جُنگِ هنرِ مس
130 subscribers
122 photos
2 videos
15 files
60 links
«جُنگِ هنرِ مس»
فصل‌نامهٔ فرهنگ و ‌هنر
••
مدیرمسئول: @alimirafzali
سردبیر: @mojtabahmadi
••
وب‌سایت:
www.jongmag.com
ایمیل:
[email protected]
Download Telegram
••
مخاطبانِ ارجمند، سلام!
.
به‌رغمِ زمستانی که درآنیم،
به‌رغمِ غم‌های پشتِ‌سر و پیشِ‌رو،
به‌رغمِ کرونا و متن و حواشی‌اش،
.
به‌رغمِ آن‌که
#خواجوی_کرمانی فرمود:
دردم به جان رسید و طبیبم پدید نیست
داروفروشِ خسته‌دلان را دکان کجاست؟
و
#خواجه_شیرازی فرمود:
ز آستینِ طبیبان، هزار خون بچکد
گرَم به تجربه، دستی نهند بر دلِ ریش،
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله به‌زودی منتشر می‌شود.
به امیدِ روزهای روشن‌تر...
••
#جنگ_هنر_مس

@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد

> این شماره، ویژه‌نامه‌ای است
برای شاعرِ مؤثرِ معاصر؛
«منوچهر نیستانی»
#آغازگر_غریب_غزل_نو

> فصل‌نامۀ فرهنگ‌وهنر
> شمارۀ پانزدهم
> زمستان ۱۳۹۸ + نوروز ۱۳۹۹
> ۲۰۸ صفحه

#منوچهر_نیستانی
#جنگ_هنر_مس
#ویژه‌نامه
👇🏻
www.jongmag.com

@jongemes
✳️ در شمارۀ پانزدهم
چه می‌خوانیم

> فهرست مطالب را اینجا ببینید.

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#آغازگر_غریب_غزل_نو
> فهرست جُنگ ۱۵
👇🏻
www.jongmag.com

@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۵]

✳️ این درختان، همه یک‌روز…

#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)

در شعر امروز ایران، اگر بخواهیم سهم کرمانی‌ها را برشماریم، باید در کنار نام‌هایی چون منوچهر نیستانی، احمدرضا احمدی، کیومرث منشی زاده و طاهرۀ صفارزاده، به احترام بایستیم و کلاه از سر برداریم. زمستان گذشته (شمارۀ یازدهم) پرونده‌ای برای احمدرضا احمدی گشودیم و زمستان امسال را به یاد #منوچهر_نیستانی ورق می‌زنیم؛ شاعری اثرگذار، اما مهجور و غریب. نوشتن و درنوشتن، سرنوشتش بود؛ اگرچه در جوانی رفت و نتوانست بازتاب شعرهایش را در آیینۀ روزگار بنگرد. از نیستانی، چهار دفتر شعر به چاپ رسیده و گزیده‌ای و کلیاتی؛ اما هیچ‌‏کدام، نه چنان‌که باید به‌سامان؛ و این، ما را غبنی است دریغ‌‏آلود.

نیستانی را بسیاری، پیشرو غزل مدرن می‌دانند؛ اما راه‌های رفتۀ او را و مسیرهایی را که گشود، کسی به‌‏درستی نشان نداده است. این دفتر، با صفحاتی محدود، ادعای چنین کاری را ندارد، اما سعی بر آن بوده که از دریچۀ نگاه برخی از نویسندگان و منتقدان روزگارمان، وجوه مختلف شخصیت ادبی او را نشان دهیم. در این ویژه‌‏نامه، بخش ناگفته‌ای از فعالیت‌های ادبی منوچهر نیستانی را در مرور طنزنوشته‌ها و داستان‌های کوتاهش بازمی‌خوانیم که نگاه طنزآمیز او را در قالب تعلیقه و نقیضه، نشان می‌دهد. «چیزبرگر‌ها»ی نیستانی ما را به یاد «حالا حکایت ماستِ» عمران صلاحی می‌اندازد که این طرز طنزنویسی مطبوعاتی را در دهۀ شصت و هفتاد به کمال رساند.

از پاییز تا زمستان، رنجی به درازای همۀ کولاک‌ها و بهمن‌های تاریخ، با ماست. اما آنچه ما را در این سیر و مسیر، زنده نگه می‌دارد، آن امیدِ دیرینه است که همۀ این دشواری‌ها، در قدم باد بهار و گیسوی نگار، آخر شود؛ بهاری که آمدن آغاز نهاده است. به یادِ نیستانی، و همۀ آن‌ها که خاطری پُراندوه چون نیستان دارند، می‌خوانیم:
تو نیستی و چه گُل‌ها که با بهارانند…

> یادداشت در سایت مجله

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#آغازگر_غریب_غزل_نو
#جنگ۱۵
> زمستان ۱۳۹۸
> ۲۰۸ صفحه

@jongemes
[اشاره؛ پرونده/ جُنگ۱۵]

✳️ آغازگر غریب غزلِ نو

#مجتبی_احمدی
(سردبیر)

یک. اگر در روزهای پایانیِ زمستانِ ۱۳۶۰، مرگی نابهنگام، آن شاعرِ مؤثر را از شعرِ معاصر نگرفته بود و او به بهار می‌رسید و شاعرانگی‌های متمایزش تا همین بهارِ پیشِ‌روی -۱۳۹۹- ادامه داشت، حالا شاعری داشتیم ۸۳ساله با انبوهی شعرهای خواندنی و ماندنی. اما درگذشتن در ۴۵سالگی، برای شاعری مانندِ او، جوان‌مرگی بود؛ اگرچه در آستانۀ میان‌سالی، پیر شده بود. شاعری که طبعِ سرسبزِ شاعرانگی‌اش در نوجوانی «جوانه» زد، با «خراب» به راهِ درستِ پویایی و شکوفایی رفت و نهالِ آفرینش‌هایش با نوآوری‌های جسورانه، درختی تناور شد؛ درختی که ریشه در غنای ادبیاتِ دیروز داشت و در آسمانِ شعرِ امروز، سربرآورده بود با «دیروز، خطّ فاصله». او به‌رغمِ دشواری‌ها و ناهمواری‌ها، مردانه و فروتنانه در میدانِ سرودن دویده بود و از مانع‌های بسیاری گذشته بود تا «دو، با مانع» هم راه‌گشای جوان‌های تازه‌نفس باشد، اما هنوز از خطّ پایان نگذشته بود که خطّ پایان از او گذشت...

ادامه:
> آغازگر غریب غزلِ نو

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#آغازگر_غریب_غزل_نو
#جنگ۱۵
> زمستان ۹۸

@jongemes
[گفت‌وگو/ جُنگ۱۵]

✳️ هنوز از غزلِ نیستانی عقبیم

(ذکر خاطره‌های مصاحبت و بررسی جایگاه «منوچهر نیستانی» در گفت‌و‌گو با «محمدعلی بهمنی»)

> گزاف نیست اگر بگوییم بهمنی یاد نیستانی را در همۀ این سال‌ها، به‌ویژه در سال‌هایی که کمتر کسی نیستانی را در خاطر داشت، زنده نگه داشته است. به سراغ «محمدعلی بهمنی» رفتیم تا از شعر و شخصیت «منوچهر نیستانی» برایمان بگوید.

🔘 در سایتِ مجله:
> هنوز از غزلِ نیستانی عقبیم

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#محمدعلی_بهمنی
#مرتضی_کاردر
#جنگ۱۵

@jongemes
[سایت/ پی‌دی‌اف]

> همراهان ارجمند، سلام.
فایلِ پی‌دی‌افِ شمارۀ پانزدهم نیز، در سایتِ مجله قرار گرفته است.

jongmag.com/pishkhan

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#جنگ۱۵

@jongemes
[بهاریه/ جُنگ۱۵]

✳️ این زمستان، ماندنی نیست

#مهدی_محبی_کرمانی

۱. پیش‌ترها «بهاریه» را به رسم پیشواز از بهار می‌نوشتند و بیشتر کار شاعران بود و می‌سرودند. مخاطبان‌شان هم کمتر مردم بودند؛ شاهی به مملکتی بود و یا مَلکی به مُلکی و خلیفه‌ای به دارالخلافه‌ای. ملک‌الشعرایی بود که تمام عمر از خزانه روزی داشت که مگر روزی شاه به شکاری برود و آهوی لنگی بزند یا پلنگ بخت‌برگشتۀ دربندی! و آن‌وقت این ملک‌الشعرا بود که باید آن واقعۀ فرح‌انگیز را در قصیده‌ای تا به حدّ رزمی در میدانی بزرگ و پیکاری در معرکه‌ای کلان، ستایش کند و شاه را خوش آید و مزید بر مواجب معمول، صله‌ای هم عنایت فرماید که مثلاً دهانش را پر از اشرفی کنند! درست مثل حکایت توپچی قشون قجری که عمری مواجب می‌گرفت که مگر روزی توپی به ضرورت به‌در کند. بهاریه‌ها را هم همین ملک‌الشعراها یا رقیبان‌شان برای همین شاهان و ملوک و خلفا می‌سرودند؛ به‌مناسبت بهاران و گاه بی‌مناسبت.
بهاریه‌های این روزگار اما قصۀ دیگری دارد. بماند که شأنِ نزول‌شان فرق چندانی با گذشته ندارد و اگر نوشته شود یا سروده‌ آید عموماً بر همان رسم پیشواز نوروزی است و جز این نیست. فرق قصه در نویسنده و مخاطب است. آن‌که می‌نویسد و می‌سراید، نه ملک‌الشعرای درباری است و نه مواجب‌بگیر خزانه‌ای؛ صله‌ای هم در کار نیست؛ و آن‌که می‌خواند و مخاطب است، نه شاهی به مملکتی است و نه خلیفه‌ای به دارالخلافه‌ای؛ بیشتر مردمانند و اگر قرار بر تبریک و تهنیتی از کسی به کسانی باشد، از همین کس به همان کسان است؛ یعنی یکی از همین مردمان به همین مردمان بهاریه می‌نویسد.
و حالا روزگار این مردمان به‌قرار نیست. نه دلی خوش دارند و نه امید به عافیتی.

۲. پیش‌ترها که آتش سده افروخته می‌شد، می‌گفتند دل زمین گرم شده است. می‌گفتند روزگار زمستان سرآمده است و این چله‌ که بگذرد رستاخیز زمین آغاز می‌شود، نوروز می‌آید، روزگار مردمان نو می‌شود و دل‌های پریشان پُر از شادی. در دل‌های خسته‌شان امید شکوفه می‌زند و بوی بهار، آرزوهایشان را تازه می‌گرداند. حالا اما سده را افروخته‌اند، دلِ زمین گرم شده است، زمستان رو به جمع‌کردن بساطش دارد، دل مردمان اما گرم نیست! مردمان، سوگوار مصیبت‌هایی شده‌اند که پایان ندارد. خاصه مردمان این دیار که هم سوگوار سردارشان‌اند و هم سوگوارِ سوگوارانِ سردارشان! مردان و زنان بی‌نام و نشانی که نام‌شان را از سردارشان گرفته‌اند. مردم همچنان سوگوارند؛ سوگوار هم‌وطنانی که در آتش انفجار هواپیما سوختند و آن‌ها که در سیل سیستان و بلوچستان تمام داروندارشان را باختند و کودکانی که به اشک در انتظار ماندند تا دستی به تن سردشان لباس عاریتی بپوشاند؛ و این سوگواری‌ها گویی که پایانی ندارد. مصایب پشت سر هم بر سر این مردمان آوار شده است و کمرشان را به اندوه شکسته است. حالا این میان، چه حال و دلِ‌ خوشی که بیاید تبریکِ عید بگوید و چه دلِ پرامیدی که به این تهنیت، دلی خوش کند. باقی را خودتان بهتر می‌دانید.

۳. نمی‌شود اما نوروز بیاید، دل زمین گرم شود، سبزه‌ها سر از زمین بردارند، بنفشه‌ها بر زمین رنگ بپاشند و گل‌‏های نرگس عطرافشانی کنند و من و شما زانوی غم در بغل بگیریم. امید برای همین‌ روزهاست؛ برای همین روزهایی که دل مردمان سرد است؛ برای همین روزهایی که تمام اندوهان عالم بر سر آدم آوار شده‌اند. امید برای همین روزهاست که بیاید دل آدم‌ها را گرم کند،‌ آتشی در هیمۀ نومیدی آن‌ها برافروزد و بیاید و بگوید: بیا دست‌هایت را گرم کن! بیا سفرۀ آرزوهایت را زیر همین آفتاب فروردین پهن کن و بگذار تا دلت هوایی بخورد. بیا و این پنجره‌ای که پرده‌هایش را کشیده‌ای باز کن و بگذار صدای ریز بارانی که پشت پنجره می‌بارد، در خفقان هوا بپیچد و هوای دلت را تازه کند. بیا یک چای برای خودت بریز و کنار پنجره بنشین و گرمای استکان را در میان دستانت پنهان کن. در بخار روی چای و عطری که در هوا می‌پیچید غرقه شو و ببین که هنوز چیزهای کوچکی برای دل‌خوشی هست. چیزهایی مثل همین استکان چای، مثل همین صدای ریز باران، مثل همین گرمای بی‌رمق آفتاب فروردین.
بیا امیدهایمان را برای روزهای بهتر، تازه کنیم. بیا نوروز را از تهِ دل جشن بگیریم. بیا همین خرده‌دل‌خوشی‌های کوچک را با هم قسمت کنیم. زمستان ماندنی نیست و این سرما دیری نمی‌پاید که به گرمای آفتاب فروردین می‌شکند. بیا پنجره را باز کن، می‌خواهم از آن سوی کوچه، «نوروز» را تبریک بگویم.

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#جنگ۱۵
> زمستان ۱۳۹۸
#نوروز_مبارک

@jongemes
[درنگ/ جُنگ۱۵]

✳️ ابداع نیستانی در غزل

(گزیده‌ای از مقالۀ «یوسفعلی میرشکاک» دربارۀ غزل «منوچهر نیستانی»)

> تأمل در نو‌آوری‌های نیستانی در عرصۀ غزل (علاوه بر راه‌گشایی‌هایی که تاکنون داشته است و نتایج آن را در آثار غزل‌سرایان قبل و بعد از انقلاب دیده‌ایم و انکار آن، انکار بدیهیات است) همچنان می‌تواند به توسّع و بسط و گسترش این «فرم مستدیر» مدد برساند و آن را به شعر نیمایی از هر حیث –وزن و لحن و زبان و بیان- نزدیک‌تر کند. چه موافق باشیم چه مخالف، غزل دست از سر شعر فارسی برنمی‌دارد (شاید هم حافظ و سعدی و بیدل و دیگران نمی‌گذارند که غزل کهنه شود) و هرگاه نقطۀ آغاز این توسّع را غزل نیستانی بشناسیم و از هیاهوی مریدانِ غزل‌سرایان نام‌دار معاصر نهراسیم، خواهیم دید که ویژگی‌های غزل نیستانی بیش از آن است که تاکنون گمان می‌برده‌ایم.

🔘 در سایتِ مجله:
> ابداع نیستانی در غزل

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#یوسفعلی_میرشکاک
#جنگ۱۵

@jongemes
[درنگ/ جُنگ۱۵]

✳️ نیستانی؛ مضطرب اما صمیمی

(گزیده‌ای از مقالۀ «مهدی صمدانی» دربارۀ شعر «منوچهر نیستانی»)

> شعر نیستانی سرشار از حس گم‌گشتگی و غم غربت و برنتافتنِ این‌جا و حسرت دیروز است... نوستالژی در بیان هر شاعر معمولاً با مصادیقی خاص خود را نشان می‌دهد و جدای از این‌که این غم غربت شخصی باشد یا جمعی، بروز آن در اشعار شاعران، اغلب آنی است؛ درحالی‌که در آثار نیستانی، این بی‌درکجایی و گم‌شدگی، اگرچه به صورت‌های مختلف خودنمایی می‌کند، اما امری درونی‌شده و دائمی است.

🔘 در سایتِ مجله بخوانید:
> نیستانی؛ مضطرب اما صمیمی

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#مهدی_صمدانی
#جنگ۱۵

@jongemes
[مقال/ جُنگ۱۵]

✳️ آتش در نیستانی

(گزیده‌ای از مقالۀ «غلامرضا طریقی» دربارۀ شعر «منوچهر نیستانی»)

> به گمان من، هیچ شاعری نیست که در بلبشوی شعر و نقد معاصر، بیش از «حسین منزوی» -یا حداقل به اندازۀ او- در حقّش ستم شده باشد؛ منهای یک‌‏نفر، که نامش «منوچهر نیستانی» است؛ تا حدی که شاید در همین لحظه، بسیاری از خوانندگان این نوشته، با خواندن نامش دچار کنجکاوی شده باشند که: «کی؟». اوضاع شلم‏‌شوربای فرهنگ -به‏‌طور اعم- و ادبیات -به‌‏طور اخص- چنان تار منحوسش را در ذهن و دل مردم تنیده است، که تا ده‏‌ها سال امید هیچ روشنایی نیست. در این شرایط، اهل قلم و دوات و مخلفات نیز، در بهترین حالت، دل به انبوه «رنگین‏‌نامه»هایی بسته‌‏اند که یک‌‏روز باسوادشدن‏‌شان را تضمین می‏‌کند. رنگین‏‌نامه‏‌هایی که به هیچ قاعده‌‏ای جز رابطه پای‏‌بند نیستند... در چنین شرایطی، جایی در هیچ‏‌کدام از صفحات عالم برای منوچهر نیستانی نیست؛ و این‏‌همه در حالی‏‌است که او یکی از تاثیرگذارترین چهره‏‌های شعر امروز، و از نگاهی دیگر، غزلِ پس از نیماست.

🔘 در سایتِ مجله بخوانید:
> آتش در نیستانی

#جنگ_هنر_مس
> ویژه‌نامۀ
#منوچهر_نیستانی
#جنگ۱۵

@jongemes
••
[بسم‌الله]


اول، سلام و
بعد، سلام و
سپس، سلام!

مخاطبانِ ارجمند!
.
به قولِ حضرتِ مولانا:
مدّتی این مثنوی تأخیر شد
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله به‌زودی منتشر می‌شود.
به امیدِ روزهای روشن‌تر...
••
#جنگ_هنر_مس

www.jongmag.com

@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد

> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:

#یک.
درختِ توسعه
روی ریشهٔ فرهنگ سبز می‌شود

> پرونده‌ای دربارهٔ #مرتضی_فرهادی
و اندیشه‌هایش

#دو.
هم‌میهنانِ وطنِ فارسی
> فصلی به احترامِ #مهاجران_افغانستانی

+ فصلِ #ادبیات_داستانی

> فصل‌نامۀ فرهنگ‌وهنر
> شمارۀ شانزدهم
> بهار— زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه

#جنگ_هنر_مس

👇🏻
www.jongmag.com

@jongemes
✳️ در شمارۀ شانزدهم چه می‌خوانیم

شمارۀ تازۀ فصل‌نامۀ «جُنگ هنر مس»، به تاریخ بهار- زمستان ۱۳۹۹، منتشر شده است. شمارۀ شانزدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارهٔ «مرتضی فرهادی» و اندیشه‌های اوست. در این پرونده، آثار و گفتاری می‌خوانیم از: سیدمحمد بهشتی، محمدحسین پاپلی یزدی، هادی خانیکی، محمدعلی آزادی‌خواه، محسن آزموده، جبار رحمانی، مرتضی سالمی قمصری، امین شول سیرجانی، مانی کلانی، سورن مصطفایی، میثم مهدیار، حمید نیک‌نفس و…

پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «هم‌میهنانِ وطنِ فارسی»، فصلی است به احترامِ «مهاجران افغانستانی». در این فصل، آثار و گفتاری می‌خوانیم از: محمدکاظم کاظمی، سیامک زند رضوی، نادر فلاح، حامد عسکری، بیژن ادبی، علی شفیعی، محمدتقی دامردان، بسم‌الله خرّمی، محمدرضا ذوالعلی، حامد سعادت، محمدجواد علی‌زاده، فائزه آژ و…

فصلِ دیگر این شماره «جنگ هنر مس» به ادبیات داستانی اختصاص دارد با نوشته‌هایی از: مهدی گنجوی، حامد حسینی‌پناه، اکبر خدادادی و…

این شماره در ۲۲۰ صفحه انتشار یافته است.

> فهرست کامل شماره شانزدهم «جنگ هنر مس» را دریافت کنید

jongmag.com

@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۶]

✳️ با چراغ؛ ایستاده در برابر توفان

#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)

دوران کرونا، تجربه‌ای کاملاً متفاوت و سخت و باورنکردنی، پیش روی مردم جهان نهاده و زندگی را در برابر مرگ، غافلگیر کرده است. نه فقط مواجهه‌ای از آن دست که فردی از عزیزان و نزدیکان خود را از دست بدهی، زیست اجتماعی و فرهنگی ما نیز، با چالشی بزرگ رودررو شده و بخشی از آن که هنوز از سرگیجۀ این دوران بیرون نیامده است، خطر مرگ را در برابرِ چشمانش می‌بیند. فعالیت‌های فرهنگی و هنری در یک‌سال گذشته، با پرسشی بزرگ دست و پنجه نرم می‌کنند که جایگاه‌شان در این دوران چیست و طرز نمود و بروزشان چگونه باید باشد؟ ما نیز در «جُنگ هنر مس» خود را با این پرسش‌های دشوار، مواجه می‌دیدیم و پس از مدت‌ها درنگ و تأنی، روند انتشار نشریه را که بازتابی از حیات و هویّت ماست، به این امید از سر می‌گیریم که بتوانیم در این پست و بلندِ روح‌شکن، اگر مرهم زخم زندگی نیستیم، هم‌پایِ این ره ناهموار باشیم.

این شمارۀ نشریه، دو پروندۀ نسبتاً مفصل دارد که چندان جایی برای مطالب دیگر باقی نگذاشته است و امیدواریم در حدّ بضاعت نشریه و مجال سخن، حقّ هر دو مطلب به نیکی ادا شده باشد. پروندۀ نخست، به کارنامۀ علمیِ شهروند افتخاری دیار کریمان، دکتر «مرتضی فرهادی» می‌پردازد که حدود ربع‌قرن است که فرهنگ مردم کرمان، یکی از موضوعات اصلی پژوهش‌های اوست. دکتر فرهادی، چهرۀ شناخته‌شده‌ای در حوزۀ مطالعات اجتماعی و انسان‌پژوهی است.

پروندۀ دوم، مربوط به نمودهای فرهنگی و اجتماعی زندگیِ مهاجران افغانستان در ایران (و به تعبیری: هم‌میهنانِ وطن زبانیِ ما)، با تکیه بر استان کرمان است. ایدۀ این پرونده، سال گذشته با سفر محمدکاظم کاظمی به رفسنجان و دیدار او با جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستانی و دیگر علاقه‌مندان شعر و ادب، در ذهن ما پدیدار شد و آنچه در صفحات مجله می‌بینید، تنها گوشه‌ای از این موضوع بسیار بااهمیت و در حکم مقدمه‌ای بر آن است...

> یادداشت در سایت مجله

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه

@jongemes
[اشاره/ جُنگ۱۶]

✳️ فرهادی؛ اهلِ کرمان و ایران
مقدمه‌ای بر پرونده اولِ جُنگ شانزدهم

#امین_شول_سیرجانی

از نخستین شمارۀ فصل‌نامۀ «جُنگ هنر مس» تاکنون، چهرۀ شماری از خادمان فرهنگ و هنر بر روی جلد مجله نقش بسته است. کرمانیانی که بیشتر آن‌ها به فعالیت‌های ادبی و هنری‌شان شهره بوده‌اند. این‌بار اما قرعه به نام کسی افتاده که متولد کرمان نیست و به کوشش‌هایش در عرصۀ پژوهش‌های مردم‌شناسانه‌اش شهره است و نه فعالیت‌های هنری و ادبی. از این‌رو شاید پرداختن «جُنگ هنر مس» به یک استاد علوم اجتماعی، نوعی بدعت به‌نظر بیاید. اما واقعیت چیز دیگری است. #مرتضی_فرهادی فقط استاد پیش‌کسوت مردم‌شناسی دانشگاه علامه‌ طباطبایی نیست؛ او یکی از معدود پژوهشگرانی است که سال‌های متمادی در کوه و کمر برای ثبت و ضبط آداب و رسوم ایرانیان عرق ریخته و از این‌همه زحمت، خم به ابرو نیاورده است. مستندسازی و تحلیل و تفسیر زوایای مورد غفلت واقع‌شده در خرده‌فرهنگ‌های مردم ایران‌زمین، از کرمان تا ملایر (زادگاه فرهادی)، از او چهرۀ پژوهشگری را ساخته که می‌کوشد بدون سند سخن نگوید و برای هرکدام از ادعاهای مردم‌شناسانه‌اش ضمیمه‌هایی روی میز بگذارد که خواندن آن‌همه ضمیمه و سند و مدرک، از توان و حوصلۀ خوانندگان عجول و «ویکی‌پدیا»یی امروز خارج است. اگر فقط پژوهش کم‌نظیر فرهادی دربارۀ گلیمینه‌های عشایر سیرجان و بافت را ملاک داوری دربارۀ پروندۀ کاری او قرار دهیم، همین یک اثر آن‌قدر درخشان و متقاعدکننده است که با اشتیاق می‌توانیم به احترامش کلاه از سر برداریم. اگر مقالۀ محققانۀ او نبود شاید کمتر کسی به فلسفه و غنای نقش‌های گلیم شیریکی‌پیچ می‌اندیشید.

او به‌راستی فرزند کرمان است چون لابه‌لای جملات کتاب‌هایش همواره ردّی از ادبیات عامۀ مردم کرمان و ضرب‌المثل‌هایشان به‌جا می‌گذارد. فرهادی پاسدار زبان و دایرۀ واژگانی است که مدت‌هاست بنا به دلایل مختلف در حال تخریب و تخفیف است. از سوی دیگر، او در حوزۀ نقدهای کلان هم، آثار قابل ستایشی دربارۀ توسعه، مواجهۀ سنّت و صنعت، مسألۀ مشارکت و یاریگری در ایران و… به سرانجام رسانده است که دربارۀ هریک باید جداگانه سخن گفت. علاوه بر این‌ها، فرهادی وجهه‌ای هنری هم دارد؛ هم دستی بر شعر دارد و هم در عرصۀ هنرهای تجسمی، آثاری در قالب هنر مفهومی خلق کرده است. و از همه مهم‌تر این‌که وطن‌پرست است و دل در گروِ اعتلای نام ایران دارد.

البته که کارنامۀ مفصل فرهادی، نیازمند تدقیق و نقد و بررسی است؛ نقدی که به قول فرهادی، حاصل خواندن و دقت نظر در آثار باشد. اما به نظر می‌رسد تنبلی و شتاب‌زدگیِ حاکم بر محیط‌های دانشگاهی، فرصت شکل‌گیری فضای نقادانه و تحلیلی دربارۀ آثار کسانی چون فرهادی را چندان مهیا نکرده است. هرچه باشد، «جُنگ هنر مس» کوشیده به سهم خویش مروری گذرا داشته باشد بر آثار و اندیشه‌های او. پرونده‌ای که بیشتر برای پاس‌داشتِ زحمات و خدمات فرهادی فراهم آمده است و امیدواریم که شروعی باشد بر انتشار پرونده‌های دیگر با رویکردهایی متفاوت. از ایشان که با حوصله و صبوری به شکل‌گیری این پرونده یاری رساند، سپاس‌گزاریم.

> یادداشت در سایت مجله

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه

@jongemes
[اشاره/ جُنگ۱۶]

✳️ هم‌میهنان وطن فارسی
مقدمه‌ای بر پرونده دومِ جُنگ شانزدهم


پروندۀ دوم شمارۀ شانزدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس» با عنوان «هم‌میهنان وطن فارسی»، فصلی است به احترام #مهاجران_افغانستانی. بخش‌هایی از یادداشت ابتدایی این پرونده را که با تیتر «هم‌سرنوشتی با گویش‌وران درّ دری» منتشر شده، در ادامه بخوانید.

#بیژن_ادبی

در طول سده‌های متمادی، مسألۀ «یگانگی سرشت فرهنگی» در میان همۀ پارسی‌زبانانِ کرۀ خاکی، همان عامل انسجام‌بخش و یگانه‌سازی بوده که هیچ‌گاه نگذاشته است پیوندهای ژرفِ عاطفی و فرهنگی میان این دو ملت نیز تضعیف شود…
برخلاف قواعد فیزیکی که دافعۀ قطب‌های هم‌نامِ کهربا، آنان را از هم دور می‌سازد، در تحلیل‌های روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی فرهنگ عامه، اتفاقاً تقویتِ عناصر همگون و هم‌راستا، کاتالیزوری برای پیدایشِ «پیوستارِ هویتی» خواهد شد. پدیدۀ اجتماعی و فرهنگیِ «ما شدن» و احساس تعلّق به سرمنزلِ فرهنگیِ یکسان، هویت‌های هم‌بنیاد را با یکدیگر پیوند می‌دهد…

در پروندۀ پیشِ‌رو، تلاش کردیم تا زوایای انسانی قضایا مورد توجه قرار گیرد… نگارنده نیز همچون بسیاری از هم‌زبانانِ هم‌دل، معتقد است، رشته‌‌های نامرئی برآمده از همان شبکۀ درهم‌تنیدۀ عناصر و ستون‌پایه‌های فرهنگی زبان فارسی، جان‌های شیفتۀ بسیاری را از دیرباز تاکنون، برانگیخته و هم‌داستان کرده و از این پس نیز خواهد کرد.
واقعیت آن است که عوامل و متغیرهای متفاوتی اعم از ژئوپلیتیکی، فرهنگی، قومیتی و مذهبی در میان است تا حس هم‌سرنوشتی به درازای تاریخ، شکل بگیرد. می‌بایست هدف اصلی را بر ستون‌پایۀ تقویت هم‌دلی و اشتراکات فرهنگی بنا کرد…

هیچ تردیدی در ضرورتِ فربه‌سازیِ مفهوم «یگانگی اقلیم فرهنگی» و متعاقباً تلاش برای تقویت پیوندهای فرهنگی موجود نمی‌توان متصور شد. حتی اگر به تعبیر نگارنده، هم‌وطنان افغانستانی‌تبار دارای سرچشمۀ فرهنگی و تمدنیِ یگانه با ما نبودند و فقط همسایگان ما بودند، جا داشت که از منظر انسانی و اخلاقی بر چشم گذارده شوند. طبیعتاً با وجود غوطه‌خوردن در اقیانوسی از داشته‌ها و حافظۀ تاریخی مشترک، شایسته است که به‌جای نمک‌پاشیدن بر زخم‌های ناسور، غم‌خواری، دل‌سوزی و هم‌دلی را سرلوحۀ تمامی کنش‌های خود قرار دهیم…

فهم درست، مؤانست فکری و تواضع علمی، از بستر تعصّب برنخواهد رویید و بر این نمط، اتفاق و اتصال فرهنگی فرخنده‌ای پیش نخواهد آمد. شمیم ناخوشایند قوم‌گرایی هرجا که پر و بال باز کند، باید دماغ و قوۀ فاهمه را فارغ از هیاهوها، با عطر ادبیات و هنر و فرهنگ تازه کرد. هنر و ادبیات؛ زبانی که هیچ‌گاه به ناراستی گشوده نخواهد شد. فردوسی، هنوز بالنده و نامیرا بر چکاد اساطیر و بر اریکۀ فرهنگ خراسان بزرگ در توس نشسته و آجر به آجر، بنایِ بی‌گزندِ هزاران‌سالۀ وفاق فرهنگی را برپا می‌کند. باید به‌دنبال پیدا کردن فصل مشترک و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بود، نه دانه‌چینی از اختلافات. نگارنده، حقیقتاً علت تضعیفِ اشتراکات فرهنگی میان دو ملت همسایه با تمدن یکسان را درنمی‌یابد، آن‌هم در زمانه‌ای که قوم‌مداری و تبعیض‌های قومی و نژادی، از ناهنجاری‌ها و زشت‌کاری‌هایی است که گریبان‌گیر زندگی انسان معاصر شده است و خاورمیانه با بحران‌های بسیاری دست‌وپنجه نرم می‌کند…

> یادداشت در سایت مجله

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۶
> بهار- زمستان ۱۳۹۹
> ۲۲۰ صفحه

@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شده است

> این شماره، دو پروندهٔ ویژه دارد:

#یک.
با آینه و چراغ
> پرونده‌ای دربارهٔ #شهیندخت_خوارزمی
و دغدغه‌هایش

#دو.
به لفظِ اندک و معنای بسیار
> پرونده‌ای دربارهٔ #شعر_کوتاه استان کرمان، همراه با صفحاتی ویژهٔ #لیکو

+ فصلِ #هنرهای_تجسمی

> فصل‌نامۀ فرهنگ‌وهنر
> شمارۀ هفدهم
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
#فرهنگ #هنر #جامعه

🌐
www.jongmag.com

@jongemes
✳️ در شمارۀ هفدهم چه می‌خوانیم

شماره تازۀ فصل‌نامۀ «جُنگ هنرِ مس»، به تاریخ بهار ۱۴۰۰ منتشر شده است. شمارۀ هفدهم این مجلۀ فرهنگی و هنری، دو پروندۀ ویژه دارد؛ پروندۀ اول، دربارۀ «شهین‌دخت خوارزمی» است. در این پرونده، آثار و گفتاری می‌خوانیم از: مرتضی ایمانی‌راد، محمدمهدی بهکیش، محمدمهدی فرقانی، یونس شكرخواه، همایون شهریاری، مهدی محبی کرمانی، امین شول سیرجانی، شادی خوشکار، فرزانه قبادی و...

📂 پروندۀ دوم مجله با عنوانِ «به لفظِ اندک و معنای بسیار»، فصلی است دربارۀ «شعر کوتاه استان کرمان»، همراه با صفحاتی دربارۀ «لیکوی رودباری». در این فصل، آثار و گفتاری می‌خوانیم از: بیژن ادبی، نرگس باقری، شهرام پارسامطلق، مهدی حسنی باقری، حسن رجبی بهجت، مجید رفعتی، منصور علیمرادی، مهدی گنجوی، عباس نادری، حمید نیک‌نفس و...

▫️فصلِ دیگر این شمارۀ «جنگ هنر مس» به هنرهای تجسمی اختصاص دارد. در این فصل، گفت‌وگویی با علیرضا هاشمی‌نژاد، خوش‌نویس و پژوهشگر، انجام شده و مطالبی از حسین رضوی‌فرد، شهاب شهیدانی و ایمان زکریایی کرمانی دربارۀ کتاب‌های تازۀ هاشمی‌نژاد انتشار یافته است.

> فهرست مطالب شماره هفدهم
jongmag.com

@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۷]

✳️ در تاریکی، دو سه کبریت روشن کردیم*

#سیدعلی_میرافضلی
(مدیرمسئول)

اول. دکتر شهیندخت خوارزمی، چهره‌ای نام‌آشنا در ایران در عرصه‌های مدیریت و منابع انسانی، توسعه و آینده‌پژوهی، ارتباطات و علوم اجتماعی است. آشنایی من با دکتر خوارزمی، نخستین‌بار در اوایل دهۀ هفتاد از راه ترجمۀ کتاب‌های الوین تافلر (موج سوم و جابه‌جایی در قدرت) اتفاق افتاد. بعدها در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با ایشان به‌عنوان مشاور عالی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، افتخار آشنایی نزدیک پیدا کردم. تلاش دکتر خوارزمی در مس معطوف به پذیرش تحول‌خواهی و توسعۀ دانایی بود. پروندۀ این شمارۀ ما به این بانوی فرهیخته اختصاص دارد و آن را باید ادای دینی کوچک به یکی از مفاخر کرمان به‌شمار آورد.

دوم. پیش‌تر نوشته‌ام و گفته‌ام که شعر کوتاه، هم ضرورت زمانۀ ماست و هم از پیشینه‌ای درازدامن در شعر فارسی برخوردار است. یکی از معروف‌ترین شاعران ایران، حکیم خیّام نیشابوری، با تعداد اندکی رباعی که نموداری از اندیشۀ ناب ایرانی است، توانسته است پنج قارۀ جهان را درنوردد. درست است که این رباعیات با نام حکیم خیّام پُرآوازه شده است، اما بسیاری از آن‌ها سرودۀ شاعرانی از چهارگوشۀ اقلیم زبان پارسی است. شاعران دیار کرمان، از گذشتۀ دور تا امروز، در حوزۀ شعر کوتاه، آثاری درخور پدید آورده‌اند. در پروندۀ شعر کوتاه کرمان، در حد وسع خود، بخشی از این بضاعت را عرضه داشته‌ایم. مجال اندک ما و گرفتاری برخی از شاعران دیارمان، مانع از آن آمد که این پرونده به کمالی مطلوب برسد. اگر عمری باقی بود، در شماره‌های‌ آتی موضوع را از زاویه‌های دیگر نیز بررسی خواهیم کرد.

سوم. در یک دهۀ گذشته، نام علیرضا هاشمی نژاد در مباحث مربوط به تاریخ و تحلیل هنر خوش‌نویسی ایران به نیکی مطرح بوده است. در این چند ماهی که ویروس کرونا همچنان یکه‌تاز فضای اجتماعی و فرهنگی جهان است و همۀ تعاریف پیشین را دگرگون کرده، هاشمی‌نژاد با انتشار چند اثر ارزشمند، ورقی دیگر بر کارنامۀ پُربرگ پژوهش‌های خود افزوده است. مهم‌ترین آن‌ها، کتاب «فراز و فرود نسخ‌نویسی در ایران» است که به بررسی تحولات سبک‌شناختی قلم نسخ در ایران از هزارسال پیش تا آخر سدۀ چهاردهم هجری قمری می‌پردازد. به بهانۀ انتشار این اثر و دو اثر دیگر هاشمی‌نژاد در چند ماه اخیر، پروندۀ کوچکی گشوده‌ایم که ما را با چند و چون این آثار آشنا کند.
•••

* احمدرضا احمدی، مجموعۀ اشعار، دفتر هفتم، ۱۲

> یادداشت در سایت مجله

🌐 www.jongmag.com

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷
> بهار ۱۴۰۰
> ۲۰۸ صفحه

@jongemes
[پرونده/ جُنگ۱۷]

✳️ با آینه و چراغ

> پرونده‌ای دربارۀ «شهین‌دخت خوارزمی» و دغدغه‌هایش

پروندۀ ویژۀ شمارۀ هفدهم فصل‌نامۀ فرهنگی هنری «جُنگ هنر مس» دربارۀ «شهین‌دخت خوارزمی» است و دغدغه‌هایش برای توسعۀ ایران...

> اینجا بخوانید.

🌐 www.jongmag.com

#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۷

@jongemes