1. مصاحبه غيرهدايتي
در اين نوع مصاحبه هيچ چارچوب ويژه اي براي اجراي مصاحبه وجود ندارد. مصاحبه گر مختار است موضوع بحث را به هر سويي بكشاند و سؤالاتي از مصاحبه شونده بنمايد. در اين شيوه مصاحبه گر ، نكات موردنظر را ، همچنان كه مصاحبه پيش ميرود ،انتخاب مي نمايد.
2. مصاحبه ساختاري
در اين نوع مصاحبه ، همانند مصاحبه هاي الگودار سؤالات از قبل تعيين مي شوند،ولي پرسشها بيشتر درباره شغل و حرفه فرد مي باشند . در اين نوع مصاحبه ، پاسخهاي قابل قبول شناسايي شده و از اعتبار بيشتري برخوردار خواهند بود.
3. مصاحبه هاي سري يا مرحله اي
در اين نوع مصاحبه چند نفر مصاحبه گر وجود دارد كه هر كدام بر اساس نظرات خود پرسشهايي از مصاحبه شونده مي پرسند . شكل رسمي تر اين مصاحبه ، مصاحبه سري ميباشد. متقاضي شغل توسط افراد متعددي مصاحبه مي شود و هر مصاحبه گر براساس يك فرم استاندارد ، متقاضي را مورد ارزشيابي قرار مي دهد و با توجه به مجموع نمرات به دست آمده ، تصميم گيري ميشود.
4. مصاحبه گروهي
در اين شيوه ، متقاضي شغل توسط گروهي مصاحبه گر مورد ارزيابي قرار مي گيرد. در اين روش مصاحبه گران مختارند براساس پاسخهاي افراد مصاحبه شونده،سؤالات جديدي را مطرح نمايند. بنابراين مي توان پاسخهاي عميقتر و پرمعني تري نسبت به مصاحبه هاي يك نفره به دست آورد . نوع ديگر اين روش ، مصاحبه دسته جمعي به صورت همزمان با متقاضيان شغل مي باشد . در اين شيوه ،مصاحبه گر مسأله اي را مطرح مي كند و از كارجويان مي خواهد كه آن را حل كنند.او خود را كنار كشيده و به مشاهده افراد مي پردازد كه كداميك از مصاحبه شوندگان در پاسخگويي رهبري مصاحبه شوندگان را به دست مي گيرد و به كار گروهي سازمان و انسجام مي بخشد.
5. مصاحبه تحت فشار :
معمولا توصيه ميگردد كه در هنگام مصاحبه با ايجاد جوي مناسب، اضطراب و نگراني مصاحبه شونده كاهش داده شود ولي در نوعي مصاحبه كه مصاحبه تحت فشار خوانده شده است، عمدا وضعيت دشواري را براي فرد مصاحبه شونده به وجود مي آورند تا ميزان تحمل فرد و چگونگي عكس العمل وي را در مقابل فشار بسنجند. براي مثال مصاحبه كننده ممكن است مصاحبه اي را كه در جوي دوستانه انجام مي گيرد ناگهان قطع كند و به مصاحبه شونده اعلام نمايد كه حائز شرايط نيست و نمي توان او را استخدام كرد و ادامه مصاحبه بي فايده است. نوع مشاغلي كه كارجويان را از راه مصاحبه همراه با فشار عصبي بر مي گزينند مشاغلي است كه در آنها حفظ آرامش شاغل در زير فشار كار بساير مهم است. در مصاحبه همراه با فشار عصبي، كارجو را مي توان از روي عمد آزار داد ، پريشان يا دلسرد كرد تا واكنشهاي وي آشكار شود.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15
🪜 نردبان شغلی دوسویه برنامهای برای توسعه کارراهه و مسیر شغلی است که به کارکنان اجازه میدهد بدون اینکه روی سمتهای سرپرستی یا مدیریتی منصوب شوند، به سمت سطوح سازمانی بالاتر حرکت کنند.
این برنامه معمولا بهعنوان روشی برای پیشرفت و ارتقای کارمندانی است که دانش فنی عمیق یا تحصیلاتی خاص دارند، اما علاقه یا دانشی برای ادامه کار در پستهای مدیریتی و ریاستی ندارند.
🔅 نردبان شغلی دوسویه میتواند یک ابزار ارزشمند برای سازمانها باشد تا به کارکنان خود فرصتهای پیشرفت و ارتقای شغلی در حوزه تخصصی خود را بدهند. با اجرای دقیق این برنامه، سازمانها میتوانند استعدادهای خود را حفظ کنند، بهرهوری را افزایش دهند و در بازار رقابتی بهتر عمل کنند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍25
شرح وظایف سنتی نمیتواند با تغییرات و ماهیت به سرعت در حال تغییر نقشهای افراد در سازمانهای امروزی مطابقت داشته باشد. بنابراین چگونه میتوان شرح وظایفی نوشت که انعطافپذیرتر باشند و در عین حال به سازمان در جذب استعدادهای بزرگ و روشن کردن انتظارات اساسی از آن نقش کمک کنند؟ هاروارد بیزنسریویو سه رویکرد را معرفی کرده است.
🔻 شرح وظایف متمرکز بر نتیجه. در این رویکرد نتایج مورد انتظار از یک نقش بیان میشود - نه وظایف یا وظایف خاصی که کارمند باید انجام دهد. این رویکرد به کارکنان انعطافپذیری میدهد تا بهترین راه جهت دستیابی به آن نتایج را انتخاب کنند.
🔹 شرح وظایف متمرکز بر مهارت. اینها مهارتها و قابلیتهایی را که یک کارمند باید در این موقعیت به ارمغان بیاورد را مشخص میکند. با این رویکرد، تأکید از وظایف مورد نیاز به استعدادهای مورد نیاز تغییر جهت پیدا میکند - و اینکه چگونه این استعدادها میتوانند در نقش مورد نظر به کار روند.
🔻 شرح وظایف مبتنی بر تیم. به جای تمرکز بر نقش فردی، این شرح وظایف بر مسئولیتهای جمعی، اهداف و نتایج تیم تأکید میکنند، تیمی که به طور جمعی تصمیم میگیرد که هر عضو چگونه مشارکت کند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14
▪️در انتقال تجربیات خود به دیگران قاطع باشید:
شما بهعنوان یک مدیر باید اصول اقتدار همراه با مهربانی را با صراحت و شفافیت تمام با اعضای تیم خود در میان بگذارید تا آنها هم از این اصول آگاهی یابند. تجربه ثابت کرده که انتقال مفاهیم و ایدههای مدیریتی به کارمندان از طریق روایت داستانهای خودتان یا دیگران، بسیار بهتر و بیشتر از بیان تئوریهای مدیریتی بر کارکنان و اعضای تیم تاثیرگذار خواهد بود.
▪️از کارکنانتان بخواهید از شما انتقاد کنند:
از اعضای تیم خود بخواهید انتقاد از شما را شروع کنند و این اطمینان را به آنها بدهید که از این انتقادها استقبال میکنید. همیشه به یاد داشته باشید که اگر کارکنان شما انتقاد نمیکنند بهآن معنا نیست که شما رئیس خیلی مقتدری هستید که هیچ نقصی ندارد.
▪️به گفتوگوهای شغلی اهمیت بدهید:
سعی کنید به بهانههای مختلف با کارکنان گفتوگوهای شغلی مفیدی داشته باشید و میتوانید این کار را با پرسابقه ترین و قدیمی ترین کارمندان خود شروع کنید.
▪️کارکنانتان را به مشاوران صادق خود تبدیل کنید:
شما در هر شرایطی به مشاوره و کمکهای فکری دیگران به ویژه کارکنانتان نیازمندید تا آنها بتوانند نکات کلیدی و توصیههای کاربردی زیادی را به شما گوشزد کنند. این کار باعث میشود تا یک نوع احساس حمایت شدن و حمایت کردن در درون تیمهای کاری شکل بگیرد.
▪️اجازه ندهید کارکنان تان از هم بدگویی کنند:
اگر مدیری نتواند یا نخواهد جلوی غیبت و بدگویی اعضای تیم خود در مورد یکدیگر را بگیرد و اجازه دهد تا هر کدام از کارکنان، دیگران را متهم به کمکاری و ضعف عملکردی کند، آن گاه مجبور خواهد شد جلسات متعددی را برای حل اختلافات به وجود آمده در درون تیم برگزار کند که این امر، زمان و انرژی زیادی را تلف خواهد کرد.
▪️همیشه زمانی را برای خلوت کردن با خود اختصاص دهید:
مدیری که سرش را بیش از حد شلوغ کرده لزوما مدیر پربازدهای نیست، چرا که هر مدیری نیاز دارد در هر روز کاری دقایقی را صرف اندیشیدن در شرایط و موقعیتهای کاری کند تا در نتیجه بتواند برنامههای بهتری را تدوین کرده و تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کند.
▪️به فکر ارتقای کارکنانتان نیز باشید:
یک مدیر مقتدر و مهربان نباید فقط به فکر منافع و ارتقای خودش باشد و لذا برنامه ریزی برای آینده تیمهای کاری و نوشتن یک برنامه مدیریت رشد برای هر کدام از اعضای تیم از جمله وظایف کلیدی و آیندهساز مدیران محسوب میشود.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍25
همانطور که قبلا بیان کردیم، مدیریت استعداد و جانشین پروری به استراتژیهای مشخص و برنامهریزی هدفمند نیاز دارد. چرا که اعمال هرگونه تغییری در سازمان با چالشهای اساسی و جدی همراه است که باید برای مقابله و رویارویی با آنها باید تدابیر لازم اندیشیده شوند. در این بخش مهمترین مراحل مدیریت استعداد و جانشین پروری در سازمان را مرور میکنیم.
مرحله اول: تعيين خط مشي
در اين مرحله، سازمان ها مدل هاي موجود و رويه هاي پيشین در نظام مديريت جانشین پروری در پيشینه يا پژوهش يا سازمان هاي مشابه را مورد بازنگري قرار داده و خط مشي هايی را براي پياده سازي سيستم تعيين مي كنند. خط مشی، مشخص كننده محدوده ای است كه تصميم های آتی بايد در داخل آن اتخاذ شوند. براي نظام مديريت جاین فرآیند در مرحله ي تعيين خط مشي، تعهد مديران و شناسايي منصب هاي كليدي حائز اهميت است.
مرحله دوم: ارزيابي كانديداها
پس از اين كه منصب های كليدی شناسايی شدند، شرح شغلی براي هر شغل در نظر گرفته مي شود كه وظايف و مسئوليت هاي هر شغل را مشخص مي كند. سپس با توجه به نمونه شرح شغل مشخص شده براي ارزيابی كانديداهايی متناسب با اين مشاغل، دو مرحله پيشنهاد مي شود: 1 -شناسايي شايستگي های مورد نياز منصب های كليدی 2 -شناسايی افراد با استعداد
مرحله سوم: توسعه ي كانديداها
هنگاميكه سازمان، شايستگی های مورد نياز براي مواجهه با نيازهای آينده سازمان را شناسايي كند، مجبور است وضعيت موجود سازمان را نيز ارزيابي كند. آيا اين شايستگی ها در وضعيت موجود نيز وجود دارد؟ شكاف های بين وضعيت موجود و آن چيزي كه براي آينده شناسايي شده چيست؟ پس از اين كه افراد با استعداد شناسايي شدند، وارد خزانه استعدادها مي شوند و با توجه به شرايط احراز شغل شناسايي شده و شكاف توسعه اي مشخص شده، برنامه هاي آموزشي مورد نياز براي آماده سازي افراد با استعداد براي تصدی مشاغل كليدی مشخص مي شوند.
مرحله چهارم: ارزيابي برنامه ي مديريت جانشين پروری
علي رغم گزينه های زيادی كه بر اهميت برنامه ريزي و مديريت جانشین پروری تاكيد مي كند، دليل كاهش برنامه ريزي این فرایند در سازمان ها آن است كه نيروی انسانی در نشان دادن ارزش برنامه ريزی و مديريت آن به سازمان با شكست مواجه مي شود.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حتما تا به حال برای شما هم به عنوان کارفرما موقعیتهای گوناگونی برای جذب نیرو ایجاد شده است. این موقعیت ها اعم از گسترش شرکت، راه اندازی شرکت جدید و ... میباشند. شما نیز آگهیهای استخدامی را طراحی کرده و رزومه های مختلفی را جمعآوری میکنید و افرادی را نیز برای مصاحبه دعوت مینمایید.
❌اما داستان جذب و استخدام همیشه انقدر شیرین نیست! واقعیت این است که این روزها بسیاری از کارفرماها از عدم حضور کارجویان در جلسه مصاحبه بدون اطلاعرسانی قبلی شکایت دارند. به خصوص که فرآیند جذب و استخدام نیز بسیار زمانبر و هزینهبر است.
دلایل مختلفی وجود دارد که باعث میشود کارجوها از حضور در جلسه مصاحبه امتناع کنند وناپدید شوند (پدیده ghosting).
✅با بررسی نظرسنجیهایی که از کارجوها انجام شده است، میتوان علل ناپدید شدن کارجوها (پدیده ghosting) را در موارد زیر خلاصه کرد:
⭕ رفتار غیرحرفهای کارفرماها
⭕ فرایند استخدام طولانی
⭕تحقیق و دریافت اطلاعات جدید درباره سازمان
⁉️ اما چگونه میتوان از ناپدید شدن کارجویان و به خصوص افراد مستعد جلوگیری کرد :
⭕ قرار مصاحبه را زودتر مشخص کنید
⭕ ساعت مصاحبه را به صورت توافقی مشخص کنید
⭕ در دعوت افراد به مصاحبه بیشتر دقت کنید
⭕ تعداد افراد بیشتری را دعوت به مصاحبه کنید
⭕انتظارات خود را مشخص کنید
⭕جلسات مصاحبه جذابتری برگزار کنید
⭕ از کارجو بخواهید روز و ساعت مصاحبه را تایید کند
⭕ به قرارهای مصاحبه متعهد باشید
⭕ به فرهنگ سازمانی خود و معرفی آن اهمیت دهید
⭕ از افرادی که در جلسه غیبت میکنند، بازخورد بگیرید
❇️ این نکته را فراموش نکنید که Ghosting از آنچه تعریف میشود پیچیدهتر است و کارجوها دلایل مختلف منطقی (یا غیرمنطقی) برای غیبت در جلسات مصاحبه دارند. اما شما میتوانید از موارد ذکر شده جهت مدیریت این امر کمک بگیرید.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در دهههای قبل برای پیدا کردن شغل کافی بود در زمینه مورد نظرِ کارفرما مهارت داشته باشید، اما این روزها اوضاع فرق کرده است. حالا بسیاری از کارفرماها علاوه بر تواناییهای تخصصی مانند حسابداری و برنامهنویسی، به دنبال ویژگیهای دیگری در متقاضیان میگردند که «مهارت نرم» نامیده میشود.
این مهارت شامل مواردی مانند توانایی یادگیری، کار تیمی و حل مساله میشود، اما تسلط به آنها چندان ساده نیست.
بر اساس نتایج پژوهشها، مهمترین مهارتهای نرم برای کارفرماها به ترتیب ارتباطات، خلاقیت و مشارکت هستند. تقریبا در سهچهارم آگهیهای استخدامی ارتباطات و در پنجاهدرصد این آگاهی خلاقیت به عنوان ویژگیهای ضروری قید شده است.
۱- برقراری ارتباط
یکی از راههای عالی برای نمایش این مهارتها برقراری ارتباط و گفتگوی صحیح با مصاحبهکنندگان است. اینکار از طریق ایجاد جوی دوستانه، ارتباط گرفتن سریع با دیگران، ارائه پاسخهای فکر شده و حتی موارد سادهتر نظیر خودداری از پریدن میان حرف مصاحبهکننده صورت میگیرد.
مهارت ارتباطی فراتر از کلمات است. بسیاری اوقات مصاحبه کننده به جای مفهوم کلمات روی ارتباط چشمی، زبان بدن و لحن و سبک حرف زدن متقاضی تمرکز میکند.
۲- تفکر خلاق
یکی از دلایلی که رباتها فعلا قادر به کنار زدن انسان در تمامی مشاغل نیستند، فقدان خلاقیت در آنها است.
پرسش هایی که مدیران در مورد راهکار شما برای خروج از شرایط دشوار می پرسند، بهترین زمان برای نمایش خلاقیتی است که در شما نهفته است. بهتر است به جای بیان صرف نتیجه نهایی، جواب را با ارائه توضیحاتی در مورد شرایط دشواری که قبلا تجربه کردهاید، شروع کنید. شرایطی مثل نحوه برخورد با همکار یا مشتری ناسازگار گزینه خوبی برای شروع توضیحات است.
۳- کار تیمی
اگر توانایی همکاری بالایی دارید حتما با ارائه مثال از کارهای تیمی قبلی و نتایج آنها، این مهارت را در جلسه مصاحبه مطرح کنید. البته باید دقت کنید که لحن صحبتتان به شکلی نباشد که ارزش کار دیگران را کمرنگ کرده و فقط خودتان را برجسته کنید. اینگونه نشان میدهید که حین کار ذهنیتی تیمی داشته و منافع گروه را در اولویت قرار می دهید.
زمانی که درباره پروژهای که مدیریت کردهاید توضیح میدهید، به مصاحبه کننده نشان دهید که چگونه نقطهنظرات متناقض اعضای تیم را مدیریت کردهاید.
مهارت های نرم تنها به این سه مورد محدود نشده و برخی از آنها نظیر مهارت شنیدن و داشتن نگرش مثبت معمولا به شکل طبیعی و حتی بدون اینکه خودمان بدانیم به نمایش گذاشته می شوند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بعضی از مدیران به محض روبهرو شدن با هر گونه شکایتی از بیرون سازمان، موضعی دفاعی و دشمنانه به خود میگیرند و فکر میکنند که شاکیان دارند به شخصیت آنها توهین میکنند اما چنین رویکردی حل مساله را دشوارتر و گاه غیرممکن میسازد درحالیکه تمرکز کردن بر اطلاعات و راهحلها میتواند هم به حل مشکل کمک کند و هم آن شکایت را به فرصتی برای بهبود امور تبدیل کند.
هر فردی با دلیل و هدف مشخصی اقدام به شکایت کردن و گلهگزاری از شما و سازمانتان میکند که شما حتما باید آن دلیل را به روشنی دریابید.بنابراین پیش از هرگونه نتیجهگیری عجولانه در ابتدا از دلایل و ریشههای بروز شکایت آگاه شوید و از زوایای مختلف به قضایا بنگرید و برای این کار باید به عقاید و نظرات شاکیان بهخوبی گوش فرا دهید.
وقتی فردی شکایتی را مطرح میسازد انتظار دارد که شما سخنان او را بشنوید و بفهمید. پس در هنگام صحبت کردن او با مطرح کردن سوالاتی دقیق به او اطمینان دهید که به او توجه دارید و شرایط را درک میکنید.با این کار هم به فرد شاکی احترام گذاشتهاید و هم از انتظارات و خواستههای او آگاه شدهاید و همه اینها باعث میشود تا شکایت از یک تهدید به یک فرصت تبدیل شود.
شما ممکن است لزوما با عقاید و نظرات شاکیان موافق نباشید اما به جای بحث و جدل با آنها سعی کنید با گفتن جملاتی مانند «من به شما حق میدهم که آزردهخاطر باشید» یا «من میدانم که این مساله شما را اذیت میکند» آنها را آرام سازید تا آنها نیز به استدلالها و توجیهات شما گوش کنند.
سریعترین راه برای توجه کردن به یک مساله، حل فوری آن است. متاسفانه بسیاری از مدیران به دلایل مختلف شکایات متعددی را لاینحل باقی میگذارند و نسبت به آن بیتوجهی میکنند درحالیکه اگر دیدید که یک راه برای حل مشکل کارآیی ندارد حتما باید به سراغ راه حلهای دیگر بروید تا بستر بروز شکایت از بین برود.
دریافت شکایات میتواند امری مثبت و امیدوارکننده باشد چرا که نشان میدهد راههای ارتباطی بین شما و بیرون هنوز گشوده است. شکایتهای سازنده میتواند به مدیران در شناسایی مشکلات و نقاط ضعف کمک شایانی کند و موانع پیشرفت کار را مرتفع سازد. بنابراین گوش فرادادن به شکایتها و سپاسگزاری در قبال آنها باعث تقویت روابط و پیوندها میشود.
خیلی وقتها ممکن است شما بهترین و مطلعترین فرد برای پاسخگویی به شکایات نباشید و لازم است که از سایر افرادتان بخواهید این کار را انجام دهند. در چنین شرایطی باید مناسبترین گزینه را برای این کار انتخاب کنید و توصیههای لازم را به او منتقل سازید. در این حالت شما بدون اینکه از پاسخ دادن به شکایات شانه خالی کنید نقش «دریافتکننده شکایات» و «پیگیریکننده» را ایفا میکنید.
ریشه بروز بسیاری از شکایات در درون سازمانها عدم شفافیت اطلاعاتی و آگاهی کارکنان از واقعیتهای جاری در سازمان است. هنگامی که زیردستان شما درک درست و کاملی از واقعیتها و محدودیتها نداشته باشند بستر مساعدتری برای شکایت کردن و به اصطلاح «غر زدن» بین آنها به وجود میآید. برای پیشگیری از چنین وضعیتی کافی است به پرسشها و نگرانیهای افرادتان به موقع و بهطور شفاف پاسخ دهید و برای این شفافیت اطلاعاتی و در جریان قرار دادن دیگران بهترین کار است.
مدیرانی که برای آگاهی از شکایات و گلههای کارکنانشان علاقه نشان میدهند خیلی زود و به آسانی درمییابند که کارکنانشان تا چه اندازه نسبت به خواستهها و نگرانیهای آنها اهمیت قائل میشوند. واقعیت آن است که بسیاری ازکارمندانی که بیشتر شکایت میکنند افرادی دلسوزتر هستند که دوست دارند کارها بهتر انجام شود. استفاده از این پتانسیلها میتواند مشکلات و محدودیتها را هرچه سریعتر هویدا سازد و از رشد و خطرناکتر شدن آنها جلوگیری کند.
تبدیل شدن رسیدگی به شکایات و گلههای کارکنان یکی از عادات مدیران موفق است که آنها را در جریان امور قرار میدهد، آن هم با صرف کمترین هزینه و وقت.
رسیدگی به موقع به درد دلها و گلایههای کارکنان و پاسخگویی مناسب به آنها باعث افزایش جو آرام و دوستانه در سازمان شده و از بروز نارضایتیها بین افراد جلوگیری میکند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
🔸جیمز مک گراث در کتاب «بینش مدیریت» مینویسد: رابرت تاونسند، یکی از بهترین مدیران آمریکایی بود که توانست شرکت کرایه خودرو آویس را از ورشکستگی نجات بدهد و به رهبر بازار کرایه خودرو در جهان تبدیل کند
🔹تاونسند در یکی از گفتگوهای خود جمله بسیار مهمی را بیان کرد: برای آن که شرکتتان را جوان و سرپا نگه دارید، زمانی یک کارمند جدید استخدام کنید که کارمندان کنونیتان آن قدر سرشان شلوغ است که از آمدن یک نیروی جدید بال در بیاورند
🔹این جمله و نگرش تاونسند چند نکته مهم را به ما یادآوری میکند:
1️⃣ بسیاری از مشکلات شرکتها با استخدام نیروی جدید حل نمیشوند بلکه با مدیریت درست نیروهای کنونی حل میشوند. مثلا اگر فروشمان کم است، با استخدام چند فروشنده جدید نمیتوانیم فروشمان را افزایش بدهیم بلکه باید ابتدا روی افزایش انگیزه و مهارت فروشندگان کنونیمان تمرکز کنیم و سپس سراغ استخدام فروشندگان جدید برویم
2️⃣ بسیاری از شرکتها به خصوص شرکتهایی که مالکیت و مدیریت آنها از هم جداست، صرفا به این دلیل نیروهای جدید استخدام میکنند که تصور میکنند «بزرگ، زیباست». به بیان دیگر، این شرکتها به این خاطر کارمند جدید استخدام میکنند که به اشتباه فکر میکنند هر چه شرکتشان بزرگتر باشد، قویتر است. در حالی که شرکتی در بازارهای رقابتی امروزی موفق میشود که چابکتر و سریعتر باشد نه صرفا بزرگتر
3️⃣ وقتی کارمند جدید برای کمک به کارمندانی که سرشان بسیار شلوغ است، وارد شرکت میشود، ناخودآگاه توسط کارمندان کنونی بهتر مورد استقبال قرار میگیرد. در نتیجه، کارمند جدید خیلی زودتر با بقیه اعضای شرکت هماهنگ میشود و میتواند بهرهوری کل تیم کاری را افزایش بدهد.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
1- عدم وجود اعتماد به نفس کافی
2- خودبرتربینی
3- غرور و منیت
4- لجبازی
5- عدم بلوغ فکری
6- عدم آموزش نحوه برقراری دیالوگ مناسب
1- شنوده خوبی باشید.
2- محترمانه صحبت کنید.
3- نگرش برد- برد داشته باشید.
4- پیشفرضها و کلیشههای خود را نسبت به دیگران کنار بگذارید.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
باید گفت، پیشتر شماری از شرکتهای فعال در زمینهی انرژی مدل 3P را در ساختار خود پیادهسازی میکردند. ولی پس از گذشت زمانی، این مولفه به مدل جبران خدمت استاندارد 34000 اضافه گردید. هدف این گام تقویت روحیهی عضویت و مشارکت منابع انسانی (افراد) در سازمان است.
تمامی کارهای پراکنده اعم از مباحث رفاهی، تشویقات، امور مناسبتی و دیگر موارد مبتنی بر هرم نیازهای مازلو که همگان با آن آشنایی دارند؛ در این گام تعریف میشوند. گفتنی است، این امور به تقویت جایگاه برند کارفرمایی سازمان میتواند کمک کند.
اَزآنجاکه ممکن است این موضوع یکی از دغدغههای موجود در چندی از سازمانها یا شرکتها باشد؛ اجازه دهید برای یادگیری بیشتر به بیان نمونهای در این زمینه بپردازیم.
همواره در ساختار موارد مرتبط با امور رفاهی و فرهنگی بدینگونه عمل میشود که یک بُن یکسان به تمامی کارکنان داده میشود تا بتوانند از خدمتی همانند خدمات ويژهی یک رستوران بهرهمند شوند. ولی ممکن است در مقابل برای فرد دیگری هزینههای درمان خود و خانوادهاَش مهمتر باشد. همان گونه که در زمینهی آموزش نیازهای دورههای مدیریتی و اُپراتوری با یکدیگر متفاوت هستند. ازاینرو در این مدل، مدیران منابع انسانی میتوانند سبدی از خدمات رفاهی را متناسب با نیازهای رَدههای گوناگون سازمانی ایجاد نمایند؛ تا هر یک از کارکنان بتوانند مبتنی بر نیاز خود، خدمت دلخواهشان را انتخاب کنند.
ولی در زمان تکریم، دیگر تفاوتی میان کارکنان وجود ندارد. برای نمونه در روز مادر هدیهای یکسان به تمامی مادران کارکنان داده میشود. در این هنگام هیچ یک از کارکنان بر دیگری برتری ندارد. و همان گونه که پیشتر بیان شد در شماری از موارد میتوان مبتنی بر هرم نیازهای مازلو در زمینهی ارائهی خدمات، تفاوتی وجود داشته باشد.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
🔺وجه اشتراک همه این سوالات چیست؟ همه آنها از کارجو میخواهند برای کارفرما خوشرقصی کند و به شما ثابت کند لایق است که شانسی برای استخدام به او داده شود.
اینکه از کارجو بخواهی خودش را ثابت کند، اصلا حرفهای نیست و در دنیای حرفهای جایی ندارد. چه او را بخواهید، چه نخواهید، این پنج سوال باعث تقویت این دیدگاه ناسالم میشود: کارفرما بزرگ و قدرتمند است و کارجو، هیچی نیست.
🔺ربطی به ما ندارد که بزرگترین نقطه ضعف کارجو چیست. این فقط یک باور فرهنگی است که همه آدمها نقطه ضعف دارند.
اصلا نقطه ضعف چیست؟ چیزی است که میتوانید در خودتان بهبود دهید و بهتر آن را انجام دهید. قطعا میلیونها کار است که نمیتوانید خوب انجام دهید. مهم این است که بدانید چه کارهایی را خوب بلدید. بهعنوان یک مسوول مصاحبه، در شأن شما نیست که از یک غریبه سوالی بپرسید که کاملا شخصی است و وارد حریم او میشود. پاسخ این سوال هم کمکی به تصمیمگیری شما درباره استخدام او نمیکند.
🔺خیلی خندهدار است که بخواهید از کارجو درباره برنامه پنجسالهاش سوال کنید. مگر شما به او پیشنهاد استخدام پنجساله دادهاید؟ این سوال هم ریشه در یک سوگیری فرهنگی دارد که نهادینه شده: «آدمهایی که برای زندگیشان، برنامههای قطعی دارند، بالغتر و مسوولیتپذیرتر از کسانی هستند که برنامه ندارند.»
🔺این روزها و با توجه به نوسانات همه چیز، اصلا مسوولانه نیست که برای زندگی حرفهایتان، برنامه پنجساله بچینید. اگر یک کارجو چنین برنامهای داشته باشد، احتمالا منظورش سفر به دور دنیاست یا چیزی که کلا ربطی به کسبوکار ندارد. چرا یک مسوول مصاحبه فکر میکند باید از زندگی و برنامههای شخصی کارجو خبر داشته باشد؟
🔺بعضی از مصاحبهگرها از سوال «چرا باید شما را استخدام کنیم؟» دفاع میکنند و میگویند هدف مصاحبه همین است. اما آنها از یک حقیقت مهم غافلند. این وظیفه کارجو نیست که به شما بگوید چرا شخص مناسبی برای استخدام در شرکت شماست. اگر با کارجوها مصاحبه میکنید، پس شما از زیر و بم شغل خبر دارید (باید داشته باشید)، نه کارجو.
🔺وظیفه شما است که بهعنوان مصاحبهکننده از کارجو سوالات واقعی و کاربردی درباره کاری که قرار است در آن جایگاه انجام دهد بپرسید تا تناسب کارجو با آن شغل را ارزیابی کنید. سوال «چرا باید شما را استخدام کنیم؟» نه تنها زننده، بلکه نشاندهنده تنبلی مسوول مصاحبه است.
🔺این سوال که «رئیس سابق تو دربارهات چه خواهد گفت؟» بیفایده است و در عین حال، این پیام را انتقال میدهد که در ذهن شما، همه رئیسها در جایگاه بالاتری نسبت به بقیه هستند. این سوال، وحشتناک است چون فرض را بر این میگذارد که هر کارجویی باید بداند رئیسش درباره او چه فکر میکند و چه میگوید؛ درحالیکه این اصلا مهم نیست.
▪️چه اطلاعاتی درباره این شغل یا شرکت میتوانم به تو بدهم؟ پاسخ کارجو به این سوال، اطلاعات خوبی درباره اشراف کارجو، درک او از این کار، دانش کلیاش درباره دنیای کسبوکار، اولویتهایش و آمادگیاش برای مصاحبه به تو میدهد.
▪️این شغل چطور در راستای اهداف حرفهای توست؟ پاسخ کارجو به تو خواهد گفت که آیا او صرفا بهدنبال شغل است و در انتخابش زیاد وسواس به خرج نمیدهد؟ البته اگر دیدگاهش این باشد، به درد بعضی از کارها میخورد؛ اما برای بعضی دیگر، اصلا مناسب نیست. این سوال همچنین کمک میکند ببینی کارجو نسبت به مسیر حرفهای خود چقدر اشراف دارد.
▪️وقتی خودت را درحال انجام این کار تصور میکنی، بزرگترین چالشی که فکر میکنی در آغاز کار برایت پیش خواهد آمد، چیست؟ پاسخ به این سوال به تو خواهد گفت که کارجو چقدر درباره الزامات این جایگاه شغلی فکر کرده است و این الزامات و سابقهاش تا چه حد با هم همپوشانی دارند.
▪️براساس شناختی که نسبت به این شغلداری به ما بگو کدام یک از تجربیاتت (در کار و سایر جاها) در این جایگاه به دردت خواهد خورد؟ تو باید بهدنبال شواهدی باشی که نشان دهد او میتواند از پس این شغل برآید و بهترین راه برای فهمیدنش، پرسش این سوال است. اگر این جایگاه را قبول کنی، چطور از پس چالشهای شغل جدید و پروژههایی که دربارهاش صحبت کردیم، برخواهی آمد؟
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
را از بین می برد اما باید به این دسته از افراد گفت که اگر می خواهید کار تیمی را در سطح سازمان گسترش دهید، آن را بعنوان یک ارزش در سطح شرکت اعلام کنید و سپس، بر اساس آن افراد را ارزیابی کرده و پاداش دهی کنید؛ من تضمین می دهم که این کار باعث توسعه و تقویت کار تیمی می شود.
به این دسته از افراد باید گفت که سیستم های ارزشیابی عملکرد و مدیران در خصوص بخش بندی افراد می بایست رک و صریح باشند و جایگاه افراد را اعلام کنند و از قضا اینکه کارکنان نسل هزاره نیز بدنبال فهم جایگاه و رتبه خود در سطح شرکت می باشند.
و آن بخش از افراد با عملکرد ضعیف، یعنی آن 10 درصد ، حساب کار خود را می کنند و می دانند که سازمان آنها را شناسایی کرده و چاره ای جز بهبود عملکرد و یا ترک سازمان ندارند و اگر روال به همین صورت باشد قطعا سازمان عذر آنها را خواهد خواست و باید بدنبال شغل دیگر در سازمان یا جای دیگر باشند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
بسیاری از افراد در پستهای مدیریتی خودشان را گم میکنند و عصبانیت و بیاحترامی را به حساب ابهت میگذارند؛ ولی مدیران موفق به ارزش حفظ شخصیت کارمندان آگاه هستند. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت میشود.
در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است. از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد.
رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشهدار نمیکند
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
▪️منابع انسانی : نیروی انسانی به عنوان بزرگترین و مهمترین دارایی سازمان شناخته شده، چنانکه سایر منابع مثل سرمایه و مواد اولیه و ماشین آلات بدون مدیریت صحیح آن از بین خواهند رفت یا به درستی به کار گرفته نخواهند شد.
▪️سرمایه انسانی: اگر منابع انسانی سازمان در مسیر اهداف و استراتژی های سازمان عمل نمایند، آنگاه ما سرمایه انسانی خواهیم داشت و این فرآیند را مدیریت سرمایه انسانی تعریف می کنیم.
هر گاه از منبع استفاده نماییم تمام می شود، ولی سرمایه روز به روز ارزش افزوده پیدا می کند. پس بایستی روی افراد سرمایه گذاری کنیم تا تبدیل به سرمایه شوند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
۱. آگهی استخدامی که به زبان خشک و رسمی نوشته شده است. بعضی از آگهیها متقاضی را سوم شخص خطاب میکنند: «فرد منتخب این موارد را در اختیار خواهد داشت.» چرا به مخاطبان خود این را القا میکنید که انتخابشان نخواهید کرد؟
۲. آگهیهایی که محدوده حقوق را تعیین نمیکنند. شما با این کار دارید وقت متقاضی و خودتان را تلف میکنید و تلویحا این پیغام را میدهید: «ما محدوده حقوقی در نظر داریم اما نمیخواهیم به شما بگوییم به این امید که رقم پیشنهادی شما کمتر باشد.»
۳. سیستمهای ردیابی کمسرعت که جویندگان کار را وادار میکنند دهها فرم اینترنتی پر کنند. در این سیستمها از تعاملات انسانی خبری نیست. در اینجا نیز شما دارید یک پیغام واضح به متقاضی میفرستید: «شما یکی از دهها نفری هستید که به این شغل علاقهمند است. برای ما مهم نیست چه کار کنی. میتوانی فرم پر کنی یا بروی پی کارت.»
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
۱-یه نیروی کار بلد و حرفه ای استخدام کن
۲-بهش قول پیشرفت شغلی،ترفیع و حقوق مناسب بده
۳-بهش پیشرفت شغلی، ترفیع و حقوق مناسب نده
۴-نیروی کاربلد و حرفه ای رو از دست بده
۵-از اینکه چقدر نگهداشت نیروی خوب سخته، شکایت کن
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
ساختن یک کسبوکار ساده نیست. مدیریت و سازماندهی یک استارتاپ شامل جزئیات زیادی میشود. اما یکی از مهمترین مسائل، انتخاب اعضای مناسب برای تیم است، چراکه آگاهی و اجرای این جزئیات به افراد مناسب نیاز دارد که بتوانند با جهتدهی و انرژیبخشی، عامل حرکت و جنبش و پیوستگی شوند.برای موفقیت این ۴ نفر را حتما در تیم خود داشته باشید!
▪️ اموری که کارفرما باید واسپاری کند یا انجام دهد را مدیریت میکند.
▪️دید مناسبی نسبت به پروژه دارد.
▪️مسئولیت ها را به افراد تفویض میکند.
▪️بیشتر از هر کسی وظیفهی جهتبخشی را در کار ایفا میکند.
▪️بدون او، مسیر حرکت مشخص نیست و هیچ کار مشخص و هدفمندی انجام نمی شود.
▪️وظیفهی او پشتیبانی رهبر گروه در تقسیم وظایف در جهت اتمام امور و ساخت و ساز بخشهای مختلف است.
▪️نسبت به انجام امور دید خوبی دارد.
▪️عامل اتفاق افتادن امور در جهت مثبت میشود.
▪️بهترین رهبرها هم بدون یک مدیر اجرایی خوب در کنار خود، نمیتوانند کاری را به انجام رسانند.
▪️شما را به چالش میکشد و بدین ترتیب به سمت مسیر صحیح هلتان میدهد.
▪️میتواند با بیان مباحث، تحریک مناظرهها و یا آزمایش توان در مباحثات وارد شود.
▪️وجود اینچنین فردی برای هر پروژهای ضروری است.
▪️وظیفهی یک ناظر، ایجاد دید و چشماندازی مناسب است.
▪️او حامی، مشاور و نگهبان شماست که ایده ها و استدلال های مفید را به سوی شما انعکاس می دهد.
▪️نقش ناظر پر کردن جایگاه مربی یا کسی است که با عقل و درایت و تجربه توان کمک به شما در تصمیمگیریهای سخت را داشته باشد.
این چهار نفر عامل بهبود روند پیشرفت، جهتگیری صحیح و استفادهی مناسب از انرژی در کسبوکار شما میشوند که مجموعهی آنها نهایتا به موفقیت خواهد انجامید.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
سازمانها میتوانند با استفاده از یادگیری خرد، محیطی را برای یادگیری و عملکرد بهتر ایجاد کنند. در ادامه چگونگی غلبه بر منحنی فراموشی در برنامههای آموزشی کارمندان را شرح میدهیم. اصول آموزشی زیر پایهواساس محیطی مناسب برای یادگیری و عملکرد بهتر را تشکیل میدهند:
اطلاعات اولیه را در ذهن یادگیرنده فعال کنید تا پایهای قوی برای یادگیری اطلاعات جدید باشد؛
دانش پایهی مشترکی را ایجاد کنید تا رفتارهای جدیدی بر اساس آن شکل گیرد. برنامههای آموزشی کارمندان چه رسمی و چه غیررسمی (با بهکارگیری تاکتیکهای یادگیری خرد) نقطهی شروعی برای تلاشهای مداوم خواهد بود؛
از استراتژی داربست (Scaffolding Technique) در آموزش تحت نظر مربی یا کوچ، تمرینات، ارزیابی و اصلاح استفاده کنید. همچنین با حذف اطلاعات اضافی، بار شناختی را به حداقل برسانید؛
از حلقهی یادگیری، بهکاربردن و بازخورد استفاده کنید تا تأثیر منحنی فراموشی را کاهش دهید. در حالی که کارمندان در حال یادگیری هستند، باید این فرصت را داشتهباشند تا بلافاصله آموختههایشان را بهکارگیرند و از مربیان خود بازخورد دریافت کنند؛
از یادگیری غیررسمی و یادگیری خرد در خارج از برنامههای آموزشی کارمندان حمایت کنید. محیطهای یادگیری و عملکرد سالم از یادگیری غیررسمی حمایت میکنند. به علاوه کارمندان هم تشویق میشوند، چون خودشان محتوای برنامههای آموزشی غیررسمی را انتخاب میکنند.
@hrmguide
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2