آیا ما مساله ها را حل می کنیم؟
ما فکر می کنیم که مساله ها را حل می کنیم.
در واقع با کمی تعمق در می یابیم، این مساله ها هستند که در حال حل کردن ما هستند.
1-وقتی مساله متفاوت، چالشی و خاص را حل می کنی با شعاع دادن تو به صاحبان قدرت و تجارت مشکل مالی و اقتصادی تو حل می شود.
2-وقتی در حال حل کردن مساله برای فردی هستی که در ان موضوع بدفهمی دارد یا ضعف، در واقع در حال ایجاد ارتباطی انسانی عاطفی مستتری بین خود و او هستید که به طور ضمنی حال خوشی به هر دو می دهد.
3-وقتی برای پر کردن وقت فراغت به حل می پردازید در واقع ان مساله معضل فراغت شما را با کمترین خطر و هزینه و بیشترین بازدهی حل می کند.
4-وقتی با پایان نامه، مساله ای را واکاوی می کنید در واقع مساله جاودانگی خود را به اندازه بزرگی، وسعت و عمق ان مساله تا حدی به اعتدال می رسانید.
5-با گریه شروع تولد یک مساله با n معادله و n+1 مجهول وارد کتاب افرینش می شویم و با مرگ با n+1 معادله و n مجهول حل نشده در لابلای یکی از ورق ها پاره می شویم.
6-اگر توانستی چک نویس حل مساله هایت را نگه دار شاید زمانی برای خودت یا شخصی دیگر بدرد حل مساله ای دیگر بخورد. ته برگ دسته چک هایت میزان اعتبار تو را واگویه اند.
7-فکر کنید و مواردی را که در فرایند حل مساله ها، مساله ای از شما حل شده است بیابید، کم نیستند. شاید بر این تامل، تفالی جدید بر این روزگار خورد.
فقط یک موضوع این که
تا حالا دقت کرده اید وقتی مساله ای حل میشه، برای حل شونده در گوشه ای از ذهن بایگانی میشه و به مرور و بروز شدن مساله های جدید، اون مساله فراموش میشه.
شاید بواسطه اینه که تو هم مساله حل شده ات توسط اون مساله، انرڑیی تولید و ازاد کرده است که نسبت به اون رها شده ای و لذتش را برده ای.
و شاید کاملا بی هیچ منطوری کنار برود و شاید... .
الف) ایا هر رابطه ای وارون پذیر است؟
ب) ایا وارون پذیری تابع مزیتی استثنا است یا مزیتی همرتبه با سایر مزیت ها؟
ج) ایا مساله های حل نشده علم یا فلسفه در ارتباط با مساله های حل نشده روی نقطه کور و نقاط مبهم و تعریف نشده ذهن بشریت نسبت به خالق است؟
قاشق مساله را از استکان ذهنت خارج نکن تو فکر می کنی موضوع حل شده است!
همچنان هم بزن و از گردش و موسیقی این فرایند لذت ببر.
س-م
@harmoniclib
ما فکر می کنیم که مساله ها را حل می کنیم.
در واقع با کمی تعمق در می یابیم، این مساله ها هستند که در حال حل کردن ما هستند.
1-وقتی مساله متفاوت، چالشی و خاص را حل می کنی با شعاع دادن تو به صاحبان قدرت و تجارت مشکل مالی و اقتصادی تو حل می شود.
2-وقتی در حال حل کردن مساله برای فردی هستی که در ان موضوع بدفهمی دارد یا ضعف، در واقع در حال ایجاد ارتباطی انسانی عاطفی مستتری بین خود و او هستید که به طور ضمنی حال خوشی به هر دو می دهد.
3-وقتی برای پر کردن وقت فراغت به حل می پردازید در واقع ان مساله معضل فراغت شما را با کمترین خطر و هزینه و بیشترین بازدهی حل می کند.
4-وقتی با پایان نامه، مساله ای را واکاوی می کنید در واقع مساله جاودانگی خود را به اندازه بزرگی، وسعت و عمق ان مساله تا حدی به اعتدال می رسانید.
5-با گریه شروع تولد یک مساله با n معادله و n+1 مجهول وارد کتاب افرینش می شویم و با مرگ با n+1 معادله و n مجهول حل نشده در لابلای یکی از ورق ها پاره می شویم.
6-اگر توانستی چک نویس حل مساله هایت را نگه دار شاید زمانی برای خودت یا شخصی دیگر بدرد حل مساله ای دیگر بخورد. ته برگ دسته چک هایت میزان اعتبار تو را واگویه اند.
7-فکر کنید و مواردی را که در فرایند حل مساله ها، مساله ای از شما حل شده است بیابید، کم نیستند. شاید بر این تامل، تفالی جدید بر این روزگار خورد.
فقط یک موضوع این که
تا حالا دقت کرده اید وقتی مساله ای حل میشه، برای حل شونده در گوشه ای از ذهن بایگانی میشه و به مرور و بروز شدن مساله های جدید، اون مساله فراموش میشه.
شاید بواسطه اینه که تو هم مساله حل شده ات توسط اون مساله، انرڑیی تولید و ازاد کرده است که نسبت به اون رها شده ای و لذتش را برده ای.
و شاید کاملا بی هیچ منطوری کنار برود و شاید... .
الف) ایا هر رابطه ای وارون پذیر است؟
ب) ایا وارون پذیری تابع مزیتی استثنا است یا مزیتی همرتبه با سایر مزیت ها؟
ج) ایا مساله های حل نشده علم یا فلسفه در ارتباط با مساله های حل نشده روی نقطه کور و نقاط مبهم و تعریف نشده ذهن بشریت نسبت به خالق است؟
قاشق مساله را از استکان ذهنت خارج نکن تو فکر می کنی موضوع حل شده است!
همچنان هم بزن و از گردش و موسیقی این فرایند لذت ببر.
س-م
@harmoniclib
❤6😢3😍2
" اولین کنفرانس ریاضی ایران " در سال 1349 از تاریخ 10 تا 12 فروردین در دانشگاه شیراز با حضور اساتید بزرگ ریاضی همچون پروفسور هشترودی، پروفسور کوپر از انگلستان، دکتر وصال، دکتر افضلی پور، دکتر شفیعیها، دکتر میامئی، دکتر جعفریان، دکتر بهزاد، دکتر تومانیان، دکتر رجبعلی پور، استاد پرویز شهریاری، استاد مصحفی، دکتر بهبودیان و .... برگزار شد.
این کنفرانس سرآغازی بر تشکیل و تاسیس انجمن ریاضی ایران در سال 1350 بود.
@harmoniclib
این کنفرانس سرآغازی بر تشکیل و تاسیس انجمن ریاضی ایران در سال 1350 بود.
@harmoniclib
❤30
اخبار و کتاب های ریاضی
حقیقتا قلم هاروکی موراکامی آدم را مسحور میکند و به دنبال خود میکشاند. @harmoniclib حتما از او بخوانید. از داستانهای کوتاهش شروع کنید و بعد رمانها... شرط میبندم شیفتهاش میشوید.
من كاملا تهی هستم.
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟
تهی بودن مثل خانهايست كه كسی در آن زندگی نكند.
خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند. هركسی میتواند وارد شود هر وقت دلش بخواهد. اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند.
@harmoniclib
كافكا در كرانه
هاروکی موراکامی
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟
تهی بودن مثل خانهايست كه كسی در آن زندگی نكند.
خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند. هركسی میتواند وارد شود هر وقت دلش بخواهد. اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند.
@harmoniclib
كافكا در كرانه
هاروکی موراکامی
🔥13❤4
دانشگاه همیشه برام آرامبخشترین جا بوده.
جایی که میتونم با خیلیها حرف مشترک داشته باشم. جایی که آدمهاش میفهمند من کیام و من هم میفهمم اونا کیاند.
جایی که هیچ وقت از قشر تحصیل کرده بیاحترامی ندیدم (کاری به بعضی کارمندهاش ندارم).
حال و هوای این چند روز دانشگاه را که میبینم جگرم کباب میشه،
برای دانشگاه ،
برای دانشجویان ،
و برای اساتید😢.
@harmoniclib
جایی که میتونم با خیلیها حرف مشترک داشته باشم. جایی که آدمهاش میفهمند من کیام و من هم میفهمم اونا کیاند.
جایی که هیچ وقت از قشر تحصیل کرده بیاحترامی ندیدم (کاری به بعضی کارمندهاش ندارم).
حال و هوای این چند روز دانشگاه را که میبینم جگرم کباب میشه،
برای دانشگاه ،
برای دانشجویان ،
و برای اساتید😢.
@harmoniclib
💔62❤4🕊4👏2🔥1
❤46😁3
این دنیا قهوهخانهی مالهکشهاست.
@harmoniclib
پدر گفت:
«کلاس چندمی عباس؟
از تعجب سرم را عقب کشیدم اما نمیخواستم برنجد. گفتم هفتم» و لبخند زدم یادت نیست؟
«چرا چرا یادم هست. فقط میخواستم همین جوری ازت پرسیده باشم.»
فکر کردم حرف را عوض کنم که کمتر دلم براش تنگ شود.
اما چیزی یادم نیامد مزه شیر و شکر را در دهنم میچرخاندم و بوی خوش بستنی در ذهنم مرا یاد مامانم می انداخت. پدر به محیط آنجا نظری انداخت و گفت: اینجا با قهوه خانه فرق می کند قهوه خانه پاتوق بناها و نقاشها و سفت کارها و مغنیهاست ولی این دنیا قهوه خانه ماله کش هاست.»
از رمانِ تماما مخصوص نوشته ی عباس معروفی
@harmoniclib
پدر گفت:
«کلاس چندمی عباس؟
از تعجب سرم را عقب کشیدم اما نمیخواستم برنجد. گفتم هفتم» و لبخند زدم یادت نیست؟
«چرا چرا یادم هست. فقط میخواستم همین جوری ازت پرسیده باشم.»
فکر کردم حرف را عوض کنم که کمتر دلم براش تنگ شود.
اما چیزی یادم نیامد مزه شیر و شکر را در دهنم میچرخاندم و بوی خوش بستنی در ذهنم مرا یاد مامانم می انداخت. پدر به محیط آنجا نظری انداخت و گفت: اینجا با قهوه خانه فرق می کند قهوه خانه پاتوق بناها و نقاشها و سفت کارها و مغنیهاست ولی این دنیا قهوه خانه ماله کش هاست.»
از رمانِ تماما مخصوص نوشته ی عباس معروفی
👍16❤3
طرح جلد ساده و زیبای کتاب
به شیوهی خودشان عاشق میشوند.
که کوچکتر از 3 و قلب شکسته را همزمان به ذهن متبادر میکند.
@harmoniclib
جناب آقای علی باباچاهی شاعر، دیروز از این دنیا رفت.
به شیوهی خودشان عاشق میشوند.
که کوچکتر از 3 و قلب شکسته را همزمان به ذهن متبادر میکند.
@harmoniclib
جناب آقای علی باباچاهی شاعر، دیروز از این دنیا رفت.
❤8💔4
🎁 تخفیف ویژه جهت تبلیغات در
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
❤2
از چپ به راست
دکتر مجید فخار، دکتر علیرضا عبدالهی، دکتر جواد باقریان
@harmoniclib
اساتید دانشگاه اصفهان
دکتر مجید فخار، دکتر علیرضا عبدالهی، دکتر جواد باقریان
@harmoniclib
اساتید دانشگاه اصفهان
❤15