Forwarded from اتچ بات
#بزرگداشت
جلالالدین محمد بلخی در سال ۵۸۶ هجری شمسی در بلخ به دنیا آمد. نام او محمد و لقبش در دوران حیات "جلالالدین" و گاهی "خداوندگار" و "مولانا خداوندگار" بوده و لقب #مولوی در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته است. از برخی از اشعارش تخلص او را "خاموش"و "خَموش" و "خامُش"دانستهاند. زبان مادری وی پارسی بوده است. پدر او مولانا محمدبن حسین خطیبی است که به "بهاءالدین ولد" معروف بود و او را با لقب "سلطان العلماء" نیز یاد کردهاند. بهاءولد از اکابر صوفیه واعاظم عرفا بود و خرقۀ او به احمد غزالی میپیوست. وی در علم عرفان و سلوک سابقهای دیرین داشت و از آن رو که میانۀ خوشی با قیل وقال و بحث و جدال نداشت و علم و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و جدال با او از سر ستیز درآمدند از آن جمله فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. جلال الدین محمد ۱۳ ساله بود که به همراه پدرش بلخ را ترک کرد. وی شهر به شهر و دیار به دیار رفت و در طول سفر خود با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات کرد و بالاخره علاءالدین کیقباد قاصدی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. او از همان بدو ورود به قونیه مورد توجه عام و خاص قرار گرفت. سرانجام پدر مولوی درگذشت و در دیار قونیه به خاک سپرده شد. در آن زمان مولانا جلال الدین ۲۵ ساله بود. مولانا در آستانهٔ ۴۰ سالگی مردی به تمام معنی و عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهرهها میبردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام "شمسالدین محمد بن ملک داد تبریزی" به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد.پیوستن شمس به مولانا در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری اتفاق افتاد. رفته رفته آتش حسادت مریدان زبانه کشید. آنها میدیدند که مولانا مرید ژنده پوشی گمنام شده و هیچ توجهی به آنان نمیکند از این رو فتنه جویی را آغاز کردند و در عیان و نهان به شمس ناسزا میگفتند و همگی به خون شمس تشنه بودند.جلال الدین محمد در سن ۶۶سالگی در قونیه فوت کرد و مقبره این شاعر بزرگ در همان شهر قرار دارد. از آثار وی میتوان به مثنوی معنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
@iranpopscience
جلالالدین محمد بلخی در سال ۵۸۶ هجری شمسی در بلخ به دنیا آمد. نام او محمد و لقبش در دوران حیات "جلالالدین" و گاهی "خداوندگار" و "مولانا خداوندگار" بوده و لقب #مولوی در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته است. از برخی از اشعارش تخلص او را "خاموش"و "خَموش" و "خامُش"دانستهاند. زبان مادری وی پارسی بوده است. پدر او مولانا محمدبن حسین خطیبی است که به "بهاءالدین ولد" معروف بود و او را با لقب "سلطان العلماء" نیز یاد کردهاند. بهاءولد از اکابر صوفیه واعاظم عرفا بود و خرقۀ او به احمد غزالی میپیوست. وی در علم عرفان و سلوک سابقهای دیرین داشت و از آن رو که میانۀ خوشی با قیل وقال و بحث و جدال نداشت و علم و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و جدال با او از سر ستیز درآمدند از آن جمله فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. جلال الدین محمد ۱۳ ساله بود که به همراه پدرش بلخ را ترک کرد. وی شهر به شهر و دیار به دیار رفت و در طول سفر خود با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات کرد و بالاخره علاءالدین کیقباد قاصدی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. او از همان بدو ورود به قونیه مورد توجه عام و خاص قرار گرفت. سرانجام پدر مولوی درگذشت و در دیار قونیه به خاک سپرده شد. در آن زمان مولانا جلال الدین ۲۵ ساله بود. مولانا در آستانهٔ ۴۰ سالگی مردی به تمام معنی و عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهرهها میبردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام "شمسالدین محمد بن ملک داد تبریزی" به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد.پیوستن شمس به مولانا در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری اتفاق افتاد. رفته رفته آتش حسادت مریدان زبانه کشید. آنها میدیدند که مولانا مرید ژنده پوشی گمنام شده و هیچ توجهی به آنان نمیکند از این رو فتنه جویی را آغاز کردند و در عیان و نهان به شمس ناسزا میگفتند و همگی به خون شمس تشنه بودند.جلال الدین محمد در سن ۶۶سالگی در قونیه فوت کرد و مقبره این شاعر بزرگ در همان شهر قرار دارد. از آثار وی میتوان به مثنوی معنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
سلام دوستان
روز مولانا بر همه مبارک باد🌺
ای جان و قوام جمله جان ها
پر بخش و روان کن روان ها
با تو ز زیان چه باک داریم
ای سودکن همه زیان ها
فریاد ز تیرهای غمزه
وز ابروهای چون کمان ها
در لعل بتان شکر نهادی
بگشاده به طمع آن دهان ها
ای داده به دست ما کلیدی
بگشاده بدان در جهان ها
گر زانک نه در میان مایی
برجسته چراست این میان ها
ور نیست شراب بی نشانیت
پس شاهد چیست این نشان ها
ور تو ز گمان ما برونی
پس زنده ز کیست این گمان ها
ور تو ز جهان ما نهانی
پیدا ز کی می شود نهان ها
بگذار فسانه های دنیا
بیزار شدیم ما از آن ها
جانی که فتاد در شکرریز
کی گنجد در دلش چنان ها
آن کو قدم تو را زمین شد
کی یاد کند ز آسمان ها
بربند زبان ما به عصمت
ما را مفکن در این زبان ها
غزلیات مولانا، شماره ۱۱۵
@iranpopscience
روز مولانا بر همه مبارک باد🌺
ای جان و قوام جمله جان ها
پر بخش و روان کن روان ها
با تو ز زیان چه باک داریم
ای سودکن همه زیان ها
فریاد ز تیرهای غمزه
وز ابروهای چون کمان ها
در لعل بتان شکر نهادی
بگشاده به طمع آن دهان ها
ای داده به دست ما کلیدی
بگشاده بدان در جهان ها
گر زانک نه در میان مایی
برجسته چراست این میان ها
ور نیست شراب بی نشانیت
پس شاهد چیست این نشان ها
ور تو ز گمان ما برونی
پس زنده ز کیست این گمان ها
ور تو ز جهان ما نهانی
پیدا ز کی می شود نهان ها
بگذار فسانه های دنیا
بیزار شدیم ما از آن ها
جانی که فتاد در شکرریز
کی گنجد در دلش چنان ها
آن کو قدم تو را زمین شد
کی یاد کند ز آسمان ها
بربند زبان ما به عصمت
ما را مفکن در این زبان ها
غزلیات مولانا، شماره ۱۱۵
@iranpopscience
خانم پرفسور آنه ماری شیمل آلمانی، مولوی شناس معروف می گوید:
اگر از من سوال شود که کدام یک از ابیات مولانا هست که طی پنجاه سال اخیر، در عمیق ترین غم هایی که احساس می کردم، بارها به من تسلی خاطر داده است،
بیت زیر را می خوانم:
و اگر بر تو بِبندد همه رَه ها و گذرها
رَه پنهان بِنماید، که کس آن راه نداند.
@ iranpopscience
اگر از من سوال شود که کدام یک از ابیات مولانا هست که طی پنجاه سال اخیر، در عمیق ترین غم هایی که احساس می کردم، بارها به من تسلی خاطر داده است،
بیت زیر را می خوانم:
و اگر بر تو بِبندد همه رَه ها و گذرها
رَه پنهان بِنماید، که کس آن راه نداند.
@ iranpopscience
Forwarded from اتچ بات
🔸اپرای عروسکی مولوی-بخش اول
براساس اشعار مثنوی #مولوی و کلیات #شمس_تبریزی
اپرای عروسکی مولوی نمایش عروسکی است به کارگردانی، نويسندگی و طراحی صحنه "بهروز غریبپور" و اجرای گروه نمایشی "آران "که برای اولین بار در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت.
اپرای عروسكی مولوی براساس اشعار مثنوی معنوی و كليات شمس نوشته شده و موسیقی آن بر اساس موسیقی کلاسیک ایرانی، دستگاهها و ردیفهای آوازی با آهنگسازی "بهزاد عبدی" ساخته شده است. خوانندگانی چون #محمد_معتمدی و #همايون_شجريان روایت آوازین اين اپرا را بر عهده دارند. ضبط موسیقی این اثر در اکراین انجام شده است. بیش از ۱۰۰ عروسک ریسماني در آن به کار گرفته شده اند.
اپرای عروسكی مولوی نخستين اجرای خود را در بخش ميهمان بينالملل در بيست و هشتمين جشنواره بينالمللی تئاتر فجر انجام داده است. این نمایش در کشورهای خارجی همچون گرجستان و امارات متحده عربی اجرا گردیده است.
موسیقی این اثر در دستگاه های نوا ، همایون ، ماهور ، شور ، چهارگاه و آوازهای بیات اصفهان ، شوشتری و دشتی است . اپرای مولانا دومین همکاری مشترک بهروز غریب پور به عنوان نویسنده لیبرتو و بهزاد عبدی است که در سال ۱۳۸۸ به رهبری "ولادمیر سیرنکو" ضبط شد.
🔸همراه بازیرنویس انگلیسی
@iranpopscience
براساس اشعار مثنوی #مولوی و کلیات #شمس_تبریزی
اپرای عروسکی مولوی نمایش عروسکی است به کارگردانی، نويسندگی و طراحی صحنه "بهروز غریبپور" و اجرای گروه نمایشی "آران "که برای اولین بار در بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت.
اپرای عروسكی مولوی براساس اشعار مثنوی معنوی و كليات شمس نوشته شده و موسیقی آن بر اساس موسیقی کلاسیک ایرانی، دستگاهها و ردیفهای آوازی با آهنگسازی "بهزاد عبدی" ساخته شده است. خوانندگانی چون #محمد_معتمدی و #همايون_شجريان روایت آوازین اين اپرا را بر عهده دارند. ضبط موسیقی این اثر در اکراین انجام شده است. بیش از ۱۰۰ عروسک ریسماني در آن به کار گرفته شده اند.
اپرای عروسكی مولوی نخستين اجرای خود را در بخش ميهمان بينالملل در بيست و هشتمين جشنواره بينالمللی تئاتر فجر انجام داده است. این نمایش در کشورهای خارجی همچون گرجستان و امارات متحده عربی اجرا گردیده است.
موسیقی این اثر در دستگاه های نوا ، همایون ، ماهور ، شور ، چهارگاه و آوازهای بیات اصفهان ، شوشتری و دشتی است . اپرای مولانا دومین همکاری مشترک بهروز غریب پور به عنوان نویسنده لیبرتو و بهزاد عبدی است که در سال ۱۳۸۸ به رهبری "ولادمیر سیرنکو" ضبط شد.
🔸همراه بازیرنویس انگلیسی
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
Forwarded from Haj arash trade channel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوگل صد و هفدهمین سال اختراع خودکار را گرامی داشت.
از آنزمان نصف جمعیت ایران بخاطر همین اختراع به زندان رفتهاند.
@facts_ir
از آنزمان نصف جمعیت ایران بخاطر همین اختراع به زندان رفتهاند.
@facts_ir
🔸معادل سازی واژه ها از دید "مسعودخیام" نویسنده، مترجم و پژوهشگر
هر چیز جدیدی در ابتدا عجیب و غریب است، اما بعد جا میافتد. وقتی گفتند به جای «بلدیه» بگویید «شهرداری»، جیغ مردم درآمد؛ اما بعد برای همه عادی شد.
همواره برخوردهای تمسخرآمیز مردم با این واژهها دیده میشد. حتا صادق هدایت شعری دارد در اینباره که میگوید: «شد کلوپ، کافه و جایی (دستشویی) و قصابی کنون/ باشگاه و داشگاه و ... و لاشگاه». این نشان میدهد که این برخورد همواره وجود داشته، اما در پایان برخی از واژهها جا میافتند و بخشی از واژهها هم ماندگار نخواهند بود.
اما مهمتر از این بحث، بحث غلطهای مصطلحی است که مردم اختراع میکنند. در گذشته ما برای ادات تعلق «مال» را استفاده میکردیم و میگفتیم این کتاب مال کیه؟ اما الآن میگویند «برای». آیا این مداد برای توست؟ این غلط است؛ اما جا افتاده. خصوصا نسل جوان همه از آن استفاده میکنند. همچنین ادیبان و دیوانیان ما مصدر جعلی «باشیدن» را استفاده کردند و اکنون هم ما «میباشد» را به جای «است» استفاده میکنیم که غلط است.
من معتقدم که فرهنگستان نباید برای واژههای علمی و فنی معادلهای فارسی انتخاب کند. مثلا کلمه «تلفن» اکنون دیگر فارسی محسوب میشود و بدترین کاری که میشود با این واژهها کرد، این است که آنها را معادلسازی کنیم. چرا باید به جای کامپیوتر «رایانه» بگذاریم؟
واژههای علمی را نباید دست بزنیم؛ چون این کار ما را از دنیا دور میکند، سیستم پزشکی واژههای خودش را دارد که خیلی هم مفصل است و چون زبان بینالمللی محسوب میشود، پزشکان سر آن بسیار حساسیت دارند و حاضر نیستند که کلمه دیگری به جای این کلمات استفاده کنند. اگر بخواهیم واژههای علمی را معادلسازی کنیم، نه تنها خدمت کردهایم؛ بلکه متضاد خدمت را انجام دادهایم، زیرا این کار تنها فایدهاش این است که ما را از دنیا دور میکند. به جای این کار، واژههای عمومی و واژههایی را که میآیند در زندگی مردم، دست بزنند. گاهی خود این واژهها از سوی مردم هم معادلسازی میشوند. اینطور چیزها خیلی خوب است، زبان را غنی میکند و به گسترش زبان ما منجر میشود.
از مصاحبه با ایسنا
@iranpopscience
هر چیز جدیدی در ابتدا عجیب و غریب است، اما بعد جا میافتد. وقتی گفتند به جای «بلدیه» بگویید «شهرداری»، جیغ مردم درآمد؛ اما بعد برای همه عادی شد.
همواره برخوردهای تمسخرآمیز مردم با این واژهها دیده میشد. حتا صادق هدایت شعری دارد در اینباره که میگوید: «شد کلوپ، کافه و جایی (دستشویی) و قصابی کنون/ باشگاه و داشگاه و ... و لاشگاه». این نشان میدهد که این برخورد همواره وجود داشته، اما در پایان برخی از واژهها جا میافتند و بخشی از واژهها هم ماندگار نخواهند بود.
اما مهمتر از این بحث، بحث غلطهای مصطلحی است که مردم اختراع میکنند. در گذشته ما برای ادات تعلق «مال» را استفاده میکردیم و میگفتیم این کتاب مال کیه؟ اما الآن میگویند «برای». آیا این مداد برای توست؟ این غلط است؛ اما جا افتاده. خصوصا نسل جوان همه از آن استفاده میکنند. همچنین ادیبان و دیوانیان ما مصدر جعلی «باشیدن» را استفاده کردند و اکنون هم ما «میباشد» را به جای «است» استفاده میکنیم که غلط است.
من معتقدم که فرهنگستان نباید برای واژههای علمی و فنی معادلهای فارسی انتخاب کند. مثلا کلمه «تلفن» اکنون دیگر فارسی محسوب میشود و بدترین کاری که میشود با این واژهها کرد، این است که آنها را معادلسازی کنیم. چرا باید به جای کامپیوتر «رایانه» بگذاریم؟
واژههای علمی را نباید دست بزنیم؛ چون این کار ما را از دنیا دور میکند، سیستم پزشکی واژههای خودش را دارد که خیلی هم مفصل است و چون زبان بینالمللی محسوب میشود، پزشکان سر آن بسیار حساسیت دارند و حاضر نیستند که کلمه دیگری به جای این کلمات استفاده کنند. اگر بخواهیم واژههای علمی را معادلسازی کنیم، نه تنها خدمت کردهایم؛ بلکه متضاد خدمت را انجام دادهایم، زیرا این کار تنها فایدهاش این است که ما را از دنیا دور میکند. به جای این کار، واژههای عمومی و واژههایی را که میآیند در زندگی مردم، دست بزنند. گاهی خود این واژهها از سوی مردم هم معادلسازی میشوند. اینطور چیزها خیلی خوب است، زبان را غنی میکند و به گسترش زبان ما منجر میشود.
از مصاحبه با ایسنا
@iranpopscience
https://goo.gl/sFPESp
افزایش بی اعتمادی اجتماعی به دنبال ناامیدی از سالمندی
🔵 ایستادگی در برابر تبعیض سنی
✅ سیناپرس: 10 مهرماه مصادف با روز جهانی سالمند با شعار ایستادگی در برابر تبعیض سنی است.بر طبق آمار جمعیت سالمند در کشور رو به افزایش بوده وقطعا در آینده نزدیک این قشر نیازمند حمایتهای اجتماعی وحقوقی بیشتری خواهد بود
سن تنها یک عدد نیست
دکتر مصطفی فروتن ،روان شناس علوم رفتاری در این خصوص گفت: باوری در بین افراد رواج دارد که "سن یک عدد است" اگرچه این جمله تا حدودی صحت دارد لیکن باید متوجه این نکته بود که حتی اعداد هم دارای بار ارزشی هستند.بنابراین شاید بتوان از منظری این سخن را پذیرفت اما باید در نظر بگیریم که اعداد هم سخن میگویند واگر بگوییم فردی 70 ساله به دلیل اینکه دل جوانی دارد سالمند نیست ونیاز سالمندی ندارد این برداشت غلط است زیرا سن وسال با عدد تعریف میشود به این معنی است که از یک گذار تعریف میکند واگر منطقی به قضیه نگاه کنیم هر روزی که عمر ما به عنوان یک موجود زنده سپری میشود به لحا ظ روانی از روز قبل بالاتر رفته وبه لحاظ جسمی وفیزیکی پس رفت خواهیم داشت
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/NYCycB
@ iranpopscience
افزایش بی اعتمادی اجتماعی به دنبال ناامیدی از سالمندی
🔵 ایستادگی در برابر تبعیض سنی
✅ سیناپرس: 10 مهرماه مصادف با روز جهانی سالمند با شعار ایستادگی در برابر تبعیض سنی است.بر طبق آمار جمعیت سالمند در کشور رو به افزایش بوده وقطعا در آینده نزدیک این قشر نیازمند حمایتهای اجتماعی وحقوقی بیشتری خواهد بود
سن تنها یک عدد نیست
دکتر مصطفی فروتن ،روان شناس علوم رفتاری در این خصوص گفت: باوری در بین افراد رواج دارد که "سن یک عدد است" اگرچه این جمله تا حدودی صحت دارد لیکن باید متوجه این نکته بود که حتی اعداد هم دارای بار ارزشی هستند.بنابراین شاید بتوان از منظری این سخن را پذیرفت اما باید در نظر بگیریم که اعداد هم سخن میگویند واگر بگوییم فردی 70 ساله به دلیل اینکه دل جوانی دارد سالمند نیست ونیاز سالمندی ندارد این برداشت غلط است زیرا سن وسال با عدد تعریف میشود به این معنی است که از یک گذار تعریف میکند واگر منطقی به قضیه نگاه کنیم هر روزی که عمر ما به عنوان یک موجود زنده سپری میشود به لحا ظ روانی از روز قبل بالاتر رفته وبه لحاظ جسمی وفیزیکی پس رفت خواهیم داشت
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/NYCycB
@ iranpopscience
Forwarded from اتچ بات
#زادروز
دکتر بهروز ثروتیان، (۱۱ مهر ۱۳۱۶ در میاندوآب ـ ۷ امرداد ۱۳۹۱ در گوهردشت کرج)؛ استاد دانشگاه، "نظامی"شناس و پژوهشگر ادبی بود. وی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۲ با دانشگاه آزاد واحد کرج همکاری داشت و پس از آن تا زمان فوت به تصحیح غزلیات حافظ و تحقیق درباره تفسیر صفی علیشاه مشغول بود. نخستین کتاب #بهروز_ثروتیان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ با عنوان «بررسی فر در شاهنامه فردوسی» از سوی انتشارات موسسه تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شد. وی همچنین تحقیقات و آثار بسیاری در حوزه "نظامی"شناسی داشت. از این محقق تالیفات فراوانی در حوزه زبان و ادبیات فارسی به جا مانده است .
@iranpopscience
دکتر بهروز ثروتیان، (۱۱ مهر ۱۳۱۶ در میاندوآب ـ ۷ امرداد ۱۳۹۱ در گوهردشت کرج)؛ استاد دانشگاه، "نظامی"شناس و پژوهشگر ادبی بود. وی از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۲ با دانشگاه آزاد واحد کرج همکاری داشت و پس از آن تا زمان فوت به تصحیح غزلیات حافظ و تحقیق درباره تفسیر صفی علیشاه مشغول بود. نخستین کتاب #بهروز_ثروتیان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ با عنوان «بررسی فر در شاهنامه فردوسی» از سوی انتشارات موسسه تاریخ و فرهنگ ایران منتشر شد. وی همچنین تحقیقات و آثار بسیاری در حوزه "نظامی"شناسی داشت. از این محقق تالیفات فراوانی در حوزه زبان و ادبیات فارسی به جا مانده است .
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
عکس فوق یک سرباز آلمانی را نشان میدهد که برای کودک جا مانده از خانواده اش سیم خاردار دیوار برلین را کنار زد. این سرباز به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.
متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند میسپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.
گفتنی است؛ عکاس این اثر کریستوف نیومن گفته که هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است .و معروف است به :سرباز آلمان شرقی"
مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.
@iranpopscience
متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:
گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند میسپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.
گفتنی است؛ عکاس این اثر کریستوف نیومن گفته که هنگام شکار این لحظه فقط دیده است که این سرباز جا ماند و کودک توانست فرار کند و تا این لحظه از سرنوشت این سرباز مطالب زیادی نیز نوشته شده است .و معروف است به :سرباز آلمان شرقی"
مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.
@iranpopscience
Telegram
attach 📎
چاله رویایی! منظره زیبایی متعلق به چاله ای در تورزول در کیپ بریتوا اورگان امریکا که نشنال جئوگرافیک به عنوان عکس روز منتشر کرده است. @iranpopscience
زادروز مهانداس کارامچاند گاندی ملقب به ماهاتما گاندی رهبر فقید هندوستان گرامیباد.
@iranpopscience
@iranpopscience
[Forwarded from کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد]
https://www.instagram.com/p/BLD7yiphRSZ/ @iranpopscience
https://www.instagram.com/p/BLD7yiphRSZ/ @iranpopscience
Instagram
نشست تخصصی
مدل ها و استانداردهای مدیربت محتوا
چهارشنبه 14 مهر ماه
16 تا 18 ================================
کانال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد: @hershad
ارتباط با روابط عمومی کتابخانه : @hershad_info
#hershad
================================
مدل ها و استانداردهای مدیربت محتوا
چهارشنبه 14 مهر ماه
16 تا 18 ================================
کانال کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد: @hershad
ارتباط با روابط عمومی کتابخانه : @hershad_info
#hershad
================================
https://goo.gl/7zBNaZ
سالگرد حضور تلویزیون در ایران
🔵 آغاز جهش اجتماعی با حضور جعبه جادوئی
✅ در ابتدای کار تلویزیون در ایران مانند امروز همه افراد در شهرهای و روستاهای بزرگ و کوچک توانایی استفاده از آن را نداشته و تنها یک قشر مخصوص، ابتدا اشراف و سپس سرمایه داران، توانایی خرید و تماشای تلویزیون را داشتند و این جعبه جادویی کالایی لوکس و تشریفاتی قلمداد می شد.
دکتر علی اصغر کیا، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت و گو با خبرنگار سیناپرس در رابطه با میزان اهمیت حضور تلویزیون در ایران و نقش آن گفت: در این باره صحبت های زیادی شده و بحث فراوان است. اما بهتر است به جای صحبت های کلیشه ای، به بخش هایی از یادداشت روزنامه اطلاعات که دو روز بعد از افتتاح فرستنده تلویزیون، این اتفاق را یک جهش اجتماعی در ایران خواند، اشاره شود تا اهمیت ورود تلویزیون به ایران را در آن زمان درک کنیم.
بر این اساس، در این یادداشت آمده است: «... صرفنظر از اختراعات وحشت انگیز جنگی، هنوز تلویزیون آخرین و جدید ترین اختراعی است که علم و تمدن انسانی به آن دست یافته... تلویزیون تنها وسیله تفریح و تفنن نیست بلکه در درجه اول از حساس ترین وسایل ارتباطی بوده و در تمام کشورهایی که از آن بهره مندند مورد استفاده آموزشی و هنری قرار می گیرد. با کثرت گرفتاری هایی که در زندگی جدید برای انسان ها به وجود آمده است زمان آنقدر کوتاه به نظر می رسد که می توان گفت دیگر ظرفیت در بر گرفتن تمام کارها را ندارد و باید بسیاری از کارها را در ضمن کار دیگر انجام داد. کارگری که ضمن کار در کارخانه فیلم تماشا می کند و یا سخنان یک شخصیت علمی و اجتماعی را که در اتاق خود سخن می گوید می شنود و خود او را هم می بیند، چندین کار را در آن واحد انجام می دهد، زن خانه داری که ضمن پرستاری کودک و انجام کارهای خانه خود از حضور در یک جلسه سخنرانی و یا مصاحبه مطبوعاتی محروم نمی شود از وقت خود چندین استفاده به عمل می آورد که اکنون با داشتن تلویزیون این قبیل استفاده ها برای مردم کشور ما نیز میسر و ممکن می شود..."
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/UO7t2Z @iranpopscience
سالگرد حضور تلویزیون در ایران
🔵 آغاز جهش اجتماعی با حضور جعبه جادوئی
✅ در ابتدای کار تلویزیون در ایران مانند امروز همه افراد در شهرهای و روستاهای بزرگ و کوچک توانایی استفاده از آن را نداشته و تنها یک قشر مخصوص، ابتدا اشراف و سپس سرمایه داران، توانایی خرید و تماشای تلویزیون را داشتند و این جعبه جادویی کالایی لوکس و تشریفاتی قلمداد می شد.
دکتر علی اصغر کیا، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در گفت و گو با خبرنگار سیناپرس در رابطه با میزان اهمیت حضور تلویزیون در ایران و نقش آن گفت: در این باره صحبت های زیادی شده و بحث فراوان است. اما بهتر است به جای صحبت های کلیشه ای، به بخش هایی از یادداشت روزنامه اطلاعات که دو روز بعد از افتتاح فرستنده تلویزیون، این اتفاق را یک جهش اجتماعی در ایران خواند، اشاره شود تا اهمیت ورود تلویزیون به ایران را در آن زمان درک کنیم.
بر این اساس، در این یادداشت آمده است: «... صرفنظر از اختراعات وحشت انگیز جنگی، هنوز تلویزیون آخرین و جدید ترین اختراعی است که علم و تمدن انسانی به آن دست یافته... تلویزیون تنها وسیله تفریح و تفنن نیست بلکه در درجه اول از حساس ترین وسایل ارتباطی بوده و در تمام کشورهایی که از آن بهره مندند مورد استفاده آموزشی و هنری قرار می گیرد. با کثرت گرفتاری هایی که در زندگی جدید برای انسان ها به وجود آمده است زمان آنقدر کوتاه به نظر می رسد که می توان گفت دیگر ظرفیت در بر گرفتن تمام کارها را ندارد و باید بسیاری از کارها را در ضمن کار دیگر انجام داد. کارگری که ضمن کار در کارخانه فیلم تماشا می کند و یا سخنان یک شخصیت علمی و اجتماعی را که در اتاق خود سخن می گوید می شنود و خود او را هم می بیند، چندین کار را در آن واحد انجام می دهد، زن خانه داری که ضمن پرستاری کودک و انجام کارهای خانه خود از حضور در یک جلسه سخنرانی و یا مصاحبه مطبوعاتی محروم نمی شود از وقت خود چندین استفاده به عمل می آورد که اکنون با داشتن تلویزیون این قبیل استفاده ها برای مردم کشور ما نیز میسر و ممکن می شود..."
@sinapress/سیناپرس
🔗 https://goo.gl/UO7t2Z @iranpopscience
سوسک لاک پشتی که از شاخ و برگ گیاهان مختلف تغذیه میکند، این سوسک بیشتر شبیه جواهرات است تا یک حشره، زیستگاه آنها آمریکا و کانادا میباشد/پارسینه @iranpopscience
#اولین_کتاب_دنیا
هزاران هزار سال طول كشید تا بشر به مرحله ای رسید كه توانست آن چیزی را بسازد كه شباهت جزئی به چیزی كه امروزه به اسم كتاب می شناسیم، داشته باشد.
بنابراین وقتی می خواهیم تاریخچه اولین كتاب را در دنیا بررسی كنیم. باید متوجه باشیم كه احتمالاً این كتاب نباید شباهتی به آن چیزی كه امروزه كتاب نامیده می شود، داشته باشد و خیلی با آن فرق داشته است. در حقیقت كتابهای اولیه دنیا تا آنجائی كه ما می دانیم واقعاً كتاب هائی به مفهوم جدید این كلمه نبوده اند. چند هزار سال پیش بابلی ها و آشوری ها لوحه های گچی درست می كردند كه بر روی آنها هر موضوع یا واقعه ای را كه میل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداری می كردند.
آنها با كمك نوعی ابزار نوك تیز، نوشته هایشان را كه به خط میخی بوده، روی این لوحه های گچی، وقتی كه هنوز مرطوب بود رسم می كردند. سپس برای این كه این یادداشت ها یعنی لوحه های گچی دوام و عمر بیشتری داشته و دائمی تر باشند آنها را در كوره گذاشته و می پختند. بعضی اوقات این موضوع یا واقعه ای كه می خواستند یادداشت كنند خیلی طولانی بوده و بنابراین لوحه های گچی بیشتری می برد. بدین ترتیب درست مثل یك كتاب دارای صفحات زیادی بود. در این صورت شاید می شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در این مورد، یك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس یك نوع نی به نام «پاپیروس» بود. این صفحات مسطح كه با دست ساخته می شدند رنگ زرد پریده ای داشتند و به وسیله باریكه های درازی به یك دیگر وصل بودند كه به دور یك استوانه چوبی یا استخوانی پیچ می خوردند.
مصری ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و یا وقایعی را با انواع خطوط تصویری روی این صفحات پاپیروس می نوشتند و یا می كشیدند. از آنجائی كه جا به جا كردن این استوانه ها كار راحتی نبود، بنابراین عمل نوشتن، بعضی اوقات روی صفحات جدا از هم انجام می گرفت.
بعضی دیگر از مردم قدیم مثل یونانی ها و رومی ها، كتابهائی می ساختند كه به دور استوانه می پیچیدند.
@iranpopscience
هزاران هزار سال طول كشید تا بشر به مرحله ای رسید كه توانست آن چیزی را بسازد كه شباهت جزئی به چیزی كه امروزه به اسم كتاب می شناسیم، داشته باشد.
بنابراین وقتی می خواهیم تاریخچه اولین كتاب را در دنیا بررسی كنیم. باید متوجه باشیم كه احتمالاً این كتاب نباید شباهتی به آن چیزی كه امروزه كتاب نامیده می شود، داشته باشد و خیلی با آن فرق داشته است. در حقیقت كتابهای اولیه دنیا تا آنجائی كه ما می دانیم واقعاً كتاب هائی به مفهوم جدید این كلمه نبوده اند. چند هزار سال پیش بابلی ها و آشوری ها لوحه های گچی درست می كردند كه بر روی آنها هر موضوع یا واقعه ای را كه میل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداری می كردند.
آنها با كمك نوعی ابزار نوك تیز، نوشته هایشان را كه به خط میخی بوده، روی این لوحه های گچی، وقتی كه هنوز مرطوب بود رسم می كردند. سپس برای این كه این یادداشت ها یعنی لوحه های گچی دوام و عمر بیشتری داشته و دائمی تر باشند آنها را در كوره گذاشته و می پختند. بعضی اوقات این موضوع یا واقعه ای كه می خواستند یادداشت كنند خیلی طولانی بوده و بنابراین لوحه های گچی بیشتری می برد. بدین ترتیب درست مثل یك كتاب دارای صفحات زیادی بود. در این صورت شاید می شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در این مورد، یك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس یك نوع نی به نام «پاپیروس» بود. این صفحات مسطح كه با دست ساخته می شدند رنگ زرد پریده ای داشتند و به وسیله باریكه های درازی به یك دیگر وصل بودند كه به دور یك استوانه چوبی یا استخوانی پیچ می خوردند.
مصری ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و یا وقایعی را با انواع خطوط تصویری روی این صفحات پاپیروس می نوشتند و یا می كشیدند. از آنجائی كه جا به جا كردن این استوانه ها كار راحتی نبود، بنابراین عمل نوشتن، بعضی اوقات روی صفحات جدا از هم انجام می گرفت.
بعضی دیگر از مردم قدیم مثل یونانی ها و رومی ها، كتابهائی می ساختند كه به دور استوانه می پیچیدند.
@iranpopscience