📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فلسفه
🔖نياز به خلوت گزینی
پیچیدگی های زندگی اجتماعی و نیز روابط انسانی، انسان را گاه متحمل آلام و مشکلات بسیاری کرده است. از آنجا که انسان همواره در جستجوی راهی برای تسکین دادن رنجهای خود بوده است برای کاهش اضطراب و نیز تمدد اعصاب راههای بسیاری را کشف و خلق کرده است.
یکی از راههایی که بر نحوه تفکر و تصمیم گیری هایش تأثیر بسزایی دارد خلوت گزینی است. تمرکز یافتن رشته افکار، مراقبه و یا « ذِن » رفتاری است که دارای پیشینه تاریخ طویلی است.
و البته زیاده روی و افراط در رفتار خلوت گزینی ، هیچ عایدی جُز انحراف در پی نخواهد داشت.
مواردی از این دست افراط گری در خلوت گزینی که نمونه های آن در تاریخ کراراً مشاهده می شود، ادعای خدایی کردن، خود را فرزند خدا خواندن، همنشین با خدا دانستن و یا جانشین خدا تلقی کردن است.
بنابراین افراط در رفتار خلوت گزینی ممکن است نتیجه عکس نیز داشته باشد و آن تولید و رُشد اوهام و تخیلات نادُرست ذهنی است. در این زمینه بشر ناظر موارد تلخ و تأسف بار متعددی نیز بوده است مبنی بر اینکه افرادی از طریق نادُرست به عمل افراط گونه خلوت گزینی پرداختند که در نتیجه آن با ابلاغ ادیان، مذاهب و فرق گوناگون باعث گمراهی بشر شدند.
بنابراین خلوت گزینی یکی از راههای برون رفت از اوضاع آشفته روزمرگی است.
در تاریخ نقل است قبل از ظهور اسلام در شهر مکه بین برخی از مردان عرب رفتار خلوت گزینی به قصد دور نگهداشتن خویش از مسایل و مشکلات خانواده و جامعه مرسوم بوده که مدتی را به دور از شلوغی شهر، به اطراف مکه پناه می بردند. تا به خستگی شان التیام بخشند و قوای روحی-روانی خویش را تقویت نمایند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#فلسفه
🔖نياز به خلوت گزینی
پیچیدگی های زندگی اجتماعی و نیز روابط انسانی، انسان را گاه متحمل آلام و مشکلات بسیاری کرده است. از آنجا که انسان همواره در جستجوی راهی برای تسکین دادن رنجهای خود بوده است برای کاهش اضطراب و نیز تمدد اعصاب راههای بسیاری را کشف و خلق کرده است.
یکی از راههایی که بر نحوه تفکر و تصمیم گیری هایش تأثیر بسزایی دارد خلوت گزینی است. تمرکز یافتن رشته افکار، مراقبه و یا « ذِن » رفتاری است که دارای پیشینه تاریخ طویلی است.
و البته زیاده روی و افراط در رفتار خلوت گزینی ، هیچ عایدی جُز انحراف در پی نخواهد داشت.
مواردی از این دست افراط گری در خلوت گزینی که نمونه های آن در تاریخ کراراً مشاهده می شود، ادعای خدایی کردن، خود را فرزند خدا خواندن، همنشین با خدا دانستن و یا جانشین خدا تلقی کردن است.
بنابراین افراط در رفتار خلوت گزینی ممکن است نتیجه عکس نیز داشته باشد و آن تولید و رُشد اوهام و تخیلات نادُرست ذهنی است. در این زمینه بشر ناظر موارد تلخ و تأسف بار متعددی نیز بوده است مبنی بر اینکه افرادی از طریق نادُرست به عمل افراط گونه خلوت گزینی پرداختند که در نتیجه آن با ابلاغ ادیان، مذاهب و فرق گوناگون باعث گمراهی بشر شدند.
بنابراین خلوت گزینی یکی از راههای برون رفت از اوضاع آشفته روزمرگی است.
در تاریخ نقل است قبل از ظهور اسلام در شهر مکه بین برخی از مردان عرب رفتار خلوت گزینی به قصد دور نگهداشتن خویش از مسایل و مشکلات خانواده و جامعه مرسوم بوده که مدتی را به دور از شلوغی شهر، به اطراف مکه پناه می بردند. تا به خستگی شان التیام بخشند و قوای روحی-روانی خویش را تقویت نمایند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشتها:
این کتاب در سال 1350 چاپ شده و همۀ نویسندگان آن، عالم دینیاند. محتوای کتاب، اثبات حرام بودن شرکت زنان در هر انتخاباتی و به هر عنوانی است. در سالهای بعد، همۀ نویسندگان کتاب، از عقیدۀ خود برگشتند.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشتها:
این کتاب در سال 1350 چاپ شده و همۀ نویسندگان آن، عالم دینیاند. محتوای کتاب، اثبات حرام بودن شرکت زنان در هر انتخاباتی و به هر عنوانی است. در سالهای بعد، همۀ نویسندگان کتاب، از عقیدۀ خود برگشتند.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
کنجکاوی درباره زندگی خصوصی نویسندگان و هنرمندان همواره وجود داشته است، بخصوص از سوی دوستداران برخی از آنها به طور جدی دنبال میشده است.
کنجکاویها تمام ابعاد زندگی نویسنده را دربر میگیرد.
از اینکه با چه قلمی مینویسد، کی مینویسد، چه نوع غذایی را بیشتر دوست دارد، اگر زن و فرزند دارد، با آنها چگونه مناسباتی دارد...
#جوزف_کنراد، باید همیشه سیگار بین انگشتانش میگرفت که البته چند لحظه بعد آن را در جایی میگذاشت.
میز تحریر و کتابهای او پر از لکههای سوختگی بود و همسرش سالهای متمادی نگران بود که او خود و خانه را به آتش بکشد.
نویسندگان برای آغاز کار چگونه خود را آماده میکنند:
#همینگوی، بیست مداد میتراشید.
#سنت_پل_رو، در رختخواب دراز میکشید.
#ویلا_کثر، بخشی از انجیل را میخواند.
#استاندال، به مدت یک ساعت کتاب قانون را میخواند.
#ریلکه، لیموترش میبویید.
#سلان،پوسته چنار گره میزد.
#تامس_وولف، در خیابانها قدم میزد.
#فلوبر، نمیتوانست روی یک کاغذ خالی بنویسد.
#ادوارد_هاسمن: ضمن قدم زدن گاهی به صورت غیر منتظره شعر در ذهنم موج میزد.
#گوته تعریف میکرد:
من عادت داشتم زیر لب شعری میخواندم، ولی بعد آن را دوباره به خاطر نمیآوردم...
#لئو_تولستوی، هر رمانش را چهار تا پنج بار باز نویسی میکرد...
✏#در_حیاط_خلوت_نویسندگان
#راينر_اشميتس
مترجم #مهشید_میرمعزی
نشر #ثالث
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
کنجکاوی درباره زندگی خصوصی نویسندگان و هنرمندان همواره وجود داشته است، بخصوص از سوی دوستداران برخی از آنها به طور جدی دنبال میشده است.
کنجکاویها تمام ابعاد زندگی نویسنده را دربر میگیرد.
از اینکه با چه قلمی مینویسد، کی مینویسد، چه نوع غذایی را بیشتر دوست دارد، اگر زن و فرزند دارد، با آنها چگونه مناسباتی دارد...
#جوزف_کنراد، باید همیشه سیگار بین انگشتانش میگرفت که البته چند لحظه بعد آن را در جایی میگذاشت.
میز تحریر و کتابهای او پر از لکههای سوختگی بود و همسرش سالهای متمادی نگران بود که او خود و خانه را به آتش بکشد.
نویسندگان برای آغاز کار چگونه خود را آماده میکنند:
#همینگوی، بیست مداد میتراشید.
#سنت_پل_رو، در رختخواب دراز میکشید.
#ویلا_کثر، بخشی از انجیل را میخواند.
#استاندال، به مدت یک ساعت کتاب قانون را میخواند.
#ریلکه، لیموترش میبویید.
#سلان،پوسته چنار گره میزد.
#تامس_وولف، در خیابانها قدم میزد.
#فلوبر، نمیتوانست روی یک کاغذ خالی بنویسد.
#ادوارد_هاسمن: ضمن قدم زدن گاهی به صورت غیر منتظره شعر در ذهنم موج میزد.
#گوته تعریف میکرد:
من عادت داشتم زیر لب شعری میخواندم، ولی بعد آن را دوباره به خاطر نمیآوردم...
#لئو_تولستوی، هر رمانش را چهار تا پنج بار باز نویسی میکرد...
✏#در_حیاط_خلوت_نویسندگان
#راينر_اشميتس
مترجم #مهشید_میرمعزی
نشر #ثالث
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن.
با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟
آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
🆔 @filsofak
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند.
✏ #ابوالمشاغل
#نادر_ابراهیمی
انتشارات #روزبهان
🆔 @filsofak
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن.
با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟
آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
🆔 @filsofak
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند.
✏ #ابوالمشاغل
#نادر_ابراهیمی
انتشارات #روزبهان
🆔 @filsofak
برای بهتر و بیشتر دیده شدن کانال، این لینک رو به گروه ها و دوستان ارسال کنید:👇👇👇👇
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👆👆👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
🔘 انیمیشن کوتاه «Guard Dog»
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۰۵
این انیمیشن کوتاه قرار است پاسخ این سوال را بدهد که چرا سگها هنگام گردش با صاحبانشان حتی برای بیآزارترین حیوانات (مثل کبوترها و سنجابها) هم واقواق میکنند؟
از چه میترسند؟
این انیمیشن زیبا رو از دست ندین 🌹
🌾 🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
🔘 انیمیشن کوتاه «Guard Dog»
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۰۵
این انیمیشن کوتاه قرار است پاسخ این سوال را بدهد که چرا سگها هنگام گردش با صاحبانشان حتی برای بیآزارترین حیوانات (مثل کبوترها و سنجابها) هم واقواق میکنند؟
از چه میترسند؟
این انیمیشن زیبا رو از دست ندین 🌹
🌾 🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دکتر آرش نراقی:
✅فرد حقیقت جو کسی است که مایل است در مخزن باورهایش از محتوای کذب بکاهد و بر محتوای صدق بیفزاید. حقیقت عبارت است از تصویری از جهان واقع که تو بر مبنای محتوای صدق گنجینه باورهای بالفعل خود حاصل میکنی. البته روشن است که حقیقت نزد من و شما ممکن است متفاوت باشد. این امر دستکم به دلایل زیر است:
اولاً: نوع گزارههای صادقی که در گنجینه باورهای من وجود دارد، چه بسا با گزارههای صادق گنجینه باورهای شما متفاوت باشد.
ثانیا: حتی اگر محتوای صدق گنجینه باورهای ما یکی باشد باز هم ممکن است من و شما گزارههای صادق موجود نزد خود را به نحو متفاوتی سامان ببخشیم.
ثالثا: حقیقت فقط تابع محتوای صدق گنجینه باورهای ما نیست؛ بلکه از محتوای کذب آن نیز رنگ میپذیرد.
رابعا: حقیقت از آنچه نمیدانیم هم رنگ میپذیرد (حقیقت فقط تابع علم ما نیست بلکه تابع جهل ما هم هست). در واقع، حقیقت غایت قصوای فرد حقیقتجوست، اما البته آنچه در واقع نصیب ما میشود حقیقت است.
یعنی برش یا حصهای از حقیقت، تصویری که ما از حقیقت مییابیم در واقع حقیقت است، و همانطور که گفتیم، کاملاً ممکن است حقیقت من و شما از هم متفاوت باشد. حقیقت میتواند بینهایت تجلی داشته باشد. این کثرت تجلی، همانطور که گفتم، دستکم ناشی از چند عامل است:
اولاً، محتوای آن همیشه فراتر از حقیقت است.
ثانیا: در درون خود میتواند بینهایت آرایش بپذیرد:
ثالثا، ما به منزله فاعلان شناسا، علی الاصول میتوانیم او را از ورای بینهایت پنجره (نظامهای مفهومی، چارچوبها، پارادایمها و...) مشاهده کنیم.
در هر دوره حقیقتها در چارچوب یک پارادایم غالب شکل میپذیرد و مدرنیت به یک معنا تحول انقلاب آسایی بود که در چارچوب یا پارادایم ارسطویی رخ داد.
اکنون ما در زیر چتر این پارادایم، خود و جهان را میشناسیم، به بیان دیگر، آنچه ما مدرنیت میدانیم تجلی تازهای از حقیقت است. مدرنیت به معنای تجربه و کشف جلوه و تجلیای خاص و نو از حقیقت است. ما به حقیقت تازهای دست یافتهایم که از جمله ثمره تحولی بنیادین در عقلانیت بوده است. وی میگوید: آنچه مورد انکار یا دستکم تردید من است این ادعاست که مفروضات پارادایم مدرنیت تنها راه تقرب ما به حقیقت است.
یعنی من با مدرنیته کاملاً همدلم،
اما با مدرنیسم (یعنی ایدئولوژی که مفروضات بنیادین مدرنیته و عقلانیت مردن را «تنها» راه معیار کشف و فهم حقیقت میداند) مشکل دارم، وی در آخر میگوید: به هر حال به گمانم دغدغه خاطر اصلی من این است که آیا ممکن است فرد در تقرب به واقعیت رویکردی متفاوت از آن رویکردی که اقتضای پیش فرضهای مدرنیت است در پیش گیرد و به این ترتیب با جلوهای از حقیقت آشنا شود که از حقیقت آشکار شده در چارچوب پیش فرضهای مدرنیت متفاوت باشد؟
آیا حقیقت ناشی از رویکرد مدرن تنها تجلی مجاز حقیقت است؟ ممکن است پاسخ این پرسشها مثبت باشد، یعنی رویکرد مدرنیستی پاسخ درست باشد، اما این ادعا محتاج دلیل است و ما دقیقا به دلیل آنکه انسانهایی مدرن هستیم، نمیتوانیم آنرا بدون دلیل بپذیریم.
✏'حقیقت وناباوری ذهن'
#آرش_نراقی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
دکتر آرش نراقی:
✅فرد حقیقت جو کسی است که مایل است در مخزن باورهایش از محتوای کذب بکاهد و بر محتوای صدق بیفزاید. حقیقت عبارت است از تصویری از جهان واقع که تو بر مبنای محتوای صدق گنجینه باورهای بالفعل خود حاصل میکنی. البته روشن است که حقیقت نزد من و شما ممکن است متفاوت باشد. این امر دستکم به دلایل زیر است:
اولاً: نوع گزارههای صادقی که در گنجینه باورهای من وجود دارد، چه بسا با گزارههای صادق گنجینه باورهای شما متفاوت باشد.
ثانیا: حتی اگر محتوای صدق گنجینه باورهای ما یکی باشد باز هم ممکن است من و شما گزارههای صادق موجود نزد خود را به نحو متفاوتی سامان ببخشیم.
ثالثا: حقیقت فقط تابع محتوای صدق گنجینه باورهای ما نیست؛ بلکه از محتوای کذب آن نیز رنگ میپذیرد.
رابعا: حقیقت از آنچه نمیدانیم هم رنگ میپذیرد (حقیقت فقط تابع علم ما نیست بلکه تابع جهل ما هم هست). در واقع، حقیقت غایت قصوای فرد حقیقتجوست، اما البته آنچه در واقع نصیب ما میشود حقیقت است.
یعنی برش یا حصهای از حقیقت، تصویری که ما از حقیقت مییابیم در واقع حقیقت است، و همانطور که گفتیم، کاملاً ممکن است حقیقت من و شما از هم متفاوت باشد. حقیقت میتواند بینهایت تجلی داشته باشد. این کثرت تجلی، همانطور که گفتم، دستکم ناشی از چند عامل است:
اولاً، محتوای آن همیشه فراتر از حقیقت است.
ثانیا: در درون خود میتواند بینهایت آرایش بپذیرد:
ثالثا، ما به منزله فاعلان شناسا، علی الاصول میتوانیم او را از ورای بینهایت پنجره (نظامهای مفهومی، چارچوبها، پارادایمها و...) مشاهده کنیم.
در هر دوره حقیقتها در چارچوب یک پارادایم غالب شکل میپذیرد و مدرنیت به یک معنا تحول انقلاب آسایی بود که در چارچوب یا پارادایم ارسطویی رخ داد.
اکنون ما در زیر چتر این پارادایم، خود و جهان را میشناسیم، به بیان دیگر، آنچه ما مدرنیت میدانیم تجلی تازهای از حقیقت است. مدرنیت به معنای تجربه و کشف جلوه و تجلیای خاص و نو از حقیقت است. ما به حقیقت تازهای دست یافتهایم که از جمله ثمره تحولی بنیادین در عقلانیت بوده است. وی میگوید: آنچه مورد انکار یا دستکم تردید من است این ادعاست که مفروضات پارادایم مدرنیت تنها راه تقرب ما به حقیقت است.
یعنی من با مدرنیته کاملاً همدلم،
اما با مدرنیسم (یعنی ایدئولوژی که مفروضات بنیادین مدرنیته و عقلانیت مردن را «تنها» راه معیار کشف و فهم حقیقت میداند) مشکل دارم، وی در آخر میگوید: به هر حال به گمانم دغدغه خاطر اصلی من این است که آیا ممکن است فرد در تقرب به واقعیت رویکردی متفاوت از آن رویکردی که اقتضای پیش فرضهای مدرنیت است در پیش گیرد و به این ترتیب با جلوهای از حقیقت آشنا شود که از حقیقت آشکار شده در چارچوب پیش فرضهای مدرنیت متفاوت باشد؟
آیا حقیقت ناشی از رویکرد مدرن تنها تجلی مجاز حقیقت است؟ ممکن است پاسخ این پرسشها مثبت باشد، یعنی رویکرد مدرنیستی پاسخ درست باشد، اما این ادعا محتاج دلیل است و ما دقیقا به دلیل آنکه انسانهایی مدرن هستیم، نمیتوانیم آنرا بدون دلیل بپذیریم.
✏'حقیقت وناباوری ذهن'
#آرش_نراقی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ابراز وجود،
تحسین و تمجید و قهرمان بودن،
برای ما مهم تر از
دنبال کردن «حقیقت» است.
این، به روانشناسی ملی ما نیز ارتباط دارد.
ما از تأیید نشدن می ترسیم...
📚 مثنوی زبان معرفت
📝 پیمان آزاد
🆔 @filsofak
ابراز وجود،
تحسین و تمجید و قهرمان بودن،
برای ما مهم تر از
دنبال کردن «حقیقت» است.
این، به روانشناسی ملی ما نیز ارتباط دارد.
ما از تأیید نشدن می ترسیم...
📚 مثنوی زبان معرفت
📝 پیمان آزاد
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
هنر بالاترین توان جعل است، هنر 《جهان به منزله اشتباه》را می ستاید. هنر دروغ را مقدس می شمارد، هنر خواست فریفتن را به ارمانی برتر تبدیل می کند.
✏نیچه و فلسفه /ژیل دلوز/ عادل مشایخی.
🆔 @filsofak
هنر بالاترین توان جعل است، هنر 《جهان به منزله اشتباه》را می ستاید. هنر دروغ را مقدس می شمارد، هنر خواست فریفتن را به ارمانی برتر تبدیل می کند.
✏نیچه و فلسفه /ژیل دلوز/ عادل مشایخی.
🆔 @filsofak
هر چند
روزنامه ها نوشته اند
که هفته هاست
از موعد مقرر معجزه عبور کرده ایم
اما هنوز
ماه از امتداد ناخن من دو نیم می شود
وقتی که انگشتم را
به سوی خانه ات
نشانه می روم
✏شیما تیمار
روزنامه ها نوشته اند
که هفته هاست
از موعد مقرر معجزه عبور کرده ایم
اما هنوز
ماه از امتداد ناخن من دو نیم می شود
وقتی که انگشتم را
به سوی خانه ات
نشانه می روم
✏شیما تیمار
👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فایل_تصویری
کلیپ بسیار زیبای "متصل"
شعر : #غزل_مولانا
خواننده و تنظیم: #محسن_چاوشی
#رقص_سماع
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فایل_تصویری
کلیپ بسیار زیبای "متصل"
شعر : #غزل_مولانا
خواننده و تنظیم: #محسن_چاوشی
#رقص_سماع
🆔 @filsofak