👁🗨 نگاه تحلیلگران: "ایران تهدید بمب و جنگ را معتبرسازی کند"
👈 دکتر ناصر هادیان، استاد ارشد روابط بینالملل، پیشنهادهایی عملیاتی را برای خروج از شرایط کنونی ارائه داده که متن کامل آن را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
https://fa.shafaqna.com/news/772483/
@javadrooh
👈 دکتر ناصر هادیان، استاد ارشد روابط بینالملل، پیشنهادهایی عملیاتی را برای خروج از شرایط کنونی ارائه داده که متن کامل آن را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
https://fa.shafaqna.com/news/772483/
@javadrooh
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "اوپک در پایان راه"
👈 علی آهنگر، روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخ نفت، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ زنگنه باور داشت ظرفیت تولید بمب اتم کشور تولیدکننده نفت است. این باور درستی در منطق بازار نفت و انرژی است.
✍ عربستان سعودی امروز با قریب ۱۰میلیون بشکه تولید نفت روزانه، به گفته خالد الفالح ۲.۵میلیون بشکه ظرفیت تولید اضافی دارد. روسیه در بالای رقم ۱۱میلیون بشکه در روز سیر میکند و عراق در مسیر تحقق رویای تولید شش تا هفت میلیون بشکه در روز است.
✍ اما چیزی که بارار نفت را تا حد تغییر راهبرد و استراتژی پیش برده، ظهور یک قدرت سیریناپذیر در تولید نفت است. این کشور نامش ایالاتمتحده آمریکاست.
✍ تولید نفت غیرمرسوم آمریکا در آوریل۲۰۱۹ از ۱۲.۱میلیون بشکه در روز گذشت. این درحالی است که آژانس بینالمللی انرژی خبر از رسیدن تولید نفت خام این کشور به رکورد ۱۳.۴میلیون بشکه در روز در ژانویه ۲۰۲۰ میدهد.
✍ در این شرایط، واردات نفت آمریکا از اوپک به کمترین حد خود در ۳۰سال گذشته رسید. بر پایه گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، واردات نفت آمریکا از اوپک تا مارس ۲۰۱۹ در مجموع به ۱.۵میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
✍ هرقدر که تولید نفت آمریکا وسعت مییابد، فضا برای اوپک تنگ و تنگتر میشود. تا آنجا که اوپک چارهای جز کاهش سقف تولید در پیشروی خود نمیبیند.
✍ چالش کاهش سقف تولید اما معضل دیگری را پیشروی اوپک قرار داد و آن جذب همکاری روسیه بود. اگر روسیه و کشورهای همپیمانش به همکاری با اوپک روی نمیآوردند، تصمیمات پیشین اوپک برای کاهش تولید و افزایش قیمت به موفقیت دست نمییافت.
✍ اما مشکل از جایی بروز میکرد که "فرهنگ روسی" نامیده میشد. در این فرهنگ، روسیه و تزار گسترشجوی آن، یعنی ولادیمیر پوتین، معمولا امتیاز بیعوض به کسی یا جایی نمیدهند. روسیه به طرح فریز نفتی اوپک پیوست و تولیدش را کاهش داد تا در حایی دیگر امتیاز لازم را بگیرد. جای دیگر اوکازای ژاپن و جلسه گروه۲۰ بود.
✍ پیش از تشکیل جلسه سران ۲۰ اقتصاد برتر جهان در ژاپن، روسیه تلاش مضاعفی کرد تا جلسه ازپیشتعیینشده اوپک را به بعد از اجلاس پرطمطراق گروه۲۰ موکول کند. اقدامی که مورد مخالفت آگاهاته وزیر نفت ایران قرار گرفت؛ اما سرانجام با اصل موضوع موافقت شد.
✍ در جلسه گروه۲۰، پوتین و بنسلمان بر ادامه کاهش سقف تولید به میزان ۱.۲میلیون بشکه در روز به مدت ۹ماه موافقت کردند. توافقی خارج از اوپک که جلسه ۱۷۶ این سازمان در اول جولای ۲۰۱۹ (دهم تیرماه) را عملا به جلسهای تشریفاتی مبدل میساخت.
✍ جلسه صدوهفتادوششم اوپک در وین اتریش سرانجام مجری تصمیم سران دو کشور در اوکازای ژاپن شد؛ اما این همه ماجرا نبود.
✍ ماجرای اصلیتر که در اوکازا مورد توافق دو کشور روسیه و عربستان قرار گرفت؛ منشور اوپک و غیراوپک بود. قضیه از این قرار است که از این پس ائتلاف اوپک به سازمانی موازی و رسمی در کنار اوپک قرار میگیرد؛ سازمانی رسمی که در واقع، تصمیمات اصلی در آنجا اتخاذ می شود.
✍ واقعیتی که تنها مخالف جلسه صدوهفتادوششم یعنی بیژن زنگنه بر آن پای فشرد و جلسه ۱۴نفره اعضای اوپک را به چالشی پنجساعته تبدیل کرد؛ اما سرانجام با تغییراتی در مفاد منشور یا اساسنامه، با آن موافقت کرد. اساسنامهای که سرانجام تصویب پیشنویس آن در بیانیه پایانی مورد تصریح قرار گرفت.
✍ تمامی این تحولات حکایتگر واقعیتی در دنیای نفت و انرژی است و آن اینکه همه مولفههای پیشین نفت و انرژی در جهان تغییر کرده است.
✍ حالا دیگر نهتنها اوپک، که مصرف نفت و انرژیهای فسیلی هم دارد به پایان راه نزدیک میشود.
✍ عرضه روبهازدیاد نفت خیلی بیشتر از تقاضای کاهشیابنده آن است. اقتصادهای تکمحصولی و وابسته به نفت برای نجات از این غرقاب باید دست به یک خانهتکانی اساسی و واقعی در برنامههای اقتصادی خود بزنند.
✍ این صدای ناقوسی بود که در جلسه صدوهفتادوششم برای کشورهای وابسته به نفت نواخته شد.
@javadrooh
👈 علی آهنگر، روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخ نفت، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ زنگنه باور داشت ظرفیت تولید بمب اتم کشور تولیدکننده نفت است. این باور درستی در منطق بازار نفت و انرژی است.
✍ عربستان سعودی امروز با قریب ۱۰میلیون بشکه تولید نفت روزانه، به گفته خالد الفالح ۲.۵میلیون بشکه ظرفیت تولید اضافی دارد. روسیه در بالای رقم ۱۱میلیون بشکه در روز سیر میکند و عراق در مسیر تحقق رویای تولید شش تا هفت میلیون بشکه در روز است.
✍ اما چیزی که بارار نفت را تا حد تغییر راهبرد و استراتژی پیش برده، ظهور یک قدرت سیریناپذیر در تولید نفت است. این کشور نامش ایالاتمتحده آمریکاست.
✍ تولید نفت غیرمرسوم آمریکا در آوریل۲۰۱۹ از ۱۲.۱میلیون بشکه در روز گذشت. این درحالی است که آژانس بینالمللی انرژی خبر از رسیدن تولید نفت خام این کشور به رکورد ۱۳.۴میلیون بشکه در روز در ژانویه ۲۰۲۰ میدهد.
✍ در این شرایط، واردات نفت آمریکا از اوپک به کمترین حد خود در ۳۰سال گذشته رسید. بر پایه گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، واردات نفت آمریکا از اوپک تا مارس ۲۰۱۹ در مجموع به ۱.۵میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
✍ هرقدر که تولید نفت آمریکا وسعت مییابد، فضا برای اوپک تنگ و تنگتر میشود. تا آنجا که اوپک چارهای جز کاهش سقف تولید در پیشروی خود نمیبیند.
✍ چالش کاهش سقف تولید اما معضل دیگری را پیشروی اوپک قرار داد و آن جذب همکاری روسیه بود. اگر روسیه و کشورهای همپیمانش به همکاری با اوپک روی نمیآوردند، تصمیمات پیشین اوپک برای کاهش تولید و افزایش قیمت به موفقیت دست نمییافت.
✍ اما مشکل از جایی بروز میکرد که "فرهنگ روسی" نامیده میشد. در این فرهنگ، روسیه و تزار گسترشجوی آن، یعنی ولادیمیر پوتین، معمولا امتیاز بیعوض به کسی یا جایی نمیدهند. روسیه به طرح فریز نفتی اوپک پیوست و تولیدش را کاهش داد تا در حایی دیگر امتیاز لازم را بگیرد. جای دیگر اوکازای ژاپن و جلسه گروه۲۰ بود.
✍ پیش از تشکیل جلسه سران ۲۰ اقتصاد برتر جهان در ژاپن، روسیه تلاش مضاعفی کرد تا جلسه ازپیشتعیینشده اوپک را به بعد از اجلاس پرطمطراق گروه۲۰ موکول کند. اقدامی که مورد مخالفت آگاهاته وزیر نفت ایران قرار گرفت؛ اما سرانجام با اصل موضوع موافقت شد.
✍ در جلسه گروه۲۰، پوتین و بنسلمان بر ادامه کاهش سقف تولید به میزان ۱.۲میلیون بشکه در روز به مدت ۹ماه موافقت کردند. توافقی خارج از اوپک که جلسه ۱۷۶ این سازمان در اول جولای ۲۰۱۹ (دهم تیرماه) را عملا به جلسهای تشریفاتی مبدل میساخت.
✍ جلسه صدوهفتادوششم اوپک در وین اتریش سرانجام مجری تصمیم سران دو کشور در اوکازای ژاپن شد؛ اما این همه ماجرا نبود.
✍ ماجرای اصلیتر که در اوکازا مورد توافق دو کشور روسیه و عربستان قرار گرفت؛ منشور اوپک و غیراوپک بود. قضیه از این قرار است که از این پس ائتلاف اوپک به سازمانی موازی و رسمی در کنار اوپک قرار میگیرد؛ سازمانی رسمی که در واقع، تصمیمات اصلی در آنجا اتخاذ می شود.
✍ واقعیتی که تنها مخالف جلسه صدوهفتادوششم یعنی بیژن زنگنه بر آن پای فشرد و جلسه ۱۴نفره اعضای اوپک را به چالشی پنجساعته تبدیل کرد؛ اما سرانجام با تغییراتی در مفاد منشور یا اساسنامه، با آن موافقت کرد. اساسنامهای که سرانجام تصویب پیشنویس آن در بیانیه پایانی مورد تصریح قرار گرفت.
✍ تمامی این تحولات حکایتگر واقعیتی در دنیای نفت و انرژی است و آن اینکه همه مولفههای پیشین نفت و انرژی در جهان تغییر کرده است.
✍ حالا دیگر نهتنها اوپک، که مصرف نفت و انرژیهای فسیلی هم دارد به پایان راه نزدیک میشود.
✍ عرضه روبهازدیاد نفت خیلی بیشتر از تقاضای کاهشیابنده آن است. اقتصادهای تکمحصولی و وابسته به نفت برای نجات از این غرقاب باید دست به یک خانهتکانی اساسی و واقعی در برنامههای اقتصادی خود بزنند.
✍ این صدای ناقوسی بود که در جلسه صدوهفتادوششم برای کشورهای وابسته به نفت نواخته شد.
@javadrooh
Telegram
attach📎
راهبرد
👥 مباحثه: "زیدآبادی اظهارات اخیر حجاریان را بیاساس خواند" 👈 دکتر احمد زیدآبادی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در نقد مصاحبه امروز دکتر سعید حجاریان نوشت: ✍ دوست عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان در مصاحبه با انصاف نیوز موضوعاتی را مطرح کرده که طرح آنها نه…
📨 نگاه خوانندگان: "تهدید باپایه و اساس چیست؟"
👈 حسین بشیری، دکترای جامعهشناسی سیاسی و از همراهان "راهبرد"، در نقدی بر نقد دکتر احمد زیدآبادی بر مطلب دکتر سعید حجاریان نوشت:
✍ در سابقه دوستی و نزدیکی دکتر حجاریان و دکتر زیدآبادی جای هیچ شبههای نیست. همچنین، در اینکه هر دو بزرگوار به معنی واقعی کلمه به اجتهاد سیاسی رسیدهاند نیز تردیدی وجود ندارد.
✍ اما جناب زیدآبادی کمی تندروی کردهاند و در بیپایه و اساس خواندن اظهارنظر دکتر حجاریان به نشانههای واضحی که اتفاقا موید نظر دکتر حجاریان است، بیتوجه بودهاند.
✍ از سوی دیگر، دکتر زیدآبادی در قسمتی از نقدشان که اساسا ربطی به موضوع ندارد، سعی داشتهاند اظهارات دکتر حجاریان را در راستای آمریکاستیزی و غربستیزی تفسیر کنند! که با شناختی که همگان از سعید حجاریان دارند، باطل بودن چنین حکمی اظهرمنالشمس است. ظاهرا، دوغ و دوشاب را یکی کردهاند و نظر حجاریان را در امتداد نظرات و موضعگیریهای افراطیون دیدهاند.
✍ با تمام احترامی که به شخصیت والا و مقام علمی دکتر زیدآبادی قائلم؛ اما بهنظر میرسد نقد خود ایشان بیپایه و اساس است؛ چراکه به صدها نشانه و کنشهایی که در حال رخ دادن است، غافل هستند و شاید به دلیل تمرکز بر موضوع معامله قرن و تحولات مناقشه فلسطین و رژیمصهیونیستی فرصت کافی نداشتهاند تا انبوه هجمههای تجزیهطلبان را مورد توجه قرار دهند.
✍ هجمههایی که بهوضوح از سوی سرویسهای بیگانه (بعنوان مثال، سرویس اطلاعاتی جمهوری آذربایجان در تحریک و حمایتهای مالی از تجزیهطلبان) و یا تحریکاتی که در منطقه کردستان و سیستان انجام میشود و بازهم آشکارا رد پای تینکتنکهای آمریکایی مشهود است و سرویسهای مطالعاتی در اختیار تجزیهطلبان قرار میدهند تا در مرحله بعدی گزینه فشار بیشتر که بهطور مکرر از سوی واشنگتن ابراز میشود، حمایت لجستیک محدودی نیز از تجزیهطلبان به عمل آورند.
✍ فارغ از همه این بحثها، باید از جناب زیدآبادی پرسید که باپایه و اساس بودن برنامه تجزیه ایران از سوی نیروهای گریز از مرکز را در چه میدانند؟
✍ از طرفی چطور میشود به ضرس قاطع احتمال برنامه تجزیه ایران را رد کرد و بیپایه و اساس خواند؟ آیا نباید هر احتمالی را - ولو با ضریب اندک- مورد مداقه و بررسی قرار داد؟ آنهم چنین مساله مهم امنیتی و ملی را که در صورت بیتوجهی و یا کمتوجهی، میتواند تبعات فاجعهباری برای کشور داشته باشد.
@javadrooh
👈 حسین بشیری، دکترای جامعهشناسی سیاسی و از همراهان "راهبرد"، در نقدی بر نقد دکتر احمد زیدآبادی بر مطلب دکتر سعید حجاریان نوشت:
✍ در سابقه دوستی و نزدیکی دکتر حجاریان و دکتر زیدآبادی جای هیچ شبههای نیست. همچنین، در اینکه هر دو بزرگوار به معنی واقعی کلمه به اجتهاد سیاسی رسیدهاند نیز تردیدی وجود ندارد.
✍ اما جناب زیدآبادی کمی تندروی کردهاند و در بیپایه و اساس خواندن اظهارنظر دکتر حجاریان به نشانههای واضحی که اتفاقا موید نظر دکتر حجاریان است، بیتوجه بودهاند.
✍ از سوی دیگر، دکتر زیدآبادی در قسمتی از نقدشان که اساسا ربطی به موضوع ندارد، سعی داشتهاند اظهارات دکتر حجاریان را در راستای آمریکاستیزی و غربستیزی تفسیر کنند! که با شناختی که همگان از سعید حجاریان دارند، باطل بودن چنین حکمی اظهرمنالشمس است. ظاهرا، دوغ و دوشاب را یکی کردهاند و نظر حجاریان را در امتداد نظرات و موضعگیریهای افراطیون دیدهاند.
✍ با تمام احترامی که به شخصیت والا و مقام علمی دکتر زیدآبادی قائلم؛ اما بهنظر میرسد نقد خود ایشان بیپایه و اساس است؛ چراکه به صدها نشانه و کنشهایی که در حال رخ دادن است، غافل هستند و شاید به دلیل تمرکز بر موضوع معامله قرن و تحولات مناقشه فلسطین و رژیمصهیونیستی فرصت کافی نداشتهاند تا انبوه هجمههای تجزیهطلبان را مورد توجه قرار دهند.
✍ هجمههایی که بهوضوح از سوی سرویسهای بیگانه (بعنوان مثال، سرویس اطلاعاتی جمهوری آذربایجان در تحریک و حمایتهای مالی از تجزیهطلبان) و یا تحریکاتی که در منطقه کردستان و سیستان انجام میشود و بازهم آشکارا رد پای تینکتنکهای آمریکایی مشهود است و سرویسهای مطالعاتی در اختیار تجزیهطلبان قرار میدهند تا در مرحله بعدی گزینه فشار بیشتر که بهطور مکرر از سوی واشنگتن ابراز میشود، حمایت لجستیک محدودی نیز از تجزیهطلبان به عمل آورند.
✍ فارغ از همه این بحثها، باید از جناب زیدآبادی پرسید که باپایه و اساس بودن برنامه تجزیه ایران از سوی نیروهای گریز از مرکز را در چه میدانند؟
✍ از طرفی چطور میشود به ضرس قاطع احتمال برنامه تجزیه ایران را رد کرد و بیپایه و اساس خواند؟ آیا نباید هر احتمالی را - ولو با ضریب اندک- مورد مداقه و بررسی قرار داد؟ آنهم چنین مساله مهم امنیتی و ملی را که در صورت بیتوجهی و یا کمتوجهی، میتواند تبعات فاجعهباری برای کشور داشته باشد.
@javadrooh
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "مافیای نفت و توسل به رسانه!"
👈 غلامحسین حسنتاش، تحلیلگر ارشد حوزه انرژی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ چندی پیش آقای زنگنه، وزیر نفت، گفت: "برخی در حال فشار آوردن به من هستند تا نفت را ببرند و پولش را ندهند". وزیر در ادامه در این مورد تعبیر مافیا را بهکار برده است.
✍ بنده علیرغم همه نقدهای اساسی که به عملکرد جناب زنگنه در هر دو دوره وزارتشان داشته و دارم، بر اساس شواهد و قرائن برداشتم این است که ایشان در این مورد راست میگوید و عدهای دنبال این هستند که از فرصت تحریم استفاده کنند و به بهانه دور زدن تحریم نفت بگیرند و ببرند و پولش را هم برنگردانند و چون تصورشان این است که سود سرشاری در این کار وجود دارد، طبیعتا گروه فشار درست میکنند و به انواع فشارها متوسل میشوند و حالا متداول شده است که اسم هر گروه فشاری که برای رسیدن به منافعی بهصورت مخفی اعمال فشار میکنند و تمام روابط و امکاناتشان را در این رابطه بهکار می گیرند را مافیا میگذارند.
✍ تا جایی که تجربیات و اطلاعات من نشان میدهد همیشه اعمال فشار داخلیها برای ورود به مقوله صادرات نفت و گرفتن نفت برای صادرات و استفاده از رانت آن وجود داشته است و حالا دور زدن تحریم و شکست تحریم بهانه خوبی برای مشتاقان این کار شده است.
✍ مخصوصا که یک دوره هم فرصت پیدا کردهاند و مزهاش زیر دندانشان رفته است و بهانه میکنند که حالا که به دلایل تحریم صنعت نفت نمیتواند نفت بفروشد؛ نفت را بدهید ما بعنوان بخش خصوصی ببریم و بفروشیم؛ در صورتی که خیلی روشن است که نفت ایران تحت تحریم است و نه مثلا فروشنده آن.
✍ ضمنا باید توجه داشت که اگر منظور وزیر از مافیا این است که به احتمال قوی هم همین است، این گروه فشار لزوما در درون صنعت نفت نیست؛ بلکه اینها از بیرون فشار میآورند و گاهی ممکن است از تریبون مجلس و امکانات دیگر هم جهت اعمال فشار و جوسازی استفاده کنند.
✍ اما مطلبی که به نظر من قابلتامل است، این است که چرا وزیر نفت این مطلب را رسانهای میکند؟
✍ رسانه بعنوان رکن چهارم قدرت ابزار مردم و روشنفکران و کسانی است که دستی در قدرت ندارند و از طریق رسانه میخواهند بر قدرت تاثیر بگذارند.
✍ وزیری که در قدرت است، باید مستندات خود را پرونده کند و از طریق مجاری قانونی پیگیری کند که جلوی این گروههای فشار را بگیرد و آنها را متوقف کند.
✍ اینکه وزیر به رسانهها متوسل شود، معنایش این است که ایشان از مجاری و مراجع قانونی مایوس است و احیانا همان مراجع هم ابزار دست گروههای فشار شدهاند و این بسیار جای نگرانی دارد.
✍ دقت در اینکه به هر حال یک مقام مسئول هم مانند افراد معمولی برای رفع فشار به رسانه متوسل میشود، خیلی چیزها را نشان میدهد و بسیار نگرانکننده است. البته این میتواند نوعی فرافکنی و فراربهجلو هم باشد.
@javadrooh
👈 غلامحسین حسنتاش، تحلیلگر ارشد حوزه انرژی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ چندی پیش آقای زنگنه، وزیر نفت، گفت: "برخی در حال فشار آوردن به من هستند تا نفت را ببرند و پولش را ندهند". وزیر در ادامه در این مورد تعبیر مافیا را بهکار برده است.
✍ بنده علیرغم همه نقدهای اساسی که به عملکرد جناب زنگنه در هر دو دوره وزارتشان داشته و دارم، بر اساس شواهد و قرائن برداشتم این است که ایشان در این مورد راست میگوید و عدهای دنبال این هستند که از فرصت تحریم استفاده کنند و به بهانه دور زدن تحریم نفت بگیرند و ببرند و پولش را هم برنگردانند و چون تصورشان این است که سود سرشاری در این کار وجود دارد، طبیعتا گروه فشار درست میکنند و به انواع فشارها متوسل میشوند و حالا متداول شده است که اسم هر گروه فشاری که برای رسیدن به منافعی بهصورت مخفی اعمال فشار میکنند و تمام روابط و امکاناتشان را در این رابطه بهکار می گیرند را مافیا میگذارند.
✍ تا جایی که تجربیات و اطلاعات من نشان میدهد همیشه اعمال فشار داخلیها برای ورود به مقوله صادرات نفت و گرفتن نفت برای صادرات و استفاده از رانت آن وجود داشته است و حالا دور زدن تحریم و شکست تحریم بهانه خوبی برای مشتاقان این کار شده است.
✍ مخصوصا که یک دوره هم فرصت پیدا کردهاند و مزهاش زیر دندانشان رفته است و بهانه میکنند که حالا که به دلایل تحریم صنعت نفت نمیتواند نفت بفروشد؛ نفت را بدهید ما بعنوان بخش خصوصی ببریم و بفروشیم؛ در صورتی که خیلی روشن است که نفت ایران تحت تحریم است و نه مثلا فروشنده آن.
✍ ضمنا باید توجه داشت که اگر منظور وزیر از مافیا این است که به احتمال قوی هم همین است، این گروه فشار لزوما در درون صنعت نفت نیست؛ بلکه اینها از بیرون فشار میآورند و گاهی ممکن است از تریبون مجلس و امکانات دیگر هم جهت اعمال فشار و جوسازی استفاده کنند.
✍ اما مطلبی که به نظر من قابلتامل است، این است که چرا وزیر نفت این مطلب را رسانهای میکند؟
✍ رسانه بعنوان رکن چهارم قدرت ابزار مردم و روشنفکران و کسانی است که دستی در قدرت ندارند و از طریق رسانه میخواهند بر قدرت تاثیر بگذارند.
✍ وزیری که در قدرت است، باید مستندات خود را پرونده کند و از طریق مجاری قانونی پیگیری کند که جلوی این گروههای فشار را بگیرد و آنها را متوقف کند.
✍ اینکه وزیر به رسانهها متوسل شود، معنایش این است که ایشان از مجاری و مراجع قانونی مایوس است و احیانا همان مراجع هم ابزار دست گروههای فشار شدهاند و این بسیار جای نگرانی دارد.
✍ دقت در اینکه به هر حال یک مقام مسئول هم مانند افراد معمولی برای رفع فشار به رسانه متوسل میشود، خیلی چیزها را نشان میدهد و بسیار نگرانکننده است. البته این میتواند نوعی فرافکنی و فراربهجلو هم باشد.
@javadrooh
Telegram
attach📎
Forwarded from امتداد
✅محسن میردامادی: تحولات اخیر بین ایران و آمریکا نوعی توازن بینشان ایجاد کرده/ این توازن ناپایدار است و نباید آن را مستمر تلقی کرد
📌محسن میردامادی، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است بیشتر تصمیمات مهم ما بعد از پیروزی انقلاب و پشتسر گذاشتن شور و هیجان اوایل آن نابهنگام بوده است. در ادامه بحث به شرایط حساس ایران در مواجهه با آمریكا و سابقه این تقابل میرسد كه میردامادی میگوید هیچگاه این تخاصم بهشدت امروز نبوده و معتقد است حتی در دوران جنگ یا گروگانگیری سفارت شدت این تقابل تا این حد زیاد نبوده است.
📌او مسئله را ماندن یا نماندن در برجام میداند و باور دارد كه با خارجشدن از برجام ایران چیزی بهدست نمیآورد و در وضعیت كنونی این آمریكاست كه منزوی است اما خروج از برجام میتواند ایران را به انزوا بكشاند. میردامادی بحث درباره انفعال و خمودگی سیاست داخلی را نیز به وقت دیگری موكول میكند.
📌این توضیح ضروری است که وی در این مصاحبه از واژهی "سکرت دیپلماسی" استفاده کرده که روزنامه شرق آن را «دیپلماسی سکوت» ترجمه کرده است. میردامادی در این باره به امتداد توضیح داد که این ترجمه نامناسبی است و برای معادل فارسی این عنوان که اصطلاحی شناخته شده در سیاست خارجی است، «دیپلماسی غیرآشکار» را پیشنهاد دارد.
📌بخش هایی از این گفتوگو را میخوانید:
📌در مورد نفس گروگانگیری و اقدام به این کار، رأی مکرر بنده و دوستانی که در آن ماجرا بودند گفته شده است و شاید نیاز به تکرار نباشد، اما به نظرم اشغال سفارت آمریکا با توجه به مسائل گذشته بین ایران و آمریکا از 1332 تا انقلاب امری اجتنابناپذیر بود و اگر دانشجویان هم نبودند کسان دیگری دست به این کار می زدند. اما خاتمه مسئله را میتوانیم بررسی کنیم که آیا بهنگام بوده یا نه. به نظرم زمانهای بهنگامتری داشتیم که میتوانستیم داستان گروگانگیری را پایان دهیم.
📌دو سه کار باید در ادامه برجام انجام میگرفت یکی اینکه این نوع تعاملات را ادامه می دادیم. همان زمان شنیده می شد که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا به آقای ظریف پیشنهاد کرده بود در مورد سوریه هم به همین شکل عمل کنیم و در چارچوبی بینالمللی مسائل سوریه را حل کنیم. آن زمان بشار اسد هم تثبیت شده بود و غربیها هم از اینکه اسد باید برود، عدول کرده بودند و پذیرفته بودند اسد ماندنی است، مسئله مهمی که ما بر آن تاکید داشتیم.
📌ما این پیشنهاد را نپذیرفتیم و گفتیم به جز مسئله هستهای در مورد دیگری صحبت نمیکنیم. میتوانستیم همان زمان این کار را در مورد یمن انجام دهیم و به نتیجهای برسیم که برای ما هم رضایتبخش باشد و یمن هم این قدر ویران نشود. مسلما اگر در این چارچوبها وارد میشدیم بدون رضایت ما این کار به نتیجه نمیرسید و باید راهحلی مورد رضایت ما یافته میشد.
📌بخش دیگر قضیه این بود که وقتی برجام را پذیرفتیم باید کشورهای مختلف را در اقتصاد و سرمایهگذاری در ایران درگیر میکردیم که نتوانند به راحتی علیه ما کاری کنند. در بحث نفت، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا به مراتب تواناتر از توتال فرانسه هستند ولی حاضر نشدیم با آمریکاییها قرارداد نفتی ببندیم. یادمان هست که در مذاکرات برجام ناسازگارترین کشور با ما، فرانسه بود.
📌به نظر میآید هیچگاه این تقابل و تخاصم به شدت امروز نبوده، حتی در دوران جنگ یا گروگانگیری سفارت تا این حد شدت تقابل بین آمریکا و ایران زیاد نبود- در اینکه آیا الان باید در برجام بمانیم یا خارج شویم، باید حساب کنیم ماندن یا رفتن در برجام، چه منافع و هزینههایی برای ما دارد. اگر از ابتدا وارد برجام نشده بودیم و امروز با چنین شرایطی؛ با رئیس جمهوری کاملا غیر متعارف و پیشبینی ناپذیر در آمریکا مواجه می شدیم، قاعدتا برجامی شکل نمیگرفت. اما الان ما وارد معاهدهای بین المللی شدهایم که یکی از طرف های آن آمریکاست که از این معاهده خارج شده است. حالا باید ببینیم خروج ما از برجام چه منافع و چه هزینههایی دارد؟
📌با برخوردهای آمریکا شرایط برای دیپلماسی متعارف و مذاکره مستقیم دوجانبه بین دو کشور فراهم نیست.
ولی با میانجیگری و حضور یک میانجی دو طرف میتوانند یک دوره سکرت دیپلماسی داشته باشند که اولا تنش را کنترل کنند و امکان تفاهم را هم بررسی کنند. (مشابه مذاکرات مک فارلین در دهه ۶۰ یا مذاکرات اولیه هسته ای در عمان در سال ۸۱)
📌اما خروج از برجام چه مشکلی از مشکلات کوتاهمدت و میانمدت ما حل خواهد کرد؟ اینکه تصور میکنیم با خروج از برجام و با این غنیسازیها میتوانیم اهرم فشار و دست بالاتری در چانهزنیهای بعدی داشته باشیم در صورتی موضوعیت داشت که امکان ساختن بمب می داشتیم./شرق
✅ برای خواندن متن کامل این گفت و گو روی "INSTANT" بزنید:
yon.ir/9VAgV
#امتداد
@emtedadnet
📌محسن میردامادی، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است بیشتر تصمیمات مهم ما بعد از پیروزی انقلاب و پشتسر گذاشتن شور و هیجان اوایل آن نابهنگام بوده است. در ادامه بحث به شرایط حساس ایران در مواجهه با آمریكا و سابقه این تقابل میرسد كه میردامادی میگوید هیچگاه این تخاصم بهشدت امروز نبوده و معتقد است حتی در دوران جنگ یا گروگانگیری سفارت شدت این تقابل تا این حد زیاد نبوده است.
📌او مسئله را ماندن یا نماندن در برجام میداند و باور دارد كه با خارجشدن از برجام ایران چیزی بهدست نمیآورد و در وضعیت كنونی این آمریكاست كه منزوی است اما خروج از برجام میتواند ایران را به انزوا بكشاند. میردامادی بحث درباره انفعال و خمودگی سیاست داخلی را نیز به وقت دیگری موكول میكند.
📌این توضیح ضروری است که وی در این مصاحبه از واژهی "سکرت دیپلماسی" استفاده کرده که روزنامه شرق آن را «دیپلماسی سکوت» ترجمه کرده است. میردامادی در این باره به امتداد توضیح داد که این ترجمه نامناسبی است و برای معادل فارسی این عنوان که اصطلاحی شناخته شده در سیاست خارجی است، «دیپلماسی غیرآشکار» را پیشنهاد دارد.
📌بخش هایی از این گفتوگو را میخوانید:
📌در مورد نفس گروگانگیری و اقدام به این کار، رأی مکرر بنده و دوستانی که در آن ماجرا بودند گفته شده است و شاید نیاز به تکرار نباشد، اما به نظرم اشغال سفارت آمریکا با توجه به مسائل گذشته بین ایران و آمریکا از 1332 تا انقلاب امری اجتنابناپذیر بود و اگر دانشجویان هم نبودند کسان دیگری دست به این کار می زدند. اما خاتمه مسئله را میتوانیم بررسی کنیم که آیا بهنگام بوده یا نه. به نظرم زمانهای بهنگامتری داشتیم که میتوانستیم داستان گروگانگیری را پایان دهیم.
📌دو سه کار باید در ادامه برجام انجام میگرفت یکی اینکه این نوع تعاملات را ادامه می دادیم. همان زمان شنیده می شد که جان کری وزیر امور خارجه آمریکا به آقای ظریف پیشنهاد کرده بود در مورد سوریه هم به همین شکل عمل کنیم و در چارچوبی بینالمللی مسائل سوریه را حل کنیم. آن زمان بشار اسد هم تثبیت شده بود و غربیها هم از اینکه اسد باید برود، عدول کرده بودند و پذیرفته بودند اسد ماندنی است، مسئله مهمی که ما بر آن تاکید داشتیم.
📌ما این پیشنهاد را نپذیرفتیم و گفتیم به جز مسئله هستهای در مورد دیگری صحبت نمیکنیم. میتوانستیم همان زمان این کار را در مورد یمن انجام دهیم و به نتیجهای برسیم که برای ما هم رضایتبخش باشد و یمن هم این قدر ویران نشود. مسلما اگر در این چارچوبها وارد میشدیم بدون رضایت ما این کار به نتیجه نمیرسید و باید راهحلی مورد رضایت ما یافته میشد.
📌بخش دیگر قضیه این بود که وقتی برجام را پذیرفتیم باید کشورهای مختلف را در اقتصاد و سرمایهگذاری در ایران درگیر میکردیم که نتوانند به راحتی علیه ما کاری کنند. در بحث نفت، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا به مراتب تواناتر از توتال فرانسه هستند ولی حاضر نشدیم با آمریکاییها قرارداد نفتی ببندیم. یادمان هست که در مذاکرات برجام ناسازگارترین کشور با ما، فرانسه بود.
📌به نظر میآید هیچگاه این تقابل و تخاصم به شدت امروز نبوده، حتی در دوران جنگ یا گروگانگیری سفارت تا این حد شدت تقابل بین آمریکا و ایران زیاد نبود- در اینکه آیا الان باید در برجام بمانیم یا خارج شویم، باید حساب کنیم ماندن یا رفتن در برجام، چه منافع و هزینههایی برای ما دارد. اگر از ابتدا وارد برجام نشده بودیم و امروز با چنین شرایطی؛ با رئیس جمهوری کاملا غیر متعارف و پیشبینی ناپذیر در آمریکا مواجه می شدیم، قاعدتا برجامی شکل نمیگرفت. اما الان ما وارد معاهدهای بین المللی شدهایم که یکی از طرف های آن آمریکاست که از این معاهده خارج شده است. حالا باید ببینیم خروج ما از برجام چه منافع و چه هزینههایی دارد؟
📌با برخوردهای آمریکا شرایط برای دیپلماسی متعارف و مذاکره مستقیم دوجانبه بین دو کشور فراهم نیست.
ولی با میانجیگری و حضور یک میانجی دو طرف میتوانند یک دوره سکرت دیپلماسی داشته باشند که اولا تنش را کنترل کنند و امکان تفاهم را هم بررسی کنند. (مشابه مذاکرات مک فارلین در دهه ۶۰ یا مذاکرات اولیه هسته ای در عمان در سال ۸۱)
📌اما خروج از برجام چه مشکلی از مشکلات کوتاهمدت و میانمدت ما حل خواهد کرد؟ اینکه تصور میکنیم با خروج از برجام و با این غنیسازیها میتوانیم اهرم فشار و دست بالاتری در چانهزنیهای بعدی داشته باشیم در صورتی موضوعیت داشت که امکان ساختن بمب می داشتیم./شرق
✅ برای خواندن متن کامل این گفت و گو روی "INSTANT" بزنید:
yon.ir/9VAgV
#امتداد
@emtedadnet
Telegraph
محسن میردامادی: تحولات اخیر بین ایران و آمریکا نوعی توازن بین آنها ایجاد کرده/ این توازن نا پایدار است و نباید آن را مستمر تلقی…
محسن میردامادی، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است بیشتر تصمیمات مهم ما بعد از پیروزی انقلاب و پشتسر گذاشتن شور و هیجان اوایل آن نابهنگام بوده است. او در این سالها در سمتهایی مانند معاون سیاسی دادستانی کل، استاندار و نماینده مجلس مسئولیت داشته و همچنین دبیركل…
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "چنین نخواهد شد..."
👈 غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ آخرین نقطهنظرات سعید حجاریان درباره احتمال برخی سناریوها در آینده سیاسی کشور با نقدهایی توام بوده است؛ برخی مخالف و بعضی موافق.
✍ مدعای حجاریان آن است که احتمال پیگیری پروژههایی برای تجزیه ایران همانند بالکانیزه کردن ایران و یا ایجاد مناطق "پرواز ممنوع" در خاک ایران همانند عراق زمان صدام توسط سازمان ملل و یا تصاحب جزایر سهگانه ایرانی توسط مدعیان آن با کمک دول خارجی وجود دارد.
✍ از قدیم هم گفتهاند فرض محال، محال نیست. با این وجود، تحقق هر سناریو در عالم واقعیت لوازم خود را میطلبد که در تمامی موارد فوقالذکر این لوازم مفقود است.
✍ در قضیه بالکانیزه شدن ایران باید گفت مقایسه کشوری همانند یوگسلاوی سابق با قدمت ۷۴سال با کشوری با تاریخی دیرین نشانهای از بیتوجهی به تاریخ در تحلیل است.
✍ واقعیت این است شکلگیری اتحاد جماهیر شوروی سابق و یوگسلاوی پس از جنگ جهانی اول با زور سرنیزه بود و آنگاه که نسیم پروستریکا و گلاسنوست گورباچف وزیدن گرفت؛ کشورهای فوقالذکر که با ملات زور شکل گرفته بودند، دچار فروپاشی شدند.
✍ حال آنکه آنچه شکلگیری کشور ایران را سبب شده، خلق هویتی است که طی ۳۰۰۰سال ایجاد شده است. هویتی که باعث وحدت اقوام ایرانی با مذاهب و زبانهای گوناگون شده است؛ کثرتی در عین وحدت و وحدتی در عین کثرت همانند قالیچههای ایرانی با ترکیبی از رنگهای مختلف، اما همه برای یک هدف.
✍ مقایسه ایران با عراق زمان صدام هم خطاست. آنچه باعث شکلگیری دو منطقه "پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق شد؛ مخالفت تمامقد شیعیان و کردها با حاکمیت صدام بود.
✍ اما وضعیت اهل تسنن و همچنین حال کردها در ایران بههیچوجه قابلمقایسه با وضعیت شیعیان و کردها در زمان صدام نیست.
✍ حضور پرشور برادران اهلتسنن و همچنین، کردهای ایرانی در عرصه انتخابات و دیگر صحنههای انقلاب و مرزبندی آنها با جریانات برانداز نشان از وفاداری اکثریت آنها به نظام سیاسی مستقر دارد و به همین دلیل، هیچ بهانهای برای شکلگیری دو منطقه "پرواز ممنوع" وجود ندارد.
✍ اشغال جزایر سهگانه ایرانی توسط دولت مدعی و با کمک خارجی سناریوی ازپیششکستخوردهای است که تصور آن هم نوعی خطاست. از قدیم هم درست گفتهاند کسی که در خانه شیشهای نشسته است، نباید به دیگران تعرض کند.
✍ دستکم کشور مدعی جزایر سهگانه این را میداند که اشغال جزایر سهگانه بازی با چنان آتشی است که میتواند دامنه آن به کل آن کشور سرایت کند؛ پس چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
@javadrooh
👈 غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ آخرین نقطهنظرات سعید حجاریان درباره احتمال برخی سناریوها در آینده سیاسی کشور با نقدهایی توام بوده است؛ برخی مخالف و بعضی موافق.
✍ مدعای حجاریان آن است که احتمال پیگیری پروژههایی برای تجزیه ایران همانند بالکانیزه کردن ایران و یا ایجاد مناطق "پرواز ممنوع" در خاک ایران همانند عراق زمان صدام توسط سازمان ملل و یا تصاحب جزایر سهگانه ایرانی توسط مدعیان آن با کمک دول خارجی وجود دارد.
✍ از قدیم هم گفتهاند فرض محال، محال نیست. با این وجود، تحقق هر سناریو در عالم واقعیت لوازم خود را میطلبد که در تمامی موارد فوقالذکر این لوازم مفقود است.
✍ در قضیه بالکانیزه شدن ایران باید گفت مقایسه کشوری همانند یوگسلاوی سابق با قدمت ۷۴سال با کشوری با تاریخی دیرین نشانهای از بیتوجهی به تاریخ در تحلیل است.
✍ واقعیت این است شکلگیری اتحاد جماهیر شوروی سابق و یوگسلاوی پس از جنگ جهانی اول با زور سرنیزه بود و آنگاه که نسیم پروستریکا و گلاسنوست گورباچف وزیدن گرفت؛ کشورهای فوقالذکر که با ملات زور شکل گرفته بودند، دچار فروپاشی شدند.
✍ حال آنکه آنچه شکلگیری کشور ایران را سبب شده، خلق هویتی است که طی ۳۰۰۰سال ایجاد شده است. هویتی که باعث وحدت اقوام ایرانی با مذاهب و زبانهای گوناگون شده است؛ کثرتی در عین وحدت و وحدتی در عین کثرت همانند قالیچههای ایرانی با ترکیبی از رنگهای مختلف، اما همه برای یک هدف.
✍ مقایسه ایران با عراق زمان صدام هم خطاست. آنچه باعث شکلگیری دو منطقه "پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق شد؛ مخالفت تمامقد شیعیان و کردها با حاکمیت صدام بود.
✍ اما وضعیت اهل تسنن و همچنین حال کردها در ایران بههیچوجه قابلمقایسه با وضعیت شیعیان و کردها در زمان صدام نیست.
✍ حضور پرشور برادران اهلتسنن و همچنین، کردهای ایرانی در عرصه انتخابات و دیگر صحنههای انقلاب و مرزبندی آنها با جریانات برانداز نشان از وفاداری اکثریت آنها به نظام سیاسی مستقر دارد و به همین دلیل، هیچ بهانهای برای شکلگیری دو منطقه "پرواز ممنوع" وجود ندارد.
✍ اشغال جزایر سهگانه ایرانی توسط دولت مدعی و با کمک خارجی سناریوی ازپیششکستخوردهای است که تصور آن هم نوعی خطاست. از قدیم هم درست گفتهاند کسی که در خانه شیشهای نشسته است، نباید به دیگران تعرض کند.
✍ دستکم کشور مدعی جزایر سهگانه این را میداند که اشغال جزایر سهگانه بازی با چنان آتشی است که میتواند دامنه آن به کل آن کشور سرایت کند؛ پس چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
@javadrooh
Telegram
attach📎
راهبرد
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "چنین نخواهد شد..." 👈 غلامعلی دهقان، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت: ✍ آخرین نقطهنظرات سعید حجاریان درباره احتمال برخی سناریوها در آینده سیاسی کشور با نقدهایی توام بوده است؛ برخی مخالف و بعضی…
📨 نگاه خوانندگان: "بحث اقلیت است؛ نه اکثریت"
👈 حسین بشیری، دکترای جامعهشناسی سیاسی و از همراهان "راهبرد"، در پاسخ به یادداشت غلامعلی دهقان با عنوان: "چنین نخواهد شد..."؛ نوشت:
✍ مردم کردستان، شهروندان محترم اهلتسنن و سایر استانهای مرزی با تجزیهطلبان مرزبندی دارند.
✍ جناب آقای دهقان، در مطلبی که در "راهبرد" نگاشتهاند، با توسل به آمار رایدهندگان از استانهای کردستان و شهروندان اهلسنت، نوشتهاند که این آمار نشان از این دارد که مردم آن خطهها دل در گروی نظام مستقر دارند.
✍ البته، ایشان بهدرستی به این نکته اشاره کردهاند؛ اما ظاهرا مطلب را بهطور عمیق متوجه نشدهاند.
✍ جناب دهقان! بحث بر سر اقلیتی تجزیهطلب است که توسط سرویسهای بیگانه تحریک میشوند. بهتر بود به این نکته توجه میفرمودید که بین مردم خطه کردستان، سیستان و شهرهای مرزی شمالغربی با تجزیهطلبان اندکی که منابع مالی از سرویسهای بیگانه میگیرند، همیشه تفاوت و مرز قائل شدهایم.
✍ پس بحث اینکه مردم فلان خطه و یا فلان مذهب با رای خود التزام به نظام مستقر را نشان دادند، چیست؟ مگر کسی خداییناکرده خلاف این را ادعا کرده است؟
✍ در قسمتی از یادداشت، جناب دهقان عزیز آوردهاند: "از قدیم هم گفتهاند فرض محال، محال نیست. با این وجود، تحقق هر سناریو در عالم واقعیت لوازم خود را میطلبد که در تمامی موارد فوقالذکر این لوازم مفقود است".
✍ با بخش اول سخن ایشان موافقم؛ اما در باب اینکه لوازم فوقالذکر مفقود است، باید عرض کنم ایشان نگاه فوق خوشبینانهای به موضوع دارند.
✍ اگر جناب دهقان در شهرهای مرزی و خطههای مورد بحث زندگی میکردند و با این مناطق آشنا بودند، قطعا در سخن خود تجدیدنظر میکردند.
✍ به نکتهای دیگر از سخن جناب دهقان توجه کنیم: "در قضیه بالکانیزه شدن ایران باید گفت مقایسه کشوری همانند یوگسلاوی سابق با قدمت ۷۴سال با کشوری با تاریخی دیرین نشانهای از بیتوجهی به تاریخ در تحلیل است".
✍ جناب دهقان عزیز! ظاهرا آنکس که در تحلیل به تاریخ بیتوجه بوده، شخص شماست. مگر ایران خودمان با تاریخ دیرینه در سال۱۳۲۴ توسط دو منطقه در غرب و شمالغربی تا آستانه جدایی نرفت؟
✍ قدمت ۷۴ساله یوگسلاوی را توجیهی برای این موضوع آوردید که تاریخ دیرین مانع از این موضوع میشود. در خصوص جمهوری مهاباد توسط قاضیمحمد و دولت پیشهوری در آذربایجان در کشور خودمان چهنظری دارید؟
@javadrooh
👈 حسین بشیری، دکترای جامعهشناسی سیاسی و از همراهان "راهبرد"، در پاسخ به یادداشت غلامعلی دهقان با عنوان: "چنین نخواهد شد..."؛ نوشت:
✍ مردم کردستان، شهروندان محترم اهلتسنن و سایر استانهای مرزی با تجزیهطلبان مرزبندی دارند.
✍ جناب آقای دهقان، در مطلبی که در "راهبرد" نگاشتهاند، با توسل به آمار رایدهندگان از استانهای کردستان و شهروندان اهلسنت، نوشتهاند که این آمار نشان از این دارد که مردم آن خطهها دل در گروی نظام مستقر دارند.
✍ البته، ایشان بهدرستی به این نکته اشاره کردهاند؛ اما ظاهرا مطلب را بهطور عمیق متوجه نشدهاند.
✍ جناب دهقان! بحث بر سر اقلیتی تجزیهطلب است که توسط سرویسهای بیگانه تحریک میشوند. بهتر بود به این نکته توجه میفرمودید که بین مردم خطه کردستان، سیستان و شهرهای مرزی شمالغربی با تجزیهطلبان اندکی که منابع مالی از سرویسهای بیگانه میگیرند، همیشه تفاوت و مرز قائل شدهایم.
✍ پس بحث اینکه مردم فلان خطه و یا فلان مذهب با رای خود التزام به نظام مستقر را نشان دادند، چیست؟ مگر کسی خداییناکرده خلاف این را ادعا کرده است؟
✍ در قسمتی از یادداشت، جناب دهقان عزیز آوردهاند: "از قدیم هم گفتهاند فرض محال، محال نیست. با این وجود، تحقق هر سناریو در عالم واقعیت لوازم خود را میطلبد که در تمامی موارد فوقالذکر این لوازم مفقود است".
✍ با بخش اول سخن ایشان موافقم؛ اما در باب اینکه لوازم فوقالذکر مفقود است، باید عرض کنم ایشان نگاه فوق خوشبینانهای به موضوع دارند.
✍ اگر جناب دهقان در شهرهای مرزی و خطههای مورد بحث زندگی میکردند و با این مناطق آشنا بودند، قطعا در سخن خود تجدیدنظر میکردند.
✍ به نکتهای دیگر از سخن جناب دهقان توجه کنیم: "در قضیه بالکانیزه شدن ایران باید گفت مقایسه کشوری همانند یوگسلاوی سابق با قدمت ۷۴سال با کشوری با تاریخی دیرین نشانهای از بیتوجهی به تاریخ در تحلیل است".
✍ جناب دهقان عزیز! ظاهرا آنکس که در تحلیل به تاریخ بیتوجه بوده، شخص شماست. مگر ایران خودمان با تاریخ دیرینه در سال۱۳۲۴ توسط دو منطقه در غرب و شمالغربی تا آستانه جدایی نرفت؟
✍ قدمت ۷۴ساله یوگسلاوی را توجیهی برای این موضوع آوردید که تاریخ دیرین مانع از این موضوع میشود. در خصوص جمهوری مهاباد توسط قاضیمحمد و دولت پیشهوری در آذربایجان در کشور خودمان چهنظری دارید؟
@javadrooh
راهبرد
🖋 یادداشت راهبرد: "کانال به جای تنگه" 🔅 اهمیت راهبردی "اینستکس" چیست و چه ارتباطی با سیاست داخلی کشور دارد؟ 👈 محمدجواد روح ✍ پس از چندماه کشمکش در روابط ایران و اروپا که برجام را در یکقدمی پرتگاه مرگ قرار داده بود؛ امروز طرف اروپایی از اجراییشدن…
📨 نگاه خوانندگان: "بهنام اصلاحطلبان؛ بهکام غارتگران!"
👈 عباس رافعی، از همراهان "راهبرد"، در یادداشت ارسالی خود نوشت:
✍ یادداشت جناب آقای محمدجواد روح در مورد اینستکس با عنوان: "کانال به جای تنگه" را خواندم. ایشان، یارانههایی که را دولت به انرژی و کالاهای اساسی میدهد؛ سیاست پوپولیستی دانستهاند.
✍ تعدادی از اساتید دانشگاه و اقتصاددانان کشور تقریبا بهطور هفتگی در موسسه دین و اقتصاد به ریاست دکتر فرشاد مومنی (مشاور اقتصادی مهندس موسوی) که از اقتصاددانان شناختهشده کشورمان هست؛ جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ دارند و کتابها و مقالات زیادی را نیز منتشر کردهاند.
✍ سال گذشته حدود ۵۰نفر از آنها طی دو نامه سرگشاده به رییسجمهور و مردم علل و عوامل معضلات عمیق اقتصادی و اجتماعی کشور بویژه جهش دستوری نرخ ارز را همراه با راهکارهای برونرفت نوشتند.
✍ همچنین، طی یکسال گذشته با آغاز بحران ارزی و گرانی کمسابقه یا بیسابقه آقایان دکتر راغفر و دکتر سلطانی تعداد ۱۸گزارش درباره فجایع اقتصادی خطاب به مردم نوشتهاند که آخرین آنها چند روز پیش بود.
✍ آنها بهطور علمی و دقیق نشان دادهاند منابع کشور بیشتر از همه به جیب بنگاههای "خصولتی" میرود! نشان دادهاند برنامه فاجعهساز "خصوصیسازی" چگونه ضمن غارت ثروتهای عمومی اقتصاد کشور را با بنبست روبهرو کرده است.
✍ این مقدمه نسبتا بلندی بود که عرض کنم بخشی از نیروهای اصلاحطلب که مانند جناب آقای روح چنان نگاهی به یارانهها دارند؛ دقیقا در جهت منافع آن گروههای غارتگری که اقتصاد کشور را به این مرحله رساندهاند، حرکت میکنند.
✍ البته برخی نیز بهنام اصلاحطلب درگیر مفاسد خصوصیسازی و منتفع از آن هستند، حسابشان جداست. خواهشمند است آن مقالات و یا گزارشهای آقایان راغفر و سلطانی بویژه گزارش هجدهم آنان را مطالعه فرمایید تا ببینید "یارانه" به جیب خصولتیها و... میرود و نه مردم!
✍ ببینید که بهقول دکتر راغفر "ائتلاف غالب نئولیبرالیستی" چگونه منابع کشور را میبلعد و با دادوبیداد عوامفریبانه از یارانههای انرژی میگویند.
✍ لطفا مطالعه بفرمایید. اگر آنها را علمی و واقعی و در جهت منافع تودههای مردم بخصوص دهکهای پایین ندیدید؛ همنوا با "نئولیبرالیست"های غارتگر به وجود یارانههای بنزین و... بتازید.
✍ بهنظرم، یکی از دلایل مهم رویگردانی بخش مهمی از مردم از اصلاحطلبان بهخاطر این موضعگیریها و نشناختن خواست مردم بویژه فرودستان یا مستضعفان سابق است! در واقع، نمیتوانند مطالبات مردم را نمایندگی کنند.
@javadrooh
👈 عباس رافعی، از همراهان "راهبرد"، در یادداشت ارسالی خود نوشت:
✍ یادداشت جناب آقای محمدجواد روح در مورد اینستکس با عنوان: "کانال به جای تنگه" را خواندم. ایشان، یارانههایی که را دولت به انرژی و کالاهای اساسی میدهد؛ سیاست پوپولیستی دانستهاند.
✍ تعدادی از اساتید دانشگاه و اقتصاددانان کشور تقریبا بهطور هفتگی در موسسه دین و اقتصاد به ریاست دکتر فرشاد مومنی (مشاور اقتصادی مهندس موسوی) که از اقتصاددانان شناختهشده کشورمان هست؛ جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ دارند و کتابها و مقالات زیادی را نیز منتشر کردهاند.
✍ سال گذشته حدود ۵۰نفر از آنها طی دو نامه سرگشاده به رییسجمهور و مردم علل و عوامل معضلات عمیق اقتصادی و اجتماعی کشور بویژه جهش دستوری نرخ ارز را همراه با راهکارهای برونرفت نوشتند.
✍ همچنین، طی یکسال گذشته با آغاز بحران ارزی و گرانی کمسابقه یا بیسابقه آقایان دکتر راغفر و دکتر سلطانی تعداد ۱۸گزارش درباره فجایع اقتصادی خطاب به مردم نوشتهاند که آخرین آنها چند روز پیش بود.
✍ آنها بهطور علمی و دقیق نشان دادهاند منابع کشور بیشتر از همه به جیب بنگاههای "خصولتی" میرود! نشان دادهاند برنامه فاجعهساز "خصوصیسازی" چگونه ضمن غارت ثروتهای عمومی اقتصاد کشور را با بنبست روبهرو کرده است.
✍ این مقدمه نسبتا بلندی بود که عرض کنم بخشی از نیروهای اصلاحطلب که مانند جناب آقای روح چنان نگاهی به یارانهها دارند؛ دقیقا در جهت منافع آن گروههای غارتگری که اقتصاد کشور را به این مرحله رساندهاند، حرکت میکنند.
✍ البته برخی نیز بهنام اصلاحطلب درگیر مفاسد خصوصیسازی و منتفع از آن هستند، حسابشان جداست. خواهشمند است آن مقالات و یا گزارشهای آقایان راغفر و سلطانی بویژه گزارش هجدهم آنان را مطالعه فرمایید تا ببینید "یارانه" به جیب خصولتیها و... میرود و نه مردم!
✍ ببینید که بهقول دکتر راغفر "ائتلاف غالب نئولیبرالیستی" چگونه منابع کشور را میبلعد و با دادوبیداد عوامفریبانه از یارانههای انرژی میگویند.
✍ لطفا مطالعه بفرمایید. اگر آنها را علمی و واقعی و در جهت منافع تودههای مردم بخصوص دهکهای پایین ندیدید؛ همنوا با "نئولیبرالیست"های غارتگر به وجود یارانههای بنزین و... بتازید.
✍ بهنظرم، یکی از دلایل مهم رویگردانی بخش مهمی از مردم از اصلاحطلبان بهخاطر این موضعگیریها و نشناختن خواست مردم بویژه فرودستان یا مستضعفان سابق است! در واقع، نمیتوانند مطالبات مردم را نمایندگی کنند.
@javadrooh
📱 روایتهای مجازی: هشدار توییتری دونالد ترامپ در پی سخنان امروز حسن روحانی: "ایران تهدید تازهای مطرح کرده است. روحانی میگوید اگر توافق هستهای تازهای در کار نباشد، اورانیوم را تا "هر میزانی که بخواهیم" غنی میکنند. ایران! مراقب این تهدیدهایت باش. آنها میتوانند برگردند و تو را طوری نیش بزنند که تابهحال هیچکس اینطور نیش نخورده باشد".
@javadrooh
@javadrooh
📜 نگاه اهل فرهنگ: "ملتبازی"
👈 رضا بابایی، نویسنده و پژوهشگر حوزه دین و فرهنگ، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ در ایران، همه سیاستمداران، از حکومتیان تا منتقدان نجیب و تا براندازان سرسخت، از جانب "ملت" سخن میگویند. کموبیش هم حق دارند؛ چون هر سیاستمداری لاجرم نماینده و سخنگوی بخشی بزرگ یا کوچک یا اندک از ملت است.
✍ "ملت" در ادبیات سیاسی ایران، یعنی آن بخش از مردم که من را قبول دارند و لاغیر. بخش دیگر "ناملت" است؛ حتی اگر نیمی یا بیش از نیمی از مردم باشد.
✍ تنها سیاستمداری که کلمۀ ملت را تقریبا در معنای درست آن به کار میبرد، صندوق آراء در انتخابات آزاد و بدون نظارتهای سیاسی است؛ زیرا تنها اوست که رای و نظری جز آرای عمومی ندارد. باقی سیاستمداران، مردم را به هوادار و مخالف تقسیم میکنند و یکی را ملت و دیگری را معدوم و لاشیء میبینند که لایق عنوان ملت نیست و اجازۀ ظهور و بروز ندارد.
✍ بنابراین، "ملتگرایی" در ایران، نام مستعار "ملتبازی" است؛ یعنی بازی با برگ ملت در قمار سیاست.
✍ در این بازی، هر روز یکی برنده و دیگری بازنده است؛ اما بازنده دائمی ملت است که عروس هزارداماد است.
✍ کلمه "ملت" را در ادبیات سیاسی کشورهای مختلف جهان جستوجو کنید تا مانند من به این نتیجه تلخ برسید که هرجا بیشتر سخن از ملت است، در آنجا پای اراده و خواست ملت کمتر در میان است.
@javadrooh
👈 رضا بابایی، نویسنده و پژوهشگر حوزه دین و فرهنگ، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ در ایران، همه سیاستمداران، از حکومتیان تا منتقدان نجیب و تا براندازان سرسخت، از جانب "ملت" سخن میگویند. کموبیش هم حق دارند؛ چون هر سیاستمداری لاجرم نماینده و سخنگوی بخشی بزرگ یا کوچک یا اندک از ملت است.
✍ "ملت" در ادبیات سیاسی ایران، یعنی آن بخش از مردم که من را قبول دارند و لاغیر. بخش دیگر "ناملت" است؛ حتی اگر نیمی یا بیش از نیمی از مردم باشد.
✍ تنها سیاستمداری که کلمۀ ملت را تقریبا در معنای درست آن به کار میبرد، صندوق آراء در انتخابات آزاد و بدون نظارتهای سیاسی است؛ زیرا تنها اوست که رای و نظری جز آرای عمومی ندارد. باقی سیاستمداران، مردم را به هوادار و مخالف تقسیم میکنند و یکی را ملت و دیگری را معدوم و لاشیء میبینند که لایق عنوان ملت نیست و اجازۀ ظهور و بروز ندارد.
✍ بنابراین، "ملتگرایی" در ایران، نام مستعار "ملتبازی" است؛ یعنی بازی با برگ ملت در قمار سیاست.
✍ در این بازی، هر روز یکی برنده و دیگری بازنده است؛ اما بازنده دائمی ملت است که عروس هزارداماد است.
✍ کلمه "ملت" را در ادبیات سیاسی کشورهای مختلف جهان جستوجو کنید تا مانند من به این نتیجه تلخ برسید که هرجا بیشتر سخن از ملت است، در آنجا پای اراده و خواست ملت کمتر در میان است.
@javadrooh
Telegram
attach📎
👤 چهره روز: "مخالف سرسخت ترامپ جایگزین موگرینی میشود"
👈 مهرداد فرهمند، خبرنگار حوزه بینالملل، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ به جای خانم موگرینی، خوسپ (یوسف) بورل وزیرخارجه چپگرای اسپانیا برای مسئولیت امورخارجه اتحادیه اروپا نامزد شده که اگر این جایگاه را به او بسپارند، خبر خوبی برای ایران است. لابی عربستان و اسرائیل هم بهشدت علیه بورل در تکاپوست.
✍ آقای بورل طرفدار برجام و خواهان تلاش برای حفظ آن است، تصمیم اخیر ایران برای افزایش غنیسازی اورانیوم را نیز ناساز با برجام نمیداند. انقلاب ایران را ستوده، سیاست ایران را در سوریه مثبت دانسته و مخالف سرسخت ترامپ است؛ تا جایی که او را "گاوچران" خوانده است.
✍ خوسپ بورل همچنین همدل با فلسطینیان و خواهان به رسمیت شناختن فلسطین بعنوان دولتی مستقل است؛ چه توافقی با اسراییل صورت بگیرد و چه نگیرد.
✍ این در حالی است که خودش همچون بسیاری از فعالان چپگرای اروپایی در جوانی به اسراییل رفته و در کیبوتضها (کشتزارهای تعاونی) کار کرده و همانجا هم با دختری از یهودیان فرانسه ازدواج کرده و از او دو فرزند دارد. ازدواج آنها به جدایی انجامید و همسر کنونیاش، نایبرییس مجلس سنای اسپانیاست.
✍ خوسپ بورل از قوم کاتالان اما مخالف سرسخت استقلال کاتالونیاست. او که چند سال بود از سیاست کناره گرفته و روی فناوری زیستی و انرژیهای جایگزین کار میکرد، برای مبارزه با جنبشی که برای استقلال کاتالونیا به راه افتاد، به سیاست بازگشت.
✍ گذشته از جداییطلبی، با فدرالیسم نیز مخالف است و کتابی درباره زیانهای اقتصادی نظام فدرال نوشته است. حتی از به زندان انداختن رهبران جنبش استقلال کاتالونیا نیز حمایت کرده است.
✍ خوسپ بورل مهندسی است که اقتصاددان شده و تالیفات متعددی در اقتصاد دارد. نانوازادهای اهل روستایی دورافتاده در نزدیکی مرز فرانسه است که دانشجویی نخبه شد و بورسیههای پیدرپی گرفت و در دانشگاه مهمی چون استنفورد در امریکا درس خواند.
✍ از اعضای قدیمی حزب سوسیالست کارگران اسپانیاست و تا رهبری این حزب هم پیش رفت. با به قدرت رسیدن سوسیالیستها در دهه هشتاد میلادی وزیر دارایی شد، سالها وزیر بود و سپس به پارلمان اروپا راه یافت و سه سال هم رییس این پارلمان بود.
@javadrooh
👈 مهرداد فرهمند، خبرنگار حوزه بینالملل، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ به جای خانم موگرینی، خوسپ (یوسف) بورل وزیرخارجه چپگرای اسپانیا برای مسئولیت امورخارجه اتحادیه اروپا نامزد شده که اگر این جایگاه را به او بسپارند، خبر خوبی برای ایران است. لابی عربستان و اسرائیل هم بهشدت علیه بورل در تکاپوست.
✍ آقای بورل طرفدار برجام و خواهان تلاش برای حفظ آن است، تصمیم اخیر ایران برای افزایش غنیسازی اورانیوم را نیز ناساز با برجام نمیداند. انقلاب ایران را ستوده، سیاست ایران را در سوریه مثبت دانسته و مخالف سرسخت ترامپ است؛ تا جایی که او را "گاوچران" خوانده است.
✍ خوسپ بورل همچنین همدل با فلسطینیان و خواهان به رسمیت شناختن فلسطین بعنوان دولتی مستقل است؛ چه توافقی با اسراییل صورت بگیرد و چه نگیرد.
✍ این در حالی است که خودش همچون بسیاری از فعالان چپگرای اروپایی در جوانی به اسراییل رفته و در کیبوتضها (کشتزارهای تعاونی) کار کرده و همانجا هم با دختری از یهودیان فرانسه ازدواج کرده و از او دو فرزند دارد. ازدواج آنها به جدایی انجامید و همسر کنونیاش، نایبرییس مجلس سنای اسپانیاست.
✍ خوسپ بورل از قوم کاتالان اما مخالف سرسخت استقلال کاتالونیاست. او که چند سال بود از سیاست کناره گرفته و روی فناوری زیستی و انرژیهای جایگزین کار میکرد، برای مبارزه با جنبشی که برای استقلال کاتالونیا به راه افتاد، به سیاست بازگشت.
✍ گذشته از جداییطلبی، با فدرالیسم نیز مخالف است و کتابی درباره زیانهای اقتصادی نظام فدرال نوشته است. حتی از به زندان انداختن رهبران جنبش استقلال کاتالونیا نیز حمایت کرده است.
✍ خوسپ بورل مهندسی است که اقتصاددان شده و تالیفات متعددی در اقتصاد دارد. نانوازادهای اهل روستایی دورافتاده در نزدیکی مرز فرانسه است که دانشجویی نخبه شد و بورسیههای پیدرپی گرفت و در دانشگاه مهمی چون استنفورد در امریکا درس خواند.
✍ از اعضای قدیمی حزب سوسیالست کارگران اسپانیاست و تا رهبری این حزب هم پیش رفت. با به قدرت رسیدن سوسیالیستها در دهه هشتاد میلادی وزیر دارایی شد، سالها وزیر بود و سپس به پارلمان اروپا راه یافت و سه سال هم رییس این پارلمان بود.
@javadrooh
Telegram
attach📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ویدئو: فرمانده جدید بسیج برای همکاری با دولت در زمینههای اجتماعی و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی، اعلام آمادگی کرد.
@javadrooh
@javadrooh
💥 خبر: ابراهیم اصغرزاده، دبیرکل، به همراه اعضای شورای مرکزی و دبیران استانی انجمن اسلامی مهندسان ایران با سیدمحمد خاتمی دیدار کردند.
@javadrooh
@javadrooh
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "مسکن و مسکّنهای مالیاتی"
👈 امیررضا عبدلی، کارشناس اقتصادی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ در اقتصاد نئوکلاسیک فرض بر این است که اقتصاد در تعادل عمومی است یا بهزودی به آن خواهد رسید. معنای تعادل عمومی این است که سود همه سرمایهها با هم برابر و معادل با صفر است و همۀ قیمتها با هزینه تولید برابرند.
✍ اگر به این اقتصاد خیالی پول تزریق شود، پس از مدتی همه قیمتها درست به اندازۀ هم افزایش خواهند یافت. درست مثل اینکه مایعی را به چند ظرف مرتبط افزوده باشید. در این اقتصاد خیالی میتوان بهدرستی گفت تورم پولی یعنی افزایش سطح "عمومی" قیمتها.
✍ اما در واقعیت اقتصاد، تعادل عمومی وجود ندارد. سرمایهها سودهای متفاوتی دارند و قیمتها معادل هزینه تمامشده نیستند. نمیتوان سرمایهها و صنایع مختلف را مثل ظروف مرتبطه در نظر گرفت؛ بلکه میتوان آنها را به لولههایی مویین و متفاوت تشبیه کرد که هیچگاه ارتفاع مایع در همه آنها برابر نخواهد شد.
✍ تزریق پول به چنین سیستمی، قیمتها را "به اندازه هم" افزایش نمیدهد. در اینجا دیگر سخن گفتن از افزایش سطح "عمومی" قیمتها، گم کردن ردّ واقعیت است.
✍ واقعیت این است که در نتیجه پمپاژ مداوم پول به اقتصاد، افزایش قیمت بعضی کالاها آنقدر شدید خواهد بود که ممکن است عملا از دسترس مصرفکنندگان قبلی خارج شوند.
✍ وضعیت مسکن در ایران یک مثال کاملا ملموس از اثر نامتقارن و غیرعمومی تورم بر ساختار قیمتهاست. افزایش اجاره بسیار بیشتر از نرخ تورم اعلام شده است. حتی بیمشتری ماندن مِلک هم نمیتواند قیمت آن را کاهش دهد.
✍ در این میان، هستند کسانی که تأثیر افزایش حجم و کاهش ارزش مداوم پول بر این پدیده را نمیبینند و پیشنهاد میکنند دولت به خانههای خالی مالیات ببندد تا قیمت مسکن مهار شود!
✍ البته که اگر دولت با وضع مالیات سنگین مسکن را به یک دارایی زیانده تبدیل کند، احتمالا افراد زیادی خانه غیرمسکونی خود را به زیر قیمت خواهند فروخت تا از شرّ آن خلاص شوند.
✍ ولی با پول حاصل از فروش چه خواهند کرد؟ طبعا به بازارهای دیگر هجوم میبرند: ارز، طلا، خودرو، و زمین ساخته نشده که مالیات ندارد. افزایش قیمت زمین بار دیگر به افزایش بیشتر قیمت مسکن میانجامد. این عفونی کردن مالی یک زخم پولی است.
✍ مقاومت و مسئولیت مدنی هرکسی مخصوص به خود او و جایگاهی است که در جامعه دارد. مسئولیت مدنی یک اقتصاددان هم میتواند خودداری از پیشنهادهایی باشد که به این توهم سیاستمدار دامن میزنند: با حفظ همین شرایط موجود، بدون اصلاحات سیاسی، بدون بهبود در روابط خارجی و بدون اصلاحات پولی و بانکی، میتوان جلو خرابتر شدن اوضاع را گرفت.
@javadrooh
👈 امیررضا عبدلی، کارشناس اقتصادی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:
✍ در اقتصاد نئوکلاسیک فرض بر این است که اقتصاد در تعادل عمومی است یا بهزودی به آن خواهد رسید. معنای تعادل عمومی این است که سود همه سرمایهها با هم برابر و معادل با صفر است و همۀ قیمتها با هزینه تولید برابرند.
✍ اگر به این اقتصاد خیالی پول تزریق شود، پس از مدتی همه قیمتها درست به اندازۀ هم افزایش خواهند یافت. درست مثل اینکه مایعی را به چند ظرف مرتبط افزوده باشید. در این اقتصاد خیالی میتوان بهدرستی گفت تورم پولی یعنی افزایش سطح "عمومی" قیمتها.
✍ اما در واقعیت اقتصاد، تعادل عمومی وجود ندارد. سرمایهها سودهای متفاوتی دارند و قیمتها معادل هزینه تمامشده نیستند. نمیتوان سرمایهها و صنایع مختلف را مثل ظروف مرتبطه در نظر گرفت؛ بلکه میتوان آنها را به لولههایی مویین و متفاوت تشبیه کرد که هیچگاه ارتفاع مایع در همه آنها برابر نخواهد شد.
✍ تزریق پول به چنین سیستمی، قیمتها را "به اندازه هم" افزایش نمیدهد. در اینجا دیگر سخن گفتن از افزایش سطح "عمومی" قیمتها، گم کردن ردّ واقعیت است.
✍ واقعیت این است که در نتیجه پمپاژ مداوم پول به اقتصاد، افزایش قیمت بعضی کالاها آنقدر شدید خواهد بود که ممکن است عملا از دسترس مصرفکنندگان قبلی خارج شوند.
✍ وضعیت مسکن در ایران یک مثال کاملا ملموس از اثر نامتقارن و غیرعمومی تورم بر ساختار قیمتهاست. افزایش اجاره بسیار بیشتر از نرخ تورم اعلام شده است. حتی بیمشتری ماندن مِلک هم نمیتواند قیمت آن را کاهش دهد.
✍ در این میان، هستند کسانی که تأثیر افزایش حجم و کاهش ارزش مداوم پول بر این پدیده را نمیبینند و پیشنهاد میکنند دولت به خانههای خالی مالیات ببندد تا قیمت مسکن مهار شود!
✍ البته که اگر دولت با وضع مالیات سنگین مسکن را به یک دارایی زیانده تبدیل کند، احتمالا افراد زیادی خانه غیرمسکونی خود را به زیر قیمت خواهند فروخت تا از شرّ آن خلاص شوند.
✍ ولی با پول حاصل از فروش چه خواهند کرد؟ طبعا به بازارهای دیگر هجوم میبرند: ارز، طلا، خودرو، و زمین ساخته نشده که مالیات ندارد. افزایش قیمت زمین بار دیگر به افزایش بیشتر قیمت مسکن میانجامد. این عفونی کردن مالی یک زخم پولی است.
✍ مقاومت و مسئولیت مدنی هرکسی مخصوص به خود او و جایگاهی است که در جامعه دارد. مسئولیت مدنی یک اقتصاددان هم میتواند خودداری از پیشنهادهایی باشد که به این توهم سیاستمدار دامن میزنند: با حفظ همین شرایط موجود، بدون اصلاحات سیاسی، بدون بهبود در روابط خارجی و بدون اصلاحات پولی و بانکی، میتوان جلو خرابتر شدن اوضاع را گرفت.
@javadrooh
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "موضع منطقی حجاریان"
👈 مجید یونسیان، روزنامهنگار پیشکسوت و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ سعید حجاریان در گفتگو با انصاف نیوز درباره سه تهدید علیه ایران سخن گفته که قابلتامل است.
✍ چارچوب گفتوگوی حجاریان برخلاف برخی نقدهایی که بر سخنان وی رفته، از نوعی "منطق واقعگرایانه مبتنی بر تجربیات تاریخی" پیروی میکند که نقد و بررسی آن منوط به همدلی در فهم شاهکلید این منطق است.
✍ سه تهدیدی که حجاریان مطرح میکند، عبارتند از:
الف: احتمال اقدام نظامی محدود در سه جزیره ایرانی در خلیجفارس.
ب: احتمال فعالسازی و سازماندهی گروههای تجزیهطلب در استانهای مرزی و پشتیبانی نظامی، تسلیحاتی و سیاسی از آنها.
ج: افزایش تلاش برای ایجاد شرایط تنشآلود داخلی و تسریع در روند آشفتگی سیاسی.
✍ این سه سناریو در دیدگاه حجاریان مبتنی بر یک گرانیگاه مهم بعنوان پاشنهآشیل است که تبدیل این سناریوها از احتمال به واقعیت در گروی آن است. این گرانیگاه مفهومی است بهنام: "همبستگی وانسجام اجتماعی".
✍ در چهار دهه گذشته بسیاری از رخدادها، برنامهها و اقدامات، چه آگاهانه وچه ناآگاهانه، روند انسجام اجتماعی در ایران را تضعیف کرده و شرایط کنونی ما را در نقطه آسیبپذیری از لحاظ همبستگی اجتماعی قرار داده است.
✍ برخی براین باورند که هویتخواهی ایرانی، ماندگاری سههزارساله ایران،دعرق وطندوستی، توانایی نظامی و تجربه جنگ هشتساله مانع وقوع سناریوهایی است که ممکن است به تجزیه و بالکانیزه شدن ایران بیانجامد.
✍ قطعا این عوامل مهم و لازم است؛ اما کافی نیست. نگاه به تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که هر زمان که یک یا چند عامل از عوامل پایداری یک کشور تضعیف شده، تجزیه رخ نموده است.
✍ تجربه تلخ جدایی هرات و شهرهای قفقاز از ایران در زمان قاجار و بحرین در زمان پهلوی گویای این واقعیت است.
✍ گرچه امروز ایران دارای قدرت بازدارندگی نظامی و همچنین اراده و توان ملی برای حراست از تمامیتارضی است؛ اما در رویارویی با شرایط منطقهای، جهانی و تحولات داخلی باید هوشیاری بیشتری داشت.
✍ عامل اصلی و تعیینکننده در حفظ کیان سیاسی و جغرافیایی کشور نه قدرت نظامی است و نه هویت تاریخی و تاریخ سههزارساله، بلکه آنچه این عوامل را در قالب یک قدرت ملی به نمایش میگذارد؛ انسجام اجتماعی است.
✍ تضعیف همبستگی اجتماعی نقطه کلیدی و پنهان پروژه ایرانستیزی آمریکا و متحدانش است. فعالسازی گسلهای قومی در عرصه اندیشه، فرهنگ و رسانه،دفعال شدن گسلهای دینی با تاکید بر شیعهگرایی و سنیگرایی، سعی در منزوی ساختن اقلیتهای دینی، رشد و فعالسازی ایدئولوژیهای باستانگرایانه، پوپولیسم دینگرایانه محافل بینامونشان، افزایش روزافزون گسلهای اجتماعی با طرح موضوعات متنوعی چون تبدیل تفاوتهای فرهنگی به تضاد و خصومتهای اجتماعی، افزایش سازمانیافته، مدیریتشده و هوشمندانه گسلهای اقتصادی، فاصله روزافزون نیروهای سیاسی و تثبیت تدریجی رویارویی دو قطب حکومت دینی در برابر جمهوری، ناامیدی تدریجی فعالان دگرگونیخواه و صلحجو از تغییرات مسالمتآمیز،دهمهوهمه جلوههایی از رشد انشقاق اجتماعی و فرورفتن تدریجی در آشفتگی اجتماعی است.
✍ نتیجه نهایی چنین وضعیتی، تضعیف انسجام و همبستگی اجتماعی است.
✍ قطعا در چنین شرایطی است که هر سناریویی امکان توفیق مییابد و عاقلانه است که همه نسبت به آن حساس باشند و بهجای نفی احتمالات، به تبیین شرایط و واقعیتها بپردازند.
@javadrooh
👈 مجید یونسیان، روزنامهنگار پیشکسوت و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
✍ سعید حجاریان در گفتگو با انصاف نیوز درباره سه تهدید علیه ایران سخن گفته که قابلتامل است.
✍ چارچوب گفتوگوی حجاریان برخلاف برخی نقدهایی که بر سخنان وی رفته، از نوعی "منطق واقعگرایانه مبتنی بر تجربیات تاریخی" پیروی میکند که نقد و بررسی آن منوط به همدلی در فهم شاهکلید این منطق است.
✍ سه تهدیدی که حجاریان مطرح میکند، عبارتند از:
الف: احتمال اقدام نظامی محدود در سه جزیره ایرانی در خلیجفارس.
ب: احتمال فعالسازی و سازماندهی گروههای تجزیهطلب در استانهای مرزی و پشتیبانی نظامی، تسلیحاتی و سیاسی از آنها.
ج: افزایش تلاش برای ایجاد شرایط تنشآلود داخلی و تسریع در روند آشفتگی سیاسی.
✍ این سه سناریو در دیدگاه حجاریان مبتنی بر یک گرانیگاه مهم بعنوان پاشنهآشیل است که تبدیل این سناریوها از احتمال به واقعیت در گروی آن است. این گرانیگاه مفهومی است بهنام: "همبستگی وانسجام اجتماعی".
✍ در چهار دهه گذشته بسیاری از رخدادها، برنامهها و اقدامات، چه آگاهانه وچه ناآگاهانه، روند انسجام اجتماعی در ایران را تضعیف کرده و شرایط کنونی ما را در نقطه آسیبپذیری از لحاظ همبستگی اجتماعی قرار داده است.
✍ برخی براین باورند که هویتخواهی ایرانی، ماندگاری سههزارساله ایران،دعرق وطندوستی، توانایی نظامی و تجربه جنگ هشتساله مانع وقوع سناریوهایی است که ممکن است به تجزیه و بالکانیزه شدن ایران بیانجامد.
✍ قطعا این عوامل مهم و لازم است؛ اما کافی نیست. نگاه به تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که هر زمان که یک یا چند عامل از عوامل پایداری یک کشور تضعیف شده، تجزیه رخ نموده است.
✍ تجربه تلخ جدایی هرات و شهرهای قفقاز از ایران در زمان قاجار و بحرین در زمان پهلوی گویای این واقعیت است.
✍ گرچه امروز ایران دارای قدرت بازدارندگی نظامی و همچنین اراده و توان ملی برای حراست از تمامیتارضی است؛ اما در رویارویی با شرایط منطقهای، جهانی و تحولات داخلی باید هوشیاری بیشتری داشت.
✍ عامل اصلی و تعیینکننده در حفظ کیان سیاسی و جغرافیایی کشور نه قدرت نظامی است و نه هویت تاریخی و تاریخ سههزارساله، بلکه آنچه این عوامل را در قالب یک قدرت ملی به نمایش میگذارد؛ انسجام اجتماعی است.
✍ تضعیف همبستگی اجتماعی نقطه کلیدی و پنهان پروژه ایرانستیزی آمریکا و متحدانش است. فعالسازی گسلهای قومی در عرصه اندیشه، فرهنگ و رسانه،دفعال شدن گسلهای دینی با تاکید بر شیعهگرایی و سنیگرایی، سعی در منزوی ساختن اقلیتهای دینی، رشد و فعالسازی ایدئولوژیهای باستانگرایانه، پوپولیسم دینگرایانه محافل بینامونشان، افزایش روزافزون گسلهای اجتماعی با طرح موضوعات متنوعی چون تبدیل تفاوتهای فرهنگی به تضاد و خصومتهای اجتماعی، افزایش سازمانیافته، مدیریتشده و هوشمندانه گسلهای اقتصادی، فاصله روزافزون نیروهای سیاسی و تثبیت تدریجی رویارویی دو قطب حکومت دینی در برابر جمهوری، ناامیدی تدریجی فعالان دگرگونیخواه و صلحجو از تغییرات مسالمتآمیز،دهمهوهمه جلوههایی از رشد انشقاق اجتماعی و فرورفتن تدریجی در آشفتگی اجتماعی است.
✍ نتیجه نهایی چنین وضعیتی، تضعیف انسجام و همبستگی اجتماعی است.
✍ قطعا در چنین شرایطی است که هر سناریویی امکان توفیق مییابد و عاقلانه است که همه نسبت به آن حساس باشند و بهجای نفی احتمالات، به تبیین شرایط و واقعیتها بپردازند.
@javadrooh
Telegram
attach📎
Forwarded from امتداد
✅آرش میلانی در گفتگو با امتداد: صیانت از حقوق محلات، رسالت اصلی شورایاریها است
📌امتداد-گروه اجتماعی: انتخابات شورایاریهای محلات شهر تهران در حالی در ایستگاه پنجم برگزار خواهد شد که روند ثبت نام از کاندیداهای آن تا 15تیرماه تمدید شده است.
📌در همین رابطه، #آرش_حسینیمیلانی، نماینده مردم در پنجمین دوره شورای اسلامی شهر تهران و نائبرئیس ستاد هماهنگی #امتداد #شورایاریها در گفتگو با #امتداد، اظهار داشت:
📌شورایاریها، نهادهای محلی مهمی هستند که میتوان از ظرفیت آنها در عرصه مدیریت شهری بهره برد.
📌این نهاد، نسبت ارتباطی و دیدهبانی با شورای شهر دارد که تحت این مسئولیت و ارتباط، مشکلات و مسائل سطح خرد در محلات و سطح میانی در مناطق را احصا کرده و به شورا منتقل میکنند تا بتوانیم، مبتنی بر این دادهها، نسبت به حل این مشکلات بر اساس ظرفیتهای قانونی اقدام کنیم.
📌دیگر نقش مهم این نهاد نیز این است که شورایاریها، نقش بازخوردی را ایفا کرده و با انتقال ارزیابیهای خود از سیاستگذاریهای مدیریت شهری، چه در شورا و چه در نهاد شهرداری امکان ارزشیابی سیاست گذاری ها را فراهم میکنند. با تقویت جایگاه شورایاریها می توانیم از ظرفیت این ارتباط مهم میان شورایاریها و عموم شهروندان، حداکثر بهره را در جهت ارتقا خدمات عمومی ببریم.
📌شورایاریها، نسبت مستقیمی نیز با حقوق محلات دارند. چرا که افراد علاقمند به بهبود شرایط و وضعیت محله میتوانند با حضور در این نهاد، منافع و حقوق محلات را با جدیت دنبال و پیگری کنند.
📌به عنوان نمونه، محلات پرجمعیتی بودند که فضای سبز این محلات، توسط برخی از افراد دچار دستاندازی شده و نتوانسته اند از این امر جلوگیری کنند، اما باوجود شورایاریها می توان از وقوع این قبیل موارد جلوگیری کرد.
📌امیدواریم تا با ایجاد تنوع در ترکیب شورایاریها و حضور جوانان، زنان و نخبگان از عموم اقشار مردم در فرآیند انتخابات، شاهد صیانت هرچه جدیتر از حقوق و منافع محلات باشیم.
📌به اعتقاد من، صیانت از حقوق محلات، رسالت اصلی شورایاریها است و باید در گسترش کارکرد آن اهتمام داشته باشیم.
yon.ir/FmF54
#امتداد
@emtedadnet
📌امتداد-گروه اجتماعی: انتخابات شورایاریهای محلات شهر تهران در حالی در ایستگاه پنجم برگزار خواهد شد که روند ثبت نام از کاندیداهای آن تا 15تیرماه تمدید شده است.
📌در همین رابطه، #آرش_حسینیمیلانی، نماینده مردم در پنجمین دوره شورای اسلامی شهر تهران و نائبرئیس ستاد هماهنگی #امتداد #شورایاریها در گفتگو با #امتداد، اظهار داشت:
📌شورایاریها، نهادهای محلی مهمی هستند که میتوان از ظرفیت آنها در عرصه مدیریت شهری بهره برد.
📌این نهاد، نسبت ارتباطی و دیدهبانی با شورای شهر دارد که تحت این مسئولیت و ارتباط، مشکلات و مسائل سطح خرد در محلات و سطح میانی در مناطق را احصا کرده و به شورا منتقل میکنند تا بتوانیم، مبتنی بر این دادهها، نسبت به حل این مشکلات بر اساس ظرفیتهای قانونی اقدام کنیم.
📌دیگر نقش مهم این نهاد نیز این است که شورایاریها، نقش بازخوردی را ایفا کرده و با انتقال ارزیابیهای خود از سیاستگذاریهای مدیریت شهری، چه در شورا و چه در نهاد شهرداری امکان ارزشیابی سیاست گذاری ها را فراهم میکنند. با تقویت جایگاه شورایاریها می توانیم از ظرفیت این ارتباط مهم میان شورایاریها و عموم شهروندان، حداکثر بهره را در جهت ارتقا خدمات عمومی ببریم.
📌شورایاریها، نسبت مستقیمی نیز با حقوق محلات دارند. چرا که افراد علاقمند به بهبود شرایط و وضعیت محله میتوانند با حضور در این نهاد، منافع و حقوق محلات را با جدیت دنبال و پیگری کنند.
📌به عنوان نمونه، محلات پرجمعیتی بودند که فضای سبز این محلات، توسط برخی از افراد دچار دستاندازی شده و نتوانسته اند از این امر جلوگیری کنند، اما باوجود شورایاریها می توان از وقوع این قبیل موارد جلوگیری کرد.
📌امیدواریم تا با ایجاد تنوع در ترکیب شورایاریها و حضور جوانان، زنان و نخبگان از عموم اقشار مردم در فرآیند انتخابات، شاهد صیانت هرچه جدیتر از حقوق و منافع محلات باشیم.
📌به اعتقاد من، صیانت از حقوق محلات، رسالت اصلی شورایاریها است و باید در گسترش کارکرد آن اهتمام داشته باشیم.
yon.ir/FmF54
#امتداد
@emtedadnet
👁🗨 نگاه تحلیلگران: "نشاط اجتماعی و دموکراسی"
👈 جهانبخش خانجانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران، در روزنامه ارگان این حزب نوشت:
✍ تحقق دموکراسی و فرآیند انتخابگری بعنوان یکی از مولفههای اصلی توسعهیافتگی همواره مورد توجه و بحث بوده؛ اما "تحقق دموکراسی" فینفسه خود نیازمند چه مولفههایی است و از اساس خارج از مباحث توسعهیافتگی چرا به موضوع تحقق دموکراسی اهمیت میدهیم؟
✍ واقعیت این است که تحقق دموکراسی و موضوع توسعهیافتگی همپوشانی قابلتوجهی با موضوع نشاط اجتماعی و عبور از انسداد سیاسی دارد.
✍ از این حیث میتوان ۱۰گام را برای تحقق دموکراسی و تداوم توسعهیافتگی سیاسی تعریف کرد.
✍ سطح بالای سواد و دانش و آگاهیهای جامعه، وجود شبکههای آموزشی و پرورشی وسیع در ابعاد مختلف علمی، وجود شبکههای ارتباطی و فراگیر رسانهای، وجود طبقههای اجتماعی و متوسط قوی و کارآمد، جامعه مدنی پویا و فعال و تاثیرگذار و نبود نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و مادی از عوامل مهم تحقق دموکراسی و عواملی شامل مشروعیت و پیروی از قواعد بازی، میانهروی سیاسی احزاب پیروز، نبود فقر و شکافهای مذهبی و فرهنگی و قومی، وجود مشارکت سیاسی و آزادی انتخاب و در یک کلام تحقق جامعه مدنی از پارامترهای اساسی توسعهیافتگی سیاسی تلقی میشود.
✍ این موارد در کنار هم میتواند فرهنگ تعاملی و رفتار عقلانی را در جامعه تثبیت کند و با بالابردن سطح مشارکت اجتماعی به درک متقابل مردم و حکومت و توسعه فرهنگ شهروندمداری بیانجامد.
✍ در شرایط حاکمیت قانون، فرهنگ پاسخگویی رشد میکند و شایستهسالاری بر فرصتطلبی چیره میشود و در این جامعه است که حریم خصوصی افراد محترم شمرده میشود. تحقق مولفههای گفتهشده به تولد نشاط در جامعه میانجامد و فرهنگ مشارکتجویی را رشد میدهد.
✍ در جامعه توسعهیافته فاکتورهای نشاط رتبه بالاتری دارند و در مقابل هر اندازه شاهد نزول در شاخصهای فوق باشیم روحیه افسردگی و آزردگی و یاس و حرمان غلبه پیدا میکند و ناامیدی به آینده و ابهام در کسب منزلتهای بعدی به وجود میآید.
✍ برای اینکه بدانیم جامعهای بانشاط است یا خیر؛ الگوهای سنجش مختلفی وجود دارد. مولفههایی همچون میزان سواد جامعه، نرخ امید به زندگی، امید به آینده، احساس رضایتمندی، بیگانگی سیاسی، احساس عدالت و بیعدالتی، احساس مشروعیت و احساس محرومیت موثرترین متغیرها در تطبیق و بررسی وضعیت وجود یا عدم نشاط اجتماعی است.
✍ حال با فهم تعاریف فوق به سوال اصلی باز میگردیم: "آیا ایران جامعهای بانشاط است؟"
✍ با توجه به موارد گفتهشده، در یک تعریف مختصر میتوان اینگونه نتیجه گرفت که ایران کشوری است در حال توسعه؛ ولی در هیچیک از پارامترهای توسعهیافتگی هنوز به مرحله میانگین نرسیده و راهی بس طولانی و صعب پیشرو دارد.
✍ تنها راه مسیر توسعه، همدلی و همگرایی ملت و دولت با حاکمیت است و زمانی که نشاط اجتماعی و سرزندگی و روح امید و مشارکت سیاسی و اجتماعی ارتقاء نیابد و فرهنگ توسعهای جایگزین فرهنگ سنتی نشود، وضعیت مناسبی نخواهیم داشت.
✍ مساله اصلی این است که برای طی این مسیر نباید چشمهای خود را بر واقعیات ببندیم و به تعطیلات تاریخی رهسپار شویم.
✍ باید بپذیریم که رگههایی از انشقاق اجتماعی در حال بروز است و عناصر ذائلکننده کرامت انسانی در پس پرده در حال هجوم هستند و یگانگی هویت جمعی در حال فروپاشی است.
✍ در خوشبینانهترین حالت ممکن میتوان گفت که دموکراسی در ایران بسیار جوان است.
✍ متاسفانه در لایههای فوقانی چالشهای سیاسی رقابتها تبدیل به تنفر سیاسی شده و در نتیجه حذف و طرد رادیکال یکدیگر به عنوان استراتژی کارآمد جلوه داده میشود.
✍ مساله مهمی که این دموکراسی جوان باید مدنظر قرار دهد، نشاندن گفتمان به جای رویه حذف است. همزیستی مسالمتآمیز و کنارگذاشتن افراطیگری و وحدت حول محور وفاق ملی باید مدنظر همه باشد.
✍ میتوانیم آستانه تحمل سیاسی را بالا ببریم و تساهل و مدارا را سرلوحه امور خود قرار دهیم، عرصه رقابت مدنی را برگزینیم و به ارزشهایمان ببالیم و رقابت را در درون دوستیها بجوییم و تلاش کنیم به ایران آباد و آزاد و شاداب و بانشاط برسیم.
@javadrooh
👈 جهانبخش خانجانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران، در روزنامه ارگان این حزب نوشت:
✍ تحقق دموکراسی و فرآیند انتخابگری بعنوان یکی از مولفههای اصلی توسعهیافتگی همواره مورد توجه و بحث بوده؛ اما "تحقق دموکراسی" فینفسه خود نیازمند چه مولفههایی است و از اساس خارج از مباحث توسعهیافتگی چرا به موضوع تحقق دموکراسی اهمیت میدهیم؟
✍ واقعیت این است که تحقق دموکراسی و موضوع توسعهیافتگی همپوشانی قابلتوجهی با موضوع نشاط اجتماعی و عبور از انسداد سیاسی دارد.
✍ از این حیث میتوان ۱۰گام را برای تحقق دموکراسی و تداوم توسعهیافتگی سیاسی تعریف کرد.
✍ سطح بالای سواد و دانش و آگاهیهای جامعه، وجود شبکههای آموزشی و پرورشی وسیع در ابعاد مختلف علمی، وجود شبکههای ارتباطی و فراگیر رسانهای، وجود طبقههای اجتماعی و متوسط قوی و کارآمد، جامعه مدنی پویا و فعال و تاثیرگذار و نبود نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و مادی از عوامل مهم تحقق دموکراسی و عواملی شامل مشروعیت و پیروی از قواعد بازی، میانهروی سیاسی احزاب پیروز، نبود فقر و شکافهای مذهبی و فرهنگی و قومی، وجود مشارکت سیاسی و آزادی انتخاب و در یک کلام تحقق جامعه مدنی از پارامترهای اساسی توسعهیافتگی سیاسی تلقی میشود.
✍ این موارد در کنار هم میتواند فرهنگ تعاملی و رفتار عقلانی را در جامعه تثبیت کند و با بالابردن سطح مشارکت اجتماعی به درک متقابل مردم و حکومت و توسعه فرهنگ شهروندمداری بیانجامد.
✍ در شرایط حاکمیت قانون، فرهنگ پاسخگویی رشد میکند و شایستهسالاری بر فرصتطلبی چیره میشود و در این جامعه است که حریم خصوصی افراد محترم شمرده میشود. تحقق مولفههای گفتهشده به تولد نشاط در جامعه میانجامد و فرهنگ مشارکتجویی را رشد میدهد.
✍ در جامعه توسعهیافته فاکتورهای نشاط رتبه بالاتری دارند و در مقابل هر اندازه شاهد نزول در شاخصهای فوق باشیم روحیه افسردگی و آزردگی و یاس و حرمان غلبه پیدا میکند و ناامیدی به آینده و ابهام در کسب منزلتهای بعدی به وجود میآید.
✍ برای اینکه بدانیم جامعهای بانشاط است یا خیر؛ الگوهای سنجش مختلفی وجود دارد. مولفههایی همچون میزان سواد جامعه، نرخ امید به زندگی، امید به آینده، احساس رضایتمندی، بیگانگی سیاسی، احساس عدالت و بیعدالتی، احساس مشروعیت و احساس محرومیت موثرترین متغیرها در تطبیق و بررسی وضعیت وجود یا عدم نشاط اجتماعی است.
✍ حال با فهم تعاریف فوق به سوال اصلی باز میگردیم: "آیا ایران جامعهای بانشاط است؟"
✍ با توجه به موارد گفتهشده، در یک تعریف مختصر میتوان اینگونه نتیجه گرفت که ایران کشوری است در حال توسعه؛ ولی در هیچیک از پارامترهای توسعهیافتگی هنوز به مرحله میانگین نرسیده و راهی بس طولانی و صعب پیشرو دارد.
✍ تنها راه مسیر توسعه، همدلی و همگرایی ملت و دولت با حاکمیت است و زمانی که نشاط اجتماعی و سرزندگی و روح امید و مشارکت سیاسی و اجتماعی ارتقاء نیابد و فرهنگ توسعهای جایگزین فرهنگ سنتی نشود، وضعیت مناسبی نخواهیم داشت.
✍ مساله اصلی این است که برای طی این مسیر نباید چشمهای خود را بر واقعیات ببندیم و به تعطیلات تاریخی رهسپار شویم.
✍ باید بپذیریم که رگههایی از انشقاق اجتماعی در حال بروز است و عناصر ذائلکننده کرامت انسانی در پس پرده در حال هجوم هستند و یگانگی هویت جمعی در حال فروپاشی است.
✍ در خوشبینانهترین حالت ممکن میتوان گفت که دموکراسی در ایران بسیار جوان است.
✍ متاسفانه در لایههای فوقانی چالشهای سیاسی رقابتها تبدیل به تنفر سیاسی شده و در نتیجه حذف و طرد رادیکال یکدیگر به عنوان استراتژی کارآمد جلوه داده میشود.
✍ مساله مهمی که این دموکراسی جوان باید مدنظر قرار دهد، نشاندن گفتمان به جای رویه حذف است. همزیستی مسالمتآمیز و کنارگذاشتن افراطیگری و وحدت حول محور وفاق ملی باید مدنظر همه باشد.
✍ میتوانیم آستانه تحمل سیاسی را بالا ببریم و تساهل و مدارا را سرلوحه امور خود قرار دهیم، عرصه رقابت مدنی را برگزینیم و به ارزشهایمان ببالیم و رقابت را در درون دوستیها بجوییم و تلاش کنیم به ایران آباد و آزاد و شاداب و بانشاط برسیم.
@javadrooh
Telegram
attach📎
📱روایتهای مجازی: "حمله موشکی تبلیغاتی بعید نیست!"
👈 عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ، در کانال تلگرامی خود با انتشار متنی هشدارآمیز نوشت: "با توجه به بروز علائمی از برخی بازیهای تبلیغاتی کثیف و زشت بعضی مقامات رسمی و فعالین سیاسی داخلی، احتمال حمله موشکی کماهمیت (شلیک موضعی به چند مکان خاص) ولی به شدت جنجالی و تبلیغاتی بعید بنظر نمیرسد با هدف ایجاد مطالبه مذاکره با ترامپ در میان فعالین سیاسی و فشار بر رهبری".
@javadrooh
👈 عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ، در کانال تلگرامی خود با انتشار متنی هشدارآمیز نوشت: "با توجه به بروز علائمی از برخی بازیهای تبلیغاتی کثیف و زشت بعضی مقامات رسمی و فعالین سیاسی داخلی، احتمال حمله موشکی کماهمیت (شلیک موضعی به چند مکان خاص) ولی به شدت جنجالی و تبلیغاتی بعید بنظر نمیرسد با هدف ایجاد مطالبه مذاکره با ترامپ در میان فعالین سیاسی و فشار بر رهبری".
@javadrooh
📸 نمای روز: تصویر منتشرشده از حضور نیروی دریایی انگلیس روی نفتکش توقیفشده ایرانی در تنگه جبلالطارق.
@javadrooh
@javadrooh