قصهای از یادگیری، همراهی و ریشهدار شدن در سیستان و بلوچستان
در سیستان و بلوچستان، توسعه برای ما یک واژه نیست؛ یک مسیر است. مسیری که از دل مردم میگذرد و با یادگیریِ مشترک جان میگیرد. ما اینجا، چرخه یادگیری مشارکتی را در کنار تسهیلگران و جامعه محلی پیش میبریم؛ با این باور که توانافزایی زمانی معنا پیدا میکند که به زندگی واقعی مردم گره بخورد.
ادامه مطلب
در سیستان و بلوچستان، توسعه برای ما یک واژه نیست؛ یک مسیر است. مسیری که از دل مردم میگذرد و با یادگیریِ مشترک جان میگیرد. ما اینجا، چرخه یادگیری مشارکتی را در کنار تسهیلگران و جامعه محلی پیش میبریم؛ با این باور که توانافزایی زمانی معنا پیدا میکند که به زندگی واقعی مردم گره بخورد.
ادامه مطلب
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یلدا، اوج سیاهی است. عمق ظلمت. وقتی که شب سیاهتر از آن نمیشود. و طولانیتر. آن وقت، آدمیزاد ِ این منطقه از جهان، این شب ِ طولانی ِ طولانی را جشن میگیرد. شاید که تا یادش باشد «هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور».
اما یلدا، تنها نمیگذرد. توان تک تک ما، به این سیاهی طولانی نمیرسد. آدمیزاد، تنها که باشد، به ظلمت میبازد. یلدا را باید «جمع» حریف شود. جمعی که گرما بسازد. جمعی که معنا بیافریند.
ما در بنیاد، این درس یلدایی را هر روز تمرین میکنیم: با زیست جمعی، با کار جمعی، یلداهای دوران را طی میکنیم. و با هم زمزمه میکنیم: وین سرِ شوریده باز آید به سامان، غم مخور..
اما یلدا، تنها نمیگذرد. توان تک تک ما، به این سیاهی طولانی نمیرسد. آدمیزاد، تنها که باشد، به ظلمت میبازد. یلدا را باید «جمع» حریف شود. جمعی که گرما بسازد. جمعی که معنا بیافریند.
ما در بنیاد، این درس یلدایی را هر روز تمرین میکنیم: با زیست جمعی، با کار جمعی، یلداهای دوران را طی میکنیم. و با هم زمزمه میکنیم: وین سرِ شوریده باز آید به سامان، غم مخور..
❤6👍1
✍️محمدکاظم متولی
کتاب فرودستان در تاریخ ایران، قصه همین فراموششدگان است؛ قصه فرودستانی که نه تنها در بطن بلکه در حاشیههایش هم جایی نداشتهاند. کسانی که حتی وقتی نامشان بر زبان کسی جاری میشد، بیشتر به درد نقل قولی در مجلس وعظ یا خاطرهای در عصر جمعه میخوردند؛ تا به درد منبع تاریخی.
ادامهی مطلب
کتاب فرودستان در تاریخ ایران، قصه همین فراموششدگان است؛ قصه فرودستانی که نه تنها در بطن بلکه در حاشیههایش هم جایی نداشتهاند. کسانی که حتی وقتی نامشان بر زبان کسی جاری میشد، بیشتر به درد نقل قولی در مجلس وعظ یا خاطرهای در عصر جمعه میخوردند؛ تا به درد منبع تاریخی.
ادامهی مطلب
❤2🙏2👍1