برخلاف تصور رایج ابتدا عددها چندان مجرد نبودند بلکه به پدیدهای که آن را میشمردند مربوط میشدند. در این خصوص عدد دو در زبان انگلیسی "دو"های بسیاری رایج بوده است.
@harmoniclib
مانند تیم اسبها، یک جفت گاو ، یک زوج کبک یا یک جفت کفش .
@harmoniclib
مانند تیم اسبها، یک جفت گاو ، یک زوج کبک یا یک جفت کفش .
❤7
این طرح کاشیکاری از مسجد حاج محمد جعفر آبادهای اصفهان در واقع نمونهای از یک "شاه گره" است(چون علاوه بر دو سطح گره، درون خطوط مرزی هم یک طرح گره ایجاد کرده اند).
@harmoniclib
اصفهان خیابان عبدالرزاق
@harmoniclib
اصفهان خیابان عبدالرزاق
❤9🔥3👨💻1
فیثاغورس و پیروان او عالم را بر حسب کنش های عناصر مادی ویژه و فرآیندهای فیزیکی توصیف نکردند. آنان در آغاز نقش اعداد را در شناخت اشیا مورد توجه قرار دادند و تا آنجا پیش رفتند که از اعداد جوهر بنیادی عالم را کشف کنند. برای آنان فیزیک یا ریاضیات مساوی بود. آنان گفتند که اشیا همان اعدادند
این مفهوم کلی، که به خودی خود برگزیده شد، ثمربخشی فراوان خود را در تاریخ علم ثابت کرده است، ولی فیثاغورسیان در هیجان کشف خود که روابط ریاضی مند در مورد همه اشیا قابل تشخیص است، در مورد قدرت و کاربردپذیری اعداد راه مبالغه پیمودند. آنان میان واقعیت و ریاضیات یک اینهمانی میدیدند که چیزی بیش از یک همبستگی و تطابق نبود.
@harmoniclib
مکتب های فلسفی از دوران باستان تا امروز - ترجمه و تالیف از پرویز بابایی
این مفهوم کلی، که به خودی خود برگزیده شد، ثمربخشی فراوان خود را در تاریخ علم ثابت کرده است، ولی فیثاغورسیان در هیجان کشف خود که روابط ریاضی مند در مورد همه اشیا قابل تشخیص است، در مورد قدرت و کاربردپذیری اعداد راه مبالغه پیمودند. آنان میان واقعیت و ریاضیات یک اینهمانی میدیدند که چیزی بیش از یک همبستگی و تطابق نبود.
@harmoniclib
مکتب های فلسفی از دوران باستان تا امروز - ترجمه و تالیف از پرویز بابایی
❤10
و ما ادراک ما هنر
حافظ شعری معروف دارد به صورت زیر:
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
منظور حافظ از ارباب هنر در این بیت چیست؟ کسانی که خطاطی یا نقاشی بلند هستند؟ اهل تأتر و سینما؟ خیر! به بیت زیر توجه کنید تا ببینید که هنرمند از دید حافظ کیست:
عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام
یعنی حافظ عاشقی و رندی و نظربازی را هنر می نامد نه نقاشی و فیلمبرداری و ... را. با این دیدگاه، می توان گفت که آن چیزی که در گذشته هنر نامیده می شد امروزه «فضیلت» نامیده می شد. معادل انگلیسی هنر (به معنای امروزی) art است و معادل انگلیسی هنر (به معنایی که حافظ می گوید) virtue. در گذشته صفاتی مثل شجاعت، صداقت، عدالت، عفت و غیره هنر بودند و صاحب آنها هنرمند. جالب این که در بیت دیگری حافظ فضل و هنر را در کنار هم و مترادف هم می آورد:
شرم مان بود ز پشمینه ی آلوده خویش
گر به این فضل و هنر نام کرامات دهیم
@harmoniclib
تمام آنچه در بالا مطالعه کردید مقدمه ای بود بر مبحث مدرسه؛ مدرسه امروزی و مدرسه دیروز.
دکتر رضا کیانی
حافظ شعری معروف دارد به صورت زیر:
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
منظور حافظ از ارباب هنر در این بیت چیست؟ کسانی که خطاطی یا نقاشی بلند هستند؟ اهل تأتر و سینما؟ خیر! به بیت زیر توجه کنید تا ببینید که هنرمند از دید حافظ کیست:
عاشق و رند و نظربازم و می گویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام
یعنی حافظ عاشقی و رندی و نظربازی را هنر می نامد نه نقاشی و فیلمبرداری و ... را. با این دیدگاه، می توان گفت که آن چیزی که در گذشته هنر نامیده می شد امروزه «فضیلت» نامیده می شد. معادل انگلیسی هنر (به معنای امروزی) art است و معادل انگلیسی هنر (به معنایی که حافظ می گوید) virtue. در گذشته صفاتی مثل شجاعت، صداقت، عدالت، عفت و غیره هنر بودند و صاحب آنها هنرمند. جالب این که در بیت دیگری حافظ فضل و هنر را در کنار هم و مترادف هم می آورد:
شرم مان بود ز پشمینه ی آلوده خویش
گر به این فضل و هنر نام کرامات دهیم
@harmoniclib
تمام آنچه در بالا مطالعه کردید مقدمه ای بود بر مبحث مدرسه؛ مدرسه امروزی و مدرسه دیروز.
دکتر رضا کیانی
❤11
و ما ادراک ما مدرسه
جمله معروفی است از سعدی در گلستان به این صورت: مرا در نظامیه ادرار بود. ادرار یعنی «اسکالرشیپ» به قول امروزی ها یا «بورسیه». یعنی پول می گرفتم و در نظامیه درس می خواندم. نظامیه هم مدرسه ای بود که خواجه نظام الملک تأسیس کرد و در چند شهر ایران شعبه داشت؛ مثلا نظامیه نیشابور یا نظامیه بغداد. هدف خواجه نظام الملک از تاسیس نظامیه ترویج مذهب شافعی بود؛ یعنی اینکه نظامیه در اصل یک مدرسه دینی بوده است.
پس در قدیم مدارسی بوده ولی این مدارس به مدارس امروزی چه شباهتی داشتند؟ تقریبا هیچ! مدارس قدیم نه تخته سیاه داشتند و نه میز و نه نیمکت و نه سرایدار و نه شرط سنی و نه اسم نویسی و تشکیل پرونده (به صورت امروزی) و نه امتحان و نه آزمون و نه کارنامه و نه حتی دبیر.
اگر دوست داشتید علوم دینی را یاد بگیرید خیلی راحت می رفتید به یک مدرسه دینی و از هر استادی که خوشتان می آمد سر درسش می نشستید و خلاص. استاد این مدارس نه شباهتی به دبیر دبیرستان داشت و نه استاد دانشگاه. اغلب جزوه یا کتاب خودش را تدریس می کرد، کسی برایش سیلابس درسی یا کتاب درسی تعیین نمی کرد. ممکن بود شاگرد یک ماه یا یک سال نزد یک استاد بماند و بعد به نزد استادی دیگر برود یا تا آخر عمر پیش همان استاد بماند. ممکن بود شاگرد یک درس را نزد یک استاد بیاموزد و درسهای دیگر را نزد استادهای دیگر. خلاصه اینکه هم شاگرد و هم استاد تقریبا آزاد بودند.
امتحان به معنای امروزی هم معنا نداشت. استاد به شاگردانش می گفت که برای درس منطق مثلا فلان کتاب را درس می دهد. استاد و شاگردان از ابتدا تا انتهای کتاب را همراه هم دوره می کردند و در انتها هر شاگرد مطالب کتاب را ارائه می داد. استاد اگر شاگرد خوب ارائه می کرد یک کاغذ می نوشت و به دست ش می داد: بدین وسیله گواهی می شود که شیخ علی بن عیسی نزد این حقیر شیخ عیسی بن علی کتاب ایساغوجی را قرائت کرده و می تواند آن کتاب را تدریس کند. شاگرد با دریافت این ورقه اجازه پیدا می کرد که در هر جایی که دلش بخواهد این کتاب را تدریس کند.
مطالب تدریس شده از مدرسه ای به مدرسه ای و از استادی به استادی فرق داشت. هر چند که کلیات مطلب در همه مدارس یکی بود، مثلا در همه آنها صرف و نحو عربی آموزش داده می شد، اما اینکه استاد تا چه حدی صرف و نحو کار کند و از روی چه کتابی درس بدهد کاملا به سلیقه استاد مربوط بود و نه کسی دیگر. طول دوره آموزش هم بستگی به شخص شاگرد داشت. ممکن بود شاگردی بعد از چند سال درسهایی که فراگرفته بود کافی ببیند و تحصیل را رها کند یا برعکس، تا آخر عمر شاگردی این استاد و آن استاد را بکند.
پس اینکه به صرف شنیدن «مدرسه» ،مثلا نظامیه یا مستنصریه بغداد یا فیضیه قم، فکر کنید که مدارس قدیم مشابهتی با مدارس امروزی داشتند اشتباه است. تنها مشابهت مدارس قدیم با مدارس امروزی لفظ «مدرسه» است.
@harmoniclib
فرصتی اگر دست داد در باب دانشگاه هم خواهم نوشت.
دکتر رضا کیانی
جمله معروفی است از سعدی در گلستان به این صورت: مرا در نظامیه ادرار بود. ادرار یعنی «اسکالرشیپ» به قول امروزی ها یا «بورسیه». یعنی پول می گرفتم و در نظامیه درس می خواندم. نظامیه هم مدرسه ای بود که خواجه نظام الملک تأسیس کرد و در چند شهر ایران شعبه داشت؛ مثلا نظامیه نیشابور یا نظامیه بغداد. هدف خواجه نظام الملک از تاسیس نظامیه ترویج مذهب شافعی بود؛ یعنی اینکه نظامیه در اصل یک مدرسه دینی بوده است.
پس در قدیم مدارسی بوده ولی این مدارس به مدارس امروزی چه شباهتی داشتند؟ تقریبا هیچ! مدارس قدیم نه تخته سیاه داشتند و نه میز و نه نیمکت و نه سرایدار و نه شرط سنی و نه اسم نویسی و تشکیل پرونده (به صورت امروزی) و نه امتحان و نه آزمون و نه کارنامه و نه حتی دبیر.
اگر دوست داشتید علوم دینی را یاد بگیرید خیلی راحت می رفتید به یک مدرسه دینی و از هر استادی که خوشتان می آمد سر درسش می نشستید و خلاص. استاد این مدارس نه شباهتی به دبیر دبیرستان داشت و نه استاد دانشگاه. اغلب جزوه یا کتاب خودش را تدریس می کرد، کسی برایش سیلابس درسی یا کتاب درسی تعیین نمی کرد. ممکن بود شاگرد یک ماه یا یک سال نزد یک استاد بماند و بعد به نزد استادی دیگر برود یا تا آخر عمر پیش همان استاد بماند. ممکن بود شاگرد یک درس را نزد یک استاد بیاموزد و درسهای دیگر را نزد استادهای دیگر. خلاصه اینکه هم شاگرد و هم استاد تقریبا آزاد بودند.
امتحان به معنای امروزی هم معنا نداشت. استاد به شاگردانش می گفت که برای درس منطق مثلا فلان کتاب را درس می دهد. استاد و شاگردان از ابتدا تا انتهای کتاب را همراه هم دوره می کردند و در انتها هر شاگرد مطالب کتاب را ارائه می داد. استاد اگر شاگرد خوب ارائه می کرد یک کاغذ می نوشت و به دست ش می داد: بدین وسیله گواهی می شود که شیخ علی بن عیسی نزد این حقیر شیخ عیسی بن علی کتاب ایساغوجی را قرائت کرده و می تواند آن کتاب را تدریس کند. شاگرد با دریافت این ورقه اجازه پیدا می کرد که در هر جایی که دلش بخواهد این کتاب را تدریس کند.
مطالب تدریس شده از مدرسه ای به مدرسه ای و از استادی به استادی فرق داشت. هر چند که کلیات مطلب در همه مدارس یکی بود، مثلا در همه آنها صرف و نحو عربی آموزش داده می شد، اما اینکه استاد تا چه حدی صرف و نحو کار کند و از روی چه کتابی درس بدهد کاملا به سلیقه استاد مربوط بود و نه کسی دیگر. طول دوره آموزش هم بستگی به شخص شاگرد داشت. ممکن بود شاگردی بعد از چند سال درسهایی که فراگرفته بود کافی ببیند و تحصیل را رها کند یا برعکس، تا آخر عمر شاگردی این استاد و آن استاد را بکند.
پس اینکه به صرف شنیدن «مدرسه» ،مثلا نظامیه یا مستنصریه بغداد یا فیضیه قم، فکر کنید که مدارس قدیم مشابهتی با مدارس امروزی داشتند اشتباه است. تنها مشابهت مدارس قدیم با مدارس امروزی لفظ «مدرسه» است.
@harmoniclib
فرصتی اگر دست داد در باب دانشگاه هم خواهم نوشت.
دکتر رضا کیانی
❤8👍6
اخبار و کتاب های ریاضی
و ما ادراک ما مدرسه جمله معروفی است از سعدی در گلستان به این صورت: مرا در نظامیه ادرار بود. ادرار یعنی «اسکالرشیپ» به قول امروزی ها یا «بورسیه». یعنی پول می گرفتم و در نظامیه درس می خواندم. نظامیه هم مدرسه ای بود که خواجه نظام الملک تأسیس کرد و در چند شهر…
Telegram
جنگها و تاریخ Wars & History
🎖 نبردها پایان مییابند، اما تحلیلها ادامه دارند
📜 روایت و تحلیل جنگها، بدون تعارف و بزرگنمایی
🧠 تاریخ نظامی برای همه، نه فقط متخصصان
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
📜 روایت و تحلیل جنگها، بدون تعارف و بزرگنمایی
🧠 تاریخ نظامی برای همه، نه فقط متخصصان
رضا کیانی موحد - محمدحسین پاز
❤3👎3
#معرفی_کتاب
یک درخت، یک صخره، یک ابر
برجستهترین داستانهای کوتاه دو قرن اخیر
@harmoniclib
از نشر مرکز بخرید.
یک درخت، یک صخره، یک ابر
برجستهترین داستانهای کوتاه دو قرن اخیر
@harmoniclib
از نشر مرکز بخرید.
❤12
تابلوی نقاشی موج نهم
اثر آیوازوفسکی
نقاشی معروف ایوان آیوازوفسکی، نقاش و هنرمند روس است که شاید شناختهشدهترین اثرش باشد.در سال ۱۸۵۰ میلادی خلق شدهاست.
محل نگهداری اثر:
این تابلوی نقاشی در موزه دولتی روسیه واقع در سن پترزبورگ، نگهداری میشود.
موضوع اثر:
این نقاشی، نمایی از یک دریای خروشان را پس از یک طوفان شبانه، به تصویر میکشد و در میانهٔ امواج سهمگین این دریا، افرادی را نشان میدهد که در مواجهه با خطر مرگ قریبالوقوع، برای نجات خود به بقایای بازمانده از یک کشتی شکسته متوسل شدهاند.این نقاشی علیرغم صحنه شومی که تصویر کردهاست، در عین حال از تونالیته یا آهنگ گرم و امیدبخشی نیز برخوردار است. بدین معنا که به نظر میرسد دریا، آن قدرها هم پُرمخاطره و دهشتناک نیست و به افرادی که در میان امواج سهگین آن به دام افتادهاند، فرصتی دیگربار برای زنده ماندن خواهد داد.از این نقاشی گاهی با عنوان زیباترین نقاشی روسیه یاد شدهاست.
ریشه نامگذاری اثر:
هر دو عنوان انگلیسی و روسی این اثر، به سنت و قاعدهٔ شناخته شدهای در ارتباط با شکل گیری امواج دریایی اشاره دارند که بر مبنای آن، امواج برآمده از دریا، رفته رفته بزرگ و بزرگتر میشوند و آخرین موج در یک زنجیره از امواج، که همان بزرگترین موج نیز هست، موج نهم (دهم) میباشد. در واقع، نقطه پایان موج نهم، محلی است که در آن نقطه، سری تازهای از زنجیرهٔ امواج، دوباره شروع میشود.
ایوان آیوازوفسکی که از مشهورترین نقاشان مارین (نقاشیهایی با اشاره به موضوع دریا که نوعی نقاشی فیگوراتیو محسوب میشود)، در این تابلوی نقاشی که تلاش مخاطره آمیز گروهی از دریانوردان را برای نجات دادن خویش از چنگال امواج بیرحم اقیانوس نشان میدهد، به کمال تکنیکی ناب خویش دست یافتهاست. باوجود این قویترین بخش این کمپوزیسون در نقطه میانی نقاشی، قرار دارد. آنجا که مرموزترین و عرفانیترین بخش نقاشی است و نمایش دهنده تشعشعات خورشید میباشد و به صحنه با طیفی از رنگهای قوی سبز و صورتی روشنایی بخشیدهاست.
@harmoniclib
اثر آیوازوفسکی
نقاشی معروف ایوان آیوازوفسکی، نقاش و هنرمند روس است که شاید شناختهشدهترین اثرش باشد.در سال ۱۸۵۰ میلادی خلق شدهاست.
محل نگهداری اثر:
این تابلوی نقاشی در موزه دولتی روسیه واقع در سن پترزبورگ، نگهداری میشود.
موضوع اثر:
این نقاشی، نمایی از یک دریای خروشان را پس از یک طوفان شبانه، به تصویر میکشد و در میانهٔ امواج سهمگین این دریا، افرادی را نشان میدهد که در مواجهه با خطر مرگ قریبالوقوع، برای نجات خود به بقایای بازمانده از یک کشتی شکسته متوسل شدهاند.این نقاشی علیرغم صحنه شومی که تصویر کردهاست، در عین حال از تونالیته یا آهنگ گرم و امیدبخشی نیز برخوردار است. بدین معنا که به نظر میرسد دریا، آن قدرها هم پُرمخاطره و دهشتناک نیست و به افرادی که در میان امواج سهگین آن به دام افتادهاند، فرصتی دیگربار برای زنده ماندن خواهد داد.از این نقاشی گاهی با عنوان زیباترین نقاشی روسیه یاد شدهاست.
ریشه نامگذاری اثر:
هر دو عنوان انگلیسی و روسی این اثر، به سنت و قاعدهٔ شناخته شدهای در ارتباط با شکل گیری امواج دریایی اشاره دارند که بر مبنای آن، امواج برآمده از دریا، رفته رفته بزرگ و بزرگتر میشوند و آخرین موج در یک زنجیره از امواج، که همان بزرگترین موج نیز هست، موج نهم (دهم) میباشد. در واقع، نقطه پایان موج نهم، محلی است که در آن نقطه، سری تازهای از زنجیرهٔ امواج، دوباره شروع میشود.
ایوان آیوازوفسکی که از مشهورترین نقاشان مارین (نقاشیهایی با اشاره به موضوع دریا که نوعی نقاشی فیگوراتیو محسوب میشود)، در این تابلوی نقاشی که تلاش مخاطره آمیز گروهی از دریانوردان را برای نجات دادن خویش از چنگال امواج بیرحم اقیانوس نشان میدهد، به کمال تکنیکی ناب خویش دست یافتهاست. باوجود این قویترین بخش این کمپوزیسون در نقطه میانی نقاشی، قرار دارد. آنجا که مرموزترین و عرفانیترین بخش نقاشی است و نمایش دهنده تشعشعات خورشید میباشد و به صحنه با طیفی از رنگهای قوی سبز و صورتی روشنایی بخشیدهاست.
@harmoniclib
❤12👍2
BAB-21.pdf
496.4 KB
مقاله ای که پروفسور کوچر بیرکار
به خاطر آن جایزهی فیلدز گرفت
@harmoniclib
Singularities of linear systems and boundedness of Fano varieties
به خاطر آن جایزهی فیلدز گرفت
@harmoniclib
Singularities of linear systems and boundedness of Fano varieties
❤26👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دکتر فریدون جنیدی برای تدریس در دانشگاه ناپل ایتالیا دعوت شده بود.
@harmoniclib
او در پاسخ گفت :
باید مراقب مادر پيرم باشم
اما مادر او چه کسی است؟!
@harmoniclib
او در پاسخ گفت :
باید مراقب مادر پيرم باشم
اما مادر او چه کسی است؟!
❤41👍1🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستندی از زندگی زندهیاد
پروفسور مریم میرزاخانی
ریاضیدان ایرانی
@harmoniclib
به روایت فرزاد کاظمزاده
پروفسور مریم میرزاخانی
ریاضیدان ایرانی
@harmoniclib
به روایت فرزاد کاظمزاده
❤45🕊3😁2
بحثی در ناتمامیت؛
گودل و مرزهای ناممکن همیشگی
تدریس استاد محمدجواد سمیعی
جهت ثبتنام در دوره به آیدی های زیر پیام دهید.
👇👇👇👇
@iust_ssc_admin
@MRSR83
گودل و مرزهای ناممکن همیشگی
تدریس استاد محمدجواد سمیعی
جهت ثبتنام در دوره به آیدی های زیر پیام دهید.
👇👇👇👇
@iust_ssc_admin
@MRSR83
👍8😁5
اخبار و کتاب های ریاضی
کوچر بیرکار برنده مدال فیلدز @harmoniclib در حال نواختن تنبک
بر اساس منابع معتبر و صحبتهای خود پروفسور کوچر بیرکار:
بهطور صریح گفته که با هویت و فرهنگ کُردی خود ارتباط و تعلق قوی دارد، اما این هویت را از ایدئولوژیهای ملیگرایانه و سیاسی جدا میکند و در امور سیاسی یا جداییطلبانه دخالت نمیکند.
@harmoniclib
او به اینکه هویت کُردی را به عنوان بخشی از هویت شخصی و فرهنگیاش حفظ کند تأکید داشته است، اما هیچ نشانهای از حمایت از تجزیه یا فعالیت سیاسی جداییطلبانه در سخنان رسمیاش دیده نشده است.
بهطور صریح گفته که با هویت و فرهنگ کُردی خود ارتباط و تعلق قوی دارد، اما این هویت را از ایدئولوژیهای ملیگرایانه و سیاسی جدا میکند و در امور سیاسی یا جداییطلبانه دخالت نمیکند.
@harmoniclib
او به اینکه هویت کُردی را به عنوان بخشی از هویت شخصی و فرهنگیاش حفظ کند تأکید داشته است، اما هیچ نشانهای از حمایت از تجزیه یا فعالیت سیاسی جداییطلبانه در سخنان رسمیاش دیده نشده است.
❤43👍4👏1