فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
هر آنچه که خیالش را می‌پروریم و هر آنچه که تمنایش را داریم، درواقع‌ تجربه‌ها، چیزها و افرادی هستند که از زندگی ما غایب‌اند. غیاب آنچه نیاز داریم ما را وامی‌دارد تا به فکر فرو رویم، و عبوس و اندوهناک شویم. ما باید بدانیم که جای چه در زندگی‌مان خالی است، زیرا تنها زمانی می‌توانیم به زندگی ادامه دهیم که امیال و اشتیاق‌هایمان کم‌وبیش به کارمان بیایند. به‌واقع، تنها هنگامی می‌توانیم اشتیاق‌هایمان را تاب آوریم که دیگران را بر آن داریم تا دست به دست خواسته‌هایمان دهند.

همیشه دو زندگی وجود دارد: یکی همان زندگی‌ای که اکنون داریم، و دیگری آنکه همیشه در کنار زندگی فعلی‌مان بوده است؛ زندگی موازی‌ای که هیچ‌گاه از سر نگذرانده‌ایم، زندگی‌هایی که تنها در ذهن‌هایمان آنها را زیسته‌ایم، زندگی (یا زندگی‌هایی) که آرزویشان را داشته‌ایم، خطرهایی که نکرده‌ایم و فرصت‌هایی که ازشان استفاده نکرده‌ایم یا برایمان مهیا نبوده‌اند.

🔸آدام فیلیپس ‌از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته ترجمه میثم سامان‌پور

❤️ @filsofak
11
داشتن خشم به چهره‌های دلبستگی‌مون یعنی والدین‌مون، در ناهشیارمون تولید اضطراب می‌کنه، و این اضطراب باعث می‌شه ابراز خشم‌مون رو نه تنها از والدمون بلکه از بقیه هم منع کنیم و از تعارضات فرار کنیم یا حتی تاییدطلب بشیم!

🔸کتاب ارتباط مجدد با اصل خویش

❤️ @filsofak
👌75👏3
بار ذهنی و آشغال‌های ذهنی

آشغال‌های ذهنی چه شکلی هستند؟
۱. خبرهایی که هیچ تاثیری بر زندگی‌ما ندارند؛ فلان بازیگر برای بار سوم از همسرش جدا شد!

۲. مقایسه خود با دیگران در شبکه‌های اجتماعی؛ چرا من مانند فلانی به سفر نمی‌روم، سوار اسب نمی‌شوم و با جت‌اسکی عکس ندارم.

۳. مطالب آرشیو شده؛ ده‌ها فایلی که دانلود کرده‌ایم اما نخوانده‌ایم.

۴. محتواهای ناتمام؛ فیلم‌های یوتوبی که تا انتها نگاه نکرده‌ایم، کتاب‌هایی که تا آخر نخوانده‌ایم، پادکست‌هایی که تا آخر گوش نداده‌ایم.

۵. تکه‌تکه‌های اطلاعات بی‌ربط؛ دنبال‌کردن کانال‌های متعدد با موضوعات مختلف بدون جهت‌گیری مشخص.

این آشغال‌های ذهنی منجر به این می‌شوند که بار شناختی (Cognitive Load) فراتر از ظرفیت ذهنی ما ایجاد شود. بار شناختی یعنی میزان تلاش ذهنی لازم برای انجام یک کار. آشغال‌های ذهنی (اطلاعات نامنظم یا نامرتبط یا ناتمام) باعث افزایش بار شناختی می‌شوند. زیرا بخش زیادی از ظرفیت ذهنی صرف مدیریت و فیلترکردن اطلاعات نامرتبط، نامنظم و ناتمام می‌شود.

آشغال‌های ذهنی شاید توضیح‌دهنده این پدیده باشند که قدیمی‌ها دانش کمتری نسبت به ما داشتند اما خرد و حکمت عمیق‌تری نسبت به ما داشتند. ما چیزهای بیشتری می‌دانیم اما لزوما خردمندتر نیستیم!


چه باید کرد؟
- همان‌گونه که رژیم غذایی دارید رژیم رسانه‌ای داشته باشید. هر آشغالی را نخورید. به‌جای این‌که منفعلانه در معرض سیلی از اطلاعات قرار بگیرید، فعالانه انتخاب کنید که چه اطلاعاتی را از چه منابعی دریافت کنید. کانال‌های تلگرامی یا صفحات شبکه‌های اجتماعی که برایتان مفید یا الهام‌بخش نیستند را رها کنید.

- برای آنکه بیشتر بدانید کمتر بخوانید/بشنوید. این‌که شما در طول سال ۱۰۰ ساعت پادکست فاخر گوش داده‌اید هنر نیست. بلکه باید از خودتان بپرسید که چند درصد از آنان را عمیقا درک کرده‌اید و آیا آن ورودی‌ها نگاه شما را تغییر داده‌اند؟ پس پادکست‌های خوب را چند بار گوش کنید، کتاب‌های خوب یا نوشته‌های خوب را چند بار بخوانید.

- تقویت تفکر انتقادی (موشکافانه/سنجش‌گرانه) که قبلا در موردش نوشته‌ام و گفته‌ام.

- در هشتاد درصد موارد با سؤال بروید سراغ محتوا و نه بر اساس توصیه دیگران و محبوبیت و جوگیرشدن و دم‌دست‌بودن و وایرال‌شدن و ... مطالبی که بر اساس سؤال خوانده می‌شوند بیشتر در ذهن نقش می‌بنندند.

- جمع‌بندی و خلاصه‌سازی کنید. این دو مفهوم چه تفاوتی دارند؟ مثلا فرض کنید که ده تعریف از فرهنگ یا جامعه یا اضطراب خوانده‌اید. یا ده تئوری در مورد موفقیت فردی از ده کتاب خوانده‌اید، اگر این تعاریف یا تئوری‌ها را جمع‌بندی نکنید، با ذهن پراکنده به جای خاصی نمی‌رسید. در نهایت باید یک‌بار بنشینید و با خود جمع‌بندی کنید که بالاخره فرهنگ از نظر من یعنی چه؟ یا جمع‌بندی من از راه‌های موفقیت چیست؟ کسی که ده تعریف از فرهنگ در ذهنش دارد یا ده مسیر مختلف و گاه متضاد در مورد موفقیت، ممکن است در عرصه نظر با کلاس به نظر برسد اما در زندگی عملی هیچ منفعتی نمی‌برد. اما خلاصه‌سازی یعنی اینکه سعی کنیم به زبان خودمان جان کلام چیزهایی که خوانده‌ایم، شنیده‌ایم، تجربه کرده‌ایم و دیده‌ایم را بنویسم و هر از چند گاهی مرور کنیم.

انبار کردن اطلاعات نامنظم یا نامرتبط یا ناتمام در ذهن یعنی این‌که ما ذهن خود را تبدیل کرده‌ایم به یک آشغال‌دونی و آن را با خود حمل می‌کنیم. همین باعث می‌شود که راجع‌ به هر موضوعی حرف می‌زنیم ولی راجع به هیچ موضوعی حرف درست و حسابی نمی‌زنیم!


🔸مجتبی لشکربلوکی

❤️ @filsofak
👍14🔥4👏43
🩺 اتاق درمان ۱


تفاوت درد و رنج
#مصطفی_سلیمانی



درد، بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی انسان است. هیچ‌کس در این دنیا از تجربه‌ی رنج‌های جسمی یا روانی مصون نیست. گاهی زندگی با ما هم‌راستا نیست؛ خواسته‌ها، باورها، و انتظارهایمان با واقعیت‌ها نمی‌خواند. این ناهماهنگی، درد تولید می‌کند. اما چیزی که ما را از پا می‌اندازد، غالباً خودِ درد نیست؛ بلکه تفسیری‌ است که از آن درد می‌سازیم.

ما اغلب به جای دیدن درد به‌عنوان یک تجربه‌ی انسانی، آن را به نشانه‌ای از «کم‌بودنِ» خود تعبیر می‌کنیم. در نتیجه، درد ساده‌ای که می‌توانست پذیرفته و مدیریت شود، به یک رنج عمیق، تکرارشونده و فلج‌کننده تبدیل می‌شود.

فرض کنید فردی با مشکل مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند.
واقعیت این است: «درآمد من کمتر از هزینه‌هایم است و نمی‌توانم برخی از خواسته‌ها و نیازهایم را تأمین کنم.» این، یک درد عینی و ملموس است.

اما ذهن انسان، به‌ویژه ذهنی که آموخته به خودش شک کند، به‌جای توقف در همین واقعیت، آغاز به تفسیر می‌کند:
«چون پول ندارم، پس نالایق‌ام. چون نالایق‌ام، کسی دوستم ندارد. چون دوستم ندارند، پس تنها و بی‌ارزش‌ام. چون بی‌ارزش‌ام، پس روابط اجتماعی‌ام شکست‌خورده‌اند. چون تنها شده‌ام، دیگر امیدی به بهبود ندارم. پس باید از همه‌چیز کنار بکشم...»

اینجاست که یک دردِ واقعی به زنجیره‌ای از تفسیرهای ذهنی تبدیل می‌شود که نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه آن را به رنجی روانی و وجودی بدل می‌سازد. ما به جای آن‌که با فقر، بیماری، تنهایی، یا ناکامی به‌مثابه‌ی «مسائل قابل درک و مدیریت» مواجه شویم، آن‌ها را به روایت‌هایی تبدیل می‌کنیم که هویت‌مان را تهدید می‌کند.

🎯 حالا ببین:
کجاهای زندگی‌ات را با تفسیرهای ذهنی، از مسیر درمان بیرون برده‌ای؟
کدام دردها را به رنجی بی‌پایان تبدیل کردی، تنها چون از زاویه‌ی ناعادلانه‌ای به خودت نگاه کردی؟

✳️ گاهی درمان، فقط در توقف این تفسیرهاست...
#اتاق_درمان ۱

❤️ @filsofak
19🙏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحی برای علت تعصب:

کسی که تمام عمرش را در زندان بوده، اولین کارش بعد از آزادی، یا ساختن زندان است و یا سرکشیدن جام زهرآلودِ آزادی و بین این دو، معمولا زندان پیروز است.

🔺قسمتی از فیلم «رستگاری در شاوشنک»، جاییکه بروکس بعد از یک عمر، آزاد می‌شود و از
رنجِ آزادی، خودکشی می‌کند


❤️ @filsofak
15
🩺 اتاق درمان ۲


روایت رنج؛ آغاز رهایی انسان از درد خاموش
#مصطفی_سلیمانی


رنج، هنگامی درمان‌پذیر است که به روایت درآید.
تا زمانی‌که تجربه‌ای ناگفته باقی بماند، آن رنج است که انسان را زندگی می‌کند. اما همین‌که بیان شود، نوشته شود یا در آینه‌ی نگاه تأمل‌آمیز دیده شود، تغییر ماهیت می‌دهد و به بخشی از مسیر رشد و آگاهی تبدیل می‌شود.

کارل راجرز، بنیان‌گذار روان‌درمانی انسان‌گرا، جمله‌ای دارد که می‌گوید:

> "What is most personal is most universal."
«آن‌چه عمیقاً شخصی است، اغلب جهانی‌ترین تجربه‌ی انسانی است.»



یعنی آن‌چه انسان در سکوت با خود حمل می‌کند، نه فقط رنجی فردی، بلکه بخشی از حافظه‌ی مشترک بشر است. بیان آن، علاوه بر تسکین فردی، نوعی اتصال به انسانیت مشترک ماست.

در بسیاری از موارد، انسان دردهایش را چون رازی پنهان با خود حمل می‌کند. گمان می‌کند اگر بازگو کند، ممکن است قضاوت شود یا آسیب‌پذیر به نظر برسد. اما سکوت مداوم، به آن درد هویت می‌بخشد. درد خاموش، در خلوت ذهنی رشد می‌کند، رفتارها را هدایت می‌کند و روابط را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

فرض کنید فردی در کودکی تجربه‌ای دردناک داشته و آن را هرگز بیان نکرده است. این رنج ممکن است سال‌ها در ناخودآگاه او فعال باشد، بی‌آن‌که دقیقاً بداند چرا در موقعیت‌های خاص، احساس طرد، ترس یا بی‌ارزشی می‌کند.
اما در لحظه‌ای که این تجربه به زبان می‌آید، حتی در یک نوشتار ساده یا یک گفت‌وگوی امن، بخشی از آن تاریکی روشن می‌شود.
همان‌جا نقطه‌ی آغاز رهایی است.

🎯 تأمل کن: چه تجربه‌هایی در درونت بی‌صدا مانده‌اند؟
کدام بخش از روانت، هنوز فرصت سخن‌گفتن نیافته؟
و اگر فقط یک‌بار، در فضایی امن، این روایت شنیده شود، چه تغییری ممکن است آغاز گردد؟

✳️ روایت، صرفاً بازگویی گذشته نیست؛
بازسازی معنا، بازپس‌گیری قدرت، و آغاز تملک هویتی جدید است.
وقتی رنج به زبان می‌آید، دیگر نمی‌تواند پنهانی، انسان را در سکوت فرسوده کند.

#اتاق_درمان ۲
❤️ @filsofak
19👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸راهکارهایی برای رسیدن به تصمیم‌های درست


❤️ @filsofak
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نیم‌نگاهی به خودکشی

❤️ @filsofak
4
فرهنگ هراس‌انگیز است. وحشتناک‌ترین چیز برای دیکتاتورهاست. چون مردمی که مطالعه می‌کنند، هرگز برده نمی‌شوند.

🔸آنتونیو لوبو آنتونس

❤️ @filsofak
👏53
در جهان به ارزش‌های واقعی اعتنایی نمی‌کنند و به آنچه اعتنا می‌کنند، ارزشی ندارد. انزوای انسان‌های شایسته و ممتاز، هم علت این امر است و هم نتیجه‌ی آن.

بنابر آنچه گفته شد، روش خردمندانه‌ی زندگی برای هرکسی که ارزشی در درون خود دارد این است که در صورت لزوم نیازهای خویش را محدود کند تا بتواند آزادیش را نگاه دارد یا گسترش دهد و از آنجا که آدمی ناگزیر با همنوعان خود سر و کار دارد بهتر است تا آنجا که ممکن است آنان را به زندگی خصوصی خود راه ندهد.

«در باب حکمت زندگی»

🔸آرتور شوپنهاور

❤️ @filsofak
7👏1
هیچ‌چیزی در خلق یک ذهن روانکاوانه بازدارنده‌تر از این نیست که بیمار و تحلیلگر باور کنند که قصه «اصلی» بیمار را کشف کرده‌اند. روانکاوی درعین‌حال قصه‌های کلیدی‌ای که موانعی در مسیر زندگی بیمار ایجاد کرده‌اند را شناسایی می‌کند؛ همین شناسایی می‌باید منجر به درک عمیق‌تر شود و آمادگی فهم قصه‌های قدیمی ارائه‌شده در شکل‌های جدید را ایجاد کند و البته به بیمار آزادی شناسایی قصه‌های جدید را نیز بدهد.

بیماران به ما مراجعه می‌کنند چرا که موانعی برای زندگی کردن قصه‌های خود دارند و به جای آن زندگی شخص دیگری را زندگی می‌کنند و از دیدن قصه رها شده خود وحشت دارند یا اینکه نمی‌توانند عواقب قصه‌ای را که ساخته‌اند تحمل کنند آنها درد یک زندگیِ زندگی نکرده را حس می‌کنند و می‌خواهند بدانند زندگی چه کسی را زندگی کرده‌اند و چگونه می‌توانند زندگی خود را زندگی کنند.

هدف تحلیل این است که به بیماران کمک کنیم قصه‌هایی را که زندگی کرده‌اند کشف کنند و از این راه به قصه‌هایی دست بیابند که مایل‌اند زندگی کنند. مولف قصه خود شدن عامل تعیین‌کننده تحلیل «به اندازه کافی خوب» است. هرچند دیگران هم می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری و ادامه قصه‌های بیماران ما داشته باشند، اما پیشرفت تحلیلی به سمت بهتر زیستن تنها هنگامی اتفاق می‌افتد که بیمار بپذیرد مولف قصه‌هایی است که در تحلیل بروز کرده‌اند؛ مولف شکل‌گیری، تداوم و نتایج آنها.

🔸فرد بوش از کتاب خلق یک ذهن روانکاوانه ترجمه توفان گرکانی و سحر شهنازی

❤️ @filsofak
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اضطراب زاییده ناکامی ما برای تثبیت و تحمیل اراده‌مان بر جهان است،‌ ناکامی‌مان در اینکه جهان را به مراد خود کنیم. به زعم نیچه، بیماری معنوی ما، اضطراب ما همانا ناکامی‌مان در یافتن «راه‌حل زندگی» دیگری به‌مثابه‌ راه‌حل کارآمد برای ماست. ولی بدون مفاهیم سنتی اخلاقی، بدون قطعیت متافیزیکی و معرفت‌شناختی آنها، با تضعیف و پوسیدن ارزش‌های سنتی هنجاری، بار مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس خواهیم کرد. عدم قطعیتی که با آن مواجه‌ایم جان‌فرسا و عظیم است، موجد اضطرابی است عظیم،‌ چراکه در این صورت توصیه و راهنمایی هنجارهای خود را از کجا باید پیدا کنیم؟ اما اگر می‌خواهیم به جهان ترسناک و درعین‌حال نویدبخش و توهم‌زدای اندیشه گام بنهیم، باید بتوانیم این دلهره و ترس را تاب آریم.

🔸سمیر چوپرا از کتاب اضطراب ترجمه نصراله مرادیانی

❤️ @filsofak
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقطه مقابل عشق، نفرت نیست، بلکه بی‌احساسی‌ست. نقطه مقابل اراده، دودلی -که به قول ویلیام جمیز به تکاپوی تلاش برای تصمیم‌گیری اشاره دارد- نیست، بلکه خود را با وقایع خاصی درگیر نکردن، بی‌اعتنا بودن و بی‌ارتباط ماندن با آنهاست.

🔸رولو می⁩ از کتاب عشق و اراده ترجمه سپیده حبیب

❤️ @filsofak
9

یکی از محاسنِ نوشتنِ یادداشت‌های روزانه این است که انسان با وضوحی اطمینان‌بخش از تغییراتی که دائماً از سر می‌گذراند آگاه می‌شود...‌

در یادداشت‌های روزانه شواهدی می‌یابید دال بر این‌که در موقعیت‌هایی که امروز به‌نظرتان تحمّل‌ناپذیر می‌رسد زندگی کرده‌اید، به اطراف نظر انداخته‌اید و مشاهدات‌تان را نوشته ايد

🔸 فرانتس كافكا / يادداشت های روزانه

❤️ @filsofak
7👍6🔥1🙏1
🩺 اتاق درمان ۳

رنج آشنا؛ چرا از چیزی که می‌دانیم برایمان بد است، جدا نمی‌شویم؟
#مصطفی_سلیمانی

«می‌دونم این رابطه اشتباهه، اما نمی‌تونم رهاش کنم… چرا؟»

این جمله‌ی آشنا، تنها یک سردرگمی نیست؛ صدای درونی نسلی است که میان دانستن و توانستن گیر کرده است.
می‌فهمد، اما نمی‌تواند.
انگار رشته‌هایی ناپیدا، ما را به رنجی گره می‌زنند که انتخابش نکرده‌ایم.

📌 در روان انسان، همیشه عقل تصمیم نمی‌گیرد؛
گاهی این «رنج آشنا» است که انتخاب می‌کند.

این رنج، حتی اگر زخم‌زننده باشد، به‌نوعی حس آشنایی، امنیت، یا کنترل کاذب می‌دهد. چون قبلاً تجربه‌اش کرده‌ایم. چون در کودکی با آن خو گرفته‌ایم. چون در آن تنها نیستیم.

📚 روان‌شناسی به ما می‌گوید:
نقطه‌ی رهایی، نه انکار این رنج، بلکه شناختن و روایت کردن آن است.
وقتی بفهمیم چرا به درد چسبیده‌ایم، اولین گام را به سوی آزادی برداشته‌ایم.

🎯 از خودت بپرس: چه چیزی در این رابطه، این وضعیت، این تکرارِ آزاردهنده، برایت آشناست؟
کجای این درد، تو را به گذشته‌ات وصل می‌کند؟
و اگر رهایش کنی، از چه چیزی باید دل بکنی؟

🧩 ترک «رنج آشنا»، یکی از سخت‌ترین و شجاعانه‌ترین کارهای روانی انسان است.
اما درست همان‌جاست که شفا آغاز می‌شود.

#اتاق_درمان ۳
❤️ @filsofak
13
🩺 اتاق درمان ۴


فرار یا مواجهه؛ چرا از احساسات دردناک می‌گریزیم؟
#مصطفی_سلیمانی



«وقتی اضطراب می‌گیرتم، فقط می‌خوام یه چیزی ببینم، بخوابم، فراموش کنم…»

آشناست، نه؟ خیلی وقت‌ها اولین واکنش‌ ما به غم، ترس یا اضطراب، فرار است. سرگرمی، سریال، پرخوری، کار زیاد... هر چیزی جز لمس کردن آن احساس.

اما احساساتِ ناخوشایند، مثل چراغ‌های هشدارند. آن‌ها نمی‌خواهند ما را بسوزانند؛ آمده‌اند چیزی را نشان دهند.

📌 اضطراب شاید بگوید: چیزی در زندگی‌ات نادیده مانده.
📌 خشم شاید بگوید: مرزهایت شکسته شده.
📌 اندوه شاید بگوید: وقت عزاداری برای بخشی از خودت رسیده است.

ما به‌جای پرسیدن، می‌گریزیم.
درحالی‌که نقطه‌ی شروع درمان، مواجهه است؛ نه برای غرق شدن، بلکه برای شنیدنِ پیامی که آن احساس با خودش آورده.

🎯 از خودت بپرس:
این ترس، این درد، این بی‌قراری… چه چیزی در زندگی‌ام را صدا می‌زند؟
اگر فرار نکنم، چه چیزی را باید ببینم؟

🧠 کارل یونگ می‌گوید:
«آن‌چه درونت دفن می‌کنی، بیرون از تو سرنوشتت را می‌سازد.»

🧩 مواجهه، شجاعت می‌خواهد؛ اما پشت همین شجاعت، فهمی نهفته که می‌تواند مسیرمان را عوض کند.

#اتاق_درمان ۴
❤️ @filsofak
11
🩺 اتاق درمان ۵

آرامش بچه، از صلح درون تو می‌آید
#مصطفی_سلیمانی



رابطه‌ی پدر و مادر با بچه، آینه‌ای از رابطه‌ی آدم با خودشه.
اگه حالت با خودت خوب نباشه، نمی‌تونی با بچه‌ات هم خوب رفتار کنی.

مثلاً وقتی خسته‌ای، عصبانی‌ای یا از خودت ناراضی، زود از کوره درمی‌ری، حتی اگه بچه کار خاصی نکرده باشه.
چون دردهای خودت رو ناخودآگاه می‌ریزی سر اون.

🧠 دکتر دانیل سیگل، روانپزشک و متخصص رشد کودک، یه جمله‌ی کلیدی داره که می‌گه:

«You can’t help your child regulate if you are dysregulated yourself.»
«نمی‌تونی به بچه‌ات کمک کنی آرام بشه، اگه خودت دروناً آشفته‌ای.»

به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین کارهایی که یه والد می‌تونه برای بچه‌اش انجام بده، اینه که اول خودش رو بشناسه، دردهاش رو بفهمه و حال دلش رو خوب کنه.
وقتی بزرگ‌تر با خودش در صلح باشه، بچه هم آرامش بیشتری رو تجربه می‌کنه.

🎯 تأمل کن:
آیا وقتی با خودت مهربونی، با بچه‌ات هم صبورتر می‌شی؟
چه بخشی از ناآرامی درونت، بی‌پاسخ مونده و داره به رابطه‌ات با فرزندت آسیب می‌زنه؟

✳️ کودک، نیازمند والد سالمه؛ نه کامل.
کسی که بهبود خودش رو جدی می‌گیره.

📖 «کسی که با خودش در صلح نیست، نمی‌تواند با دیگران در صلح باشد.»
— مصطفی ملکیان

#اتاق_درمان ۵
❤️ @filsofak
10👍2
📘 تازه‌چاپ!

روایتی روان‌شناختی از تصمیم‌ها، درگیری‌ها و اشتباهات ذهنیِ آدم‌های متأهل.

#معرفی_کتاب
📕 خطاهای یک مغز متأهل
#مصطفی_سلیمانی



اگه تو رابطه‌ای هستی، یا حتی بودی،
حداقل یکی از این ۳۰ تا خطای شناختی رو تجربه کردی…

۳۰ اشتباه ذهنی که می‌تونن عشق رو به سوء‌تفاهم تبدیل کنن.

🌐 برای تهیهٔ این کتاب به سایت‌ مهرستان به نشانی www.book.mehrestan.ir سر بزنید.

❤️ @filsofak
7
معرفی کانال فلسفه اخلاق
#مصطفی_سلیمانی


https://t.iss.one/filsofak

🎓 با فلسفه اخلاق، فکر کردن را عمیق‌تر بیاموز!
📚 کانال @filsofak جایی‌ست برای آن‌ها که می‌خواهند اخلاق را نه فقط از منظر دینی یا فرهنگی، بلکه با رویکردی فلسفی، انتقادی و تحلیلی بازخوانی کنند.

🔍 اینجا از خود می‌پرسیم:
– خوبی یعنی چه؟
– آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟
– وظیفه ما در قبال دیگران چیست؟
– آیا می‌توان اخلاق را بدون دین درک کرد؟
– نیچه، کانت، ارسطو، هیوم و دیگر فلاسفه چه می‌گویند؟

✳️ در این کانال، می‌خوانید و می‌اندیشید:
– یادداشت‌های کوتاه و کاربردی در باب اخلاق
– معرفی کتاب‌های مهم فلسفه اخلاق
– گزیده‌هایی از آثار کلاسیک و معاصر
– تحلیل مفاهیم بنیادین مانند فضیلت، وظیفه، خیر، شر، وجدان و مسئولیت

📌 اگر به پرسش‌های بنیادین درباره "چگونه زیستن" علاقه‌مندید،
به @filsofak بپیوندید و فلسفه اخلاق را از نو کشف کنید.

🔸 به دوستان خود ارسال کنید‌.
3
معرفی کتاب‌های روان‌شناسی برای نویسنده‌ها
#مصطفی_سلیمانی



🔻پیشنهادهای زیر ترکیبی هستن از کتاب‌های روان‌شناسی قابل‌فهم، پرمغز و الهام‌بخش برای نویسنده‌ها. این‌ها هم نگاه علمی دارن، هم سرشار از بینش‌های قابل استفاده در شخصیت‌پردازی، روایت و درک پیچیدگی‌های انسان هستن:

📘 ۱. انسان در جستجوی معنا – ویکتور فرانکل
ژانر: معنا‌درمانی، روان‌شناسی، اگزیستانسیال
_ چرا برای نویسنده؟ چون روایت زندان‌های مرگ و بقا، ترکیب روان‌شناسی و داستان واقعی، درک عمیق رنج و معنا رو به شکل نثر ساده ولی قدرتمند ارائه می‌ده.

📘 ۲. هوش هیجانی – دنیل گلمن
ژانر: روان‌شناسی احساسات و ارتباطات
_ چرا برای نویسنده؟ چون کمک می‌کنه بفهمه چرا شخصیت‌ها اون‌طور که فکر می‌کنن عمل نمی‌کنن، بلکه تحت تأثیر هیجان‌ها هستن. برای نوشتن شخصیت‌های باورپذیر عالیه.

📘 ۳. طرحواره‌درمانی به زبان آدمیزاد/ جوانا بیکر
ژانر: روان‌درمانی شناختی
_ چرا برای نویسنده؟ چون درک عمیقی از الگوهای رفتاری انسان‌ها در کودکی تا بزرگسالی می‌ده. برای طراحی شخصیت‌های زخم‌خورده یا پیچیده خیلی مفیده. نثرش هم ساده‌ست.

📘 ۴. قدرت عادت – چارلز دوهیگ
ژانر: روان‌شناسی رفتار و تغییر
_ چرا برای نویسنده؟ چون کمک می‌کنه درک کنه چطور آدم‌ها گرفتار رفتارهای تکراری می‌شن و چطور می‌تونن تغییر کنن. مفید برای خلق قوس شخصیتی شخصیت‌ها.

📘 ۵. ذهنِ آدمیزاد – تریسی پاکهام (از مجموعه For Dummies)
ژانر: مقدمه‌ای ساده بر روان‌شناسی
_ چرا برای نویسنده؟ چون ساده، روان و بدون پیش‌زمینه تخصصی توضیح می‌ده که مغز و روان انسان چطور کار می‌کنه.
#معرفی_کتاب

❤️ @filsofak
10
🩺 اتاق درمان ۶


تحول، نه از مسیر دانستن؛ بلکه از مسیر فهمیدنِ خویشتن
#مصطفی_سلیمانی


🔻بسیاری از ما گمان می‌کنیم که با خواندن کتاب‌های روانشناسی، شنیدن چند پادکست الهام‌بخش یا حتی گفت‌و‌گو با دیگران، می‌توانیم از رنج‌های درونی خود رهایی یابیم. اما واقعیت این است که ریشه‌ی بسیاری از دشواری‌های روانی ما، نه در «ندانستن»، بلکه در لایه‌های ناپیدای وجودمان نهفته است؛ لایه‌هایی که تنها از خلال فرایندهای عمیق روان‌درمانی، آن هم به‌شیوه‌ای تحلیلی، مجال آشکار شدن می‌یابند.

کریستوفر بولاس، روانکاو برجسته، در کتاب پیش از سقوط با ارجاع به گفته‌ای از ویلهلم رایش یادآور می‌شود که تنها تحلیل روانی است که می‌تواند دگرگونی واقعی در انسان پدید آورد. در این نگاه، اختلالات شخصیتی همچون پازل‌هایی روانی هستند که درون ما منجمد شده‌اند. این الگوهای رفتاری، که سال‌ها از آن‌ها به‌عنوان سپر محافظ استفاده کرده‌ایم، تا زمانی که مورد بررسی و تفسیر قرار نگیرند، دست‌نخورده و نافهمیده باقی می‌مانند.

برای مثال، فردی که به‌طور مداوم از صمیمیت گریزان است یا همواره خود را مقصر می‌داند، در واقع ممکن است در حال بازتولید دفاع‌هایی باشد که زمانی برای بقا حیاتی بوده‌اند. اما امروز، همین زره‌های روانی، مسیر زندگی اصیل او را مسدود کرده‌اند.

روان‌درمانی تحلیلی، دقیقاً همان فرآیندی است که این زره‌ها را آرام‌آرام تحلیل می‌برد. بدون وعده‌ی معجزه و بدون مسیرهای میان‌بر، اما با تعهد به ریشه‌ای‌ترین لایه‌های روان، راهی را می‌گشاید که به سوی آزادی درونی منتهی می‌شود.

این سفر، سفری آسان نیست. اما سفری است که در آن انسان، نه صرفاً با دانسته‌ها، بلکه با «شناخت عمیق از خویشتن» دوباره زاده می‌شود. اگر در آستانه‌ی آغاز این مسیر هستید یا قدم‌هایی هرچند کوچک برداشته‌اید، به یاد داشته باشید: همین جسارتِ شروع، خود نشانه‌ای است از آمادگی شما برای دگرگونی.

#اتاق_درمان ۶
❤️ @filsofak
10👍3