و ما ادراک ما دانشگاه
دانشگاه جندی شاپور فلان، دانشگاه جندی شاپور بهمان، فضای مجازی رو که بگردید پر شده از نوشته های افتخار آمیز درباره دانشگاه خیالی جندی شاپور! ویکی فارسی درباره این به اصطلاح دانشگاه نوشته:
دانشگاه گُندیشاپور ... یکی از مراکز علمیِ مهمِ در زمان ساسانیان بوده است؛ و با بیش از ۱۷ سده دیرینگی، از باستانیترین مراکز آموزشی خاورمیانه شمرده میشود. در این دانشگاه آموزشهایی در حوزههای پزشکی، فلسفه، الهیات و علوم ارائه میشد. .... ساختمانِ نوینِ بیمارستان بهعنوان مرکز درمان و آموزش پزشکی نیز در این دانشگاه شکل گرفت که اهمیت و تأثیر بسیاری در تاریخ علم پزشکی داشته است. به علاوه بیمارستانِ این دانشگاه، مهمترین مرکز پزشکی جهانِ باستان در سدههای ۶ و ۷ میلادی بوده است. .... ولی در مورد جایگاه دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. ....
تمام اطلاعات ویکی فارسی (و همچنین ویکی انگلیسی و تقریبا تمامی سایتهای پزشکی سنتی) مزخرف محضه. اولاً که نوشته این دانشگاه 17 قرنه بر پاست؟ کو؟ در همون قرن دوم ه.ق. که طبیبان جندی شاپور به بغداد مهاجرت کردند اونجا متروکه شد. دوماً گفته اونجا پزشکی و فلسفه و الهیات و علوم درس می دادند؟ تو سیلابس درسهای اونجا رو دیدی؟ سوماً گفته اونجا بیمارستان داشته؟ تا امروز که من دارم اینها رو می نویسم هیچ کاوش باستانشناسی علمی و منتشرشدهای وجود ندارد که بهطور قطعی نشان بده ساختمان مشخصِ «دانشگاه» یا «بیمارستان آموزشی» در جندیشاپور وجود داشته. بقیه شم که چرت نوشته.
اما این جهل مرکب از کجا آب می خوره؟ کل قضیه اینه که یه کلمه ای هست در انگلیسی به نام اسکول یعنی مدرسه. اما اسکول در انگلیسی یه معنای دیگه هم داره و اون هم مکتب هست مثل مکتب مارکسیسم یا مکتب سرمایه داری یا هر چی.
مورخین غربی که اولین بار درباره جندی شاپور می نوشتند برای اشاره به روش درمانی طبیبان اونجا، از لفظ اسکول استفاده می کردند. مکتب جندی شاپور یعنی روشها درمانی رایج در جندی شاپور. بعد یه سری مترجم ایرانی مکتب رو به معنای مدرسه گرفتند. بعد دیدن مدرسه بی کلاسیه، اسمش رو گذاشتند دانشگاه. با خوداشون گفتند که دانشگاه علوم پزشکی که بدون بیمارستان نمیشه. وقتی الان هر دانشگاه پزشکی بیمارستان داره، حتماً اون موقع هم داشته دیگه. در توّهم خودشون یه جایی درست کردند مثل آکسفورد.
الان کسی لاطائلات دوستان رو بخونه فکر می کنه جندی شاپور یه جایی بوده بچه های ملت می رفتند کنکور می دادند و بعد قبولی می رفتند سر کلاس و بعد از 7 سال دکتر می شدند؛ و حتماً بعدش هم میرفتند برای گرفتن تخصص. حتما سلف و آزمایشگاه و اتاق تشریح و سرویس و خوابگاه هم داشته.
اولاً در اون زمان (عهد ساسانی) جامعه طبقاتی بوده و کسی نمیتونسته به راحتی از یه طبقه اجتماعی بره یه طبقه دیگه. دوما آموزش هر حرفه ای به صورت خانوادگی بوده. آهنگر به بچه ش آهنگری یاد میداد، و طبیب هم به بچه ش طبابت یاد میداد. به همین سادگی! این که الان چون دانشگاه های امروزی کارکردشون به همین روش هست که ما می بینیم، دلیل نمیشه که فکر کنیم 1500 سال پیش هم دانشگاه (اگر دانشگاهی وجود داشته) به همین روش کار می کردند.
و اینکه روی آموزش فلسفه هم خیلی تأکید میشه به خاطر اینه که اصولا طب جالینوسی یه روش طبی «فلسفه محور» هست. همون طور که نمیشه هندسه غیراقلیدسی بخونی و قبلش هندسه اقلیدسی نخونده باشی؛ فلسفه یونانی پایه و اساس طب جالینوسی هست. به همین دلیل اطبای مکتب جندی شاپور بهش توجه داشتند، چون روش طبابت شون روش طبابت جالینوسی بوده.
خلاصۀ کلام اینکه: نه خانی اومده و نه خانی رفته!
@harmoniclib
رضا کیانی
دانشگاه جندی شاپور فلان، دانشگاه جندی شاپور بهمان، فضای مجازی رو که بگردید پر شده از نوشته های افتخار آمیز درباره دانشگاه خیالی جندی شاپور! ویکی فارسی درباره این به اصطلاح دانشگاه نوشته:
دانشگاه گُندیشاپور ... یکی از مراکز علمیِ مهمِ در زمان ساسانیان بوده است؛ و با بیش از ۱۷ سده دیرینگی، از باستانیترین مراکز آموزشی خاورمیانه شمرده میشود. در این دانشگاه آموزشهایی در حوزههای پزشکی، فلسفه، الهیات و علوم ارائه میشد. .... ساختمانِ نوینِ بیمارستان بهعنوان مرکز درمان و آموزش پزشکی نیز در این دانشگاه شکل گرفت که اهمیت و تأثیر بسیاری در تاریخ علم پزشکی داشته است. به علاوه بیمارستانِ این دانشگاه، مهمترین مرکز پزشکی جهانِ باستان در سدههای ۶ و ۷ میلادی بوده است. .... ولی در مورد جایگاه دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. ....
تمام اطلاعات ویکی فارسی (و همچنین ویکی انگلیسی و تقریبا تمامی سایتهای پزشکی سنتی) مزخرف محضه. اولاً که نوشته این دانشگاه 17 قرنه بر پاست؟ کو؟ در همون قرن دوم ه.ق. که طبیبان جندی شاپور به بغداد مهاجرت کردند اونجا متروکه شد. دوماً گفته اونجا پزشکی و فلسفه و الهیات و علوم درس می دادند؟ تو سیلابس درسهای اونجا رو دیدی؟ سوماً گفته اونجا بیمارستان داشته؟ تا امروز که من دارم اینها رو می نویسم هیچ کاوش باستانشناسی علمی و منتشرشدهای وجود ندارد که بهطور قطعی نشان بده ساختمان مشخصِ «دانشگاه» یا «بیمارستان آموزشی» در جندیشاپور وجود داشته. بقیه شم که چرت نوشته.
اما این جهل مرکب از کجا آب می خوره؟ کل قضیه اینه که یه کلمه ای هست در انگلیسی به نام اسکول یعنی مدرسه. اما اسکول در انگلیسی یه معنای دیگه هم داره و اون هم مکتب هست مثل مکتب مارکسیسم یا مکتب سرمایه داری یا هر چی.
مورخین غربی که اولین بار درباره جندی شاپور می نوشتند برای اشاره به روش درمانی طبیبان اونجا، از لفظ اسکول استفاده می کردند. مکتب جندی شاپور یعنی روشها درمانی رایج در جندی شاپور. بعد یه سری مترجم ایرانی مکتب رو به معنای مدرسه گرفتند. بعد دیدن مدرسه بی کلاسیه، اسمش رو گذاشتند دانشگاه. با خوداشون گفتند که دانشگاه علوم پزشکی که بدون بیمارستان نمیشه. وقتی الان هر دانشگاه پزشکی بیمارستان داره، حتماً اون موقع هم داشته دیگه. در توّهم خودشون یه جایی درست کردند مثل آکسفورد.
الان کسی لاطائلات دوستان رو بخونه فکر می کنه جندی شاپور یه جایی بوده بچه های ملت می رفتند کنکور می دادند و بعد قبولی می رفتند سر کلاس و بعد از 7 سال دکتر می شدند؛ و حتماً بعدش هم میرفتند برای گرفتن تخصص. حتما سلف و آزمایشگاه و اتاق تشریح و سرویس و خوابگاه هم داشته.
اولاً در اون زمان (عهد ساسانی) جامعه طبقاتی بوده و کسی نمیتونسته به راحتی از یه طبقه اجتماعی بره یه طبقه دیگه. دوما آموزش هر حرفه ای به صورت خانوادگی بوده. آهنگر به بچه ش آهنگری یاد میداد، و طبیب هم به بچه ش طبابت یاد میداد. به همین سادگی! این که الان چون دانشگاه های امروزی کارکردشون به همین روش هست که ما می بینیم، دلیل نمیشه که فکر کنیم 1500 سال پیش هم دانشگاه (اگر دانشگاهی وجود داشته) به همین روش کار می کردند.
و اینکه روی آموزش فلسفه هم خیلی تأکید میشه به خاطر اینه که اصولا طب جالینوسی یه روش طبی «فلسفه محور» هست. همون طور که نمیشه هندسه غیراقلیدسی بخونی و قبلش هندسه اقلیدسی نخونده باشی؛ فلسفه یونانی پایه و اساس طب جالینوسی هست. به همین دلیل اطبای مکتب جندی شاپور بهش توجه داشتند، چون روش طبابت شون روش طبابت جالینوسی بوده.
خلاصۀ کلام اینکه: نه خانی اومده و نه خانی رفته!
@harmoniclib
رضا کیانی
😁5👍3❤2👏2💔1
❤20🔥1
#معرفی_کتاب
کتاب «تاریخ ریاضیات یونان»
نوشته سر تامس لیتل هیث
ترجمه ی احمد آرام
@harmoniclib
اثری پژوهشی درباره سیر شکلگیری و گسترش ریاضیات در یونان باستان است. این کتاب برای نخستینبار در سال ۱۹۲۱ منتشر شد و از منابع کلاسیک و معتبر در حوزه تاریخ ریاضیات به شمار میآید.
کتاب «تاریخ ریاضیات یونان»
نوشته سر تامس لیتل هیث
ترجمه ی احمد آرام
@harmoniclib
اثری پژوهشی درباره سیر شکلگیری و گسترش ریاضیات در یونان باستان است. این کتاب برای نخستینبار در سال ۱۹۲۱ منتشر شد و از منابع کلاسیک و معتبر در حوزه تاریخ ریاضیات به شمار میآید.
❤14
🔥5🎉2
جمعه، ۸ اسفند، ساعت ۱۱:۰۰
https://meet.google.com/fyn-ogpv-bdi
منتظر و مشتاق دیدار دوستان هستیم. بهویژه، دانشجویان گرایش هندسه حتما حضور داشته باشند.
@harmoniclib
https://meet.google.com/fyn-ogpv-bdi
منتظر و مشتاق دیدار دوستان هستیم. بهویژه، دانشجویان گرایش هندسه حتما حضور داشته باشند.
@harmoniclib
❤10
سوال اصلی گروه معلمان ریاضی:
۲ و نیم میلیون رفاهیات ماه رمضان کی واریز میشه؟!
@harmoniclib
پی نوشت:
با ۲ و نیم میلیون چی میشه خرید؟!
۲ و نیم میلیون رفاهیات ماه رمضان کی واریز میشه؟!
@harmoniclib
پی نوشت:
با ۲ و نیم میلیون چی میشه خرید؟!
💔21
این متن را شش سال پیش برای استادم فریده فیروزبخت نوشتهام...
امشب مجدد به یادش افتادم، دلم گرفت. روحش شاد:
برای فیروزبخت...
نمی دانم از کجا شروع کنم و از کجا بنویسم. در همان روزهای اولی که به هسته ی پژوهشی نظریه اعداد در خانه ریاضیات اصفهان وارد شدم، حرف از خانم فریده فیروزبخت و حدسش بود. "دنباله اعداد اول به توان معکوس اندیسشان اکیدا نزولی هستند." حدسی عجیب و دوست داشتنی و به اندازه ی حدس گلدباخ رمزآلود، و از همه مهم تر از یک بانوی ایرانی. گفتند هیأت علمی دانشگاه اصفهان است و قبل از آمدن ما به خانه، مدرس بخش نظریه اعداد خانه بود.بالاخره یک روز به خانه ریاضیات آمد و او را دیدم. ذوق زده شده بودم. با همه ریاضیدانانی که دیده بودم یا می شناختم فرق داشت. دید محاسباتی داشت. از ساده ترین الگوها زیباترین مسائل را طراحی می کرد. او خلق شده بود برای فرآیند "حدس؛ مشاهده؛ اثبات". حرف از ریاضیات که می زد به وجد می آمدی. راجع به چگونگی به دست آمدن حدسش که می گفت شگفت زده می شدی و راجع به مشکلاتش که می شنیدی افسوس می خوردی.
یک بار به نتیجه ای در مورد اعداد اول رسیده بودم. مسأله را برای خانم فیروزبخت گفتم، چندین ساعت وقت گذاشت، انگار مسأله خودش است. بارها با نرم افزار متمتیکا بررسی می کرد و به طور ذهنی یا روی کاغذ محاسباتی را انجام می داد. در حین این محاسبات فراوان راه و روش های حمله به مسأله را به طور ناخودآگاه به من آموخت و خاطرات فراوانی برایم تعریف می کرد.
یکی از خاطراتش در مورد آن سال هایی بود که آن حدس معروف را زده بود. می گفت که در کل دانشگاه اصفهان یک کامپیوتر بود که توان بررسی حدسش را داشت. این که به چه سختی با آن روش های قدیمی برنامه می نوشته و نوبت می گرفته که برود در آن مرکز محاسبه درستی حدس را بررسی کند.
تفاوتی که فیروزبخت با بقیه ی اساتید و ریاضیدانان داشت این بود که در چهارچوب های دانشگاهی نمی گنجید. او یک ریاضیدان به مفهوم کلاسیک کلمه بود. فردی شبیه فرما، گالوا، رامونوجان و... .
او در رشته داروسازی تحصیل می کرد که به ریاضی علاقه مند شد و رشته خود را رها کرد و به ریاضیات و به ویژه نظریه اعداد پرداخت. اساتید خوبی سر راهش قرار گرفتند که از آن جمله می توان به آقای دکتر علی رجالی استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و آقایان دکتر جعفر زعفرانی و دکتر رضا انشائی از اساتید دانشگاه اصفهان اشاره کرد.
حدس ها و مسائل مطرح شده توسط او در کتاب های معتبری از نویسندگانی چون هوکسلی و ربینبوئم چاپ شده است که باعث افتخار ایران و ایرانی است. ارتباطات اجتماعی فراوانی با اساتید خارج از کشور داشت، به گونه ای که او را در خارج بیشتر از ایران می شناسند.همچنین بیش از بیست سال با سایت primepuzzles.net در ارتباط بود و مسائلی را به طور هفتگی برای آن ها می فرستاد یا مسائل مطرح شده در این سایت را حل می کرد. خود را مقید می دانست که روی مسأله های هفتگی سایت فکر کند و حتما نقطه نظرات خود را برای این سایت بفرستد.
مسائل فراوانی در نظریه اعداد به نام اوست. روی این شاخه تعصب خاصی داشت. اعداد اول چون فرزندانی به تعداد بی نهایت برای او بودند که مدام با آن ها بازی می کرد. فقدان او را قبل از هر کسی باید به اعداد اول تسلیت گفت.
یک زن قهرمان که علی رغم تمام مشکلاتی که داشت، ایستادگی کرد و به راهش ادامه داد.
نامش تا ابد زنده باد و راهش پر رهرو
@harmoniclib
مهدی میسمی
امشب مجدد به یادش افتادم، دلم گرفت. روحش شاد:
برای فیروزبخت...
نمی دانم از کجا شروع کنم و از کجا بنویسم. در همان روزهای اولی که به هسته ی پژوهشی نظریه اعداد در خانه ریاضیات اصفهان وارد شدم، حرف از خانم فریده فیروزبخت و حدسش بود. "دنباله اعداد اول به توان معکوس اندیسشان اکیدا نزولی هستند." حدسی عجیب و دوست داشتنی و به اندازه ی حدس گلدباخ رمزآلود، و از همه مهم تر از یک بانوی ایرانی. گفتند هیأت علمی دانشگاه اصفهان است و قبل از آمدن ما به خانه، مدرس بخش نظریه اعداد خانه بود.بالاخره یک روز به خانه ریاضیات آمد و او را دیدم. ذوق زده شده بودم. با همه ریاضیدانانی که دیده بودم یا می شناختم فرق داشت. دید محاسباتی داشت. از ساده ترین الگوها زیباترین مسائل را طراحی می کرد. او خلق شده بود برای فرآیند "حدس؛ مشاهده؛ اثبات". حرف از ریاضیات که می زد به وجد می آمدی. راجع به چگونگی به دست آمدن حدسش که می گفت شگفت زده می شدی و راجع به مشکلاتش که می شنیدی افسوس می خوردی.
یک بار به نتیجه ای در مورد اعداد اول رسیده بودم. مسأله را برای خانم فیروزبخت گفتم، چندین ساعت وقت گذاشت، انگار مسأله خودش است. بارها با نرم افزار متمتیکا بررسی می کرد و به طور ذهنی یا روی کاغذ محاسباتی را انجام می داد. در حین این محاسبات فراوان راه و روش های حمله به مسأله را به طور ناخودآگاه به من آموخت و خاطرات فراوانی برایم تعریف می کرد.
یکی از خاطراتش در مورد آن سال هایی بود که آن حدس معروف را زده بود. می گفت که در کل دانشگاه اصفهان یک کامپیوتر بود که توان بررسی حدسش را داشت. این که به چه سختی با آن روش های قدیمی برنامه می نوشته و نوبت می گرفته که برود در آن مرکز محاسبه درستی حدس را بررسی کند.
تفاوتی که فیروزبخت با بقیه ی اساتید و ریاضیدانان داشت این بود که در چهارچوب های دانشگاهی نمی گنجید. او یک ریاضیدان به مفهوم کلاسیک کلمه بود. فردی شبیه فرما، گالوا، رامونوجان و... .
او در رشته داروسازی تحصیل می کرد که به ریاضی علاقه مند شد و رشته خود را رها کرد و به ریاضیات و به ویژه نظریه اعداد پرداخت. اساتید خوبی سر راهش قرار گرفتند که از آن جمله می توان به آقای دکتر علی رجالی استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و آقایان دکتر جعفر زعفرانی و دکتر رضا انشائی از اساتید دانشگاه اصفهان اشاره کرد.
حدس ها و مسائل مطرح شده توسط او در کتاب های معتبری از نویسندگانی چون هوکسلی و ربینبوئم چاپ شده است که باعث افتخار ایران و ایرانی است. ارتباطات اجتماعی فراوانی با اساتید خارج از کشور داشت، به گونه ای که او را در خارج بیشتر از ایران می شناسند.همچنین بیش از بیست سال با سایت primepuzzles.net در ارتباط بود و مسائلی را به طور هفتگی برای آن ها می فرستاد یا مسائل مطرح شده در این سایت را حل می کرد. خود را مقید می دانست که روی مسأله های هفتگی سایت فکر کند و حتما نقطه نظرات خود را برای این سایت بفرستد.
مسائل فراوانی در نظریه اعداد به نام اوست. روی این شاخه تعصب خاصی داشت. اعداد اول چون فرزندانی به تعداد بی نهایت برای او بودند که مدام با آن ها بازی می کرد. فقدان او را قبل از هر کسی باید به اعداد اول تسلیت گفت.
یک زن قهرمان که علی رغم تمام مشکلاتی که داشت، ایستادگی کرد و به راهش ادامه داد.
نامش تا ابد زنده باد و راهش پر رهرو
@harmoniclib
مهدی میسمی
❤29💔7
اخبار و کتاب های ریاضی
این متن را شش سال پیش برای استادم فریده فیروزبخت نوشتهام... امشب مجدد به یادش افتادم، دلم گرفت. روحش شاد: برای فیروزبخت... نمی دانم از کجا شروع کنم و از کجا بنویسم. در همان روزهای اولی که به هسته ی پژوهشی نظریه اعداد در خانه ریاضیات اصفهان وارد شدم، حرف…
زندگی نامه خانم فیروزبخت از زبان خود ایشان:
Farideh Firoozbakht
I was born in 1962 in Isfahan, Iran. Since I was seventeen, because of my deep affection for the animals, I became a vegetarian.
After graduating from high-school, I went to the University of Isfahan to continue my studies in pharmacology which is one of the most favored disciplines in Iran. But, since I was very fond of mathematics, especially number theory, I changed my major to mathematics in the third year and I became graduated in 1987.
Afterwards, I went to Isfahan University of Technology to continue my postgraduate studies in mathematics.
Since 1992, I have been instructing mathematics at the Iranian universities and currently I am teaching at the University of Isfahan.
I have done research in number theory and I have been able to find beautiful and interesting relations. My favorite field is “The Gap between Prime Numbers.”
Conjecture No. 30, came to mind in 1982, while I was studying the proof of the “Prime Number Theorem”. I think that the conjecture is the most important conjecture related to prime numbers, it shows one of the most interesting and beautiful behaviours of the prime numbers and I believe working on this conjecture could guide us to important results in number theory.
@harmoniclib
Farideh Firoozbakht
I was born in 1962 in Isfahan, Iran. Since I was seventeen, because of my deep affection for the animals, I became a vegetarian.
After graduating from high-school, I went to the University of Isfahan to continue my studies in pharmacology which is one of the most favored disciplines in Iran. But, since I was very fond of mathematics, especially number theory, I changed my major to mathematics in the third year and I became graduated in 1987.
Afterwards, I went to Isfahan University of Technology to continue my postgraduate studies in mathematics.
Since 1992, I have been instructing mathematics at the Iranian universities and currently I am teaching at the University of Isfahan.
I have done research in number theory and I have been able to find beautiful and interesting relations. My favorite field is “The Gap between Prime Numbers.”
Conjecture No. 30, came to mind in 1982, while I was studying the proof of the “Prime Number Theorem”. I think that the conjecture is the most important conjecture related to prime numbers, it shows one of the most interesting and beautiful behaviours of the prime numbers and I believe working on this conjecture could guide us to important results in number theory.
@harmoniclib
❤5
پرفسورمحسن هشترودی،دکتر لطف اله هنرفر،دکتر ابوالقاسم پاینده و دکترعبدالوهاب طالقانی
(فرودگاه اصفهان دهه 40 خورشیدی)
***
«پروفسور محسن هشترودی»
(تولد ۱۲۸۶ تبریز - وفات ۱۳۵۵تهران) اندیشمند، شاعر و ریاضیدان ایرانی بود. او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پایاننامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است،در سال ۱۳۳۰ به مقام ریاست دانشگاه تبریز رسید، و در سال ۱۳۳۶ به عنوان رئیس دانشکده علوم دانشگاه تهران انتخاب شد.
«دکتر لطفالله هنرفر»
(تولد ۱۲۹۸اصفهان− وفات ۱۳۸۵ اصفهان) تاریخدان، اصفهانشناس، باستانشناس، نویسنده، محقّق و استاد دانشگاه بود. وی از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۹، ریاست ادارۀ باستانشناسی اصفهان را به عهده داشت. در سال ۱۳۴۱ از دانشگاه تهران دکترای تاریخ گرفت و پس از آن در دانشگاه اصفهان به تدریس تاریخ ایران پرداخت.
«دکتر ابوالقاسم پاینده»
(تولد۱۲۹۲ نجف آباد – وفات ۱۷ شهریور ۱۳۶۳ تهران)روزنامهنگار، داستاننویس، و مترجم ایرانی بود.کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۰۸ در روزنامهٔ عرفان اصفهان آغاز کرد. وی مدیریت مجله صبا را که در سال ۱۳۲۱ تأسیس کرده بود عهدهدار شد و آن را در زمره یکی از موفقترین نشریات در تاریخ مطبوعات ایران ثبت کرد. پاینده در دوره دوم مجلس مؤسسان و دورههای بیست و یکم و بیست و دوم مجلس شورای ملی، نماینده مردم نجفآباد بود.او به زبانهای عربی ,انگلیسی و فرانسه آشنایی کامل داشت.
«دکتر عبدالوهاب طالقانی»
(تولد 1309 اصفهان) در سال ۱۳۳۷ اولین آموزشگاه زبان را دراصفهان تاسیس نمود.در سال ۱۳۴۴ با تاسیس دبیرستان حکیم سنایی و گسترش آن به مجموعه مدارسی آموزشی حکیم سنائی،یکی از موفقترین مراکز آموزشی آن سالها را پایه ریزی کرد.درسال 1354 از دانشگاه تهران دکتری الهیات گرفت.
@harmoniclib
(فرودگاه اصفهان دهه 40 خورشیدی)
***
«پروفسور محسن هشترودی»
(تولد ۱۲۸۶ تبریز - وفات ۱۳۵۵تهران) اندیشمند، شاعر و ریاضیدان ایرانی بود. او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پایاننامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است،در سال ۱۳۳۰ به مقام ریاست دانشگاه تبریز رسید، و در سال ۱۳۳۶ به عنوان رئیس دانشکده علوم دانشگاه تهران انتخاب شد.
«دکتر لطفالله هنرفر»
(تولد ۱۲۹۸اصفهان− وفات ۱۳۸۵ اصفهان) تاریخدان، اصفهانشناس، باستانشناس، نویسنده، محقّق و استاد دانشگاه بود. وی از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۹، ریاست ادارۀ باستانشناسی اصفهان را به عهده داشت. در سال ۱۳۴۱ از دانشگاه تهران دکترای تاریخ گرفت و پس از آن در دانشگاه اصفهان به تدریس تاریخ ایران پرداخت.
«دکتر ابوالقاسم پاینده»
(تولد۱۲۹۲ نجف آباد – وفات ۱۷ شهریور ۱۳۶۳ تهران)روزنامهنگار، داستاننویس، و مترجم ایرانی بود.کار مطبوعاتی را از سال ۱۳۰۸ در روزنامهٔ عرفان اصفهان آغاز کرد. وی مدیریت مجله صبا را که در سال ۱۳۲۱ تأسیس کرده بود عهدهدار شد و آن را در زمره یکی از موفقترین نشریات در تاریخ مطبوعات ایران ثبت کرد. پاینده در دوره دوم مجلس مؤسسان و دورههای بیست و یکم و بیست و دوم مجلس شورای ملی، نماینده مردم نجفآباد بود.او به زبانهای عربی ,انگلیسی و فرانسه آشنایی کامل داشت.
«دکتر عبدالوهاب طالقانی»
(تولد 1309 اصفهان) در سال ۱۳۳۷ اولین آموزشگاه زبان را دراصفهان تاسیس نمود.در سال ۱۳۴۴ با تاسیس دبیرستان حکیم سنایی و گسترش آن به مجموعه مدارسی آموزشی حکیم سنائی،یکی از موفقترین مراکز آموزشی آن سالها را پایه ریزی کرد.درسال 1354 از دانشگاه تهران دکتری الهیات گرفت.
@harmoniclib
❤1
برهان خلف؛ ابزار شرافتمندانه ریاضیدانان برای اثبات حکم
اقلیدس، در حدود ۲۳ قرن قبل، با نوشتن کتاب اصول، هندسه را استحکام بخشید. از این روست که او را بنیانگذار هندسه یا پدر هندسه میخوانند. او شیفته و دلباخته برهان خلف بود. این را میتوان در خط به خط اثباتهایش برای هندسه دید.
مبارزه برای تفوق بر حکم یک مسأله ریاضی را میتوان به بازی شطرنج تعبیر نمود. یک ریاضیدان باید با آیندهنگری گزارههای خود را همانند مهرههای شطرنج در کنار هم بچیند تا به آرایش درست برای پیروزی دست یابد. در این میان شاید لازم باشد گزارهای را فدا کند تا حکمی را به اثبات برساند.
هاردی، ریاضیدان برجستهای که به دلیل کارهای عمیقش در نظریه اعداد و آنالیز ریاضی معروف است، در حدود ۲۲ قرن بعد از اقلیدس، عشق او به برهان خلف را میستاید. از نظر هاردی تفاوت ظریفی بین طعمهفکنی در بازی شطرنج و استفاده از برهان خلف وجود دارد. وی معتقد است آنچه برهان خلف را شرافتمندانهتر از ترفندهای برد در شطرنج میسازد این است که یک ریاضیدان، هنگام استفاده از برهان خلف کل بازی را واگذار میکند و فدا کردن یک گزاره را شایسته رسیدن به حکم نمیداند.
یک ریاضیدان در هنگام استفاده از برهان خلف برای اثبات حکم، خودِ حکم را به تمامی تقدیم میکند. این رویکرد سخاوتمندانه چنان اثربخش است که پیروزی را نصیب ریاضیدان میگرداند.
تاریخ ریاضیات نشان میدهد که بخش معتنابهی از قضایای اثرگذار ریاضی بدین روش به اثبات رسیدهاند؛ قضایایی که مسیر حرکت ریاضیات را به گونهای شکل دادهاند تا امروز به عنوان ملکه علوم بر اریکه دانش تکیه زند. ریاضیدانان امروز، این فرمانروایی بر سایر علوم پایه را بیتردید مدیون اسطورههایی هستند که روزی برای نجات سرزمین ریاضیات، حکم را به تمامی تقدیم کردهاند.
مجید میرزاوزیری
@harmoniclib
اقلیدس، در حدود ۲۳ قرن قبل، با نوشتن کتاب اصول، هندسه را استحکام بخشید. از این روست که او را بنیانگذار هندسه یا پدر هندسه میخوانند. او شیفته و دلباخته برهان خلف بود. این را میتوان در خط به خط اثباتهایش برای هندسه دید.
مبارزه برای تفوق بر حکم یک مسأله ریاضی را میتوان به بازی شطرنج تعبیر نمود. یک ریاضیدان باید با آیندهنگری گزارههای خود را همانند مهرههای شطرنج در کنار هم بچیند تا به آرایش درست برای پیروزی دست یابد. در این میان شاید لازم باشد گزارهای را فدا کند تا حکمی را به اثبات برساند.
هاردی، ریاضیدان برجستهای که به دلیل کارهای عمیقش در نظریه اعداد و آنالیز ریاضی معروف است، در حدود ۲۲ قرن بعد از اقلیدس، عشق او به برهان خلف را میستاید. از نظر هاردی تفاوت ظریفی بین طعمهفکنی در بازی شطرنج و استفاده از برهان خلف وجود دارد. وی معتقد است آنچه برهان خلف را شرافتمندانهتر از ترفندهای برد در شطرنج میسازد این است که یک ریاضیدان، هنگام استفاده از برهان خلف کل بازی را واگذار میکند و فدا کردن یک گزاره را شایسته رسیدن به حکم نمیداند.
یک ریاضیدان در هنگام استفاده از برهان خلف برای اثبات حکم، خودِ حکم را به تمامی تقدیم میکند. این رویکرد سخاوتمندانه چنان اثربخش است که پیروزی را نصیب ریاضیدان میگرداند.
تاریخ ریاضیات نشان میدهد که بخش معتنابهی از قضایای اثرگذار ریاضی بدین روش به اثبات رسیدهاند؛ قضایایی که مسیر حرکت ریاضیات را به گونهای شکل دادهاند تا امروز به عنوان ملکه علوم بر اریکه دانش تکیه زند. ریاضیدانان امروز، این فرمانروایی بر سایر علوم پایه را بیتردید مدیون اسطورههایی هستند که روزی برای نجات سرزمین ریاضیات، حکم را به تمامی تقدیم کردهاند.
مجید میرزاوزیری
@harmoniclib
❤2