فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

✔️🔻بازار طب اسلامی در فضای قم و حوزه علمیه داغ است هر روز اطلاعیه ای در گوشه و کنار از ظهور حکیمی خبر می دهد که توانسته است بیماریهای لاعلاج را درمان کند. نکته های زیر از گفتگو با یکی از مدرسین روحانی طب در قم است که اصلاح جامعه را از مجاری طب اسلامی می داند.

🔹 حوزه یک ثروت بسیار قدرتمند دارد که همان طب است و یک ثروت بالقوه است. اگر حوزه بخواهد از بُعد تبلیغ، اخلاق و عقل را حاکم کند، باید اول بدن سالم درست کند. هر خلطی در بدن افزایش پیدا کند اثر خودش را در جامعه می‌گذارد. وقتی گلبول‌های قرمز در بدن حاکم شوند فرد عصیان‌گر و گنهکار می‌شود؛ هر چقدر هم بگوییم این کار را نکن، او عصیانگری را دارد، چون خاصیت دم همین است.

🔹مثلا در خصوصیات سودا یکی از بارزترین خصوصیاتش منفی نگری است. حالا اگر غلبه دم نداشت و غلبه سودا داشت، منفی‌نگر است. هر چقدر بخواهد سوءظن را کنار بگذارد، اگر غلبه سودا داشته باشد منفی نگر است. آموزش و گیرایی به حد صفر می‌رسد.

🔹حالا ما می‌خواهیم به حوزه بگوییم بیا اخلاق را حاکم کن. در جامعه‌ای که یا سودایی هستند یا دموی؛ اگر دموی باشند خاصیت عصیانگری دارند. حرفت را می‌فهمند، ولی حاضر نیستند گوش دهند. امام صادق(ع) در توصیف دم می‌فرماید «و هو عبد عارم و ربما قتل العبد مولاه؛ خون(گلبول قرمز) یک برده سرکش است و چه بسا بنده‌ای که مولای خودش را هم می‌کشد.»


🔹اگر حوزه می‌خواهد از نظر اخلاق در جامعه کمک کند، از نظر خلط بدن باید کار کند. ابزار دستش است. شما اگر فردی را معتدل القامة داشته باشید و تمام اخلاط اندازه باشد، از نظر اخلاق بسیار آدم خوبی می‌شود ولی اگر معتدل القامة نباشد و تعادل اخلاط به هم بخورد، آنگاه خصوصیات اخلاقی ناجور سراغش می‌آید. حوزه اگر بخواهد جامعه را از نظر اخلاقی اصلاح کند، کاری که می‌تواند انجام دهد این است که یک حوزه علمیه تخصصی برای طب بزند و از افرادی که وارد هستند و در طب اسلامی کار کرده‌اند استفاده کند و حوزه تخصصی طب بزنند.


🔹طب اسلامی به قدری قوی هست که اگر حوزه علمیه پای کار بیاید می‌تواند با همین طب کل دنیا را شیعه کند. دنیا اکنون در بیماری‌های فلج مغزی، ام اس و پارکینسون مستاصل است. ما فلج را درمان می‌کنیم. سرطان را در عرض بیست تا چهل روز درمان می‌کنیم.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
☝️☝️☝️☝️☝️
افلاطون و ارسطو مشغول مباحثه، بخشی از نقش برجسته ای اثر لوکا دِلا روبیا.
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🌹🌹پرسش:

طرز تلقي انسان مدرن از مرگ چيست؟
🆔 @filsofak
🔖پاسخ:

طرز تلقي واحدي را نمي توان به همه مدرنيست ها نسبت داد ضمن آنكه بحث مرگ را با پسامرگ اشتباه نكنيد. تلقي من نسبت به مرگ ممكن است يك چيز باشد و نسبت به پس از مرگ چيز ديگري. شما ظاهراً تلقي نسبت به پسامرگ را نپرسيده ايد. بعضي از مدرن ها مثل فرويد گفته اند که هر کس که به مرگ مي انديشد، به همين دليل که به مرگ مي انديشد، بيمار رواني است. چون آدم سالم بايد به زندگي بينديشد نه به مرگ. کسي که به چيزي که هست نمي انديشد و به چيزي که نيست مي انديشد، سالم نيست. اين طرز تلقي فرويد است. اما بعضي از انسانهاي مدرن هم مثل بعضي از اگزيستانسياليستها مثل گابريل مارسل مي گويند که انساني که به مرگ نمي انديشد بيمار است. چون به واقعيت نمي انديشد و هر کس که به واقعيت نمي انديشد. به همان ميزان که به واقعيت نمي انديشد بيمار است. چون يكي از علائم انسان سالم اين است که خودش را کاملاً با واقعيات مواجه مي کند و هيچوقت عطف توجه از واقعيت به چيز ديگري که غيرواقعي است نمي کند. مرگ هم يكي از واقعيتهاست. يعني اينكه بالاخره من و شما مي ميريم و چون مي ميريم بايد به اين واقعيت هم فكر کرد.

مصطفی ملکیان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
تصویر از طرف مصطفی سلیمانی
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_کتاب

📍محفل فیلسوفان خاموش

- شناسنامه کتاب:
- نویسنده: ویتوریو هوسله.
- مترجم: کورش صوفی.
- ناشر: هرمس.
- کتابشناسی:
1- قسمت هایی از متن کتاب:
«راهنمایان در مسیری که به دیگران نشان می دهند گام نمی نهند. همین هایی که به اخلاقیات توجه دارند از این طریق سعی دارند ضعف های اخلاقی شان را بپوشانند یا کسی که در نظریاتش به احساسات یا عواطف کودکانه توجه دارد انگار بیشتر دنبال این است که بی عدالتی های دوران کودکی خویش را تصحیح کند.»
«هیچ کاری مشکل تر از این نیست که آدم بخواهد بفهمد ته دل مردم چه می گذرد.»
«آدم باید بتواند دعوا کند. توی یک دعوای درست و حسابی هم زور و قدرت اهمیت چندانی ندارد. شاید بشود جنگ و دعوا را نوعی بحث و گفت و گوی بسیار پرشور و آکنده از احساس نامید. به هر حال اگر این جنگ و دعواها هم به نتیجه نرسد آدم باید بتواند طرف مقابلش را تحمل کند. من فکر می کنم وقتی ادم نظرش را ابراز کند و دلایلی برای اثبات درستی نظرش به دست دهد و نظر و استدلالهای طرف مقابل را هم بشنود احساس سبکی می کند و خیالش راحت می شود.»
🆔 @filsofak

2- کتاب حاضر مجموعه‌ نامه‌هایی است که از ژانویه 1994 تا ژانویه 1996 میان دختری یازده ساله به نام نوراک. و ویتوریو هوسله، استاد فلسفه دانشگاه اسن آلمان، رد و بدل شده است.
پرسش‌های کودکانه نورا از جمله پیچیده‌ترین مسائل فلسفی است و پرفسور هوسله را وادار می‌سازد تا در میان این نامه‌ها دست در دست نورای کنجکاو و مبهوت از مسیر هزارتوی فلسفه بگذرد و برای پرسش‌های او پاسخ بیابد. این دو در کنار هم محفلی رویایی و زیبا پدید می‌آورند که در آن، فیلسوفان بزرگی از افلاطون تا هانس یوناس درباره پروردگار، جهان هستی و راه صحیح زندگی سخن می‌گویند و به بحث می‌نشینند. این نامه‌نگاری‌های عجیب و غیر معمول، در نهایت مجموعه‌ای را فراهم می‌آورد که در نوع خود نوشته‌ای مقدماتی درباره فلسفه به حساب می‌آید و ذهن افراد کنجکاو را به خود مشغول می‌سازد.
3- پرفسور ویتوریو هوسله در سال١٩۶٠متولد شده است و در دانشگاه اسن به تدریس فلسفه اشتغال دارد. تاکنون از وی کتاب‌های متعددی به چاپ رسیده است. ترجمه این کتاب را کوروش صفوی انجام داده و انتشارات هرمس آن را چاپ کرده است.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
👆👆👆👆
اگر ابتدا به تصوير سمت راست نگاه كنيد تصوير وسط به همان سمت ميچرخد!
واگر ابتدا به تصوير سمت چپ نگاه كنيد تصوير وسط به آن سمت ميچرخد

🆔 @filsofak
👆👆👆👆👆👆👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
• دکتر اکبر جباری •:
درباره تصوير بالا حرفهايى ميتوان زد. يكى از دوستانم ميكفت:
آنچه سالها است كه مرا در حوزه ى فلسفه، دين، فرهنگ، سياست و اخلاق حيرت زده كرده و در قضاوت هاى متداول زمانه محتاط ساخته و بويژه از احساساتى شدن تا حد زيادى باز داشته است، همين زاويه ديدى است كه هركسى در هر كجاى جهان و در هر دوره اى از تاريخ براى خود دارد و با آن رويكرد، همه چيز را آشكارا همسو و مؤيد ديدگاه خود مى يابد؛ بيخبر از آنكه ديگران هم، چنين پندار و بر اساس آن، گفتار و كردارى دارند كه طبعاً آن را "نيك" مى شمارند و ناگفته، آنان هم پيرو پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك هستند؛ كه هرچند ما اين شعار را فقط افتخار خودمان مى دانيم، ولى تا كنون در هيچ بيغوله اى از جهان كسى را نيافته ايم كه شعارش "پندار بد، گفتار بد و كردار بد" باشد؛ اگر چه از زاويه ى ديد ما او يك اهريمن مجسم و دروغگو به نظر آيد.

تصويرى كه ارسال كردم، بيان عينى و گوياى چنين ضعف انسانى است كه فلسفه تا كنون بيهوده كوشيده است تا راه چاره ى آن را دريابد، ولى با تأسيس مذاهب و مكاتب و حوزه هاى گوناگون فلسفى، فقط و فقط بر كثرت ديدگاه ها و خودباورى هاى بشر افزوده و بخصوص جنگ هاى ايدئولوژيك جديد را پديد آورده است؛ چه آشكار، مانند ماركسيسم و چه نيمه پنهان مانند ليبراليسم؛ و چه احمقانه و وحشيانه مانند فاشيسم و فوندامنتاليسم؛ و هركدام با يك چاشنى از دوران گذشته ى كمون اوليه، يونان باستان، افتخارات قومى، قرون وسطاي يهودى و مسيحى و اسلامى!
🆔 @filsofak

اما واقعيت اين است كه این مسأله ایست که در خودِ تاریخ فلسفه مورد توجه و بحث فیلسوفان بزرگی بوده و سرآمد ایشان نیز، کانت است که تحت عنوان "مسأله جدلی الطرفین عقل محض" بحث مستوفایی دارد.
کانت در "نقد عقل محض" نکته جالبی درباره "زنون الئایی" طرح میکند و انتقاد افلاطون به او را ناروا میداند. او میگوید که "زنون" با ارائه استدلالهای متناقض و اثبات و انکار یک امر واحد، میکوشید نشان دهد که عقل بشری در اثبات و انکار عقلی برخی امور به یک اندازه توانمند و ناتوان است. اینکه بتوانی یک گزاره را از طریق استدلال اثبات کنی و دوباره در لحظه ای دیگر، همان گزاره را از طریق استدلالی دیگر، با همان قدرت انکار کنی، نشان میدهد که این قبیل موضوعات، مسألی هستند که عقل محض قادر نیست این وزنه را به یک سمت سنگین کند و کار را پایان یافته فرض کند. تاریخ فلسفه و عقل نیز بر همین امر دلالت دارد.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍تعاریف اشتباه از عزت نفس:

در كتابهاي روانشناسي ساده و خودآموز امروزي، كه بسيار هم پرمشتري‌اند و متأسفانه خيلي از آنها كتاب زرد به حساب مي‌آيند، تعاريفي از عزت نفس ارائه شده است كه پذيرفتني نيست. از جمله اينكه گفته‌اند:
1⃣ انسان بايد نسبت به خودش عواطف و نگرشهاي مثبت داشته باشد. اين تعريف به نظرم از دو جهت نادرست است: يكي اينكه خيلي وقتها انسان نسبت به خودش عاطفه و نگرش مثبت دارد، اما دربارة داشته‌ها و بودن‌هاي خود خطا مي‌كند و در واقع به همين خطا عاطفه و نگرش مثبت پيدا مي‌كند. مثلاً فكر مي‌كند كه بزرگترين رياضيدان ايران است و از اين رو عاطفه و نگرش مثبت به خود پيدا مي‌كند، با اينكه اگر كمترين تحقيقي مي‌كرد خطاي آن برايش معلوم مي‌شد. انسان بايد به خودش عاطفه و نگرش مثبت داشته باشد، اما با اين قيد كه اين عاطفه و نگرش بايد مبتني بر آنچه واقعاً دارد و آنچه واقعاً هست باشد. از جهت ديگر، گاه انسان ارزيابي درستي از داشته‌ها و بودن‌هاي خود دارد دارد اما ارزشداوري‌اش دربارة آنها نادرست است؛ اي بسا آنچه انسان دارد يا هست در واقع چيز مطلوبي نباشد.
🆔 @filsofak

2⃣گاه نيز كساني عزت نفس را به اين معني مي‌دانند كه انسان خود را هيچ كم از ديگران نداند. به عبارت ديگر، عزت نفس را در مقام مقايسه و مسابقة با ديگران مطرح مي‌كنند و گويي مي‌گويند كه خود را با ديگران مقايسه كن و با آنها مسابقه بده و خود را هيچ كم از آنها ندان. اما بحث اينجاست كه اولاً مقايسه و مسابقة با ديگران با عزت نفس سازگار نيست و ثانياً اگر هم كسي در مقام مقايسه يا مسابقه يا ديگري قرار گرفت چرا نبايد هيچ گاه خود را كمتر بداند؟ اين، به تعبير سيمون وي، نوعي توهم‌زدگي است.
3⃣تعريف سومي هم كه از عزت نفس كرده‌اند اين است كه عزت نفس يعني انسان در هيچ نوع ارتباط اجتماعي‌اي اظهار عجز نكند، والا باعث مي‌شود ديگران بر او سوار شوند. اما آيا ممكن نيست كه انسان چه به لحاظ علمي و چه به لحاظ عملي اظهار عجز بكند و با اين حال اجازه ندهد كسي بر او سوار شود؟ به نظر من اظهار عجز هيچ منافاتي با عزت نفس ندارد، والا هر كار و شغلي كه به انسان پيشنهاد شد انسان با هر اندازه توانايي و دانايي بايد بپذيرد و اظهار عجز نكند تا با عزت نفسش ناسازگار نشود. اتفاقاً انسان به ميزاني كه اظهار عجز مي‌كند حدود خود را بهتر مي‌شناسد و اين اصلاً به معني اين نيست كه آماده است تا به حريم او تجاوز شود.

روانشناسی اخلاق، مصطفی ملکیان
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
👆👆👆👆👆
یک مقاله خوب، چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

آن كه از حقيقت مي نويسد در هنر ِاو حقيقت هرگز نبايد سركوب شده و پنهان باشد.
او نبايد در مقابل قدرتمندان سرخم كند. چه بسا لازم باشد براي اين كار از گرفتن مزد براي كاري صرف نظر كند.
از انتشار اثري چشم بپوشد و يا به شهرت خويش لگد بزند وآن را در معرض تهديد قرار دهد.
حقيقت در هنر او نبايد به شكلي نامشخص ,عمومي,همگاني وچند پهلو بيان شود.
اين نامشخص گويي, عمومي گويي و پيچيده نويسي , دروغ و فريبي بيش نيست!

"برتولت برشت"
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

جهان امروز از سویی ایمان بی چون و ‌چرای گذشته را از دست داده ست و از سوی دیگر تشنه ی یقین ‌است.
🆔 @filsofak

جهان لگام‌ گسیخته و شتابان در سراشیبی سقوطی بی انتها سرازیر است و انسان ناتوان از هرگونه اقدام موثر برای مهار کردن آن٬ بی اختیار در ظلمت بی پایان این ورطه سرنگون است.
بدون ایمان گذشته٬ زندگی پوچ و بی معنا و غیرقابل فهم است و آنچه همه چیز را در چنگال پولادین خود به بازی گرفته٬ بخت و‌ اتفاق است. صحنه ها و کارها و‌ چهره ها همه به ظاهر واقعی است٬ منتها درد بر سر این است که خود این واقعیت پنداری بیش نیست:
تصویری ست از واقعیتی دیگر و‌ آن‌ هم از واقعیتی باز هم دورتر و‌ همین طور تا بی نهایت.
درونمایه هستی آدمی تراژدی ست. از تبعات از دست رفتن ایمان گذشته یکی این بوده که انسان این عصر فقط از راه کمدی ممکن است به عمق تراژدی برسد. منطق ساخته ی بشر است. یکی از پایه های آن این ست که هیچ ‌معلولی بی علت نیست. اما وقتی تصادف محض بر عالم حکمفرما باشد٬ سخن گفتن از زنجیره علت و ‌معلول بی معناست. عقل انسان در برابر قضا و اتفاق ناتوان است.

نام کتاب: قول
نویسنده: فریدریش دورنمات
مترجم: عزت الله فولادوند
ناشر: طرح نو
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
1
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍ارسطو در باب تراژدی می نویسد:

«تراژدی، محاكاتِ اعمال كامل و با شكوه است، با زبانی آراسته به انواع زینت ها كه هر یك از این انواع در بخش های مجزا به شیوه ای نمایشی نه روایی به كار می رود و با ایجاد ترس و شفقت این عواطف را می پالاید.»
🆔 @filsofak
☝️☝️☝️☝️☝️
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_کتاب
عشق و فلسفه

مقدمه:
قدیمی ترین متنِ معتبر دربارۀ عشق، یا ماهیتِ عشق، متعلق به #افلاطون است. کتابی به نام #سمپوزیوم، که معنای دقیقش بزمِ میگساری است.
اما معمولاً آن را #مهمانی یا #ضیافت ترجمه می کنند. البته افلاطون در بعضی کتاب های دیگرِ خود هم دربارۀ این موضوع سخن گفته است، اما مهمانی یا ضیافت کلاً دربارۀ عشق است.
می توان گفت تقریباً همۀ حرف هایی که دربارۀ عشق می شنویم، یا ممکن است به فکرِ خودِ ما هم برسد، در این کتاب هست.
البته به جز حرف هایی که اخیراً نوروساینس، یا علم مغز و اعصاب، دربارۀ عشق گفته است.
🆔 @filsofak