دانشكدگان مديريت دانشگاه تهران
5.73K subscribers
440 photos
203 videos
1 file
557 links
"مركز آموزش‌های كاربردی برگزار كننده دوره‌های كاربردی MBA&DBA"

تلفن‌های تماس:
02188339657
02188339658
02188339659

سايت مركز:
www.fmut.ir


آی‌دی دوره‌های کاربردی کوتاه‌مدت:
@Short_Term_Course

اينستاگرام:
https://l.fmut.ir/ibx4e
Download Telegram
⭕️ استراتژیست کیست؟

امروزه مدیرانی که از تفکر استراتژیک برخوردار باشند قادرند سازمان‌هایی ایجاد کنند که بلندمدت گرا و همه جانبه نگر باشند. براساس مطالعه‌ای که در شرکت‌های چند کسب‌وکاره (هلدینگ) در ایران انجام پذیرفته این یافته به دست آمده است که مدیران استراتژیست یک یا چند ویژگی از ویژگی‌های ذیل را از خود نشان می‌دهند. به بیان دیگر، استراتژیست ها از هفت استراتژی در حل مسائل بهره می‌گیرند:

ویژگی‌های استراتژیست ها:

1️⃣ چشم انداز دارند: آنها تصوری از آینده در ذهن خود دارند و برای دست یافتن به آن تلاش می‌کنند.

2️⃣ تجزیه و تحلیل گرند: آنها موضوعات را به اجزای سازنده شان می‌شکنند و هر مسئله‌ای را با دقت مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند.

3️⃣ روابط را می‌بینند: آنها به طور بخشی تصمیم نمی‌گیرند. می‌دانند که هر مسئله‌ای ابعاد گوناگونی دارد و تأثیرات آن وسیع است. به علاوه موضوعات بسیاری هستند که می‌توانند آن را تحت تأثیر خود قرار دهند.

4️⃣ پرسشگرند: فرضیات بدیهی را به چالش می‌کشند. از نظر آنان اگر کاری تا به امروز به شیوه یکسانی انجام می‌گرفته از این پس می‌تواند به شکل متفاوتی انجام شود. آنها به موضوعات و علل آنها جور دیگری می‌نگرند.

5️⃣ خلاقند: آنها موضوعات ظاهراً نامرتبط را به هم متصل می‌کنند و راه‌حل‌های جدیدی برای مسائل پیدا می‌کنند.

6️⃣ هم افزایی ایجاد می‌کنند: آنها منابع و قابلیت‌های موجود را به گونه‌ای با هم ترکیب می‌کنند که نتیجه از مجموع اجزا بزرگتر و مؤثرتر باشد.

7️⃣ مزیت خلق می‌کنند: آنها قادرند به منابع و قابلیت‌های برتر و عملکرد و نتایجی بهتر از رقبا دست پیدا کنند.


دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
با مشتریانی که حق با آنها نیست، چگونه رفتار کنیم؟

بخاطر داشته باشید، همیشه حق با مشتری نیست. برای حفظ سود کسب و کار خود و همینطور ازدیگاه دیگر برای حفظ سلامت شغلی و روانی خود، باید قادر باشید، مشتریان بد را بلافاصله تشخیص دهید و تا حد امکان از آنها فاصله بگیرید.

اگر مشتری شما به گونه ای رفتار میکند که این رفتار وی در یک فروشگاه قابل تحمل نیست، نهایت تلاشتان را به کار بگیرید تا آن
رفتار متوقف شود.
این سه راهکار میتواند در مواجهه با مشتریانی که حق با آنها نیست به شما کمک کند:
🔻1- روابطتان را بر مبنای صبر، حوصله و لبخند نگه دارید. مودب باشید، سریع ، کوتاه و قدرتمند پاسخ دهید.
🔻2- واکنش نشان ندهید. این نوع از مشتریان زندگیشان به واکنش بستگی دارد.
🔻3- روی کار خودتان متمرکز باشید. روی کار خود متمرکز باشید تا مشتریان دیگر نیز به سراغ شما بیایند. به هیچ عنوان درصدد آزار مشتریان نباشید و به مشتریان امنیت بدهید.

منبع: Entrepreneur

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️ناداني منجربه ترس ميشود،هرچه راجع به موضوعاتي اطلاعات بيشتري داشته باشيدكمتراز آن موضوع خواهيد ترسيد.

👤برايان تريسي

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
🔴نكاتي از آموزه‌هاي دمينگ

کيفيت، همان غرور استادکاري و لذت بردن از کار است.

هر چه کيفيت بهبود يابد، هزينه‌ها کم مي‌شود و بهره‌وري افزايش مي‌يابد.

كيفيت در اتاق هيأت‌مديره به دست مي‌آيد.

مديريت منشأ ايجاد تفاوت‌هاي اساسي است.

سودهاي واقعي از طريق مشتريان وفادار حاصل مي‌شود؛ نه از طريق مشترياني که راضي هستند.

گاهي سيستم مانع مي‌شود تا اشخاص آنچه را که بهتر و صحيح‌تر مي‌دانند، انجام دهند.

کارگر مي‌تواند کيفيت پايين‌تر ارايه دهد؛ ‌ولي نمي‌تواند کيفيتي برتر از آنچه سيستم اجازه مي‌دهد، ايجاد کند.تا زماني که نگرش ما نسبت به کيفيت اين است که فقط بايد به حد رقيبان يا سطح خاصي از کيفيت برسيم، دچار مشکل خواهيم بود.

اعمال تنظيم‌هاي بيش از حد در مورد سيستمي پايدار، بي‌شک به بدتر شدن اوضاع خواهد انجاميد.

تصحيح يک عيب کوچک شايد در مراحل اولية کار، ساده و ارزان باشد، ولي بعدها بسيار گران خواهد بود.

وقتي فقط يک استاندارد کافي است و دو استاندارد وجود دارد، دچار اتلاف مي‌شويم.

وقتي 15درصد محصول طراحي شد، ديگر براي بهبود کيفيت دير است.

شرکت يا مؤسسه‌اي که مي‌خواهد تغيير شکل دهد، بايد به کلي تغيير کند؛ باورها و رويه‌هاي بنيادين آن هم بايد تغيير کند.

بيشتر اوقات، سيستم مبتني بر پاداش عامل اصلي پايين بودن كيفيت است.بازرسي ابزاري بسيار محدود است که از آن بيش از اندازه استفاده مي‌شود و معمولاً هم از آن سوء‌استفاده مي‌شود.هر کس که واقعاً طالب بهبود است، بايد عبارت “بايد مي‌دانستم” را از فرهنگ کلامي خود حذف کند.

براي ايجاد بهبود، بايد آنچه را اتفاق افتاده،‌ در نظر بگيريم؛ نه دنياي فرضيِ “بايد مي‌شدها” را.

شما فقط يک بار فرصت داريد که فردي را آموزش دهيد و بهتر است كه حتماً از اين فرصت استفاده کنيد.

فقط يک وظيفه عهدة رهبر است:حصول اطمينان از همکاري تمام بخش‌ها و تمام افراد با يکديگر.

ارزيابي سالانة افراد، مانع اصلي افراد براي لذت بردن از تلاش خود درکسب و کار است.

مديران بايد با اين تصور کار کنند که قادر به بستن کارخانه‌ها نيستند.

در اين صورت، تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا راه‌هاي چاره‌ساز ديگري بيابند.

نقشي که همياري در تجارت ايفا مي‌کند،‌ بسيار مهم‌تر از هر نوع رقابت جنگي است.

براي خدمت کردن به مشتري، لازم نيست شمارة يک باشيد يا رقيب خود را شکست دهيد.

کنترل کيفيت به معناي مديريت است؛ تمام جنبه‌هاي مديريت.

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی

مقوله های خلاقیت و نوآوری که از ویژگی های مهم روان شناختی محسوب می شوند جزء ذات و جوهره کارآفرینی بوده و در ارتباط تنگاتنگ با هم هستند و از آنجا که در حال حاضر کارآفرینی در توسعه کسب و کار کشورها نقش اساسی دارد بنابراین آشنایی با مفهوم خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی و ویژگیهای افراد خلاق می تواند به شما در کارآفرینی کمک کند.

⚠️در لینک زیر به اهمیت " خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی" پرداخته ایم:

👇👇👇

اهمیت خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی

_______________________________________

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️اینکه چقدر پول خرج می کنید، مهم نیست؛ چگونه خرج کردن پول است که اهمیت دارد. انتخاب خرج های روزانه،احساسی را به شما می دهد که روی اخلاق هم اثر می گذارد.

👤آنتوني رابينز

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️ به کارمندانتان احساس ارزش بدهید

برنامه‌ریزی برای شناخت و قدردانی از کارمندانی که به‌خوبی از عهده‌ی وظایف خود برمی‌آیند، انگیزه و عملکرد تیم را بهبود می‌دهد.
پیش خودتان تصور کنید عضوی از سازمانی هستید که در آن احساس ارزش نمی‌کنید. در چنین محیطی چه انگیزه‌ای برای کار کردن خواهید داشت؟ کارمندانی که ناچارند در چنین سازمان‌هایی کار کنند، از کارفرمای خود بیزار می‌شوند. برعکس، زمانی که کارمندان به خاطر انجام وظایف خاص (یا تکمیل پروژه‌ها) مورد قدردانی قرار می‌گیرند، حس می‌کنند بخشی ارزشمند از یک مجموعه‌ی بزرگ هستند.

ارزش، مفهومی کاملاً ذهنی و شخصی است. همه‌ی ما مخلوقاتی منحصربه‌فرد با باورها، آرزوها، ارزش‌ها و انتظارات متفاوتیم. بهترین راه برای درک ارزش‌های کارمندان، این است که همین موضوع را از آن‌ها بپرسید و شخصاً آنان را بشناسید. بااین‌حال برخی از فاکتورها، احساس مشترکی در همه‌ی کارمندان به‌وجود می‌آورند و سازمان‌ها می‌توانند با اولویت دادن به این راهکارها، به همه‌ی پرسنل خود احساس ارزش بدهند:
اجازه دهید صدای کارمندان شنیده شود، کارمندان را بسته به وظایفی که انجام می‌دهند شناسایی کنید و پاداش و مزایا را همیشه در نظر داشته باشید.

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️به یکی از بهترین مدیران آینده تبدیل شوید❗️

سازمان ها و استراتژیها دائما در حال تغییر و تطبیق هستند بنابراین مدیران آینده باید استاد مدیریت تغییرات باشند. صنایع و سازمانهای ایرانی هم که تغییرات و تحولات بیشتری را باید بپذیرند. لذا توصیه میکنم خودتان را در سه عرصه زیر تقویت کنید.

آشنایی کامل با بازارهای نوظهور
مدیران آینده باید فرصت ها و امکانات جدید ناشی از، ایجاد بازارهای نوظهور در قلب اقتصاد ایران را شناسایی کنند و مورد استفاده قرار دهند.

قدرت ایجاد انگیزه و علاقه:
در بازارهای پیوسته در حال تغییر آینده، برخورداری از قابلیت ایجاد انگیزه و علاقه در دیگران برای تحقق اهداف مشترک بسیار ضروری است. عدم هماهنگي بین افراد، احتمال موفقیت برنامه های ابتکاری را کاهش می دهد.

مدیریت ناب:
مدیران باید در پی ایجاد و فعالیت سازمان هایی ناب و انعطاف پذیر باشند تا بتوانند بدون فدا کردن کیفیت، بازده و کارایی را بهینه کنند.

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
✴️اگر استراتژی مشخصی ندارید
✴️اگر به تحولات آتی اشراف ندارید
✴️اگر ترجیح نمی دهید حرکت جدیدی انجام دهید
✴️اگر دلتان دیگر برای سازمان تان نمی تپد

نباید در جایگاه رهبری قرار گیرید!
@Fmut_ir
⭕️ اشتباهات مالی کارآفرینان

👈در مورد نحوه‌ی مدیریت مالی کسب و کارها نظرات متفاوتی وجود دارد. اما یک اصل کلیدی در این رابطه وجود دارد؛ بودجه‌ی مالی را مثل سرمایه‌ی شخصی خودتان مصرف کنید.

معمولا کارآفرینان برای بقا‌ی شرکت در روز مبادا بیش‌ از حد به صرفه‌جویی روی می‌آورند. در واقع سعی می‌کنند تا حد امکان دست به جیب نبرند. به‌ندرت می‌توان از آن‌ها مخارج بی‌رویه یا هزینه‌های تبلیغاتی گزاف مشاهده کرد. این صرفه‌جویی‌ها نوعی اعتماد کاذب به درایت مالی در آن‌ها به وجود می‌آورد و متأسفانه از نکته‌ی مهمی غافل می‌شوند. در واقع اشتباه اصلی مخارج اضافه نیست، بلکه هزینه‌های اضافه در زمان‌های نامناسب است.

در ادامه به تعدادی از این اشتباهات از دیدگاه مینارد وب (فعال اقتصادی) اشاره می‌کنیم:

📌هزینه‌‌های زود‌هنگام: اگر هنوز محصولی به بازار عرضه نکرده‌اید و بالطبع درآمدی ندارید، لازم است که به غیر از توسعه‌ی محصول، مخارج اضافه برای خود نتراشید.

📌عدم هزینه‌‌ی کافی: با رونق گرفتن کسب و کار، اختصاص بودجه‌ی مناسب برای توسعه‌ی زیرساخت‌ها و نفوذ تبلیغاتی به‌منظور شکست رقبا و در اختیار گرفتن سهم بیش‌تری از بازار، بسیار ضروری است.

📌استخدام زود‌هنگام تیم فروش: اگر یک محصول تجاری تولید می‌کنید، تشکیل دپارتمان فروش قبل از تولید یک اشتباه محض است.

📌بوروکراسی اداری: تشکیل معاونت مالی یا منابع انسانی قبل از جا افتادن در کسب و کار خردمندانه نیست. در صورت نیاز حتی می‌توانید این وظایف را به شرکت‌های ثالث برون‌سپاری کنید.

📌تجملات دفتری: بسیاری از کارآفرینان ذاتا صرفه‌جو هستند؛ اما بسیاری از‌ آنان در برابر دکوراسیون و مبلمان اداری نفس ضعیفی دارند. توجیه آن‌ها برای هزینه‌های سنگین زیبا‌سازی فضای اداری، تشویق و تحریک کارکنان به فعالیت حرفه‌ای‌تر و تأثیرگذاری بر ذهنیت مشتریان و مراجعه‌کنندگان است.

📌پرداخت حقوق و مزایا‌ی اضافه: پیشنهاد حقوق بالا در قدم‌های ابتدایی استارتا‌پ بهترین راه برای هدر دادن سرمایه است. در یک استارتاپ همه‌ی افراد باید ریسک را به عهده بگیرند و پرداخت غرامت بر اساس سهم و انصاف باشد.

واقعیت تلخ مدیریت این است که اگر دخل و خرجتان متناسب نباشد و نتوانید مخارج را کاهش دهید یا درآمد اضافه‌ای ایجاد کنید، باید سرگردانی در دادگاه‌های مالی را پیش‌روی خود تجسم کنید.

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️ 13 کاری که افراد با روحیه قوی انجام نمی دهند..

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
🎯آغاز پذيرش دوره هاي كاربردي مديريت كسب و كار(MBAوDBA)
بامجربترین اساتید کشور
ارائه گواهينامه معتبر از دانشكده مديريت دانشگاه تهران
✳️پنجشنبه ها يا جمعه ها
☎️ 02188339657
☎️ 02188339658
www.fmut.ir
⭕️ چهار منبع قدرت برای حاضر شدن در پای میز مذاکره

هدف اصلی یک مذاکره‌کننده پشت میز مذاکره این است که به بهترین نتیجه ممکن برسد. این نتیجه می‌تواند حقوق بالاتر، قطعات جانبی بیشتر هنگام خرید یک خودرو یا تملک یک شرکت با قیمتی پایین‌تر از معمول باشد.
صرف‌نظر از اینکه فرد در مورد چه چیزی مذاکره می‌کند، مهم‌ترین عامل پیش‌بینی‌کننده نتیجه مذاکره، میزان قدرتی است که یک نفر دارد. این قدرت به دو روش اساسی‌تر می‌تواند به نفع مذاکره‌کنندگان باشد.

1) قدرت افراد را به مذاکره‌کنندگانی جسور و با اعتمادبنفس تبدیل می‌کند.

2) قدرت از فرد مذاکره‌کننده در برابر تاکتیک‌های طرف مقابل حفاظت می‌کند. افرادی که قدرت بیشتری دارند، کمتر با عقاید دیگران همراه می‌شوند.

چهار منبع قدرت مذاکره‌کننده

با توجه به مزیت‌های متعدد قدرت داشتن در یک مذاکره، بسیار مهم است که بدانیم چطور این مزیت‌ها را به دست آوریم. در اینجا چهار منبع مهم قدرت در مذاکره شناسایی و معرفی می‌شوند:

🔹منبع قدرت اول: پیشنهاد جایگزین‌

داشتن گزینه‌های دوم و سوم و... یا داشتن بهترین گزینه در یک توافق مورد مذاکره، شاید مهم‌ترین منبع قدرت باشد. یک پیشنهاد جایگزین ارزشمند، به کسی که آن را مطرح کرده قدرت می‌دهد که طرف مقابل را تحت فشار بگذارد.

🔹منبع قدرت دوم: اطلاعات

دومین منبع قدرت از اطلاعاتی نشات می‌گیرد که به مذاکره ربط پیدا می‌کند. به عنوان مثال، داشتن اطلاعات در مورد اولویت‌های طرف مقابل یا قیمت کلام آخر او، بسیار ارزشمند است.
مذاکره‌کننده‌ها به روش‌های مختلفی مانند سوال پیچ کردن طرف مقابل یا قرار دادن خود جای طرف مقابل و ادراک اولویتهای او می‌توانند اطلاعات به دست آورند.

🔹منبع قدرت سوم: جایگاه

افراد با جایگاه بالا و پایین با هم فرق دارند و تقاضاهای گروه اول معمولا بیشتر اجابت می‌شود. همچنین مذاکره‌کنندگانی که جایگاه بالا دارند معمولا شایسته‌تر به چشم می‌آیند و افرادی که در تیم مذاکره حضور دارند، بیشتر به سمت آنها متمایل هستند.

🔹منبع قدرت چهارم: سرمایه اجتماعی

هر چقدر یک مذاکره‌کننده ارتباطات اجتماعی یا حرفه‌ای بیشتری داشته باشد، از نظر دیگران بانفوذ‌تر است. سرمایه اجتماعی به عنوان تسهیلگری برای سه منبع قدرت دیگر هم کاربرد دارد. به عنوان مثال، مذاکره‌کنندگانی که شبکه اجتماعی بزرگی دارند، از شانس بیشتری برای ارائه پیشنهادهای جایگزین، گرفتن اطلاعات ارزشمند و دیده شدن به عنوان پیش‌شرط جایگاه بالا، برخوردارند.

در اختیار داشتن هر چهار منبع قدرت، بهترین حالت است، اما همیشه ضروری نیست. به عنوان مثال، مذاکره‌کننده‌ای که پیشنهاد جایگزین مهمی ندارد، همچنان می‌تواند با تکیه بر اطلاعاتی که از طرف مقابل دارد یا به کمک جایگاه ویژه خود، به دستاوردی سودمند برسد.

منبع : Knowledge Insead
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️〽️رهبران دوست دارند مدام راهکارها و روش‌های جدید را تجربه کنند، حتی اگر بدانند که در آن مسیر موفق نخواهند شد. رهبران می‌دانند شکست قدمی رو به جلو و مقدمه‌ای برای موفقیت است.

🆔@fmut_ir
⭕️ ۷ جمله ای که هیچ گاه از افراد موفق دنیا نشنیده اید!

🔺من از شغلم بیزارم
یک قانون بسیار مهم وجود دارد که همه افراد موفق از آن پیروی می‌کنند: همیشه نگاه بازی داشته باشید و بی‌طرفی خود را حفظ کنید. به یاد داشته باشید که پیش از هر نوع اتهام زدن یا پیدا کردن مقصر در مورد موضوعی تمام جوانب را در نظر بگیرید

🔺اصلا منصفانه نیست
آدم‌های موفق هیچ‌وقت از این‌که تلاش‌های‌شان نادیده گرفته می‌شود و آن‌چنان که شایسته است مورد محبت و قدردانی قرار نمی‌گیرند، شکایت نمی‌کنند.

🔺 همین جوری که هست خوبه
تلاش و اراده برای تغییر یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد موفق است. هر چه شما ساده‌تر پدیده‌های تازه و جدید را در زندگی خود بپذیرید، بیش‌تر احتمال دارد که به موفقیت دست پیدا کنید

🔺 این کار وظیفه من نیست
یک انسان موفق واقعی هرگز جلوی تلاش‌های دیگران را نمی‌گیرد و مانع آن‌ها نمی‌شود. اتفاقا یک فرد موفق به همکاران و اطرافیان خود کمک می‌کند تا آن‌ها در مسیر خود موفق شوند

🔺 این کار غیرممکنه
سعی کنید به مشکلات زندگی خود به‌عنوان موانعی سخت که بر سر راه شما قرار دارند نگاه نکنید. بلکه به آن‌ها به دیده چالش‌های جذاب که در مسیر هیجان‌انگیز زندگی قرار دارند بنگرید.

🔺 این کار را باید جور دیگری انجام می‌دادم
حتی اگر وظیفه محوله را در سر کار نتوانستید به‌خوبی انجام دهید، سرزنش کردن خود در باقی ساعات روز کاری بی‌معنی و اشتباه است. سعی کنید از شر افکار منفی‌ای که درباره اشتباهات گذشته خود در ذهن دارید خلاص شوید

🔺 من هیچ انتخابی ندارم
همیشه فرصت‌های کافی در اختیار شماست. افراد موفق همیشه راهی برای خلق مسیر موفقیت پیدا می‌کنند

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
💯در هر کسب و کاری که باشید از ویترینی که باید در فضای اینترنتی داشته باشید غافل نشوید .

📎دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
⭕️هفت پرسش استراتژیک


این هفت پرسش به شما کمک می کند تا از اشتباههایی که حتی مدیران موفق نیز در آن گرفتار می شوند،پرهیز کنید.هریک از این پرسش ها،بخشی از کل بزرگ تری هستند که ضرورت های پیاده سازی را تشکیل می دهند-موضوع یا فرآیندی که باید برای پیاده سازی موفق استراتژی تان یاد بگیرید .اهمیت این پرسش ها در بومی بودن آنهاست واز ۲۵ سال پیش توسعه این هفت پرسش ،با مطالعه گسترده ای در زمینه سیستم های مدیریت عملکرد آغاز شده است.

این پرسش ها عبارتند از :

🔺1-مشتری اصلی شما کیست؟

کلیدی ترین تصمیم استراتژیک هر کسب و کاری شناسایی دقیق و شفاف مشتری اصلی است که شما را قادر میسازد تا تمام منابع ممکن را برای تامین نیازهای آنها اختصاص دهید.این راه مسیری برای دستیابی به توفیق رقابتی است.


🔺2-ارزش‌های اساسی شما چگونه مشتری‌ها، کارکنان و سهام‌داران را اولویت‌بندی می‌کند؟

ارزش های اساسی واقعی مشخص می کنند که در هنگام انتخاب های دشوار،منافع چه کسی در اولویت است.اولویت بندی ارزش های کلیدی،باید رکن دوم استراتژی کسب و کار قرار گیرد.برخی شرکت ها سهام داران،برخی کارکنان و برخی نیز مشتریان را در اولویت قرار می دهند.


🔺3-کدام متغیرهای کلیدی عملکرد را رصد می‌کنید؟

سومین ضرورت پیاده سازی،به مجموعه ای از اهداف درست،تعیین مسئولیت ها وپایش عملکرد نیاز داردکار شما این است که مطمئن شوید مدیران شرکت چیزهای درستی را رصد می کنند و به آنها متغیرهایی را گوشزد کنید که تفاوت میان توفیق و شکست استراتژیک را نمایان می سازند.


🔺4-چه خطوط قرمز استراتژیکی را تعیین کرده‌اید؟

خطوط قرمز استراتژیک که همواره با عبارات منفی بیان میشوند به ما این امکان را می دهند که ابتکارات کارآفرینانه شما را در راستای دلخواه کسب و کار قرار دارند.


🔺5-چگونه تنش خلاق ایجاد می‌کنید؟

نوآوری مداوم و پایدار در سازمانها امری بسیار دشوار است.افراد درگیر عادت های راحت طلبانه می شوند و هر چیز برای تغییر شیوه کارشان را رد می کنند.برای غلبه بر اینرسی تغییر باید افراد را از جای راحت خود بیرون بیاورید و آنها را به نوآوری ترغیب کنید.


🔺6-چگونه کارکنان شما متعهدِ کمک به یکدیگر می‌شوند؟

برای بسیاری از سازمانها بسیار حیاتی است که هنجارهایی توسعه یابد که افراد به یکدیگر برای موفقیت کمک کنند، به ویژه در زمانی که از آنها می خواهیم خلاق باشند .اغلب سازمانها به گونه ای هستند که افراد تنها برای خودشان کار می کنند.


🔺7-چه عدم قطعیت‌های استراتژیکی، خواب را از شما گرفته است؟

هر جقدر استراتژی شما خوب باشد،برای همیشه کارساز نیست.فراز و نشیب هایی وجود دارد،ترجیحات مشتری تغییر می کند،رقبا محصول های جدیدی به بازار عرضه می کنند و تکنولوژی های جدیدی در حوزه های غیر منتظره ای به وجود می آیند



📌منبع : کتاب هفت پرسش استراتژیک رابرت سایمونز - مسعود سلطانی

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
💢اگر می‌دانید چه کاری می‌خواهید انجام دهید، شما برنامه دارید
💢اگر انتخاب کرده‌اید چه کاری را انجام ندهید،شما استراتژی دارید
💢اگر هر دو را می‌دانید، شما یک برنامه راهبردی دارید.

💠@Fmut_ir
⭕️ ۵قانون موفقیت در کسب و کار از زبان مایکل گربر

هر کسب و کاری برای رونق و موفقیت، نیازمند برنامه ریزی دقیق و موشکافانه است تا پله های ترقی را یک به یک طی کند. در مطلبی که پیش رو دارید، 5 قانون موفقیت در کسب و کار را از زبان مایکل گربر ارائه شده است.

۱- معمولی ترین کسب و کار را انتخاب کنید
منظور این است که محصولات و خدماتی را بسازید و بفروشید که هرگز از مد نمی افتند. به عنوان مثال به مواردی همچون غذا، مراقبت های بهداشت، ارتباطات، پوشاک، حمل ونقل و رفاه اشاره کرد.در اینجا منظورم فقط انتخاب محصولات و خدماتی است که از مد خارج نمی شوند، زیرا مد غیرقابل پیش بینی است و یک شبه تغییر می کند و تفننی است.
شرکت های بزرگ و موفقیت در کسب و کار که محکم و استوار هستند، اساسا ریشه دار هستند.آنها فقط کارهایی را انجام می دهند که مطابق با عرف و دارای عمر طولانی باشند و آنچه ضرورت و نیاز هستند، به همان کارها می پردازند.

2- مدام در حال بهبود بخشیدن باشید
باور اکثر مردم این است که شرکت ها می میرند چون کارهای اشتباه انجام می دهند. این باور در مورد بعضی شرکت ها درست است، اما بیشتر آنها می میرند چون ساکن و ثابت هستند.
عقاید، رسم و رسوم و نحوه انجام کارها ثابت نیست و پیوسته در حال تغییر هستند، پس شرکت های ثابت و راکد هستند که رونق نمی گیرند. آنها به جای اینکه گذشته را ترمیم کنند، به گذشته خود چسبیده اند، درحالی که کسب و کار های موفق مدام در حال بازسازی گذشته خود هستند و البته بعضی شرکت های موفقیت در کسب و کار یک گام جلوتر گذاشته و امروز را گذشته فردا تصور می کنند و برای اینکه زمان را از دست ندهند امروز برای نوآوری و تغییر غنیمت می شمرند.

3- به مشتری خود گوش می کنند
با آنکه خیلی ها این قانون را قبول دارند، اما تعداد کمی آن را رعایت می کنند. شما باید به نیازهای مشتری گوش دهید، یعنی شما باید بدانید وقتی مشتری صبح بیدار می شود وقتی به بچه های خود غذا می دهد، وقتی لباس می پوشد، وقتی وظایف شغلی خود را انجام می دهد، وقتی برای صرف غذا از اداره خارج می شود و...به چه فکر می کند و در کل او ترجیح می دهد چه کاری انجام دهد. به مشتری خود توجه کنید و او را بهتر از خودتان بشناسید و از خودتان بپرسید و خودتان را جای او قرار دهید.

4- به چیزهای که می شنوید و احساس می کنید واکنش نشان دهید
اگر به اطلاعاتی که از مشتری به دست می آورید واکنش نشان ندهید، گوش دادن به مشتری و احساس کردن آن بی فایده است. در مقابل دریافت این نشانه ها شما باید واکنش نشان دهید و پاسخ هایی را به سمت مشتری روانه و این واکنش ها را تبدیل به جزییات عملی کار خود کنید.

5- عالی ترین استانداردها را برای خود بسازید باید استانداردهای کسب وکار شما معیاری برای ساخت استانداردهای شرکت های دیگر شود. یعنی شما از دیگران تقلید نکنید بلکه آنها از شما تقلید کنند.
استانداردهای شما باید آنقدر عالی باشند که هر شرکتی نتواند در کوتاه مدت با شما رقابت کند، چون شما مدام در حال بهبود آن استانداردها هستید و شرکت رقیب برای آنکه با شما رقابت کند فشار زیادی را متحمل شود.

📌دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
🔴 در مورد سبک های مختلف مشتری بشتر بدانیم.

🌐 دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
🎯چه مسائلی را نزد همکاران خود بازگو نکنیم؟🎯

۱
) اگر شغلتان را دوست ندارید، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکنید. می‌توانید پنهانی به دنبال کار جدید بگردید، اما به همکارانتان نگویید که از شغلتان ناراضی هستید.

۲) اگر مدیر یا مدیرانتان را دوست ندارید، احساستان را به همکارانتان نگویید. اگر بگویید، ممکن است ناخواسته رازتان را فاش کنند و شما را به دردسر بیندازند.

۳) اگر به دنبال شغل جدید هستید، درباره‌اش با کسی صحبت نکنید. وقتی شغلی به شما پیشنهاد شد و آن را پذیرفتید، آن وقت می‌توانید همکارانتان را در جریان بگذارید.

۴) درباره وضعیت مالی، درآمد و هزینه‌هایتان چیزی به همکارانتان نگویید، حتی اگر آنها شما را در جریان مسائل مالی‌شان قرار می‌دهند.
اگر شرایط مالی خوبی داشته باشید، ممکن است حس حسادت آنها را بر انگیزید. اگر از نظر مالی در مضیقه باشید، سوژه گفت‌وگوهایشان می‌شوید. مردم وقتی ناراضی یا بیکارند، دوست دارند پشت سر دیگران بدگویی کنند. بهانه به دست آنها ندهید.

5) اگر احساس می‌کنید شغلتان در حد و اندازه شما نیست، درباره این موضوع به همکارانتان چیزی نگویید. اگر به آنها بگویید: «برای ماندن در این سازمان، لازم نیست باهوش یا باسواد باشید»، مطمئنا احساس خوبی نخواهند داشت.

۶) اگر برنامه‌ریزی کرده‌اید در آینده دور، از شغلتان استعفا دهید، رازتان را به کسی نگویید. اگر همکارانتان را در جریان برنامه‌های جاه‌طلبانه‌تان قرار دهید، از اینکه هیچ برنامه‌ای ندارند و خودشان را به این سازمان محدود کرده‌اند، احساس بدی پیدا خواهند کرد.

۷) اگر به یکی از همکارانتان علاقه پیدا کرده‌اید و تصمیم به ازدواج دارید، مادامی که رسما از او درخواست نکرده‌اید، کسی را در جریان قرار ندهید. زمانی که رابطه شکل گرفت و جدی شد، ابتدا مدیر سازمان را در جریان بگذارید. او باید این خبر را از شما بشنود، نه از همکارانتان.

۸) اگر موسسات کاریابی دائما با شما تماس می‌گیرند، لزومی ندارد این موضوع را در سازمان جار بزنید. اگر همکارانتان به اندازه شما پیشنهاد شغلی دریافت نکنند، ممکن است نسبت به شما حسادت بورزند و حسادت، روحیه تیم را تضعیف می‌کند.

۹) اگر قوانین سازمان را زیر پا گذاشته‌اید (مثلا مرخصی استعلاجی گرفته اید در حالی که بیمار نبودید)، این موضوع را به کسی نگویید. اگر رازتان را فاش کنید، عواقب آن دامن خودتان را خواهد گرفت.

۱۰) اگر قصد دارید به واحد دیگری منتقل شوید، این موضوع را به همکارانتان نگویید. ممکن است یکی از آنها نزد مدیریت برود و بگوید: «حدس بزن چه کسی بدون اطلاع تو تصمیم گرفته انتقالی بگیرد؟»

هرچه محیط سازمان سالم‌تر باشد، حتی اگر ناخواسته حرفی از دهان تان بپرد، نگران نمی‌شوید که مبادا رازتان به گوش دیگران برسد. اما اگر محیط سازمان ناسالم باشد، مجبور می‌شوید مراقب تک تک کلماتی که از دهانتان خارج می‌شود باشید. اگر محیط کار بقدری بد است که به جز آب و هوا، نمی‌توان با خیال راحت درباره موضوع دیگری صحبت کرد، این یک زنگ خطر است.
🖌نویسنده: Liz Ryan
📌سایت دنیای اقتصاد

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران