📝 کانال فلسفه اخلاق:
#نگاه
هرکس فقط میتواند با خود در هماهنگیِ کامل باشد، نه با دوست یا همسرِ خود- زیرا تفاوت های فردی و مزاجی هرچند اندک باشند، همواره به ناهماهنگی منجر میشود.
آرامش عمیق و حقیقی دل و راحت تمام عیارِ روح، که بعد از سلامت، بالاترین نعمت روی زمین است، فقط در تنهایی قابل دسترسی است و اگر آدمی خود، بزرگ و پُرمایه باشد، لذتبخشترین وضعیت ممکن را بر کرهٔ کوچک خاک با این دو میتواند داشته باشد.
#در_باب_حکمت_زندگی
✏#آرتور_شوپنهاور
🆔 @filsofak
#نگاه
هرکس فقط میتواند با خود در هماهنگیِ کامل باشد، نه با دوست یا همسرِ خود- زیرا تفاوت های فردی و مزاجی هرچند اندک باشند، همواره به ناهماهنگی منجر میشود.
آرامش عمیق و حقیقی دل و راحت تمام عیارِ روح، که بعد از سلامت، بالاترین نعمت روی زمین است، فقط در تنهایی قابل دسترسی است و اگر آدمی خود، بزرگ و پُرمایه باشد، لذتبخشترین وضعیت ممکن را بر کرهٔ کوچک خاک با این دو میتواند داشته باشد.
#در_باب_حکمت_زندگی
✏#آرتور_شوپنهاور
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
(قسمت اول)
براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه اي که نوع بشر مستعد آن است، نيازي به نبوغ فوق بشري نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهاي ابلهانه بازميدارد.
اگر موضوع چيزي است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها دندانهاي کمتري از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد. او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزي را ميدانيد در حالي که در حقيقت آن را نميدانيد، خطاي مهلکي است که همه ي ما مستعد آن هستيم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهاي سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابي درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زماني که نبينم يک خارپشت از اين غذاي اشتهاکورکن لذت ميبرد، مرتکب چنين اظهار نظري نميشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعي درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتا يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهاي جزمي درباره آنها دست بردارد.
اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوته ي آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوري نسبت به برخي مسائل داريد، روشهايي وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصباني ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبي براي آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسي مدعي باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند.
▫️نویسنده: #برتراند_راسل
▫️چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
(قسمت دوم)
اغلب بحثهاي بسيار تند آنهايي هستند که طرفين درباره موضوع مورد بحث دلايل کافي ندارند. شکنجه در الاهيات به کار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و کار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي که پي ميبريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر درخواهيد يافت که براي باورتان دلايل تضمين کننده اي نداريد.
يک راه مناسب براي اين که خودتان را از انواع خاصي از جزميت خلاص کنيد، اين است که از عقايد مخالفي که دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتي که جوان بودم سالهاي زيادي را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فکر ميکنم اين قضيه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نميتوانيد مسافرت کنيد، به دنبال کساني بگرديد که ديدگاههايي مخالف شما دارند. روزنامه هاي احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدکار ميآيند، به ياد داشته باشيد که شما هم از نظر آنها همينطور به نظر ميرسيد. با اين وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشيد، اما هر دو نميتوانيد بر خطا باشند. اين طرز فکر زاينده نوعي احتياط است.
براي کساني که قدرت تخيل ذهني قوي دارند، روش خوبي است که مباحثه اي را با شخصي که ديدگاه متفاوتي دارد در ذهن خود تصور کنند. اين روش در مقايسه با گفتگوي رودررو يک فايده و تنها يک فايده دارد و آن اين که در معرض همان محدوديتهاي زماني و مکاني قرار ندارد. #مهاتما_گاندي راه آهن و کشتيهاي بخار و ماشين آلات را محکوم ميکرد، او دوست ميداشت که تمام آثار انقلاب صنعتي را خنثي کند.
شما ممکن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد که با شخصي داراي چنين عقايدي روبرو شويد، زيرا در کشورهاي غربي اغلب مردم با دستاوردهاي فن آوريهاي جديد موافقند. اما اگر شما ميخواهيد مطمئن شويد که در موافقت با چنين باور رايجي بر حق هستيد، روش مناسب براي امتحان کردن اين است که مباحثه اي خيالي را تصور کنيد و در نظر بگيريد که اگر گاندي حضور ميداشت چه دلايلي را براي نقض نظر ديگران ارائه ميداد. من گاهي بر اثر اين گونه گفتگوهاي خيالي واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم که با پي بردن به امکان عقلاني بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به کاستي ميگذارد.
✏نویسنده: #برتراند_راسل
موضوع: چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
مترجم: ابراهیم اسکافی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
(قسمت اول)
براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه اي که نوع بشر مستعد آن است، نيازي به نبوغ فوق بشري نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهاي ابلهانه بازميدارد.
اگر موضوع چيزي است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها دندانهاي کمتري از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد. او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزي را ميدانيد در حالي که در حقيقت آن را نميدانيد، خطاي مهلکي است که همه ي ما مستعد آن هستيم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهاي سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابي درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زماني که نبينم يک خارپشت از اين غذاي اشتهاکورکن لذت ميبرد، مرتکب چنين اظهار نظري نميشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعي درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتا يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهاي جزمي درباره آنها دست بردارد.
اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوته ي آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوري نسبت به برخي مسائل داريد، روشهايي وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصباني ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبي براي آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسي مدعي باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند.
▫️نویسنده: #برتراند_راسل
▫️چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
(قسمت دوم)
اغلب بحثهاي بسيار تند آنهايي هستند که طرفين درباره موضوع مورد بحث دلايل کافي ندارند. شکنجه در الاهيات به کار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و کار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي که پي ميبريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر درخواهيد يافت که براي باورتان دلايل تضمين کننده اي نداريد.
يک راه مناسب براي اين که خودتان را از انواع خاصي از جزميت خلاص کنيد، اين است که از عقايد مخالفي که دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتي که جوان بودم سالهاي زيادي را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فکر ميکنم اين قضيه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نميتوانيد مسافرت کنيد، به دنبال کساني بگرديد که ديدگاههايي مخالف شما دارند. روزنامه هاي احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدکار ميآيند، به ياد داشته باشيد که شما هم از نظر آنها همينطور به نظر ميرسيد. با اين وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشيد، اما هر دو نميتوانيد بر خطا باشند. اين طرز فکر زاينده نوعي احتياط است.
براي کساني که قدرت تخيل ذهني قوي دارند، روش خوبي است که مباحثه اي را با شخصي که ديدگاه متفاوتي دارد در ذهن خود تصور کنند. اين روش در مقايسه با گفتگوي رودررو يک فايده و تنها يک فايده دارد و آن اين که در معرض همان محدوديتهاي زماني و مکاني قرار ندارد. #مهاتما_گاندي راه آهن و کشتيهاي بخار و ماشين آلات را محکوم ميکرد، او دوست ميداشت که تمام آثار انقلاب صنعتي را خنثي کند.
شما ممکن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد که با شخصي داراي چنين عقايدي روبرو شويد، زيرا در کشورهاي غربي اغلب مردم با دستاوردهاي فن آوريهاي جديد موافقند. اما اگر شما ميخواهيد مطمئن شويد که در موافقت با چنين باور رايجي بر حق هستيد، روش مناسب براي امتحان کردن اين است که مباحثه اي خيالي را تصور کنيد و در نظر بگيريد که اگر گاندي حضور ميداشت چه دلايلي را براي نقض نظر ديگران ارائه ميداد. من گاهي بر اثر اين گونه گفتگوهاي خيالي واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم که با پي بردن به امکان عقلاني بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به کاستي ميگذارد.
✏نویسنده: #برتراند_راسل
موضوع: چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
مترجم: ابراهیم اسکافی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
( قسمت سوم - «آخر» )
نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان مصطفی سلیمانی:
علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند.
همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونهای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. در اینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوالی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطهی بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.
✏▫️عنوان: چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم
▫️نویسنده: #برتراند_راسل
▫️مترجم: ابراهیم اسکافی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#مقاله
چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیزیم؟
( قسمت سوم - «آخر» )
نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان مصطفی سلیمانی:
علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند.
همه ما، اهل هر جا که باشیم، متقاعد شده ایم که ملت ما برتر از سایر ملتهاست. ما با وجود دانستن این که هر ملتی محاسن و معایب خاص خودش را دارد، معیارهای ارزشیمان را به گونهای تعریف میکنیم که ثابت کنیم ارزشهایمان مهمترین ارزشهای ممکن هستند و معایبمان تقریباً ناچیزند. در اینجا دوباره انسان معقول میپذیرد که با سوالی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، این است که بخواهیم مراقب خودستایی بشر به واسطهی بشر بودنش باشیم، زیرا ما نمیتوانیم با ذهن غیربشری مباحثه کنیم. تنها راهی که من برای برخورد با این نوع خودبینی بشر سراغ دارم، این است که به خاطر داشته باشیم بشر جزء ناچیزی از حیات سیاره کوچکی در گوشه کوچکی از این جهان است و همانطور که میدانیم در دیگر بخشهای کیهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگیشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به یک ستاره دریایی است.
✏▫️عنوان: چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم
▫️نویسنده: #برتراند_راسل
▫️مترجم: ابراهیم اسکافی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فلسفه
🔖نياز به خلوت گزینی
پیچیدگی های زندگی اجتماعی و نیز روابط انسانی، انسان را گاه متحمل آلام و مشکلات بسیاری کرده است. از آنجا که انسان همواره در جستجوی راهی برای تسکین دادن رنجهای خود بوده است برای کاهش اضطراب و نیز تمدد اعصاب راههای بسیاری را کشف و خلق کرده است.
یکی از راههایی که بر نحوه تفکر و تصمیم گیری هایش تأثیر بسزایی دارد خلوت گزینی است. تمرکز یافتن رشته افکار، مراقبه و یا « ذِن » رفتاری است که دارای پیشینه تاریخ طویلی است.
و البته زیاده روی و افراط در رفتار خلوت گزینی ، هیچ عایدی جُز انحراف در پی نخواهد داشت.
مواردی از این دست افراط گری در خلوت گزینی که نمونه های آن در تاریخ کراراً مشاهده می شود، ادعای خدایی کردن، خود را فرزند خدا خواندن، همنشین با خدا دانستن و یا جانشین خدا تلقی کردن است.
بنابراین افراط در رفتار خلوت گزینی ممکن است نتیجه عکس نیز داشته باشد و آن تولید و رُشد اوهام و تخیلات نادُرست ذهنی است. در این زمینه بشر ناظر موارد تلخ و تأسف بار متعددی نیز بوده است مبنی بر اینکه افرادی از طریق نادُرست به عمل افراط گونه خلوت گزینی پرداختند که در نتیجه آن با ابلاغ ادیان، مذاهب و فرق گوناگون باعث گمراهی بشر شدند.
بنابراین خلوت گزینی یکی از راههای برون رفت از اوضاع آشفته روزمرگی است.
در تاریخ نقل است قبل از ظهور اسلام در شهر مکه بین برخی از مردان عرب رفتار خلوت گزینی به قصد دور نگهداشتن خویش از مسایل و مشکلات خانواده و جامعه مرسوم بوده که مدتی را به دور از شلوغی شهر، به اطراف مکه پناه می بردند. تا به خستگی شان التیام بخشند و قوای روحی-روانی خویش را تقویت نمایند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#فلسفه
🔖نياز به خلوت گزینی
پیچیدگی های زندگی اجتماعی و نیز روابط انسانی، انسان را گاه متحمل آلام و مشکلات بسیاری کرده است. از آنجا که انسان همواره در جستجوی راهی برای تسکین دادن رنجهای خود بوده است برای کاهش اضطراب و نیز تمدد اعصاب راههای بسیاری را کشف و خلق کرده است.
یکی از راههایی که بر نحوه تفکر و تصمیم گیری هایش تأثیر بسزایی دارد خلوت گزینی است. تمرکز یافتن رشته افکار، مراقبه و یا « ذِن » رفتاری است که دارای پیشینه تاریخ طویلی است.
و البته زیاده روی و افراط در رفتار خلوت گزینی ، هیچ عایدی جُز انحراف در پی نخواهد داشت.
مواردی از این دست افراط گری در خلوت گزینی که نمونه های آن در تاریخ کراراً مشاهده می شود، ادعای خدایی کردن، خود را فرزند خدا خواندن، همنشین با خدا دانستن و یا جانشین خدا تلقی کردن است.
بنابراین افراط در رفتار خلوت گزینی ممکن است نتیجه عکس نیز داشته باشد و آن تولید و رُشد اوهام و تخیلات نادُرست ذهنی است. در این زمینه بشر ناظر موارد تلخ و تأسف بار متعددی نیز بوده است مبنی بر اینکه افرادی از طریق نادُرست به عمل افراط گونه خلوت گزینی پرداختند که در نتیجه آن با ابلاغ ادیان، مذاهب و فرق گوناگون باعث گمراهی بشر شدند.
بنابراین خلوت گزینی یکی از راههای برون رفت از اوضاع آشفته روزمرگی است.
در تاریخ نقل است قبل از ظهور اسلام در شهر مکه بین برخی از مردان عرب رفتار خلوت گزینی به قصد دور نگهداشتن خویش از مسایل و مشکلات خانواده و جامعه مرسوم بوده که مدتی را به دور از شلوغی شهر، به اطراف مکه پناه می بردند. تا به خستگی شان التیام بخشند و قوای روحی-روانی خویش را تقویت نمایند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشتها:
این کتاب در سال 1350 چاپ شده و همۀ نویسندگان آن، عالم دینیاند. محتوای کتاب، اثبات حرام بودن شرکت زنان در هر انتخاباتی و به هر عنوانی است. در سالهای بعد، همۀ نویسندگان کتاب، از عقیدۀ خود برگشتند.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
یادداشتها:
این کتاب در سال 1350 چاپ شده و همۀ نویسندگان آن، عالم دینیاند. محتوای کتاب، اثبات حرام بودن شرکت زنان در هر انتخاباتی و به هر عنوانی است. در سالهای بعد، همۀ نویسندگان کتاب، از عقیدۀ خود برگشتند.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🆔 @filsofak
کنجکاوی درباره زندگی خصوصی نویسندگان و هنرمندان همواره وجود داشته است، بخصوص از سوی دوستداران برخی از آنها به طور جدی دنبال میشده است.
کنجکاویها تمام ابعاد زندگی نویسنده را دربر میگیرد.
از اینکه با چه قلمی مینویسد، کی مینویسد، چه نوع غذایی را بیشتر دوست دارد، اگر زن و فرزند دارد، با آنها چگونه مناسباتی دارد...
#جوزف_کنراد، باید همیشه سیگار بین انگشتانش میگرفت که البته چند لحظه بعد آن را در جایی میگذاشت.
میز تحریر و کتابهای او پر از لکههای سوختگی بود و همسرش سالهای متمادی نگران بود که او خود و خانه را به آتش بکشد.
نویسندگان برای آغاز کار چگونه خود را آماده میکنند:
#همینگوی، بیست مداد میتراشید.
#سنت_پل_رو، در رختخواب دراز میکشید.
#ویلا_کثر، بخشی از انجیل را میخواند.
#استاندال، به مدت یک ساعت کتاب قانون را میخواند.
#ریلکه، لیموترش میبویید.
#سلان،پوسته چنار گره میزد.
#تامس_وولف، در خیابانها قدم میزد.
#فلوبر، نمیتوانست روی یک کاغذ خالی بنویسد.
#ادوارد_هاسمن: ضمن قدم زدن گاهی به صورت غیر منتظره شعر در ذهنم موج میزد.
#گوته تعریف میکرد:
من عادت داشتم زیر لب شعری میخواندم، ولی بعد آن را دوباره به خاطر نمیآوردم...
#لئو_تولستوی، هر رمانش را چهار تا پنج بار باز نویسی میکرد...
✏#در_حیاط_خلوت_نویسندگان
#راينر_اشميتس
مترجم #مهشید_میرمعزی
نشر #ثالث
🆔 @filsofak
🆔 @filsofak
کنجکاوی درباره زندگی خصوصی نویسندگان و هنرمندان همواره وجود داشته است، بخصوص از سوی دوستداران برخی از آنها به طور جدی دنبال میشده است.
کنجکاویها تمام ابعاد زندگی نویسنده را دربر میگیرد.
از اینکه با چه قلمی مینویسد، کی مینویسد، چه نوع غذایی را بیشتر دوست دارد، اگر زن و فرزند دارد، با آنها چگونه مناسباتی دارد...
#جوزف_کنراد، باید همیشه سیگار بین انگشتانش میگرفت که البته چند لحظه بعد آن را در جایی میگذاشت.
میز تحریر و کتابهای او پر از لکههای سوختگی بود و همسرش سالهای متمادی نگران بود که او خود و خانه را به آتش بکشد.
نویسندگان برای آغاز کار چگونه خود را آماده میکنند:
#همینگوی، بیست مداد میتراشید.
#سنت_پل_رو، در رختخواب دراز میکشید.
#ویلا_کثر، بخشی از انجیل را میخواند.
#استاندال، به مدت یک ساعت کتاب قانون را میخواند.
#ریلکه، لیموترش میبویید.
#سلان،پوسته چنار گره میزد.
#تامس_وولف، در خیابانها قدم میزد.
#فلوبر، نمیتوانست روی یک کاغذ خالی بنویسد.
#ادوارد_هاسمن: ضمن قدم زدن گاهی به صورت غیر منتظره شعر در ذهنم موج میزد.
#گوته تعریف میکرد:
من عادت داشتم زیر لب شعری میخواندم، ولی بعد آن را دوباره به خاطر نمیآوردم...
#لئو_تولستوی، هر رمانش را چهار تا پنج بار باز نویسی میکرد...
✏#در_حیاط_خلوت_نویسندگان
#راينر_اشميتس
مترجم #مهشید_میرمعزی
نشر #ثالث
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن.
با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟
آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
🆔 @filsofak
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند.
✏ #ابوالمشاغل
#نادر_ابراهیمی
انتشارات #روزبهان
🆔 @filsofak
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن.
با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟
آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
🆔 @filsofak
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...
ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند.
✏ #ابوالمشاغل
#نادر_ابراهیمی
انتشارات #روزبهان
🆔 @filsofak
برای بهتر و بیشتر دیده شدن کانال، این لینک رو به گروه ها و دوستان ارسال کنید:👇👇👇👇
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👆👆👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
🔘 انیمیشن کوتاه «Guard Dog»
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۰۵
این انیمیشن کوتاه قرار است پاسخ این سوال را بدهد که چرا سگها هنگام گردش با صاحبانشان حتی برای بیآزارترین حیوانات (مثل کبوترها و سنجابها) هم واقواق میکنند؟
از چه میترسند؟
این انیمیشن زیبا رو از دست ندین 🌹
🌾 🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فيلم
🔘 انیمیشن کوتاه «Guard Dog»
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۰۵
این انیمیشن کوتاه قرار است پاسخ این سوال را بدهد که چرا سگها هنگام گردش با صاحبانشان حتی برای بیآزارترین حیوانات (مثل کبوترها و سنجابها) هم واقواق میکنند؟
از چه میترسند؟
این انیمیشن زیبا رو از دست ندین 🌹
🌾 🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دکتر آرش نراقی:
✅فرد حقیقت جو کسی است که مایل است در مخزن باورهایش از محتوای کذب بکاهد و بر محتوای صدق بیفزاید. حقیقت عبارت است از تصویری از جهان واقع که تو بر مبنای محتوای صدق گنجینه باورهای بالفعل خود حاصل میکنی. البته روشن است که حقیقت نزد من و شما ممکن است متفاوت باشد. این امر دستکم به دلایل زیر است:
اولاً: نوع گزارههای صادقی که در گنجینه باورهای من وجود دارد، چه بسا با گزارههای صادق گنجینه باورهای شما متفاوت باشد.
ثانیا: حتی اگر محتوای صدق گنجینه باورهای ما یکی باشد باز هم ممکن است من و شما گزارههای صادق موجود نزد خود را به نحو متفاوتی سامان ببخشیم.
ثالثا: حقیقت فقط تابع محتوای صدق گنجینه باورهای ما نیست؛ بلکه از محتوای کذب آن نیز رنگ میپذیرد.
رابعا: حقیقت از آنچه نمیدانیم هم رنگ میپذیرد (حقیقت فقط تابع علم ما نیست بلکه تابع جهل ما هم هست). در واقع، حقیقت غایت قصوای فرد حقیقتجوست، اما البته آنچه در واقع نصیب ما میشود حقیقت است.
یعنی برش یا حصهای از حقیقت، تصویری که ما از حقیقت مییابیم در واقع حقیقت است، و همانطور که گفتیم، کاملاً ممکن است حقیقت من و شما از هم متفاوت باشد. حقیقت میتواند بینهایت تجلی داشته باشد. این کثرت تجلی، همانطور که گفتم، دستکم ناشی از چند عامل است:
اولاً، محتوای آن همیشه فراتر از حقیقت است.
ثانیا: در درون خود میتواند بینهایت آرایش بپذیرد:
ثالثا، ما به منزله فاعلان شناسا، علی الاصول میتوانیم او را از ورای بینهایت پنجره (نظامهای مفهومی، چارچوبها، پارادایمها و...) مشاهده کنیم.
در هر دوره حقیقتها در چارچوب یک پارادایم غالب شکل میپذیرد و مدرنیت به یک معنا تحول انقلاب آسایی بود که در چارچوب یا پارادایم ارسطویی رخ داد.
اکنون ما در زیر چتر این پارادایم، خود و جهان را میشناسیم، به بیان دیگر، آنچه ما مدرنیت میدانیم تجلی تازهای از حقیقت است. مدرنیت به معنای تجربه و کشف جلوه و تجلیای خاص و نو از حقیقت است. ما به حقیقت تازهای دست یافتهایم که از جمله ثمره تحولی بنیادین در عقلانیت بوده است. وی میگوید: آنچه مورد انکار یا دستکم تردید من است این ادعاست که مفروضات پارادایم مدرنیت تنها راه تقرب ما به حقیقت است.
یعنی من با مدرنیته کاملاً همدلم،
اما با مدرنیسم (یعنی ایدئولوژی که مفروضات بنیادین مدرنیته و عقلانیت مردن را «تنها» راه معیار کشف و فهم حقیقت میداند) مشکل دارم، وی در آخر میگوید: به هر حال به گمانم دغدغه خاطر اصلی من این است که آیا ممکن است فرد در تقرب به واقعیت رویکردی متفاوت از آن رویکردی که اقتضای پیش فرضهای مدرنیت است در پیش گیرد و به این ترتیب با جلوهای از حقیقت آشنا شود که از حقیقت آشکار شده در چارچوب پیش فرضهای مدرنیت متفاوت باشد؟
آیا حقیقت ناشی از رویکرد مدرن تنها تجلی مجاز حقیقت است؟ ممکن است پاسخ این پرسشها مثبت باشد، یعنی رویکرد مدرنیستی پاسخ درست باشد، اما این ادعا محتاج دلیل است و ما دقیقا به دلیل آنکه انسانهایی مدرن هستیم، نمیتوانیم آنرا بدون دلیل بپذیریم.
✏'حقیقت وناباوری ذهن'
#آرش_نراقی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
دکتر آرش نراقی:
✅فرد حقیقت جو کسی است که مایل است در مخزن باورهایش از محتوای کذب بکاهد و بر محتوای صدق بیفزاید. حقیقت عبارت است از تصویری از جهان واقع که تو بر مبنای محتوای صدق گنجینه باورهای بالفعل خود حاصل میکنی. البته روشن است که حقیقت نزد من و شما ممکن است متفاوت باشد. این امر دستکم به دلایل زیر است:
اولاً: نوع گزارههای صادقی که در گنجینه باورهای من وجود دارد، چه بسا با گزارههای صادق گنجینه باورهای شما متفاوت باشد.
ثانیا: حتی اگر محتوای صدق گنجینه باورهای ما یکی باشد باز هم ممکن است من و شما گزارههای صادق موجود نزد خود را به نحو متفاوتی سامان ببخشیم.
ثالثا: حقیقت فقط تابع محتوای صدق گنجینه باورهای ما نیست؛ بلکه از محتوای کذب آن نیز رنگ میپذیرد.
رابعا: حقیقت از آنچه نمیدانیم هم رنگ میپذیرد (حقیقت فقط تابع علم ما نیست بلکه تابع جهل ما هم هست). در واقع، حقیقت غایت قصوای فرد حقیقتجوست، اما البته آنچه در واقع نصیب ما میشود حقیقت است.
یعنی برش یا حصهای از حقیقت، تصویری که ما از حقیقت مییابیم در واقع حقیقت است، و همانطور که گفتیم، کاملاً ممکن است حقیقت من و شما از هم متفاوت باشد. حقیقت میتواند بینهایت تجلی داشته باشد. این کثرت تجلی، همانطور که گفتم، دستکم ناشی از چند عامل است:
اولاً، محتوای آن همیشه فراتر از حقیقت است.
ثانیا: در درون خود میتواند بینهایت آرایش بپذیرد:
ثالثا، ما به منزله فاعلان شناسا، علی الاصول میتوانیم او را از ورای بینهایت پنجره (نظامهای مفهومی، چارچوبها، پارادایمها و...) مشاهده کنیم.
در هر دوره حقیقتها در چارچوب یک پارادایم غالب شکل میپذیرد و مدرنیت به یک معنا تحول انقلاب آسایی بود که در چارچوب یا پارادایم ارسطویی رخ داد.
اکنون ما در زیر چتر این پارادایم، خود و جهان را میشناسیم، به بیان دیگر، آنچه ما مدرنیت میدانیم تجلی تازهای از حقیقت است. مدرنیت به معنای تجربه و کشف جلوه و تجلیای خاص و نو از حقیقت است. ما به حقیقت تازهای دست یافتهایم که از جمله ثمره تحولی بنیادین در عقلانیت بوده است. وی میگوید: آنچه مورد انکار یا دستکم تردید من است این ادعاست که مفروضات پارادایم مدرنیت تنها راه تقرب ما به حقیقت است.
یعنی من با مدرنیته کاملاً همدلم،
اما با مدرنیسم (یعنی ایدئولوژی که مفروضات بنیادین مدرنیته و عقلانیت مردن را «تنها» راه معیار کشف و فهم حقیقت میداند) مشکل دارم، وی در آخر میگوید: به هر حال به گمانم دغدغه خاطر اصلی من این است که آیا ممکن است فرد در تقرب به واقعیت رویکردی متفاوت از آن رویکردی که اقتضای پیش فرضهای مدرنیت است در پیش گیرد و به این ترتیب با جلوهای از حقیقت آشنا شود که از حقیقت آشکار شده در چارچوب پیش فرضهای مدرنیت متفاوت باشد؟
آیا حقیقت ناشی از رویکرد مدرن تنها تجلی مجاز حقیقت است؟ ممکن است پاسخ این پرسشها مثبت باشد، یعنی رویکرد مدرنیستی پاسخ درست باشد، اما این ادعا محتاج دلیل است و ما دقیقا به دلیل آنکه انسانهایی مدرن هستیم، نمیتوانیم آنرا بدون دلیل بپذیریم.
✏'حقیقت وناباوری ذهن'
#آرش_نراقی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
ابراز وجود،
تحسین و تمجید و قهرمان بودن،
برای ما مهم تر از
دنبال کردن «حقیقت» است.
این، به روانشناسی ملی ما نیز ارتباط دارد.
ما از تأیید نشدن می ترسیم...
📚 مثنوی زبان معرفت
📝 پیمان آزاد
🆔 @filsofak
ابراز وجود،
تحسین و تمجید و قهرمان بودن،
برای ما مهم تر از
دنبال کردن «حقیقت» است.
این، به روانشناسی ملی ما نیز ارتباط دارد.
ما از تأیید نشدن می ترسیم...
📚 مثنوی زبان معرفت
📝 پیمان آزاد
🆔 @filsofak