👈چرا دانمارک خوشحال ترین دانش آموزان را دارد..
🔶 در سال ۲۰۱۶ کشور دانمارک به عنوان کشوری انتخاب شد که مردم آن بیشترین احساس خوشبختی را دارند. صرف نظر از دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می توان دلایل دستیابی به چنین احساسی را در سیستم آموزشی کشور دانمارک جستجو کرد. در کشور دانمارک سیستم آموزشی اصول زیر را رعایت می کند.
🔶«بهترین بودن» هدف نیست، همیشه نمی توان بهترین بود
🔸سیستم آموزشی دانمارک بر پایه این نیست که دانش آموزان خود را برای امتحان آماده کنند بلکه شوق به دانستن، دانایی و پیشرفت فردی و شخصیتی دانش آموز را اساس کار خود قرار می دهند. آن ها دانش آموزان را به این درک می رسانند که همه شبیه هم نیستند و هر کسی استعداد منحصر به فرد و ویژه خود را دارد و باید جایگاه مناسب با ویژگی های فردی خود را در جامعه پیدا کند. این تفکر در مدارس دانمارک وجود دارد که همه و بدون استثنا خوب و مستعدند و به جایگاه و موقعیت مناسبی خواهند رسید؛ به همین دلیل نمره در مدارس دانمارک بی معناست و دانش آموزان که به دستاوردهای بالا می رسند دارای حق ویژه ای نسبت به دیگر دانش آموزان نخواهند بود. در عوض به آن ها می آموزند که چگونه شخصیت خود را گسترش دهند.
🔶خودشناسی مهمتر از خواندن و نوشتن
🔸اصول آموزشی در دانمارک در مرحله اول به تشویق برای توسعه خود و خود پروری استوار است. بر اساس قانون مدارس این کشور، مدرسه فقط مسئولیت آموزش مهارت های اولیه را ندارد بلکه باید به دانش آموزان برای داشتن و کسب یک شخصیت قوی و چند بعدی و گسترده کمک کنند. این هدف حتی پیش از ورود به مدرسه و در پیش دبستانی ها و مهدکودک های دانمارک هم پیگیری می شود. مربی مهد کودک قبل از ورود کودک به مدرسه باید دایره واژگانی او را توسیع بخشیده و روح بخشش و مسامحه و حضور فعال در جامعه را در آنان تقویت کند.
🔶حفظ کردن ممنوع
🔸در مدارس دانمارک دانش آموزان خود باید در جستجوی اطلاعات باشند تا تجارب خاص خود را به دست بیاورند و منابع را با استقلال و با تکیه بر شخصیت خود تحلیل کنند. جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن بر عهده خود دانش آموز است. در مدارس دانمارک دانش آموزان نقش گوش دهندگان را ایفا نمی کنند و در فرآیند تدریس مشارکت دارند. این نظام آموزشی بر پایه پرسش و پاسخ و شک افکنی است. معلم در فرآیند تدریس درباره ی موضوع مشخصی شک آفرینی می کند تا دانش آموزان هر یک رأی و نظر خود را ابراز کنند. «احترام گذاشتن به خود» از جمله اصول مهم آموزشی در کشور دانمارک است. خلاقیت، طرز تفکر انتقادی، ابتکار عمل داشتن در جامعه نیز به آنها آموخته میشود. در این فرآیند حفظ کردن مطالب درسی اهمیت ناچیزی دارد.
🔶نتیجه مهم نیست
🔸در دانمارک نتیجه و نمره دانش آموزان مهم نیست، بلکه آنچه بیش از همه چیز اهمیت دارد این است که دانش آموزان مدارس و دانشجویان دانشگاه ها از آموختن لذت ببرند و به پایان تحصیلات به عنوان پایان رنج های خود نگاه نکنند.
🔸در این میان دانش آموزانی هستند که نمی دانند که برای آینده چه می خواهند و به نوعی دچار تردید هستند. در نظام آموزشی دانمارک این دانش آموزان در زیر مجموعه طرح ( Efterskole ) قرار می گیرند. براساس این طرح دانش آموزان ۱۴ تا ۱۵ ساله، یک سال به مدارس مخصوصی فرستاده می شوند تا تصمیم درست بگیرند. در این مدارس، تمرکز بر جنبه هایی است که در مدارس معمولی کمتر به آنها پرداخته میشود؛ امری که مجال را برای گسترش و کشف استعدادهای دانش آموزان فوق الذکر در زمینه های مختلف ورزشی هنری و صنعتی فراهم می آورد. این مدارس خاص دانش آموزان را به کمک به یکدیگر تشویق می کنند، به خصوص کمک به آن دسته از افرادی که در هماهنگ شدن با زندگی اجتماعی با مشکل روبه رو هستند.
🔶فرصت های مساوی برای همه
🔸نظام آموزشی دانمارک پیرامون تشویق دانش آموزان برای انتخاب شغل هایی شکل می گیرد که صرف نظر از میزان سود دهی اقتصادی باعث خوشحالی و احساس سعادتمندی در آنان شود.
🔸بنا بر آمارهای رسمی، ۵۰ درصد جوانان دانمارکی کاملا یقین دارند که در انتخاب آینده شغلی خود آزاد هستند و کنترل و تسلط کاملی بر آینده خود دارند. در این کشور خدمات آموزشی رایگان است و همه دانش آموزان در هر سطح اقتصادی که باشند ،ماهانه حقوقی را به منظور مخارج تحصیلی و معیشتی دریافت می کنند. @iranpopscience
🔶 در سال ۲۰۱۶ کشور دانمارک به عنوان کشوری انتخاب شد که مردم آن بیشترین احساس خوشبختی را دارند. صرف نظر از دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می توان دلایل دستیابی به چنین احساسی را در سیستم آموزشی کشور دانمارک جستجو کرد. در کشور دانمارک سیستم آموزشی اصول زیر را رعایت می کند.
🔶«بهترین بودن» هدف نیست، همیشه نمی توان بهترین بود
🔸سیستم آموزشی دانمارک بر پایه این نیست که دانش آموزان خود را برای امتحان آماده کنند بلکه شوق به دانستن، دانایی و پیشرفت فردی و شخصیتی دانش آموز را اساس کار خود قرار می دهند. آن ها دانش آموزان را به این درک می رسانند که همه شبیه هم نیستند و هر کسی استعداد منحصر به فرد و ویژه خود را دارد و باید جایگاه مناسب با ویژگی های فردی خود را در جامعه پیدا کند. این تفکر در مدارس دانمارک وجود دارد که همه و بدون استثنا خوب و مستعدند و به جایگاه و موقعیت مناسبی خواهند رسید؛ به همین دلیل نمره در مدارس دانمارک بی معناست و دانش آموزان که به دستاوردهای بالا می رسند دارای حق ویژه ای نسبت به دیگر دانش آموزان نخواهند بود. در عوض به آن ها می آموزند که چگونه شخصیت خود را گسترش دهند.
🔶خودشناسی مهمتر از خواندن و نوشتن
🔸اصول آموزشی در دانمارک در مرحله اول به تشویق برای توسعه خود و خود پروری استوار است. بر اساس قانون مدارس این کشور، مدرسه فقط مسئولیت آموزش مهارت های اولیه را ندارد بلکه باید به دانش آموزان برای داشتن و کسب یک شخصیت قوی و چند بعدی و گسترده کمک کنند. این هدف حتی پیش از ورود به مدرسه و در پیش دبستانی ها و مهدکودک های دانمارک هم پیگیری می شود. مربی مهد کودک قبل از ورود کودک به مدرسه باید دایره واژگانی او را توسیع بخشیده و روح بخشش و مسامحه و حضور فعال در جامعه را در آنان تقویت کند.
🔶حفظ کردن ممنوع
🔸در مدارس دانمارک دانش آموزان خود باید در جستجوی اطلاعات باشند تا تجارب خاص خود را به دست بیاورند و منابع را با استقلال و با تکیه بر شخصیت خود تحلیل کنند. جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن بر عهده خود دانش آموز است. در مدارس دانمارک دانش آموزان نقش گوش دهندگان را ایفا نمی کنند و در فرآیند تدریس مشارکت دارند. این نظام آموزشی بر پایه پرسش و پاسخ و شک افکنی است. معلم در فرآیند تدریس درباره ی موضوع مشخصی شک آفرینی می کند تا دانش آموزان هر یک رأی و نظر خود را ابراز کنند. «احترام گذاشتن به خود» از جمله اصول مهم آموزشی در کشور دانمارک است. خلاقیت، طرز تفکر انتقادی، ابتکار عمل داشتن در جامعه نیز به آنها آموخته میشود. در این فرآیند حفظ کردن مطالب درسی اهمیت ناچیزی دارد.
🔶نتیجه مهم نیست
🔸در دانمارک نتیجه و نمره دانش آموزان مهم نیست، بلکه آنچه بیش از همه چیز اهمیت دارد این است که دانش آموزان مدارس و دانشجویان دانشگاه ها از آموختن لذت ببرند و به پایان تحصیلات به عنوان پایان رنج های خود نگاه نکنند.
🔸در این میان دانش آموزانی هستند که نمی دانند که برای آینده چه می خواهند و به نوعی دچار تردید هستند. در نظام آموزشی دانمارک این دانش آموزان در زیر مجموعه طرح ( Efterskole ) قرار می گیرند. براساس این طرح دانش آموزان ۱۴ تا ۱۵ ساله، یک سال به مدارس مخصوصی فرستاده می شوند تا تصمیم درست بگیرند. در این مدارس، تمرکز بر جنبه هایی است که در مدارس معمولی کمتر به آنها پرداخته میشود؛ امری که مجال را برای گسترش و کشف استعدادهای دانش آموزان فوق الذکر در زمینه های مختلف ورزشی هنری و صنعتی فراهم می آورد. این مدارس خاص دانش آموزان را به کمک به یکدیگر تشویق می کنند، به خصوص کمک به آن دسته از افرادی که در هماهنگ شدن با زندگی اجتماعی با مشکل روبه رو هستند.
🔶فرصت های مساوی برای همه
🔸نظام آموزشی دانمارک پیرامون تشویق دانش آموزان برای انتخاب شغل هایی شکل می گیرد که صرف نظر از میزان سود دهی اقتصادی باعث خوشحالی و احساس سعادتمندی در آنان شود.
🔸بنا بر آمارهای رسمی، ۵۰ درصد جوانان دانمارکی کاملا یقین دارند که در انتخاب آینده شغلی خود آزاد هستند و کنترل و تسلط کاملی بر آینده خود دارند. در این کشور خدمات آموزشی رایگان است و همه دانش آموزان در هر سطح اقتصادی که باشند ،ماهانه حقوقی را به منظور مخارج تحصیلی و معیشتی دریافت می کنند. @iranpopscience
📝📝📝"درباره توليد علم"- دكتر رضا منصوري
✅"تولید علم" واژه و مفهومی است که ما ایرانیان و فارسی زبان ابداع کردهایم! و برای آن واژهی معادل انگلیسی
"science" production"
را ساختهایم!
این برای من کاملا واضح بود چون میدانستم این ترکیب با ماهیت علم مدرن سازگار نیست. علم مدرن فرایندی است که در جریان آن دانش و معرفت تولید میشود. به همین دلیل "تولید علم" ترکیبی است بیمعنی؛ مثل این است که ما در ایران از «تولید صنعت» صحبت بکنیم. بله ما محصولات صنعتی تولید میکنیم اما تولید «صنعت» نداریم!
✅ما ایرانیان که هنوز در ابتدای راه درک علم نوین هستیم از این که توانستهایم مفهوم تولید علم را بسازیم خوشنودیم چون رواج این مفهوم هم به سیاستمداران کمک میکند مردم را گول بزنند چون حمایت واقعی از علم را زیر پا گذاشتهاند، و هم مردم ما دلشان خوش است که ما پیشرفت علمی کردهایم، و همکاران علمی راحتتر «دانشمند پایگاههای علمی» میشوند، و هم بخش خصوصی درآمدهای چربی از تولید مقاله و پایاننامه به دست میآورد. ظاهرا همه راضیاند، دانشمند پایگاهی، سیاستمدار، و مردم! پس چه باک؟
✅اما واقعیت این است که این مفهوم "تولید علم" مخدری شده است که دیر یا زود توان تفکر را از جامعهی دانشگاهی ما میگیرد و فاجعهای اجتماعی به بار خواهد آورد؛ مگر این که بتوانیم به هر طریقی حمایت کنیم تا اجتماع علمی پویا و سالم در کشور به وجود بیاید، جهادی بیارج و قرب و خلاف جهت همه منافع زودگذر مردم و حکومت؛ ماندگاری ما و فرهنگمان و استقلالمان در این جهاد اکبر است!
✅اما واقعیت: به گوگل انگلیسی نگاه کنید. science production را جستحو کنید. میبینید همه مدخلهایش از همان صفحهی اول به وبگاههای ایرانی بر میگردد؛ پدیدهای بسیار جالب! هیچ نمونهی دیگری من نیافتم که این ترکیب در مدخلی غیر ایرانی به کار برود! برایم جز شرمندگی چیزی ندارد که در این جام جهاننما "چرک" خودمان را به وضوح ببینم. حتی نکردهایم تولید علم را به
"knowledge production"
ترجمه بکنیم، که تازه آن هم بسیار عامتر از تولید مقاله است!
✅باز هم خواهند گفت این استکبار جهانی است که با ما دشمنی میکند! باز هم خواهند گفت سیاهنمایی است! باز هم خواهند گفت "دست دشمنان حارجی در کار است با عقبهی آن در ایران"! اما دانشگران جدی ما این واقیت را درک خواهند کرد و خواهند کوشید با این پدیدهی مبتذل، ناشی از استکبار جهل خودمان، مواجهه کنند و به جهاد اکبر در راه رشد خلاقیت و درک مفهوم علم نوین و در نتیجه توسعهی کشور و استقلال ناشی از آن ادامه دهند.
✅نشان دهیم با رفتارمان، با نوع آموزشمان، با کارهای پژوهشیمان، و با مدیریت علم در ایران که علم را تولید نمیکنند! بلکه در دنیای مدرن هر جامعهای که بخواهد، مانند کشورهای بریکس، به جوامع پیشرفته بپیوندد، چارهای ندارد جز این که بکوشد فرایند علم مدرن را راه بیندازد؛ کشور را علمی کند همانگونه که ما مشغولیم کشور را صنعتی بکنیم! هیچ کشوری نداریم که صنعتی شده باشد و در عین حال علمی نشده باشد، یعنی فرایند علم را ایجاد نکرده باشد. آنهایی در ایران که تصور میکنند کشور را بیعلم میتوان صنعتی کرد یا بیاطلاعاند یا سودجو و ابنالوقت و فرصتطلب!
✅علم فرایندی است پویا و فعال. بدون پویایی علمی در کار نیست. به هنگام انفعال، علمی در کار نیست. اوضاع علم ایران تابع کشورهای با علم است. پس پویایی آن تبعی و انفعالی است؛ پیرو غیر است. علم به سوالهای جامعه پاسخ میدهد اما صبر نمیکند تا سوالی مطرح بشود، و گرنه در حد مهندسی میماند! راکد میشود و دیگر علم نیست، بلکه مجموعهای است از دانستهها و دانش و معرفت که به مرور منسوخ میشود، مانند دانستههای ما از دوران آلبویه که از سلجوقیان به بعد راکد شد! علم منتظر نمیماند برایش سوال طرح بکنند. علم مدرن سوال در خودش و از خودش میآفریند! منجر به «فرهنگ» میشود! میشود فرهنگی پویا! رسیدن به این آفرینندگی ابزار متنوع مدنی لازم دارد که همان فرایند اجتماعی علم است و ما هنوز ایجادش نکردهایم! واژهی «تولید علم» مخدر است و لازم است آن را از فرهنگ خودمان بزداییم!
‼️‼️این مقاله در خبرنامه انجمن ریاضی،
شماره ۱۴۷، بهار ۱۳۹۵ منتشر شده است
@iranpopscience
✅"تولید علم" واژه و مفهومی است که ما ایرانیان و فارسی زبان ابداع کردهایم! و برای آن واژهی معادل انگلیسی
"science" production"
را ساختهایم!
این برای من کاملا واضح بود چون میدانستم این ترکیب با ماهیت علم مدرن سازگار نیست. علم مدرن فرایندی است که در جریان آن دانش و معرفت تولید میشود. به همین دلیل "تولید علم" ترکیبی است بیمعنی؛ مثل این است که ما در ایران از «تولید صنعت» صحبت بکنیم. بله ما محصولات صنعتی تولید میکنیم اما تولید «صنعت» نداریم!
✅ما ایرانیان که هنوز در ابتدای راه درک علم نوین هستیم از این که توانستهایم مفهوم تولید علم را بسازیم خوشنودیم چون رواج این مفهوم هم به سیاستمداران کمک میکند مردم را گول بزنند چون حمایت واقعی از علم را زیر پا گذاشتهاند، و هم مردم ما دلشان خوش است که ما پیشرفت علمی کردهایم، و همکاران علمی راحتتر «دانشمند پایگاههای علمی» میشوند، و هم بخش خصوصی درآمدهای چربی از تولید مقاله و پایاننامه به دست میآورد. ظاهرا همه راضیاند، دانشمند پایگاهی، سیاستمدار، و مردم! پس چه باک؟
✅اما واقعیت این است که این مفهوم "تولید علم" مخدری شده است که دیر یا زود توان تفکر را از جامعهی دانشگاهی ما میگیرد و فاجعهای اجتماعی به بار خواهد آورد؛ مگر این که بتوانیم به هر طریقی حمایت کنیم تا اجتماع علمی پویا و سالم در کشور به وجود بیاید، جهادی بیارج و قرب و خلاف جهت همه منافع زودگذر مردم و حکومت؛ ماندگاری ما و فرهنگمان و استقلالمان در این جهاد اکبر است!
✅اما واقعیت: به گوگل انگلیسی نگاه کنید. science production را جستحو کنید. میبینید همه مدخلهایش از همان صفحهی اول به وبگاههای ایرانی بر میگردد؛ پدیدهای بسیار جالب! هیچ نمونهی دیگری من نیافتم که این ترکیب در مدخلی غیر ایرانی به کار برود! برایم جز شرمندگی چیزی ندارد که در این جام جهاننما "چرک" خودمان را به وضوح ببینم. حتی نکردهایم تولید علم را به
"knowledge production"
ترجمه بکنیم، که تازه آن هم بسیار عامتر از تولید مقاله است!
✅باز هم خواهند گفت این استکبار جهانی است که با ما دشمنی میکند! باز هم خواهند گفت سیاهنمایی است! باز هم خواهند گفت "دست دشمنان حارجی در کار است با عقبهی آن در ایران"! اما دانشگران جدی ما این واقیت را درک خواهند کرد و خواهند کوشید با این پدیدهی مبتذل، ناشی از استکبار جهل خودمان، مواجهه کنند و به جهاد اکبر در راه رشد خلاقیت و درک مفهوم علم نوین و در نتیجه توسعهی کشور و استقلال ناشی از آن ادامه دهند.
✅نشان دهیم با رفتارمان، با نوع آموزشمان، با کارهای پژوهشیمان، و با مدیریت علم در ایران که علم را تولید نمیکنند! بلکه در دنیای مدرن هر جامعهای که بخواهد، مانند کشورهای بریکس، به جوامع پیشرفته بپیوندد، چارهای ندارد جز این که بکوشد فرایند علم مدرن را راه بیندازد؛ کشور را علمی کند همانگونه که ما مشغولیم کشور را صنعتی بکنیم! هیچ کشوری نداریم که صنعتی شده باشد و در عین حال علمی نشده باشد، یعنی فرایند علم را ایجاد نکرده باشد. آنهایی در ایران که تصور میکنند کشور را بیعلم میتوان صنعتی کرد یا بیاطلاعاند یا سودجو و ابنالوقت و فرصتطلب!
✅علم فرایندی است پویا و فعال. بدون پویایی علمی در کار نیست. به هنگام انفعال، علمی در کار نیست. اوضاع علم ایران تابع کشورهای با علم است. پس پویایی آن تبعی و انفعالی است؛ پیرو غیر است. علم به سوالهای جامعه پاسخ میدهد اما صبر نمیکند تا سوالی مطرح بشود، و گرنه در حد مهندسی میماند! راکد میشود و دیگر علم نیست، بلکه مجموعهای است از دانستهها و دانش و معرفت که به مرور منسوخ میشود، مانند دانستههای ما از دوران آلبویه که از سلجوقیان به بعد راکد شد! علم منتظر نمیماند برایش سوال طرح بکنند. علم مدرن سوال در خودش و از خودش میآفریند! منجر به «فرهنگ» میشود! میشود فرهنگی پویا! رسیدن به این آفرینندگی ابزار متنوع مدنی لازم دارد که همان فرایند اجتماعی علم است و ما هنوز ایجادش نکردهایم! واژهی «تولید علم» مخدر است و لازم است آن را از فرهنگ خودمان بزداییم!
‼️‼️این مقاله در خبرنامه انجمن ریاضی،
شماره ۱۴۷، بهار ۱۳۹۵ منتشر شده است
@iranpopscience
Forwarded from شبکهملیموسساتنیکوکاری
حضور شبکه ملی موسسات نیکوکاری و خیریه در چهاردهمین کنفرانس بین المللی مدیریت :
موضوع پانل : "بررسی راهکارهای مدیریت کار داوطلبانه"
لطفا باز نشر کنید...
موضوع پانل : "بررسی راهکارهای مدیریت کار داوطلبانه"
لطفا باز نشر کنید...
Forwarded from تاریخ نو
💢دانشگاه اکسفورد در ماه می سال آینده کارگاهی با موضوع مطالعات اجتماعی برگزار میکند. علاقه مندان باید پیرامون موضوعات پژوهشی خود چکیده ای تهیه کنند وارسال کنند.
اطلاعات بیشتر🔰🔰🔰
@newhistoryy
اطلاعات بیشتر🔰🔰🔰
@newhistoryy
Forwarded from تاریخ نو
The Cobble And The Frame
Call for papers, workshop: Spatialising the social sciences in post-colonial contexts (Oxford, May 2017)
During the last few weeks with DPhil Candidate Sophie Chamas from the University of Oxford we have been putting together a small call for papers for a workshop both of us felt could be...
Forwarded from مورخان
🖋 از کُت و سُمبههای پاریز تا گُذرهای پَت و پَهن تاریخ
به بهانۀ سوم دیماه: زادروز پدر تاریخنگاری عامهپسند
به مناسبت سوم دی ماه ( زادروز استاد باستانی پاریزی: پدر تاریخنگاری عامهپسند ایران) جناب دکتر حسن باستانی راد (استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی) متن یادداشت ذیل را که در شماره ۱۴ ـ آذرماه ۱۳۹۵ فرهنگ امروز هم منتشر شده است را در اختیار مورخان قرار داده اند که از ایشان بابت لطفشان تشکر می کنیم.
به همراه نسخۀ پیدیاف
از تبار دهنشینان
پاریز ـ روستایی که چندسالی است به شهر تبدیل شده ـ شهرت خود را مرهون قلم و قدم باستانی پاریزی است؛ این روستا نه چیزی بیشتر از دیگر روستاهای ایران داشته و نه کمتر. نه بر سر شاهراه تجاری است و نه در کنار رودخانهای دائمی. نه گنبد و بارگاه شیخ جام و بسطام را دارد و نه کاخ و بارگاهی چون پاسارگاد و آرامگاهی چون مشهدالرضای سناباد. این روستا البته نه چون شیراز سعدی و حافظ پروریده و نه چون توس غزالی و فردوسی. روستایی بوده در کوهستان میانۀ سیرجان و رفسنجان که باید شهره میشد! روستاها همواره یا به باغ و بوستانشان شهره بودند، و یا به مفاخر و مشاهیرشان. اگر چنین نبود نام «یوش» همچنان پس از «نیما» کمتر شناخته میشد؛ خرقان به زبان و بیان «شیخ ابولحسن» شهرت نمییافت و دهات فراهان و تفرش و آشتیان شاید شهری «به صد گُهر آراسته» نمیشدند.
پاریز هم نام روستایی ـ و امروز شهری ـ است و هم مجموعهای از کوهستان با صدها دیه و روستای کوچک و بزرگ؛ هُنگو، هَندیم، هَندیز، هفدهچنار، گویین، دهشیرک، پستوجان، فریدون، روچون، سهگلو، کنتوت (قناتتوت)، باغخوش، بیدخواب، دهچین، و صدها دیه و دهکورۀ دیگر که هرکدام در درّهای از مجموعۀ درّههای کوهستان جا خوش کردهاند. از این رو روستای پاریز درست مانند همان روستاهای کهن ایران است که مجموعهای از دهات را در دامن خود دارد؛ همانند روستاهای نیشابور. ابن فقیه همدانی در سال ۲۹۰ قمری دربارۀ نیشابور گفته است: «نیشابور را دوازده روستاست که در هر روستایی صد و شصت دهکده است». اما در هرکدام از این روستاها دهقانزادهای میتوانست کدخدایی کند که درایت و سواد داشته باشد. مأموران حکومتی که از مرکز به خانۀ او میآمدند، شب را در آنجا میماندند؛ اگر سواد دل داشتند شعرخوانی و مباحثه میکردند و گاه به ردای پیر روستا متوسل میشدند. اگر نه در سر شوری بلکه در بازو زوری داشتند باید که کدخدای روستا آستین همت و درایت خود را به کار میبست که واسطۀ دهاتیها باشد و مأموران حکومت. در دورۀ رضاشاه کدخدای بادرایت پاریز علیاکبر باستانی پاریزی، روستازادهای شاعر و روضهخوان، معلم و بانی دبستان، مورد احترام مأموران و خوانین کوهستان، حج رفته و ملّا... »ادامه
🌐 شبکه مورخان @movarekhan
کانال علمی تاریخپژوهان ایران
https://telegram.me/joinchat/BeZKLzu34mTq4-L_0U0GFg
به بهانۀ سوم دیماه: زادروز پدر تاریخنگاری عامهپسند
به مناسبت سوم دی ماه ( زادروز استاد باستانی پاریزی: پدر تاریخنگاری عامهپسند ایران) جناب دکتر حسن باستانی راد (استادیار گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی) متن یادداشت ذیل را که در شماره ۱۴ ـ آذرماه ۱۳۹۵ فرهنگ امروز هم منتشر شده است را در اختیار مورخان قرار داده اند که از ایشان بابت لطفشان تشکر می کنیم.
به همراه نسخۀ پیدیاف
از تبار دهنشینان
پاریز ـ روستایی که چندسالی است به شهر تبدیل شده ـ شهرت خود را مرهون قلم و قدم باستانی پاریزی است؛ این روستا نه چیزی بیشتر از دیگر روستاهای ایران داشته و نه کمتر. نه بر سر شاهراه تجاری است و نه در کنار رودخانهای دائمی. نه گنبد و بارگاه شیخ جام و بسطام را دارد و نه کاخ و بارگاهی چون پاسارگاد و آرامگاهی چون مشهدالرضای سناباد. این روستا البته نه چون شیراز سعدی و حافظ پروریده و نه چون توس غزالی و فردوسی. روستایی بوده در کوهستان میانۀ سیرجان و رفسنجان که باید شهره میشد! روستاها همواره یا به باغ و بوستانشان شهره بودند، و یا به مفاخر و مشاهیرشان. اگر چنین نبود نام «یوش» همچنان پس از «نیما» کمتر شناخته میشد؛ خرقان به زبان و بیان «شیخ ابولحسن» شهرت نمییافت و دهات فراهان و تفرش و آشتیان شاید شهری «به صد گُهر آراسته» نمیشدند.
پاریز هم نام روستایی ـ و امروز شهری ـ است و هم مجموعهای از کوهستان با صدها دیه و روستای کوچک و بزرگ؛ هُنگو، هَندیم، هَندیز، هفدهچنار، گویین، دهشیرک، پستوجان، فریدون، روچون، سهگلو، کنتوت (قناتتوت)، باغخوش، بیدخواب، دهچین، و صدها دیه و دهکورۀ دیگر که هرکدام در درّهای از مجموعۀ درّههای کوهستان جا خوش کردهاند. از این رو روستای پاریز درست مانند همان روستاهای کهن ایران است که مجموعهای از دهات را در دامن خود دارد؛ همانند روستاهای نیشابور. ابن فقیه همدانی در سال ۲۹۰ قمری دربارۀ نیشابور گفته است: «نیشابور را دوازده روستاست که در هر روستایی صد و شصت دهکده است». اما در هرکدام از این روستاها دهقانزادهای میتوانست کدخدایی کند که درایت و سواد داشته باشد. مأموران حکومتی که از مرکز به خانۀ او میآمدند، شب را در آنجا میماندند؛ اگر سواد دل داشتند شعرخوانی و مباحثه میکردند و گاه به ردای پیر روستا متوسل میشدند. اگر نه در سر شوری بلکه در بازو زوری داشتند باید که کدخدای روستا آستین همت و درایت خود را به کار میبست که واسطۀ دهاتیها باشد و مأموران حکومت. در دورۀ رضاشاه کدخدای بادرایت پاریز علیاکبر باستانی پاریزی، روستازادهای شاعر و روضهخوان، معلم و بانی دبستان، مورد احترام مأموران و خوانین کوهستان، حج رفته و ملّا... »ادامه
🌐 شبکه مورخان @movarekhan
کانال علمی تاریخپژوهان ایران
https://telegram.me/joinchat/BeZKLzu34mTq4-L_0U0GFg
Forwarded from Deleted Account
Bastani Parizi, Farhang-e Emroz, Bastani Rad.pdf
1 MB
Forwarded from باطعمشعر💕
هرگز پلے را ڪہ از روے ان عبور میڪنے خراب نڪن...
حتے اگر دیگر مسیرت بہ آنجا نمیخورد.
در زندگے از اینڪہ چقدر مجبور مے شوے از روے پل هاے قدیمے عبور ڪنے
تعجب خواهے ڪرد.😊
حتے اگر دیگر مسیرت بہ آنجا نمیخورد.
در زندگے از اینڪہ چقدر مجبور مے شوے از روے پل هاے قدیمے عبور ڪنے
تعجب خواهے ڪرد.😊
Forwarded from دانشگاه سیستان و بلوچستان
کتاب دکتر حسین حسینی گیو،
استادیار گروه ریاضی دانشگاه سیستان و بلوچستان
در میان 6 کتاب منتخب انجمن ریاضی امریکا👏👏🌹🌹🌹👏👏
استادیار گروه ریاضی دانشگاه سیستان و بلوچستان
در میان 6 کتاب منتخب انجمن ریاضی امریکا👏👏🌹🌹🌹👏👏
Forwarded from کانال مطالعات رسانه ای
a_5mdp4ng77njlkn27n57180k37o8m3728p9pl14035335__a3d69.mp4
21.6 MB
❇️ مستند "وارسته ی محبوب"
🔲 مستندی درباره یونس شکرخواه؛ پدر روزنامه نگاری آنلاین ایران
🔺کانال مطالعات رسانه ای 👇
https://telegram.me/joinchat/AsREjT2aLCAd4wHs_QWcAQ
🔲 مستندی درباره یونس شکرخواه؛ پدر روزنامه نگاری آنلاین ایران
🔺کانال مطالعات رسانه ای 👇
https://telegram.me/joinchat/AsREjT2aLCAd4wHs_QWcAQ
Forwarded from National Geographic
یک حفره آبی به طول ۳۰۰ و عمق ۱۲۴ متر! در سواحل بلیز واقع در اقیانوس اطلس...
@NationalGeographicChannel
@NationalGeographicChannel
Forwarded from دیده بان علم ایران
روزی که پدر جنگلداری ایران، بلیت «پرواز مرگ» را از استاد تاریخ گرفت
https://www.isw.ir/?p=13022
@ISWIR
https://www.isw.ir/?p=13022
@ISWIR
Forwarded from National Geographic
Forwarded from National Geographic
Forwarded from پیام آوران صلح
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ســـمفونی مولانا در آلمان
بمناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا با
آهنگسازی هوشنگ کامکار،
صدای زيبا و دلنشين عليرضا قربانی،
اجرای ارکستر سمفونی جوانان شهر دوسلدورف آلمان
🎷🎸🎶
🏳🌈 @peacemessangers
بمناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا با
آهنگسازی هوشنگ کامکار،
صدای زيبا و دلنشين عليرضا قربانی،
اجرای ارکستر سمفونی جوانان شهر دوسلدورف آلمان
🎷🎸🎶
🏳🌈 @peacemessangers
میلاد پیام آور توحید، صلح و مهربانی
سمبل صبر و شکیبایی
پیامبر اولوالعزم
حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد
@iranpopscience
سمبل صبر و شکیبایی
پیامبر اولوالعزم
حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد
@iranpopscience
Forwarded from دیده بان علم ایران
Forwarded from دیده بان علم ایران
همکاری تحقیقاتی ایران و آمریکا در تبادل شتابنگاشت و پروژههای مشترک زلزله
https://www.isw.ir/?p=13062
@ISWIR
https://www.isw.ir/?p=13062
@ISWIR