فلسفه اخلاق
7.37K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
اگر زندگی ما را به زانو درآورد، تو از نو برخیز

یکی از مهمترین دغدغه‌های انسان، کسب شادمانی و احساس تلذًذ از زیستن است. استوارت میل می‌گوید؛ کافی‌ست از خود بپرسید، شادید؟ تا دیگر شاد نباشید! #آریستیپوس در یونان باستان در تمامِ زندگی‌اش در جستجوی لَذت بود، تنها سقراط بود که توانست در آگورا خِفتش را بگیرد و متقاعدش سازد؛ لذت‌باوریِ عنان‌گسیخته می‌تواند او را بنده‌ی امیالش کند.

اما انسان چه کند تا شاد بزییَد؟ کلبیون اورا به درون سوق می‌دهند و رواقیون به جمع دوستانش فرا می‌خوانند!

روزی سنت آگوستین از الهیون، در خیابان‌های میلان قدم می‌زد و همزمان خطابه‌اش را که قرار بود در حضور امپراطور ایراد کند، در ذهن‌اش مرور می‌کرد، ناگهان شادی گدای گذرراه، اورا در اندوهی ژرف فرو برد. به همراهانش گفت: این چیزی است که من با همه‌ی برخورداری‌های مادی و اجتماعی ندارم!
بی‌تردید بخشی از ناشادمانی‌های آدمی، ناشی از چنگ‌انداختن‌ قیم‌مآبانی است که دائماً به احساس گناه او دامن زده و او را منقاد لِویاتان ذهن بیمار خویش کرده‌اند.

غلامرضا علیزاده


🎥 سکانسی از فیلم Life Itself محصول ۲۰۱۸ و به کارگردانی: Dan Fogelman

❤️ @filsofak
11👍3🔥2👏2
داستان چخوف - مجلس یادبود.pdf
6.7 MB
داستان ‌مجلس یادبود

نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: #احمد_گلشیری

#داستان_کوتاه_خارجی
از کتاب «بهترین داستان‌های کوتاه چخوف» منتشر شده در نشر نگاه

🆔 @anjoman_moozh
👍5👏2🥰1
فاصله‌ات را حفظ کن


جماعتی از خارپشتان در یک روز سرد زمستانی دور هم جمع شدند، سرهای خود را نزدیک هم آوردند تا بلکه از گرمای تن همدیگر بهرمند شوند و از شر سرمای زمستانی در امان بمانند. ولی خیلی زود دریافتند که از خارهای طرف مقابل زخم می‌بینند. این بود که دوباره از هم دور شدند. ولی هرگاه نیاز مبرم به گرما دوباره آنها را به هم نزدیکتر می‌کرد، بدبختی دوم دوباره تکرار می‌شد.‌

چنان که میان دو درد (درد سرما و درد خارهای همدیگر) به این سو و آن سو در نوسان بودند، تا اینکه فاصله‌ی مشخصی از همدیگر یافتند که در آن به بهترین وجه می‌توانستند وضعیت خود را تحمل کنند.‌

بر همین منوال، نیازمندی جامعه، آدم‌ها را از خلاء و کسالت درونشان به سوی همدیگر می‌راند. اما بسیاری از خصلت‌های متضاد و کاستی‌های غیرقابل تحمل‌شان دوباره آن‌ها را از همدیگر دور می‌کند. فاصله‌ی میانه‌ای که عاقبت پیدایش می‌کنند، و در آن امکان با هم بودن وجود دارد همان آداب و شعائر ظریف است. ‌

در خطاب به کسی که حد نگه نمی‌دارد و فاصله را حفظ نمی‌کند، در انگلستان می‌گویند «کیپ یور دیستانس» [فاصله‌ات را حفظ کن] ممکن است نیاز به گرمای متقابل، در آن فرد به طور کامل ارضا نشده باشد، ولی در عوض گزش خارها را هم احساس نمی‌کند. ‌

در هر حال، کسی که گرمای درونی بسیاری در خود دارد، بهتر است از جامعه دور باشد، تا نه به کسی دردی و زخمی برساند و نه از دیگری درد و زخمی ببیند.

#آرتور_شوپنهاور
#هنر_رنجاندن

❤️ @filsofak
👍205👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متحدالشکل کردن جامعه، چرا؟


بزرگترین جنایت در همه ی تاریخ این بوده که عده ای سعی کردند همه را شبیه هم کنند...

استاد مصطفی ملکیان

❤️ @filsofak
8👍5👎2

یک قانونی وجود دارد که ما از آن غافل شده ایم و آن قانون معکوس است.

#آلن_واتس، یک فیلسوف معروف که در مورد این قانون می‌گوید: « هرچی بیشتر دنبال داشتن حس خوب همیشگی باشید، رضایت کمتری به دست خواهید آورد». یعنی تعقیب هر چیزی، تنها این واقعیت را روشن می‌کند که شما آن را ندارید.

همچنین #آلبر_کامو گفته است: « اگر دنبال این باشید که بدانید شادی چیست، هرگز شاد نخواهید بود و اگر به دنبال معنای زندگی باشید، شما هرگز نمی توانید زندگی کنید.»

منظور این مطالب را به زبان ساده می گویم: تلاش نکنید! شاید شما رویاهای بزرگی در ذهن خود دارید و حتی برای آن در حال تلاش کردن و پرداخت هزینه هستید و با خود می گویید پس از این همه تلاش و خرج کردن چه می شود؟ پاسخ این است که هرچه کمتر به چیزی اهمیت بدهید، نتیجه بهتری به دست خواهید آورد.

قانون معکوس، برعکس آن هم جواب می دهد، یعنی به عنوان مثال، رنجی که در باشگاه به دنبال می کنید، به سلامتی شما منظور خواهد شد و تحمل ترس ها و نگرانی ها، شهامت و بردباری شما را افزایش می دهد.

مطلب کاملا روشن است، هر چیز ارزشمندی در زندگی، از طریق غلبه بر تجربه های منفی مرتبط با آن به دست می آید.

لحظه های بی خیالی، دقیقاً زمانی است که بیشترین تاثیر را در زندگی دارد. هنر ظریف، در بیخیال بودن ما است، یعنی بیاموزیم که چگونه افکار خود را به شکل و شیوه ای تاثیر گذار و متمرکز اولویت بندی کنیم و چیزهایی که برایمان اهمیت ندارند و اهمیت دارند را بر اساس ارزشهای شخصی خود انتخاب کنیم.

#مارک_منسن
#هنر_ظریف_بی_خیالی

❤️ @filsofak
12👍1
انگشت‌های_فراری،_سیگیزموند_کرژیژانوفسکی.pdf
3 MB
داستان انگشت‌های فراری

نویسنده #زیگیزموند_کرژیژانوفسکی
مترجم #آبتین_گلکار

از مجموعه داستان "من آدم کشته‌ام"، منتشر شده در نشر ماهی
#داستان_خارجی

🆔 @anjoman_moozh
👍21
نوزاد پیوسته درباره‌ی چیزهایی که دوست دارد و دوست ندارد، علامت‌هایی را به سوی مادر می‌فرستد. مادر، بسته به میزانِ رها بودن از فشارهای درونی، با استفاده از این علائم و به طور طبیعی، ارتباطِ نزدیکی با نوزاد خود دارد. اگر تنش‌ها و اضطراب‌های درونیْ، مادر را از مشاهده و تفسیر درست گریه‌ها، خنده‌ها و حالت‌های نوزاد بازدارند، ممکن است مادر با خشونت، نیازها و آرزومندی‌هایش را به کودک تحمیل کند، و به‌این‌شکل نوزاد را پیوسته در معرض ناکامی و عصبانیت قرار دهد. این قبیل پیشامدها ممکن‌است نوزاد را در خطر ابداع شیوه‌های افراطی قراردهد تا او با بهره‌گیری از هرآن‌چه در اختیار دارد، از خود در برابر طغیانِ احساسات فراگیرنده و فرسودگیِ پی‌آیند آن‌ها، محافظت کند.

#جویس_مک_دوگال

❤️ @filsofak
👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باکلاس‌های بی‌شخصیت

براساس نوشته ای از مجتبی لشکر بلوکی

❤️ @filsofak
👍11
نگذاریم توهین و تحقیر باعث عصبانیت‌مان بشود


معمولا وقتی به ما توهین می‌شود، عصبانی می‌شویم. رواقیون معتقد بودند چون عصبانیت احساس منفی است که می‌تواند آرامش‌مان را به هم بزند، باید راه‌کارهایی پیدا کنیم تا نگذاریم توهین و تحقیر باعث عصبانیت‌مان بشود؛ راه‌کارهایی که زهر توهین را بگیرد و تسکین‌مان دهد. ‌

یکی از راه‌کارهای تسکین دهنده رواقیون این است که دمی درنگ کنیم و ببینیم حرفی که شخص توهین کننده می‌زند راست است یا نه.‌

‌اگر حرف درستی زده باشد که جای ناراحت شدن ندارد. مثلا فرض کنید کچل باشید و کسی به خاطر کچل بودن شما را مسخره کند.‌

سنکا می‌پرسد: چرا شنیدن چیزی که عیان است، توهین به حساب بیاید؟

🔸ویلیام اروین
کتاب: فلسفه ای برای زندگی(رواقی زیستن دردنیای امروزی)

❤️ @filsofak
👍21🙏3
عالِم فرمان‌بردار

مگس بر نجاستِ آدمی
نیکوتر از آن‌که علما بر درگاهِ سلطان.

🔸|امام محمد غزالی، کیمیای سعادت|

❤️ @filsofak
👍14👌32
شما نمی توانید از مدار زندگی تان بگریزید! این توهم صرف است که بخواهید همه چیز را از نو شروع کنید و زندگی جدیدی را شروع کنید که به زندگی پیشین شباهت نداشته باشد، و به بیانی دیگر از صفر شروع کنید. زندگی شما همیشه از همان مواد، همان خشت ها و همان مشکلات ساخته خواهد شد، و آنچه در ابتدا به نظرتان "یک زندگی جدید" می آید، به زودی معلوم می شود که فقط تغییری است از وجود قدیمیتان. به محض آنکه یک عقربه دور خود را تمام می کند و به نقطه آغازین باز می گردد، یک مرحله تمام شده است. وقتی آدم هنوز جوان است نمی تواند زمان را همچون دایره در نظر بگیرد، بلکه به آن چون راهی فکر می کند که همیشه به افق های همواره جدید حرکت می کند.

🔸جاودانگی
#میلان_کوندرا

❤️ @filsofak
8👍4
زیبایی و تنهایی چونان در هم آمیخته‌اند که می‌توان گفت: تنهایی‌ست که به زیبایی اعتبار می‌بخشد.
این تنهایی با شکوه، محصول یک انتخاب خردمندانه است.
تنهایی را دلیری می‌باید نه تردید!
من شیفته انسان‌هایی هستم که تنهایی‌شان را شناخته‌اند، با او حرف زده‌اند، چای خورده‌اند، در آغوشش گرفته‌ و همچون گنجی گرانبها از آن مراقبت کرده و می‌کنند؛ آنها انسان‌هایی رشد یافته‌اند که در آن‌سوی وابستگی، یعنی "استقلال" ایستاده‌اند و اگر روزی به کسی اجازه ورود به حریم تنهایی‌شان را بدهند، به این دلیل است که او را همچون تنهاییِ خود ارزشمند یافته‌اند و این بدان معناست که او نیز انسان رشدیافتهٔ دیگریست.

▪️عباس کیارستمی، درباره تنهایی


❤️ @filsofak
👍159🙏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
🔸شیزوفرنی چیست

❤️ @filsofak
7
Forwarded from انجمن ادبی موژ (مصطفی‌ سلیمانی)
شکار شبانه صمد طاهری .pdf
4.9 MB
داستانِ «شکار شبانه»
نویسنده #صمد_طاهری

#داستان_فارسی
از مجموعه داستان "شکار شبانه" نشر نیماژ

🆔 @anjoman_moozh
🙏3
♦️ چرا شاگرد آخرهای کلاس، شاگرد اول‌های زندگی‌اند؟


📝 علی خورسندی


قول مشهوری است از ارنست همینگوی که می‌گوید، کمیاب‌ترین چیزها افراد باهوشی هستند که احساس خوشبختی می‌کنند! شواهدی دال بر همصدایی یا پدر ادبیات نوین و برنده جایزه نوبل وجود دارد. به گذشته که بر می‌گردیم، می‌بینیم خیلی از همکلاسی‌های درس‌خوان و شاگرد اول‌های‌ کلاس پیشرفت اجتماعی متوسط‌تری دارند؛ زیست اقتصادی پایین‌تری دارند؛ بعضا اجتماع گریزند؛‌ زندگی عاطفی پرچالش‌تری دارند. احساس خوشبختی کمتری می‌کنند! در مقابل، همکلاسی‌های درس‌نخوان و مدرسه‌گریز دوران مدرسه زیست‌ اجتماعی‌ بهتری دارند؛ وضعیت اقتصادی پررونق‌تری دارند. اغلب شادترند؛ زیست عاطفی رضایت‌بخش‌تری دارند؛ و بیشتر ابراز خوشبختی می‌کنند.

به‌راستی چرا اینگونه است؟ تحقیقا پاسخ به این پرسش و تایید پیش‌فرض‌هایی فوق نیازمند پژوهش‌های علمی است. اما بنظر می‌رسد علت‌ها و عوامل مختلفی در این رابطه می‌توانند دخیل‌ باشند!

🔻علت اول اینکه، در دنیای بیرون از مدرسه، برای شاگرد اول شدن، هوش شناختی در حد «معمول» و «متوسط» کفایت می‌کند! پیشرفت تحصیلی و رشد علمی حاصل پیوند هوش شناختی برتر و هوش جسمانی بهتر (آگاهی از توانمندی و پشتکار در تمرین و تکرار) است. اما در جامعه اینگونه نیست! هوش شناختی، هوش عقلانی ماست؛ و به ظرفیت‌های یادگیری افراد اشاره دارد که به ضریب هوشی علمی و محاسباتی افراد اطلاق می‌گردد. هوش شناختی معمولا ارثی است؛ اگرچه محیط در باروری و بهره‌وری آن موثر است. به عبارتی، ترکیب متعالی هوش شناختی و هوش جسمانی می‌تواند متضمن شاگرد اول شدن در کلاس درس باشد اما برای شاگرد اولی در جامعه و زیست اجتماعی کافی نیست.

🔻علت دوم اینکه، برای شاگرد اول شدن در جامعه به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است. هوش اجتماعی هوش بازتابی ماست؛ بیانگر توانمندی ما در کنار آمدن با واقعیت‌ها و دیگرانی است که الزاما از ما و یا مثل ما نیستند. هوش اجتماعی به مهارت‌های ارتباطی ما اشاره دارد که اکتسابی است و در محیط ساخته می‌شود. برای شاگرد زرنگ بودن در کلاس درس نیاز نیست هوش اجتماعی بالایی داشته باشیم! اما متقاعد کردن معلم برای نمره خوب دادن به هوش اجتماعی نیاز دارد! جسارت در مکتب‌گریزی و فرار از قفس تنگ و دلگیر مدرسه نیز به هوش اجتماعی بالایی نیاز دارد! در جامعه هم همینطور است؛ برای کسب سود بیشتر در بازار، پیشرفت اداری در سازمان، و رشد عمودی در قدرت به هوش اجتماعی بالاتری نیاز است!

🔻علت سوم اینکه، برای پیشرفت اجتماعی و رشد اقتصادی به هوش هیجانی بالاتری نیاز داریم. امروزه هوش هیجانی به عنوان مهم‌ترین فاکتور موفقیت حرفه‌ای و شغلی افراد در تجارت و کسب‌و‌‌کار شناخته می‌شود؛ هوش هیجانی بیانگر توان مدیریت احساسات خود و دیگری است. با انرژی حاصل از هوش هیجانی شناخت و حل مسائل واقعی و تمییز آنها از مسائل غیرواقعی میسر می‌شود. هوش هیجانی، هوش تصمیم‌گیری ما در شرایط بحرانی است! چیزیکه که در دوران مدرسه اصولا تمرین و تجربه نمی‌شود! به همین دلیل، در سازمان‌های امروزی مدیرانی توان رهبری و حکمرانی اثربخش‌تر دارند که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند.

🔻علت چهارم اینکه، جامعه و زیست اجتماعی با مدرسه و زیست علمی فاصله و تفاوت دارد! مدرسه برای درس‌خوان‌ها و شاگرد اول‌های کلاس درس طراحی شده است! اما جامعه برای مردمان «معمولی» مهندسی شده است. مردمان معمولی همان‌هایی هستند که هوش شناختی و عقلانی «معمولی» دارند؛ زندگی نرمال دارند؛ اما در عوض هوش اجتماعی و هیجانی متناسب با نیازهای محیط دارند. افزون برآن، یک رابطه معناداری میان مدرسه‌گریزی و اجتماع‌طلبی افراد وجود دارد. یک تیپ شخصیتی اجتماع‌طلب چون خود را متعلق به جامعه بزرگ‌تری می‌بیند، از محیط محدود و دیوار بلند مدرسه گریزان است. عکس آن هم غالبا درست است. اینکه خیلی از شاگرد اول‌های کلاس اجتماع‌گریزند، بی‌دلیل نیست! مشکل از اینجا ناشی می‌شود که مدرسه نسخه اصلی جامعه نیست. یا به قول جان دیویی، مدرسه خود زندگی نیست!

گاردنر می‌گفت باهوش بودن، بسیار فراتر از پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مساله است. ما آدم‌ها از توانمندی‌های ذهنی و انواع هوش‌ها برخورداریم؛ لیکن همگی از مهارت‌های برابر در کاربرد انواع هوش‌ها برخوردار نیستیم! اگر مدرسه واقعا پابلیک اسکول است، نمی‌تواند تک‌ساحتی عمل کند؛ و یا تک‌بعدی آموزش دهد. فعالیت‌های آموزشی و غیرآموزشی مدارس امروزی نمی‌توانند با ابتنای صرف بر هوش عقلانی و هوش محاسباتی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی شوند. مشکل مدرسه ایرانی افراط در تاکید بر هوش شناختی و منطقی دانش‌آموزان است! انواع هوش‌های ذاتی و اکتسابی به حاشیه رفته‌اند! برنامه‌های درسی و آموزشی یک مدرسه سالم روی انواع هوش‌ها، بطور ویژه هوش‌های اجتماعی و هیجانی دانش‌آموزان متمرکز است.


❤️ @filsofak
👍9🙏2👏1
🔻 "مسلمان اگر بخواهد برای خودش و دیگران مضر نباشد، باید دست از خودشیفتگی بردارد."



📌در این جهان دیگر نمی‌شود هر تلقی از دین را به صلاح دانست. اگر تلقی ما بخواهد تلقی‌ای باشد که به مصلحت فرد مسلمان و جوامع اسلامی و به مصلحت کل بشریت باشد، باید هشت ویژگی داشته باشد. به‌ازای هر ویژگی که در تلقی ما از دین خودمان مفقود شود، ما بالقوه هم برای خودمان، هم برای جامعه‌ی اسلامی و هم برای کل جهان، خطرناک می‌شویم. این فقط دربارۀ اسلام صادق نیست. مسیحیت و آیین بودا و هندو و دیگر ادیان جهانی هم وقتی در دهکده‌ی جهانی قرار می‌گیرند و دنیایشان دنیایی بسیار پراطلاعات و دارای دامنه‌ی تنگ عمل می‌شود، باید احتیاط کنند.

📌من اگر در کوچه‌ای دارم راه می‌روم که این کوچه، کوچه‌ی وسیعی است و هر دو دقیقه، سه دقیقه یک آدم از این کوچه رد می‌شود، بی‌احتیاط راه‌رفتنم خیلی ضرری نمی‌زند اما اگر در کوچه‌ای راه می‌روم که هم کوچه تنگ است و هم مدام در کوچه رفت‌وآمد می‌شود و پرازدحام است، احتیاط من بسیار‌ بسیار مؤکدتر می‌شود. چون در این کوچه بی‌احتیاطی من فقط به معنای زمین خوردن من نخواهدبود، به معنای این است که ممکن است این بی‌احتیاطی ما خیلی‌ها را از بین ببرد و به تعبیر مولانا:

ما که کورانه قدم‌ها می‌زنیم
لاجرم قندیل‌ها را بشکنیم

📌وقتی کورانه قدم زدیم لاجرم قندیل‌ها و اشیای قیمتی فراوانی را می‌شکنیم. این کورانه قدم‌زدن حتی اگر کورانه قدم زدن مسلمانان هم باشد- که متأسفانه امروز مسلمانان بسیار کورکورانه قدم می‌زنند- گمان می‌کنم نه به فرد مسلمان و نه به اجتماعات اسلامی هیچ نیکی نرساند. اولین چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که مسلمان اگر بخواهد برای خودش و دیگران مضر نباشد، باید دست از خودشیفتگی بردارد. خیلی از ما اگر حتی خودشیفتگی فردی نداشته باشیم، خودشیفتگی دینی و مذهبی یا خودشیفتگی قومی داریم. ممکن است من در رفتارم خیلی متواضع باشم اما وقتی در دلم جست‌وجو کنید این حس را در من بیابید که ما مردم ایران چون مردم ایرانیم با همه‌ی جای جهان فرق داریم؛ ما مسلمانان چون مسلمانیم با همة مردم جهان فرق داریم. این خودشیفتگی‌های گروهی و قومی گاهی نژادی است و گاهی مربوط به رنگ پوست است و گاهی مربوط به زادگاه و محیط رشد است و گاهی خودشیفتگی‌های دینی و مذهبی است. هیچ مسلمانی نباید خودشیفته باشد، اگر بخواهد به زندگی خود و دیگران لطمه نزند.

📌خودشیفتگی گروهی یعنی این که من بگویم این گروه فقط به این جهت که گروه من است، بر دیگر گروه‌ها ترجیح دارد. ما این تکبر و خودشیفتگی را در زندگی فردی خودمان هم داریم. اگر من بگویم پدر من، شهر من، کشور من، رشته‌ی تحصیلی من و حزب من و انجمن من و طبقة اجتماعی من فقط به لحاظ این که من به آن تعلق دارم بهترین است، این یک نوع کبر و عُجب است. و ما مسلمانان هم مثل پیروان بسیاری از ادیان و مذاهب جهان، کاملاً مستعد این خودشیفتگی هستیم. این که ما فقط به دلیل این که شهادتینی گفته‌ایم و دیگران این شهادتین را به زبان نیاورده‌اند و فقط به خاطر این که چند گرم گوشت را در دهان خودمان جنبانده‌ایم، ما بر دیگران برتری نداریم. این سخن خودشیفتگی قومی است و این خودشیفتگی قومی نه فقط باعث می‌شود که ما به دیگران نقمت‌ها و آزارها و دردهایی وارد کنیم، بلکه خودمان را هم از نعمت‌هایی که می‌توانیم از آنها دریافت کنیم، محروم می‌کنیم چون خودشیفته‌ایم و می‌گوییم خودمان همه چیز را داریم و نیازی به کس دیگری نداریم.

📝 استاد مصطفی ملکیان

❤️ @filsofak
11👍6
رمان، مهمترین فضای مدنی و عمومی جامعه است که می توانید بدون هیچ ترس و خشونتی وارد دنیای آن شده و در آنجا با انسان های دیگر یا همان شخصیت های رمان تجمع کرده و بدون ترس از دستگاه سرکوب به گفتگو درباره مسائل عام جامعه و انسان همچون آزادی، عدالت، عشق، تنهایی، فقر، امید، بیقراری، واماندگی، خیر، شر، بی اعتنایی انسانها نسبت به هم، ناتوانی انسانها در درک خود و دیگران، توان انسان در خوب زیستن، استبداد، انحراف سیاسی یک جامعه، ظلم اجتماعی، نابرابری اجتماعی، و... بپردازید.

مصطفي مهرآئین

❤️ @filsofak
9👍3👎1
✒️📝 ثبت‌نام: دوره‌های بهار نویسندگی
.
🔖دوره‌های نوشتن‌درمانی:
۱. مقدماتی:
جمعه‌ها ساعت ۹:۳۰
۲. متوسطه:
جمعه‌ها ساعت ۱۱:۳۰
۳. داستان کوتاه:
دوشنبه‌ها ساعت ۲۰
.
برای ثبت‌نام و اطلاعات بیش‌تر به این آی‌دی پیام دهید:
@Soleymani63

.
🔹️دوره‌ها از هفته‌ی بعد برگزار خواهد شد.
هر دوره ۸ جلسه دو ساعته‌ است.
جلسات ضبط شده و در گروه گذاشته می‌شود.
هر جلسه تمرین و تکلیفی داده شده و بررسی می‌گردد.

برای ثبت‌نام دایرکت دهید.
.
🔸️ممنون می‌شوم این پست را به اهلش برسانید.
.
#نوشتن_درمانی #نویسندگی_خلاق #نویسندگی #نوشتن #کارگاه_آموزشی
#کارگاه_نویسندگی #ادبیات #مصطفی_سلیمانی

❤️ @filsofak
👍43
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️آیا داشتن تجربه‌ی معنوی و مذهبی و دست دادن حال روحانی به انسان می‌تواند دلیلی بر وجود خدا باشد؟

▫️گفتگو با والتر آرمسترانگ استاد فلسفه، برگردان و زیرنویس: امیرحسین زاهدی

❤️ @filsofak
7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه‌ی باروخ اسپینوزا


▪️مترجم: حسین محمدی‌زاده

▫️باروخ اسپینوزا (به انگلیسی: Baruch Spinoza) و بعدها معروف با نام بندیکت دِ اسپینوزا (زاده ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ – درگذشته ۲۱ فوریه ۱۶۷۷) فیلسوف مشهور هلندی با اصالت یهودیِ سفاردیِ پرتغالی بود. وی یکی از بزرگ‌ترین خردگرایان و جبرگرایان فلسفه قرن هفدهم و زمینه‌ساز ظهور نقد مذهبی و همچنین عصر روشنگری در قرن هجدهم به‌شمار می‌رود. 

🔸آثار به فارسی:
▫️«اخلاق»، ترجمه محسن جهانگیری، ویراستار اسماعیل سعادت، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ سوم، ۱۳۸۸

▫️«رساله در اصلاح فاهمه (و بهترین راه برای رسیدن به شناخت حقیقی چیزها)»، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۷۴

▫️«ش‍رح اص‍ول ف‍ل‍س‍ف‍ه دک‍ارت و ت‍ف‍ک‍رات م‍اب‍ع‍دال‍طب‍ی‍ع‍ی»، ترجمه محسن جهانگیری، تهران، نشر سمت، چاپ دوم، ۱۳۸۸

▫️«رساله سیاسی» (دفترهای سیاست مدرن۳)، ترجمه پیمان غلامی و ایمان گنجی، ویراستار: محمدمهدی اردبیلی | تهران، نشر روزبهان، چاپ اول، ۱۳۹۳

▫️«رسالهٔ الهی - سیاسی»، ترجمهٔ علی فردوسی، تهران، شرکت سهامی انتشار

#اسپینوزا

❤️ @filsofak
1👍1