Forwarded from اتچ بات
#زادروز
دکتر بهروز ثروتیان، (۱۱ مهر ۱۳۱۶ در میاندوآب ـ ۷ امرداد ۱۳۹۱ در گوهردشت کرج)؛ استاد دانشگاه، "نظامی"شناس و پژوهشگر ادبی بود. وی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۲ با دانشگاه آزاد واحد کرج همکاری داشت و پس از آن تا زمان فوت به تصحیح غزلیات حافظ و تحقیق درباره تفسیر صفی علیشاه مشغول بود. نخستین کتاب #بهروز_ثروتیان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ با عنوان «بررسی فر در شاهنامه فردوسی» از سوی انتشارات موسسه تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شد. وی همچنین تحقیقات و آثار بسیاری در حوزه "نظامی"شناسی داشت. از این محقق تالیفات فراوانی در حوزه زبان و ادبیات فارسی به جا مانده است .
@iranpopscience
دکتر بهروز ثروتیان، (۱۱ مهر ۱۳۱۶ در میاندوآب ـ ۷ امرداد ۱۳۹۱ در گوهردشت کرج)؛ استاد دانشگاه، "نظامی"شناس و پژوهشگر ادبی بود. وی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۲ با دانشگاه آزاد واحد کرج همکاری داشت و پس از آن تا زمان فوت به تصحیح غزلیات حافظ و تحقیق درباره تفسیر صفی علیشاه مشغول بود. نخستین کتاب #بهروز_ثروتیان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ با عنوان «بررسی فر در شاهنامه فردوسی» از سوی انتشارات موسسه تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شد. وی همچنین تحقیقات و آثار بسیاری در حوزه "نظامی"شناسی داشت. از این محقق تالیفات فراوانی در حوزه زبان و ادبیات فارسی به جا مانده است .
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
عکس فوق یک سرباز آلمانی را نشان میدهد که برای کودک جا مانده از خانواده اش سیم خاردار دیوار برلین را کنار زد. این سرباز به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.
متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند میسپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.
گفتنی است؛ عکاس این اثر کریستوف نیومن گفته که هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است .و معروف است به :سرباز آلمان شرقی"
مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.
@iranpopscience
متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند میسپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.
گفتنی است؛ عکاس این اثر کریستوف نیومن گفته که هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است .و معروف است به :سرباز آلمان شرقی"
مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
چاله رویایی! منظره زیبایی متعلق به چاله ای در تورزول در کیپ بریتوا اورگان امریکا که نشنال جئوگرافیک به عنوان عکس روز منتشر کرده است. @iranpopscience
زادروز مهانداس کارامچاند گاندی ملقب به ماهاتما گاندی رهبر فقید هندوستان گرامیباد.
@iranpopscience
@iranpopscience
[Forwarded from کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد]
https://www.instagram.com/p/BLD7yiphRSZ/ @iranpopscience
https://www.instagram.com/p/BLD7yiphRSZ/ @iranpopscience
Instagram
نشست تخصصی
مدل ها و استانداردهای مدیربت محتوا
چهارشنبه 14 مهر ماه
16 تا 18 ================================
کانال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد: @hershad
ارتباط با روابط عمومی کتابخانه : @hershad_info
#hershad
================================
مدل ها و استانداردهای مدیربت محتوا
چهارشنبه 14 مهر ماه
16 تا 18 ================================
کانال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد: @hershad
ارتباط با روابط عمومی کتابخانه : @hershad_info
#hershad
================================
https://goo.gl/7zBNaZ
سالگرد حضور تلویزیون در ایران
🔵 آغاز جهش اجتماعی با حضور جعبه جادوئی
✅ در ابتدای کار تلویزیون در ایران مانند امروز همه افراد در شهرهای و روستاهای بزرگ و کوچک توانایی استفاده از آن را نداشته و تنها یک قشر مخصوص، ابتدا اشراف و سپس سرمایه داران، توانایی خرید و تماشای تلویزیون را داشتند و این جعبه جادویی کالایی لوکس و تشریفاتی قلمداد می شد.
دکتر علی اصغر کیا، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت و گو با خبرنگار سیناپرس در رابطه با میزان اهمیت حضور تلویزیون در ایران و نقش آن گفت: در این باره صحبت های زیادی شده و بحث فراوان است. اما بهتر است به جای صحبت های کلیشه ای، به بخش هایی از یادداشت روزنامه اطلاعات که دو روز بعد از افتتاح فرستنده تلویزیون، این اتفاق را یک جهش اجتماعی در ایران خواند، اشاره شود تا اهمیت ورود تلویزیون به ایران را در آن زمان درک کنیم.
بر این اساس، در این یادداشت آمده است: «... صرفنظر از اختراعات وحشت انگیز جنگی، هنوز تلویزیون آخرین و جدید ترین اختراعی است که علم و تمدن انسانی به آن دست یافته... تلویزیون تنها وسیله تفریح و تفنن نیست بلکه در درجه اول از حساس ترین وسایل ارتباطی بوده و در تمام کشورهایی که از آن بهره مندند مورد استفاده آموزشی و هنری قرار می گیرد. با کثرت گرفتاری هایی که در زندگی جدید برای انسان ها به وجود آمده است زمان آنقدر کوتاه به نظر می رسد که می توان گفت دیگر ظرفیت در بر گرفتن تمام کارها را ندارد و باید بسیاری از کارها را در ضمن کار دیگر انجام داد. کارگری که ضمن کار در کارخانه فیلم تماشا می کند و یا سخنان یک شخصیت علمی و اجتماعی را که در اتاق خود سخن می گوید می شنود و خود او را هم می بیند، چندین کار را در آن واحد انجام می دهد، زن خانه داری که ضمن پرستاری کودک و انجام کارهای خانه خود از حضور در یک جلسه سخنرانی و یا مصاحبه مطبوعاتی محروم نمی شود از وقت خود چندین استفاده به عمل می آورد که اکنون با داشتن تلویزیون این قبیل استفاده ها برای مردم کشور ما نیز میسر و ممکن می شود..."
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/UO7t2Z @iranpopscience
سالگرد حضور تلویزیون در ایران
🔵 آغاز جهش اجتماعی با حضور جعبه جادوئی
✅ در ابتدای کار تلویزیون در ایران مانند امروز همه افراد در شهرهای و روستاهای بزرگ و کوچک توانایی استفاده از آن را نداشته و تنها یک قشر مخصوص، ابتدا اشراف و سپس سرمایه داران، توانایی خرید و تماشای تلویزیون را داشتند و این جعبه جادویی کالایی لوکس و تشریفاتی قلمداد می شد.
دکتر علی اصغر کیا، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت و گو با خبرنگار سیناپرس در رابطه با میزان اهمیت حضور تلویزیون در ایران و نقش آن گفت: در این باره صحبت های زیادی شده و بحث فراوان است. اما بهتر است به جای صحبت های کلیشه ای، به بخش هایی از یادداشت روزنامه اطلاعات که دو روز بعد از افتتاح فرستنده تلویزیون، این اتفاق را یک جهش اجتماعی در ایران خواند، اشاره شود تا اهمیت ورود تلویزیون به ایران را در آن زمان درک کنیم.
بر این اساس، در این یادداشت آمده است: «... صرفنظر از اختراعات وحشت انگیز جنگی، هنوز تلویزیون آخرین و جدید ترین اختراعی است که علم و تمدن انسانی به آن دست یافته... تلویزیون تنها وسیله تفریح و تفنن نیست بلکه در درجه اول از حساس ترین وسایل ارتباطی بوده و در تمام کشورهایی که از آن بهره مندند مورد استفاده آموزشی و هنری قرار می گیرد. با کثرت گرفتاری هایی که در زندگی جدید برای انسان ها به وجود آمده است زمان آنقدر کوتاه به نظر می رسد که می توان گفت دیگر ظرفیت در بر گرفتن تمام کارها را ندارد و باید بسیاری از کارها را در ضمن کار دیگر انجام داد. کارگری که ضمن کار در کارخانه فیلم تماشا می کند و یا سخنان یک شخصیت علمی و اجتماعی را که در اتاق خود سخن می گوید می شنود و خود او را هم می بیند، چندین کار را در آن واحد انجام می دهد، زن خانه داری که ضمن پرستاری کودک و انجام کارهای خانه خود از حضور در یک جلسه سخنرانی و یا مصاحبه مطبوعاتی محروم نمی شود از وقت خود چندین استفاده به عمل می آورد که اکنون با داشتن تلویزیون این قبیل استفاده ها برای مردم کشور ما نیز میسر و ممکن می شود..."
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/UO7t2Z @iranpopscience
سوسک لاک پشتی که از شاخ و برگ گیاهان مختلف تغذیه میکند، این سوسک بیشتر شبیه جواهرات است تا یک حشره، زیستگاه آنها آمریکا و کانادا میباشد/پارسینه @iranpopscience
#اولین_کتاب_دنیا
هزاران هزار سال طول كشید تا بشر به مرحله ای رسید كه توانست آن چیزی را بسازد كه شباهت جزئی به چیزی كه امروزه به اسم كتاب می شناسیم، داشته باشد.
بنابراین وقتی می خواهیم تاریخچه اولین كتاب را در دنیا بررسی كنیم. باید متوجه باشیم كه احتمالاً این كتاب نباید شباهتی به آن چیزی كه امروزه كتاب نامیده می شود، داشته باشد و خیلی با آن فرق داشته است. در حقیقت كتابهای اولیه دنیا تا آنجائی كه ما می دانیم واقعاً كتاب هائی به مفهوم جدید این كلمه نبوده اند. چند هزار سال پیش بابلی ها و آشوری ها لوحه های گچی درست می كردند كه بر روی آنها هر موضوع یا واقعه ای را كه میل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداری می كردند.
آنها با كمك نوعی ابزار نوك تیز، نوشته هایشان را كه به خط میخی بوده، روی این لوحه های گچی، وقتی كه هنوز مرطوب بود رسم می كردند. سپس برای این كه این یادداشت ها یعنی لوحه های گچی دوام و عمر بیشتری داشته و دائمی تر باشند آنها را در كوره گذاشته و می پختند. بعضی اوقات این موضوع یا واقعه ای كه می خواستند یادداشت كنند خیلی طولانی بوده و بنابراین لوحه های گچی بیشتری می برد. بدین ترتیب درست مثل یك كتاب دارای صفحات زیادی بود. در این صورت شاید می شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در این مورد، یك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس یك نوع نی به نام «پاپیروس» بود. این صفحات مسطح كه با دست ساخته می شدند رنگ زرد پریده ای داشتند و به وسیله باریكه های درازی به یك دیگر وصل بودند كه به دور یك استوانه چوبی یا استخوانی پیچ می خوردند.
مصری ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و یا وقایعی را با انواع خطوط تصویری روی این صفحات پاپیروس می نوشتند و یا می كشیدند. از آنجائی كه جا به جا كردن این استوانه ها كار راحتی نبود، بنابراین عمل نوشتن، بعضی اوقات روی صفحات جدا از هم انجام می گرفت.
بعضی دیگر از مردم قدیم مثل یونانی ها و رومی ها، كتابهائی می ساختند كه به دور استوانه می پیچیدند.
@iranpopscience
هزاران هزار سال طول كشید تا بشر به مرحله ای رسید كه توانست آن چیزی را بسازد كه شباهت جزئی به چیزی كه امروزه به اسم كتاب می شناسیم، داشته باشد.
بنابراین وقتی می خواهیم تاریخچه اولین كتاب را در دنیا بررسی كنیم. باید متوجه باشیم كه احتمالاً این كتاب نباید شباهتی به آن چیزی كه امروزه كتاب نامیده می شود، داشته باشد و خیلی با آن فرق داشته است. در حقیقت كتابهای اولیه دنیا تا آنجائی كه ما می دانیم واقعاً كتاب هائی به مفهوم جدید این كلمه نبوده اند. چند هزار سال پیش بابلی ها و آشوری ها لوحه های گچی درست می كردند كه بر روی آنها هر موضوع یا واقعه ای را كه میل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداری می كردند.
آنها با كمك نوعی ابزار نوك تیز، نوشته هایشان را كه به خط میخی بوده، روی این لوحه های گچی، وقتی كه هنوز مرطوب بود رسم می كردند. سپس برای این كه این یادداشت ها یعنی لوحه های گچی دوام و عمر بیشتری داشته و دائمی تر باشند آنها را در كوره گذاشته و می پختند. بعضی اوقات این موضوع یا واقعه ای كه می خواستند یادداشت كنند خیلی طولانی بوده و بنابراین لوحه های گچی بیشتری می برد. بدین ترتیب درست مثل یك كتاب دارای صفحات زیادی بود. در این صورت شاید می شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در این مورد، یك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس یك نوع نی به نام «پاپیروس» بود. این صفحات مسطح كه با دست ساخته می شدند رنگ زرد پریده ای داشتند و به وسیله باریكه های درازی به یك دیگر وصل بودند كه به دور یك استوانه چوبی یا استخوانی پیچ می خوردند.
مصری ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و یا وقایعی را با انواع خطوط تصویری روی این صفحات پاپیروس می نوشتند و یا می كشیدند. از آنجائی كه جا به جا كردن این استوانه ها كار راحتی نبود، بنابراین عمل نوشتن، بعضی اوقات روی صفحات جدا از هم انجام می گرفت.
بعضی دیگر از مردم قدیم مثل یونانی ها و رومی ها، كتابهائی می ساختند كه به دور استوانه می پیچیدند.
@iranpopscience
چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی است که در حدود ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد ساخته شده است
@NationalGeographicChannel. @iranpopscience
@NationalGeographicChannel. @iranpopscience
چُغازَنبیل نیایشگاهی باستانی است که در حدود ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد ساخته شده است چغازنبیل بخش به جا مانده از شهر دوراونتش است و در نزدیکی شوش در استان خوزستان قرار دارد
@NationalGeographicChannel
@iranpopscience
@NationalGeographicChannel
@iranpopscience
یکی از عجیب ترین گیاهان جهان/چشم عروسک گیاهی که میوه هایش شبیه کاسه چشم است این گیاه در صورت خورده شدن سمی دارد که باعث ایست قلبی می شود
@NationalGeographicChannel @iranpopscience
@NationalGeographicChannel @iranpopscience
📚 داستان_کوتاه
ریشه ی ضرب المثل "شتر دیدی؟ ندیدی"
گویند سعدی از دیاری به دیاری می رفت. در راه چشمش به زمین افتاد. جای پای یک مرد و یک شتر دید كه از جلوش رد شده بودند. كمی كه رفت ادرار كم جهشی روی زمین دید، پیش خود گفت سوارِ این شتر، زن حاملهای بوده؛ بعد یک طرف راه مگس و طرف دیگر پشه به پرواز دید، پیش خود گفت:
یكه لنگه بار این شتر شیره بوده لنگه دیگرش سرکه. باز نگاهش به خط راه افتاد، دید علفهای یک طرف جاده چریده شده و طرف دیگر نچریده باقی مانده، پیش خود گفت: یک چشم این شتر كور بوده، یك چشم بینا.
حدسیات سعدی همه درست بود و ساربانی كه از جلوش گذشته بود به خواب می رود و وقتی كه بیدار می شود می بیند شترش رفته. او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید. پرسید: شتر مرا ندیدی؟
سعدی گفت یک چشم شترت كور نبود؟
مرد گفت: چرا
گفت بارش شیره و سرکه نبود؟
گفت: چرا
گفت زن حاملهای سوارش نبود؟ گفت: چرا.
سعدی گفت من ندیدم. مرد ساربان كه همه نشانها را درست شنید اوقاتش تلخ شد و گفت: شتر مرا تو دزدیدهای همه نشانی هاش را هم درست می دهی. بعد با چوبی كه در دست داشت سعدی را به باد کتک گرفت.
وقتی ساربان یقین كرد كه او شتر را ندزدیده راه افتاد و رفت.
سعدی زیر لب زمزمه كرد و بخود گفت:
سعدیا چند خوری چوب شتربانان را
میتوان قطع نظر كرد، شتر دیدی؟ نه
@iranpopscience
ریشه ی ضرب المثل "شتر دیدی؟ ندیدی"
گویند سعدی از دیاری به دیاری می رفت. در راه چشمش به زمین افتاد. جای پای یک مرد و یک شتر دید كه از جلوش رد شده بودند. كمی كه رفت ادرار كم جهشی روی زمین دید، پیش خود گفت سوارِ این شتر، زن حاملهای بوده؛ بعد یک طرف راه مگس و طرف دیگر پشه به پرواز دید، پیش خود گفت:
یكه لنگه بار این شتر شیره بوده لنگه دیگرش سرکه. باز نگاهش به خط راه افتاد، دید علفهای یک طرف جاده چریده شده و طرف دیگر نچریده باقی مانده، پیش خود گفت: یک چشم این شتر كور بوده، یك چشم بینا.
حدسیات سعدی همه درست بود و ساربانی كه از جلوش گذشته بود به خواب می رود و وقتی كه بیدار می شود می بیند شترش رفته. او سرگردان بیابان شد تا به سعدی رسید. پرسید: شتر مرا ندیدی؟
سعدی گفت یک چشم شترت كور نبود؟
مرد گفت: چرا
گفت بارش شیره و سرکه نبود؟
گفت: چرا
گفت زن حاملهای سوارش نبود؟ گفت: چرا.
سعدی گفت من ندیدم. مرد ساربان كه همه نشانها را درست شنید اوقاتش تلخ شد و گفت: شتر مرا تو دزدیدهای همه نشانی هاش را هم درست می دهی. بعد با چوبی كه در دست داشت سعدی را به باد کتک گرفت.
وقتی ساربان یقین كرد كه او شتر را ندزدیده راه افتاد و رفت.
سعدی زیر لب زمزمه كرد و بخود گفت:
سعدیا چند خوری چوب شتربانان را
میتوان قطع نظر كرد، شتر دیدی؟ نه
@iranpopscience
سوره غم میرسد، آیات مریم میرسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم میرسد
دست خود را روی سینه میگذارم با ادب
آه، دارد مادری با قامت خم میرسد...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
@iranpopscience
عطر سیب و بوی اسپند محرم میرسد
دست خود را روی سینه میگذارم با ادب
آه، دارد مادری با قامت خم میرسد...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
@iranpopscience
روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه 2016
موضوع امسال یونسکو بزرگداشت مراکز و موزههای علمی
بزرگداشت مراکز و موزههای علمی
همه افراد به خصوص آسیبپذیرترین اقشار میتوانند از دانش، علم، فناوری و نوآوری به عنوان اهرمی به منظور بسط و گسترش راهحلهای خود برای نگرانیهای مشترک بهره برده و بدینسان توسعه فراگیر را ممکن سازند. ترغیب و توانمندسازی افراد از طریق علم به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدار امری حیاتی میباشد. اگرچه بسیج کردن افراد تا حد زیادی به میزان دانش و آگاهی آنان از اینکه چگونه علم، فناوری و نوآوری میتواند بر بهبود آینده آنان تاثیرگذار باشد بستگی دارد. علم به مانند جامعه مقولهای بسیار متنوع میباشد. هر ساله روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه امکان نشان دادن چگونگی تاثیر علم بر زندگی روزمره افراد و پرداختن آنان در مباحثات در خصوص مسایل مرتبط را فراهم میآورد. بزرگداشت سال 2016 بر تاکید بر سهم برجسته مراکز و موزههای علمی در تبادل دانش تمرکز دارد. مشارکت شهروندان در طرز اداره کشور هسته مردمسالاری و لازمه اجتنابناپذیر توانمندسازی افراد تلقی میگردد. تبادل دانش در زمینه مشارکت و مشغولیت عمومی نقشی حیاتی داشته و نقش مراکز و موزههای علمی دراین خصوص فراتر از تامین اطلاعات در مورد مسائل علمی میباشد. آنها مکانهایی میباشند که افراد میتوانند در آنجا گرد هم آمده و به کاوش رازهای بسیاری که جهان ما را میسازند بپردازند. آنها به ترویج خلاقیت، افزایش سواد علمی، حمایت از معلمین در الهام بخشیدن به دانشآموزان در زمینههای علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات، افزایش کیفیت آموزش علوم و گسترش تجارب یادگیری در متن جامعه و به همان صورت به تغییر نگرشهای منفی محتمل درخصوص تاثیر علم بر جامعه و در نتیجه جذب جوانان به مشاغل علمی و تشویق آنان به آزمایش و گسترش دانش جمعی ما میپردازند. پیوندهای میان علم، سیاست و جامعه میباید تقویت گردند: تحقیق و توسعه باید به منظور کمک به جامعه در حل مشکلات بحرانی مانند دسترسی به انرژی، بهداشت و امنیت غذایی مهار گردند. مراکز علمی و موزهها در حال تحولی اساسی و تغییر شکل از فضای نمایشگاهی صرف به جایگاههایی به منظور تسهیل گفتگوی میان جامعه علمی، سیاستگذاران و در مجموع جامعه میباشند. آنها همچنین میتوانند به مانند کانونهای ارتباطی در خصوص مسائل کلیدی عمل کرده و به افزایش آگاهی، تعامل و ترغیب مشارکت همه شهروندان کمک کنند. یونسکو از زمان پایهگذاری تلاش بسیاری در زمینه ترویج تبادل دانش داشته است. یکی از اهداف اصلی این سازمان بسیج و جلب طیف گستردهای از ذینفعان در بحث سیاست علم میباشد. بهعلاوه، رفع شکاف میان دانشمندان، سیاستگذاران و جامعه روشی ایدهال در رساندن مزایای علم به مردم به منظور کمک به توسعه اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در دستیابی به آیندهای پایدار و بنای فرهنگ صلح و عدم خشونت از مسیر دیپلماسی علم است.
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
ترجمه مهدی سیمایی فر
@iranpopscience
موضوع امسال یونسکو بزرگداشت مراکز و موزههای علمی
بزرگداشت مراکز و موزههای علمی
همه افراد به خصوص آسیبپذیرترین اقشار میتوانند از دانش، علم، فناوری و نوآوری به عنوان اهرمی به منظور بسط و گسترش راهحلهای خود برای نگرانیهای مشترک بهره برده و بدینسان توسعه فراگیر را ممکن سازند. ترغیب و توانمندسازی افراد از طریق علم به منظور دستیابی به اهداف توسعه پایدار امری حیاتی میباشد. اگرچه بسیج کردن افراد تا حد زیادی به میزان دانش و آگاهی آنان از اینکه چگونه علم، فناوری و نوآوری میتواند بر بهبود آینده آنان تاثیرگذار باشد بستگی دارد. علم به مانند جامعه مقولهای بسیار متنوع میباشد. هر ساله روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه امکان نشان دادن چگونگی تاثیر علم بر زندگی روزمره افراد و پرداختن آنان در مباحثات در خصوص مسایل مرتبط را فراهم میآورد. بزرگداشت سال 2016 بر تاکید بر سهم برجسته مراکز و موزههای علمی در تبادل دانش تمرکز دارد. مشارکت شهروندان در طرز اداره کشور هسته مردمسالاری و لازمه اجتنابناپذیر توانمندسازی افراد تلقی میگردد. تبادل دانش در زمینه مشارکت و مشغولیت عمومی نقشی حیاتی داشته و نقش مراکز و موزههای علمی دراین خصوص فراتر از تامین اطلاعات در مورد مسائل علمی میباشد. آنها مکانهایی میباشند که افراد میتوانند در آنجا گرد هم آمده و به کاوش رازهای بسیاری که جهان ما را میسازند بپردازند. آنها به ترویج خلاقیت، افزایش سواد علمی، حمایت از معلمین در الهام بخشیدن به دانشآموزان در زمینههای علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات، افزایش کیفیت آموزش علوم و گسترش تجارب یادگیری در متن جامعه و به همان صورت به تغییر نگرشهای منفی محتمل درخصوص تاثیر علم بر جامعه و در نتیجه جذب جوانان به مشاغل علمی و تشویق آنان به آزمایش و گسترش دانش جمعی ما میپردازند. پیوندهای میان علم، سیاست و جامعه میباید تقویت گردند: تحقیق و توسعه باید به منظور کمک به جامعه در حل مشکلات بحرانی مانند دسترسی به انرژی، بهداشت و امنیت غذایی مهار گردند. مراکز علمی و موزهها در حال تحولی اساسی و تغییر شکل از فضای نمایشگاهی صرف به جایگاههایی به منظور تسهیل گفتگوی میان جامعه علمی، سیاستگذاران و در مجموع جامعه میباشند. آنها همچنین میتوانند به مانند کانونهای ارتباطی در خصوص مسائل کلیدی عمل کرده و به افزایش آگاهی، تعامل و ترغیب مشارکت همه شهروندان کمک کنند. یونسکو از زمان پایهگذاری تلاش بسیاری در زمینه ترویج تبادل دانش داشته است. یکی از اهداف اصلی این سازمان بسیج و جلب طیف گستردهای از ذینفعان در بحث سیاست علم میباشد. بهعلاوه، رفع شکاف میان دانشمندان، سیاستگذاران و جامعه روشی ایدهال در رساندن مزایای علم به مردم به منظور کمک به توسعه اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در دستیابی به آیندهای پایدار و بنای فرهنگ صلح و عدم خشونت از مسیر دیپلماسی علم است.
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
ترجمه مهدی سیمایی فر
@iranpopscience
#حکایت
محمد بن حسن شيروانی معروف به ملاميرزا، يك روز در خانه بر لب حوض آب نشسته بود و شاگردان وی به دورش حلقه زده بودند و هر كدام به نوبه خود درباره اين بحث میكردند كه آيا دانشهای تجربی بر علوم نظری ترجيح دارند يا علوم نظری بر دانشهای تجربی؟
هر كس در اثبات نظر خود دلايلی میآورد.
ملاميرزا مدتی به سخنان آنها كه اغلب به سخنان گذشتگان استشهاد میكردند، گوش داد و سپس از شاگردان پرسيد: در اين حوض چيست؟
گفتند: آب!
گفت: نخير! در اين حوض اصلا آبی وجود ندارد.
شاگردان پرسيدند: چطور؟
ملاميرزا به استدلالهای منطقی و فلسفی پرداخت و به چندين دليل به ظاهر معقول و برهان محكم ثابت كرد كه آبی در آن حوض نيست.
هيچ يك از شاگردان بر جواب و رد استدلالهای وی قادر نشد. پس خود او گفت: میدانيد جواب درست به اين حرفها چيست؟
شاگردان گفتند: نه!
ملاميرزا تبسمی كرد و كفی از آب پر كرده، به هوا پاشيد و گفت: اين است جواب آن همه دلايل!
هزار نكته
محمود مستجیر
@iranpopscience
محمد بن حسن شيروانی معروف به ملاميرزا، يك روز در خانه بر لب حوض آب نشسته بود و شاگردان وی به دورش حلقه زده بودند و هر كدام به نوبه خود درباره اين بحث میكردند كه آيا دانشهای تجربی بر علوم نظری ترجيح دارند يا علوم نظری بر دانشهای تجربی؟
هر كس در اثبات نظر خود دلايلی میآورد.
ملاميرزا مدتی به سخنان آنها كه اغلب به سخنان گذشتگان استشهاد میكردند، گوش داد و سپس از شاگردان پرسيد: در اين حوض چيست؟
گفتند: آب!
گفت: نخير! در اين حوض اصلا آبی وجود ندارد.
شاگردان پرسيدند: چطور؟
ملاميرزا به استدلالهای منطقی و فلسفی پرداخت و به چندين دليل به ظاهر معقول و برهان محكم ثابت كرد كه آبی در آن حوض نيست.
هيچ يك از شاگردان بر جواب و رد استدلالهای وی قادر نشد. پس خود او گفت: میدانيد جواب درست به اين حرفها چيست؟
شاگردان گفتند: نه!
ملاميرزا تبسمی كرد و كفی از آب پر كرده، به هوا پاشيد و گفت: اين است جواب آن همه دلايل!
هزار نكته
محمود مستجیر
@iranpopscience
Forwarded from اتچ بات
📖 افسانه سیزیف
نویسنده: آلبر کامو
برگردان: علی صدوقی-سپانلو
افسانه سیزیف یک مقاله فلسفی از آلبر کامو است. نسخه فرانسوی آن در سال ۱۹۴۲ با نام Le Mythe de Sisyphe منتشر شد.
در این مقاله آلبر کامو برای اولین بار واژه ابزورد را به کار میبرد که بعدها الهام بخش گونهای از تئاتر به نام تئاتر پوچی گردید که مارتین اسلین در کتابی به همین نام به توضیح آن پرداختهاست.
سیزیف در اساطیر یونان بخاطر فاش کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله یک کوه حمل کند، اما همین که به قله میرسد، سنگ به پایین میغلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد.کامو میگوید پیروزی وی در آگاهی است.
#افسانه_سیزیف
#آلبر_کامو
@iranpopscience
نویسنده: آلبر کامو
برگردان: علی صدوقی-سپانلو
افسانه سیزیف یک مقاله فلسفی از آلبر کامو است. نسخه فرانسوی آن در سال ۱۹۴۲ با نام Le Mythe de Sisyphe منتشر شد.
در این مقاله آلبر کامو برای اولین بار واژه ابزورد را به کار میبرد که بعدها الهام بخش گونهای از تئاتر به نام تئاتر پوچی گردید که مارتین اسلین در کتابی به همین نام به توضیح آن پرداختهاست.
سیزیف در اساطیر یونان بخاطر فاش کردن راز خدایگان محکوم شد تا تخته سنگی را به دوش گرفته و تا قله یک کوه حمل کند، اما همین که به قله میرسد، سنگ به پایین میغلتد و سیزیف باید دوباره این کار را انجام دهد.کامو میگوید پیروزی وی در آگاهی است.
#افسانه_سیزیف
#آلبر_کامو
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
آلمان امروز ۳ اکتبر ۲۰۱۶ بیست و ششمین سالگرد وحدت خود را جشن میگیرد؛ وحدتی که بسیاریها آن را زمانی ناممکن میدانستند. وحدت آلمان غربی و شرقی روندی بود که نزدیک به یک سال طول کشید. روایتی تصویری در این لینک از رویایی که تحقق یافت، ببینید:
https://goo.gl/6gFW1v
https://goo.gl/EouZl7
@iranpopscience
https://goo.gl/6gFW1v
https://goo.gl/EouZl7
@iranpopscience
تقویم روز آلمان: آلمان پس از چهل سال جدایی
@iranpopscience
۳ اکتبر ۱۹۹۰: ۲۶ سال پیش در چنین روزی جمهوری دموکراتیک آلمان یا همان آلمان شرقی خود را منحل کرد و به آلمان فدرال پیوست و پس از چهل سال جدایی و انشعاب، دوباره کشور آلمان یکی شد.
در روز ۳۱ اوت ۱۹۹۰ پیمان اتحاد دو آلمان به امضا رسید و وحدت دو کشور در روز ۳ اکتبر همان سال اعلام شد. از آن پس این روز به عنوان روز وحدت آلمان تعطیل رسمی است و هر سال در این روز مراسم جشن و سخنرانی برپا میشود. اما همانگونه که وحدت دوباره آلمان روند پر مشکلی داشت، نمیتوان انتظار داشت که با انجام آن، مشکلات و شکافهای اقتصادی و فرهنگی میان شرق و غرب آلمان، یکسره از میان بروند.
هنوز پس از ۲۶ سال وحدت، دیوار حایل میان شرق و غرب، کاملا محو نشدهاند. بسیاری از آلمانیهای شرقی، خود را آلمانی درجه دو میبینند و معتقدند که غربیها آنها را تسخیر و تصرف کردهاند. اشتفان هایم (Stephan Heym) نویسنده نامدار آلمانی پیوستن آلمان شرقی به غرب و پیروزی سرمایه بر سوسیالیسم را به ماری تشبیه میکند که یک جوجه تیغی را خورده باشد. او میگوید: "آری، آن مار جوجه تیغی را خورد، ولی مشکل هضم آن هنوز باقی است و باقی خواهد ماند".
@iranpopscience
۳ اکتبر ۱۹۹۰: ۲۶ سال پیش در چنین روزی جمهوری دموکراتیک آلمان یا همان آلمان شرقی خود را منحل کرد و به آلمان فدرال پیوست و پس از چهل سال جدایی و انشعاب، دوباره کشور آلمان یکی شد.
در روز ۳۱ اوت ۱۹۹۰ پیمان اتحاد دو آلمان به امضا رسید و وحدت دو کشور در روز ۳ اکتبر همان سال اعلام شد. از آن پس این روز به عنوان روز وحدت آلمان تعطیل رسمی است و هر سال در این روز مراسم جشن و سخنرانی برپا میشود. اما همانگونه که وحدت دوباره آلمان روند پر مشکلی داشت، نمیتوان انتظار داشت که با انجام آن، مشکلات و شکافهای اقتصادی و فرهنگی میان شرق و غرب آلمان، یکسره از میان بروند.
هنوز پس از ۲۶ سال وحدت، دیوار حایل میان شرق و غرب، کاملا محو نشدهاند. بسیاری از آلمانیهای شرقی، خود را آلمانی درجه دو میبینند و معتقدند که غربیها آنها را تسخیر و تصرف کردهاند. اشتفان هایم (Stephan Heym) نویسنده نامدار آلمانی پیوستن آلمان شرقی به غرب و پیروزی سرمایه بر سوسیالیسم را به ماری تشبیه میکند که یک جوجه تیغی را خورده باشد. او میگوید: "آری، آن مار جوجه تیغی را خورد، ولی مشکل هضم آن هنوز باقی است و باقی خواهد ماند".