فلسفه اخلاق
7.37K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اگر طعنه بزنیم، کسی مسخره مان نمی کند،
اما همین که به چیزی واقعا ایمان داشته باشیم،
همه به سرمان می ریزند...

📚 اگر خورشید بمیرد
📝 اوریانا فالاچی
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍هدف و خوشبختی

دو چیز است که مایه‌ی بهروزی همه مردمان است: یکی تعیین درست هدف و غایت کارهای ایشان، و دیگر بازشناختن کارهایی که آن هدف و غایت را [بهتر] تأمین کند.

زیرا غایتی که آدمی برای خود برمی‌گزیند گاه با وسیله‌ای که برای رسیدن به آن اختیار می‌کند سازگار است و گاه ناسازگار.
زمانی هدف، درست معین شده است، ولی افراد از وسیله‌ی رسیدن به آن محرومند و زمانی دیگر، افراد وسیله‌ی درست را در اختیار دارند، ولی هدفی را که برگزیده‌اند بد است و مواردی نیز هست که افراد در هر دو زمینه خطاکارند.

ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، ص 395.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

«بهتر است انسان بود و ناکام تا خوک بود و کام‌یافته؛ به سان سقراط محروم بودن بهتر است تا به سان ابلهی متنعم.»

فریدریک کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج 8، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات سروش، ص 47.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

سخن خانم دکتر اشرف جناتی درباره تعدد زوجات:
🆔 @filsofak

در اسلام، تعدد زوجات یک نسخه است، یک راه حل است برای یکی از مسایل موجود در جامعه. بنده همواره به تعدد زوجات در اسلام از زاویهء نگاه همسر دوم و سوم می نگرم.
اسلام، در تعدد زوجات، با شرط عدالت، بیشتر به فکر زنان و دختران مجرد در جامعه بوده است،
در واقع، تکلیف سنگینی بر دوش مردان قرار داده شده. بحث ازدواج و تعدد، استثمار جنسی زن نیست. با ازدواج رسمی و قانونی چه به صورت موقت و چه دایم، بسیاری از نیازهای زنان رفع می شود، نیاز به همدم، نیاز به حمایت معنوی
در کنار نیاز جنسی؛ مگر در ازدواج، فقط مردان نیاز جنسی را برطرف میکنند؟
چرا ما به جای توجه به نتایج مثبت تعدد زوجات در جامعه، فقط به حرمسرا و غیره توجه می‌کنیم!؟
البته متاسفانه در جامعه ایرانی، در اکثر موارد، مردان، شکل واقعی تعدد زوجات را به نمایش نگذاشته اند و بنای کاخ همسر دوم را، بر ویرانهء همسر اول استوار کرده‌اند در حالی که در سایر ملل اسلامی، شکل واقعی مورد نظر اسلام دیده می‌شود؛ یعنی هم همسر اول همان ارج و قرب را دارد و هم همسر دوم بنا بر خرابی خانهء همسر اول را ندارد، یک زندگی مسالمت آمیز ..

با اندکی تامل و تدبر حول و حوش این موضوع، به دور از احساسات، نفع آن را برای زنان و در کل برای جامعه، خواهیم دید.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند.
مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت می کنند...

مارتین لوتر
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

چنین می نماید که نیکبختی #جامعه به فضیلت و دانایی است، نه به حصار استوار و کشتی جنگی و بندرگاه مجهز و سرزمین پهناور...
پس اگر بخواهی در میدان سیاست به روش نیکو گام برداری، باید بکوشی تا مردمان را از فضیلیت و دانایی بهره ور سازی.

#آلکیبیادس
🆔@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

می دانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...

#داستایوفسکی
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍 ۱۰ کتاب برتر از دیدگاه دکتر آرش نراقی:
🆔 @filsofak

دوستان عزیزم یاسر میردامادی و محمدرضا جلایی پور خواسته اند که نام ده کتاب را که "بیشتر تکانم دادند" برای دوستان بنویسم. البته کار سختی است. کتابهایی را که نام می برم، کتابهایی است که تا حدود سن بیست و یک یا دوسالگی خواندم و عمیقا بر من تأثیر نهادند. بعد از پایان دهه بیست زندگی ام، کتابهای خوب کم نخوانده ام، اما به گمانم هیچ کدام به اندازه این کتابها در شکل بخشی به شاکله فکری و عاطفی ام مۇثر نبوده است. این هم فهرست ده کتاب (تقریبا به ترتیب میزان تأثیرشان!):
۱. اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر- محمد بن منور
۲. کیمیای سعادت- ابوحامد غزالی، تصحیح حسین خدیوجم
۳. مثنوی معنوی- جلال الدین محمد بلخی
۴. علم و دین- ایان باربور، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۵. اوصاف پارسایان- عبدالکریم سروش
۶. سرگشته راه حق- نیکوس کازانتزاکیس، ترجمه منیر جزنی
۷. جنایت و مکافات- داستایفسکی، ترجمه مهری آهی
۸. فرار از مدرسه- عبدالحسین زرین کوب
۹. قدیس مانویل نیکوکار شهید- میگل د اونامونو- ترجمه بهاءالدین خرمشاهی
۱۰. مالون می میرد- سامویل بکت (متأسفانه نام مترجم را به یاد نمی آورم).

آرش نراقی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍آرش نراقی

به نظرم شیوه تربیت دینی کودکان از جمله اموری است که باید مورد تجدیدنظر اساسی قرار بگیرد. در تفکر دینی سنتی کودک هویت حقوقی مستقل ندارد و بخشی از مایملک پدر بشمار می رود. و والدین (خصوصاً پدر) حق و بلکه تکلیف دارند که آموزه های دینی خود را (که غالباً میراثی تقلیدی از والدین شان است) در ذهن و روان کودکان خود حک کنند.
تربیت دینی در غالب موارد تلقین یا تحمیل باورها و هنجارهای دینی والدین به تن و روان کودکان است. به نظر من این شیوه تعلیم دینی نقض آشکار حقوق انسانی کودک است.
فرزندان ابزار تحقق بخشیدن به آمال و ارزشهای دینی و ایدئولوژیک والدین نیستند. تربیت دینی باید در قلمرو اخلاق باشد، و شرط اخلاق این است که نظام تربیت دینی اصل آزادی اندیشه و انتخاب را برسمیت بشناسد. معنای این سخن این نیست که والدین در تربیت دینی کودکان خود کوشا نباشند. از قضا تربیت دینی صحیح در دوران کودکی می تواند ضامن سعادت کودک در بزرگسالی باشد. اما تربیت دینی اخلاقی را نباید به معنای تلقین آموزه ها بر روان کودک و تحمیل مناسک بر تن او دانست.
به نظرم تربیت دینی اخلاقی بیش از هر چیز آموختن ارزشهای عام و والای انسانی به کودک، پروراندن حساسیتهای معنوی در او، و نیز آموزش دانش موثق درباره ادیان مهم دنیا و شخصیتهای دینی و معنوی برجسته تاریخ است. البته تماس بیشتر کودک با دین والدین به طور طبیعی او را با فضای عقیدتی و ایمانی والدین اش بیشتر آشنا و مأنوس می کند، و به احتمال زیاد کودک در دراز مدّت تجربه های معنوی خود را در متن همان سنتی می آزماید و تفسیر می کند که از والدین اش به میراث برده است. اما در تربیت دینی اخلاقی، والدین همواره فضایی را برای خلاقیت و جولان آزادانه ذهن کودک گشوده می گذارند. بیش از آنکه به او آموزه های یک دین خاص را تلقین یا تحمیل کنند، به او حساسیت نسبت به سویه های معنوی عالم، و روشهای فهم و ارزیابی عالمانه و همدلانه معارف دینی را می آموزند. و البته در محیط خانواده هم به او این امکان را می دهند که در فضای زندگی معنوی و دینی والدین تجربه ای دست اوّل از زیست دینی و معنوی در متن یک دین خاص را بیازماید. به این ترتیب والدین به جای آنکه از کودکان شان نسخه دوّم خود را بسازند، و آنها را تا ابد بر سر سفره نان بیات خود بنشانند، به آنها دانش و مهارتهایی را می آموزند که خود خلّاقانه و آگاهانه به دریای خطرخیز عالم معنا درآیند و نهنگ خود را تازه تازه از آب شکار کنند.

برگرفته از کتاب فکرک های فیس بوکی دکتر آرش نراقی.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#صوت_ سخنرانی
روح چگونه شاد وسبکبارمی شود؟

#دکترآرش نراقی.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍نگارش داستان کوتاه:

نگارش داستان کوتاه کار واقعاً دشواری است که روز به روز دشوارتر نیز می‌شود. شاید بزرگترین دغدغه‌ی ذهن نویسنده‌ی جوان در به تحریر در آوردن داستان کوتاه، نقطه‌ی شروع و پایان داستان باشد، حال آنکه علاوه بر اینها، ایجاد کشش و جذابیت برای خواننده، باید مد نظر هر نویسنده‌ای باشد. کاری که با پیرتر شدن «داستان کوتاه» روز به روز سخت‌تر می‌ود.
امروزه داستان کوتاه باید به نحوی نوشته شود که نام داستان، خواننده را به خواندن جمله‌ی اول داستان ترغیب کند، جمله‌ی اول خواننده را تا پایان بند (پاراگراف) اول، و آن تا پایان صفحه‌ی اول و این تا پایان داستان همراه سازد.
نکاتی که در ادامه می‌آید، تنها اشاره‌هایی برای توجه بیشتر به نگارش داستان و جستجوی آن نکات در داستان‌های موفق نویسندگان بزرگ است.

عدم تعادل، سرچشمه‌ی داستان
«داستان از جایی شروع می‌شود که تعادل زندگی بر هم خورد». این جمله را بارها شنیده اید و باز هم خواهید شنید. اما درک و به کارگیری آن در ایده و داستان مستلزم تجربه و توجه به داستان‌های نویسندگان بزرگ است.

سیر داستان
داستان کوتاه با شرح (Exposition) وضعیت آغاز شده، گسترش (Development) می‌یابد، و با بار نمایشی (Drama) به پایان می‌رسد. برای مثال در داستان «ماجرای من و شریکم»، یکی دو صفحه‌ی اول شرح، قضیه‌ی شراکت و تمامی ماجراهای بعد از آن، گسترش، و بر هم خوردن شراکت درام داستان بود.

ایجاد پرسش
نویسنده باید در حین داستان، در ذهن خواننده پرسش ایجاد کند. خواننده باید از خود بپرسد: «چرا عباس از امیر می‌ترسد؟»، «چرا عاطفه عاشق علی است؟»، «چرا راحله حقیقت را به همکارش نگفت؟»، «چرا صمد در مقابل کار فرید، عکس العملی نشان ندارد؟»، و... «چرا»های ذهن خواننده ایجاد کشش می‌کند. اما نویسنده باید در جای مناسب داستان، پاسخ آن چراها را گنجانده باشد.

مدیریت اطلاعات
طبیعی است که نویسنده تمامی ماجرا‌ها، اتفاقات، حادثه‌ها، نقشه‌ها و فکر و درون شخصیت‌های داستانش را می‌داند، اما چه زمانی باید این اطلاعات در اختیار خواننده قرار گیرد؟ اگر نام یک داستان پلیسی ـ جنایی «کشته شدن سعید به دست رضا» باشد، کسی آن داستان را خواهد خواند؟ نویسنده بر اساس تجربه و خلاقیت خود باید دریابد که چه زمانی و چه اطلاعاتی را باید به خواننده منتقل کند. طوری که خواننده پس از گرفتن آن مطالب در ذهن خود بگوید: «آهان! پس این قضیه وجود داشت! همین بود که 2 صفحه‌ی قبل فلان شخصیت، چنان کاری کرد... آهان!»

تصویر بجای تلقین
چخوف می‌گوید: «وقتی می‌خواهید غم انگیزی چیزی را نشان بدهید، خود آن چیز را تصویر کنید». نویسنده نباید درام داستان و دیگر نکات به ویژه پیام را مستقیما در داستان بیاورد یا ناشیانه به آن اشاره کند. روایت کردن قوی یک ماجرا، به صورتی که خواننده بتواند آن را در ذهن تصویر کند و آن قدر واقعی ببیند که احتمال دهد برای هر انسانی ـ حتی خود خواننده ـ ممکن است اتفاق افتد، بهتر از تلقین کردن مستقیم عقیده‌ی نویسنده در داستان است. گورکی می‌گوید: «هر چه دایره‌ی تجارب نویسنده وسیع‌تر باشد، جانبداری و تعصب در نوشته‌هایش کمتر خواهد بود.»

پایان غیر قابل پیش‌بینی
نوشتن داستانی که خواننده نتواند پایان دقیقی برای آن پیش‌بینی کند، بی‌شک مهمترین عامل ایجاد کشش و جاذبه است.
جمال میرصادقی، ادبیات داستانی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#مقاله
برتراند راسل

📍چگونه از #عقاید_احمقانه بپرهیم؟

براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه اي که نوع بشر مستعد آن است، نيازي به نبوغ فوق بشري نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهاي ابلهانه بازميدارد.

اگر موضوع چيزي است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها دندانهاي کمتري از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد.
او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزي را ميدانيد در حالي که در حقيقت آن را نميدانيد، خطاي مهلکي است که همه ي ما مستعد آن هستيم.
من باور دارم که خارپشتها سوسکهاي سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابي درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زماني که نبينم يک خارپشت از اين غذاي اشتهاکورکن لذت ميبرد، مرتکب چنين اظهار نظري نميشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعي درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتا يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهاي جزمي درباره آنها دست بردارد.

اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوته ي آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوري نسبت به برخي مسائل داريد، روشهايي وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصباني ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبي براي آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسي مدعي باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند.

▫️نویسنده: #برتراند_راسل
▫️چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak