[ گزیده ]
✳️ هزاران سند ناخوانده
(برشی از گفتوگو با «مجید تفرشی»، دربارۀ پروژۀ گزینش و انتقال ۱۵هزار برگ اسناد انگلیس در رابطه با کرمان)
اگر بخواهید دستهبندی موضوعی کنید، این اسناد شامل چه موضوعاتی میشوند؟
موضوع اسناد متنوع است. بخشی از اسناد مربوط به گزارشهای نوبهای است که در فواصل زمانی معین، مثلاً هر ماه یا هر فصل یکبار تهیه شدهاند. برخی از این گزارشها مربوط به گزارشهای آبوهوا یا ورود و خروج کالا از شهرهاست؛ یعنی در آنها آمار وجود دارد. الان شما در کرمان، دربارۀ ورود و خروج کالا از کرمان در دورۀ قاجار چهقدر اطلاعات در اختیار دارید؟ ممکن است بگویید که هیچ اطلاعی ندارید؛ اما این اسناد در انگلستان موجود است. کنسول انگلیس در کرمان و رقیب روس او، بهطور منظم از وضعیت اجتماعی کرمان گزارش نوشتهاند. مثلاً وضعیت بازار، فعالیت روحانیان و علما، معیشت و هزینۀ زندگی، رضایتمندی مردم از حکومت و مواردی از این قبیل در گزارشها وجود دارد. اینها مواردی است که برای نگارش تاریخ اجتماعی و تاریخ محلی بسیار ارزشمند است. بدون این اطلاعات، نمیتوانیم نگاه کاملی به تحولات تاریخی داشته باشیم.
از نظر شما که سالهاست روی این اسناد کار میکنید، آیا اسناد مربوط به کرمان از ویژگی خاصی برخوردارند که ممکن است دربارۀ اسناد انگلیس از یک منطقۀ دیگر، این ویژگی صدق نکند؟
دربارۀ کرمان در مقایسه با بقیۀ جاها، اسناد بسیار زیادی وجود دارد. یک دلیلش سیاسی است. از نظر استراتژیک، کرمان برای انگلیسیها بهعنوان کریدور راهیابی به خلیجفارس و شبهقارۀ هند بهشمار میرفته است. کرمان از نظر راه، برای ارتباط با فارس و اصفهان و جاهای دیگر، شاهراه ارتباطی ایران بوده است. از نظر کشاورزی، کرمان یکی از سه قطب اصلی کشاورزی ایران بوده است. برای همین هم هست که رفتن حکام ایران به کرمان، سرقفلی داشته است. فرمانفرما وقتی میخواسته به کرمان برود، راحت نمیتوانسته برود و باید کلی خرج میکرده تا به آنجا برود. پس کرمان از جنبههای مختلف، مهم بوده است. مثلاً ما کمپانیای داشتهایم به اسم کمپانی قالی شرق. ایران پیشانی صادرات قالی به عثمانی و آسیای مرکزی و خلیجفارس بوده است. دفتر اصلی این کمپانی در همدان بوده، اما بیشترین حجم فرش از کرمان به همدان میرفته است. اخیراً فرهنگستان هنر، کتاب مربوط به این کمپانی را ترجمه کرده است. وقتی کرمان از نظر تجاری چنین نقش مهمی داشته، آنوقت در چنین شرایطی امنیت راههای کرمان فقط مسألهای داخلی نبوده و برای بریتانیا هم مهم بوده است. بنابراین، مسائل انتظامی و امنیتی برای همۀ کمپانیهای خارجی هم اهمیت داشته است. تصور من این است که از نظر استراتژیک، در نیمۀ دوم دورۀ قاجار و اوایل دورۀ پهلوی، کرمان جزو مناطق مهم ایران بهشمار میرفته است. بنابراین، کارکشتهترین مأموران انگلیسی برای کار در کرمان انتخاب شدهاند. برای نمونه، «سر پرسی سایکس» یکی از کسانی است که از نظر ردهبندی قدرت در بریتانیا، در حد سفیر بوده، ولی میبینیم که در کرمان کنسول بوده است. چندین کتاب هم نوشته که فقط برخی از آنها به فارسی ترجمه شدهاند. امثال اینها در کرمان دوران قاجار و اوایل دورۀ پهلوی زیاد بودهاند. گزارشهای دولتی و سیاسی راجعبه کرمان خیلی زیاد است. این گزارشها جزئیاتی دارد که بدون دانستن آنها هر نوع تاریخنگاری اجتماعی دربارۀ کرمان ناقص است.
> این گفتوگو را در شمارۀ دوازدهم «جُنگ هنر مس» بخوانید.
#جنگ_هنر_مس #جنگ۱۲
#پرونده_اسناد_انگلیسی
#فصل_تاریخ
#مجید_تفرشی
#امین_شول_سیرجانی
.
@jongemes
✳️ هزاران سند ناخوانده
(برشی از گفتوگو با «مجید تفرشی»، دربارۀ پروژۀ گزینش و انتقال ۱۵هزار برگ اسناد انگلیس در رابطه با کرمان)
اگر بخواهید دستهبندی موضوعی کنید، این اسناد شامل چه موضوعاتی میشوند؟
موضوع اسناد متنوع است. بخشی از اسناد مربوط به گزارشهای نوبهای است که در فواصل زمانی معین، مثلاً هر ماه یا هر فصل یکبار تهیه شدهاند. برخی از این گزارشها مربوط به گزارشهای آبوهوا یا ورود و خروج کالا از شهرهاست؛ یعنی در آنها آمار وجود دارد. الان شما در کرمان، دربارۀ ورود و خروج کالا از کرمان در دورۀ قاجار چهقدر اطلاعات در اختیار دارید؟ ممکن است بگویید که هیچ اطلاعی ندارید؛ اما این اسناد در انگلستان موجود است. کنسول انگلیس در کرمان و رقیب روس او، بهطور منظم از وضعیت اجتماعی کرمان گزارش نوشتهاند. مثلاً وضعیت بازار، فعالیت روحانیان و علما، معیشت و هزینۀ زندگی، رضایتمندی مردم از حکومت و مواردی از این قبیل در گزارشها وجود دارد. اینها مواردی است که برای نگارش تاریخ اجتماعی و تاریخ محلی بسیار ارزشمند است. بدون این اطلاعات، نمیتوانیم نگاه کاملی به تحولات تاریخی داشته باشیم.
از نظر شما که سالهاست روی این اسناد کار میکنید، آیا اسناد مربوط به کرمان از ویژگی خاصی برخوردارند که ممکن است دربارۀ اسناد انگلیس از یک منطقۀ دیگر، این ویژگی صدق نکند؟
دربارۀ کرمان در مقایسه با بقیۀ جاها، اسناد بسیار زیادی وجود دارد. یک دلیلش سیاسی است. از نظر استراتژیک، کرمان برای انگلیسیها بهعنوان کریدور راهیابی به خلیجفارس و شبهقارۀ هند بهشمار میرفته است. کرمان از نظر راه، برای ارتباط با فارس و اصفهان و جاهای دیگر، شاهراه ارتباطی ایران بوده است. از نظر کشاورزی، کرمان یکی از سه قطب اصلی کشاورزی ایران بوده است. برای همین هم هست که رفتن حکام ایران به کرمان، سرقفلی داشته است. فرمانفرما وقتی میخواسته به کرمان برود، راحت نمیتوانسته برود و باید کلی خرج میکرده تا به آنجا برود. پس کرمان از جنبههای مختلف، مهم بوده است. مثلاً ما کمپانیای داشتهایم به اسم کمپانی قالی شرق. ایران پیشانی صادرات قالی به عثمانی و آسیای مرکزی و خلیجفارس بوده است. دفتر اصلی این کمپانی در همدان بوده، اما بیشترین حجم فرش از کرمان به همدان میرفته است. اخیراً فرهنگستان هنر، کتاب مربوط به این کمپانی را ترجمه کرده است. وقتی کرمان از نظر تجاری چنین نقش مهمی داشته، آنوقت در چنین شرایطی امنیت راههای کرمان فقط مسألهای داخلی نبوده و برای بریتانیا هم مهم بوده است. بنابراین، مسائل انتظامی و امنیتی برای همۀ کمپانیهای خارجی هم اهمیت داشته است. تصور من این است که از نظر استراتژیک، در نیمۀ دوم دورۀ قاجار و اوایل دورۀ پهلوی، کرمان جزو مناطق مهم ایران بهشمار میرفته است. بنابراین، کارکشتهترین مأموران انگلیسی برای کار در کرمان انتخاب شدهاند. برای نمونه، «سر پرسی سایکس» یکی از کسانی است که از نظر ردهبندی قدرت در بریتانیا، در حد سفیر بوده، ولی میبینیم که در کرمان کنسول بوده است. چندین کتاب هم نوشته که فقط برخی از آنها به فارسی ترجمه شدهاند. امثال اینها در کرمان دوران قاجار و اوایل دورۀ پهلوی زیاد بودهاند. گزارشهای دولتی و سیاسی راجعبه کرمان خیلی زیاد است. این گزارشها جزئیاتی دارد که بدون دانستن آنها هر نوع تاریخنگاری اجتماعی دربارۀ کرمان ناقص است.
> این گفتوگو را در شمارۀ دوازدهم «جُنگ هنر مس» بخوانید.
#جنگ_هنر_مس #جنگ۱۲
#پرونده_اسناد_انگلیسی
#فصل_تاریخ
#مجید_تفرشی
#امین_شول_سیرجانی
.
@jongemes
[ نویافته ]
✳️ اگر صدسال بگذرد...
اشاره: از اوایل فروردین امسال (۱۳۹۸) تاکنون بحران سیل و طغیان رودخانهها در بیست استان کشور خرابیهای بیشمار برجا گذاشته است... سیلهای ناگهانی، اهمیت بازیابی خاطرات سیل و شناخت تاریخی از مسیرهای گذر آب در هر منطقه از کشور را در پیش نظر آورده و بر پیوند تاریخنگاری و مهندسی آینده صحه گذاشته است.
همزمان با وقوع این سیلها، «شیرین صنعتی» در آرشیو شخصی خود، دو صفحۀ دستنویس از پدر، عبدالحسین صنعتیزاده (۱۲۷۴-۱۳۵۲)، نویسندۀ آیندهنگر و تاجر، یافت. در این نوشته که در سایۀ شرایط تاریخی فعلی بسیار حائز اهمیت است، عبدالحسین صنعتیزاده بعد از ترسیم یک سیل ویرانگر در تهران خاطرنشان میسازد که نگرانیاش از خطر وقوع سیل تا حدی بوده است که «در شش هفت سال قبل در این خصوص بنده تذکری به اداره نخستوزیری عرض نمودم» و هشدار داده بوده است.
این سند با نشان دادن رابطۀ بین تاریخ و آیندهنگری، در زمینۀ شناخت عبدالحسین صنعتیزاده و پیوند درونی میراث ادبی او نیز راهگشاست. صنعتیزاده از یکسو از آغازگران رمان تاریخی در ادبیات فارسی («دامگستران»، ۱۲۹۹) است و از سوی دیگر، اولین رمان آرمانشهری («مجمع دیوانگان»، ۱۳۰۴) و اولین رمان علمیتخیلی ادبیات فارسی («رستم در قرن بیست و دوم»، ۱۳۱۳) را نوشته است. بازیابی این دستنویس، ابزار مناسبی برای فهم منطق درگیری توأمان صنعتیزاده با گذشته و آینده بهدست میدهد: شناخت آینده در گرو شناخت گذشته است؛ یا به عبارتی، اگر جامعهای تاریخ خود را ناچیز انگارد همزمان آیندۀ خود را متزلزل و ناپایدار کرده است.
توضیح دربارۀ تاریخگذاری دستنویس:
این دستنویس با عنوان «پیشبینی»، فاقد تاریخ است. تنها در پشت صفحه، ۲ شمارهتلفن چهاررقمی با آدرسی در تهران و نام فامیل فردی از آشنایان عبدالحسین دیده میشود. درنتیجه، تاریخ تحریر نامه بایستی پیش از دهۀ سی شمسی باشد، چراکه بررسی تبلیغات و شمارهتلفنهای روزنامۀ «اطلاعات» در سال سیویک نشان میدهد که شمارهتلفنهای تهران در آغاز این دهه به پنجرقمی تغییر پیدا کرده بود. از سوی دیگر نیز، در این نوشته اشارهای به سیلاب مرداد ۱۳۳۳ معروف به سیل امامزادهداوود نشده که همسو با تاریخگذاری فوق است. گرچه این یادداشت دیرتر از سال سی شمسی نوشته نشده است، اما نمیتوان بهطور قطع قدیمیترین تاریخ ممکن برای نگارش آن را معین کرد، چراکه از آغاز دهۀ دوم هزار و سیصد، شمارههای چهاررقمی برای تلفن در تهران وجود داشته است. با اینحال، بهخاطر استفاده از هر دو املای «تهران» و «طهران» در طول نامه، و با توجه به اینکه تغییر طهران به تهران در فرهنگستان اول قطعی شد، یادداشت بعد از سال هزار و سیصد و چهارده و بهاحتمال زیاد در دهۀ بیست شمسی پاکنویس شده است.
> اشاره و ویرایش:
شیرین صنعتی و مهدی گنجوی
> متن کامل این اشاره و نیز یادداشت نویافتۀ «عبدالحسین صنعتیزاده»، در شمارۀ۱۲ «جُنگ هنر مس» منتشر شده است.
#جنگ_هنر_مس #جنگ۱۲
#عبدالحسین_صنعتی_زاده
#شیرین_صنعتی
#مهدی_گنجوی
.
@jongemes
✳️ اگر صدسال بگذرد...
اشاره: از اوایل فروردین امسال (۱۳۹۸) تاکنون بحران سیل و طغیان رودخانهها در بیست استان کشور خرابیهای بیشمار برجا گذاشته است... سیلهای ناگهانی، اهمیت بازیابی خاطرات سیل و شناخت تاریخی از مسیرهای گذر آب در هر منطقه از کشور را در پیش نظر آورده و بر پیوند تاریخنگاری و مهندسی آینده صحه گذاشته است.
همزمان با وقوع این سیلها، «شیرین صنعتی» در آرشیو شخصی خود، دو صفحۀ دستنویس از پدر، عبدالحسین صنعتیزاده (۱۲۷۴-۱۳۵۲)، نویسندۀ آیندهنگر و تاجر، یافت. در این نوشته که در سایۀ شرایط تاریخی فعلی بسیار حائز اهمیت است، عبدالحسین صنعتیزاده بعد از ترسیم یک سیل ویرانگر در تهران خاطرنشان میسازد که نگرانیاش از خطر وقوع سیل تا حدی بوده است که «در شش هفت سال قبل در این خصوص بنده تذکری به اداره نخستوزیری عرض نمودم» و هشدار داده بوده است.
این سند با نشان دادن رابطۀ بین تاریخ و آیندهنگری، در زمینۀ شناخت عبدالحسین صنعتیزاده و پیوند درونی میراث ادبی او نیز راهگشاست. صنعتیزاده از یکسو از آغازگران رمان تاریخی در ادبیات فارسی («دامگستران»، ۱۲۹۹) است و از سوی دیگر، اولین رمان آرمانشهری («مجمع دیوانگان»، ۱۳۰۴) و اولین رمان علمیتخیلی ادبیات فارسی («رستم در قرن بیست و دوم»، ۱۳۱۳) را نوشته است. بازیابی این دستنویس، ابزار مناسبی برای فهم منطق درگیری توأمان صنعتیزاده با گذشته و آینده بهدست میدهد: شناخت آینده در گرو شناخت گذشته است؛ یا به عبارتی، اگر جامعهای تاریخ خود را ناچیز انگارد همزمان آیندۀ خود را متزلزل و ناپایدار کرده است.
توضیح دربارۀ تاریخگذاری دستنویس:
این دستنویس با عنوان «پیشبینی»، فاقد تاریخ است. تنها در پشت صفحه، ۲ شمارهتلفن چهاررقمی با آدرسی در تهران و نام فامیل فردی از آشنایان عبدالحسین دیده میشود. درنتیجه، تاریخ تحریر نامه بایستی پیش از دهۀ سی شمسی باشد، چراکه بررسی تبلیغات و شمارهتلفنهای روزنامۀ «اطلاعات» در سال سیویک نشان میدهد که شمارهتلفنهای تهران در آغاز این دهه به پنجرقمی تغییر پیدا کرده بود. از سوی دیگر نیز، در این نوشته اشارهای به سیلاب مرداد ۱۳۳۳ معروف به سیل امامزادهداوود نشده که همسو با تاریخگذاری فوق است. گرچه این یادداشت دیرتر از سال سی شمسی نوشته نشده است، اما نمیتوان بهطور قطع قدیمیترین تاریخ ممکن برای نگارش آن را معین کرد، چراکه از آغاز دهۀ دوم هزار و سیصد، شمارههای چهاررقمی برای تلفن در تهران وجود داشته است. با اینحال، بهخاطر استفاده از هر دو املای «تهران» و «طهران» در طول نامه، و با توجه به اینکه تغییر طهران به تهران در فرهنگستان اول قطعی شد، یادداشت بعد از سال هزار و سیصد و چهارده و بهاحتمال زیاد در دهۀ بیست شمسی پاکنویس شده است.
> اشاره و ویرایش:
شیرین صنعتی و مهدی گنجوی
> متن کامل این اشاره و نیز یادداشت نویافتۀ «عبدالحسین صنعتیزاده»، در شمارۀ۱۲ «جُنگ هنر مس» منتشر شده است.
#جنگ_هنر_مس #جنگ۱۲
#عبدالحسین_صنعتی_زاده
#شیرین_صنعتی
#مهدی_گنجوی
.
@jongemes
#اطلاعیه
🔘 تازهترین شماره و برخی از شمارههای پیشین مجلۀ «جُنگ هنر مس» را در هرکجای #ایران میتوانید از طریق این فروشگاه اینترنتی هم تهیه کنید.
@jongemes
🔘 تازهترین شماره و برخی از شمارههای پیشین مجلۀ «جُنگ هنر مس» را در هرکجای #ایران میتوانید از طریق این فروشگاه اینترنتی هم تهیه کنید.
@jongemes
✳️ «جُنگ هنر مس» منتشر شد
#فصلنامه_فرهنگوهنر
> شمارۀ سیزدهم
> تابستان ۱۳۹۸
> ۲۲۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
#فصلنامه_فرهنگوهنر
> شمارۀ سیزدهم
> تابستان ۱۳۹۸
> ۲۲۰ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس» منتشر شده است
در شمارۀ سیزدهم چه میخوانیم
شمارۀ سیزدهم فصلنامۀ فرهنگیهنری «جُنگ هنر مس» (به تاریخ تابستان ۹۸) منتشر شده است. این شمارۀ مجله که با پروندههایی در فصلهای شعر و تاریخ همراه است، در ۲۲۰صفحه به چاپ رسیده.
در شمارۀ تازۀ مجله، نوشتههایی از: یدالله آقاعباسی، مهدی ایرانی کرمانی، اصغر دادبه، محمد شریفی نعمتآباد، فرزاد ضیایی حبیبآبادی، عاطفه طیه، فاطمه علیاصغر، مجاهد غلامی، عمادالدین قرشی، وحید قنبری ننیز، مهدی گنجوی، مجید نیکپور و... دیده میشود.
در فصل #شعر این شماره، صفحاتی به «میر کرمانی»، شاعر بزرگ قرن هشتم هجری، اختصاص داده شده است.
همچنین در همین فصل، پروندهای متفاوت دربارۀ استاد «سعید نفیسی» منتشر شده که طرحی از چهرۀ او به قلم علی خسروی بر روی جلد به چشم میخورد.
در فصل #ادبیات_داستانی شمارۀ سیزدهم، مجله به سراغ «محمد شریفی نعمتآباد» و دنیای داستانی او رفته.
فصل #تاریخ این شمارۀ «جُنگ هنر مس» هم، با پروندهای ویژه همراه است؛ دربارۀ «حسن معاصر کرمانی» که متولد سال ۱۲۷۸ شمسی است و کتاب «تاریخ استقرار مشروطیت در ایران» از اوست.
#جنگ_هنر_مس
@jongemes
در شمارۀ سیزدهم چه میخوانیم
شمارۀ سیزدهم فصلنامۀ فرهنگیهنری «جُنگ هنر مس» (به تاریخ تابستان ۹۸) منتشر شده است. این شمارۀ مجله که با پروندههایی در فصلهای شعر و تاریخ همراه است، در ۲۲۰صفحه به چاپ رسیده.
در شمارۀ تازۀ مجله، نوشتههایی از: یدالله آقاعباسی، مهدی ایرانی کرمانی، اصغر دادبه، محمد شریفی نعمتآباد، فرزاد ضیایی حبیبآبادی، عاطفه طیه، فاطمه علیاصغر، مجاهد غلامی، عمادالدین قرشی، وحید قنبری ننیز، مهدی گنجوی، مجید نیکپور و... دیده میشود.
در فصل #شعر این شماره، صفحاتی به «میر کرمانی»، شاعر بزرگ قرن هشتم هجری، اختصاص داده شده است.
همچنین در همین فصل، پروندهای متفاوت دربارۀ استاد «سعید نفیسی» منتشر شده که طرحی از چهرۀ او به قلم علی خسروی بر روی جلد به چشم میخورد.
در فصل #ادبیات_داستانی شمارۀ سیزدهم، مجله به سراغ «محمد شریفی نعمتآباد» و دنیای داستانی او رفته.
فصل #تاریخ این شمارۀ «جُنگ هنر مس» هم، با پروندهای ویژه همراه است؛ دربارۀ «حسن معاصر کرمانی» که متولد سال ۱۲۷۸ شمسی است و کتاب «تاریخ استقرار مشروطیت در ایران» از اوست.
#جنگ_هنر_مس
@jongemes
#اطلاعیه
🔘 «جُنگ هنر مس» را در #تهران میتوانید از «باغ کتاب» و «شهر کتاب مرکزی» تهیه کنید.
🔘 «جُنگ هنر مس» را در #کرمان میتوانید از کتابفروشیهای «مانوش»، «اردیبهشت» و «هومان» تهیه کنید.
🔘 «جُنگ هنر مس» را در هرکجای #ایران میتوانید از طریق سایت «شهر کتاب آنلاین» تهیه کنید؛ از اینجا
🔘 وبسایت مجله؛ بهزودی...
@jongemes
🔘 «جُنگ هنر مس» را در #تهران میتوانید از «باغ کتاب» و «شهر کتاب مرکزی» تهیه کنید.
🔘 «جُنگ هنر مس» را در #کرمان میتوانید از کتابفروشیهای «مانوش»، «اردیبهشت» و «هومان» تهیه کنید.
🔘 «جُنگ هنر مس» را در هرکجای #ایران میتوانید از طریق سایت «شهر کتاب آنلاین» تهیه کنید؛ از اینجا
🔘 وبسایت مجله؛ بهزودی...
@jongemes
[پرونده]
در کشور شعر، تا نمیرم «میر»م
▫️
پروندۀ اول فصل شعر شمارۀ سیزدهم «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است دربارۀ «میر کرمانی»، شاعر بزرگ و کمترشناختهشدۀ قرن هشتم هجری. این پرونده، دربرگیرندۀ چند مقاله و یک گفتوگوست، همراه با گزیدهای از بهترین غزلهای میر.
▫️
> با حضور
#اصغر_دادبه
#فرزاد_ضیائی_حبیبآبادی
#سیدعلی_میرافضلی
#وحید_قنبری_ننیز
#عاطفه_طیه
▫️
در مقدمۀ سردبیر مجله بر این پرونده آمده است: «رویی که بینظیر بُوَد روی خوب توست/ شعری که دلپذیر بُوَد شعر میر ماست/ و شعر میر ما، چند قرن بود که مانده بود زیر غبار فراموشی. او هم در کنار دیگر شاعران توانای قرن هشتم هجری، شاعری توانمند بوده و شعرها و خاصه غزلهای خواندنی پرشماری سروده، اما چندین قرن، نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان.
خوشبختانه انتشار دو کتاب و چند مقاله در طول یک دهۀ گذشته، غبار از نام «میر کرمانی» و شعرهای او برگرفت... ما هم در این شماره از مجله، صفحاتی را به «میر کرمانی» اختصاص دادهایم تا برای شناساندن بیشتر و بهتر این شاعر خواندنی، به سهم خود کوشیده باشیم.»
▫️
#میر_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
در کشور شعر، تا نمیرم «میر»م
▫️
پروندۀ اول فصل شعر شمارۀ سیزدهم «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است دربارۀ «میر کرمانی»، شاعر بزرگ و کمترشناختهشدۀ قرن هشتم هجری. این پرونده، دربرگیرندۀ چند مقاله و یک گفتوگوست، همراه با گزیدهای از بهترین غزلهای میر.
▫️
> با حضور
#اصغر_دادبه
#فرزاد_ضیائی_حبیبآبادی
#سیدعلی_میرافضلی
#وحید_قنبری_ننیز
#عاطفه_طیه
▫️
در مقدمۀ سردبیر مجله بر این پرونده آمده است: «رویی که بینظیر بُوَد روی خوب توست/ شعری که دلپذیر بُوَد شعر میر ماست/ و شعر میر ما، چند قرن بود که مانده بود زیر غبار فراموشی. او هم در کنار دیگر شاعران توانای قرن هشتم هجری، شاعری توانمند بوده و شعرها و خاصه غزلهای خواندنی پرشماری سروده، اما چندین قرن، نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان.
خوشبختانه انتشار دو کتاب و چند مقاله در طول یک دهۀ گذشته، غبار از نام «میر کرمانی» و شعرهای او برگرفت... ما هم در این شماره از مجله، صفحاتی را به «میر کرمانی» اختصاص دادهایم تا برای شناساندن بیشتر و بهتر این شاعر خواندنی، به سهم خود کوشیده باشیم.»
▫️
#میر_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
[پرونده]
خطّ ماندگار
▫️
پروندۀ ویژۀ شمارۀ سیزدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است برای زندهیاد استاد «سعید نفیسی» که در فصل شعر مجله و پس از پروندۀ «میر کرمانی» قرار گرفته.
▫️
با حضور
#یدالله_آقاعباسی
#مهدی_ایرانی_کرمانی
#فاطمه_علیاصغر
#سیاوش_کتابچی
و
#سعید_نفیسی
▫️
از مقدمۀ پرونده:
به احتمال قریب به یقین اگر ۷۷سال پیش، در پاییز سال ۱۳۲۱ خورشیدی، زندهیاد سعید نفیسی از روی نسخۀ خطی کلیات میر کرمانی که آن را به امانت گرفته بود، رونویسی نمیکرد، حدود ۷۰۰سال پس از روزگار این شاعر مهم قرن هشتم هم، کلیات او رنگ چاپ و انتشار را نمیدید. اما استاد با همان نگاه بلند و خرد روشنگرش، چند روز و چندین ساعت نشست و شصتونهمین کتاب را هم به خط خودش نوشت: کلیات میر کرمانی.
پس بجا و روا بود در همین شماره از مجله که به بهانۀ انتشار این کتاب، صفحاتی را به میر کرمانی اختصاص دادهایم، در حدّ وسع اندکمان، از این استاد زندهیاد هم یاد کنیم. دربارۀ وی، البته چند کتاب و ویژهنامه در دست است که به وجوه گوناگون آثار ادبی و خدمات فرهنگی او پرداختهاند. ما در این صفحات کوشیدیم به برخی از وجوه کمتردیدهشده بپردازیم.
#جنگ۱۳
@jongemes
خطّ ماندگار
▫️
پروندۀ ویژۀ شمارۀ سیزدهم مجلۀ «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است برای زندهیاد استاد «سعید نفیسی» که در فصل شعر مجله و پس از پروندۀ «میر کرمانی» قرار گرفته.
▫️
با حضور
#یدالله_آقاعباسی
#مهدی_ایرانی_کرمانی
#فاطمه_علیاصغر
#سیاوش_کتابچی
و
#سعید_نفیسی
▫️
از مقدمۀ پرونده:
به احتمال قریب به یقین اگر ۷۷سال پیش، در پاییز سال ۱۳۲۱ خورشیدی، زندهیاد سعید نفیسی از روی نسخۀ خطی کلیات میر کرمانی که آن را به امانت گرفته بود، رونویسی نمیکرد، حدود ۷۰۰سال پس از روزگار این شاعر مهم قرن هشتم هم، کلیات او رنگ چاپ و انتشار را نمیدید. اما استاد با همان نگاه بلند و خرد روشنگرش، چند روز و چندین ساعت نشست و شصتونهمین کتاب را هم به خط خودش نوشت: کلیات میر کرمانی.
پس بجا و روا بود در همین شماره از مجله که به بهانۀ انتشار این کتاب، صفحاتی را به میر کرمانی اختصاص دادهایم، در حدّ وسع اندکمان، از این استاد زندهیاد هم یاد کنیم. دربارۀ وی، البته چند کتاب و ویژهنامه در دست است که به وجوه گوناگون آثار ادبی و خدمات فرهنگی او پرداختهاند. ما در این صفحات کوشیدیم به برخی از وجوه کمتردیدهشده بپردازیم.
#جنگ۱۳
@jongemes
[گزیده]
میر کرمانی، شاعری کمشناخته
گزیدهای از مقالۀ فرزاد ضیایی حبیبآبادی در پروندۀ «میر کرمانی»
▫️
یکی از کتابهایی که جزو نخستین منابع و مراجع حتمی و قطعی محققان در حوزۀ شعر فارسی است، کتابی است با نام «فرهنگ سخنوران» تألیف شادروان عبدالرسول خیّامپور که چاپ معروف دوجلدی آن (انتشارات طلایه)، بیش از هزار صفحه دارد. این کتاب هزارصفحهای، که به گفتۀ مؤلف فقیدش «بههیچ وجه کامل نیست»، فهرستوارهای است از نام و نشان شاعران پارسیگوی در قلمرو زبان فارسی از قدیمترین ایام تا قرن چهاردهم هجری قمری. در بسیاری از صفحات این کتاب، نام بیش از پانزده شاعر و گاه تا بیستوچهار شاعر نیز آمده است. اگر با احتیاط، همان عدد پانزده را مبنا قرار دهیم، فرهنگ سخنوران حاوی نام و نشان بیش از پانزدههزار شاعر پارسیگوی است! و چنانکه گفتیم این فهرست با تمام قدر و قیمتی که نزد محققان دارد، چندان ناتمام است که روانشاد خیّامپور در مقدمۀ چاپ دوم این اثر اظهار امیدواری فرموده که «دنبالۀ کار توسط گروه یا مؤسسهای گرفته شود».
اما روشن است که تمام این چندهزار شاعر به دلایل مختلف از شهرت و آوازهای یکسان برخوردار نبودهاند؛ فیالمثل من تقریباً تردیدی ندارم که بهجز میرافضلی عزیز که محققی مدقّق است، هیچیک از خوانندگان این مقاله، تاکنون نام این شاعر همشهری بنده یعنی «گربۀ اصفهانی»! (ق۱۱) را نشنیدهاند. باری، در فاصلۀ میان [ملکالشعرا!] گربۀ اصفهانی تا خداوندگارانی همچون فردوسی، خیام، سعدی و حافظ که شهرتی جهانگیر یافتهاند، هزاران شاعر بینام، گُمنام یا کَمنام در اقیانوس بیکران شعر فارسی در حد توان خویش غوطهای خوردهاند و رفتهاند؛ و ازجملۀ این غواصان بحر سخن، یکی هم «میرکرمانی» است که موضوع این مقاله است.
مفصلترین شرح حال و بیشترین تعداد اشعار میرکرمانی را نخستینبار در کتاب ارجمند «شاعران قدیم کرمان» پژوهش سیدعلی میرافضلی یافتم. میرکرمانی از ستارگانی است که در قرن هشتم هجری، یعنی قرن حافظ، در آسمان سخن پارسی طلوع کردهاند و این خود، میتواند یکی از عوامل کمتر شناختهشدن او باشد؛ زیرا با ظهور خورشیدی تابناک همچون حافظ، دیگر مجالی برای این ستارگان باقی نخواهد ماند. بههرحال، براساس تحقیقاتی که میرافضلی نموده است «میتوان حدس زد که وی [= میرکرمانی] در فاصلۀ سالهای ۷۴۱ تا ۷۶۳ هجری از دنیا رفته است» (شاعران قدیم کرمان، ص۴۰۱). با این حساب و با توجه به سال وفات حافظ (۷۹۱ یا ۷۹۲ق) بهتقریب میتوان گفت که این شاعر کرمانی بین ۳۰ تا ۵۰سال پیش از خواجه درگذشته و ما در سطور آینده به رابطۀ میان اشعار این دو، اشاره خواهیم کرد...
و اما دیوان میرکرمانی، تقدیر و سرگذشتی عجیب داشته است. با وجود آنکه جناب میرافضلی نوشتهاند: «دیوان میرکرمانی، در قرن نهم هجری بسیار مورد توجه بوده است» (شاعران قدیم کرمان، ۳۹۹) دقیقاً معلوم نیست پس از قرن نهم چه عواملی باعث شده که در روزگار ما هیچ نشانی از دیوان وی در فهرستهای نُسَخ خطی جهان نباشد! تنها نسخۀ خطی که تاکنون از اشعار میرکرمانی نشان دادهاند، نسخهای بوده، فهرستنشده، متعلق به مرحوم مرتضی نجمآبادی از دانشمندان و خوشنویسان معاصر. این نسخه را استاد روانشاد سعید نفیسی، که رحمت بر آن تربت پاک باد، از مرحوم نجمآبادی به امانت میگیرد و چنان که شیوۀ ایشان بوده، بهسرعت نسخهای از روی آن برای خود استنساخ میفرماید و اصل نسخه را به مالک آن بازمیگرداند؛ و شگفتا که نسخۀ اصل که در دست شادروان نجمآبادی بوده، بعدها ناپدید میشود چنانکه تا امروز خبری از آن نیست! بدین ترتیب میتوان گفت وجود تنها دستنویس کلیات میرکرمانی که تاکنون در جهان شناخته شده، مرهون عشق وصفناپذیر بزرگمردی است که بیش از شصتسال معشوقی جز کتاب نداشت...
> متن کامل این مقاله را در شماره سیزدهم مجله بخوانید.
▫️
#میر_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
میر کرمانی، شاعری کمشناخته
گزیدهای از مقالۀ فرزاد ضیایی حبیبآبادی در پروندۀ «میر کرمانی»
▫️
یکی از کتابهایی که جزو نخستین منابع و مراجع حتمی و قطعی محققان در حوزۀ شعر فارسی است، کتابی است با نام «فرهنگ سخنوران» تألیف شادروان عبدالرسول خیّامپور که چاپ معروف دوجلدی آن (انتشارات طلایه)، بیش از هزار صفحه دارد. این کتاب هزارصفحهای، که به گفتۀ مؤلف فقیدش «بههیچ وجه کامل نیست»، فهرستوارهای است از نام و نشان شاعران پارسیگوی در قلمرو زبان فارسی از قدیمترین ایام تا قرن چهاردهم هجری قمری. در بسیاری از صفحات این کتاب، نام بیش از پانزده شاعر و گاه تا بیستوچهار شاعر نیز آمده است. اگر با احتیاط، همان عدد پانزده را مبنا قرار دهیم، فرهنگ سخنوران حاوی نام و نشان بیش از پانزدههزار شاعر پارسیگوی است! و چنانکه گفتیم این فهرست با تمام قدر و قیمتی که نزد محققان دارد، چندان ناتمام است که روانشاد خیّامپور در مقدمۀ چاپ دوم این اثر اظهار امیدواری فرموده که «دنبالۀ کار توسط گروه یا مؤسسهای گرفته شود».
اما روشن است که تمام این چندهزار شاعر به دلایل مختلف از شهرت و آوازهای یکسان برخوردار نبودهاند؛ فیالمثل من تقریباً تردیدی ندارم که بهجز میرافضلی عزیز که محققی مدقّق است، هیچیک از خوانندگان این مقاله، تاکنون نام این شاعر همشهری بنده یعنی «گربۀ اصفهانی»! (ق۱۱) را نشنیدهاند. باری، در فاصلۀ میان [ملکالشعرا!] گربۀ اصفهانی تا خداوندگارانی همچون فردوسی، خیام، سعدی و حافظ که شهرتی جهانگیر یافتهاند، هزاران شاعر بینام، گُمنام یا کَمنام در اقیانوس بیکران شعر فارسی در حد توان خویش غوطهای خوردهاند و رفتهاند؛ و ازجملۀ این غواصان بحر سخن، یکی هم «میرکرمانی» است که موضوع این مقاله است.
مفصلترین شرح حال و بیشترین تعداد اشعار میرکرمانی را نخستینبار در کتاب ارجمند «شاعران قدیم کرمان» پژوهش سیدعلی میرافضلی یافتم. میرکرمانی از ستارگانی است که در قرن هشتم هجری، یعنی قرن حافظ، در آسمان سخن پارسی طلوع کردهاند و این خود، میتواند یکی از عوامل کمتر شناختهشدن او باشد؛ زیرا با ظهور خورشیدی تابناک همچون حافظ، دیگر مجالی برای این ستارگان باقی نخواهد ماند. بههرحال، براساس تحقیقاتی که میرافضلی نموده است «میتوان حدس زد که وی [= میرکرمانی] در فاصلۀ سالهای ۷۴۱ تا ۷۶۳ هجری از دنیا رفته است» (شاعران قدیم کرمان، ص۴۰۱). با این حساب و با توجه به سال وفات حافظ (۷۹۱ یا ۷۹۲ق) بهتقریب میتوان گفت که این شاعر کرمانی بین ۳۰ تا ۵۰سال پیش از خواجه درگذشته و ما در سطور آینده به رابطۀ میان اشعار این دو، اشاره خواهیم کرد...
و اما دیوان میرکرمانی، تقدیر و سرگذشتی عجیب داشته است. با وجود آنکه جناب میرافضلی نوشتهاند: «دیوان میرکرمانی، در قرن نهم هجری بسیار مورد توجه بوده است» (شاعران قدیم کرمان، ۳۹۹) دقیقاً معلوم نیست پس از قرن نهم چه عواملی باعث شده که در روزگار ما هیچ نشانی از دیوان وی در فهرستهای نُسَخ خطی جهان نباشد! تنها نسخۀ خطی که تاکنون از اشعار میرکرمانی نشان دادهاند، نسخهای بوده، فهرستنشده، متعلق به مرحوم مرتضی نجمآبادی از دانشمندان و خوشنویسان معاصر. این نسخه را استاد روانشاد سعید نفیسی، که رحمت بر آن تربت پاک باد، از مرحوم نجمآبادی به امانت میگیرد و چنان که شیوۀ ایشان بوده، بهسرعت نسخهای از روی آن برای خود استنساخ میفرماید و اصل نسخه را به مالک آن بازمیگرداند؛ و شگفتا که نسخۀ اصل که در دست شادروان نجمآبادی بوده، بعدها ناپدید میشود چنانکه تا امروز خبری از آن نیست! بدین ترتیب میتوان گفت وجود تنها دستنویس کلیات میرکرمانی که تاکنون در جهان شناخته شده، مرهون عشق وصفناپذیر بزرگمردی است که بیش از شصتسال معشوقی جز کتاب نداشت...
> متن کامل این مقاله را در شماره سیزدهم مجله بخوانید.
▫️
#میر_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۳
@jongemes
✳️ «جُنگ هنر مس» منتشر شد
#فصلنامه_فرهنگوهنر
> شمارۀ چهاردهم
> پاییز ۱۳۹۸
> ۲۰۸ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
#فصلنامه_فرهنگوهنر
> شمارۀ چهاردهم
> پاییز ۱۳۹۸
> ۲۰۸ صفحه
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس» منتشر شده است
در شمارۀ چهاردهم چه میخوانیم
شمارۀ چهاردهم فصلنامۀ فرهنگیهنری «جُنگ هنر مس» (به تاریخ پاییز۹۸) منتشر شده است. این شمارۀ مجله که با دو پرونده همراه است، در ۲۰۸صفحه به چاپ رسیده.
در شمارۀ تازۀ مجله، نوشتههایی از: سیدمحمود دعایی، مرتضی فرهادی، محمدرضا زائری، محمد شکیبی، احمد طالبینژاد، مجید نیکپور، مرتضی کاردر، محسن آزموده، امین بداغی، علی ملیحی، مجاهد غلامی، و... دیده میشود.
در فصل #فرهنگ این شماره، پروندهای دربارۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی» منتشر شده است که دربرگیرندۀ گفتوگویی با او و چند یادداشت و گزارش است.
در فصل #شعر این شماره، صفحاتی به «حسن رجبی بهجت» اختصاص یافته که شامل گفتوگویی با او و چند یادداشت دربارۀ کارنامۀ شاعری وی است.
در فصل #ادبیات_داستانی شمارۀ چهاردهم، مجله به سراغ «رضا زنگیآبادی» و دنیای داستانی او رفته. همچنین، بخشی از رمان منتشرنشدۀ وی نیز در این فصل منتشر شده.
در انتهای این شماره، فصل ویژهای هم به #باغ_سنگی اختصاص یافته که شامل مطالب گوناگونی دربارۀ درویشخان و باغ منحصربهفرد اوست.
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
در شمارۀ چهاردهم چه میخوانیم
شمارۀ چهاردهم فصلنامۀ فرهنگیهنری «جُنگ هنر مس» (به تاریخ پاییز۹۸) منتشر شده است. این شمارۀ مجله که با دو پرونده همراه است، در ۲۰۸صفحه به چاپ رسیده.
در شمارۀ تازۀ مجله، نوشتههایی از: سیدمحمود دعایی، مرتضی فرهادی، محمدرضا زائری، محمد شکیبی، احمد طالبینژاد، مجید نیکپور، مرتضی کاردر، محسن آزموده، امین بداغی، علی ملیحی، مجاهد غلامی، و... دیده میشود.
در فصل #فرهنگ این شماره، پروندهای دربارۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی» منتشر شده است که دربرگیرندۀ گفتوگویی با او و چند یادداشت و گزارش است.
در فصل #شعر این شماره، صفحاتی به «حسن رجبی بهجت» اختصاص یافته که شامل گفتوگویی با او و چند یادداشت دربارۀ کارنامۀ شاعری وی است.
در فصل #ادبیات_داستانی شمارۀ چهاردهم، مجله به سراغ «رضا زنگیآبادی» و دنیای داستانی او رفته. همچنین، بخشی از رمان منتشرنشدۀ وی نیز در این فصل منتشر شده.
در انتهای این شماره، فصل ویژهای هم به #باغ_سنگی اختصاص یافته که شامل مطالب گوناگونی دربارۀ درویشخان و باغ منحصربهفرد اوست.
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
[سرمقاله/ جُنگ۱۴]
✳️ حکایت آدمهای متفاوت
#سیدعلی_میرافضلی
این شمارۀ «جُنگ هنر مس»، حکایت آدمهای متفاوت روزگار ماست؛ کسانی که در مقطعی از تاریخ فرهنگ و ادب کرمان، تأثیرات ماندگاری برجای گذاشتهاند. گو اینکه، مطالعۀ فرهنگ، بدون توجه به فرهنگآفرینان، امری نشدنی است.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی در شش دهۀ گذشته، اثری انکارناپذیر در تاریخ و فرهنگ کرمان و ایران داشته است. در پروندهای که در این شماره برای ایشان تدارک دیده شده، بیشتر بر وجوه فرهنگی فعالیتهای ایشان تمرکز شده، اما لاجرم، جنبۀ سیاسی زندگی ایشان نیز مورد بررسی قرار گرفته است. رواداری که از دیرباز جزو جدانشدنی فرهنگ مردم کرمان بوده، در رفتارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حجتی کرمانی، تبلوری عینی یافته است.
در آغازین سالهای دهۀ هفتاد، مجموعه شعر «با دشنه و ماه» اثر #حسن_رجبی_بهجت چهرهای تازه از شعر کرمان را در معرض قضاوت محافل ادبی کشور قرار داد. اوایل امسال، دفتر «عاشقی به افق آفتابگردان» سومین مجموعهشعر رجبی بهجت منتشر شد. ما بدین بهانه، ضمن گفتوگو با این شاعر، به بررسی مجموعۀ آثار ایشان پرداختهایم.
داستان کرمان در دو دهۀ گذشته، خیز چشمگیری داشته است و #رضا_زنگیآبادی در این جریان پُرقوّت، جزو چهرههای شاخص بهشمار میآید. مجاهد غلامی، مدرس دانشگاه، در ادامۀ مطالعۀ نقادانۀ آثار داستاننویسان کرمان، دو اثر داستانی زنگیآبادی را با دقتی درخور، نقد و بررسی کرده است. بخشی از رمان چاپنشدۀ آقای زنگیآبادی را نیز در این شماره میخوانیم.
با #باغ_سنگی سیرجان و خالق آن درویشخان، حدود سیسال پیش آشنا شدم. آن دیدار، به اتفاق حمید نیکنفس صورت گرفت و اثری ماندگار در ذهن من داشت. درویشخان، با ذهن خلاّق خود، یک چیدمان ناب هنری را در باغ سنگی به نمایش گذاشته است. پروندۀ باغ سنگی، علاوه بر آنکه مروری بر زمینههای عینی و ذهنی خلق این اثر تکرارنشدنی و دلالتهای هنری و اجتماعی آن دارد، دریغ خود را از دستکاریهای صورتگرفته در ماهیت این اثر، پنهان نمیکند.
#جنگ_هنر_مس
#فصلنامه_فرهنگوهنر
#جنگ۱۴
> پاییز ۱۳۹۸
> ۲۰۸ صفحه
@jongemes
✳️ حکایت آدمهای متفاوت
#سیدعلی_میرافضلی
این شمارۀ «جُنگ هنر مس»، حکایت آدمهای متفاوت روزگار ماست؛ کسانی که در مقطعی از تاریخ فرهنگ و ادب کرمان، تأثیرات ماندگاری برجای گذاشتهاند. گو اینکه، مطالعۀ فرهنگ، بدون توجه به فرهنگآفرینان، امری نشدنی است.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی در شش دهۀ گذشته، اثری انکارناپذیر در تاریخ و فرهنگ کرمان و ایران داشته است. در پروندهای که در این شماره برای ایشان تدارک دیده شده، بیشتر بر وجوه فرهنگی فعالیتهای ایشان تمرکز شده، اما لاجرم، جنبۀ سیاسی زندگی ایشان نیز مورد بررسی قرار گرفته است. رواداری که از دیرباز جزو جدانشدنی فرهنگ مردم کرمان بوده، در رفتارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حجتی کرمانی، تبلوری عینی یافته است.
در آغازین سالهای دهۀ هفتاد، مجموعه شعر «با دشنه و ماه» اثر #حسن_رجبی_بهجت چهرهای تازه از شعر کرمان را در معرض قضاوت محافل ادبی کشور قرار داد. اوایل امسال، دفتر «عاشقی به افق آفتابگردان» سومین مجموعهشعر رجبی بهجت منتشر شد. ما بدین بهانه، ضمن گفتوگو با این شاعر، به بررسی مجموعۀ آثار ایشان پرداختهایم.
داستان کرمان در دو دهۀ گذشته، خیز چشمگیری داشته است و #رضا_زنگیآبادی در این جریان پُرقوّت، جزو چهرههای شاخص بهشمار میآید. مجاهد غلامی، مدرس دانشگاه، در ادامۀ مطالعۀ نقادانۀ آثار داستاننویسان کرمان، دو اثر داستانی زنگیآبادی را با دقتی درخور، نقد و بررسی کرده است. بخشی از رمان چاپنشدۀ آقای زنگیآبادی را نیز در این شماره میخوانیم.
با #باغ_سنگی سیرجان و خالق آن درویشخان، حدود سیسال پیش آشنا شدم. آن دیدار، به اتفاق حمید نیکنفس صورت گرفت و اثری ماندگار در ذهن من داشت. درویشخان، با ذهن خلاّق خود، یک چیدمان ناب هنری را در باغ سنگی به نمایش گذاشته است. پروندۀ باغ سنگی، علاوه بر آنکه مروری بر زمینههای عینی و ذهنی خلق این اثر تکرارنشدنی و دلالتهای هنری و اجتماعی آن دارد، دریغ خود را از دستکاریهای صورتگرفته در ماهیت این اثر، پنهان نمیکند.
#جنگ_هنر_مس
#فصلنامه_فرهنگوهنر
#جنگ۱۴
> پاییز ۱۳۹۸
> ۲۰۸ صفحه
@jongemes
[پرونده]
✳️ مرد گفتوگو و مدارا
▫️
پروندۀ ویژۀ شمارۀ چهاردهم مجلۀ «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است دربارۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی».
▫️
با حضور
#سیدمحمود_دعایی
#محمدرضا_زائری
#مجید_نیکپور
#محسن_آزموده
#مرتضی_کاردر
#علی_ملیحی
و...
▫️
دو اشاره:
#مجتبی_احمدی | سردبیر
تیتر پرونده را نوشتهایم «مرد گفتوگو و مدارا». اگر این تیتر را بدون روتیتر یا زیرتیتر، یا بیاشاره به اسم فرد خاصی ببینیم و از ما بپرسند که: «این مرد کیست؟» و راهنمایی کنند که چهرهای فرهنگی و سیاسی است، انصافاً در این روزگار کجمدار که در آنیم، نام چند نفر را میتوانیم فهرست کنیم؟ چند نفر را میتوانیم نام ببریم که «مردانه»، پای «گفتوگو» مینشینند و بر مدار «مدارا» میایستند؟
«محمدجواد حجتی کرمانی» به گواه چند دهه حضور در عرصۀ سیاست و ساحت فرهنگ، اینگونه بوده است. نگاه خیرخواهانه و مشی و مرام آشتیجویانۀ او، نکتهای است که همۀ آگاهان و آشنایان منصف، به آن معترفاند. به دور و برمان نگاه میکنیم و با خود میگوییم در این فضای نفسگیر که به ریاکاری سیاستبازان آلوده است و اهل خیرخواهی و آشتی و گفتوگو بودن، گوهری کمیاب است؛ اگر چنین نگاه و مرامی را تکریم نکنیم، پس چه کنیم؟...
▫️
#امین_شول_سیرجانی | دبیر پرونده
چرا حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی؟ این پرسشی است که ممکن است برخی مخاطبان پیش بکشند و بگویند یک مجلۀ فرهنگی چرا باید به سراغ یک چهرۀ سیاسی برود. پاسخ به این پرسش سخت نیست؛ اگر حجتی کرمانی را دقیقتر بشناسیم و او را تنها در قاب کنشگری سیاسی ننشانیم. او یک انقلابی قدیمی است. از آن انقلابیهایی که هم رنج زندان را تحمل کرده و هم برای به ثمر نشستن انقلاب کوشیده است. انتصاب به عنوان نخستین امام جمعۀ کرمان پس از انقلاب، و فعالیت به عنوان مشاور فرهنگی حضرت آیتالله خامنهای در زمان ریاست جمهوری ایشان، همۀ فعالیتهای او را شامل نمیشود. آنهایی که حجتی کرمانی را دقیقتر میشناسند میدانند که او دلبستۀ ادبیات و موسیقی هم هست. به شیوۀ سنتی شعر میگوید و از شعر نو هم، چنانکه خودش توصیف میکند، لذت میبرد. اما آنچه چهرۀ او را از بسیاری دیگر در عرصۀ سیاست و فرهنگ متمایز کرده، آن سمتهای سیاسی مذهبی یا علاقه به ادبیات نیست. آنچه نقطۀ تمایز حجتی کرمانی با بسیاری دیگر است، شیوۀ سیاستورزی و کنشهای فرهنگی اوست. میتوان این روش را در یک کلمه خلاصه کرد: «رواداری». حجتی کرمانی کوشیده که همواره جانب اعتدال را نگه دارد؛ و البته، اعتدال نه به معنای غالب امروزیاش که بیشتر به کاسبکاری و محافظهکاری تنه میزند. اعتدال و رواداری در نگاه حجتی کرمانی یعنی دایرۀ دوستان گستردهتر و پرهیز از دشمنتراشی بیهوده. و در چارچوب چنین روشی است که او فارغ از اینکه با مواضع سیاسی شاملو یا اخوان موافق باشد یا نه؛ از شعرشان لذت میبرد و از عیان کردن این علاقهمندی ابایی هم ندارد؛ حتی اگر از هر کرانه به سوی او تیر طعنه روانه شود.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
.
@jongemes
✳️ مرد گفتوگو و مدارا
▫️
پروندۀ ویژۀ شمارۀ چهاردهم مجلۀ «جُنگ هنر مس»، صفحاتی است دربارۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی».
▫️
با حضور
#سیدمحمود_دعایی
#محمدرضا_زائری
#مجید_نیکپور
#محسن_آزموده
#مرتضی_کاردر
#علی_ملیحی
و...
▫️
دو اشاره:
#مجتبی_احمدی | سردبیر
تیتر پرونده را نوشتهایم «مرد گفتوگو و مدارا». اگر این تیتر را بدون روتیتر یا زیرتیتر، یا بیاشاره به اسم فرد خاصی ببینیم و از ما بپرسند که: «این مرد کیست؟» و راهنمایی کنند که چهرهای فرهنگی و سیاسی است، انصافاً در این روزگار کجمدار که در آنیم، نام چند نفر را میتوانیم فهرست کنیم؟ چند نفر را میتوانیم نام ببریم که «مردانه»، پای «گفتوگو» مینشینند و بر مدار «مدارا» میایستند؟
«محمدجواد حجتی کرمانی» به گواه چند دهه حضور در عرصۀ سیاست و ساحت فرهنگ، اینگونه بوده است. نگاه خیرخواهانه و مشی و مرام آشتیجویانۀ او، نکتهای است که همۀ آگاهان و آشنایان منصف، به آن معترفاند. به دور و برمان نگاه میکنیم و با خود میگوییم در این فضای نفسگیر که به ریاکاری سیاستبازان آلوده است و اهل خیرخواهی و آشتی و گفتوگو بودن، گوهری کمیاب است؛ اگر چنین نگاه و مرامی را تکریم نکنیم، پس چه کنیم؟...
▫️
#امین_شول_سیرجانی | دبیر پرونده
چرا حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی؟ این پرسشی است که ممکن است برخی مخاطبان پیش بکشند و بگویند یک مجلۀ فرهنگی چرا باید به سراغ یک چهرۀ سیاسی برود. پاسخ به این پرسش سخت نیست؛ اگر حجتی کرمانی را دقیقتر بشناسیم و او را تنها در قاب کنشگری سیاسی ننشانیم. او یک انقلابی قدیمی است. از آن انقلابیهایی که هم رنج زندان را تحمل کرده و هم برای به ثمر نشستن انقلاب کوشیده است. انتصاب به عنوان نخستین امام جمعۀ کرمان پس از انقلاب، و فعالیت به عنوان مشاور فرهنگی حضرت آیتالله خامنهای در زمان ریاست جمهوری ایشان، همۀ فعالیتهای او را شامل نمیشود. آنهایی که حجتی کرمانی را دقیقتر میشناسند میدانند که او دلبستۀ ادبیات و موسیقی هم هست. به شیوۀ سنتی شعر میگوید و از شعر نو هم، چنانکه خودش توصیف میکند، لذت میبرد. اما آنچه چهرۀ او را از بسیاری دیگر در عرصۀ سیاست و فرهنگ متمایز کرده، آن سمتهای سیاسی مذهبی یا علاقه به ادبیات نیست. آنچه نقطۀ تمایز حجتی کرمانی با بسیاری دیگر است، شیوۀ سیاستورزی و کنشهای فرهنگی اوست. میتوان این روش را در یک کلمه خلاصه کرد: «رواداری». حجتی کرمانی کوشیده که همواره جانب اعتدال را نگه دارد؛ و البته، اعتدال نه به معنای غالب امروزیاش که بیشتر به کاسبکاری و محافظهکاری تنه میزند. اعتدال و رواداری در نگاه حجتی کرمانی یعنی دایرۀ دوستان گستردهتر و پرهیز از دشمنتراشی بیهوده. و در چارچوب چنین روشی است که او فارغ از اینکه با مواضع سیاسی شاملو یا اخوان موافق باشد یا نه؛ از شعرشان لذت میبرد و از عیان کردن این علاقهمندی ابایی هم ندارد؛ حتی اگر از هر کرانه به سوی او تیر طعنه روانه شود.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
.
@jongemes
[پرونده / نوشتار]
✳️ دلیر سنگستان
برای درویشخان و باغ سنگیاش
#بیژن_ادبی
▫️
یادم است که در کودکی به دیدار باغ سنگی آمده بودم. پیکرۀ درختانی که گویی بر اثر تنبیه یک گناه و به کفاره و تاوان آن، سنگهای درشت را بر شانه میکشیدند و برخی از آنها، هیبتهایی حیوانگونه را در رؤیابافیهای کودکانۀ من تداعی میکردند، تا سالهای سال در روح و جانم، اثری نامیرا داشت. درویشخان با آن عصای موساوار و شمایل اساطیری مثل پهلوانان شاهنامه و رقص خودساخته و زیبایش، ردّی عمیق در خاطرات من و بسیاری از کسانی دارد که در ردههای سنّی و روزگاران مختلف به این باغ آمدهاند. درست یادم است که فضای موهوم و خیالانگیز باغ، تا چهاندازه جهان کودکانهام را تسخیر کرده و حتی به خوابهایم راه یافته بود. گیرایی و جاذبهای در آشناییزدایی و تضاد درونی باغ بود که بدون درنگ پس از مواجهه، اتصالات ژرف قلبی با مخاطب برقرار میکرد. کابوس حقیقی اما زمانی برایم روی داد که سالهای بعد باغ را دیدم. آنهم درست در روزگاری که دیگر خالق باغ سنگی نبود تا از برخی اشتباههای ناخواسته جلوگیری کند؛ باغ در ردیفهای موازی و منظم احیا شد؛ توریستها و هموطنان بسیاری هنوز از بنمایۀ اثر لذت میبرند؛ اما این باغ، دیگر میراث معنایی او نیست.
باغ و آهندلی روزگار
باغ سنگی یک کلّیت بههمپیوسته است. باغ شاید نمادی از بهبار نشستن خشمی تجسدیافته بر پیکرهای از تنهها و سنگها و اشیای دیگر است که با سائقه و رانهای در ذهن خالق اثر، برای سوگواری در برابر بهپایان رسیدن وضعیت مطلوب شکل گرفته است؛ وضعیت مطلوب و شرایط پسندیده و خواستنی که بهناگهان زیر و زبر میشود. ریشههایی درهمتنیده با پارههای جگر درویشخان که بهآنی بر اثر جبر زمانه و یا یک حادثۀ تلخ، از هم گسیختهاند. حوادث روزگار، قلب این مرد پراحساس عمیق را که کر و لال هم هست، به خویش دچار میکند. درخصوص رانههای خلق اثر، بسیار گفتهاند و نوشتهاند. درویشخان با زبان و علائم مخصوص به خودش، با آدمهای پیرامونش ارتباط میگرفت و حالا پس از مرگ او، هرچه بگوییم، قلمفرسایی است. آنچنان که از ارتباطات غیرکلامی خودش با دیگران برمیآید، به گواهی نزدیکان و معاشرانش، دو موضوع در واکاوی نیت خالق اثر، بیشتر محتمل است: مرگ یک عزیز (مثلاً فرزند جوانمرگش) و یا اثر جانکاه و غمبار مباحث مربوط به اصلاحات ارضی بر او که ارباب منطقۀ خود در میاندوآب بلورد سیرجان بوده، سنگین آمده است. هرچه بود و هست، این احساس تکاندهنده و سرشار، روح او را گرفتار و بندی خود میکند. این اثر، آینهای متبلور از عواطف شخصی و جهان درونی وی محسوب میشود. درختانی با شمایلی غریب که نه بهسان «سیزیف» در یک دور تسلسل باطل و تجدیدپذیر، که در گذرگاه احساسات سرکوبشدۀ او، یکبار برای همیشه ازخودبیگانه شدهاند. درختان، گویی بر فراز تاریخ شفاهی مملو از عسرت و سختی و نامرادی دیار ما قد کشیدهاند. تاریخی غمانگیز که جز در همین قلمرو از زمان و مکان تجلی نیافته است. هویّت کشاورز و دامدار در روزگاری که باغ سنگستانی متولد میشود، کاملاً دچار تغییر و تحول شده بود. چه در دهۀ اول قرن جاری شمسی و حکومت پهلوی اول و سیاست «تختهقاپو» و اسکان اجباری عشایر، و چه در اواسط همین قرن و سیاست اصلاحات ارضی در دهۀ چهل. زندگی این کشاورز روستایی نیز در آن روزگاران، تلاطمات فراوان به خود میبیند و هویّت درختان باغی که او همچون یک کلاژ و پرفورمنس ارائه میکند، گویی در روند یک الیناسیون آمرانه و بالا به پایین، معنای دیگری یافتهاند. درختان قد کشیدهاند اما در همان صحنه، زمان از حرکت بازایستاده است و درختان در برابر چشمان مضطرب خالق اثر و تمامی بینندگان مُشرف به صحنه، سنگ را بهبار مینشینند. تنها شاکلۀ باغ، سنگ نیست؛ چارچوبی از درختانی است که مانند یک ستون فقرات، از تنوارهای آدمگونه یا حیوانگونه، شکل گرفته است...
مراد اصلی نگارنده آن است که درویشخان با بنا کردن این باغ، شاید میخواسته پیامی اعتراضی از فعل و انفعالات اجتماعی و حسیاش به دیگران بدهد. پیامی درونیشده که کارد را به استخوانش رسانده و آتش به جانش انداخته تا کارش را با این شمایل به پایان ببرد. درختان و سنگها، بار امانت عواطف او را بر دوش میکشند. آنچه جان او را گرفتار کرده و بهقول خانوادهاش، باعث غم و اندوه و ناله و فریادهای سرآسیمه و هرازگاه او شده بودند، در این اثر، عرصه و مجالی برای تجلی و ارائۀ معنا یافته است.
▫️
> متن کامل این نوشتار را در شمارۀ چهاردهم «جُنگ هنر مس» بخوانید.
▫️
#باغ_سنگی
#درویش_خان
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
✳️ دلیر سنگستان
برای درویشخان و باغ سنگیاش
#بیژن_ادبی
▫️
یادم است که در کودکی به دیدار باغ سنگی آمده بودم. پیکرۀ درختانی که گویی بر اثر تنبیه یک گناه و به کفاره و تاوان آن، سنگهای درشت را بر شانه میکشیدند و برخی از آنها، هیبتهایی حیوانگونه را در رؤیابافیهای کودکانۀ من تداعی میکردند، تا سالهای سال در روح و جانم، اثری نامیرا داشت. درویشخان با آن عصای موساوار و شمایل اساطیری مثل پهلوانان شاهنامه و رقص خودساخته و زیبایش، ردّی عمیق در خاطرات من و بسیاری از کسانی دارد که در ردههای سنّی و روزگاران مختلف به این باغ آمدهاند. درست یادم است که فضای موهوم و خیالانگیز باغ، تا چهاندازه جهان کودکانهام را تسخیر کرده و حتی به خوابهایم راه یافته بود. گیرایی و جاذبهای در آشناییزدایی و تضاد درونی باغ بود که بدون درنگ پس از مواجهه، اتصالات ژرف قلبی با مخاطب برقرار میکرد. کابوس حقیقی اما زمانی برایم روی داد که سالهای بعد باغ را دیدم. آنهم درست در روزگاری که دیگر خالق باغ سنگی نبود تا از برخی اشتباههای ناخواسته جلوگیری کند؛ باغ در ردیفهای موازی و منظم احیا شد؛ توریستها و هموطنان بسیاری هنوز از بنمایۀ اثر لذت میبرند؛ اما این باغ، دیگر میراث معنایی او نیست.
باغ و آهندلی روزگار
باغ سنگی یک کلّیت بههمپیوسته است. باغ شاید نمادی از بهبار نشستن خشمی تجسدیافته بر پیکرهای از تنهها و سنگها و اشیای دیگر است که با سائقه و رانهای در ذهن خالق اثر، برای سوگواری در برابر بهپایان رسیدن وضعیت مطلوب شکل گرفته است؛ وضعیت مطلوب و شرایط پسندیده و خواستنی که بهناگهان زیر و زبر میشود. ریشههایی درهمتنیده با پارههای جگر درویشخان که بهآنی بر اثر جبر زمانه و یا یک حادثۀ تلخ، از هم گسیختهاند. حوادث روزگار، قلب این مرد پراحساس عمیق را که کر و لال هم هست، به خویش دچار میکند. درخصوص رانههای خلق اثر، بسیار گفتهاند و نوشتهاند. درویشخان با زبان و علائم مخصوص به خودش، با آدمهای پیرامونش ارتباط میگرفت و حالا پس از مرگ او، هرچه بگوییم، قلمفرسایی است. آنچنان که از ارتباطات غیرکلامی خودش با دیگران برمیآید، به گواهی نزدیکان و معاشرانش، دو موضوع در واکاوی نیت خالق اثر، بیشتر محتمل است: مرگ یک عزیز (مثلاً فرزند جوانمرگش) و یا اثر جانکاه و غمبار مباحث مربوط به اصلاحات ارضی بر او که ارباب منطقۀ خود در میاندوآب بلورد سیرجان بوده، سنگین آمده است. هرچه بود و هست، این احساس تکاندهنده و سرشار، روح او را گرفتار و بندی خود میکند. این اثر، آینهای متبلور از عواطف شخصی و جهان درونی وی محسوب میشود. درختانی با شمایلی غریب که نه بهسان «سیزیف» در یک دور تسلسل باطل و تجدیدپذیر، که در گذرگاه احساسات سرکوبشدۀ او، یکبار برای همیشه ازخودبیگانه شدهاند. درختان، گویی بر فراز تاریخ شفاهی مملو از عسرت و سختی و نامرادی دیار ما قد کشیدهاند. تاریخی غمانگیز که جز در همین قلمرو از زمان و مکان تجلی نیافته است. هویّت کشاورز و دامدار در روزگاری که باغ سنگستانی متولد میشود، کاملاً دچار تغییر و تحول شده بود. چه در دهۀ اول قرن جاری شمسی و حکومت پهلوی اول و سیاست «تختهقاپو» و اسکان اجباری عشایر، و چه در اواسط همین قرن و سیاست اصلاحات ارضی در دهۀ چهل. زندگی این کشاورز روستایی نیز در آن روزگاران، تلاطمات فراوان به خود میبیند و هویّت درختان باغی که او همچون یک کلاژ و پرفورمنس ارائه میکند، گویی در روند یک الیناسیون آمرانه و بالا به پایین، معنای دیگری یافتهاند. درختان قد کشیدهاند اما در همان صحنه، زمان از حرکت بازایستاده است و درختان در برابر چشمان مضطرب خالق اثر و تمامی بینندگان مُشرف به صحنه، سنگ را بهبار مینشینند. تنها شاکلۀ باغ، سنگ نیست؛ چارچوبی از درختانی است که مانند یک ستون فقرات، از تنوارهای آدمگونه یا حیوانگونه، شکل گرفته است...
مراد اصلی نگارنده آن است که درویشخان با بنا کردن این باغ، شاید میخواسته پیامی اعتراضی از فعل و انفعالات اجتماعی و حسیاش به دیگران بدهد. پیامی درونیشده که کارد را به استخوانش رسانده و آتش به جانش انداخته تا کارش را با این شمایل به پایان ببرد. درختان و سنگها، بار امانت عواطف او را بر دوش میکشند. آنچه جان او را گرفتار کرده و بهقول خانوادهاش، باعث غم و اندوه و ناله و فریادهای سرآسیمه و هرازگاه او شده بودند، در این اثر، عرصه و مجالی برای تجلی و ارائۀ معنا یافته است.
▫️
> متن کامل این نوشتار را در شمارۀ چهاردهم «جُنگ هنر مس» بخوانید.
▫️
#باغ_سنگی
#درویش_خان
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
@jongemes
✳️ شما مخاطبان ارجمند میتوانید نسخهٔ چاپی شمارههای پیشین فصلنامهٔ «جُنگ هنر مس» را از طریق سایت نشریه تهیه کنید:
www.jongmag.com
بهزودی فایل پیدیاف شمارههای مختلف مجله هم به سایت افزوده خواهد شد.
••
@jongemes
www.jongmag.com
بهزودی فایل پیدیاف شمارههای مختلف مجله هم به سایت افزوده خواهد شد.
••
@jongemes
[گفتوگو]
گفتوگو با «محمدجواد حجتی کرمانی» دربارۀ فرهنگ و ادبیات و لاجرم سیاست
✳️ با اخوان و فروغ و شاملو در زندان آشنا شدم
گزیدهای از این گفتوگو در سایت «جُنگ هنر مس» منتشر شده. متن کامل گفتوگو را در شمارۀ چهاردهم مجله (پروندۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی») بخوانید. شما میتوانید نسخۀ چاپی و فایل پیدیاف این شماره را از طریق سایت مجله تهیه کنید.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
••
@jongemes
گفتوگو با «محمدجواد حجتی کرمانی» دربارۀ فرهنگ و ادبیات و لاجرم سیاست
✳️ با اخوان و فروغ و شاملو در زندان آشنا شدم
گزیدهای از این گفتوگو در سایت «جُنگ هنر مس» منتشر شده. متن کامل گفتوگو را در شمارۀ چهاردهم مجله (پروندۀ کارنامۀ فرهنگی «محمدجواد حجتی کرمانی») بخوانید. شما میتوانید نسخۀ چاپی و فایل پیدیاف این شماره را از طریق سایت مجله تهیه کنید.
#محمدجواد_حجتی_کرمانی
#جنگ_هنر_مس
#جنگ۱۴
••
@jongemes
••
مخاطبانِ ارجمند، سلام!
.
بهرغمِ زمستانی که درآنیم،
بهرغمِ غمهای پشتِسر و پیشِرو،
بهرغمِ کرونا و متن و حواشیاش،
.
بهرغمِ آنکه
#خواجوی_کرمانی فرمود:
دردم به جان رسید و طبیبم پدید نیست
داروفروشِ خستهدلان را دکان کجاست؟
و
#خواجه_شیرازی فرمود:
ز آستینِ طبیبان، هزار خون بچکد
گرَم به تجربه، دستی نهند بر دلِ ریش،
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله بهزودی منتشر میشود.
به امیدِ روزهای روشنتر...
••
#جنگ_هنر_مس
@jongemes
مخاطبانِ ارجمند، سلام!
.
بهرغمِ زمستانی که درآنیم،
بهرغمِ غمهای پشتِسر و پیشِرو،
بهرغمِ کرونا و متن و حواشیاش،
.
بهرغمِ آنکه
#خواجوی_کرمانی فرمود:
دردم به جان رسید و طبیبم پدید نیست
داروفروشِ خستهدلان را دکان کجاست؟
و
#خواجه_شیرازی فرمود:
ز آستینِ طبیبان، هزار خون بچکد
گرَم به تجربه، دستی نهند بر دلِ ریش،
.
اما،
شمارهٔ تازهٔ مجله بهزودی منتشر میشود.
به امیدِ روزهای روشنتر...
••
#جنگ_هنر_مس
@jongemes
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای شاعرِ مؤثرِ معاصر؛
«منوچهر نیستانی»
#آغازگر_غریب_غزل_نو
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ پانزدهم
> زمستان ۱۳۹۸ + نوروز ۱۳۹۹
> ۲۰۸ صفحه
#منوچهر_نیستانی
#جنگ_هنر_مس
#ویژهنامه
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes
منتشر شد
> این شماره، ویژهنامهای است
برای شاعرِ مؤثرِ معاصر؛
«منوچهر نیستانی»
#آغازگر_غریب_غزل_نو
> فصلنامۀ فرهنگوهنر
> شمارۀ پانزدهم
> زمستان ۱۳۹۸ + نوروز ۱۳۹۹
> ۲۰۸ صفحه
#منوچهر_نیستانی
#جنگ_هنر_مس
#ویژهنامه
👇🏻
www.jongmag.com
@jongemes