اخبار و کتاب های ریاضی
11.1K subscribers
8.36K photos
960 videos
2.48K files
2.38K links
همه چیز در مورد ریاضیات
جدیدترین اخبار در حوزه ریاضی
معرفی جدیدترین و مهم ترین کتاب های ریاضی
پادکست های عالی ریاضی
زیباترین مسائل و معماهای ریاضی
کاربرد ریاضیات در علوم و فنون مهندسی

آی دی مدیر کانال جهت ارتباط
@meisami_mah
Download Telegram
بوده‌اند و نمی‌توان دانشجویان این دانشگاه را از تحصیل در دانشگاه‌های برتر جهان منع کرد.

مهندس بیرنگ نیز با تایید سخنان سهراب پور گفت: امروزه در رسانه‌ها و اذهان عمومی این باور رواج دارد که ایران بالاترین رتبه در میان مهاجرت نخبگان را دارد. متاسفانه این تصور به اشتباه جا افتاده است و هیچ کدام از آمارهای معتبر بین‌المللی بر این مساله صحه نمی‌گذارد و بنا به آمار، ایران کشوری کاملا میانه و معمولی در زمینه مهاجرت تحصیلی در سطح جهان است.

معاون امور بین‌الملل بنیاد ملی نخبگان اضافه کرد: مهاجرت به قصد تحصیل و کسب علم به‌هیچ وجه مضموم و بد نیست، اما مساله اصلی این است که ارتباط با نخبگان و متخصصانی که برای تحصیل به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند، قطع نشود. در سال‌های گذشته تمرکز بنیاد ملی نخبگان بر حمایت از نخبگان داخلی بود، اما در دوره اخیر با تاسیس بخش امور بین‌الملل، تلاش‌ها برای جذب نیروی متخصص و تحصیلکرده در خارج از کشور آغاز شده است.

وی بیان کرد: نظرسنجی‌هایی که بین دانشجویان تحصیلکرده در خارج از کشور انجام شده، نشان می‌دهد که بسیاری از فارغ‌التحصیلان مایل به بازگشت به کشور هستند؛ اما موانعی همچون فرآیند‌های وقت‌گیر تایید مدرک و جذب در هیات علمی و سربازی را در مقابل خود می‌بینند. در سال ۹۳ و در بخش امور بین‌الملل بنیاد نخبگان، به فرموله کردن این موانع اقدام کردیم و نهایتا با برطرف کردن آنها و ایجاد تسهیلاتی در قالب «سامانه همکاری با متخصصان غیرمقیم»، بستری فراهم کردیم تا پلی ارتباطی میان متخصصان و محصلان ایرانی در خارج از کشور با داخل وجود داشته باشد.

بیرنگ ادامه داد: طی ۲۸ ماه گذشته، ۷۲۰ نفر در قالب این طرح به کشور بازگشته‌اند و حدود نیمی از این تعداد، از فارغ‌التحصیلان ۱۰۰ دانشگاه برتر جهان بوده‌اند. متاسفانه این پروژه از ابتدای امسال به مشکلات مالی جدی برخورد و در حال حاضر امکان تقاضا برای آن، تنها به فارغ‌التحصیلان ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا محدود شده است.

وی عنوان کرد: در بحث نظام وظیفه نیز تسهیلاتی برای این افراد در نظر گرفته شده است. در چارچوب این طرح، چنانچه فرد بخواهد پس از تحصیلات به کشور بازگردد، به جای سربازی دوره‌ای به مدت ۴۵ روز را به‌صورت آموزشی می‌گذراند و بعد از آن طرح‌هایی پژوهشی در قالب امریه برای شخص تعریف خواهد شد.سهراب‌پور نیز اظهار کرد: سیاست‌ها به‌گونه‌ای است که از فارغ‌التحصیلان داخل کشور نیز برای استخدام در دانشگاه‌ها استفاده کنیم و این چنین طرح‌هایی منحصر به فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های خارج از کشور نیست.

شناسایی صحیح نخبگان

در این میزگرد دکتر شهشهانی تنها شخصیتی بود که ترجیح داد به نقادی سیاست‌ها برای نخبگان بپردازد. او با اشاره به ناکارآمد بودن چارچوب‌های احراز نخبگی گفت: بزرگ‌ترین فاجعه‌ای که با آن دست به‌گریبان هستیم این است که هیچ تعریف مشخص و صحیحی از نخبه نداریم. بنا به تعریف، نخبه آن کسی است که تعریف‌پذیر نباشد؛ اما در کشور به جای آنکه تشکیلات عظیمی وجود داشته باشد که بتواند به کشف و شناسایی نخبه‌ها بپردازد، به وضعیتی دچار شده‌ایم که نخبه را تحت چارچوب مشخصی تعریف کنیم و سپس بررسی کنیم که بنابر آن چارچوب افراد صلاحیت نخبگی را احراز می‌کنند یا خیر.

وی تصریح کرد: باید یک دستگاه بسیار انعطاف‌پذیر وجود داشته باشد که قابلیت تشخیص داشته باشد و بتواند کسی را که استعدادی غیرعادی دارد شناسایی کند.این نکته از سوی محمدعلی نجفی نیز در سخنرانی افتتاحیه مراسم ابراز شده بود. به اعتقاد نجفی سیاست‌ها در شناسایی و حمایت از نخبگان باید مورد بررسی و بازبینی قرار بگیرد و اگر کم‌وکاستی وجود دارد، باید به مشکلاتی که از طرف خودمان وجود دارد توجه کنیم. بحران خروج نخبگان از کشور کاملا به خود ما مربوط است و جایی برای سرزنش آمریکا یا هیچ کشور دیگری وجود ندارد.
نتایج نهایی آزمون کارشناسی ارشد ۹۶ بالاخره اعلام شد 👇👇👇

https://92.242.195.144/nrgarshad96

با آرزوی موفقیت برای تمامی عزیزان.
دی‌ ماه سال ۱۳۵۳ استاندار وقت کرمان در دفترش پذیرای زوجی بود، زوج میانسال پولداری، ساکن تهران که به تازگی از مسافرت طولانی‌ به دور دنیا و شهرهایِ مختلفِ ایران برگشته بودند. هیچوقت کسی‌ ندونست چرا از بینِ این همه شهر کرمان رو انتخاب کردند. مرد مهندس کشاورزی و تحصیل‌کرده‌ ی دانشگاه تهران و بعدا پاریس بود. خیلی‌ پولدار بودند، پولی‌ که حاصل کارِ مرد از تجارت و تخصصش بود نه ارثیه ی فامیلی.

مرد به استاندار وقت گفت: "سالهاست زندگی‌ می‌کنیم و متاسفانه فرزندی نداریم و وارثی. تصمیم گرفتیم با پولی‌ که داریم در کرمان چیزی بسازیم. "

استاندار خیلی‌ خوشحال شد. فوری پیشنهاد داد: "بیمارستان بسازین. کرمان بیمارستان کافی‌ نداره."

مرد گفت: "نه!"

استاندار پیشنهاد داد: "هتل! کرمان فقط یک هتل داره."

--نه!

--مدرسه؟ مسجد؟ مرکزِ خرید؟

و جوابِ همه نه بود. همسرِ مرد توضیح داد: ما تصمیم گرفته ایم در کرمان دانشگاهی بسازیم. با همه ی امکانات!

و مرد کلامِ همسرش رو کامل کرد: ما یه دانشگاه اینجا میسازیم اونوقت هتل و مسجد و بیمارستان و مرکزِ خرید و مرکزِ جذبِ توریست هم در کنارِ اون دانشگاه ساخته میشه. ما دانشگاهی در کرمان میسازیم برایِ بچه‌هایی‌ که نداریم و می‌تونستیم داشته باشیم.

اون روز و تمامِ هفته ی بعد اون زوجِ میانسال در ماشین استانداری تمامِ کرمان رو برایِ پیدا کردنِ زمین مناسب برایِ ساختن اون دانشگاه زیر و رو کردند. هر جا بردنشون، چیزی پسند نکردند. روزِ آخر در حومه ی کرمان در بیابونِ برهوتِ کویری کرمان راننده کلافه دمی ایستاد تا خستگی‌ در کنند و آبی بنوشند. راننده بعدها تعریف کرد که: " تا مرد پیاده شد که قدمی‌ بزند، زیر پاش یک سکه ی یک ریالی پیدا کرد. برش داشت و به من گفت همین زمین رو می‌خوام. برکت داره. پیدا کردنِ این سکه نشونه ی خوبیست. اینجا دانشگاه رو میسازم. " راننده مییگفت بهشون گفتم: "اینجا؟؟ اینجا بیابونه. بیرونِ کرمانه، نه آب داره و نه برق. خیلی‌ فاصله داره تا شهر." ولی‌ مرد سکه ی یک ریالی رو گذاشته بود جیبش و اصرار کرده بود که نه فقط همین زمین رو می‌خوام. همه ی زمینِ این منطقه رو برام بخرین. دانشگاه رو اینجا میسازم."

اون زمین خریده شد، و احداثِ دانشگاهِ کرمان از همون ماه با هزینه و نظارتِ مستقیم اون مرد شروع شد. اتاق کوچکی در اون زمین ساخته شد و تصویرِ کوچکی از اون مرد رویِ یکی‌ از دیوار‌ها بود. کسی‌ تو کرمان اصلا اونو نمیشناختش. سالها گذشت، خیلی‌ اتفاق‌ها افتاد. انقلاب شد، جنگ شد. ولی‌ هیچ چیز و هیچ کس نتونست اون مرد رو در روندِ ساختنِ اون دانشگاه متوقف کنه. در طول ماه بارها و بارها به کرمان سفر میکرد و بر کوچکترین جزئیاتِ ساختنِ اون دانشگاه نظارت میکرد. و تحت هیچ شرایطِ سیاسی، مشکلات شخصی‌، بیماری، و حتی در اوج جنگ هرگز اجازه نداد ساختنِ اون دانشگاه متوقف شه. و در تمام این مراحل همسرش در کنارش بود و لحظه‌ای ترکش نکرد.

اون دانشگاه ساخته شد. یکی‌ از زیباترین، مجهزترین دانشگاه‌های ایران. شامل دانشکده‌های مختلف تقریبا در تمامی‌ رشته ها. سرانجام در ۲۴ شهریور ۱۳۶۴ در حضور خودش و همسرش اون دانشگاه افتتاح شد. دانشگاهِ شهید باهنرِ کرمان! نامی‌ از او بر هیچ جا نبود غیرِ از همون عکسِ کوچیکِ قدیمی‌ تو اون اتاق کوچیک. وقتِ سخنرانی‌ افتتاحیه گفته بود که چقدر خوشحاله که اون دانشگاه رو ساخته و حس میکنه که این فرزندانِ خودش هستند که به اون دانشگاه میان. و آرزو کرده بود که اتاقِ کوچکی در ورودی اون دانشگاه داشت که با همسرش اونجا زندگی‌ میکرد و میتونست آمد و رفتِ هر روزه ی فرزندانش رو ببینه.

اتاقی‌ به اون داده نشد. ولی‌ او ادامه برایِ اتمامِ اون دانشگاه رو هرگز متوقف نکرد. دانشکده‌های مختلف یکی‌ بعد از دیگری شروع به کار کردند. آخرین دانشکده دانشکدهِ پزشکی‌ بود. در کنارِ این دانشکده او و همسرش یک بیمارستانِ ۳۵۰ تخت خوابی‌ هم ساخته بودند.

روز افتتاحِ اون دانشکده دقیقا با فارغ التحصیلی من در رشته ی مامایی از دانشگاه کرمان همزمان بود. من تو اون ساختمان درس نخوندم، ولی‌ روزِ افتتاحیه رفتم. همه ی دانشجوها از رشته‌های مختلف اومده بودند. جا برایِ سوزن انداختن نبود. کسی‌ حتی نمی‌دونست که اونا اومدن یا نه. بیشترِ ماها هیچ تصویری از اونا ندیده بودیم. وقتی‌ رئیس دانشگاه کرمان سخنرانی‌ کرد و گفت به پاسِ تمامِ تلاش‌ها و کاری که کرده ‌اند دانشکده ی پزشکی و بیمارستانِ دانشگاهِ کرمان به نام او نامگذاری شده، و با اصرار از او و همسرش خواست که پشت تریبون بیان و شروع به کارِ اونجا رو رسما اعلام کنند،
اون وقت ما زوجِ پیر و کوچیک و لاغر اندامی رو دیدیم که از پله‌ها بالا رفتند. هیچ سخنرانی‌ نکردند و هیچ نگفتند. فقط اونجا ایستادند و دانشجوها همه بدونِ هیچ هماهنگی‌ قبلی همه با هم به احترامشون بلند شدند و برایِ بیشتر از ۲۰ دقیقه فقط دست زدند. و اونا فق
ط نگاه کردند و گریه کردند. روزِ زیبایی بود....

حمایتِ او از دانشگاهِ کرمان هرگز تا لحظه ی مرگ قطع نشد. بعد از مرگش همسرش که استاد دانشگاه تهران بود، این حمایت رو ادامه داد. وقتی‌ او هم مرد، تنها دارایی باقی‌ مونده از اونا یک آپارتمان در تهران بود که طبق وصیتِ خودشون به دانشگاه آزادِ تهران واگذار شد.

اونا حق داشتن. حالا کرمان شهر بزرگتریست با اون دانشگاه. در کنارِ اون دانشگاه هتل ها، مراکزِ خرید و مسجد و خیلی‌ چیز‌ها ساخته شد. اون زمین دیگه بیابون نیست. یه دانشگاهِ بزرگ زیبا پر از درخته که از همه جایِ ایران دختران و پسران برایِ ادامه تحصیل به اونجا میان.

و سرانجام مجسمه‌ای از او ساخته شد و درست در محلِ ورودی دانشگاهِ کرمان قرار گرفت و هر روز دانشجوها از جلویِ اون مجسمه می‌گذرند. او سرانجام به ارزوش رسید و هر روز فرزندانش رو که از همه جایِ ایران اونجا میان رو می‌بینه.

او کرمانی نبود. به هیچ گروه و دسته‌ای تعلق نداشت. کسی‌ او رو نمیشناخت. ولی‌ الان در کرمان شاید او محبوب‌ترین‌ و از شناخته شده ترین ها باشه. کسی‌ در کرمان نیست که با احترام از اون یاد نکنه و دوستش نداشته باشه. از هر سنی‌، هر گروهی، هر طبقه ی اجتماعی! و پدر و مادر‌ها داستانِ اون و همسرش رو برایِ فرزندانشون تعریف میکنند.
کسی‌ که در کرمان تحسین و دوست داشته می‌شه به خاطرِ تعهد و تفکرِ انسانی‌اش: #مهندس_علیرضا_افضلی_پور
----------------------------------
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری بزرگترین رقابت دانشجویان ریاضی دانشگاه‌های ایران در شهرکرد
گنبد تاج الملک مسجد جامع اصفهان
دوشنبه ۱۳ شهریورماه ۱۳۹۶
ساعت ۱۸
دوشنبه ۱۳ شهریورماه ۹۶
ساعت ۱۲
اساتید ریاضی با دانشجویانشان به پیک نیک می روند...
اساتید ریاضی با دانشجویانشان به پیک نیک می روند...
اگر عکسی در تفرجگاهها با اساتیدتان دارید برای ما بفرستید.
کوه نوردی دانشجویان با دکتر اصغری
صمیمیت دانشجویان با استاد
دکتر اصغری
حیف که از ایران رفتند
اساتید ریاضی هم ورزش می کنند
دکتر مقدسی
دکتر علیشاهی
دکتر اصغری
اساتید ریاضی هم به کافی شاپ می روند
دکتر میرزاوزیری
دکتر علیشاهی
دکتر جعفری
دکتر اصغری
دکتر کیا دلیلی دارنده مدال طلای المپیاد ریاضی علاوه بر استادی دانشگاه در رشته ریاضی
مربی رقص نیز هستند
#معرفی_اساتید
دکتر کیا دلیلی در حال ورزش
دکتر شهشهانی و دکتر تابش با تنی چند از دانشجویان در رستوران
دکتر شهشهانی و دکتر تابش با تنی چند از دانشجویان در رستوران