Forwarded from ✈️ راهنمای سفر
🇮🇷🇨🇳🇩🇪تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور ایران،چین و آلمان
پژوهشگر:علیرضا عابدین روانشناس
قسمت ۲|۳
💢در بین فشارهای مختلف محیطی، فشار «سلطهگری »، «فقدان » و «محیط نامأنوس » برای گروه ایرانی، فشارهای «مهرورزی » و «آموزش » درگروه چینی و فشارهای «پرخاشگری »، «از دست دادن » و «مهرطلبی» در گروه آلمانی بیشتر به چشم میخورد.
🇮🇷کودک ایرانی خود را در محیطی نأمانوس مییابد که در آن اشیاء و فرصتها برای قهرمان داستانها ناچیز به نظر رسیده و منبع قدرت، سلطهگرانه تعیینکننده و جهتدهنده است.
🇨🇳دو فشار اصلی در چین «مهرورزی » و «آموزش » است. یعنی ابتدا محیط، مهرورزانه بستری فراهم میکند و بعد آموزش خود را به قهرمان ارائه میدهد. بالا بودن تم دانشافزایی برای کشور چین مبین همین موضوع است.
🇩🇪فشار پرخاشگری در داستانهای آلمانی گاه در جهت آموزش دادن آموزه اخلاقی «پرهیز از قضاوت عجولانه »، گاه در جهت آموزش «مکانیسم دفاعی حمله به متجاوز » و گاه در جهت آموزش «بالا بردن توان جسمی برای مقابله و دفاع از خود » عمل میکند. فشار «مهرطلبی » نیز در جهت تحریک کنجکاوی و حس جستجوگری قهرمان کار میکند. همچنین فشار «از دست دادن » منجر به تحریک حس تلاشگری و کنجکاوی کودک شده و در نهایت و پس از پشت سر گذاردن تمام این سه فشار، قهرمان داستان به هدف مورد نظر خود می رسد و احساس رضایت و موفقیت میکند.
🇮🇷 اما تم غالب «تسلیم و اطاعت » در ایران که به دلیل وجود فشار سلطهگری و نیاز قهرمان به پیروی ایجاد میشود، چه برآیندی دارد؟ در سراسر کتاب فارسی ایران «انفعال» قهرمان یا همان کودک واضح مینماید. همانگونه که نتایج پژوهش نیز نشان میدهد تم «انفعال» نیز یک تم پرتکرار است. به نظر میرسد نتیجه سلطه و پیروی، انفعال قهرمان و حرکت بسیار کند و حلزونی اوست.
💢اما چرا قهرمان در حالی که میتواند راهکارهای مختلفی را در برابر سلطه برگزیند، پیروی از نوع تسلیم را انتخاب میکند؟
🇮🇷در کتاب فارسی ایران میتوان کلمات پرتکرار را به سه گروه کلی تقسیم کرد:
1⃣دسته اول: کلماتی که نشاندهنده مذهب و ایدئولوژی هستند شامل خدا، قرآن، دعا که مجموعا ٣٧ بار تکرار شدهاند.
2⃣دسته دوم: کلماتی که نشاندهنده افراد و مراجع مهم و صاحب قدرت هستند مانند پدر، مادر، پدر و مادربزرگ و معلم و مدیر که ٣٩ بار تکرار شدهاند و در نهایت در
3⃣دسته سوم، کلماتی که نشاندهنده مسائل ملی و میهنی هستند شامل کشور، میهن، ایران، ایرانی، رهبر و انقلاب اسلامی که آنها هم ۴٧ بار تکرار شده است. این یافتهها نشان میدهد که در کتاب فارسی ایران، کودک یا مخاطب در یک مثلث قدرت و سلطه قرار دارد. مثلثی با سه ضلع خانواده ، مذهب و سیاست. به نظر میرسد به دلیل این که منابع قدرت (خانواده، ایدئولوژی (مذهب) و سیاست)، قوانین و مقررات را از قبل مشخص کردهاند و چون جایگاه و منزلت این افراد ثابت است و جای هیچ شک و شبههای در آن نیست، بنابراین راهی جز پذیرش و تسلیم باقی نمیماند. کودک در برابر این غول سلطهگر انتخابی جز اطاعت و تسلیم ندارد.
💢 اما آنچه که در پس این ارتباط یک سویه وجود دارد «ترس» است. ترس از مثلث سلطه به دلیل قدرت بالا و اینکه آنقدر مقدس و لایتغیر است که حتی کودک در کتاب فارسی ایران نمیتواند کنجکاوی کند و سوألی بپرسد. اگر حرفی میزند با اجازهدهی آنها و یا در جایی است که زیر سایه این مثلث قرار دارد.
ادامه دارد...
@dachstudien
🇪🇺🇩🇪
@sociologychannel
پژوهشگر:علیرضا عابدین روانشناس
قسمت ۲|۳
💢در بین فشارهای مختلف محیطی، فشار «سلطهگری »، «فقدان » و «محیط نامأنوس » برای گروه ایرانی، فشارهای «مهرورزی » و «آموزش » درگروه چینی و فشارهای «پرخاشگری »، «از دست دادن » و «مهرطلبی» در گروه آلمانی بیشتر به چشم میخورد.
🇮🇷کودک ایرانی خود را در محیطی نأمانوس مییابد که در آن اشیاء و فرصتها برای قهرمان داستانها ناچیز به نظر رسیده و منبع قدرت، سلطهگرانه تعیینکننده و جهتدهنده است.
🇨🇳دو فشار اصلی در چین «مهرورزی » و «آموزش » است. یعنی ابتدا محیط، مهرورزانه بستری فراهم میکند و بعد آموزش خود را به قهرمان ارائه میدهد. بالا بودن تم دانشافزایی برای کشور چین مبین همین موضوع است.
🇩🇪فشار پرخاشگری در داستانهای آلمانی گاه در جهت آموزش دادن آموزه اخلاقی «پرهیز از قضاوت عجولانه »، گاه در جهت آموزش «مکانیسم دفاعی حمله به متجاوز » و گاه در جهت آموزش «بالا بردن توان جسمی برای مقابله و دفاع از خود » عمل میکند. فشار «مهرطلبی » نیز در جهت تحریک کنجکاوی و حس جستجوگری قهرمان کار میکند. همچنین فشار «از دست دادن » منجر به تحریک حس تلاشگری و کنجکاوی کودک شده و در نهایت و پس از پشت سر گذاردن تمام این سه فشار، قهرمان داستان به هدف مورد نظر خود می رسد و احساس رضایت و موفقیت میکند.
🇮🇷 اما تم غالب «تسلیم و اطاعت » در ایران که به دلیل وجود فشار سلطهگری و نیاز قهرمان به پیروی ایجاد میشود، چه برآیندی دارد؟ در سراسر کتاب فارسی ایران «انفعال» قهرمان یا همان کودک واضح مینماید. همانگونه که نتایج پژوهش نیز نشان میدهد تم «انفعال» نیز یک تم پرتکرار است. به نظر میرسد نتیجه سلطه و پیروی، انفعال قهرمان و حرکت بسیار کند و حلزونی اوست.
💢اما چرا قهرمان در حالی که میتواند راهکارهای مختلفی را در برابر سلطه برگزیند، پیروی از نوع تسلیم را انتخاب میکند؟
🇮🇷در کتاب فارسی ایران میتوان کلمات پرتکرار را به سه گروه کلی تقسیم کرد:
1⃣دسته اول: کلماتی که نشاندهنده مذهب و ایدئولوژی هستند شامل خدا، قرآن، دعا که مجموعا ٣٧ بار تکرار شدهاند.
2⃣دسته دوم: کلماتی که نشاندهنده افراد و مراجع مهم و صاحب قدرت هستند مانند پدر، مادر، پدر و مادربزرگ و معلم و مدیر که ٣٩ بار تکرار شدهاند و در نهایت در
3⃣دسته سوم، کلماتی که نشاندهنده مسائل ملی و میهنی هستند شامل کشور، میهن، ایران، ایرانی، رهبر و انقلاب اسلامی که آنها هم ۴٧ بار تکرار شده است. این یافتهها نشان میدهد که در کتاب فارسی ایران، کودک یا مخاطب در یک مثلث قدرت و سلطه قرار دارد. مثلثی با سه ضلع خانواده ، مذهب و سیاست. به نظر میرسد به دلیل این که منابع قدرت (خانواده، ایدئولوژی (مذهب) و سیاست)، قوانین و مقررات را از قبل مشخص کردهاند و چون جایگاه و منزلت این افراد ثابت است و جای هیچ شک و شبههای در آن نیست، بنابراین راهی جز پذیرش و تسلیم باقی نمیماند. کودک در برابر این غول سلطهگر انتخابی جز اطاعت و تسلیم ندارد.
💢 اما آنچه که در پس این ارتباط یک سویه وجود دارد «ترس» است. ترس از مثلث سلطه به دلیل قدرت بالا و اینکه آنقدر مقدس و لایتغیر است که حتی کودک در کتاب فارسی ایران نمیتواند کنجکاوی کند و سوألی بپرسد. اگر حرفی میزند با اجازهدهی آنها و یا در جایی است که زیر سایه این مثلث قرار دارد.
ادامه دارد...
@dachstudien
🇪🇺🇩🇪
@sociologychannel
Forwarded from ✈️ راهنمای سفر
🇮🇷🇨🇳🇩🇪تحلیل محتوای سه کتاب درسی اول دبستان ایران،چین و آلمان
پژوهشگر:علیرضا عابدین روانشناس
قسمت ۳|۳-پایانی
🇮🇷در کتاب فارسی ایران محیط تعیین کننده، توضیح دهنده، تصمیم گیرنده و پرسشگر است و قهرمان (کودک یا مخاطب) فقط یک شنونده، تکرار کننده، پاسخ دهنده و طلب کننده است که همواره به عنوان موجودی ضعیف و ناتوان و نیازمند به تصویر کشیده میشود. این موضوع در تم تکراری دعا کردن (تمنا کردن ) در داستانهای ایرانی خود را نشان میدهد. البته تمام کتب ادبی کلاسیک در ادبیات فارسی با حمد و ثنای پروردگار آغاز میشوند. شکر به خاطر نعماتی که به ما داده است و حمد و ثنای صفات او. ولی در کتاب فارسی اول دبستان قهرمان از موضع ضعف و درماندگی با خداوند سخن میگوید و فقط میگوید: «بده… بده! ».
⚡️این بدان معناست که قهرمان خیلی چیزها را ندارد و با دستهایی گیرنده و دهانی باز فقط از منابع قدرت طلب میکند. تنها جایی که کودک فاعلیتی از خود نشان میدهد همین جاست که آن هم به صورت تمنا کردن و درخواست کمک (نیاز مهرطلبی دومین نیاز در ایران) است.
🇮🇷در داستانهای ایرانی، رابطه بین محیط و قهرمان نابرابر است. در یک طرف، کودکی ضعیف و ناتوان و در طرف دیگر یک غول سلطه و قدرت با سه بازوی آهنین (مذهب، افراد مهم و سیاست) قرار دارد.
ولی به راستی علت این تجهیز کامل و این شدت فشار چیست؟ آیا این به دلیل ترس خود این غول سلطه نیست؟
این موضوع در داستانهای شعاری، آنجا که محیط تأکید بر پاینده، رزمنده و بیدار بودن دارد و یا در درسهایی که به داشتن چشمهای باز تأکید میکند، خود را آشکار میسازد. گویی خطری در کمین است!
⚡️هم چنین به طور تلویحی خود محیط هم قبول دارد که فقدان (در محیط) وجود دارد و تو احتمالا نیاز به آسیبگریزی خواهی داشت ولی پیشاپیش میگوید که یا باید برای این فقدان حسرت بخوری و یا هشدار میدهد که اگر هوس مهاجرت یا باز کردن دهان (حرکت از انفعال به سمت فعال بودن) به سرت بزند، سقوط خواهی کرد و خواهی مرد. تمام این موارد در نهایت به انفعال درماندگی و کسالت در مخاطب منتهی میشود.
❇️بنابراین مشاهده میشود که رابطه بین محیط و قهرمان در داستانهای ایرانی با برتری محیط مشخص شده و در واقع محیط سوار بر قهرمان است. در داستانهای چینی یک رابطه دوسویه و برابر و همسطح بین محیط و قهرمان دیده میشود و در آلمان این فرد و نیازهایش است که بر محیط سوار است و برتری دارد.
❇️مقایسه درون مایههای داستانها در سه کشور نشان میدهد درون مایههای پذیرش و تسلیم، انفعال و فقدان رابطه در گروه ایرانی، درونمایههای دانشافزایی و به اشتراک گذاشتن دانش، همدلی، تلاش برای بیدار کردن قهرمان توسط محیط، حفاظت از محیط زیست، همکاری و همدلی در گروه چینی بیشترین فراوانی را دارند؛ در گروه آلمانی نیز تِمهای پرتکرار تلاش برای رسیدن به هدف، استقلال، کنجکاوی و حل معما، شجاعت و صمیمیت هستند.
💢❇️در یک کلام میتوان گفت کتاب فارسی کلاس اول ایران به کودک میآموزد: «مطیع باش! ». کتاب کلاس اول چین میآموزد: «کارگری مهربان باش! ». کتاب کلاس اول آلمان می آموزد: «برنده باش!».
@dachstudien
🇪🇺🇩🇪
@sociologychannel
پژوهشگر:علیرضا عابدین روانشناس
قسمت ۳|۳-پایانی
🇮🇷در کتاب فارسی ایران محیط تعیین کننده، توضیح دهنده، تصمیم گیرنده و پرسشگر است و قهرمان (کودک یا مخاطب) فقط یک شنونده، تکرار کننده، پاسخ دهنده و طلب کننده است که همواره به عنوان موجودی ضعیف و ناتوان و نیازمند به تصویر کشیده میشود. این موضوع در تم تکراری دعا کردن (تمنا کردن ) در داستانهای ایرانی خود را نشان میدهد. البته تمام کتب ادبی کلاسیک در ادبیات فارسی با حمد و ثنای پروردگار آغاز میشوند. شکر به خاطر نعماتی که به ما داده است و حمد و ثنای صفات او. ولی در کتاب فارسی اول دبستان قهرمان از موضع ضعف و درماندگی با خداوند سخن میگوید و فقط میگوید: «بده… بده! ».
⚡️این بدان معناست که قهرمان خیلی چیزها را ندارد و با دستهایی گیرنده و دهانی باز فقط از منابع قدرت طلب میکند. تنها جایی که کودک فاعلیتی از خود نشان میدهد همین جاست که آن هم به صورت تمنا کردن و درخواست کمک (نیاز مهرطلبی دومین نیاز در ایران) است.
🇮🇷در داستانهای ایرانی، رابطه بین محیط و قهرمان نابرابر است. در یک طرف، کودکی ضعیف و ناتوان و در طرف دیگر یک غول سلطه و قدرت با سه بازوی آهنین (مذهب، افراد مهم و سیاست) قرار دارد.
ولی به راستی علت این تجهیز کامل و این شدت فشار چیست؟ آیا این به دلیل ترس خود این غول سلطه نیست؟
این موضوع در داستانهای شعاری، آنجا که محیط تأکید بر پاینده، رزمنده و بیدار بودن دارد و یا در درسهایی که به داشتن چشمهای باز تأکید میکند، خود را آشکار میسازد. گویی خطری در کمین است!
⚡️هم چنین به طور تلویحی خود محیط هم قبول دارد که فقدان (در محیط) وجود دارد و تو احتمالا نیاز به آسیبگریزی خواهی داشت ولی پیشاپیش میگوید که یا باید برای این فقدان حسرت بخوری و یا هشدار میدهد که اگر هوس مهاجرت یا باز کردن دهان (حرکت از انفعال به سمت فعال بودن) به سرت بزند، سقوط خواهی کرد و خواهی مرد. تمام این موارد در نهایت به انفعال درماندگی و کسالت در مخاطب منتهی میشود.
❇️بنابراین مشاهده میشود که رابطه بین محیط و قهرمان در داستانهای ایرانی با برتری محیط مشخص شده و در واقع محیط سوار بر قهرمان است. در داستانهای چینی یک رابطه دوسویه و برابر و همسطح بین محیط و قهرمان دیده میشود و در آلمان این فرد و نیازهایش است که بر محیط سوار است و برتری دارد.
❇️مقایسه درون مایههای داستانها در سه کشور نشان میدهد درون مایههای پذیرش و تسلیم، انفعال و فقدان رابطه در گروه ایرانی، درونمایههای دانشافزایی و به اشتراک گذاشتن دانش، همدلی، تلاش برای بیدار کردن قهرمان توسط محیط، حفاظت از محیط زیست، همکاری و همدلی در گروه چینی بیشترین فراوانی را دارند؛ در گروه آلمانی نیز تِمهای پرتکرار تلاش برای رسیدن به هدف، استقلال، کنجکاوی و حل معما، شجاعت و صمیمیت هستند.
💢❇️در یک کلام میتوان گفت کتاب فارسی کلاس اول ایران به کودک میآموزد: «مطیع باش! ». کتاب کلاس اول چین میآموزد: «کارگری مهربان باش! ». کتاب کلاس اول آلمان می آموزد: «برنده باش!».
@dachstudien
🇪🇺🇩🇪
@sociologychannel
Forwarded from مجمع خیرین سلامت استان مرکزی
🌿 #خاصيت_بی_نظیر_نعناع
💠 نوشیدن یک فنجان دمنوش نعناع:
🌱 قبل از غذا کبد را تمیز می کند.
🌱خلط صفرا را رقیق می کند.
🌱 کلسترول بد خون را کاهش می دهد .
🆔 @khayrinSalamat
💠 نوشیدن یک فنجان دمنوش نعناع:
🌱 قبل از غذا کبد را تمیز می کند.
🌱خلط صفرا را رقیق می کند.
🌱 کلسترول بد خون را کاهش می دهد .
🆔 @khayrinSalamat
Forwarded from اقتصاد آنلاین
📌استفاده از عروس دریایی به عنوان بادیگارد/عکس روز نشنال جئوگرافیک
🔹یک ماهی کوچک برای محافظت از خود در میان چتر عروس دریایی پنهان شده است.
@eghtesadonline
🔹یک ماهی کوچک برای محافظت از خود در میان چتر عروس دریایی پنهان شده است.
@eghtesadonline
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
صدور شناسنامه DNA برای نمونه های جانوری ایران/شناسایی و ثبت بارکد DNA آبزیان کشور
https://www.isw.ir/?p=25576
@ISWIR
https://www.isw.ir/?p=25576
@ISWIR
Forwarded from ترويج علم (Ghadimi)
🔴 عکس ترکیبی از خورشیدگرفتگی ۳۰ امرداد در امریکای شمالی. فقط در نوار محدودی در کشور امریکا، کسوف بهطور کامل و در سایر نواحی بهصورت جزئی (همین عکس) دیده میشد.
عکس: علی مجدفر
@iranpopscience
عکس: علی مجدفر
@iranpopscience
Forwarded from کانال انجمن علمي كتابداري و اطلاع رساني ايران (Mehrnaz Khorasanchi)
جایزۀ گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
اطلاعات بیشتر را از وبگاه انجمن بخوانید. پیوند مشاهده خبر:
goo.gl/AHZkWk
@ilisa_pr
اطلاعات بیشتر را از وبگاه انجمن بخوانید. پیوند مشاهده خبر:
goo.gl/AHZkWk
@ilisa_pr
ilisa.ir
جایزۀ گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
همۀ فارغ التحصیلان دورههای کارشناسی ارشد و دکتری رشتۀ کتابداری و اطلاعرسانی(علم اطلاعات و دانششناسی)، که از پایاننامۀ خود در سال 1395 دفاع کردهان...
▫️بهداشت سخن
گفتار یا نوشتار، هرچه استوارتر و آراستهتر باشد، اثرش بر شنونده یا خواننده بیشتر خواهد بود و مقصد و مراد گوینده یا نویسنده را بهتر برآورده خواهد کرد. البته سخن، هم قالب دارد هم محتوا؛ هم لفظ دارد هم معنا. نهایتِ پختگی و کمال سخن آن است که معنا و محتوای درست و ژرف را با لفظ و قالب شیوا و شگرف، یکجا جمع داشته باشد. معنای کلام، از درک و دانش گوینده یا نویسنده سرچشمه میگیرد و لفظ آن از ذهن و زبان او میجوشد. پس، گوینده یا نویسنده باید اندیشه و ضمیری زلال و روشن، و ذهن و زبانی پرورده و پالوده داشته باشد تا بتواند با تار و پود الفاظ، لباسی زیبا و برازنده، بر اندام معنا بپوشاند و کلامی نغز و رسا پدید آورد.
کسی در اهمیت معنا و محتوا تردیدی ندارد اما دربارهٔ آراستگیِ لفظ، و چند و چون آن، اختلاف و نزاعی سخت میان کوشندگانِ سرزمین سخن برقرار است. گروهی که اغلب، گرایشهای زبانشناسانه دارند، یکسره قائل به آزادی در کاربرد زبان و ساختارهای زبانیاند و هیچیک از موازین و قواعد زبانی را جدی نمیگیرند؛ آنها در کاربرد الفاظ و واژگان، اعتقادی به درست و غلط ندارند و میگویند زبان، کاربردی جز فراهم آوردن امکان مفاهمه میان انسانها ندارد و همین که مفاهمه برقرار شود، کفایت میکند. در برابر این رویکرد روادارانهٔ افراطی، گروهی که اغلب، مشربی ادیبانه دارند، از سوی دیگر به جادهٔ افراط افتادهاند؛ آنها با رویکردی دستورگرایانه، میراث ادبیِ گذشتگان را ملاک و معیار قرار میدهند و بر پایهٔ آن، الفاظ و ساختارهای زبانی را به دو دستهٔ درست و غلط تقسیم میکنند و گویندگان و نویسندگان را به پایبندی به موازین و بایستههای زبانی و ادبی فرا میخوانند. بگذریم از گروهی که ریشهٔ زبان و واژگان را در گویش نیاکان خود جستوجو میکنند و سر به بیابان سرهگرایی میگذارند و سنگ زبان پاک به سینه میزنند.
من نه رواداریِ افراطیِ برخی زبانشناسان را میپسندم، نه سختگیریِ افراطیِ برخی ادبا را؛ بلکه راه میانه را برمیگزینم. این شیوهای است که بسیاری از بزرگان عرصهٔ ادبیات و فکر و فرهنگ معاصر نیز بر اساس آن، راه پیمودهاند. من بر این باورم که گفتار و نوشتار باید به گویش گرم و زندهٔ عامهٔ مردم نزدیک باشد و از آن مایه بگیرد، اما با این حال، پایبندی به قواعد زبانی و اسلوب ادبی را نیز برای حفظ آراستگی و استحکام سخن، لازم میدانم. درست است که مقصود از نوشتن و سخن گفتن، بیان اندیشه است، اما بیان اندیشه باید در قالب الفاظی روشن و درست و زدوده و مأنوس صورت بگیرد و مطلب چنان شیوا و رسا ارائه شود که شنونده یا خواننده هرچه آسانتر، مفهوم سخن را دریابد. هیچ مفهومی نباید گنگ و مبهم و تاریک و دوپهلو باشد و واژهها باید با دقت و صراحتِ تمام بر معنیِ مقصود گوینده یا نویسنده دلالت داشته باشد. سیاق سخن، ضمن سازگاری با انس و ذوق شنونده و خواننده، باید با اسلوب و قواعد زبانی نیز مطابقت داشته باشد.
من از این بایستههای گفتاری و نوشتاری، به «بهداشت سخن» تعبیر میکنم و از این پس میکوشم برخی نکتههای کاربردی با هدف بهبود گفتار و نوشتار، در قالب یادداشتهایی کوتاه، با عنوان کلیِ «بهداشت سخن» در کانال منتشر کنم. پیشاپیش تصریح میکنم، این نوشتهها از جنس درست و غلطِ زبانی و از قبیل آثار ارجمندی چون «غلط ننویسیم» زندهیاد ابوالحسن نجفی نیست، بلکه پیشنهادهایی است که شاید کاربست آنها به بهتر شدن، سادهتر شدن، و زیباتر شدنِ گفتار و نوشتار کمک کند؛ هرچند بیشتر این نکتهها در نوشتار بیشتر از گفتار، کاربرد دارد؛ و البته مخالفان این رویکرد، همچنان میتوانند بر این نکتهها خرده بگیرند و نوشته و نویسنده را با نقدهای مشفقانه نوازش کنند.
#بهداشت_سخن
#درستگویی
#درستنویسی
▫️روحالله سلیمانیپور
▫️۲۹ مرداد ۱۳۹۶
@soleimanipur
@iranpopscience
گفتار یا نوشتار، هرچه استوارتر و آراستهتر باشد، اثرش بر شنونده یا خواننده بیشتر خواهد بود و مقصد و مراد گوینده یا نویسنده را بهتر برآورده خواهد کرد. البته سخن، هم قالب دارد هم محتوا؛ هم لفظ دارد هم معنا. نهایتِ پختگی و کمال سخن آن است که معنا و محتوای درست و ژرف را با لفظ و قالب شیوا و شگرف، یکجا جمع داشته باشد. معنای کلام، از درک و دانش گوینده یا نویسنده سرچشمه میگیرد و لفظ آن از ذهن و زبان او میجوشد. پس، گوینده یا نویسنده باید اندیشه و ضمیری زلال و روشن، و ذهن و زبانی پرورده و پالوده داشته باشد تا بتواند با تار و پود الفاظ، لباسی زیبا و برازنده، بر اندام معنا بپوشاند و کلامی نغز و رسا پدید آورد.
کسی در اهمیت معنا و محتوا تردیدی ندارد اما دربارهٔ آراستگیِ لفظ، و چند و چون آن، اختلاف و نزاعی سخت میان کوشندگانِ سرزمین سخن برقرار است. گروهی که اغلب، گرایشهای زبانشناسانه دارند، یکسره قائل به آزادی در کاربرد زبان و ساختارهای زبانیاند و هیچیک از موازین و قواعد زبانی را جدی نمیگیرند؛ آنها در کاربرد الفاظ و واژگان، اعتقادی به درست و غلط ندارند و میگویند زبان، کاربردی جز فراهم آوردن امکان مفاهمه میان انسانها ندارد و همین که مفاهمه برقرار شود، کفایت میکند. در برابر این رویکرد روادارانهٔ افراطی، گروهی که اغلب، مشربی ادیبانه دارند، از سوی دیگر به جادهٔ افراط افتادهاند؛ آنها با رویکردی دستورگرایانه، میراث ادبیِ گذشتگان را ملاک و معیار قرار میدهند و بر پایهٔ آن، الفاظ و ساختارهای زبانی را به دو دستهٔ درست و غلط تقسیم میکنند و گویندگان و نویسندگان را به پایبندی به موازین و بایستههای زبانی و ادبی فرا میخوانند. بگذریم از گروهی که ریشهٔ زبان و واژگان را در گویش نیاکان خود جستوجو میکنند و سر به بیابان سرهگرایی میگذارند و سنگ زبان پاک به سینه میزنند.
من نه رواداریِ افراطیِ برخی زبانشناسان را میپسندم، نه سختگیریِ افراطیِ برخی ادبا را؛ بلکه راه میانه را برمیگزینم. این شیوهای است که بسیاری از بزرگان عرصهٔ ادبیات و فکر و فرهنگ معاصر نیز بر اساس آن، راه پیمودهاند. من بر این باورم که گفتار و نوشتار باید به گویش گرم و زندهٔ عامهٔ مردم نزدیک باشد و از آن مایه بگیرد، اما با این حال، پایبندی به قواعد زبانی و اسلوب ادبی را نیز برای حفظ آراستگی و استحکام سخن، لازم میدانم. درست است که مقصود از نوشتن و سخن گفتن، بیان اندیشه است، اما بیان اندیشه باید در قالب الفاظی روشن و درست و زدوده و مأنوس صورت بگیرد و مطلب چنان شیوا و رسا ارائه شود که شنونده یا خواننده هرچه آسانتر، مفهوم سخن را دریابد. هیچ مفهومی نباید گنگ و مبهم و تاریک و دوپهلو باشد و واژهها باید با دقت و صراحتِ تمام بر معنیِ مقصود گوینده یا نویسنده دلالت داشته باشد. سیاق سخن، ضمن سازگاری با انس و ذوق شنونده و خواننده، باید با اسلوب و قواعد زبانی نیز مطابقت داشته باشد.
من از این بایستههای گفتاری و نوشتاری، به «بهداشت سخن» تعبیر میکنم و از این پس میکوشم برخی نکتههای کاربردی با هدف بهبود گفتار و نوشتار، در قالب یادداشتهایی کوتاه، با عنوان کلیِ «بهداشت سخن» در کانال منتشر کنم. پیشاپیش تصریح میکنم، این نوشتهها از جنس درست و غلطِ زبانی و از قبیل آثار ارجمندی چون «غلط ننویسیم» زندهیاد ابوالحسن نجفی نیست، بلکه پیشنهادهایی است که شاید کاربست آنها به بهتر شدن، سادهتر شدن، و زیباتر شدنِ گفتار و نوشتار کمک کند؛ هرچند بیشتر این نکتهها در نوشتار بیشتر از گفتار، کاربرد دارد؛ و البته مخالفان این رویکرد، همچنان میتوانند بر این نکتهها خرده بگیرند و نوشته و نویسنده را با نقدهای مشفقانه نوازش کنند.
#بهداشت_سخن
#درستگویی
#درستنویسی
▫️روحالله سلیمانیپور
▫️۲۹ مرداد ۱۳۹۶
@soleimanipur
@iranpopscience
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
ترويج علم
🔴 عکس ترکیبی از خورشیدگرفتگی ۳۰ امرداد در امریکای شمالی. فقط در نوار محدودی در کشور امریکا، کسوف بهطور کامل و در سایر نواحی بهصورت جزئی (همین عکس) دیده میشد. عکس: علی مجدفر @iranpopscience
ضمن تشكرازآقاي مجدفر كه عكس را فرستادند. از اينكه ابتدا نام ايشان ذكر نشد پوزش مي طلبيم.
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید امیرارجمند استاد جامعهشناسی دانشگاه ایالتی نیویورک در کمتر از چهار دقیقه توضیح میدهد که علم جامعه شناسی چیست؟
#۳و۵۹ ؛ جامعه شناسی تطبیقی
@bbcpersian
#۳و۵۹ ؛ جامعه شناسی تطبیقی
@bbcpersian
Forwarded from مداد آبی
با معرفی کانال مداد آبی نقشی هر چند کوچک در تربیت انسان های هوشمند داشته باشیم
https://telegram.me/medad_aabi
https://telegram.me/medad_aabi
Forwarded from مداد آبی
Forwarded from اندیشه ناب
شش اصل زندگی:
1 -قبل از پرستش باور کنید،
2 -قبل از صحبت گوش دهید،
3 -قبل از خرجکردن بدست آورید،
4 -قبل از نوشتن فکر کنید،
5 -قبل ازتسلیم شدن تلاش کنید،
6 -قبل از مردن زندگی کنید!
🆔 @andisheh_naab
1 -قبل از پرستش باور کنید،
2 -قبل از صحبت گوش دهید،
3 -قبل از خرجکردن بدست آورید،
4 -قبل از نوشتن فکر کنید،
5 -قبل ازتسلیم شدن تلاش کنید،
6 -قبل از مردن زندگی کنید!
🆔 @andisheh_naab
Forwarded from EM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ℍ𝕒𝕞𝕚𝕕 𝐒𝐡𝐨𝐤𝐫𝐢
ممکن است ماهیت ارتباط را روشن کنید ؟
🔴رابطه یعنی چه ؟
همه ما می دانیم رابطه یعنی چه !
ولی در ماهیت و کنه روابط نمی رویم .
متوجه نمی شویم که در روابط خود چه می کنیم !
همه ما در روابط خود می خواهیم ابتدا شخصیت و هویت و منیت و برتری و مهتری خود را اثبات کنیم .
چیزی از خودمان به نمایش بگذاریم.
🔴شما به تعارف های بین افراد توجه کنید ،
همه کم و بیش نگران هستند که در رابطه مورد توجه واقع نشوند ،
رعایت نشوند ،
مورد احترام نباشند ،
متشخص قلمداد نشوند .
به چیزی گرفته نشوند .
حقوق آنان تضییع نشود .
در عین حال همه تصور می کنند که فردیت دارند
و می خواهند این فردیت خود را بهر شکلی اثبات کنند ،
به رخ دیگران بکشند
حتی هر از گاهی با تحقیر و توهین و جسارت ضمنی نسبت به دیگران !
پس 🔴تا وقتی فردیت هست ،
منیت هست ،
اثبات خود هست ،
تصویر ذهنی از خود هست ،
نفس و ایگو هست ،
تشنگی برای اعتبار و تشخص هست ،
چطور ممکن است که روابط رنگ سالمی داشته باشد .
🔴همه کم وبیش از هم می ترسند.
می ترسند که دیگری به حریم آنان تجاور کند.
آنان را دست کم بگیرد .
در واقع این حریم چیست که ما برای خو ساخته ایم ؟
این حریم ، یک تصویر ذهنی از یک فضای خالی است .
🔴حریم یعنی محدوده تشخص و اعتبار من که متعلق به من است ،
متعلق به ایگو است .
متعلق به تصویر ذهنی است .
درواقع چیزی بعنوان حریم شخصی نداریم !
حریم شخصی یک مکانیزم دفاعی است که برای خود ساخته ایم .
بیخود نیست که در قانون هم آمده همه باید به حریم یکدیگر احترام بگذارند.
🔴ولی همه ما که زخم خورده هستیم ، چطور می توانیم به حریم دیگران احترام بگذاریم ؟
کافی است فرصتی پیدا کنیم و به حریم دیگری تجاوز کنیم !
ما خیلی طلب معوقه شخصیتی داریم !
این ویژگی ها محصول هزاران سال ذهن شرطی آدمی است .
بحث امروز و دیروز و فردا نیست .
فکر بصورت سپرهای دفاعی هم چندان بکار می آید.
فکر بصورت مکانیزم های دفاعی هم مقطعی ما را سرپا نگه می دارد.
ولی روحیه عمومی ما خراب است .
ویران است .
غم زده است .
طلبکار است .
آسیب دیده است .
https://t.iss.one/joinchat/DX5WoUDBPHFIrLcx_wKoQQ
🔴رابطه یعنی چه ؟
همه ما می دانیم رابطه یعنی چه !
ولی در ماهیت و کنه روابط نمی رویم .
متوجه نمی شویم که در روابط خود چه می کنیم !
همه ما در روابط خود می خواهیم ابتدا شخصیت و هویت و منیت و برتری و مهتری خود را اثبات کنیم .
چیزی از خودمان به نمایش بگذاریم.
🔴شما به تعارف های بین افراد توجه کنید ،
همه کم و بیش نگران هستند که در رابطه مورد توجه واقع نشوند ،
رعایت نشوند ،
مورد احترام نباشند ،
متشخص قلمداد نشوند .
به چیزی گرفته نشوند .
حقوق آنان تضییع نشود .
در عین حال همه تصور می کنند که فردیت دارند
و می خواهند این فردیت خود را بهر شکلی اثبات کنند ،
به رخ دیگران بکشند
حتی هر از گاهی با تحقیر و توهین و جسارت ضمنی نسبت به دیگران !
پس 🔴تا وقتی فردیت هست ،
منیت هست ،
اثبات خود هست ،
تصویر ذهنی از خود هست ،
نفس و ایگو هست ،
تشنگی برای اعتبار و تشخص هست ،
چطور ممکن است که روابط رنگ سالمی داشته باشد .
🔴همه کم وبیش از هم می ترسند.
می ترسند که دیگری به حریم آنان تجاور کند.
آنان را دست کم بگیرد .
در واقع این حریم چیست که ما برای خو ساخته ایم ؟
این حریم ، یک تصویر ذهنی از یک فضای خالی است .
🔴حریم یعنی محدوده تشخص و اعتبار من که متعلق به من است ،
متعلق به ایگو است .
متعلق به تصویر ذهنی است .
درواقع چیزی بعنوان حریم شخصی نداریم !
حریم شخصی یک مکانیزم دفاعی است که برای خود ساخته ایم .
بیخود نیست که در قانون هم آمده همه باید به حریم یکدیگر احترام بگذارند.
🔴ولی همه ما که زخم خورده هستیم ، چطور می توانیم به حریم دیگران احترام بگذاریم ؟
کافی است فرصتی پیدا کنیم و به حریم دیگری تجاوز کنیم !
ما خیلی طلب معوقه شخصیتی داریم !
این ویژگی ها محصول هزاران سال ذهن شرطی آدمی است .
بحث امروز و دیروز و فردا نیست .
فکر بصورت سپرهای دفاعی هم چندان بکار می آید.
فکر بصورت مکانیزم های دفاعی هم مقطعی ما را سرپا نگه می دارد.
ولی روحیه عمومی ما خراب است .
ویران است .
غم زده است .
طلبکار است .
آسیب دیده است .
https://t.iss.one/joinchat/DX5WoUDBPHFIrLcx_wKoQQ
Telegram
روانشناسی ارتباطی
• ●◉✿ ◉●• ◦
سوپر گروه روانشناسی ارتباطی
@PRpsycho
ارتباط با ادمین
و دعوت از دوستان علاقمند
◦• ●◉✿ ◉●• ◦
🌎 تخصصی روانشناسی ارتباطی
مدیریت ارتباطات انسانی
روابط عمومی راهبردی
🌎
سوپر گروه روانشناسی ارتباطی
@PRpsycho
ارتباط با ادمین
و دعوت از دوستان علاقمند
◦• ●◉✿ ◉●• ◦
🌎 تخصصی روانشناسی ارتباطی
مدیریت ارتباطات انسانی
روابط عمومی راهبردی
🌎