🪧 آیا تاکنون از خودتان پرسیدهاید: تفکر چیست؟ چرا و چگونه فکر میکنیم؟
📌 به زبان ساده، تفکر یعنی ربط دادن مفاهیم و رویدادها و واکنش نشان دادن. برای مثال، وقتی در حین رانندگی به چراغقرمز میرسیم، با مشاهدهی این پدیده توقف میکنیم. در واقع، "چراغقرمز" را به "توقف کردن" ربط میدهیم و سپس اقدام میکنیم. به همین سادگی!
📌 اما آیا تفکر آنطور که ما تصور میکنیم ساده است؟ متیو آلن در کتاب تفکر هوشمندانه: مهارتهای فهم و نگارش نقادانه تفکر را اینگونه تعریف میکند: تفکر یک جنبه از فرایند نظاممند دریافت، تحلیل و انتقال اطلاعات است.
📌 بنابراین، تفکر فرایندی سه مرحلهای است که در آن مفاهیم و رویدادها را به هم ربط میدهیم و سپس اقدام میکنیم. پزشکان هم در حین معاینه کردن اطلاعاتی را از بیمار دریافت و تحلیل میکنند و آنها را به بیماری خاصی ربط میدهند و سپس تصمیم میگیرند. در واقع، آنها اطلاعات را دریافت و تحلیل میکنند و سپس تصمیم میگیرند.
📌 نحوهی ربط دادن مفاهیم و رویدادها نوع تفکرمان را مشخص میکند. برای مثال، اگر دو رویداد یا دو مفهوم را طوری به هم ربط دهیم که به نوآوری و خلاقیت منجر شود، تفکرمان "خلاقانه" است. اگر رویدادها را به خودمان ربط دهیم و خودمان را مرکز عالم بدانیم، تفکرمان "خودمحورانه" است. اگر دو مفهوم یا دو رویداد بیربط را به هم ربط دهیم و تصمیم بگیریم، داریم "خرافاتی" فکر میکنیم. وقتی تفکرمان را به معیارهایی ربط میدهیم و با آن معیارها تفکرمان را میسنجیم، داریم "نقادانه" میاندیشیم.
📌با توجه به تحقیق مختصری که دربارهی انواع تفکر انجام دادهام، به این نتیجه رسیدهام که نمیتوان عدد مشخصی را برای انواع تفکر تعیین کرد. در واقع، نمیتوانیم بگوییم تعداد تفکر چندتاست؛ شاید دهها یا صدها نوع تفکر را بتوانیم فهرست کنیم:
📌 تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه، تفکر تحلیلی، تفکر سیستمی، تفکر استراتژیک، تفکر خطی، تفکر رویداد-محور، تفکر جانبی، تفکر واگرا، تفکر همگرا و تفکر علمی.البته، اینها انواع معروف و شناختهشدهی تفکر هستند. تفکر جنبهی منفی هم دارد، مانند تفکر خودمحورانه، تفکر جامعهمحورانه، تفکرقضاوتگرایانه، تفکر آمرانه، آرزواندیشی، محلیاندیشی، گروهاندیشی، جادوییاندیشی، تفکر قالبی، تفکر سیاه و سفید و ...
📌دانیل کانمن در کتاب تفکر، سریع و کند دو نوع تفکر را معرفی میکند: تفکر سریع و تفکر کند. ما به دو حالت میتوانیم مفاهیم و رویدادها را به هم ربط دهیم: عجولانه و متاملانه. در تفکر سریع ما ناخودآگاه، شهودی و بدون تامل مفاهیم و رویدادها را به هم پیوند میدهیم و نتیجه میگیریم که اغلب به نتیجهای نادرست و ناخوشایند دست مییابیم، اما در تفکر کند با تامل و آگاهانه مفاهیم و رویدادها را به هم ربط میدهیم که نتیجهی آن اغلب رضایتبخش و منطقیتر است.
📝 محمدرضا سلیمی
❤️☘ @filsofak
📌 به زبان ساده، تفکر یعنی ربط دادن مفاهیم و رویدادها و واکنش نشان دادن. برای مثال، وقتی در حین رانندگی به چراغقرمز میرسیم، با مشاهدهی این پدیده توقف میکنیم. در واقع، "چراغقرمز" را به "توقف کردن" ربط میدهیم و سپس اقدام میکنیم. به همین سادگی!
📌 اما آیا تفکر آنطور که ما تصور میکنیم ساده است؟ متیو آلن در کتاب تفکر هوشمندانه: مهارتهای فهم و نگارش نقادانه تفکر را اینگونه تعریف میکند: تفکر یک جنبه از فرایند نظاممند دریافت، تحلیل و انتقال اطلاعات است.
📌 بنابراین، تفکر فرایندی سه مرحلهای است که در آن مفاهیم و رویدادها را به هم ربط میدهیم و سپس اقدام میکنیم. پزشکان هم در حین معاینه کردن اطلاعاتی را از بیمار دریافت و تحلیل میکنند و آنها را به بیماری خاصی ربط میدهند و سپس تصمیم میگیرند. در واقع، آنها اطلاعات را دریافت و تحلیل میکنند و سپس تصمیم میگیرند.
📌 نحوهی ربط دادن مفاهیم و رویدادها نوع تفکرمان را مشخص میکند. برای مثال، اگر دو رویداد یا دو مفهوم را طوری به هم ربط دهیم که به نوآوری و خلاقیت منجر شود، تفکرمان "خلاقانه" است. اگر رویدادها را به خودمان ربط دهیم و خودمان را مرکز عالم بدانیم، تفکرمان "خودمحورانه" است. اگر دو مفهوم یا دو رویداد بیربط را به هم ربط دهیم و تصمیم بگیریم، داریم "خرافاتی" فکر میکنیم. وقتی تفکرمان را به معیارهایی ربط میدهیم و با آن معیارها تفکرمان را میسنجیم، داریم "نقادانه" میاندیشیم.
📌با توجه به تحقیق مختصری که دربارهی انواع تفکر انجام دادهام، به این نتیجه رسیدهام که نمیتوان عدد مشخصی را برای انواع تفکر تعیین کرد. در واقع، نمیتوانیم بگوییم تعداد تفکر چندتاست؛ شاید دهها یا صدها نوع تفکر را بتوانیم فهرست کنیم:
📌 تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه، تفکر تحلیلی، تفکر سیستمی، تفکر استراتژیک، تفکر خطی، تفکر رویداد-محور، تفکر جانبی، تفکر واگرا، تفکر همگرا و تفکر علمی.البته، اینها انواع معروف و شناختهشدهی تفکر هستند. تفکر جنبهی منفی هم دارد، مانند تفکر خودمحورانه، تفکر جامعهمحورانه، تفکرقضاوتگرایانه، تفکر آمرانه، آرزواندیشی، محلیاندیشی، گروهاندیشی، جادوییاندیشی، تفکر قالبی، تفکر سیاه و سفید و ...
📌دانیل کانمن در کتاب تفکر، سریع و کند دو نوع تفکر را معرفی میکند: تفکر سریع و تفکر کند. ما به دو حالت میتوانیم مفاهیم و رویدادها را به هم ربط دهیم: عجولانه و متاملانه. در تفکر سریع ما ناخودآگاه، شهودی و بدون تامل مفاهیم و رویدادها را به هم پیوند میدهیم و نتیجه میگیریم که اغلب به نتیجهای نادرست و ناخوشایند دست مییابیم، اما در تفکر کند با تامل و آگاهانه مفاهیم و رویدادها را به هم ربط میدهیم که نتیجهی آن اغلب رضایتبخش و منطقیتر است.
📝 محمدرضا سلیمی
❤️☘ @filsofak
👍3🙏2🥰1
راه و رسم زندگی شفاف و اصیل
📌 «..من به این نتیجه رسیدهام که آدم تا اصیل زندگی نکند، نمیتواند زندگیای بکند که خوبی و خوشی را داشته باشد. و آدم خیلی شرمنده است که این را بگوید ولی اصیل زندگی کردن در بافت اجتماعی کشور ما امری نزدیک به محال است. میگویم نزدیک به محال چون هستند کسانی که تمام عواقب سوء و تلخاش را میپذیرند. آدم وقتی اصیل زندگی میکند یعنی بر اساس فهم و تشخیص خودش عمل میکند. اوّلین اثر این شیوۀ زندگی کردن این است که خفیهکاری در آن نیست. بخش زیادی از آسایش و فرسایش در زندگی ما به این دلیل است که خفیهکاریم. فکر نکنید خفیهکاری فقط خفیهکاری سیاسی است. بزرگترین مانعی که در برابر زندگی اصیل ما هست افکار عمومی است نه رژیم سیاسی حاکم بر جامعه.
📌 اگر من واقعاً میتوانستم این افکار عمومی را به هیچ بگیرم و اصیل زندگی بکنم، خوبی و خوشیام بسیار بسیار همراهتر میشدند و دو راه را نمیرفتند. ولی البته در جامعههایی مثل جامعۀ ما در پیش گرفتن این روش یک تالی فاسد دارد: خوبی و خوشی همراهتر میشوند ولی به قیمت اینکه ناخوشیهای فراوانی هم از انجامشان پدید میآید. اصلاً به نظر من مهّم نیست که جامعههای آزاد چه امکاناتی در اختیار شما قرار میدهند، به نظر من بزرگترین خدمتی که جامعۀ آزاد به اعضای خود میکند این است که آنها میتوانند از امکاناتی که دارند استفاده کنند. بخش زیادی از زندگی ما، ساحتهای مختلف وجود ما بر هم انطباق ندارد.
📌 شما عقیدهای دارید ولی متفاوت از آن رفتار میکنید. یک نحوه گفتار دارید و به نحوهای دیگر کردار. احساسات، عواطف و هیجاناتتان با کردارتان هماهنگ نیست. من کریستالی زندگی کردن، شفاف زندگی کردن را برای سلامت فرد خیلی سودمند میدانم. یعنی وقتی به یک فرد نگاه میکنی انگار به یک بلور نگاه میکنی و همۀ زوایا و جوانب و خفایای آن را میبینی. ما هزینۀ این را میدهیم که نمیتوانیم این یکپارچگی وجودی یا صداقت را داشته باشیم. راه حل آن هم این است که یا شخص برود و در جامعههای آزاد زندگی بکند یا آنقدر ارادهٔ قوی داشته باشد که تمام هزینههای این نوع زندگی را در جوامع غیرآزاد بپردازد.
📌 باور کنید که من تقریباً به هر کسی که گفتهام، فوری تصدیق کرده است که بخشی از مشکلات او از این امر نشأت گرفته است که نمیتواند چنان که عقیده دارید، احساس و عاطفه و هیجان داشته باشد. آنچنان که این دو تا را دارد، خواسته داشته باشد و آن چنان که این سه تا را دارد گفته داشته باشد و آن چنان که این چهار تا را دارد، کرده داشته باشد. من فکر میکنم که علت درد و رنج بسیاری از جوانان و میان سالان و کلاً اکثر ما این است. اگر میتوانستید در یک جامعهٔ آزاد زندگی کنید یا میتوانستید واقعاً ارادۀ خود را قوی کنید و درد و رنجهایی را که ناشی از این نوع اصیل زیستن در این جامعه است را تحمل کنید به شما خیلی خیلی کمک میکرد و یک مقدار از این فرو بستگیای که آدم در خودش احساس میکند، باز میشد.
📌 من واقعاً فکر میکنم یکی از مهّمترین ارکان زندگی بهروزانه این است که آدم شفاف و کریستالی باشد. بگوید من این هستم و هزینههایش را هم میپردازم، البته چقدر خوب است که آدم در یک جامعۀ آزاد زندگی کند که این نوع هزینههایش تقریباً به صفر برسد. امّا بالاخره آنهایی که توانستهاند، میگویند ما هزینههایش را میپردازیم هرچند در یک جامعهای جهان سوّمی زندگی میکنیم. من مثالهای بسیاری دارم که ما به میزان اصیل زندگی کردن، فروبستگیمان از بین میرود و زندگیمان گشاده میشود..»
📝 استاد مصطفی ملکیان
❤️☘ @filsofak
📌 «..من به این نتیجه رسیدهام که آدم تا اصیل زندگی نکند، نمیتواند زندگیای بکند که خوبی و خوشی را داشته باشد. و آدم خیلی شرمنده است که این را بگوید ولی اصیل زندگی کردن در بافت اجتماعی کشور ما امری نزدیک به محال است. میگویم نزدیک به محال چون هستند کسانی که تمام عواقب سوء و تلخاش را میپذیرند. آدم وقتی اصیل زندگی میکند یعنی بر اساس فهم و تشخیص خودش عمل میکند. اوّلین اثر این شیوۀ زندگی کردن این است که خفیهکاری در آن نیست. بخش زیادی از آسایش و فرسایش در زندگی ما به این دلیل است که خفیهکاریم. فکر نکنید خفیهکاری فقط خفیهکاری سیاسی است. بزرگترین مانعی که در برابر زندگی اصیل ما هست افکار عمومی است نه رژیم سیاسی حاکم بر جامعه.
📌 اگر من واقعاً میتوانستم این افکار عمومی را به هیچ بگیرم و اصیل زندگی بکنم، خوبی و خوشیام بسیار بسیار همراهتر میشدند و دو راه را نمیرفتند. ولی البته در جامعههایی مثل جامعۀ ما در پیش گرفتن این روش یک تالی فاسد دارد: خوبی و خوشی همراهتر میشوند ولی به قیمت اینکه ناخوشیهای فراوانی هم از انجامشان پدید میآید. اصلاً به نظر من مهّم نیست که جامعههای آزاد چه امکاناتی در اختیار شما قرار میدهند، به نظر من بزرگترین خدمتی که جامعۀ آزاد به اعضای خود میکند این است که آنها میتوانند از امکاناتی که دارند استفاده کنند. بخش زیادی از زندگی ما، ساحتهای مختلف وجود ما بر هم انطباق ندارد.
📌 شما عقیدهای دارید ولی متفاوت از آن رفتار میکنید. یک نحوه گفتار دارید و به نحوهای دیگر کردار. احساسات، عواطف و هیجاناتتان با کردارتان هماهنگ نیست. من کریستالی زندگی کردن، شفاف زندگی کردن را برای سلامت فرد خیلی سودمند میدانم. یعنی وقتی به یک فرد نگاه میکنی انگار به یک بلور نگاه میکنی و همۀ زوایا و جوانب و خفایای آن را میبینی. ما هزینۀ این را میدهیم که نمیتوانیم این یکپارچگی وجودی یا صداقت را داشته باشیم. راه حل آن هم این است که یا شخص برود و در جامعههای آزاد زندگی بکند یا آنقدر ارادهٔ قوی داشته باشد که تمام هزینههای این نوع زندگی را در جوامع غیرآزاد بپردازد.
📌 باور کنید که من تقریباً به هر کسی که گفتهام، فوری تصدیق کرده است که بخشی از مشکلات او از این امر نشأت گرفته است که نمیتواند چنان که عقیده دارید، احساس و عاطفه و هیجان داشته باشد. آنچنان که این دو تا را دارد، خواسته داشته باشد و آن چنان که این سه تا را دارد گفته داشته باشد و آن چنان که این چهار تا را دارد، کرده داشته باشد. من فکر میکنم که علت درد و رنج بسیاری از جوانان و میان سالان و کلاً اکثر ما این است. اگر میتوانستید در یک جامعهٔ آزاد زندگی کنید یا میتوانستید واقعاً ارادۀ خود را قوی کنید و درد و رنجهایی را که ناشی از این نوع اصیل زیستن در این جامعه است را تحمل کنید به شما خیلی خیلی کمک میکرد و یک مقدار از این فرو بستگیای که آدم در خودش احساس میکند، باز میشد.
📌 من واقعاً فکر میکنم یکی از مهّمترین ارکان زندگی بهروزانه این است که آدم شفاف و کریستالی باشد. بگوید من این هستم و هزینههایش را هم میپردازم، البته چقدر خوب است که آدم در یک جامعۀ آزاد زندگی کند که این نوع هزینههایش تقریباً به صفر برسد. امّا بالاخره آنهایی که توانستهاند، میگویند ما هزینههایش را میپردازیم هرچند در یک جامعهای جهان سوّمی زندگی میکنیم. من مثالهای بسیاری دارم که ما به میزان اصیل زندگی کردن، فروبستگیمان از بین میرود و زندگیمان گشاده میشود..»
📝 استاد مصطفی ملکیان
❤️☘ @filsofak
❤10👍5🙏3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارگاه تحليل فیلم بر مبنای طرحوارهها
فیلم ۷
🔸ژانر: اکشن علمی تخیلی
🔸نویسنده و کارگردان: کریستوفر نولان
🔸بازیگران: کن واتانابه، جوزف گوردون لویت، ماریون کوتیار، الیوت پیج، تام هاردی، دیلیپ رائو، کیلین مورفی، تام برنگر و مایکل کین.
🔸خلاصه فیلم:
لئوناردو دیکاپریو در این فیلم نیز نقش مردی را بازی میکند که به شدت بر کنترل ذهن خود تمرکز دارد و تلاش میکند تا احساساتش را سرکوب کند. این ویژگیها میتوانند نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک سپر دفاعی در برابر آسیبپذیری عاطفی باشند
#مصطفی_سلیمانی
#فیلم_درمانی
#تله_بازداری_هیجانی
#طرحواره_بازداری_هیجانی
#تله_بازداری_هیجانی
#طرحواره
❤️☘ @filsofak
فیلم ۷
طرحواره بازداری هیجانی🔖 دوبله فارسی بدون سانسور
🎬 Inception (2010)
🎥 فیلم تلقین (۲۰۱۰)
🔸ژانر: اکشن علمی تخیلی
🔸نویسنده و کارگردان: کریستوفر نولان
🔸بازیگران: کن واتانابه، جوزف گوردون لویت، ماریون کوتیار، الیوت پیج، تام هاردی، دیلیپ رائو، کیلین مورفی، تام برنگر و مایکل کین.
🔸خلاصه فیلم:
لئوناردو دیکاپریو در این فیلم نیز نقش مردی را بازی میکند که به شدت بر کنترل ذهن خود تمرکز دارد و تلاش میکند تا احساساتش را سرکوب کند. این ویژگیها میتوانند نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک سپر دفاعی در برابر آسیبپذیری عاطفی باشند
#مصطفی_سلیمانی
#فیلم_درمانی
#تله_بازداری_هیجانی
#طرحواره_بازداری_هیجانی
#تله_بازداری_هیجانی
#طرحواره
❤️☘ @filsofak
👍5❤4🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارگاه تحليل فیلم بر مبنای طرحوارهها
فیلم ۸
🔸فیلم موزیکال آمریکایی.
🔸 کارگردان: راب مارشال.
🔸بازیگران: رنه زلوگر، ریچارد گییر و کاترین زتا جون.
🔸جوایز:
شیکاگو نامزد دریافت ۱۳ جایزه اسکار شد و در مجموع توانست ۶ جایزه اسکار را به خود تعلق دهد.
این فیلم بر اساس یک تئاتر موزیکال به نام شیکاگو ساخته شده که ترانههای آن (ساخته جان کندر (John Kander)) در این فیلم استفاده شد.
🔸خلاصه فیلم:
این فیلم داستان دو زن قاتل را روایت میکند که با استفاده از رسانهها، به شهرت میرسند. شخصیتهای این فیلم، برای جلب توجه و محبوبیت، حاضرند هر کاری انجام دهند و این میتواند به عنوان یک نمونه از طرحواره اطاعت تلقی شود.
#مصطفی_سلیمانی
#فیلم_درمانی
#تله_اطاعت
#طرحواره_اطاعت
#طرحواره_درمانی #طرحواره
❤️☘ @filsofak
فیلم ۸
طرحواره اطاعت🔖 زیرنویس چسبیده بدون سانسور
🎬 Chicago (2002)
🎥 فیلم شیکاگو (۲۰۰۲)
🔸فیلم موزیکال آمریکایی.
🔸 کارگردان: راب مارشال.
🔸بازیگران: رنه زلوگر، ریچارد گییر و کاترین زتا جون.
🔸جوایز:
شیکاگو نامزد دریافت ۱۳ جایزه اسکار شد و در مجموع توانست ۶ جایزه اسکار را به خود تعلق دهد.
این فیلم بر اساس یک تئاتر موزیکال به نام شیکاگو ساخته شده که ترانههای آن (ساخته جان کندر (John Kander)) در این فیلم استفاده شد.
🔸خلاصه فیلم:
این فیلم داستان دو زن قاتل را روایت میکند که با استفاده از رسانهها، به شهرت میرسند. شخصیتهای این فیلم، برای جلب توجه و محبوبیت، حاضرند هر کاری انجام دهند و این میتواند به عنوان یک نمونه از طرحواره اطاعت تلقی شود.
#مصطفی_سلیمانی
#فیلم_درمانی
#تله_اطاعت
#طرحواره_اطاعت
#طرحواره_درمانی #طرحواره
❤️☘ @filsofak
❤2👍1
Forwarded from انجمن ادبی موژ
🔻ما باور داریم که قصهها بخش بزرگی از زندگیاند؛ در این انجمن، داستانها و اندیشههای شما روایتگر لحظههایی خواهند بود که در سکوت فرو رفتهاند، اما ارزش شنیدهشدن دارند.
🔸این یک دعوت است، دعوت به بازگویی، به شنیدن و به همدلی. بیایید با واژهها، از دل غم بگذریم و به جایی روشنتر برسیم؛ جایی که ادبیات مرهم است و قصهها شریک زندگی.
اینجا موژ است؛ جایی برای جاری شدن واژهها و آغاز قصههای تازه.
🔹تلگرام:
🆔 @anjoman_moozh
🔹اینستاگرام:
🆔 https://instagram.com/_u/anjoman_moozh
#انجمن_ادبی_موژ
🔸این یک دعوت است، دعوت به بازگویی، به شنیدن و به همدلی. بیایید با واژهها، از دل غم بگذریم و به جایی روشنتر برسیم؛ جایی که ادبیات مرهم است و قصهها شریک زندگی.
اینجا موژ است؛ جایی برای جاری شدن واژهها و آغاز قصههای تازه.
🔹تلگرام:
🆔 @anjoman_moozh
🔹اینستاگرام:
🆔 https://instagram.com/_u/anjoman_moozh
همگی دعوتید شنبهها ساعت ۲۰:۳۰ در این نشست ادبی شرکت کنید.
#انجمن_ادبی_موژ
❤6👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زیگموند فروید: روانکاوی چیست؟
▪️قسمت اول: روانکاوی چیزی غریب است
▫️کاری از Freud Museum London
➖زیرنویس پارسی
#زیگموند_فروید
#روانکاری
❤️☘ @filsofak
❤3
به طور کلی، داستان هرگز نباید به اثر تحلیلی تبدیل شود. داستاننویس حتی نباید از سر تفنن تلاش کند که به روانشناسی و ایسمهای مختلف بپردازد. ادبیات ناب در همان حال که سرگرم میکند آگاهی میدهد. قادر است هم روشن باشد هم پرمحتوا. قدرتی جادویی دارد برای آمیختن علیت با هدف، شک با ایمان، تمناهای جسم با اشتیاقهای روح. منحصر به فرد و عمومی است، ملی و جهانی، واقعگرا و تمثیلی. اگرچه تفسیرهای دیگر را برمیتابد، هیچگاه نباید در صدد توضیح خود برآید.
▪️مقدمهی کتاب یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر، آیزاک باشویس سینگر
#داستان_نویسی
#آیزاک_باشویس_سینگر
❤️☘ @filsofak
▪️مقدمهی کتاب یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر، آیزاک باشویس سینگر
#داستان_نویسی
#آیزاک_باشویس_سینگر
❤️☘ @filsofak
❤8
اعتماد به نفس
نظری که در بزرگسالی دربارهٔ خودمان داریم و اینکه چقدر خودمان را دوستداشتنی میدانیم تا حد زیادی نتیجهٔ رفتار افراد مهم زندگیمان است در کودکی و اینکه آن زمان چگونه از ما مراقبت کردهاند. هیچکس حب ذات و کنار آمدن با خود را از شکم مادر همراه نمیآورد. اولین نگاههای مهربانی که به ما میشود یادمان میدهد خودمان را تسکین دهیم و دوست داشته باشیم.
سپس این مهربانی و اطمینان خاطری را که از جانب دیگران دریافت میکنیم درونمان نهادینه میکنیم و در سالهای بعد، در شرایطی متفاوت، برای خودمان تجدید میکنیم. آن دسته از ما که بخت یارشان بوده است، همانها که وقتی تنها هستند و میخواهند برای خودشان غذا سفارش دهند عذاب وجدان نمیگیرند، حتماً در گذشتهای دور، به واسطهٔ تحسین دیگرانْ با احساس امنیت بزرگ شدهاند و اینک همان احساس امنیت کمکشان میکند بدگمان نباشند که سرپیشخدمت به آنها پوزخند میزند یا زوجی در آن گوشه مسخرهشان میکنند. در آن ایام که شاید خیلی بزرگتر از یک بالش نبودیم،
این احساس قدرتمند به ما ارزانی شده که حق حیات داریم، که ما هم موهبتی برای دنیا هستیم و دیگران از وجودمان لذت میبرند. و حالا که حتی مدتها است کسانی که مراقبمان بودهاند از کنارمان رفتهاند، نیروی عشقی که از آنها دریافت کردهایم باعث میشود خندهٔ آن را که میزِ کناری نشسته خالی از غرض بدانیم و به خودمان حق بدهیم درخواست کنیم برایمان یک سبد نان اضافه و روزنامهٔ عصر بیاورند.
اما آن دسته که چندان بخت مساعد نداشتهاند این لایهٔ عاطفی محافظ را ندارند. هر موقعیت یا دستاوردی در زندگی داشته باشیم، باز هیچوقت از این احساس دور نیستیم که بقیه به ما میخندند و دلیلی خوب برای آزارمان دارند. مجبوریم آگاهانه تلاش کنیم کارهایی را انجام دهیم که دیگران خودبهخود یاد گرفتهاند. بخشی از ذهنمان باید بخش دیگر را دلداری دهد. باید صداهایی اطمینانبخش تولید کند، صداهایی که خودمان هیچوقت نشنیدهایم.
باید از ما دلجویی کند، چون کسی این کار را نکرده است. اگرچه این لحظه در رستوران تنهاییم، باید تقلا کنیم به تصویری از تمام زندگیمان بچسبیم: دو روز پیش داشتیم با دوستانمان میگفتیم و میخندیدیم (از این دوستان خوب چندتایی دوروبرمان داریم)، فردا با همکارانمان درگیر بحثی جدی خواهیم شد، اما پیش از آن محبت دیدهایم و در آغوشهای گرمی فشرده شدهایم. این لحظه تنهاییم، ولی اصلاً معنیاش این نیست که از اجتماع رانده شدهایم.
ضمناً، باید یادمان باشد که، در معنایی بسیار خوب، کسی اصلاً حواسش به ما نیست. ما کاری به کار هم نداریم و این بسیار هم خوب است. کسی که دارد در جمع دوستانش جوک تعریف میکند کارش را ول نمیکند که به ما بخندد. آدم جذابی که غرق بحثی داغ با دوستش است شاید دربارهٔ این حرف میزند که چقدر جذب شغل جدیدش شده است. این آدمها وقتشان را صرف این خیالات نمیکنند که ما چقدر بیریخت و تنهاییم. این صداها توی سر ما است نه آنها.
این تصور هم باید برایمان مایهٔ آسودگی باشد که همین که بعضی وقتها مثل غریبهها باشیم و مدام قاتی جمع نباشیم شأن و شکوهی دارد، چراکه فرصت میکنیم از جریان طبیعی اجتماع قدم بیرون بگذاریم و از زاویهای غیر مستقیم و دورافتاده به طبیعت بشری فکر کنیم. کسی که در این لحظه دوستی دوروبرش نیست و تنها است از این امتیاز برخوردار است که به شناختی دست یابد که از کسانی که همیشه در محاصرهٔ پرچانگی دوست و آشنا هستند دریغ میشود.
حامی بزرگ مشتریهای تنها، نقاش آمریکایی، ادوارد هاپر، میدانست چطور به کسانی که بیرون از جمعاند حیثیت درخور ببخشد، کسانی که میتوانند افکاری را پرورش بدهند که جماعت تأییدشان نمیکند، کسانی که تنهاییشان به روحشان عمق میدهد و دیگران را مشتاق دوستیشان میکند. شخصیت اصلی اتومات اصلا ترحمانگیز نیست، کانون عمق و شناختی خاموش است. دلمان میخواهد کنارش بنشینیم ـ نه اینکه تأسف بخوریم که تاکنون تنها مانده است.
اضطرابِ تنها غذا خوردن، بهطور طبیعی، اقتضا میکند فکر کنیم فقط خودمان دچار این اضطرابایم و در جمع احساس راحتی میکنیم. کسانی که از این لحاظ خجالتیاند نه تنها هستند، نه بیچاره، نه قابلترحم. ما فقط وقت میگذاریم تا برای مدتی از بیرون دربارهٔ چیزها تأمل کنیم و در این اثنا آمادهٔ عمیقترین دوستیها و خودشناسیها خواهیم شد.
🔸اعتماد بهنفس / به روایت مدرسهٔ دوباتن
❤️☘ @filsofak
نظری که در بزرگسالی دربارهٔ خودمان داریم و اینکه چقدر خودمان را دوستداشتنی میدانیم تا حد زیادی نتیجهٔ رفتار افراد مهم زندگیمان است در کودکی و اینکه آن زمان چگونه از ما مراقبت کردهاند. هیچکس حب ذات و کنار آمدن با خود را از شکم مادر همراه نمیآورد. اولین نگاههای مهربانی که به ما میشود یادمان میدهد خودمان را تسکین دهیم و دوست داشته باشیم.
سپس این مهربانی و اطمینان خاطری را که از جانب دیگران دریافت میکنیم درونمان نهادینه میکنیم و در سالهای بعد، در شرایطی متفاوت، برای خودمان تجدید میکنیم. آن دسته از ما که بخت یارشان بوده است، همانها که وقتی تنها هستند و میخواهند برای خودشان غذا سفارش دهند عذاب وجدان نمیگیرند، حتماً در گذشتهای دور، به واسطهٔ تحسین دیگرانْ با احساس امنیت بزرگ شدهاند و اینک همان احساس امنیت کمکشان میکند بدگمان نباشند که سرپیشخدمت به آنها پوزخند میزند یا زوجی در آن گوشه مسخرهشان میکنند. در آن ایام که شاید خیلی بزرگتر از یک بالش نبودیم،
این احساس قدرتمند به ما ارزانی شده که حق حیات داریم، که ما هم موهبتی برای دنیا هستیم و دیگران از وجودمان لذت میبرند. و حالا که حتی مدتها است کسانی که مراقبمان بودهاند از کنارمان رفتهاند، نیروی عشقی که از آنها دریافت کردهایم باعث میشود خندهٔ آن را که میزِ کناری نشسته خالی از غرض بدانیم و به خودمان حق بدهیم درخواست کنیم برایمان یک سبد نان اضافه و روزنامهٔ عصر بیاورند.
اما آن دسته که چندان بخت مساعد نداشتهاند این لایهٔ عاطفی محافظ را ندارند. هر موقعیت یا دستاوردی در زندگی داشته باشیم، باز هیچوقت از این احساس دور نیستیم که بقیه به ما میخندند و دلیلی خوب برای آزارمان دارند. مجبوریم آگاهانه تلاش کنیم کارهایی را انجام دهیم که دیگران خودبهخود یاد گرفتهاند. بخشی از ذهنمان باید بخش دیگر را دلداری دهد. باید صداهایی اطمینانبخش تولید کند، صداهایی که خودمان هیچوقت نشنیدهایم.
باید از ما دلجویی کند، چون کسی این کار را نکرده است. اگرچه این لحظه در رستوران تنهاییم، باید تقلا کنیم به تصویری از تمام زندگیمان بچسبیم: دو روز پیش داشتیم با دوستانمان میگفتیم و میخندیدیم (از این دوستان خوب چندتایی دوروبرمان داریم)، فردا با همکارانمان درگیر بحثی جدی خواهیم شد، اما پیش از آن محبت دیدهایم و در آغوشهای گرمی فشرده شدهایم. این لحظه تنهاییم، ولی اصلاً معنیاش این نیست که از اجتماع رانده شدهایم.
ضمناً، باید یادمان باشد که، در معنایی بسیار خوب، کسی اصلاً حواسش به ما نیست. ما کاری به کار هم نداریم و این بسیار هم خوب است. کسی که دارد در جمع دوستانش جوک تعریف میکند کارش را ول نمیکند که به ما بخندد. آدم جذابی که غرق بحثی داغ با دوستش است شاید دربارهٔ این حرف میزند که چقدر جذب شغل جدیدش شده است. این آدمها وقتشان را صرف این خیالات نمیکنند که ما چقدر بیریخت و تنهاییم. این صداها توی سر ما است نه آنها.
این تصور هم باید برایمان مایهٔ آسودگی باشد که همین که بعضی وقتها مثل غریبهها باشیم و مدام قاتی جمع نباشیم شأن و شکوهی دارد، چراکه فرصت میکنیم از جریان طبیعی اجتماع قدم بیرون بگذاریم و از زاویهای غیر مستقیم و دورافتاده به طبیعت بشری فکر کنیم. کسی که در این لحظه دوستی دوروبرش نیست و تنها است از این امتیاز برخوردار است که به شناختی دست یابد که از کسانی که همیشه در محاصرهٔ پرچانگی دوست و آشنا هستند دریغ میشود.
حامی بزرگ مشتریهای تنها، نقاش آمریکایی، ادوارد هاپر، میدانست چطور به کسانی که بیرون از جمعاند حیثیت درخور ببخشد، کسانی که میتوانند افکاری را پرورش بدهند که جماعت تأییدشان نمیکند، کسانی که تنهاییشان به روحشان عمق میدهد و دیگران را مشتاق دوستیشان میکند. شخصیت اصلی اتومات اصلا ترحمانگیز نیست، کانون عمق و شناختی خاموش است. دلمان میخواهد کنارش بنشینیم ـ نه اینکه تأسف بخوریم که تاکنون تنها مانده است.
اضطرابِ تنها غذا خوردن، بهطور طبیعی، اقتضا میکند فکر کنیم فقط خودمان دچار این اضطرابایم و در جمع احساس راحتی میکنیم. کسانی که از این لحاظ خجالتیاند نه تنها هستند، نه بیچاره، نه قابلترحم. ما فقط وقت میگذاریم تا برای مدتی از بیرون دربارهٔ چیزها تأمل کنیم و در این اثنا آمادهٔ عمیقترین دوستیها و خودشناسیها خواهیم شد.
🔸اعتماد بهنفس / به روایت مدرسهٔ دوباتن
❤️☘ @filsofak
❤8👍2
۲۱ درس مهم برای زوجهایی که به تازگی ازدواج کردن؛
➕۱. ازدواج مثل وارد شدن به یه شهر ناشناختهست. تا میتونید همدیگه رو کشف کنید و به هم فرصت کشف بدید.
➕۲. ارتباط اساس ازدواجه. رابطهتون رو بر پایه ارتباط موثر بسازید. یعنی؛ گفتن محترمانه، گوش دادن همدلانه و پاسخ دقیق مبتنی پیام.
➕۳. تا بیایید زبون عشق همدیگه رو یاد بگیرید زمان میبره، عجله رو به خونهتون نیارید.
➕۴. میانگینها حرف اول رو میزنن. حد وسط خواسته من و تو.
➕۵. اولویت رو بذارید روی ما بودن، تا من بودن.
➕۶. ازدواج یعنی استقلال!،، پس روی استقلال خانوادهای که تشکیل دادی حساس باش و مراقب دخالتها باش.
➕۷. درسته و من همسرم یه تیمیم ولی، یه تیم که از دو انسان مجزا تشکیل شده. پس به مرزهای هم احترام میگذاریم.
➕۸. هیچ رابطه ایدهالی نداریم و هر انسان و رابطهای نقصهای خودش رو داره پس؛ میپذیرم که من اون رو با تمام نواقصش انتخاب کردم و دوستش دارم.
➕۹. شفافیت هرچه بیشتر؛ سنگ بنای اعتماد قویتر. از شفافیت روابط گرفته، تا شفافیت مالی.
➕۱۰.عشق یه مهارته و هر مهارتی نیاز به علم و تمرین داره.
➕۱۱. هرچی هدف مشترک بیشتری تو زندگی داشته باشید به هم نزدیکتر میشید.
➕۱۲. هرچی به نیازهای هم حساستر، در دسترستر و پاسخگوتر باشید دلبستگیتون ایمنتر میشه.
➕۱۳. هرچی زودتر برید سراغ تعارضات قابل حل و حلش کنید بازوی حل مسئله رابطهتون قویتر میشه و بیشتر به هم جذب میشید…
➕۱۴. به قول دکتر گاتمن؛ روابط صمیمی و موندگار مبتنی بر یک دوستی عمیق هستن. ببین چیکار میتونی بکنی که دوستیتون قویتر بشه!.
➕۱۵. رابطههای موندگار روی ۵۰/ ۵۰ نیستن!، صدشون رو واسه هم میذارن. اگر انتخابش کردی و الان همسرته، باید واسه رابطهت تلاش کنی.
➕۱۶. هرچی بیشتر تو کارها مشارکت کنید (از کارهای خونه گرفته تا کارهای بیرون) حس ما بودنتون قویتر میشه.
➕۱۷. هرچی بیشتر مرزهای ما بودنتون رو برای اطرافیان نزدیک روشنتر کنید احتمال دخالتشون کمتر میشه.
➕۱۸. رفتارهای کوچیک هستن که رابطههای موندگار رو میسازن. ازشون غافل نشید، از کشیدن یه پتو وقتی خوابه بگیر، تا ریختن یه چایی و گفتن؛ یه چاییمون نشه!.
➕۱۹. ازدواج یه سفره و هر لحظهش درسه. یه سری چیزهای رو باید تجربه کرد، یه سریها رو باید از قبل دونست، رو سواد رابطهتون کار کنید.
➕۲۰؛ این توصیه از خودمه؛ "مراقب باش از کی داری درس زندگی زناشویی میگیری!، اوایل ازدواجم یه بنده خدایی که تو رابطهش شکست خورده بود به من گفت؛ همیشه سعی کن قدرت دست تو باشه!، بعدها متوجه شدم چون مدام تلاش میکرد قدرت دست خودش باشه رابطهش به جدایی رسیده بود".
🔻 نکته ۲۱ با شما…👇🏻
📝 دکتر امید امانی
❤️☘ @filsofak
➕۱. ازدواج مثل وارد شدن به یه شهر ناشناختهست. تا میتونید همدیگه رو کشف کنید و به هم فرصت کشف بدید.
➕۲. ارتباط اساس ازدواجه. رابطهتون رو بر پایه ارتباط موثر بسازید. یعنی؛ گفتن محترمانه، گوش دادن همدلانه و پاسخ دقیق مبتنی پیام.
➕۳. تا بیایید زبون عشق همدیگه رو یاد بگیرید زمان میبره، عجله رو به خونهتون نیارید.
➕۴. میانگینها حرف اول رو میزنن. حد وسط خواسته من و تو.
➕۵. اولویت رو بذارید روی ما بودن، تا من بودن.
➕۶. ازدواج یعنی استقلال!،، پس روی استقلال خانوادهای که تشکیل دادی حساس باش و مراقب دخالتها باش.
➕۷. درسته و من همسرم یه تیمیم ولی، یه تیم که از دو انسان مجزا تشکیل شده. پس به مرزهای هم احترام میگذاریم.
➕۸. هیچ رابطه ایدهالی نداریم و هر انسان و رابطهای نقصهای خودش رو داره پس؛ میپذیرم که من اون رو با تمام نواقصش انتخاب کردم و دوستش دارم.
➕۹. شفافیت هرچه بیشتر؛ سنگ بنای اعتماد قویتر. از شفافیت روابط گرفته، تا شفافیت مالی.
➕۱۰.عشق یه مهارته و هر مهارتی نیاز به علم و تمرین داره.
➕۱۱. هرچی هدف مشترک بیشتری تو زندگی داشته باشید به هم نزدیکتر میشید.
➕۱۲. هرچی به نیازهای هم حساستر، در دسترستر و پاسخگوتر باشید دلبستگیتون ایمنتر میشه.
➕۱۳. هرچی زودتر برید سراغ تعارضات قابل حل و حلش کنید بازوی حل مسئله رابطهتون قویتر میشه و بیشتر به هم جذب میشید…
➕۱۴. به قول دکتر گاتمن؛ روابط صمیمی و موندگار مبتنی بر یک دوستی عمیق هستن. ببین چیکار میتونی بکنی که دوستیتون قویتر بشه!.
➕۱۵. رابطههای موندگار روی ۵۰/ ۵۰ نیستن!، صدشون رو واسه هم میذارن. اگر انتخابش کردی و الان همسرته، باید واسه رابطهت تلاش کنی.
➕۱۶. هرچی بیشتر تو کارها مشارکت کنید (از کارهای خونه گرفته تا کارهای بیرون) حس ما بودنتون قویتر میشه.
➕۱۷. هرچی بیشتر مرزهای ما بودنتون رو برای اطرافیان نزدیک روشنتر کنید احتمال دخالتشون کمتر میشه.
➕۱۸. رفتارهای کوچیک هستن که رابطههای موندگار رو میسازن. ازشون غافل نشید، از کشیدن یه پتو وقتی خوابه بگیر، تا ریختن یه چایی و گفتن؛ یه چاییمون نشه!.
➕۱۹. ازدواج یه سفره و هر لحظهش درسه. یه سری چیزهای رو باید تجربه کرد، یه سریها رو باید از قبل دونست، رو سواد رابطهتون کار کنید.
➕۲۰؛ این توصیه از خودمه؛ "مراقب باش از کی داری درس زندگی زناشویی میگیری!، اوایل ازدواجم یه بنده خدایی که تو رابطهش شکست خورده بود به من گفت؛ همیشه سعی کن قدرت دست تو باشه!، بعدها متوجه شدم چون مدام تلاش میکرد قدرت دست خودش باشه رابطهش به جدایی رسیده بود".
🔻 نکته ۲۱ با شما…👇🏻
📝 دکتر امید امانی
❤️☘ @filsofak
👍7👏5❤4🙏2👎1
دربارهی مرگ
مرگ عزیز فقط از دست دادن دیگری نیست. هر عزیزی که میرود پارهای از وجود ما را با خود میبرد. وجود ما تجربههای زیسته ماست و ما این تجربهها را فقط با شمار اندکی از نزدیکان شریکیم. کودکی من را فقط افراد انگشتشماری با من زیستهاند. با رفتن آنها، آن بخش زندگی من برای همیشه گم میشود و سرانجام وقتی میرسد که دیگر هیچ کس شیرینیهای کودکیات را ندیده است، هیچکس شور جوانیات را به یاد ندارد. و تو تنها با خودت در خلوت مهآلود حافظهات مینشینی، و بهکورسوی تهمانده شمعی خیره میشود که به وزش نسیم تا مرز تاریکی خم میشود. ما با مرگ عزیزانمان اندکاندک گم میشویم.
🔸آرش نراقی
❤️☘ @filsofak
مرگ عزیز فقط از دست دادن دیگری نیست. هر عزیزی که میرود پارهای از وجود ما را با خود میبرد. وجود ما تجربههای زیسته ماست و ما این تجربهها را فقط با شمار اندکی از نزدیکان شریکیم. کودکی من را فقط افراد انگشتشماری با من زیستهاند. با رفتن آنها، آن بخش زندگی من برای همیشه گم میشود و سرانجام وقتی میرسد که دیگر هیچ کس شیرینیهای کودکیات را ندیده است، هیچکس شور جوانیات را به یاد ندارد. و تو تنها با خودت در خلوت مهآلود حافظهات مینشینی، و بهکورسوی تهمانده شمعی خیره میشود که به وزش نسیم تا مرز تاریکی خم میشود. ما با مرگ عزیزانمان اندکاندک گم میشویم.
🔸آرش نراقی
❤️☘ @filsofak
👍24❤9👌3👏1