فلسفه در يک اتاق سياه به دنبال یک گربه سياه است.
متافيزيک در یک اتاق سياه به دنبال گربه سياهيست كه وجود ندارد.
علم در يك اتاق سياه با چراغ قوه به دنبال یک گربه سياه است.
@harmoniclib
خرافات در يك اتاق سياه درحالى كه به دنبال گربه سياهى كه وجود ندارد مىگردد، مرتب فرياد ميزند: پيدايش كردم !
متافيزيک در یک اتاق سياه به دنبال گربه سياهيست كه وجود ندارد.
علم در يك اتاق سياه با چراغ قوه به دنبال یک گربه سياه است.
@harmoniclib
خرافات در يك اتاق سياه درحالى كه به دنبال گربه سياهى كه وجود ندارد مىگردد، مرتب فرياد ميزند: پيدايش كردم !
👍17❤3🔥1
چند کاریکلماتور ریاضی
مرحوم پرویز شاپور گفته:
پرگاری که اختلال حواس داشته باشد، بیضی رسم می کند .
و بهش اضافه می کنم:
خط کشی که عاشق بشه بدون واحد فقط خط چین می کشد.
نقاله ای که شراب خورده باشد، اضلاع هر زاویه را پاره پاره می بیند و بالای سر دوش ها دنبال تعداد درجه است.
و
به طور حتم گونیایی کروات بسته ای که شیشه بزند در پی " پی ادیک ها" در لابلای شاخه هایش به دنبال متر اقلیدسی است یا شاید هم تمام زاویه های قائمه را روی نیم صفحه با موج سینوسی ببیند.
@harmoniclib
سعید میری
مرحوم پرویز شاپور گفته:
پرگاری که اختلال حواس داشته باشد، بیضی رسم می کند .
و بهش اضافه می کنم:
خط کشی که عاشق بشه بدون واحد فقط خط چین می کشد.
نقاله ای که شراب خورده باشد، اضلاع هر زاویه را پاره پاره می بیند و بالای سر دوش ها دنبال تعداد درجه است.
و
به طور حتم گونیایی کروات بسته ای که شیشه بزند در پی " پی ادیک ها" در لابلای شاخه هایش به دنبال متر اقلیدسی است یا شاید هم تمام زاویه های قائمه را روی نیم صفحه با موج سینوسی ببیند.
@harmoniclib
سعید میری
🫡8❤5✍1🔥1
یکدارسازی نمادین :
@harmoniclib
چگونه میتوان یک سی استار جبر را یکدار کرد؟!
فضایی که در تصویر است یک سی استارجبر غیریکدار میباشد.
@harmoniclib
چگونه میتوان یک سی استار جبر را یکدار کرد؟!
فضایی که در تصویر است یک سی استارجبر غیریکدار میباشد.
❤3
حقیقتا قلم هاروکی موراکامی آدم را مسحور میکند و به دنبال خود میکشاند.
@harmoniclib
حتما از او بخوانید.
از داستانهای کوتاهش شروع کنید و بعد رمانها...
شرط میبندم شیفتهاش میشوید.
@harmoniclib
حتما از او بخوانید.
از داستانهای کوتاهش شروع کنید و بعد رمانها...
شرط میبندم شیفتهاش میشوید.
❤13👏4👍1
زندگی یعنی پژوهش و فهمیدن چیزی جدید
@harmoniclib
پروفسور محمود حسابی
امروز سوم اسفند ماه
زادروز پدر علم نوین ایران
پروفسور محمود حسابی است.
یادش گرامی
@harmoniclib
پروفسور محمود حسابی
امروز سوم اسفند ماه
زادروز پدر علم نوین ایران
پروفسور محمود حسابی است.
یادش گرامی
❤38
دلبستگی من به علم این است که دوست دارم بدانم و هرچه بیشتر از جهان سر در بیاورم بیشتر خوشحال می شوم، من از فهمیدن خوشم می آید.
@harmoniclib
ریچارد فاینمن
@harmoniclib
ریچارد فاینمن
👏32❤10👍1🔥1👨💻1
ریاضیات نه تنها حقیقت دارد بلکه بالاترین زیبایی را نیز داراست. یک زیبایی سرد و جدی، درست مانند یک تندیس ، به طور شگفت انگیزی محض ، و توانا در نهایت جدیت، به طوری که فقط بزرگترین هنرمندان میتوانند این گونه باشند.
@harmoniclib
برتراند راسل
فیلسوف و ریاضیدان
@harmoniclib
برتراند راسل
فیلسوف و ریاضیدان
❤40❤🔥5👍1
اخبار و کتاب های ریاضی
چند کاریکلماتور ریاضی مرحوم پرویز شاپور گفته: پرگاری که اختلال حواس داشته باشد، بیضی رسم می کند . و بهش اضافه می کنم: خط کشی که عاشق بشه بدون واحد فقط خط چین می کشد. نقاله ای که شراب خورده باشد، اضلاع هر زاویه را پاره پاره می بیند و بالای سر دوش ها دنبال…
پیام ارسالی:
پرگاری که بیضی رسم می کنه بهش میگن پرگار تام که چند تا رساله درباره ش نوشته شده (از جمله رساله بیژن کوهی) ولی هنوز کسی ندیده که کس دیگری یکی از روش ساخته باشه
@harmoniclib
در حقیقت چند مدل پرگار تام طراحی شده ولی حتی یه نمونه ساخته شده عملی ازش وجود نداره... برای همین بعضی تاریخ نویسان میگند که این فقط یه تخیلی بوده و در عمل جواب نداده و به همین خاطر اصلا رهاش کردند... این پرگار تام در تئوری قرار بوده که تمامی مقاطع مخروطی (یعنی دایره و بیضی و سهمی و هذلولی) رو بدون برداشتن سر پرگار از روی کاغذ و به صورت پیوسته ترسیم بکنه... واگرنه از طریق نقطه یابی و گذاشتن مختصات ایکس در داخل معادله ی مقاطع مخروطی می توانستند اونها رو ترسیم بکنند. اگر فکر می کنیم که معادله مقاطعه مخروطی رو بلد نبودند که باید بلند بلند به شما بخندم... هم معادلات مقاطع مخروطی رو به خوبی میشناختند و هم در تئوری و هم در عمل ازشون استفاده می کردند... مشکل فقط در ترسیمش بوده
پرگاری که بیضی رسم می کنه بهش میگن پرگار تام که چند تا رساله درباره ش نوشته شده (از جمله رساله بیژن کوهی) ولی هنوز کسی ندیده که کس دیگری یکی از روش ساخته باشه
@harmoniclib
در حقیقت چند مدل پرگار تام طراحی شده ولی حتی یه نمونه ساخته شده عملی ازش وجود نداره... برای همین بعضی تاریخ نویسان میگند که این فقط یه تخیلی بوده و در عمل جواب نداده و به همین خاطر اصلا رهاش کردند... این پرگار تام در تئوری قرار بوده که تمامی مقاطع مخروطی (یعنی دایره و بیضی و سهمی و هذلولی) رو بدون برداشتن سر پرگار از روی کاغذ و به صورت پیوسته ترسیم بکنه... واگرنه از طریق نقطه یابی و گذاشتن مختصات ایکس در داخل معادله ی مقاطع مخروطی می توانستند اونها رو ترسیم بکنند. اگر فکر می کنیم که معادله مقاطعه مخروطی رو بلد نبودند که باید بلند بلند به شما بخندم... هم معادلات مقاطع مخروطی رو به خوبی میشناختند و هم در تئوری و هم در عمل ازشون استفاده می کردند... مشکل فقط در ترسیمش بوده
❤8
■ روش شک رنه دکارت
شک دکارتی شکی است که بنای فلسفه دکارت بر آن نهاده شده و تأثیرات زیادی در تاریخ و اندیشه غرب ایفا نموده و به ویژه در نوع نگرش فلاسفه و نیز تحول در رنسانس مؤثر بودهاست.
از مهمترین مطالبی که دکارت تلاش کردهاست با استفاده از روش شک خود اثبات برساند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
● وجود خود یا خودآگاهی
● وجود جهان خارج
● وجود صانع یا خداوند
■ وجود خود یا خودآگاهی
دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید: آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بنا کنیم و نتوان در آن شک کرد؟
راهی که برای این مقصود به نظر دکارت میرسید، این بود که به همه چیز شک کند. او میخواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم میدانست که در همه دانستههای خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیدهها) تجدیدنظر نماید.
بدین ترتیب شک معروف خود را که بعدها به روش شک دکارتی معروف شد آغاز کرد. او این شک را به همه چیز تسری داد؛ تا جایی که در وجود جهان خارج نیز شک کرد و گفت: از کجا معلوم که من در خواب نباشم؟ شاید اینطور که من حس میکنم یا فکر مینمایم یا به من گفتهاند، نباشد و همه اینها مانند آنچه در عالم خواب بر من حاضر میشود، خیالات محض باشد. اصلاً شاید شیطانِ پلیدی در حال فریب دادن من است و جهان را به این صورت برای من نمایش میدهد؟
دکارت به این صورت به همه چیز شک کرد و هیچ پایه مطمئنی را باقی نگذاشت؛ اما سرانجام به اصل تردید ناپذیری که به دنبالش بود، رسید. این اصل این بود که:
من میتوانم در همه چیز شک کنم، اما در این واقعیت که شک میکنم، نمیتوانم تردیدی داشته باشم؛ بنابراین شک کردن من امری است یقینی؛ و از آنجا که شک، یک نحوه از حالات اندیشه و فکر است، پس واقعیت این است که من میاندیشم. چون شک میکنم، پس فکر دارم و چون میاندیشم، پس کسی هستم که میاندیشم.
بدین ترتیب یک اصل تردید ناپذیر کشف شد که به هیچ وجه نمیشد در آن تردید کرد. دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد:
میاندیشم، پس هستم. (اصل کوگیتو) دکارت به هدف خود رسیده بود و فلسفهاش را بر اساس همین اصل بنیادین بنا کرد. وی پس از ۱۳ سال تفکر بر روی این موضوع آن را فهمید.
■ وجود جهان خارج
دکارت بقیه فلسفهاش را بر پایهٔ این اصل، یعنی وجود خود بنا کرد. او گفت:
من در عالم خارج اموری را ادراک میکنم که مادی نیستند و بنابراین با عقل ادراک شدهاند نه با حس؛ مانند امتداد (عرض، طول و عمق). هر شئ مادی امتداد دارد. چنین صفاتی که با عقل ادراک میشوند، به اندازه این واقعیت که من وجود دارم، روشن و بدیهی هستند. پس این امور هم یقینی هستند.
در ادامه دکارت در اثبات اینکه جهان خارج وجود دارد و خواب و خیال نیست، از تصور موجود کامل یعنی خدا کمک میگیرد. به این صورت که:
وقتی عقل چیزی را بهطور واضح و متمایز شناخت، این شناخت باید ضرورتاً درست باشد؛ چرا که خداوند نه مرا فریب میدهد و نیز روا نمیدارد که من دربارهٔ جهان و چیستی آن فریب بخورم. فریبکاری از عجز و نقص سرچشمه میگیرد.
بنابراین هرچه را با عقل خود درک کنیم، حتماً صحیح است و یکی از اموری را که با عقل مییابیم، وجود واقعی جهان خارج میباشد.
بهطور خلاصه تمام تصورات در انسان باید معلول چیزی در خارج باشد. پس جهان خارج به عنوان علت تصورات، اثبات میشود.
@harmoniclib
شک دکارتی شکی است که بنای فلسفه دکارت بر آن نهاده شده و تأثیرات زیادی در تاریخ و اندیشه غرب ایفا نموده و به ویژه در نوع نگرش فلاسفه و نیز تحول در رنسانس مؤثر بودهاست.
از مهمترین مطالبی که دکارت تلاش کردهاست با استفاده از روش شک خود اثبات برساند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
● وجود خود یا خودآگاهی
● وجود جهان خارج
● وجود صانع یا خداوند
■ وجود خود یا خودآگاهی
دکارت در ابتدا برای دستیابی به معرفت یقینی، از خود پرسید: آیا اصل بنیادینی وجود دارد تا بتوانیم تمام دانش و فلسفه را بر آن بنا کنیم و نتوان در آن شک کرد؟
راهی که برای این مقصود به نظر دکارت میرسید، این بود که به همه چیز شک کند. او میخواست همه چیز را از اول شروع کند و به همین خاطر لازم میدانست که در همه دانستههای خود (اعم از محسوسات و معقولات و شنیدهها) تجدیدنظر نماید.
بدین ترتیب شک معروف خود را که بعدها به روش شک دکارتی معروف شد آغاز کرد. او این شک را به همه چیز تسری داد؛ تا جایی که در وجود جهان خارج نیز شک کرد و گفت: از کجا معلوم که من در خواب نباشم؟ شاید اینطور که من حس میکنم یا فکر مینمایم یا به من گفتهاند، نباشد و همه اینها مانند آنچه در عالم خواب بر من حاضر میشود، خیالات محض باشد. اصلاً شاید شیطانِ پلیدی در حال فریب دادن من است و جهان را به این صورت برای من نمایش میدهد؟
دکارت به این صورت به همه چیز شک کرد و هیچ پایه مطمئنی را باقی نگذاشت؛ اما سرانجام به اصل تردید ناپذیری که به دنبالش بود، رسید. این اصل این بود که:
من میتوانم در همه چیز شک کنم، اما در این واقعیت که شک میکنم، نمیتوانم تردیدی داشته باشم؛ بنابراین شک کردن من امری است یقینی؛ و از آنجا که شک، یک نحوه از حالات اندیشه و فکر است، پس واقعیت این است که من میاندیشم. چون شک میکنم، پس فکر دارم و چون میاندیشم، پس کسی هستم که میاندیشم.
بدین ترتیب یک اصل تردید ناپذیر کشف شد که به هیچ وجه نمیشد در آن تردید کرد. دکارت این اصل را به این صورت بیان کرد:
میاندیشم، پس هستم. (اصل کوگیتو) دکارت به هدف خود رسیده بود و فلسفهاش را بر اساس همین اصل بنیادین بنا کرد. وی پس از ۱۳ سال تفکر بر روی این موضوع آن را فهمید.
■ وجود جهان خارج
دکارت بقیه فلسفهاش را بر پایهٔ این اصل، یعنی وجود خود بنا کرد. او گفت:
من در عالم خارج اموری را ادراک میکنم که مادی نیستند و بنابراین با عقل ادراک شدهاند نه با حس؛ مانند امتداد (عرض، طول و عمق). هر شئ مادی امتداد دارد. چنین صفاتی که با عقل ادراک میشوند، به اندازه این واقعیت که من وجود دارم، روشن و بدیهی هستند. پس این امور هم یقینی هستند.
در ادامه دکارت در اثبات اینکه جهان خارج وجود دارد و خواب و خیال نیست، از تصور موجود کامل یعنی خدا کمک میگیرد. به این صورت که:
وقتی عقل چیزی را بهطور واضح و متمایز شناخت، این شناخت باید ضرورتاً درست باشد؛ چرا که خداوند نه مرا فریب میدهد و نیز روا نمیدارد که من دربارهٔ جهان و چیستی آن فریب بخورم. فریبکاری از عجز و نقص سرچشمه میگیرد.
بنابراین هرچه را با عقل خود درک کنیم، حتماً صحیح است و یکی از اموری را که با عقل مییابیم، وجود واقعی جهان خارج میباشد.
بهطور خلاصه تمام تصورات در انسان باید معلول چیزی در خارج باشد. پس جهان خارج به عنوان علت تصورات، اثبات میشود.
@harmoniclib
❤13🔥1👏1🕊1
آیا خودآگاهی ما فرکتالی است؟
فرکتال بودن، راه حلی است برای یک سیستم تا بتواند با خودش در تعامل باشد، با خودش صحبت کند و محصور نباشد. گلدبرگر می گوید: اگر شما در یک مکان ثابت و ساکن باشید نمیتوانید بقا یابید ولی اگر در سرتاسر آن مکان حضور داشته باشید، آن مکان یاغی نخواهد شد. شبیه به مصالحه است.
ادامه ی این مقاله ی جذاب را در لینک زیر بخوانید :
https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
@harmoniclib
فرکتال بودن، راه حلی است برای یک سیستم تا بتواند با خودش در تعامل باشد، با خودش صحبت کند و محصور نباشد. گلدبرگر می گوید: اگر شما در یک مکان ثابت و ساکن باشید نمیتوانید بقا یابید ولی اگر در سرتاسر آن مکان حضور داشته باشید، آن مکان یاغی نخواهد شد. شبیه به مصالحه است.
ادامه ی این مقاله ی جذاب را در لینک زیر بخوانید :
https://3feed.ir/is-consciousness-fractal/
@harmoniclib
مجلهی سفید
آیا خودآگاهی ما فرکتالی است؟
فرکتال بودن، راه حلی است برای یک سیستم تا بتواند با خودش در تعامل باشد، با خودش صحبت کند و محصور نباشد. گلدبرگر می گوید: اگر شما در یک مکان ثابت و ساکن باشید نمیتوانید بقا یابید ولی اگر در سرتاسر آن مکان حضور داشته باشید، آن مکان یاغی نخواهد شد. شبیه به…
❤10