در سنت پژوهشی بنیاد، شناخت زمینههای فعالیت، پیچیده است: دادههای آماری، تحلیل فضای معمارانه و کالبدی، تحلیلهای سیاستی، شناخت تاریخی و اطلاعات میدانی.
شناخت و برقراری ارتباط با گروههای ذینفع و ذینفوذ، بکی از مهمترین گامهای پژوهش میدانی در بنیاد بوده و هست.
در پژوهش در حال انجام بنیاد در منطقه کمب چابهار، شناخت و مصاحبه با مطلعین کلیدی و گروههای اجتماعی موثری چون کدخدایان محل، مولویها و روحانیون، دهیاران و اعضای شورا، معلمین مدارس، کارشناسان مراکز بهداشت، مراکز دولتی و حاکمیتی چون کمیته امداد و بهزیستی و سایر بازیگران مهم صحنه، تنها بخشی از فرایند پژوهش در بنیاد است.
گامهایی ترکیبی برای شناخت واقعیتی پیچیده.
شناخت و برقراری ارتباط با گروههای ذینفع و ذینفوذ، بکی از مهمترین گامهای پژوهش میدانی در بنیاد بوده و هست.
در پژوهش در حال انجام بنیاد در منطقه کمب چابهار، شناخت و مصاحبه با مطلعین کلیدی و گروههای اجتماعی موثری چون کدخدایان محل، مولویها و روحانیون، دهیاران و اعضای شورا، معلمین مدارس، کارشناسان مراکز بهداشت، مراکز دولتی و حاکمیتی چون کمیته امداد و بهزیستی و سایر بازیگران مهم صحنه، تنها بخشی از فرایند پژوهش در بنیاد است.
گامهایی ترکیبی برای شناخت واقعیتی پیچیده.
❤2🔥1
روزها، میگذرند. اما زندگیست که میماند. در جریان و در فراز و فرود. و زن، زندگیست. روز زن، یک روز نیست. تمام روزهای زندگیست. تمام روزهای ساختن. تمام روزهای ستون شدن. تمام روزهای علیرغم هزار «نمیشود» و «نباید» و «نمیتوانی»، توانستن و قد کشیدن. و ما اینجا در بنیاد، تمام روزهایمان، روز زن است. زنانی که به ما یاد دادهاند دوباره برخیزیم. بغضهایمان را سرمایهی راه کنیم. به هم پیوند بخوریم و قویتر شویم. ما، شاهدان و همراهان هر روزهی این مسیریم: روزهای رویش، روزهای زن…
زنان تسهلیگر میدانی خستگی ناپذیر بنیاد، یارانزنان حامی بنیاد، زنان داوطلب جسور بنیاد، زنان شکستناپذیر سیستان و بلوچستان، زنان زخمخورده اما سرافراز ایران و منطقه، روزتان افتخار...
ولادت حضرت زهرا (س) مبارک
زنان تسهلیگر میدانی خستگی ناپذیر بنیاد، یارانزنان حامی بنیاد، زنان داوطلب جسور بنیاد، زنان شکستناپذیر سیستان و بلوچستان، زنان زخمخورده اما سرافراز ایران و منطقه، روزتان افتخار...
ولادت حضرت زهرا (س) مبارک
❤8
در بنیاد کار، افتخار است. فرقی ندارد در چه موقعیت یا نقشی باشی. وقتی پای کار جمعی وسط باشد، همه آستین بالا میزنند: از مدیران آموزش و ایجاد و توسعه تا مسئول دفتر و مدیرعامل و بانی نهاد تا تسهیلگران محلی و زنان هنرمند سیستان و بلوچستان. همه یک تن میشویم. برای یک هدف: میدوزیم، بستهبندی میکنیم، پشت موتور مینشینیم، بار میزنیم. کارهای فردی و واحدی موقتاً متوقف میشوند. همه در کنار هم میایستیم. از قلب سیستان و بلوچستان، زن و مرد، جوان و میانسال و پا به سن گذاشته. پژوهشگر و تسهیلگر و مربی و مدیر و مدیرعامل. اینجا دیگر همه «یک»تنیم. این حال ِ بنیاد است. و ما در دو هفته، کار نشدنی را اینطور شدنی کردیم: ۱۲۰۰ بسته هنری، از قلب سیستان و بلوچستان آفریده شد: سیاهدوزی و خامک دوزی زابل و زهک و نیمروز در کنار سوزندوزیهای زاهدان نشست. به تهران رسید، در سه شبانه روز کار فشرده بستهبندی شد و به دست سفارشدهندهاش رسید.
ما، با تمام تفاوتها، وقتی که لازم میشود، یکی میشویم: برای سیستان، برای بلوچستان، در قلب تهران. برای ایران. برای این منطقه از جهان.
ما، با تمام تفاوتها، وقتی که لازم میشود، یکی میشویم: برای سیستان، برای بلوچستان، در قلب تهران. برای ایران. برای این منطقه از جهان.
❤10👍1🙏1
هنر زنان سیستانی و بلوچ، حالا افتخار مهمترین رخدادهای فرهنگی ایران است. خامهدوزیهای زنان زاهدانی، هدایای مهمترین روز اهالی علوم اجتماعی ایران شده است. ساقههای طلایی گندم برآمده از ذهن و دستهای هنرمند این زنان توانمند، ارزشمندترین هدیهای است که جامعهشناسان ایران برای اهدا به برگزیدگان این روز در تهران انتخاب کردهاند. از محلات حاشیهای زاهدان تا تهران، این ساقههای گندم زیبا، ما را به هم پیوند میدهند: ایران میشویم.
تصویر: اهدای قابهای خامهدوزی هنر زنان «گروه یاس و ياسين » از گروههای خودیار محله شهرک گاوداران زاهدان در «روز ملی علوم اجتماعی» در دانشگاه تهران
تصویر: اهدای قابهای خامهدوزی هنر زنان «گروه یاس و ياسين » از گروههای خودیار محله شهرک گاوداران زاهدان در «روز ملی علوم اجتماعی» در دانشگاه تهران
❤8
ما از هم دوریم. از زاهدان تا زابل. از زابل تا چابهار. از چابهار تا نیمروز. و از نیمروز تا تهران. هزار کیلومتر. و بیشتر. اما خیلی به هم نزدیکیم. آنقدر نزدیک، که دستهای ما به هم میرسند: آنقدر که زن زابلی بدوزد، زن زاهدانی بستهبندیاش کند. زن چابهاری تکمیلش کند. و زن نیمروزی آسترش را بدوزد و به تهران برساند. و ما اینجا در سه شبانه روز، بسته بسته، نقش به نقش، باز کنیم و ذوق کنیم و قاب کنیم و برای هر کدام شناسنامه بنویسیم و روانه کنیم. هزار و دویست بار ذوق کردن. هزار و دویست بار مرحبا گفتن.
هزار و دویست بار «ما» شدن.
هزار و دویست بار «ما» شدن.
❤8🔥2
یلدا، آشناست. اما معنایش، برخی دورهها، فرق میکند. یلدا، اوج سیاهی است. عمق ظلمت. وقتی که شب سیاهتر از آن نمیشود. و طولانیتر. آن وقت، آدمیزاد ِ این نقطههای جهان، آدمیزادی که با شب و ظلمت و درد و ناکامی و زمین خوردنهای پیاپی آشناست، این شب ِ طولانی ِ طولانی را جشن میگیرد. شاید که تا یادش باشد «هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان، غم مخور».
اما یلدا، تنها نمیگذرد. توان تک تک ما، به این سیاهی نمیرسد. آدمیزاد، تنها، به ظلمت میبازد. یلدا را باید «جمع» حریف شود. جمعی که گرما بسازد. جمعی که پشتمان را گرم کند. جمعی که معنا بسازد.
ما در بنیاد، این درس یلدایی را هر روز تمرین میکنیم: با زیست جمعی، با کار جمعی، یلداهای دوران را طی میکنیم. و با هم زمزمه میکنیم: وین سرِ شوریده باز آید به سامان، غم مخور..
یلداتون مبارک🍉
بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان
اما یلدا، تنها نمیگذرد. توان تک تک ما، به این سیاهی نمیرسد. آدمیزاد، تنها، به ظلمت میبازد. یلدا را باید «جمع» حریف شود. جمعی که گرما بسازد. جمعی که پشتمان را گرم کند. جمعی که معنا بسازد.
ما در بنیاد، این درس یلدایی را هر روز تمرین میکنیم: با زیست جمعی، با کار جمعی، یلداهای دوران را طی میکنیم. و با هم زمزمه میکنیم: وین سرِ شوریده باز آید به سامان، غم مخور..
یلداتون مبارک🍉
بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان
❤9❤🔥1