Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😴چرا خواب میبینیم؟
📽این #ویدیو جالب و آموزنده #TED رو ببینید و با اون دوستاتون که زیاد خواب میبینن به اشتراک بگذارید.
❤️☘ @filsofak
📽این #ویدیو جالب و آموزنده #TED رو ببینید و با اون دوستاتون که زیاد خواب میبینن به اشتراک بگذارید.
❤️☘ @filsofak
❤15👍1
عشق و اعتیاد
اگر بخواهیم دربارهی اعمالی که از عشق برخاستهاند بخوانیم، سراغ چه میرویم؟ ستون قتل روزنامه.
— جرج برنارد شاو
عشق تجربهای است بیهمتا، شور و لذتی وصفناشدنی و درد و حرمانی تسلیناپذیر. عشق بر ما هجوم میآورد و ذهن و ضمیرمان را تسخیر میکند. گویی چیزی است غریزی، نه ارادی. عشق چیست و چه بر سر ما میآورد؟ احتمالاً نزدیکترین تجربه انسانی به عشق، اعتیاد است. آزمایشهای متعددی بر یکسانی این دو تجربه در فعالیتهای مغزی ما صحه میگذارد. زمانی که رابطه خوب پیش میرود، اعتیادی فوقالعاده و هنگامیکه شراکت از هم پاشیده میشود، اعتیادی بهشدت منفی است.
حتی شخصیت عاشق نیز میتواند تغییر کند، که به آن "اختلال عاطفی" میگویند. در واقع، تعداد زیادی از دلباختهها حاضرند تا خود را فدای عزیزشان کنند، حتی برای او بمیرند. عاشقان نیز مثل معتادان وقتی نمیتوانند به موادشان برسند، هنگام دوری از معشوق، رنج میکشند؛ "اضطراب جدایی".
مشکل درحقیقت از زمانی آغاز میشود که عاشق پس زده میشود. اکثر مردان و زنان رهاشده علائم شایعِ محرومیت از مواد مخدر ازجمله اعتراض، دورههای گریه، رخوت، اضطراب، اختلالات خواب (خوابیدنِ بیش از حد یا بسیار کم)، ازدستدادن اشتها یا پرخوریِ مرضی، زودرنجی و تنهایی مزمن را تجربه میکنند.
درد عشق نیز مثل اعتیاد عود میکند. مدتها پس از اینکه رابطه به پایان رسیده است، رویدادها، افراد، مکانها، آهنگها یا سرنخهای بیرونی دیگری که مرتبط با شریک رهاکنندهاند میتوانند باعث یادآوری خاطرات شوند.
از آنجا که عشق رمانتیک مرتباً با سلسلهای از ویژگیها شناخته میشود که پیوندی با انواع اعتیاد دارند، روانشناسان متعددی به این باور رسیدهاند که عشق رمانتیک پتانسیل تبدیلشدن به اعتیاد را دارد.
اولین جنبه دراماتیکِ عشق رمانتیک آغاز آن است، آن لحظه آغازین که دیگری "معنایی خاص" برای شما مییابد. شروع میکنید به تمرکزِ دقیق روی شخص موردنظر؛ دانشمندان به این وضعیت "برجستگی" میگویند.
سپس، عشق رمانتیک برپایه الگوی مشخص و ویژهای پرورش مییابد که مرحله نخست آن "تفکر ناخوانده" است. افکاری درباره "معشوق" ذهنتان را تسخیر میکنند. حرف خاصی که زده بود در گوشتان زنگ میزند. لبخندش را میبینید، سخن، لحظه خاص یا متلکی را به یاد میآورید و از آن لذت میبرید. کنجکاو میشوید بدانید که او درباره کتابی که میخوانید یا فیلمی که دیدهاید چه نظری دارد و هر بخش ناچیزی از زمانی که دو نفری با هم گذراندهاید وزن یافته و ارزش مرور پیدا میکند.
در ابتدا این خیالپردازیهای ناخوانده ممکن است بدون قاعده پدیدار شوند، اما زمانی که شیفتگی افزایش مییابد، از ۸۵ تا تقریباً ۱۰۰ درصد شب و روز، در وضعیت توجهِ پایدارِ ذهنی، صرف پرستش آن شخص یگانه میشود. در واقع، در کنار این علاقه شدید، افراد عاشقْ مقداری از تواناییشان برای تمرکز بر سایر امور مانند وظایف روزانه، کار و تحصیل را از دست میدهند؛ حواسشان بهسادگی پرت میشود.
همچنین، طی فرایندی موسوم به "تبلوریافتگی"، شروع میکنند به تمرکز بر روی پیشپاافتادهترین جنبههای شخص موردعلاقه و بزرگنمایی این خصایص. تفاوت تبلوریافتگی با آرمانیکردن در این است که طی آن شخصِ شیدا در حقیقت متوجه ضعفهای معشوق خود هست. اما بهسادگی این عیوب را رد کرده یا خود را قانع کردهاند که این کاستیها بیهمتا و جذاباند.
در خیالبافیهای عاشق، سه احساس غالب از همه مهمترند: اشتیاق، امید و عدمقطعیت. فلاکت و موانع اجتماعی فتنهانگیزهای کلیدیاند؛ اینها شور رمانتیک و اشتیاق را افزون میکنند؛ پدیدهای که من نامش را "جاذبه استیصال" گذاشتهام.
عشق رمانتیک نیز مانند همه اعتیادها میتواند به خشونت منتهی شود. بسیاری از متخصصین، اعتیاد را بهعنوان اختلالی آسیبشناختی و مسئلهزا تعریف میکنند و ازآنرو که عشق رمانتیک در اکثر شرایط تجربهای مثبت است (یعنی مخرب نیست)، پژوهشگران عمدتا تمایلی به دستهبندیکردن عشق رمانتیک بهعنوان اعتیاد ندارند. اما اعتیاد به عشق از جنبه الگوهای رفتاری و سازوکارهای مغزی بهاندازه سایر اعتیادها واقعی است. حتی زمانی که عشق رمانتیک مخرب نیست، با اشتیاق و اضطراب شدید مرتبط است و میتواند عاشق را وادار کند تا باورها، گفتهها یا رفتارهای خطرناک و نامناسبی داشته باشد.
🔸مقاله کامل از هلن فیشر؛ ترجمه علی امیری
❤️☘ @filsofak
اگر بخواهیم دربارهی اعمالی که از عشق برخاستهاند بخوانیم، سراغ چه میرویم؟ ستون قتل روزنامه.
— جرج برنارد شاو
عشق تجربهای است بیهمتا، شور و لذتی وصفناشدنی و درد و حرمانی تسلیناپذیر. عشق بر ما هجوم میآورد و ذهن و ضمیرمان را تسخیر میکند. گویی چیزی است غریزی، نه ارادی. عشق چیست و چه بر سر ما میآورد؟ احتمالاً نزدیکترین تجربه انسانی به عشق، اعتیاد است. آزمایشهای متعددی بر یکسانی این دو تجربه در فعالیتهای مغزی ما صحه میگذارد. زمانی که رابطه خوب پیش میرود، اعتیادی فوقالعاده و هنگامیکه شراکت از هم پاشیده میشود، اعتیادی بهشدت منفی است.
حتی شخصیت عاشق نیز میتواند تغییر کند، که به آن "اختلال عاطفی" میگویند. در واقع، تعداد زیادی از دلباختهها حاضرند تا خود را فدای عزیزشان کنند، حتی برای او بمیرند. عاشقان نیز مثل معتادان وقتی نمیتوانند به موادشان برسند، هنگام دوری از معشوق، رنج میکشند؛ "اضطراب جدایی".
مشکل درحقیقت از زمانی آغاز میشود که عاشق پس زده میشود. اکثر مردان و زنان رهاشده علائم شایعِ محرومیت از مواد مخدر ازجمله اعتراض، دورههای گریه، رخوت، اضطراب، اختلالات خواب (خوابیدنِ بیش از حد یا بسیار کم)، ازدستدادن اشتها یا پرخوریِ مرضی، زودرنجی و تنهایی مزمن را تجربه میکنند.
درد عشق نیز مثل اعتیاد عود میکند. مدتها پس از اینکه رابطه به پایان رسیده است، رویدادها، افراد، مکانها، آهنگها یا سرنخهای بیرونی دیگری که مرتبط با شریک رهاکنندهاند میتوانند باعث یادآوری خاطرات شوند.
از آنجا که عشق رمانتیک مرتباً با سلسلهای از ویژگیها شناخته میشود که پیوندی با انواع اعتیاد دارند، روانشناسان متعددی به این باور رسیدهاند که عشق رمانتیک پتانسیل تبدیلشدن به اعتیاد را دارد.
اولین جنبه دراماتیکِ عشق رمانتیک آغاز آن است، آن لحظه آغازین که دیگری "معنایی خاص" برای شما مییابد. شروع میکنید به تمرکزِ دقیق روی شخص موردنظر؛ دانشمندان به این وضعیت "برجستگی" میگویند.
سپس، عشق رمانتیک برپایه الگوی مشخص و ویژهای پرورش مییابد که مرحله نخست آن "تفکر ناخوانده" است. افکاری درباره "معشوق" ذهنتان را تسخیر میکنند. حرف خاصی که زده بود در گوشتان زنگ میزند. لبخندش را میبینید، سخن، لحظه خاص یا متلکی را به یاد میآورید و از آن لذت میبرید. کنجکاو میشوید بدانید که او درباره کتابی که میخوانید یا فیلمی که دیدهاید چه نظری دارد و هر بخش ناچیزی از زمانی که دو نفری با هم گذراندهاید وزن یافته و ارزش مرور پیدا میکند.
در ابتدا این خیالپردازیهای ناخوانده ممکن است بدون قاعده پدیدار شوند، اما زمانی که شیفتگی افزایش مییابد، از ۸۵ تا تقریباً ۱۰۰ درصد شب و روز، در وضعیت توجهِ پایدارِ ذهنی، صرف پرستش آن شخص یگانه میشود. در واقع، در کنار این علاقه شدید، افراد عاشقْ مقداری از تواناییشان برای تمرکز بر سایر امور مانند وظایف روزانه، کار و تحصیل را از دست میدهند؛ حواسشان بهسادگی پرت میشود.
همچنین، طی فرایندی موسوم به "تبلوریافتگی"، شروع میکنند به تمرکز بر روی پیشپاافتادهترین جنبههای شخص موردعلاقه و بزرگنمایی این خصایص. تفاوت تبلوریافتگی با آرمانیکردن در این است که طی آن شخصِ شیدا در حقیقت متوجه ضعفهای معشوق خود هست. اما بهسادگی این عیوب را رد کرده یا خود را قانع کردهاند که این کاستیها بیهمتا و جذاباند.
در خیالبافیهای عاشق، سه احساس غالب از همه مهمترند: اشتیاق، امید و عدمقطعیت. فلاکت و موانع اجتماعی فتنهانگیزهای کلیدیاند؛ اینها شور رمانتیک و اشتیاق را افزون میکنند؛ پدیدهای که من نامش را "جاذبه استیصال" گذاشتهام.
عشق رمانتیک نیز مانند همه اعتیادها میتواند به خشونت منتهی شود. بسیاری از متخصصین، اعتیاد را بهعنوان اختلالی آسیبشناختی و مسئلهزا تعریف میکنند و ازآنرو که عشق رمانتیک در اکثر شرایط تجربهای مثبت است (یعنی مخرب نیست)، پژوهشگران عمدتا تمایلی به دستهبندیکردن عشق رمانتیک بهعنوان اعتیاد ندارند. اما اعتیاد به عشق از جنبه الگوهای رفتاری و سازوکارهای مغزی بهاندازه سایر اعتیادها واقعی است. حتی زمانی که عشق رمانتیک مخرب نیست، با اشتیاق و اضطراب شدید مرتبط است و میتواند عاشق را وادار کند تا باورها، گفتهها یا رفتارهای خطرناک و نامناسبی داشته باشد.
🔸مقاله کامل از هلن فیشر؛ ترجمه علی امیری
❤️☘ @filsofak
❤11👍4🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سینمادرمانی با موضوع اضطراب (۱)
🌟 امتیاز: 7.2
📺 ژانر: #کمدی | #درام
🔥 با هنرنمایی: #کت_وینسلت، #جودی_فوستر، #کریستوفر_والتز و #جان_سی_ریلی
🔸بر اساس نمایشنامه #خدای_کشتار نوشته #یاسمینا_رضا
🔹خلاصه داستان:
«رایل» پسربچه ای ۱۱ ساله است که به تازگی با چوب، دو دندان همكلاسی خود را شكسته است. بعد از این اتفاق، خانواده رایل برای دلجویی به خانه خانواده «هویل» میروند و با رفتار بسیار محترمانه ای مواجه میشوند، اما رفته رفته خشونت در روابط آنها به وجود میآید و وضعیتی بسیار تأسفبار به وجود میآورد.
#مصطفی_سلیمانی
#سینمادرمانی
#اضطراب
❤️☘ @filsofak
اضطراب و شخصیت نمایشی📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
🎬 Carnage 2011
کشتار
🌟 امتیاز: 7.2
📺 ژانر: #کمدی | #درام
🔥 با هنرنمایی: #کت_وینسلت، #جودی_فوستر، #کریستوفر_والتز و #جان_سی_ریلی
🔸بر اساس نمایشنامه #خدای_کشتار نوشته #یاسمینا_رضا
🔹خلاصه داستان:
«رایل» پسربچه ای ۱۱ ساله است که به تازگی با چوب، دو دندان همكلاسی خود را شكسته است. بعد از این اتفاق، خانواده رایل برای دلجویی به خانه خانواده «هویل» میروند و با رفتار بسیار محترمانه ای مواجه میشوند، اما رفته رفته خشونت در روابط آنها به وجود میآید و وضعیتی بسیار تأسفبار به وجود میآورد.
#مصطفی_سلیمانی
#سینمادرمانی
#اضطراب
❤️☘ @filsofak
🙏6❤1
علاقه به "تنهایی" ممکن نیست گرایشِ نخستین انسان باشد، بلکه در اثر تجربه و تفکر ایجاد میشود و اینها به سهم خود، نتیجهی تکامل نیروی ذهنی فرد است و با افزایش سن بیشتر میشود. معاشرتی بودن عموما با سن افراد، ارتباط معکوس دارد.
کودک کوچک به محض اینکه تنها میشود، فریادهای ترحمانگیز سر میدهد. تنهایی برای پسران تنبیه بزرگی است. نوجوانان با رغبت دور هم جمع میشوند و فقط کسانی که در میان آنها شریفتر و از حیث تفکر بالاترند، گاهی در پی تنهاییاند.
با اینهمه [آنها هم]، اگر تمام روز تنها باشند، برایشان سخت است. اما تنهایی برای مرد بزرگسال آسان است و هر چه سالمندتر شود، بیشتر میتواند تنها بماند.
گرایش به تنهایی، گرایشی صرفا طبیعی [و ذاتی] نیست. بلکه بیشتر حاصل تجربه و بهویژه، نتیجهی بصیرت یافتن به کیفیت پستِ اخلاقی و ذهنی عامه مردم است.
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
❤️☘ @filsofak
علاقه به "تنهایی" ممکن نیست گرایشِ نخستین انسان باشد، بلکه در اثر تجربه و تفکر ایجاد میشود و اینها به سهم خود، نتیجهی تکامل نیروی ذهنی فرد است و با افزایش سن بیشتر میشود. معاشرتی بودن عموما با سن افراد، ارتباط معکوس دارد.
کودک کوچک به محض اینکه تنها میشود، فریادهای ترحمانگیز سر میدهد. تنهایی برای پسران تنبیه بزرگی است. نوجوانان با رغبت دور هم جمع میشوند و فقط کسانی که در میان آنها شریفتر و از حیث تفکر بالاترند، گاهی در پی تنهاییاند.
با اینهمه [آنها هم]، اگر تمام روز تنها باشند، برایشان سخت است. اما تنهایی برای مرد بزرگسال آسان است و هر چه سالمندتر شود، بیشتر میتواند تنها بماند.
گرایش به تنهایی، گرایشی صرفا طبیعی [و ذاتی] نیست. بلکه بیشتر حاصل تجربه و بهویژه، نتیجهی بصیرت یافتن به کیفیت پستِ اخلاقی و ذهنی عامه مردم است.
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
❤️☘ @filsofak
👍23❤8🔥3👎1
وقتی کسی به دیگری اهانت میکند نشان می دهد که در واقع هیچ حرف درست و واقعی ندارد که علیه او بیان کند ، وگرنه علت آن را بیان می کرد و با خیال آسوده نتیجه گیری را به شنوندگان وا می داشت.اما برعکس ، نتیجه را عرضه میکند و از ارائهٔ مقدماتی که به آن نتیجه منجر شده است ، در می ماند ، به این امید که مردم بپندارند به منظور کوتاهیِ سخن چنین کرده است ...
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
❤️☘ @filsofak
وقتی کسی به دیگری اهانت میکند نشان می دهد که در واقع هیچ حرف درست و واقعی ندارد که علیه او بیان کند ، وگرنه علت آن را بیان می کرد و با خیال آسوده نتیجه گیری را به شنوندگان وا می داشت.اما برعکس ، نتیجه را عرضه میکند و از ارائهٔ مقدماتی که به آن نتیجه منجر شده است ، در می ماند ، به این امید که مردم بپندارند به منظور کوتاهیِ سخن چنین کرده است ...
#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
❤️☘ @filsofak
👍13👎4🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سینمادرمانی با موضوع اضطراب (۲)
📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
🌟 امتیاز: 6.6
📺 ژانر: #رازآلود | #درام | #ماجراجویی | #جنایی
🔥 با هنرنمایی: #میلی_بابی_براون، #هنری_کویل، #هلنا_بونهام_کارتر، #فیونا_شاو و #سم_کلفلین
🔸بر مبنای مجموعه کتابهایی با همین نام اثر #نانسی_اسپرینگر ساخته شده است.
🔹خلاصه داستان:
"انولا هولمز" خواهر نوجوان شرلوک هولمز در صبح شانزدهمین سالگرد تولدش بیدار شده و متوجه ناپدید شدن مادرش به طرز اسرارآمیزی می شود. او پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی عجیب به دنبال یافتن مادرش راهی لندن می شود.
#مصطفی_سلیمانی
#سینمادرمانی
#اضطراب
❤️☘ @filsofak
اضطراب و استقلال/خودباوری
🎬 Enola Holmes 2020
انولا هولمز
📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
🌟 امتیاز: 6.6
📺 ژانر: #رازآلود | #درام | #ماجراجویی | #جنایی
🔥 با هنرنمایی: #میلی_بابی_براون، #هنری_کویل، #هلنا_بونهام_کارتر، #فیونا_شاو و #سم_کلفلین
🔸بر مبنای مجموعه کتابهایی با همین نام اثر #نانسی_اسپرینگر ساخته شده است.
🔹خلاصه داستان:
"انولا هولمز" خواهر نوجوان شرلوک هولمز در صبح شانزدهمین سالگرد تولدش بیدار شده و متوجه ناپدید شدن مادرش به طرز اسرارآمیزی می شود. او پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی عجیب به دنبال یافتن مادرش راهی لندن می شود.
#مصطفی_سلیمانی
#سینمادرمانی
#اضطراب
❤️☘ @filsofak
❤7👏2👍1🙏1
✔️ ویژگی های کودکان و انعکاس آن در وجود کریستالی
✍️ مصطفی ملکیان
🔹 روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ ویژگی اوّل این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند. یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ ویژگی دوّم بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است. هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند. بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ ویژگی چهارم اینکه بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است. نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣ و ویژگی پنجم این که بچهها خیلی گریه میکنند. ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
❇️گزیدهای از«مبانی معرفتشناسی و روششناسی علومانسانی»
❤️☘ @filsofak
✍️ مصطفی ملکیان
🔹 روسو میگوید: «ببینید بچهها تا به دست ما بزرگ سالها ضایع نشدهاند، چه ویژگیهای جالبی دارند!». سپس، پنچ ویژگیِ کودکان را میشمارد و معتقد است: این که مسیح در سه انجیل از چهار انجیل میگفت «تا کودک نشوید، وارد ملکوت پدر آسمانی من نمیشوید» به خاطر همین پنج ویژگی است که بچه دارند. امّا این پنچ ویژی اصلاً در ما بزرک سالها نیست.
1️⃣ ویژگی اوّل این که بچهها تا وقتی که احتیاج به چیزی نداشته باشند، سراغاش نمی روند. یعنی تا گرسنه نشوند سراغ غذا نمیروند. و تا احتیاجاش برطرف شد، از آن چیز دست میکشد. امّا ما بزرگسالها درست عکسِ این هستیم. به چیزی احتیاج پیدا نکرده، به آن اقبال میکنیم. بعد هم که احتیاجمان برآورده شد، باز دست بردار نیستیم.
2️⃣ ویژگی دوّم بچهها در اینجا و اکنون زندگی کردن است. هیچ بچهای در گذشته و آینده زندگی نمیکند. در اینجا و اکنون زندگی میکند. امّا ما بزرگ سالها در اینجا و اکنون زندگی نمیکنیم.
3️⃣ این که بچهها تظاهر ندارند. بچه اگر الآن خشم نشان میدهد، واقعاً خشمگین است. امّا ما بزرگسالها گاهی دارد قند توی دلمان آب میشود، ولی، به تظاهر، خشم نشان میدهیم. این به خاطر مصلحتهایی است که در نظر میگیریم. مثلاً میدانیم که احتیاجاتی نسبت به طرف مقابل داریم. به خاطر همین، با این که در دل میخواهیم خونِ طرف را بریزیم، در ظاهر لبخند میزنیم و ماچ و بوسه و صبّحکم الله و.. از این بازیهایی که بلدیم در میآوریم. امّا بچّهها اینجور نیستند. بچّهها اصلاً فیلمبازی نمیکنند. ما دائماً در حال فیلمبازی کردن هستیم. یعنی تهِ دلمان یک چیز است، امّا دستمان پی یک کار دیگر میرود. زبانمان چیزی میگوید، دلمان چیز دیگری. ولی بچهها ظاهر و باطن همیناند که هستند. تا از یک دوستاش بدش میآید، میگوید که : «من با تو قهرم!». با خودش نمیگوید: «بگذار محاسبه کنم ببینم به نفعام هست با او قهر کنم یا نه! اگر قهر کنم، این قهر یک تبعاتی خواهد داشت. مثلاً فردا ممکن است من از پاککن بخواهم و او ندهد. یا اصلاً شاید یک روز شیرینیای داشت که من خیلی دوست داشتم..». ولی وقتی هم که آمد و گفت: «من با تو آشتیام!»، واقعاً دیگر کینهای از طرف به دل ندارد. امّا من و شما خیلی وقتها با هم قهریم، در حالی که واقعاً با هم آشتی هستیم. خیلی وقتها هم با هم آشتیایم، در حالی که واقعاً با هم قهریم. که این دوّمی اش بیشتر است. خب، این بازیها در ما بزرگسالها وجود دارد و در بچهها نیست.
4️⃣ ویژگی چهارم اینکه بچهها فاصلۀ بین احساسات عواطفشان خیلی کم است. نمیدانم شما هیچوقت توجّه کردهاید که گاهی بچه هنوز اشک دارد از چشمهایش میسُرد پایین، هوز به گونهاش نرسیده، ازدیدنِ یک چیزِ خندهدار ميزند زیرِ خنده. امّا مثلاً ما اگر در جلسهای از یک چیزی ناراحت شویم، حالا ولو این که بعد از گذشت زمانی آن ناراحتی برطرف شود و در دل شاد هم باشیم، با خودمان میگوییم نباید به این سرعت شادیمان را بروز دهیم. باید چند ساعتی بگذاریم بگذرد، بعد. میترسیم بگویند: «این چه حالی است که این آقا دارد؟ الآن غمگین بود، حالا میخندد..!». پس سعی میکنیم آهستهآهسته از شادی به غم، و از غم به شادی، تغییر چهره دهیم. چون برایمان مهّم است که دیگران دربارۀ ما چه نظری داشته باشند. امّا بچهها اینجور نیستند.
5️⃣ و ویژگی پنجم این که بچهها خیلی گریه میکنند. ما بزرگسالها گریه کردن را زشت تلقّی میکنیم. نمیدانیم که چقدر، از لحاظ روانی، گریه کردن برایمان سلامت میآورد.
حالا اگر ازهمۀ حرفهایی که ممکن است راجع به این ویژگیها گفته شود بگذریم، بالاخره ژان ژاک روسو میگفت: شما بزرگسالها کدامتان اینجوری هستید؟ هیچ کداممان نیستیم. بعد میگفت: چرا تا وقتی بچه بودید اینگونه بودید، نازنین بودید، و حالا که بزرگ شده اید اینگونه نیستید؟
اوّل تو چنان بُدی که کس چون تو نبود
و آخر تو چنان شدی که کس چون تو مباد..!
❇️گزیدهای از«مبانی معرفتشناسی و روششناسی علومانسانی»
❤️☘ @filsofak
❤7👍3🙏3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مسئلهی شر چیست؟
توضیح مسئلهی شر و بررسی سه پاسخ متداول به آن در قالب انیمیشن
زیرنویس و برگردان: امیرحسین زاهدی
❤️☘ @filsofak
توضیح مسئلهی شر و بررسی سه پاسخ متداول به آن در قالب انیمیشن
زیرنویس و برگردان: امیرحسین زاهدی
❤️☘ @filsofak
❤5👏1
✔️نیچه: کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرمآور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردن پستیهای اندیشه در تمامی اشکالاش. آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقد تمامی رازآمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گُمارَد؟
🏆هنگامی که کسی میپرسد فلسفه به چه کار میآید، پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهآمیز و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت میکند و نه به کلیسا، که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه آزردن حماقت است. فلسفه حماقت را بهچیزی شرمآور تبدیل میکند.
📚نیچه و فلسفه _ ژیل دلوز
❤️☘ @filsofak
🏆هنگامی که کسی میپرسد فلسفه به چه کار میآید، پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهآمیز و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت میکند و نه به کلیسا، که هردو دغدغه های دیگری دارند. فلسفه به خدمت هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچکس را ناراحت نکند و با هیچکس ضدیت نورزد فلسفه نیست. کار فلسفه آزردن حماقت است. فلسفه حماقت را بهچیزی شرمآور تبدیل میکند.
📚نیچه و فلسفه _ ژیل دلوز
❤️☘ @filsofak
👍11❤4👏1👌1
یک کار متداول در روزگار ما اجتناب از شجاعت ورزیدن لازم برای دوستی و نزدیکی اصیل از طریق جابجایی مسئله به جسم و تبدیل آن به موضوع صرفا شجاعت جسمانی است.
مثلا در جامعه ما لخت کردن بدن راحتتر از عریان کردن روانی یا روحی است، عرضه کردن بدنمان آسانتر از عرضه کردن تخیلات، امیدها، ترسها و الهاماتمان است که احساس میشود شخصیترند و مطرح کردن آنها با دیگران موجب آسیبپذیری بیشتری برایمان میشود.
به دلایل عجیب و غریبی ما از برملا کردن چیزهایی که برایمان خیلی اهمیت دارند، خجالت میکشیم. بنابراین مردم مسیر برقراری خطرآمیزتر روابط را با جستن سریع به رختخواب کوتاه میکنند. به هر حال بدن همچون یک شی است و میتوان به صورت مکانیکی با آن برخورد کرد.
🔸رولو می
از کتاب شجاعت خلاقیت
❤️☘ @filsofak
مثلا در جامعه ما لخت کردن بدن راحتتر از عریان کردن روانی یا روحی است، عرضه کردن بدنمان آسانتر از عرضه کردن تخیلات، امیدها، ترسها و الهاماتمان است که احساس میشود شخصیترند و مطرح کردن آنها با دیگران موجب آسیبپذیری بیشتری برایمان میشود.
به دلایل عجیب و غریبی ما از برملا کردن چیزهایی که برایمان خیلی اهمیت دارند، خجالت میکشیم. بنابراین مردم مسیر برقراری خطرآمیزتر روابط را با جستن سریع به رختخواب کوتاه میکنند. به هر حال بدن همچون یک شی است و میتوان به صورت مکانیکی با آن برخورد کرد.
🔸رولو می
از کتاب شجاعت خلاقیت
❤️☘ @filsofak
❤4👏2👍1
من افراد زیادی را میشناسم که از خود بیزارند و برای رفع آن میکوشند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند. ولی این راهحل نادرست و در حکم تفویض اختیار به دیگران است. وظیفه شما این است که خود را همان طور که هستید بپذیرید و در جهت رشد خود بكوشيد، نه آنکه دنبال راهی برای مقبولیت یافتن نزد مردم باشید.
🔸اروین یالوم
از کتاب وقتی نیچه گریست
ترجمه سپیده حبیب
❤️☘ @filsofak
🔸اروین یالوم
از کتاب وقتی نیچه گریست
ترجمه سپیده حبیب
❤️☘ @filsofak
❤12🥰1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارادایم چیست؟
▪️پارادایم چارچوبی فکری است که نحوه دیدن و فهمیدن جهان را برای ما تعیین میکند.
❤️☘ @filsofak
❤3🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️مبانی انسانشناختی خانواده در غرب
▫️سخنرانی دکتر سید مهدی ناظمی در سومین کنگره ملی خانواده
❤️☘ @filsofak
▫️سخنرانی دکتر سید مهدی ناظمی در سومین کنگره ملی خانواده
❤️☘ @filsofak
❤1
خطر دیگری که در روانکاوی (یا شاید هر درمان دیگری) متعارف وجود دارد این است که فرد بیمار غالبا فقط تظاهر میکند که میخواهد تغییر کند. اگر او از نشانههای کسالت و ملالت رنج میبرد و گرفتار مشکلات خواب، ناتوانی جنسی، ترس از بالادستیها، ناراحتی به هنگام ایجاد رابطه با جنس مخالف یا کسالت دائمی است، طبیعتا میخواهد از شر این عوارض خلاص شود. چه کسی نمیخواهد؟ ولی فرق او با دیگران این است که نمیخواهد دچار رنج و اندوهی بشود که ملازمه طی کردن روند رشد و مستقل شدن است.
چنین فردی چگونه این مشکل را حل میکند؟ او توقع دارد که فقط قانون اصلی را پیگیری کند و مثلا هرچه را که به ذهنش میرسد، بدون سانسور بر زبان بیاورد و بدون هیچ رنجی و یا حتی تلاشی، معالجه شود. به عبارت سادهتر، او به رستگاری از طریق حرف زدن اعتقاد دارد، غافل از اینکه چنین چیزی ممکن نیست.
بدون تلاش و اشتیاق برای تجربه کردن رنج و نگرانی، هیچ کس رشد نمیکند. در واقع هیچ کس نمیتواند بدون رنج و نگرانی به چیزی که ارزشمند است، دست پیدا کند.
🔸اریک فروم
از کتاب هنر بودن
ترجمه پروین قائمی
❤️☘ @filsofak
چنین فردی چگونه این مشکل را حل میکند؟ او توقع دارد که فقط قانون اصلی را پیگیری کند و مثلا هرچه را که به ذهنش میرسد، بدون سانسور بر زبان بیاورد و بدون هیچ رنجی و یا حتی تلاشی، معالجه شود. به عبارت سادهتر، او به رستگاری از طریق حرف زدن اعتقاد دارد، غافل از اینکه چنین چیزی ممکن نیست.
بدون تلاش و اشتیاق برای تجربه کردن رنج و نگرانی، هیچ کس رشد نمیکند. در واقع هیچ کس نمیتواند بدون رنج و نگرانی به چیزی که ارزشمند است، دست پیدا کند.
🔸اریک فروم
از کتاب هنر بودن
ترجمه پروین قائمی
❤️☘ @filsofak
❤7👍7👌3
برای هر رنجی مرزی وجود دارد که رنج را تنها تا بدانجا راه است.
پس از آن یا پایان فرا میرسد و یا رنج دگرگون میشود و رنگ زندگی به خود میگیرد.
این دگرگونی هرچند میتواند دردآور باشد، اما در این حال، رنج به منزلهی امید و زندگیست...
#شادمانی_های_کوچک
#هرمان_هسه
❤️☘ @filsofak
برای هر رنجی مرزی وجود دارد که رنج را تنها تا بدانجا راه است.
پس از آن یا پایان فرا میرسد و یا رنج دگرگون میشود و رنگ زندگی به خود میگیرد.
این دگرگونی هرچند میتواند دردآور باشد، اما در این حال، رنج به منزلهی امید و زندگیست...
#شادمانی_های_کوچک
#هرمان_هسه
❤️☘ @filsofak
❤13👌1