Tarikh-Shafahi-Dr-Shahshani.pdf
1.9 MB
نخستین دفتر از سری ” دفترهای تاریخ شفاهی” با عنوان “مصاحبه با دکتر سیاوش شهشهانی”
@harmoniclib
@harmoniclib
#معرفی_کتاب
آنالیز در گذر تاریخ
برنده چهل و یکمین جایزهی کتاب سال شد.
لینک خبر
تبریک به دکتر احمدی کاکاوندی
@harmoniclib
آنالیز در گذر تاریخ
برنده چهل و یکمین جایزهی کتاب سال شد.
لینک خبر
تبریک به دکتر احمدی کاکاوندی
@harmoniclib
مدل AlphaGeometry، مدل جدیدی از DeepMind، توانست 80 درصد از سوالات المپیاد را به درستی حل کند.
📎 دانلود مقاله نیچر (pdf) ر.ج. به 👇
https://deepmind.google/discover/blog/alphageometry-an-olympiad-level-ai-system-for-geometry/
@harmoniclib
📎 دانلود مقاله نیچر (pdf) ر.ج. به 👇
https://deepmind.google/discover/blog/alphageometry-an-olympiad-level-ai-system-for-geometry/
@harmoniclib
Google DeepMind
AlphaGeometry: An Olympiad-level AI system for geometry
Our AI system surpasses the state-of-the-art approach for geometry problems, advancing AI reasoning in mathematics
گاهی اوقات هیچ چیز به اندازهی یک کامنت محبتآمیز ، خستگی سالها زحمت را درنمیکند.
@harmoniclib
@harmoniclib
#کمدی_ریاضی #احتمال
یه ریاضیدانه هیچوقت هواپیما سوار نمیشده چون میگفته احتمال این که یکی بمب بیاره تو هواپیما زیاده. بعد یه مدت یهو شروع میکنه سوار شدن. میپرسن داستان چیه؟ میگه احتمال این که دو نفر همزمان بمب بیارن خیلی کمه، منم هر سری با خودم بمب میارم اوکی میشه.
*Mohammad Mahdi Shokri*
@harmoniclib
یه ریاضیدانه هیچوقت هواپیما سوار نمیشده چون میگفته احتمال این که یکی بمب بیاره تو هواپیما زیاده. بعد یه مدت یهو شروع میکنه سوار شدن. میپرسن داستان چیه؟ میگه احتمال این که دو نفر همزمان بمب بیارن خیلی کمه، منم هر سری با خودم بمب میارم اوکی میشه.
*Mohammad Mahdi Shokri*
@harmoniclib
آیا میدانستید پوزیترون قبل از آن که به طور فیزیکی کشف شود، در معادلات ریاضی ظاهر شده بود؟!
@harmoniclib
این جا بود که بار دیگر وجاهت ریاضی به پیشبینی فیزیک جدیدی منجر شد.
@harmoniclib
این جا بود که بار دیگر وجاهت ریاضی به پیشبینی فیزیک جدیدی منجر شد.
اخبار و کتاب های ریاضی
#کمدی_ریاضی #احتمال یه ریاضیدانه هیچوقت هواپیما سوار نمیشده چون میگفته احتمال این که یکی بمب بیاره تو هواپیما زیاده. بعد یه مدت یهو شروع میکنه سوار شدن. میپرسن داستان چیه؟ میگه احتمال این که دو نفر همزمان بمب بیارن خیلی کمه، منم هر سری با خودم بمب میارم اوکی…
پیام ارسالی
احتمال این که یه نفر با خودش بمب داشته باشه از بقیه افراد مستقله. مثل پرتاب سکه میمونه. احتمال این که بار اول شیر بیاد چقدره؟ 1/2
دفعه اول شیر اومد. احتمال این که بار دوم شیر بیاد چقدره؟ باز هم 1/2
حالا 99 بار سکه انداختیم، شیر اومد. میخوایم دفعه صدم هم سکه بندازیم. احتمالش چقدره شیر بیاد؟ باز هم 1/2
ولی ذهن آدم ممکنه بگه نه!!!!! احتمالش خیلی کمه! به این میگن مغالطه قمارباز
@harmoniclib
احتمال این که یه نفر با خودش بمب داشته باشه از بقیه افراد مستقله. مثل پرتاب سکه میمونه. احتمال این که بار اول شیر بیاد چقدره؟ 1/2
دفعه اول شیر اومد. احتمال این که بار دوم شیر بیاد چقدره؟ باز هم 1/2
حالا 99 بار سکه انداختیم، شیر اومد. میخوایم دفعه صدم هم سکه بندازیم. احتمالش چقدره شیر بیاد؟ باز هم 1/2
ولی ذهن آدم ممکنه بگه نه!!!!! احتمالش خیلی کمه! به این میگن مغالطه قمارباز
@harmoniclib
اخبار و کتاب های ریاضی
آیا میدانستید پوزیترون قبل از آن که به طور فیزیکی کشف شود، در معادلات ریاضی ظاهر شده بود؟! @harmoniclib این جا بود که بار دیگر وجاهت ریاضی به پیشبینی فیزیک جدیدی منجر شد.
پیام ارسالی
خیلی هم ریاضی خالص و پاکیزه ای نبوده؛ در حقیقت می توان ادعا کرد پوزیترون الکترونی در دنیای وارونه است.
وجود پادماده اولین بار توسط پل دیراک در سال 1928 مطرح شد. با ترکیب مکانیک کوانتومی و نسبیت خاص، دیراک معادله موج نسبیتی مجزا برای فرمیونها (ذرات بنیادی که تابع قانون پاؤلی هستند) را بیان کرد، که منجر به نتیجهای شگفتآور شد: حل این معادله، نه تنها الکترون دارای بار منفی (که اکنون شناخته شده است)، بلکه الکترون بار مثبت را توضیح میدهد. این موضوع باعث شد تا دیراک وجود «پادماده» را پیشبینی کند، و منجر به این ادعا شد که برای هر ذرهای از ماده، یک ذره پادماده با جرم یکسان اما بار مخالف وجود دارد.
چهار سال بعد وجود پادماده توسط کارل اندرسون، دانشجوی پسا دکتری در مؤسسه فناوری کالیفرنیا ثابت شد . اندرسون با استفاده از یک اتاقک ابر، برخی از مسیرهای غیرمعمول پرتوهای کیهانی را شناسایی و مشاهده کرد. این مسیرها ویژگیهای یکسانی داشتند بهطوری که این مسیرها ردهایی را از خود بهجا گذاشته بودند، که در جهت مخالف الکترونها خم شده بودند. این موضوع به یک ذره الکترون یا بار مثبت اشاره میکرد. بنابراین، آندرسون، پوزیترون، پاد ذره الکترون، را کشف کرد و اولین تأیید پادماده دیراک را ارائه کرد.
@harmoniclib
خیلی هم ریاضی خالص و پاکیزه ای نبوده؛ در حقیقت می توان ادعا کرد پوزیترون الکترونی در دنیای وارونه است.
وجود پادماده اولین بار توسط پل دیراک در سال 1928 مطرح شد. با ترکیب مکانیک کوانتومی و نسبیت خاص، دیراک معادله موج نسبیتی مجزا برای فرمیونها (ذرات بنیادی که تابع قانون پاؤلی هستند) را بیان کرد، که منجر به نتیجهای شگفتآور شد: حل این معادله، نه تنها الکترون دارای بار منفی (که اکنون شناخته شده است)، بلکه الکترون بار مثبت را توضیح میدهد. این موضوع باعث شد تا دیراک وجود «پادماده» را پیشبینی کند، و منجر به این ادعا شد که برای هر ذرهای از ماده، یک ذره پادماده با جرم یکسان اما بار مخالف وجود دارد.
چهار سال بعد وجود پادماده توسط کارل اندرسون، دانشجوی پسا دکتری در مؤسسه فناوری کالیفرنیا ثابت شد . اندرسون با استفاده از یک اتاقک ابر، برخی از مسیرهای غیرمعمول پرتوهای کیهانی را شناسایی و مشاهده کرد. این مسیرها ویژگیهای یکسانی داشتند بهطوری که این مسیرها ردهایی را از خود بهجا گذاشته بودند، که در جهت مخالف الکترونها خم شده بودند. این موضوع به یک ذره الکترون یا بار مثبت اشاره میکرد. بنابراین، آندرسون، پوزیترون، پاد ذره الکترون، را کشف کرد و اولین تأیید پادماده دیراک را ارائه کرد.
@harmoniclib
جهت تبلیغات در
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
اخبار و کتاب های ریاضی
#معرفی_کتاب سه کتاب از بیژن نجدی معلم ریاضی شاعر و نویسنده نشر مرکز @harmoniclib
#معرفی_کتاب
#یوزپلنگانی_که_با_من_دویدهاند (قسمت اول)
«کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند»، داستان بلند یا رمان نیست. این کتاب ۱۰ داستان کوتاه یا همان داستانک را در خود جای داده است. داستانهای کوتاهی که با خواندنشان، انگار به تماشای فیلمهای کوتاه چند دقیقهای نشستهاید. چون با خواندن هر کدام از آنها، مدام در خیالتان تصویرسازی میکنید و این اعجاز قلم «بیژن نجدی» است؛ نویسندهای که کلمهها را کنار هم میچیند برای تصویرسازی.
داستان نخست کتاب، «سپرده به زمین» است؛ طاهر و ملیحه شخصیتهای اصلی داستان هستند. سالهاست که ازدواج کردهاند؛ اما بچهدار نمیشوند. یکی از روزهای سرد زمستان، سرسفره صبحانه، ملیحه به همسرش میگوید: «توی نانوایی میگن یه جسد افتاده زیر پل…» جسد متعلق به یک بچه است. داستان با روایت این موضوع، سمتوسویی دیگر پیدا میکند.
داستان دوم «استخری پر از کابوس» نام دارد. مرتضی به زادگاه خود بازمیگردد و در همان روز نخست، برای جُرمی که ۲۰ سال پیش مرتکب شده، بازداشت میشود؛ او ۲۰ سال پیش یک «قو» را کشته است. داستان میان صحبتهای مرتضی و بازجوییهای ستوان، روایت خواندنیای پیدا میکند.
نام سومین داستان کتاب «روز اسبریزی» است. غافلگیری این داستان در راوی آن خلاصه شده. یک اسب با پوست سفید و دو لکهی باریک تنباکویی لای دستهایش، راوی داستانک «روزاسبریزی» است. اسبی که نمیداند «گاری» چیست، «گاری» را ندیده، اما یک روز ناغافل، تقابل آزادی و اسارت در این داستان، بینظیر به تصویر کشیده شده است. راوی در این داستان میان دانای کل و اسب جابهجا میشود و جذابیت داستان را دوچندان میکند.
«تاریکی در پوتین» چهارمین داستان کتاب است. پسری در جنگ میمیرد و پدر تصمیم میگیرد تا همیشه سیاهپوش بماند. ماجرا حول همین ماجرا میچرخد، تا روزی که پدرسیاهپوش داستان با جوانی آشنا میشود که در رودخانه مشغول شناکردن است؛ پسری که همنام پسر مُردهاش است.
«شب سهرابکشان» داستان پنجم کتاب، روایت پسر ناشنوایی است که یک روز، روی پردهی بزرگ وسط دهکده، تصاویر شاهنامه را میبیند. تصاویری که ماجرای رستم و سهراب را به تصویر کشیده بود. نقال از روی پردهی بزرگ، داستان را روایت میکند و اهالی دهکده دورتادورش جمع میشوند. پسر ناشنوای داستان، در جستوجوی پایان ماجرای رستم و سهراب است که اتفاقاتی رخ میدهد.
#بیژن_نجدی
@harmoniclib
#یوزپلنگانی_که_با_من_دویدهاند (قسمت اول)
«کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند»، داستان بلند یا رمان نیست. این کتاب ۱۰ داستان کوتاه یا همان داستانک را در خود جای داده است. داستانهای کوتاهی که با خواندنشان، انگار به تماشای فیلمهای کوتاه چند دقیقهای نشستهاید. چون با خواندن هر کدام از آنها، مدام در خیالتان تصویرسازی میکنید و این اعجاز قلم «بیژن نجدی» است؛ نویسندهای که کلمهها را کنار هم میچیند برای تصویرسازی.
داستان نخست کتاب، «سپرده به زمین» است؛ طاهر و ملیحه شخصیتهای اصلی داستان هستند. سالهاست که ازدواج کردهاند؛ اما بچهدار نمیشوند. یکی از روزهای سرد زمستان، سرسفره صبحانه، ملیحه به همسرش میگوید: «توی نانوایی میگن یه جسد افتاده زیر پل…» جسد متعلق به یک بچه است. داستان با روایت این موضوع، سمتوسویی دیگر پیدا میکند.
داستان دوم «استخری پر از کابوس» نام دارد. مرتضی به زادگاه خود بازمیگردد و در همان روز نخست، برای جُرمی که ۲۰ سال پیش مرتکب شده، بازداشت میشود؛ او ۲۰ سال پیش یک «قو» را کشته است. داستان میان صحبتهای مرتضی و بازجوییهای ستوان، روایت خواندنیای پیدا میکند.
نام سومین داستان کتاب «روز اسبریزی» است. غافلگیری این داستان در راوی آن خلاصه شده. یک اسب با پوست سفید و دو لکهی باریک تنباکویی لای دستهایش، راوی داستانک «روزاسبریزی» است. اسبی که نمیداند «گاری» چیست، «گاری» را ندیده، اما یک روز ناغافل، تقابل آزادی و اسارت در این داستان، بینظیر به تصویر کشیده شده است. راوی در این داستان میان دانای کل و اسب جابهجا میشود و جذابیت داستان را دوچندان میکند.
«تاریکی در پوتین» چهارمین داستان کتاب است. پسری در جنگ میمیرد و پدر تصمیم میگیرد تا همیشه سیاهپوش بماند. ماجرا حول همین ماجرا میچرخد، تا روزی که پدرسیاهپوش داستان با جوانی آشنا میشود که در رودخانه مشغول شناکردن است؛ پسری که همنام پسر مُردهاش است.
«شب سهرابکشان» داستان پنجم کتاب، روایت پسر ناشنوایی است که یک روز، روی پردهی بزرگ وسط دهکده، تصاویر شاهنامه را میبیند. تصاویری که ماجرای رستم و سهراب را به تصویر کشیده بود. نقال از روی پردهی بزرگ، داستان را روایت میکند و اهالی دهکده دورتادورش جمع میشوند. پسر ناشنوای داستان، در جستوجوی پایان ماجرای رستم و سهراب است که اتفاقاتی رخ میدهد.
#بیژن_نجدی
@harmoniclib