»، پژوهشگر و استاد صحافی سنّتی است. در سال ۱۳۹۷، نام او در رشتۀ صحافی سنّتی در فهرست حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران، بهعنوان گنجینۀ زنده بشری، به ثبت رسید. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: مهدی محبی کرمانی، اکبر ایرانی، محمدعلی فردوسی، محمد جهانشاهی، حسن نیکبخت، سیدجواد میرهاشمی و...
📁 پروندۀ دیگر مجله با عنوانِ «من آن زنم که همه کارِ من نکوکاریست»، ویژهنامهای است دربارۀ «تَرکانخاتون»، بانوی حکمت و حکومت؛ زنی قدرتمند و اثرگذار در تاریخ. در این پرونده، آثار و گفتاری میخوانیم از: محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدحسین اسلامپناه، مریم میرشمسی، جمشید روستا، علیرضا هاشمینژاد، مریم فدایی قطبی، فاطمه علیاصغر، امین شول سیرجانی، مجتبی مهدوی، اسما پورزنگیآبادی، محمد قاسمی و...
▫️شمارۀ بیستودوم فصلنامۀ «جُنگ هنرِ مس»، با مدیرمسئولی سیدعلی میرافضلی و سردبیری مجتبی احمدی، در ۲۰۸ صفحه منتشر شده است.
•••
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستودوم
> زمستان ۱۴۰۱
> ۲۰۸ صفحه
•••
@jongemes
Jong11- Ahmadreza Ahmadi.pdf
579.9 KB
▫️بهمناسبت زادروزِ آقای شاعر
✳️ احمدرضا احمدی؛ بر کرانۀ آینه
اشاره: شمارۀ یازدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» ویژهنامهای بود برای آقای شاعر؛ «#احمدرضا_احمدی»، با تیترِ «بر کرانۀ آینه». این ویژهنامه، زمستان ۱۳۹۷ در ۲۰۸ صفحه منتشر شد. در این ویژهنامه، گفتوگویی با احمدرضا احمدی انجام شده بود.
اکنون، بهمناسبت فرارسیدن سیام اردیبهشتماه، زادروز آقای شاعر، فایل صفحات آن گفتوگو را در اینجا آوردهایم. احمدرضا احمدی در سال ۱۳۱۹ در کرمان بهدنیا آمد و حالا ۸۳ساله شده است. عمرش دراز باد و همراه با تندرستی.
•••
@jongemes
✳️ احمدرضا احمدی؛ بر کرانۀ آینه
اشاره: شمارۀ یازدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» ویژهنامهای بود برای آقای شاعر؛ «#احمدرضا_احمدی»، با تیترِ «بر کرانۀ آینه». این ویژهنامه، زمستان ۱۳۹۷ در ۲۰۸ صفحه منتشر شد. در این ویژهنامه، گفتوگویی با احمدرضا احمدی انجام شده بود.
اکنون، بهمناسبت فرارسیدن سیام اردیبهشتماه، زادروز آقای شاعر، فایل صفحات آن گفتوگو را در اینجا آوردهایم. احمدرضا احمدی در سال ۱۳۱۹ در کرمان بهدنیا آمد و حالا ۸۳ساله شده است. عمرش دراز باد و همراه با تندرستی.
•••
@jongemes
Forwarded from ناخواناخوانی
#یادداشتخوانی
> برای «#احمدرضا_احمدی» که رفت
شاعر دردمندِ اردیبهشتیِ ما
> مجتبی احمدی
•
هنوز از پنجم مهرماه سال نودوهفت، صدای خاطرهانگیزش در خاطرم مانده؛ «من از ابتدا بهدنبال جهانی دیگر بودم. تسلیم مُدها و روشهای دیگران نشدم. بهتنهایی بهراه افتادم. در تاریکی و سنگلاخ، با پای برهنه حرکت کردم. هیچوقت برنگشتم که جای پاهایم را در برف ببینم. من کنجکاو و یاغی بودم. این یاغیگری، شعرم را در من ساخت... با اطمینان میگویم که شعرهای من متعلق به خودم است؛ متعلق به احمدرضا احمدی.»
حالا امروز بیستم تیرماه سال هزار و چهارصد و دو است و احمدرضای اردیبهشتیِ ما دیگر نیست. آنروز با مرتضی رفته بودیم و زنگ کنار پلاک پنج را زده بودیم تا شاعر کرمانیِ تهراننشین، با آن صمیمیتِ آغشته به بوی اقاقیا، در را باز کند و بنشینیم به گفتوگو. او گفته بود: «هرروز در غروب از سه پنجره عبور روزها را دیدم»؛ و ما تا غروب از او پرسیدیم؛ از شعر، از سینما، از نقاشی، از کانون، از «طرح»، از «نثرهای یومیه»، از فروغ و نیما و شاملو، از هزار اسم دیگر و «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، از «تابستان و غم»، از زندگی، از مرگ؛ و او با حافظهای که سرشار از خاطره و زنبق بود، پاسخ داد.
چندساعتی بیشتر، از درگذشت او نگذشته است و این قلم نمیداند کدام کلمات را کنار هم بچیند تا ادای احترامی باشد به هنرمندی که بیش از ششدهه سرود و نوشت، بیادا و بیادعا. پیشتر در مقدمهٔ ویژهنامهای که در مجلهٔ «جُنگ هنر مس» برای او درآوردیم، نوشته بودم که احمدرضا یک آدم چندضلعی است و وقتی میخواهی به او بپردازی، درمیمانی که روبهروی کدام ضلع بنشینی و از کجا آغاز کنی. از احمدرضای شاعر بنویسی که از ۱۳۴۱ با کتاب «طرح»، طرحی نو در شعر معاصر درانداخت و بخش مهمی از سرنوشت شعر مدرن را رقم زد؟ از احمدرضای نویسندهٔ کودک و نوجوان بنویسی که هر کتابش یک اتفاق تازه بود و دری متفاوت از کلیشهها به روی مخاطبانِ کمسنوسالش گشود؟ از احمدرضای کانون پرورش فکری بنویسی که در جوانی، سهمی بزرگ در دوران درخشان این نهاد فرهنگی داشت و میراث ماندگارش بیمانند است؟ از احمدرضای سینماشناس بنویسی و تاثیر حضورش بر چند تن از سینماگران مهم نسل خودش؟ از صدای احمدرضا بنویسی که ما دوست داشتیم همهچیز را رها کنیم و یک شنونده تماموقت باشیم و او فقط برایمان شعر بخواند که: «...مسافران/ که از آن راه آمدهاند/ میگویند/ برف آب شده است/ هفتههاست/ در آن خانهای که صحبت از مرگ میگفتیم/ آن خانه/ در زیر آوار گلهای اقاقیا/ گم شده است/ مرا میبخشید/ که باز هم/ سخن از/ گلهای بنفشه گفتم/ گاهی تکرار روزهای/ گذشته/ برای من تسلی است/ مرا میبخشید.»
حالا حتی تکرار روزهای گذشته هم برای ما تسلی نیست. احمدرضا رفته است و این جهان، شاعری را از دست داده که یکعمر، فارغ از هیاهوهای پایتخت و پایتخت هیاهوها، شعر نوشت و ما از نگاه او در زیر آسمان لاجوردی، جان گرفتیم.
احمدرضا، دردمندی را لازمهٔ شاعری میدانست و ششدهه حضور دردمندانهٔ او در ساحت شعر معاصر ایران، بیآنکه اهل مانیفستسازی و بیانیهبازی باشد، اعلامیهای صریح بود علیه ابتذال در ادبیات. او البته آگاهانه میگفت وقتی بخواهی عادت دیگران را عوض کنی، با تو دشمن میشوند؛ دشمنی هم دیده بود، اما به شعر باور داشت و یکتنه راه خودش را رفت.
احمدرضا دوست داشت که همچنان باشد و همچنان شعر بنویسد و نقاشی بکشد و سراغ دوستانش را بگیرد. آخرینبار، حدود دوماه پیش بود که تلفنی با او حرف زدم. صدای مهربانش زیر فشار بیماری، کمجان و کمطنین بود اما باز هم از کتابهای تازه و آثار زیر چاپش برایم میگفت و دنیای نقاشیکشیدنهایش، و باز هم سراغ چندتا از همشهریهای کرمانیاش را گرفت که دوستشان میداشت.
احمدرضا اگرچه شاعر مرگ هم بود اما مرگ را دوست نداشت. در همان گفتوگو گفته بود: «من فرصتی را که زندگی به من داده است تلف نمیکنم. این فرصت، خیلی کوتاه است. بهنظرم هراس از مرگ، نیرو میبخشد و به تو میآموزد که تا زنده هستی باید کار کنی.»
حالا شاعرِ «وقت خوب مصائب»، ما را با مصیبتِ مرگش تنها گذاشته است و مرگ احمدرضا، مرگِ هرکسی نیست. دریغا احمدرضا! میراث او اما، زندهبودنِ شعر فارسی است. روانش شادمان باد.
•
#احمدرضا_احمدی
#شاعر_دردمند_اردیبهشتی_ما
> منتشرشده در روزنامهٔ پیام ما
• @NaaKhaaNaa
> برای «#احمدرضا_احمدی» که رفت
شاعر دردمندِ اردیبهشتیِ ما
> مجتبی احمدی
•
هنوز از پنجم مهرماه سال نودوهفت، صدای خاطرهانگیزش در خاطرم مانده؛ «من از ابتدا بهدنبال جهانی دیگر بودم. تسلیم مُدها و روشهای دیگران نشدم. بهتنهایی بهراه افتادم. در تاریکی و سنگلاخ، با پای برهنه حرکت کردم. هیچوقت برنگشتم که جای پاهایم را در برف ببینم. من کنجکاو و یاغی بودم. این یاغیگری، شعرم را در من ساخت... با اطمینان میگویم که شعرهای من متعلق به خودم است؛ متعلق به احمدرضا احمدی.»
حالا امروز بیستم تیرماه سال هزار و چهارصد و دو است و احمدرضای اردیبهشتیِ ما دیگر نیست. آنروز با مرتضی رفته بودیم و زنگ کنار پلاک پنج را زده بودیم تا شاعر کرمانیِ تهراننشین، با آن صمیمیتِ آغشته به بوی اقاقیا، در را باز کند و بنشینیم به گفتوگو. او گفته بود: «هرروز در غروب از سه پنجره عبور روزها را دیدم»؛ و ما تا غروب از او پرسیدیم؛ از شعر، از سینما، از نقاشی، از کانون، از «طرح»، از «نثرهای یومیه»، از فروغ و نیما و شاملو، از هزار اسم دیگر و «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، از «تابستان و غم»، از زندگی، از مرگ؛ و او با حافظهای که سرشار از خاطره و زنبق بود، پاسخ داد.
چندساعتی بیشتر، از درگذشت او نگذشته است و این قلم نمیداند کدام کلمات را کنار هم بچیند تا ادای احترامی باشد به هنرمندی که بیش از ششدهه سرود و نوشت، بیادا و بیادعا. پیشتر در مقدمهٔ ویژهنامهای که در مجلهٔ «جُنگ هنر مس» برای او درآوردیم، نوشته بودم که احمدرضا یک آدم چندضلعی است و وقتی میخواهی به او بپردازی، درمیمانی که روبهروی کدام ضلع بنشینی و از کجا آغاز کنی. از احمدرضای شاعر بنویسی که از ۱۳۴۱ با کتاب «طرح»، طرحی نو در شعر معاصر درانداخت و بخش مهمی از سرنوشت شعر مدرن را رقم زد؟ از احمدرضای نویسندهٔ کودک و نوجوان بنویسی که هر کتابش یک اتفاق تازه بود و دری متفاوت از کلیشهها به روی مخاطبانِ کمسنوسالش گشود؟ از احمدرضای کانون پرورش فکری بنویسی که در جوانی، سهمی بزرگ در دوران درخشان این نهاد فرهنگی داشت و میراث ماندگارش بیمانند است؟ از احمدرضای سینماشناس بنویسی و تاثیر حضورش بر چند تن از سینماگران مهم نسل خودش؟ از صدای احمدرضا بنویسی که ما دوست داشتیم همهچیز را رها کنیم و یک شنونده تماموقت باشیم و او فقط برایمان شعر بخواند که: «...مسافران/ که از آن راه آمدهاند/ میگویند/ برف آب شده است/ هفتههاست/ در آن خانهای که صحبت از مرگ میگفتیم/ آن خانه/ در زیر آوار گلهای اقاقیا/ گم شده است/ مرا میبخشید/ که باز هم/ سخن از/ گلهای بنفشه گفتم/ گاهی تکرار روزهای/ گذشته/ برای من تسلی است/ مرا میبخشید.»
حالا حتی تکرار روزهای گذشته هم برای ما تسلی نیست. احمدرضا رفته است و این جهان، شاعری را از دست داده که یکعمر، فارغ از هیاهوهای پایتخت و پایتخت هیاهوها، شعر نوشت و ما از نگاه او در زیر آسمان لاجوردی، جان گرفتیم.
احمدرضا، دردمندی را لازمهٔ شاعری میدانست و ششدهه حضور دردمندانهٔ او در ساحت شعر معاصر ایران، بیآنکه اهل مانیفستسازی و بیانیهبازی باشد، اعلامیهای صریح بود علیه ابتذال در ادبیات. او البته آگاهانه میگفت وقتی بخواهی عادت دیگران را عوض کنی، با تو دشمن میشوند؛ دشمنی هم دیده بود، اما به شعر باور داشت و یکتنه راه خودش را رفت.
احمدرضا دوست داشت که همچنان باشد و همچنان شعر بنویسد و نقاشی بکشد و سراغ دوستانش را بگیرد. آخرینبار، حدود دوماه پیش بود که تلفنی با او حرف زدم. صدای مهربانش زیر فشار بیماری، کمجان و کمطنین بود اما باز هم از کتابهای تازه و آثار زیر چاپش برایم میگفت و دنیای نقاشیکشیدنهایش، و باز هم سراغ چندتا از همشهریهای کرمانیاش را گرفت که دوستشان میداشت.
احمدرضا اگرچه شاعر مرگ هم بود اما مرگ را دوست نداشت. در همان گفتوگو گفته بود: «من فرصتی را که زندگی به من داده است تلف نمیکنم. این فرصت، خیلی کوتاه است. بهنظرم هراس از مرگ، نیرو میبخشد و به تو میآموزد که تا زنده هستی باید کار کنی.»
حالا شاعرِ «وقت خوب مصائب»، ما را با مصیبتِ مرگش تنها گذاشته است و مرگ احمدرضا، مرگِ هرکسی نیست. دریغا احمدرضا! میراث او اما، زندهبودنِ شعر فارسی است. روانش شادمان باد.
•
#احمدرضا_احمدی
#شاعر_دردمند_اردیبهشتی_ما
> منتشرشده در روزنامهٔ پیام ما
• @NaaKhaaNaa
✳️ شمارۀ بیستوسوم «جُنگ هنر مس»
> این شماره، یک پرونده و یک پوشه دارد:
#پرونده
مجسمهسازِ مردم
> پروندهای دربارهٔ زندهیاد
استاد #سیدعلیاکبر_صنعتی
نقاش و مجسمهساز
#پوشه
گنجینهای در کنجِ تنهایی
> دربارهٔ #موزه_صنعتی_کرمان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوسوم
> بهار و تابستان ۱۴۰۲
> ۲۰۰ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes
> این شماره، یک پرونده و یک پوشه دارد:
#پرونده
مجسمهسازِ مردم
> پروندهای دربارهٔ زندهیاد
استاد #سیدعلیاکبر_صنعتی
نقاش و مجسمهساز
#پوشه
گنجینهای در کنجِ تنهایی
> دربارهٔ #موزه_صنعتی_کرمان
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ بیستوسوم
> بهار و تابستان ۱۴۰۲
> ۲۰۰ صفحه
www.jongmag.com
•••
@jongemes