فلسفه اخلاق
7.37K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Ⓜ️ اگه شما هم درگیر بیش‌فکری یا #اورثینک (Overthinking) هستید و نمی‌دونید چطور میشه این مغز پرسروصدا رو برای لحظاتی خاموش کرد!، تو این پست قراره که ۱۴ روش کوتاه، موثر و مبتنی بر شواهد واسه غلبه کردن به این مشکل رو با هم مرور کنیم.

🌀۱. با خود نظارتی ببین کی!، کجا و تو چه شرایطی بیشترین میزان فکر و خیال میاد سراغت! و در لحظه مچ خودت رو بگیر؛ مثل اینکه یهو به خودت بیای و بگی "اوه، باز دارم به چیزهای بیخود فکر می‌کنم".

🌀۲. افکارت رو به چالش بکش. ببین واقعاً کمکی هم بهت می‌کنن!

🌀۳. نفس عمیق بکش: اجازه بده کورتیزول و نوراپی‌نفرین بدنت بیاد پایین و بدن از حالت جنگ و گریز خارج شه و در حالت آرامش قرار بگیره.

🌀۴. یه وقت‌هایی دنبال راه حل باش. مثلاً به جای اینکه بگی "چرا این اتفاق افتاد؟"، بپرس "الان چیکار می‌تونم بکنم؟"...

🌀۵. با قلم و کاغذ رفیق باش! یه چند لحظه از روز رو که متوجه شدی بیشترین میزان فکر و خیال رو تو اون لحظات داری انتخاب کن، بشین هرچی به ذهنت می‌رسه رو بیار روی کاغذ..

🌀 ۶. ذهن‌آگاهی و ریلکسیشن رو تمرین کن؛ یعنی سعی کن تو لحظه حال زندگی کنی و تمرکزت رو ببر روی حواس پنج‌گانه‌ت…

🌀۷. به مغزت قول فکر کردن سر یه ساعت مشخص رو بده!. مثلاً وقتی افکار اومدن سراغت خودآگاهانه بگو؛ الان وقتش نیست، می‌نویسم روی کاغذ که حوالی ۸ شب به این افکار بپردازم.

🌀۸. وقتی دیدی فکرها ول کنت نیستن!، پاشو یه کاری بکن. قدمی بزن!، مشغول صحبت شو...

🌀۹. به تصویر بزرگ‌تر زندگیت نگاهی بنداز!، ببین این مسئله ۵ سال دیگه چقدر مهمه!؟، کجای زندگیته اصلا!

🌀۱۰. از زاویه دیگه به افکارت نگاه کن: سعی کن فکر و خیال‌ها رو از دید یه آدم دیگه ببینی. اون به جای تو بود چی می‌گفت!، چیکار می‌کرد!...

🌀۱۱. خودشفقتی رو تمرین کن و با خودت مهربون باش و یه وقت‌هایی خودت رو بغل کن. مثل والدی که عاشقانه بچه‌ش رو در اغوش می‌گیره و میگه؛ همه اشتباه می‌کنن، مهم اینه که ازش درس بگیری و تکرارش نکنی.

🌀۱۲. منتقد درونت رو بشناس؛ این رو تو درسنامه عزت نفس کامل بازش کردم.

🌀۱۳. کمک بگیر؛ یه روان امن پیدا کن و از افکارت حرف بزن. نذار بمونن تو سینه‌ت و تبدیل به اضطراب‌هات شن.

🌀 ۱۴. حواست به خوابت، خوراک، تحرک بدنی و اطرافیانت بیشتر باشه. چیزهایی که شاید اهمیت ندی ولی، به شدت روی ما اثر دارن...


📌 مخلص کلام اینکه؛

”بیش‌فکری یا اورثینک غیر از اینکه خواب رو از چشمات و سلامت روان از زندگیت بگیره!، چیزی به زندگیت اضافه نمی‌کنه!، ببین کدوم راه حل برات بیشتر جواب میده و خاموشش کن!، تا قبل از اینکه فرسوده‌ت کنه“.

📝 دکتر امید امانی

❤️ @filsofak
👍53
Audio
🔸 نقد و بررسی کتاب حسادت به بالادستی و تمسخر پایین دستی

دکتر آذرخش مکری


فیسک استاد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه پرینستون است و از او کتاب "شناخت اجتماعی" به فارسی ترجمه شده است. در این کتاب، فیسک علاوه بر پرداختن به پدیده رشک و حسادت و همچنین تحقیر و تمسخر دیگران به تبیین نظریه بین فردی خود می پردازد. بر این اساس و پیرو پژوهش های متعددی که او و همکارانش انجام داده اند، انسانها هنگام مواجه شدن با یکدیگر و حتی برای مقاطع کوتاه، بسرعت و خودکار از دو بُعد یا جنبه بین فردی یکدیگر را ارزیابی می کنند: اول اینکه آیا آن فرد دوست است یا دشمن؟ بعبارت دیگر با فردی مواجه هستیم که قصد کمک به ما را دارد یا بنوعی در صدد آسیب به ماست. دوم اینکه آیا او از من توانمندتر، داراتر و قوی تر است یا نسبت به من در رده پایین تری قرار دارد؟ یعنی بسرعت جایگاه نسبی خود را با وی می سنجیم. به اعتقاد فیسک این ارزیابی ها ریشه در سیستم تکاملی و زیستی داشته و حتی در حیوانات نیز صورت می پذیرد. گاهی در چند ثانیه شکل می گیرد و ما براحتی قادر به مهار آن نیستیم. ما در واقع محاسبه گر خودکار و...

❤️ @filsofak
🙏6👍1
هر برنامه‌ی جدی برای آزادی زنان باید از این پیش‌فرض شروع کند که آزادی فقط برابری نیست (ایده‌ی «لیبرال»). آزادی زن به معنای قدرت است. زنان بدون کاهش قدرت مردان نمی‌توانند آزاد شوند. آزادی آن‌ها نه‌تنها به معنی تغییر آگاهی و ساختار اجتماعی در روش‌هایی است که هر چه بیشتر قدرت انحصاری مردان را به زنان انتقال می‌دهد، بلکه ماهیت قدرت نیز باید تغییر کند؛ زیرا در سراسر تاریخ قدرت بر حسب جنسیت تعریف شده و معادل اشتیاق هنجارگرا و فرضن درون‌زاد مردانه برای پرخاشگری و تهاجم فیزیکی و تشریفات و حق انحصاری گروه‌های مذکر در جنگ, دین, مذهب,ورزش و تجارت بوده است. هر چیزی کمتر از تغییر اینکه چه کسی قدرت دارد و قدرت چیست، آزادی نیست، بلکه تسکین است.

جهان سوم زنان، جستارهایی درباره‌ی زن
#سوزان_سانتاگ


❤️ @filsofak
3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسر آلمانی به زندانی‌ها: هر وقت گفتم همه‌تون شروع می‌کنید به دویدن. ما بلافاصله شلیک نمی‌کنیم. چند ثانیه بهتون فرصت می‌دیم، بعد شروع می‌کنیم به تیراندازی. هر کدام از شما که بتونه زودتر از بقیه به آخر تونل برسه به جای اینکه همین الان تیرباران بشه همراه با گروه بعدی تیرباران می‌شه!

▪️«ارتش سایه‌ها، ۱۹۶۹»– کارگردان: #ژان_پیر_ملویل


❤️ @filsofak
ارسطو نخستین کسی است که از خودش می‌پرسد «زمان چیست؟» و نتیجه می‌گیرد: زمان عبارت است از سنجش تغییرات. چیزها پیوسته در حال تغییرند. ما شمارش این تغییرات و سنجش آنها را زمان نام داده‌ایم.
... پس اگر چیزی تغییر نکند، اگر چیزی جابه‌جا نشود، آیا زمان از جریان می‌ایستد؟
ارسطو به این پرسش پاسخ مثبت می‌داد. اگر چیزی تغییر نکند زمان هم نمی‌گذرد چرا که زمان برای ما وسیله‌ای است تا به‌کمک آن وضع خودمان را در ارتباط چیزها معلوم کنیم. زمان معیار سنجشِ تغییر است. اگر بر چیزی تغییری حادث نشود، زمان هم نخواهیم داشت.

آهنگ زمان
#کارلو_روولی


❤️ @filsofak
👍4
فلسفه چیست؟ این پرسشی است که از حیث دشواری انگشت‌نماست. یکی از ساده‌ترین جواب‌هایی که می‌توان به این پرسش داد این است که بگوییم فلسفه همان مشغله‌ی فلاسفه است، و بعد اشاره کنیم به نوشته‌های افلاطون، ارسطو، دکارت، هیوم، کانت، راسل، ویتگنشتاین، سارتر و سایر فلاسفه نامدار.
ولی اگر تازه قدم به وادی فلسفه گذاشته باشید، بعید است که این جواب چندان به کارتان بیاید، زیرا احتمالن مطلبی از این نویسندگان نخوانده‌اید. حتا اگر نوشته‌ای از ایشان مطالعه کرده باشید، چه بسا باز هم دشوار بتوان گفت که وجه اشتراک آن‌ها چیست - البته اگر به واقع ویژگی مرتبطی در کار باشد که ایشان جملگی آن را به اشتراک داشته باشند. جواب دیگری که می‌توان برای این پرسش تدارک دید این است که خاطرنشان کنیم که ریشه‌ی فلسفه واژه‌ای یونانی است به معنای «دوستداری حکمت».
اما این جواب در قیاس با این که بگوییم فلسفه همان مشغله فلاسفه است ابهام بیشتری دارد و حتا کمتر مفید می‌افتد. پس لازم است پاره‌ای آرای بسیار کلی را در باب این که فلسفه چگونه چیزی است عرضه بداریم.
فلسفه نوعی فعالیت است: طریقی است برای تفکر درباره انواع معینی از پرسش‌ها.ممیزترین خصیصه‌ی فلسفه به کارگیری استدلال منطقی است. فلاسفه نوعن با استدلال سروکار دارند: آن‌ها یا استدلال.هایی از پیش خود می‌آورند یا استدلال‌های دیگران را در بوته‌ی نقد می‌گذارند، یا به هر دو کار دست می‌زنند. به علاوه، فلاسفه مفاهیم را تحلیل می‌کنند و گرد ابهام و مه آلودگی را از چهره آن ها می‌زدایند.
غالبن واژه‌ی «فلسفه» در مقام کاربرد معنایی دارد فراخ‌تر از آنچه گفتیم و به نگرشِ کلی فرد نسبت به زندگی دلالت می‌کند، یا در غیر این صورت به پاره‌ای از اشکال رازوری یا عرفان راجع است.

الفبای‌فلسفه
#نایجل_واربرتون
مترجم: مسعود علیا

❤️ @filsofak
👍1
یکی از مشخصه‌های اصلی رویکرد اگزیستانسیالیستی این اعتقاد است که ما ماهیت ثابتی نداریم و خودمان را در جریان زندگی می‌سازیم. مثل همان گفته‌ی معروف سیمون دوبووار که می‌گوید: «هیچ‌کس زن به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود.» به این ترتیب ذهن فعال ما که با جهان درگیر است و به محرک‌هایش پاسخ می‌دهد، علاوه بر اینکه به‌تدریج ویژگی‌های شخصیتی‌مان را شکل می‌دهد، در تعاملش با جهان یک «من» عینی و مشهود می‌آفریند که دیگران می‌توانند ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند.

من
#مل_تامپسون
مترجم: سونا انزابی‌نژاد

❤️ @filsofak
ترديدى نيست كه در شمار بسيار زيادى از جامعه‌ها، طبيعتِ اهدافِ دنبال‌شده به‌وسيله‌ی دولت واقعاً بايد چنين بوده باشد: افزايش قدرت دولت و پرافتخارتركردن نام آن، اين تنها هدف اصلى فعاليت عمومى بود. منافع و نيازهاى فردى مورد توجه قرار نمى‌گرفت. خصلت مذهبى‌اى كه سياست جامعه‌ها از آن نشان داشت، اين بى‌اعتنايى دولت به هر آنچه به فرد مربوط بود را ملموس مى‌كند. سرنوشت دولت‌ها و سرنوشت خدايانى كه در آنجا پرستيده مى‌شدند، سخت وابسته به هم تلقى مى‌شد. دولتها ممكن نبود به زير آيند بى‌آنكه مقام خدايان پايين بيايد و بالعكس. مذهب عمومى و اخلاق مدنى درهم مى‌آميختند و چيزى جز جنبه‌هايى از يک واقعيت واحد نبودند. مشاركت در افتخار و شكوه شهر مشاركت در شكوه خدايان شهر بود و بالعكس. بنابراين، آن‌چه پديده‌هاى نظم مذهبى را مشخص مى‌كند، اين است كه آن‌ها طبيعتى كاملاً متفاوت از پديده‌هاى نظم انسانى دارند. آن‌ها به دنياى ديگرى مربوط مى‌شوند. فرد، به‌عنوان فرد، به دنياى ناسوتى تعلق دارد؛ خدايان نيز مركز دنياى مذهبى هستند و ميان اين دو دنيا شكافى وجود دارد. آن‌ها از جوهرى غير از انسان‌ها ساخته شده‌اند. آن‌ها افكارى ديگر، نيازهايى ديگر و وجودى متفاوت دارند. گفتن اينكه اهداف سياسى مذهبى بود و اهداف مذهبى سياسى، مثل اين است كه بگوييم ميان هدف‌هاى دولت و هدف‌هايى كه اشخاص، به‌عنوان اشخاص، دنبال مى‌كنند، گسيختگى وجود دارد. پس در اين صورت فرد چگونه مى‌توانست به دنبال‌کردن هدف‌هايى بپردازد كه تا اين حد با دل‌مشغولى‌هاى شخصى‌اش بيگانه بود؟ اين است كه دل‌مشغولى‌هاى شخصى او براى دولت اهميت چندانى نداشت؛ اين است كه شخصيت او و هرچه بدان بستگى داشت، فقط ارزش اخلاقى ناچيزى داشت. هر نوع فكر و عقيده و آرزوى شخصى‌اش قابل ناديده‌گرفتن انگاشته مى‌شد. آنچه در نظر همگان ارزش داشت، عقايد جمعى، آرزوهاى جمعى، سنت‌هاى مشترک و نمادهاى بيان‌گر آن‌ها بود. در چنين شرايطى فرد خودبه‌خود و بدون مقاومت راضى مى‌شد كه به ابزارى براى تحقق اهدافى كه مستقيماً به او مربوط نمى‌شد، گردن نهد. فرد با جذب‌شدن در جامعه، با فرمانبردارى، از خواست‌هاى جامعه پيروى مى‌كرد و سرنوشت خاص خود را تابع سرنوشت وجود جمعى مى‌كرد، بى‌آنكه اين فداكارى براى او هزينه‌اى داشته باشد؛ زيرا از نظر او سرنوشت شخصى‌اش آن معنا و اهميت زيادى كه ما امروز براى آن قائليم را نداشت. و اگر وضع اين‌چنين بود بدين علت بود كه لازم بود چنين باشد؛ جامعه‌ها نمى‌توانستند وجود داشته باشند مگر به يمن چنين وابستگى‌اى.

▪️«درس‌های جامعه‌شناسی»–امیل دورکم- ترجمه‌ی سیدجمال‌الدین موسوی- نشر نی

#امیل_دورکم

❤️ @filsofak
3👍1😁1
♦️ پیشنهاد ۱۰ فیلم سینمایی ناب برای نوروز


#معرفی_فیلم
#جدید
محصول ۲۰۲۴

🔹۱۰ فیلم مورد توجه سینمای جهان در سال گذشته.
🔹شامل آثار متنوعی در ژانرهای مختلف و از سینمای اروپا، آمریکا و آسیا.

❤️ @filsofak
👍61
🔻۵توصیه از مصطفی ملکیان



۱. خودشناسی، کلید زندگی بهتر
با شناخت خود، تصمیمات بهتری بگیرید و زندگی رضایت‌بخش‌تری بسازید.
۲. قانون «به من چه؟»
روی چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً زندگی‌تان را تغییر می‌دهند؛ بقیه را کنار بگذارید.
۳. عمل، مهم‌تر از دانستن
دانسته‌ها بدون عمل، بی‌فایده‌اند. آموخته‌های خود را در زندگی به کار بگیرید.
۴. کتاب‌های تأثیرگذار را انتخاب کنید
کتاب‌هایی بخوانید که نگاهتان به زندگی را تغییر می‌دهند مثل:
اکهارت توله (زندگی در لحظه)
مائده‌های زمینی (آزادی درونی)
مقالات شمس (تفکر عمیق)
کلیدهای پرورش هوش اخلاقی (فضیلت‌های اخلاقی)
۵. یادگیری زبان انگلیسی



در نهایت:
روی آنچه واقعاً مهم است تمرکز کنید و آموخته‌هایتان را به عمل تبدیل کنید.


❤️ @filsofak
👍101👏1
🔻 علل اخلاقی نزیستن انسان‌ها از منظر دیوید ثورو



▪️پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:

1️⃣ اکتفا نکردن به حداقل ضروریات


📌او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافته‌ی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که می‌دهی تا آن را به دست آوری. ضرورت‌گراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما می‌گوید عمر و روح‌ات را تا حداقلِ ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گریزی از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودک درون از نگاه یونگ و رایگان بخشی) برای خودت باقی بگذار، تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکرده‌ها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همه‌ی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به 40 سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).


2️⃣عاریتی و بی‌اصالت شدنِ زندگی‌مان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی

📌علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرج‌ها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله می‌کنند نماز! (سعدی)] . "بود"ها را رها می‌کنیم و به سراغ "نمود" می‌رویم. بالیدن سرشت‌مان را فراموش می‌کنیم و به شخصیت‌مان یا همان برداشت دیگران از "من" رو می‌کنیم. مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزه‌ی ریشه‌ایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران. او می‌گوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تآمین هزینه‌ی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر، رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوه‌ی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران  و با "چشم‌وهم‌چشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بی‌اصالت.

3️⃣ بی‌صداقتی و ناهمخوانیِ با خود، پیامد پی‌گیریِ ناضروریات است.

📌غفلت سوم، غفلت از رویاهایی است که از کودکی با تو بوده و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بوده‌اند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رؤیاهایت پشت کنی. رؤیاها ممکن است عوض شوند، اما نکته‌ی مهم، هم‌عنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمان‌های هرلحظه‌ی زندگی‌مان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد، یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرون‌مان هم‌خوانی ندارند. معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بی‌ربط با معلمی را دنبال می‌کنیم و در آن غرق می‌شویم. یادمان می‌رود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بی‌صداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشت‌مان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکات‌مان) با گفتارها و کردارهای‌مان نمی‌خواند.   

🔻اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی  زیستن و پیکرتراشیِ معنوی‌مان قطعی می‌شود؛ و به انسانی تبدیل می‌شویم که زندگی‌اش اصیل است، با خود  صداقت دارد، به رویاها و سرشتش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ  دل‌نگرانی، دغدغه‌ی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی می‌شود و دنیا را دم‌به‌دم  و هر روز، نوبه‌نو کشف می‌کند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ بامعنی" می‌کند.

▪️استاد مصطفی ملکیان || درسگفتار فلسفه اخلاق، موسسه پرسش، ترم 3

❤️ @filsofak
👏3