📝 کانال فلسفه اخلاق:
اقتصاد به زبان ساده:
◀️اقتصاد دانان را بیشتر بشناسیم
@filsofak
✏️خود آدام اسميت که به بنيانگذار علم اقتصاد مشهور است، استاد منطق و اخلاق بود.
✏️مطالعات اصلي جرمي بنتام، صاحب نظر معروف اقتصادي، در زمينه ي حقوق و فلسفه بوده، با اين حال مقوله « لذت » و « درد » مطرح شده و يا احيا شده از سوي وي تأثيري فراگير بر انديشه ي اقتصادي داشته است.
✏️تحصيلات توماس مالتوس، اقتصاددان معروف کلاسيک، و چارلز بابيچ نيز، هر دو در زمينه ي رياضيات بود.
✏️ آنتوان کورنو، اقتصاددان معروفي که تأثيري بسزا بر تفکر اقتصادي والراس، منگر و جونز داشت، خود صاحب نظر برجسته ي رياضي و فلسفه بود.
✏️ ژول دوپوئه اقتصاددان ديگري است که انديشه ي وي، هم به تکامل نظريه ي اقتصاد کمک کرد و هم بر افرادي چون مارشال اثر گذاشت. اما تحصيلات عمده ي وي در امور مهندسي بود.
🆔 @filsofak
✏️هرمان هاينريش گوسن اقتصاددان معروف ديگري است که دفاع از نفع شخصي و مالکيت خصوصي، مخالفت با دخالت دولت در اقتصاد و طراحي ابعادي از مطلوبيت نهايي از سهم وي در علم اقتصاد حکايت مي کند. با اين حال مطالعات رسمي وي عمدتاً شامل حقوق و رياضيات بود.
✏️ويلهلم روشر، از بنيانگذاران مکتب تاريخي و تحصيلات وي در رشته ي تاريخ و علوم سياسي بود.
✏️کارل مارکس معروف ترين چهره ي اقتصاد سوسياليستي و کمونيستي، دکتراي فلسفه داشت.
✏️کلمنت ژوگلار اقتصاددان ديگري است که با وجود معرفي پديده ي دور کسب و کار، رشد اقتصادي، و اثر جمعيت بر امور اقتصادي يک پزشک بود.
✏️لئون والراس که از بنيانگذاران اقتصاد نهايي گرايي و از اولين نويسندگان کتاب هاي خالص اقتصادي است، مطالعاتش در رشته هاي فني، علوم تجربي، و ادبيات بود.
@eghtesaderooz
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
اقتصاد به زبان ساده:
◀️اقتصاد دانان را بیشتر بشناسیم
@filsofak
✏️خود آدام اسميت که به بنيانگذار علم اقتصاد مشهور است، استاد منطق و اخلاق بود.
✏️مطالعات اصلي جرمي بنتام، صاحب نظر معروف اقتصادي، در زمينه ي حقوق و فلسفه بوده، با اين حال مقوله « لذت » و « درد » مطرح شده و يا احيا شده از سوي وي تأثيري فراگير بر انديشه ي اقتصادي داشته است.
✏️تحصيلات توماس مالتوس، اقتصاددان معروف کلاسيک، و چارلز بابيچ نيز، هر دو در زمينه ي رياضيات بود.
✏️ آنتوان کورنو، اقتصاددان معروفي که تأثيري بسزا بر تفکر اقتصادي والراس، منگر و جونز داشت، خود صاحب نظر برجسته ي رياضي و فلسفه بود.
✏️ ژول دوپوئه اقتصاددان ديگري است که انديشه ي وي، هم به تکامل نظريه ي اقتصاد کمک کرد و هم بر افرادي چون مارشال اثر گذاشت. اما تحصيلات عمده ي وي در امور مهندسي بود.
🆔 @filsofak
✏️هرمان هاينريش گوسن اقتصاددان معروف ديگري است که دفاع از نفع شخصي و مالکيت خصوصي، مخالفت با دخالت دولت در اقتصاد و طراحي ابعادي از مطلوبيت نهايي از سهم وي در علم اقتصاد حکايت مي کند. با اين حال مطالعات رسمي وي عمدتاً شامل حقوق و رياضيات بود.
✏️ويلهلم روشر، از بنيانگذاران مکتب تاريخي و تحصيلات وي در رشته ي تاريخ و علوم سياسي بود.
✏️کارل مارکس معروف ترين چهره ي اقتصاد سوسياليستي و کمونيستي، دکتراي فلسفه داشت.
✏️کلمنت ژوگلار اقتصاددان ديگري است که با وجود معرفي پديده ي دور کسب و کار، رشد اقتصادي، و اثر جمعيت بر امور اقتصادي يک پزشک بود.
✏️لئون والراس که از بنيانگذاران اقتصاد نهايي گرايي و از اولين نويسندگان کتاب هاي خالص اقتصادي است، مطالعاتش در رشته هاي فني، علوم تجربي، و ادبيات بود.
@eghtesaderooz
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#موزیک_صدای_ارامش
👆👆👆👆👆👆
عملی اگر كاشتید،
عادتی درو خواهید كرد.
عادتی اگر كاشتید، اخلاقی درو خواهید كرد.
اخلاقی اگر كاشتید، سرنوشتی درو خواهید كرد.
📍 #فرانسوا_ولتر
@filsofak
#موزیک_صدای_ارامش
👆👆👆👆👆👆
عملی اگر كاشتید،
عادتی درو خواهید كرد.
عادتی اگر كاشتید، اخلاقی درو خواهید كرد.
اخلاقی اگر كاشتید، سرنوشتی درو خواهید كرد.
📍 #فرانسوا_ولتر
@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(صورت کامل نوشتهٔ دکتر شفیعی کدکنی دربارهٔ وضعیت اندیشگی مسلمانان در قرون اخیر):
📍مرزهای اندیشه و استعاره
«وقتی به حرکت مورچهای روی دیوار مینگریم، موضوعِ اندیشهٔ ما حرکتِ مورچه است بر روی دیوار و آن گاه که به آفاقِ بیکرانِ کهکشانها میاندیشیم، میدانِ تفکرِ ما قلمروِ پهناوری است به وسعتِ هستی. صِرفِ اندیشیدن به حرکتِ مورچه یا بیکرانگیِ هستی، اعتباری به اندیشهٔ ما نمیبخشد؛ میتوان دربارهٔ حرکتِ مورچه بر روی دیوار، به اندیشههای جاودانه و شگرف رسید و میتوان در اندیشیدن به آفاقِ بیکرانِ هستی به حرفهای معمولی و مکرّر و مشترکِ بینِ همگان دست یافت. آنچه یک «فکر» را در تاریخِ اندیشهٔ بشری اعتبار میدهد موضوعِ فکر نیست، بلکه قاب و قالبی است که اندیشه در ذهنِ ما به خود میگیرد و نوعی روشنایی و افقی از دید در برابر چشمِ ما و دیگران میگشاید. اندیشه راستین اندیشهای است که وقتی عرضه شود بخشی از مخاطبانِ خود را دگرگون کند و در برابر چشم ایشان دریچهای تازه بگشاید.
🆔 @filsofak
از این چشمانداز، قرنهاست که مسلمانان اندیشهای ندارند. «استعاره»ها و «شعر»هایی آفریدهاند و در هجوم استعارههای تجریدی، خودشان را فریب دادهاند که «ما میاندیشیم» و اندیشهٔ تازه داریم. ولی وقتی بخواهیم فرهنگ یا دایرةالمعارفی از اندیشهٔ بشری فراهم آوریم، سهم متأخرین جهانِ اسلام تقریبا صِفر است. تمام مسلمانان در قرونِ اخیر به اندازهٔ یک سال از عمرِ فلسفیِ ویتگنشتاین «اندیشه» عرضه نکردهاند. تعارُف با هیچ کسی نداریم.
مولانا، اما، صاحب اندیشه است. در آن سوی شعرهای درخشانی که در دیوان شمس سروده است، هم در مثنوی و هم در دیوان، نمونههایی از اندیشه عرضه میکند که وقتی خواننده با آن اندیشهها رو به رو میشود نگاهش به جهان و قلمرو هستی دگرگون میگردد. دربارهٔ ازل، ابد، جهان، انسان، مرگ، زندگی، زیبایی، عشق و خدا مولانا صاحب اندیشه است، اندیشههایی که بشریّت در همه احوال به آنها نیاز دارد، همان گونه که بشریّت هیچ گاه از دیالُگهای افلاطون بینیاز نخواهد بود. همچنان که جرقههای فکری فلاسفه ماقبلِ سقراطِ یونان، امثال هراکلیت، هنوز طراوت خویش را داراست و مایه حیرتِ انسانِ معاصر است.»
✏غزلیات شمس تبریز؛ مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی؛ تهران؛ انتشارات سخن؛ ج۱؛ صص ۷۰ ـ ۶۹.
@shafiie_kadkani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
(صورت کامل نوشتهٔ دکتر شفیعی کدکنی دربارهٔ وضعیت اندیشگی مسلمانان در قرون اخیر):
📍مرزهای اندیشه و استعاره
«وقتی به حرکت مورچهای روی دیوار مینگریم، موضوعِ اندیشهٔ ما حرکتِ مورچه است بر روی دیوار و آن گاه که به آفاقِ بیکرانِ کهکشانها میاندیشیم، میدانِ تفکرِ ما قلمروِ پهناوری است به وسعتِ هستی. صِرفِ اندیشیدن به حرکتِ مورچه یا بیکرانگیِ هستی، اعتباری به اندیشهٔ ما نمیبخشد؛ میتوان دربارهٔ حرکتِ مورچه بر روی دیوار، به اندیشههای جاودانه و شگرف رسید و میتوان در اندیشیدن به آفاقِ بیکرانِ هستی به حرفهای معمولی و مکرّر و مشترکِ بینِ همگان دست یافت. آنچه یک «فکر» را در تاریخِ اندیشهٔ بشری اعتبار میدهد موضوعِ فکر نیست، بلکه قاب و قالبی است که اندیشه در ذهنِ ما به خود میگیرد و نوعی روشنایی و افقی از دید در برابر چشمِ ما و دیگران میگشاید. اندیشه راستین اندیشهای است که وقتی عرضه شود بخشی از مخاطبانِ خود را دگرگون کند و در برابر چشم ایشان دریچهای تازه بگشاید.
🆔 @filsofak
از این چشمانداز، قرنهاست که مسلمانان اندیشهای ندارند. «استعاره»ها و «شعر»هایی آفریدهاند و در هجوم استعارههای تجریدی، خودشان را فریب دادهاند که «ما میاندیشیم» و اندیشهٔ تازه داریم. ولی وقتی بخواهیم فرهنگ یا دایرةالمعارفی از اندیشهٔ بشری فراهم آوریم، سهم متأخرین جهانِ اسلام تقریبا صِفر است. تمام مسلمانان در قرونِ اخیر به اندازهٔ یک سال از عمرِ فلسفیِ ویتگنشتاین «اندیشه» عرضه نکردهاند. تعارُف با هیچ کسی نداریم.
مولانا، اما، صاحب اندیشه است. در آن سوی شعرهای درخشانی که در دیوان شمس سروده است، هم در مثنوی و هم در دیوان، نمونههایی از اندیشه عرضه میکند که وقتی خواننده با آن اندیشهها رو به رو میشود نگاهش به جهان و قلمرو هستی دگرگون میگردد. دربارهٔ ازل، ابد، جهان، انسان، مرگ، زندگی، زیبایی، عشق و خدا مولانا صاحب اندیشه است، اندیشههایی که بشریّت در همه احوال به آنها نیاز دارد، همان گونه که بشریّت هیچ گاه از دیالُگهای افلاطون بینیاز نخواهد بود. همچنان که جرقههای فکری فلاسفه ماقبلِ سقراطِ یونان، امثال هراکلیت، هنوز طراوت خویش را داراست و مایه حیرتِ انسانِ معاصر است.»
✏غزلیات شمس تبریز؛ مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی؛ تهران؛ انتشارات سخن؛ ج۱؛ صص ۷۰ ـ ۶۹.
@shafiie_kadkani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍
✏یک سوال:
تا حالا عاشق شدی؟
نشونه های عشق به نظرت چی چی ها هست؟😍
.
.
✏منبرک: (درباره عشق)
این کتاب رو حتما بخونيد😉
.
.
🔖شرطِ عاشقی این نیست که تو، حتماً، دیگری را بهاندازهی خودت، یا حتّا بیشتر، دوست داشته باشی.
اینگونه عشقها، البته، بسیار ارزشمند است، امّا هروقت خوشبختیِ تو تحتِ تأثیرِ خوشبختیِ دیگری قرار بگیرد، حدّی از عشق در میانه حاضر است (البته جهتِ این تأثیرپذیری باید یکسان باشد).
.
.
🔖هر اتّفاقِ خوب و بدی که برای او پیش بیاید،(تا حدّی) برای تو هم پیش آمده است.
محبوبهای تو در داخلِ مرزهای وجودِ تو هستند، خوشبختیِ آنها خوشبختیِ توست.
🆔 @filsofak
.
.
🔖«عاشقبودن»، یا شیفتگی، حالِ بسیار پُرتبوتابیست که نشانههای آشکاری دارد:
تقریباً همیشه به او فکر میکنی؛
مرتّب میخواهید با هم در تماس باشید و وقتِ خود را با هم بگذرانید؛
وقتی او را میبینی هیجانزده میشوی؛
بیخواب میشوی؛
برای بیانِ احساساتت برایش شعر میگویی؛
به او هدیه میدهی،
یا به هر طریقی که برایش خوشآیند باشد، به او ابرازِ احساسات میکنی؛
در عمقِ چشمانِ هم خیره میشوید؛
در زیرِ نورِ شمع با هم شام میخورید؛
دوریِ کوتاهمدّتش برایت بسیار طولانیست؛
وقتی که کارها و حرکاتش را بهیاد میآوری ابلهانه لبخند میزنی؛
نقاطِ ضعفِ کوچکش را دوست داری؛
از اینکه سرانجام همدیگر را یافتهاید سرشار از شادی و لذّت میشوید؛
و همه را ملیح و دلنشین مییابی، و فکر میکنی که همه باید خوشبختیِ تو را احساس کنند...!
.
.
🔖معرفی کتاب:
کتاب «درباره_عشق»، ترجمه پاره ای از مقالات فلسفی مهم در خصوص عشق یا به بیان دقیق تر، عشق مجازی میان انسان هاست که آرش_نراقی دوست داشتنی آن را ترجمه کرده است و نشر نی آن را منتشر کرده است.
#عکاس_جناب_خودمان
✒ #مصطفی_سلیمانی
۲۴ تیرماه ۹۵.
________________________________
پ ن:
۱. در صورت آدمی دو چیز مهم است:
یکی "لبخند" و دیگری "عمق نگاهش".
این دو را هم هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد.
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است و چشمهایش آفتاب.
هر صورتی که آفتاب درخشان و اقیانوس مواج ندارد، یعنی هیچ ندارد.
✏ #لوریس_چکناواریان
۲. تصمیم دارم کودتا کنم!
اصلا چرا کودتا...
انقلاب می کنم!
کم دیکتاتور نیستی!
دنیایی در حسرت چشمانت در عذاب اند!
خون جماعتی را در شیشه کرده ای...
بیا و دست از رد صلاحیت بردار!
بگذار مجلسی به پا کنیم و همه بیایند به تماشای نگاهت!
✏ #حامد_نیازی
.
.
#عشق #آرش_نراقی #مقاله #مقالات_فلسفی #درباره_عشق #عشق_مجازی #رمانتیک #شیفتگی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍
✏یک سوال:
تا حالا عاشق شدی؟
نشونه های عشق به نظرت چی چی ها هست؟😍
.
.
✏منبرک: (درباره عشق)
این کتاب رو حتما بخونيد😉
.
.
🔖شرطِ عاشقی این نیست که تو، حتماً، دیگری را بهاندازهی خودت، یا حتّا بیشتر، دوست داشته باشی.
اینگونه عشقها، البته، بسیار ارزشمند است، امّا هروقت خوشبختیِ تو تحتِ تأثیرِ خوشبختیِ دیگری قرار بگیرد، حدّی از عشق در میانه حاضر است (البته جهتِ این تأثیرپذیری باید یکسان باشد).
.
.
🔖هر اتّفاقِ خوب و بدی که برای او پیش بیاید،(تا حدّی) برای تو هم پیش آمده است.
محبوبهای تو در داخلِ مرزهای وجودِ تو هستند، خوشبختیِ آنها خوشبختیِ توست.
🆔 @filsofak
.
.
🔖«عاشقبودن»، یا شیفتگی، حالِ بسیار پُرتبوتابیست که نشانههای آشکاری دارد:
تقریباً همیشه به او فکر میکنی؛
مرتّب میخواهید با هم در تماس باشید و وقتِ خود را با هم بگذرانید؛
وقتی او را میبینی هیجانزده میشوی؛
بیخواب میشوی؛
برای بیانِ احساساتت برایش شعر میگویی؛
به او هدیه میدهی،
یا به هر طریقی که برایش خوشآیند باشد، به او ابرازِ احساسات میکنی؛
در عمقِ چشمانِ هم خیره میشوید؛
در زیرِ نورِ شمع با هم شام میخورید؛
دوریِ کوتاهمدّتش برایت بسیار طولانیست؛
وقتی که کارها و حرکاتش را بهیاد میآوری ابلهانه لبخند میزنی؛
نقاطِ ضعفِ کوچکش را دوست داری؛
از اینکه سرانجام همدیگر را یافتهاید سرشار از شادی و لذّت میشوید؛
و همه را ملیح و دلنشین مییابی، و فکر میکنی که همه باید خوشبختیِ تو را احساس کنند...!
.
.
🔖معرفی کتاب:
کتاب «درباره_عشق»، ترجمه پاره ای از مقالات فلسفی مهم در خصوص عشق یا به بیان دقیق تر، عشق مجازی میان انسان هاست که آرش_نراقی دوست داشتنی آن را ترجمه کرده است و نشر نی آن را منتشر کرده است.
#عکاس_جناب_خودمان
✒ #مصطفی_سلیمانی
۲۴ تیرماه ۹۵.
________________________________
پ ن:
۱. در صورت آدمی دو چیز مهم است:
یکی "لبخند" و دیگری "عمق نگاهش".
این دو را هم هیچ جراحی نمیتواند به انسان بدهد.
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است و چشمهایش آفتاب.
هر صورتی که آفتاب درخشان و اقیانوس مواج ندارد، یعنی هیچ ندارد.
✏ #لوریس_چکناواریان
۲. تصمیم دارم کودتا کنم!
اصلا چرا کودتا...
انقلاب می کنم!
کم دیکتاتور نیستی!
دنیایی در حسرت چشمانت در عذاب اند!
خون جماعتی را در شیشه کرده ای...
بیا و دست از رد صلاحیت بردار!
بگذار مجلسی به پا کنیم و همه بیایند به تماشای نگاهت!
✏ #حامد_نیازی
.
.
#عشق #آرش_نراقی #مقاله #مقالات_فلسفی #درباره_عشق #عشق_مجازی #رمانتیک #شیفتگی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
❤1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#نكته_ها
🔹تعصبورزیدن بر اخلاق
🔻دراندیشه و سیرهٔ امام علی (ع) اخلاق اساسىترين و مهمترين چيزى است كه در زندگى فردى و اجتماعى رخ مینمايد و بیگمان به همه چيز زندگى رنگ میزند، جهت میدهد و محور اصلی تأمین سلامت و سعادت، در همه عرصهها میشود.
امام #على(ع) تنها چيزى را كه قائل است بايد بر آن ايستاد، #تعصّب ورزيد و از آن عدول نكرد، #اخلاق است:
« فَإِنْ كَانَ لاَ بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ، وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ، وَ مَحَاسِنِ الْأُمُورِ . »
* نهجالبلاغه، خطبۀ 192
پس اگر چارهای جز تعصبورزيدن نباشد، بايد تعصبورزيدن شما براى خویهاى بزرگوارانهٔ باارزش و كارهاى پسنديده و كردارهای نيكو باشد.
📍کانال مصطفی دلشاد تهرانی
@delshadtehrani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#نكته_ها
🔹تعصبورزیدن بر اخلاق
🔻دراندیشه و سیرهٔ امام علی (ع) اخلاق اساسىترين و مهمترين چيزى است كه در زندگى فردى و اجتماعى رخ مینمايد و بیگمان به همه چيز زندگى رنگ میزند، جهت میدهد و محور اصلی تأمین سلامت و سعادت، در همه عرصهها میشود.
امام #على(ع) تنها چيزى را كه قائل است بايد بر آن ايستاد، #تعصّب ورزيد و از آن عدول نكرد، #اخلاق است:
« فَإِنْ كَانَ لاَ بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ، وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ، وَ مَحَاسِنِ الْأُمُورِ . »
* نهجالبلاغه، خطبۀ 192
پس اگر چارهای جز تعصبورزيدن نباشد، بايد تعصبورزيدن شما براى خویهاى بزرگوارانهٔ باارزش و كارهاى پسنديده و كردارهای نيكو باشد.
📍کانال مصطفی دلشاد تهرانی
@delshadtehrani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍اخلاق ارسطو
(لذت)
سوال:
آیا لذت خوبست یا بد و طلب آن جایز است یا نه؟
پاسخ:
ارسطو می گوید: اگر تامل کنیم لذت فعالیت قوای نفس است و هر قوه از قوای نفس که در زیباترین موضوع خود عمل کند فعل خود را بروز داده و آن همراه لذت است مثلا باصره فعلش دیدن و موضوع آن مرئیات است. پس هر گاه چشم در زیبائی ها عمل یعنی نظر کند فعل خود را به بهترین وجه صورت داده و التذاذ می یابد.
پس البته لذت جایز و برای سعادت لازم است اما لذایذ مختلف اند و مراتب دارند. همچنان که باصره از لامسه و سامعه از ذائقه اشرفند لذایذ آنها هم اشرف می باشند.
پس اشرف لذایذ متعلق به اشراف اجزاء انسان یعنی عقل است که عمل او تفکر است.
از این گذشته همه فعالیت های نفس برای منظوری است مگر تفکر و تعقل که خود منظور است پس لذت آن هم بالاترین لذات است یعنی غایت مطلوب یعنی کمال سعادت است و فضایل نفسانی و عقلانی که پیش از این شرح دادیم همه برای آنست که انسان را آماده مقام تفکر نماید.
بالاترین لذایذ فکر است
تفکر یعنی فعالیت عقل وجه امتیاز حقیقی انسان از موجودات دیگر و مایه ی بقای اوست. انسان به اقتضای بشریت و تقید به جسم و تن البته حوائج دنیوی هم دارد اما برای سعادتمندی محتاج به لوازم بسیار نیست چه سعادت واقعی نیکوکاری است و برای نیکو کاری حاجت نیست که آدمی صاحب اختیار بر و بحر باشد اما از این جهت هم چون نظر کنیم تفکر را آسانتر از هر کار دیگر می یابیم زیرا که لوازم دنیوی ندارد بلکه علایق دنیوی عائق تفکر ومخل آنست.
نیکوکاری به عقیده بعضی فطری و به نظر جماعتی تعلیمی است. ولیکن فطرت از اختیار ما خارج است و تعلیم را هم همه کس گوش نمی دهد یا نمی فهمد اما چون مسلما فضیلت باید عادت و ملکه باشد پرورش یافتن به آن از خردسالی و جوانی یعنی تربیت خانوادگی که نیکی را دوست بدارد و از بدی بیزار باشد بسیار موثر است و برای عامه که این تربیت نیافته و به فضایل پرورده نشده زور و اجبار یعنی سیاست لازم است.
@mohamadrezvanikashani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍اخلاق ارسطو
(لذت)
سوال:
آیا لذت خوبست یا بد و طلب آن جایز است یا نه؟
پاسخ:
ارسطو می گوید: اگر تامل کنیم لذت فعالیت قوای نفس است و هر قوه از قوای نفس که در زیباترین موضوع خود عمل کند فعل خود را بروز داده و آن همراه لذت است مثلا باصره فعلش دیدن و موضوع آن مرئیات است. پس هر گاه چشم در زیبائی ها عمل یعنی نظر کند فعل خود را به بهترین وجه صورت داده و التذاذ می یابد.
پس البته لذت جایز و برای سعادت لازم است اما لذایذ مختلف اند و مراتب دارند. همچنان که باصره از لامسه و سامعه از ذائقه اشرفند لذایذ آنها هم اشرف می باشند.
پس اشرف لذایذ متعلق به اشراف اجزاء انسان یعنی عقل است که عمل او تفکر است.
از این گذشته همه فعالیت های نفس برای منظوری است مگر تفکر و تعقل که خود منظور است پس لذت آن هم بالاترین لذات است یعنی غایت مطلوب یعنی کمال سعادت است و فضایل نفسانی و عقلانی که پیش از این شرح دادیم همه برای آنست که انسان را آماده مقام تفکر نماید.
بالاترین لذایذ فکر است
تفکر یعنی فعالیت عقل وجه امتیاز حقیقی انسان از موجودات دیگر و مایه ی بقای اوست. انسان به اقتضای بشریت و تقید به جسم و تن البته حوائج دنیوی هم دارد اما برای سعادتمندی محتاج به لوازم بسیار نیست چه سعادت واقعی نیکوکاری است و برای نیکو کاری حاجت نیست که آدمی صاحب اختیار بر و بحر باشد اما از این جهت هم چون نظر کنیم تفکر را آسانتر از هر کار دیگر می یابیم زیرا که لوازم دنیوی ندارد بلکه علایق دنیوی عائق تفکر ومخل آنست.
نیکوکاری به عقیده بعضی فطری و به نظر جماعتی تعلیمی است. ولیکن فطرت از اختیار ما خارج است و تعلیم را هم همه کس گوش نمی دهد یا نمی فهمد اما چون مسلما فضیلت باید عادت و ملکه باشد پرورش یافتن به آن از خردسالی و جوانی یعنی تربیت خانوادگی که نیکی را دوست بدارد و از بدی بیزار باشد بسیار موثر است و برای عامه که این تربیت نیافته و به فضایل پرورده نشده زور و اجبار یعنی سیاست لازم است.
@mohamadrezvanikashani
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️🔻 سير مطالعاتی علوم عقلی- اسلامی
🔸پیشنهاد عبدالحسین خسروپناه
🔹1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)
به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)
🔹2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)
🆔 @filsofak
🔹3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)
🔹4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)
🔹5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)
🔹6)شرح اشارات(خواجه نصیرالدّین طوسی)
به ضمیمة مطالعة: اصول فلسفه و روش رئالیسم/جلد1و2(مرحوم علّامه طباطبائی)+ معرفت شناسی دینی و معاصر(محمدتقی فعالی) +پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر(محمّد حسین زاده)
🔹7)حکمةالإشراق+برهانِ شفاء(مرحوم ابن سینا) + إلاهیّاتِ شفاء(مرحوم ابن سینا)
به ضمیمة مطالعة: شرح حکمةالإشراق
🔹8)أسفار/جلد1و2و3(مرحوم ملّا صدرا)
به ضمیمة مطالعة: مدخل مسائل جدید کلامی(استاد جعفر سبحانی)+فلسفة معرفت(استاد خسرو پناه)
🔹9)أسفار/جلد6 تا 9(مرحوم ملّا صدرا)+تمهیدالقواعد(ابن ترکة)
به ضمیمة مطالعة: کلام جدید(استاد خسرو پناه)+ فلسفه های مضاف(استاد خسرو پناه)+ نص النّصوص(جامی)+ آثارعرفانی سیّد حیدر آملی
🔹10)شرح فصوص الحکم (قیصری)
به ضمیمة مطالعة: فکوک(قونوی)+شرح فصوصِ جندی+ شرح فصوص قاسانی
🔹11)مصباح الأنس(ابن فناری)
به ضمیمة مطالعة: مشارق الدّراری(سعید بن سعید فرغانی)🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✔️🔻 سير مطالعاتی علوم عقلی- اسلامی
🔸پیشنهاد عبدالحسین خسروپناه
🔹1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)
به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)
🔹2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)
🆔 @filsofak
🔹3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)
🔹4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)
🔹5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)
🔹6)شرح اشارات(خواجه نصیرالدّین طوسی)
به ضمیمة مطالعة: اصول فلسفه و روش رئالیسم/جلد1و2(مرحوم علّامه طباطبائی)+ معرفت شناسی دینی و معاصر(محمدتقی فعالی) +پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر(محمّد حسین زاده)
🔹7)حکمةالإشراق+برهانِ شفاء(مرحوم ابن سینا) + إلاهیّاتِ شفاء(مرحوم ابن سینا)
به ضمیمة مطالعة: شرح حکمةالإشراق
🔹8)أسفار/جلد1و2و3(مرحوم ملّا صدرا)
به ضمیمة مطالعة: مدخل مسائل جدید کلامی(استاد جعفر سبحانی)+فلسفة معرفت(استاد خسرو پناه)
🔹9)أسفار/جلد6 تا 9(مرحوم ملّا صدرا)+تمهیدالقواعد(ابن ترکة)
به ضمیمة مطالعة: کلام جدید(استاد خسرو پناه)+ فلسفه های مضاف(استاد خسرو پناه)+ نص النّصوص(جامی)+ آثارعرفانی سیّد حیدر آملی
🔹10)شرح فصوص الحکم (قیصری)
به ضمیمة مطالعة: فکوک(قونوی)+شرح فصوصِ جندی+ شرح فصوص قاسانی
🔹11)مصباح الأنس(ابن فناری)
به ضمیمة مطالعة: مشارق الدّراری(سعید بن سعید فرغانی)🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️🔻 سه نوع کتاب خواندن
🔸مصطفی ملکیان
🔹ما سه دسته کتابخواندن در زندگی داریم. دسته اول، به ضرورت معاش کتاب میخوانیم. یعنی برای ادامه زندگی و برخورداری از استقلال نیاز به درآمد داریم تا زندگیمان، هم به لحاظ کمی استمرار پیدا کند و هم به لحاظ اخلاقی ما را تبدیل به انسان مستقل کند. من برای درآمد نیاز به شغل و حرفه دارم و برای شغل و حرفه باید در علم، فن یا هنری متخصص شوم تا بتوانم شغل و حرفهای داشته باشم. حال برای این تخصصم باید کتابهای مربوط به آن را مطالعه کنم. گریزی از این نوع کتابخواندن نیست و در کشور ما هم زیاد مطالعه میشود. مسلماً در گروههای کتابخوانی به جهت تنوع شغل و پیشه این نوع کتابها مطالعه نمیشود و کتابهای نوع دوم و سوم هستند که کشورها را از نظر میزان مطالعه متمایز میکند.
🔹دسته دوم کتابهایی که برای لذت خوانده میشود. انسان در زندگی به دنبال لذت است. هر کدام از خواستههای انسان که ارضا شود انسان لذت میبرد. یکی از این خواستهها حس کنجکاوی است. یکی از کنجکاویها، کنجکاویهای علمی است. کنجکاویهای علمی میتواند در موضوع تاریخ، نجوم یا موضوعات دیگر باشد. بسته بهعوامل مختلف که شخصیت و منش من را تشکیل میدهد این کتابهای دسته دوم هم بین افراد متفاوتند. ژنتیک، تعلیم و تربیت، سن، تجارب ذهنی و سنخ روانی، شخصیت و منش من را میسازد و این موضوع کنجکاوی افراد را با هم متفاوت میکند. این نوع کتابخواندن هم کم و بیش در زندگی ما ایرانیها هست اما نه به نسبت کتابهای دسته اول.
🔹دسته سوم کتابهایی هستند که به نظر من بیشترین کمبود و عدم توجه از لحاظ کتابخوانی در آن است و نه برای من درآمد میآورد نه لذت میبخشد، بلکه هنر زندگی میآموزد. چرا که هنر زندگی هنر بسیار پیچیدهایاست. ما برای هر هنری مثل ساز زدن قایل به آموزش هستیم اما چطور برای هنر زندگی قایل به آموزش نیستیم! با آموزش هنر زندگی میتوانیم خودمان درد و رنج کمتری تحمل کنیم و دیگر اینکه درد و رنج کمتری بر دیگران تحمیل کنیم. مطالعه این کتابها از دهه ۶۰ میلادی به بعد در غرب در حال رواج بیشتری هستند و از آنها تعابیر مختلفی میشود. گاهی از آنها با نام فسفه عملی یاد میکنند، گاهی فلسفه زندگی، گاهی فلسفه در زندگی و گاهی فلسفه برای زندگی و گاهی کتابهای حکمت و فرزانگی. «فرزانهوار زیستن» یعنی چنان زندگی کنیم که فایده زندگیکردن به حداکثر ممکن برسد و هزینه آن به حداقل ممکن🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✔️🔻 سه نوع کتاب خواندن
🔸مصطفی ملکیان
🔹ما سه دسته کتابخواندن در زندگی داریم. دسته اول، به ضرورت معاش کتاب میخوانیم. یعنی برای ادامه زندگی و برخورداری از استقلال نیاز به درآمد داریم تا زندگیمان، هم به لحاظ کمی استمرار پیدا کند و هم به لحاظ اخلاقی ما را تبدیل به انسان مستقل کند. من برای درآمد نیاز به شغل و حرفه دارم و برای شغل و حرفه باید در علم، فن یا هنری متخصص شوم تا بتوانم شغل و حرفهای داشته باشم. حال برای این تخصصم باید کتابهای مربوط به آن را مطالعه کنم. گریزی از این نوع کتابخواندن نیست و در کشور ما هم زیاد مطالعه میشود. مسلماً در گروههای کتابخوانی به جهت تنوع شغل و پیشه این نوع کتابها مطالعه نمیشود و کتابهای نوع دوم و سوم هستند که کشورها را از نظر میزان مطالعه متمایز میکند.
🔹دسته دوم کتابهایی که برای لذت خوانده میشود. انسان در زندگی به دنبال لذت است. هر کدام از خواستههای انسان که ارضا شود انسان لذت میبرد. یکی از این خواستهها حس کنجکاوی است. یکی از کنجکاویها، کنجکاویهای علمی است. کنجکاویهای علمی میتواند در موضوع تاریخ، نجوم یا موضوعات دیگر باشد. بسته بهعوامل مختلف که شخصیت و منش من را تشکیل میدهد این کتابهای دسته دوم هم بین افراد متفاوتند. ژنتیک، تعلیم و تربیت، سن، تجارب ذهنی و سنخ روانی، شخصیت و منش من را میسازد و این موضوع کنجکاوی افراد را با هم متفاوت میکند. این نوع کتابخواندن هم کم و بیش در زندگی ما ایرانیها هست اما نه به نسبت کتابهای دسته اول.
🔹دسته سوم کتابهایی هستند که به نظر من بیشترین کمبود و عدم توجه از لحاظ کتابخوانی در آن است و نه برای من درآمد میآورد نه لذت میبخشد، بلکه هنر زندگی میآموزد. چرا که هنر زندگی هنر بسیار پیچیدهایاست. ما برای هر هنری مثل ساز زدن قایل به آموزش هستیم اما چطور برای هنر زندگی قایل به آموزش نیستیم! با آموزش هنر زندگی میتوانیم خودمان درد و رنج کمتری تحمل کنیم و دیگر اینکه درد و رنج کمتری بر دیگران تحمیل کنیم. مطالعه این کتابها از دهه ۶۰ میلادی به بعد در غرب در حال رواج بیشتری هستند و از آنها تعابیر مختلفی میشود. گاهی از آنها با نام فسفه عملی یاد میکنند، گاهی فلسفه زندگی، گاهی فلسفه در زندگی و گاهی فلسفه برای زندگی و گاهی کتابهای حکمت و فرزانگی. «فرزانهوار زیستن» یعنی چنان زندگی کنیم که فایده زندگیکردن به حداکثر ممکن برسد و هزینه آن به حداقل ممکن🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️🔻 دغدغههای اخلاقی و تربیتی بانو امین
🔸زینب صالحی
🔹سعادت یکی از مفاهیم محوری در علم اخلاق است. بانو امین اهمیت زیادی برای تعقل، اندیشهورزی، مطالعه، کسب معرفت و فضایل اخلاقی، با هدف رسیدن به سعادت، قائل بود و در این راه بسیار میکوشید. آثار او سرشار از مضامین اخلاقی است. بانو امین به دنبال علم نافع است و علم حقیقی را در یادگیری قیل و قالها نمیداند. لذا علم را چیزی میداند که روحانیت انسان را تکمیل کند و بر عبودیت و ربوبیت او بیفزاید. به عبارت دیگر، علم باید انسان را نورانیتر کند نه آنکه بر حجاب ظلمت او بیفزاید. بانو تزکیه را مهمتر از تعلیم میدانست و معتقد بود علم بدون تهذیب نفس حجاب است. بانو دغدغه رستگاری خود و همنوعانش، به ویژه زنان، را داشت. وی جلوهگری و خودنمایی را یکی از خصائص اصلی زنان میدانست که میتواند مانع کمالات نفسانی شود. لذا بر عفت و حجاب تأکید میکرد و معتقد بود تحصیل معارف قرآنی و کمالات معنوی میتواند زنان را در مسیر رستگاری قرار دهد. وی آرامش دل را بالاترین خوشبختی میدانست.
🔹بانو میکوشید با نوشتن کتب و مقالات، تأسیس مدرسه و مکتب علمی، برگزاری جلسات تفسیر قرآن، تدریس معارف اسلامی و پاسخگویی به طالبان علم و فضیلت و راهنمایی آنها، بستری را برای تربیت و تهذیب همنوعانش فراهم کند. در زمانهای که بانو میزیست حتی مردان به ندرت دغدغه علمآموزی داشتند، چه رسد به زنان. وی نه تنها خود این راه را میپیمود، بلکه دیگران را نیز به پیمودن این راه دعوت و در حد امکان یاری میکرد. بانو به مسائل زنان اهتمام ویژه داشت، گرچه هرگز فمینیست نبود. وی در روزگار خفقان، با مشی شخصیتی خود نشان داد که جنسیت نمیتواند مانعی بر سر راه رشد و اعتلای فکری، اخلاقی و معنوی زنان باشد.
🔹سید اسماعیل هاشمی، بانو امین و زندگانیاش را تجسم اخلاق و فضایل انسانی میداند. حاج محمدعلی امین، تنها فرزند بانو امین، تأکید میکند که بانو معتقد بود صحیح نیست کسی در گوشهای بنشیند و صرفاً به تحصیل علم یا عبادت خداوند بپردازد، اما کاری برای مردم انجام ندهد . بانو امین نگاه خاصی به علم و علمآموزی داشت. وی به تبع پیامبر اکرم (ص)، علم را سه قسم میداند: «آیة محکمه» که مراد از آن را خداشناسی دانستهاند؛ «فریضة عادله» که مقصود علم اخلاق است و «سنة قائمه» که مقصود علم احکام است و عمل به واجبات و ترک محرمات را در پی دارد. هرچند از تعابیر علم نافع و غیرنافع صریحاً استفاده نمیکند، اما نگرش او دقیقاً چنین چیزی است. وی در وصیتنامهاش پس از تأکید بر تقوا و پرهیزکاری، دانشی را که حاصل تقواست از دانش نظری، که صرفاً حاصل از علم رسمی است، تفکیک میکند. بانو، سعادت و رستگاری را در گرو تحصیل معرفت و محبت الاهی میداند. همچنین با ذکر احادیث و آیات فراوانی آموزههای اخلاقی مهمی را در خلال وصیتنامهاش طرح میکند که عمل به آنها میتواند مقدمه رستگاری باشد بانو امین به مسائل تربیتی نیز توجه خاصی داشت. وی در کتاب سیر و سلوک انسان را تربیتپذیر میداند و بر نقش اراده در رشد و کمال انسان تأکید میکند. از نظر وی، زندگی عبارت است از مجموعه افکار و احساساتی که انسان را به جاده سعادت یا شقاوت میکشاند .
🔹آیتالله جوادی آملی بانو امین را مصداق کسانی میداند که در نهان و نهادش تحولی واقع شد؛ و صاحب علمی شد که حاصل درسهای خواندنی مدرسه نبود. همچنین آثار بانو را انعکاسی از شرح حال او میداند و به طور خاص بر النفحات الرحمانیه تأکید میکند. کتاب سیر و سلوک بانو را نیز شرح و توصیفی گویا از سفرهای چهارگانه متداول در عرفان میداند. علامه جعفری نیز از تعبیر «تولد جدید» در وصف زندگی بانو استفاده میکند واعظزاده خراسانی هم ضمن اشاره به مضامین عرفانی آثار بانو و تلاش وی برای سادهنویسی و پرهیز از اصطلاحات فنی، نکته دیگری را نیز برجسته میکند و آن اینکه بانو سدی را که همواره عرفا پیش پای سالکان طریقت گذاشتهاند که هر کس باید شیخ طریقتی داشته باشد شکست و ظاهراً بیش از همه بر مطالعه، تدبر و تهذیب نفس تأکید کرد و از قرآن، احادیث و ... راهنمایی گرفت🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✔️🔻 دغدغههای اخلاقی و تربیتی بانو امین
🔸زینب صالحی
🔹سعادت یکی از مفاهیم محوری در علم اخلاق است. بانو امین اهمیت زیادی برای تعقل، اندیشهورزی، مطالعه، کسب معرفت و فضایل اخلاقی، با هدف رسیدن به سعادت، قائل بود و در این راه بسیار میکوشید. آثار او سرشار از مضامین اخلاقی است. بانو امین به دنبال علم نافع است و علم حقیقی را در یادگیری قیل و قالها نمیداند. لذا علم را چیزی میداند که روحانیت انسان را تکمیل کند و بر عبودیت و ربوبیت او بیفزاید. به عبارت دیگر، علم باید انسان را نورانیتر کند نه آنکه بر حجاب ظلمت او بیفزاید. بانو تزکیه را مهمتر از تعلیم میدانست و معتقد بود علم بدون تهذیب نفس حجاب است. بانو دغدغه رستگاری خود و همنوعانش، به ویژه زنان، را داشت. وی جلوهگری و خودنمایی را یکی از خصائص اصلی زنان میدانست که میتواند مانع کمالات نفسانی شود. لذا بر عفت و حجاب تأکید میکرد و معتقد بود تحصیل معارف قرآنی و کمالات معنوی میتواند زنان را در مسیر رستگاری قرار دهد. وی آرامش دل را بالاترین خوشبختی میدانست.
🔹بانو میکوشید با نوشتن کتب و مقالات، تأسیس مدرسه و مکتب علمی، برگزاری جلسات تفسیر قرآن، تدریس معارف اسلامی و پاسخگویی به طالبان علم و فضیلت و راهنمایی آنها، بستری را برای تربیت و تهذیب همنوعانش فراهم کند. در زمانهای که بانو میزیست حتی مردان به ندرت دغدغه علمآموزی داشتند، چه رسد به زنان. وی نه تنها خود این راه را میپیمود، بلکه دیگران را نیز به پیمودن این راه دعوت و در حد امکان یاری میکرد. بانو به مسائل زنان اهتمام ویژه داشت، گرچه هرگز فمینیست نبود. وی در روزگار خفقان، با مشی شخصیتی خود نشان داد که جنسیت نمیتواند مانعی بر سر راه رشد و اعتلای فکری، اخلاقی و معنوی زنان باشد.
🔹سید اسماعیل هاشمی، بانو امین و زندگانیاش را تجسم اخلاق و فضایل انسانی میداند. حاج محمدعلی امین، تنها فرزند بانو امین، تأکید میکند که بانو معتقد بود صحیح نیست کسی در گوشهای بنشیند و صرفاً به تحصیل علم یا عبادت خداوند بپردازد، اما کاری برای مردم انجام ندهد . بانو امین نگاه خاصی به علم و علمآموزی داشت. وی به تبع پیامبر اکرم (ص)، علم را سه قسم میداند: «آیة محکمه» که مراد از آن را خداشناسی دانستهاند؛ «فریضة عادله» که مقصود علم اخلاق است و «سنة قائمه» که مقصود علم احکام است و عمل به واجبات و ترک محرمات را در پی دارد. هرچند از تعابیر علم نافع و غیرنافع صریحاً استفاده نمیکند، اما نگرش او دقیقاً چنین چیزی است. وی در وصیتنامهاش پس از تأکید بر تقوا و پرهیزکاری، دانشی را که حاصل تقواست از دانش نظری، که صرفاً حاصل از علم رسمی است، تفکیک میکند. بانو، سعادت و رستگاری را در گرو تحصیل معرفت و محبت الاهی میداند. همچنین با ذکر احادیث و آیات فراوانی آموزههای اخلاقی مهمی را در خلال وصیتنامهاش طرح میکند که عمل به آنها میتواند مقدمه رستگاری باشد بانو امین به مسائل تربیتی نیز توجه خاصی داشت. وی در کتاب سیر و سلوک انسان را تربیتپذیر میداند و بر نقش اراده در رشد و کمال انسان تأکید میکند. از نظر وی، زندگی عبارت است از مجموعه افکار و احساساتی که انسان را به جاده سعادت یا شقاوت میکشاند .
🔹آیتالله جوادی آملی بانو امین را مصداق کسانی میداند که در نهان و نهادش تحولی واقع شد؛ و صاحب علمی شد که حاصل درسهای خواندنی مدرسه نبود. همچنین آثار بانو را انعکاسی از شرح حال او میداند و به طور خاص بر النفحات الرحمانیه تأکید میکند. کتاب سیر و سلوک بانو را نیز شرح و توصیفی گویا از سفرهای چهارگانه متداول در عرفان میداند. علامه جعفری نیز از تعبیر «تولد جدید» در وصف زندگی بانو استفاده میکند واعظزاده خراسانی هم ضمن اشاره به مضامین عرفانی آثار بانو و تلاش وی برای سادهنویسی و پرهیز از اصطلاحات فنی، نکته دیگری را نیز برجسته میکند و آن اینکه بانو سدی را که همواره عرفا پیش پای سالکان طریقت گذاشتهاند که هر کس باید شیخ طریقتی داشته باشد شکست و ظاهراً بیش از همه بر مطالعه، تدبر و تهذیب نفس تأکید کرد و از قرآن، احادیث و ... راهنمایی گرفت🔺
@namehayehawzavi
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️🔻کمترین کارکرد نقد
🔸سید حسن اسلامی
🔹 هر گاه پژوهشگری و نویسندهای قلم به دست میگیرد، باید خود نخستین کسی باشد که پس از نگارش بهدقت و خردهگیرانه در پی یافتن خطاهایش باشد و بکوشد تا نوشتارش را نه مشفقانه که خصمانه بنگرد و عیوب آن را برطرف سازد. توصیههای جاحظ به کسانی که قلم به دست میگیرند و مینویسند آن است که خود نخستین منتقدان کار خود باشند و در برابر وسوسه خودستایی و خودپسندی پایداری کنند و چنان بنویسند که گویی همه مردم دشمنانشان هستند و همه منتظر یافتن خطاهایشان. در نتیجه، پس از نگارش آن را مدتی کنار نهند و سپس ناقدانه آن را بررسی کنند و کاستیهایش را بزدایند.
🔹با این حال، معمولاً نویسنده و پژوهشگر خود متوجه کاستیهای کارش نمیشود و لازم است که چشم دیگری نیز به آثارش بنگرد و ناقدانه آن را بررسد. از این رو، برخی پژوهشگران پس از نگارش کار آن را به دوستان نزدیک یا عامه دوستان عرضه میکردند و خواستار نظر انتقادی آنها میشدند. برای مثال، ملا محمد مهدی نراقی پس از آن که جامع السعادات را نوشت، آن را در اختیار ملا محمد حسن قزوینی قرار داد و از او خواست تا در آن به چشم «نقد و انتخاب و بازشناسی پوسته از مغز و زر از خاک و باطل از صواب» بنگرد. همچنین سید حیدر آملی در پایان پیشگفتار خود بر جامع الاسرار از ارباب کشف میخواهد تا در کتابش «به نگاه اصلاح و تنقیح، بنگرند نه مسامحه و چشمپوشی و در آن مانند شیخ با شاگرد خود رفتار کنند نه چونان عاشق با معشوق خویش.»
🔹این دو راه با همه ارزشی که میتوانند داشته باشند، عملاً قادر به آشکار کردن خطاهای جدی پژوهشهای صورت گرفته نیستند. تعلق خاطر طبیعی پژوهشگران به کار خود و روابط دوستانه، یا ملاحظات گوناگون، مانع از دیدن کاستیهای کار میگردد. اصولاً نگاه دوستانه و شیفتهوار، با کشف حقیقت و نشان دادن کاستیها چندان سازگار نیست.
🆔 @filsofak
🔹در نتیجه، تنها راه برجای مانده و مطمئنترین راه، سپردن کار به ناقدان حرفهای است که در دل جامعه علمی شکل گرفتهاند و با آموزش کافی توان موشکافی و نشان دادن کاستی و ناراستی در آثار منتشر شده را دارند. این کمترین کاری است که ناقدان حرفهای میتوانند انجام دهند و گرنه کار آنها بسیار فراتر از این عیبیابی است. اما، به دلایل کاربردی در این یادداشت کوتاه تنها به همین یکی بسنده میکنم. تقریباً هیچ کس دوست ندارد که کارش معیوب عرضه شود و همه در پی عرضه آثار پژوهشی خوب و عالی هستند و این کار از طریق سنجشگری ناقدان صورت میگیرد. با این حال، باز تقریباً هیچ کس ناقدان را دوست ندارد و نامشان لرزه به تن نویسندگان میافکند. لذا در قبال ناقدان، جامعه علمی معمولاً رویکردی دوگانه دارد. همزمان آنها و اهمیت کارشان را میستاید و در عین حال با نهادن قید و بندهای متعددی و محدود کردن کار نقادان مانع کارکرد درست آنها میشود. این قید و بند از تعریف خود نقد شروع میشود تا انگیزه ناقدان و شرایط نقد و آداب آن و صلاحیت این یا آن ناقد.
🔹نتیجه کمرنگی و بیرونقی بازار نقد و اندکشمار بودن ناقدان حرفهای، حضور آثاری است که بهرغم اهمیتشان، گاه به دلیل تنها یک خطای رخ داده در آنها منشأ و منبع خطاهای جدی در آثار بعدی شده و از این جهت تأثیری مانا بر جای گذاشتهاند و حتی جامعه علمی را دچار خطایی ماندگار کردهاند. هنگامی که در تعریف نقد گفتیم «بیان محاسن و معایب اثر» و این را این گونه محدود کردیم، ناگزیر اگر اثری سترگ و ارجمند منتشر شد و در آن هیچ نقصی جز، یک خطای مختصر، مانند نقل غلط آیهای از قرآن نبود، دیگر نقدنویسی بر آن کاری ارزشمند به شمار نمیرود و صرفاً نوعی «خردهگیری» و برخورد ملانقطی به شمار میرود که نشان بیهنرانی است که به دلیل فقدان کمال تنها «نظر به عیب» میکنند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✔️🔻کمترین کارکرد نقد
🔸سید حسن اسلامی
🔹 هر گاه پژوهشگری و نویسندهای قلم به دست میگیرد، باید خود نخستین کسی باشد که پس از نگارش بهدقت و خردهگیرانه در پی یافتن خطاهایش باشد و بکوشد تا نوشتارش را نه مشفقانه که خصمانه بنگرد و عیوب آن را برطرف سازد. توصیههای جاحظ به کسانی که قلم به دست میگیرند و مینویسند آن است که خود نخستین منتقدان کار خود باشند و در برابر وسوسه خودستایی و خودپسندی پایداری کنند و چنان بنویسند که گویی همه مردم دشمنانشان هستند و همه منتظر یافتن خطاهایشان. در نتیجه، پس از نگارش آن را مدتی کنار نهند و سپس ناقدانه آن را بررسی کنند و کاستیهایش را بزدایند.
🔹با این حال، معمولاً نویسنده و پژوهشگر خود متوجه کاستیهای کارش نمیشود و لازم است که چشم دیگری نیز به آثارش بنگرد و ناقدانه آن را بررسد. از این رو، برخی پژوهشگران پس از نگارش کار آن را به دوستان نزدیک یا عامه دوستان عرضه میکردند و خواستار نظر انتقادی آنها میشدند. برای مثال، ملا محمد مهدی نراقی پس از آن که جامع السعادات را نوشت، آن را در اختیار ملا محمد حسن قزوینی قرار داد و از او خواست تا در آن به چشم «نقد و انتخاب و بازشناسی پوسته از مغز و زر از خاک و باطل از صواب» بنگرد. همچنین سید حیدر آملی در پایان پیشگفتار خود بر جامع الاسرار از ارباب کشف میخواهد تا در کتابش «به نگاه اصلاح و تنقیح، بنگرند نه مسامحه و چشمپوشی و در آن مانند شیخ با شاگرد خود رفتار کنند نه چونان عاشق با معشوق خویش.»
🔹این دو راه با همه ارزشی که میتوانند داشته باشند، عملاً قادر به آشکار کردن خطاهای جدی پژوهشهای صورت گرفته نیستند. تعلق خاطر طبیعی پژوهشگران به کار خود و روابط دوستانه، یا ملاحظات گوناگون، مانع از دیدن کاستیهای کار میگردد. اصولاً نگاه دوستانه و شیفتهوار، با کشف حقیقت و نشان دادن کاستیها چندان سازگار نیست.
🆔 @filsofak
🔹در نتیجه، تنها راه برجای مانده و مطمئنترین راه، سپردن کار به ناقدان حرفهای است که در دل جامعه علمی شکل گرفتهاند و با آموزش کافی توان موشکافی و نشان دادن کاستی و ناراستی در آثار منتشر شده را دارند. این کمترین کاری است که ناقدان حرفهای میتوانند انجام دهند و گرنه کار آنها بسیار فراتر از این عیبیابی است. اما، به دلایل کاربردی در این یادداشت کوتاه تنها به همین یکی بسنده میکنم. تقریباً هیچ کس دوست ندارد که کارش معیوب عرضه شود و همه در پی عرضه آثار پژوهشی خوب و عالی هستند و این کار از طریق سنجشگری ناقدان صورت میگیرد. با این حال، باز تقریباً هیچ کس ناقدان را دوست ندارد و نامشان لرزه به تن نویسندگان میافکند. لذا در قبال ناقدان، جامعه علمی معمولاً رویکردی دوگانه دارد. همزمان آنها و اهمیت کارشان را میستاید و در عین حال با نهادن قید و بندهای متعددی و محدود کردن کار نقادان مانع کارکرد درست آنها میشود. این قید و بند از تعریف خود نقد شروع میشود تا انگیزه ناقدان و شرایط نقد و آداب آن و صلاحیت این یا آن ناقد.
🔹نتیجه کمرنگی و بیرونقی بازار نقد و اندکشمار بودن ناقدان حرفهای، حضور آثاری است که بهرغم اهمیتشان، گاه به دلیل تنها یک خطای رخ داده در آنها منشأ و منبع خطاهای جدی در آثار بعدی شده و از این جهت تأثیری مانا بر جای گذاشتهاند و حتی جامعه علمی را دچار خطایی ماندگار کردهاند. هنگامی که در تعریف نقد گفتیم «بیان محاسن و معایب اثر» و این را این گونه محدود کردیم، ناگزیر اگر اثری سترگ و ارجمند منتشر شد و در آن هیچ نقصی جز، یک خطای مختصر، مانند نقل غلط آیهای از قرآن نبود، دیگر نقدنویسی بر آن کاری ارزشمند به شمار نمیرود و صرفاً نوعی «خردهگیری» و برخورد ملانقطی به شمار میرود که نشان بیهنرانی است که به دلیل فقدان کمال تنها «نظر به عیب» میکنند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✔️🔻بازار طب اسلامی در فضای قم و حوزه علمیه داغ است هر روز اطلاعیه ای در گوشه و کنار از ظهور حکیمی خبر می دهد که توانسته است بیماریهای لاعلاج را درمان کند. نکته های زیر از گفتگو با یکی از مدرسین روحانی طب در قم است که اصلاح جامعه را از مجاری طب اسلامی می داند.
🔹 حوزه یک ثروت بسیار قدرتمند دارد که همان طب است و یک ثروت بالقوه است. اگر حوزه بخواهد از بُعد تبلیغ، اخلاق و عقل را حاکم کند، باید اول بدن سالم درست کند. هر خلطی در بدن افزایش پیدا کند اثر خودش را در جامعه میگذارد. وقتی گلبولهای قرمز در بدن حاکم شوند فرد عصیانگر و گنهکار میشود؛ هر چقدر هم بگوییم این کار را نکن، او عصیانگری را دارد، چون خاصیت دم همین است.
🔹مثلا در خصوصیات سودا یکی از بارزترین خصوصیاتش منفی نگری است. حالا اگر غلبه دم نداشت و غلبه سودا داشت، منفینگر است. هر چقدر بخواهد سوءظن را کنار بگذارد، اگر غلبه سودا داشته باشد منفی نگر است. آموزش و گیرایی به حد صفر میرسد.
🔹حالا ما میخواهیم به حوزه بگوییم بیا اخلاق را حاکم کن. در جامعهای که یا سودایی هستند یا دموی؛ اگر دموی باشند خاصیت عصیانگری دارند. حرفت را میفهمند، ولی حاضر نیستند گوش دهند. امام صادق(ع) در توصیف دم میفرماید «و هو عبد عارم و ربما قتل العبد مولاه؛ خون(گلبول قرمز) یک برده سرکش است و چه بسا بندهای که مولای خودش را هم میکشد.»
🔹اگر حوزه میخواهد از نظر اخلاق در جامعه کمک کند، از نظر خلط بدن باید کار کند. ابزار دستش است. شما اگر فردی را معتدل القامة داشته باشید و تمام اخلاط اندازه باشد، از نظر اخلاق بسیار آدم خوبی میشود ولی اگر معتدل القامة نباشد و تعادل اخلاط به هم بخورد، آنگاه خصوصیات اخلاقی ناجور سراغش میآید. حوزه اگر بخواهد جامعه را از نظر اخلاقی اصلاح کند، کاری که میتواند انجام دهد این است که یک حوزه علمیه تخصصی برای طب بزند و از افرادی که وارد هستند و در طب اسلامی کار کردهاند استفاده کند و حوزه تخصصی طب بزنند.
🔹طب اسلامی به قدری قوی هست که اگر حوزه علمیه پای کار بیاید میتواند با همین طب کل دنیا را شیعه کند. دنیا اکنون در بیماریهای فلج مغزی، ام اس و پارکینسون مستاصل است. ما فلج را درمان میکنیم. سرطان را در عرض بیست تا چهل روز درمان میکنیم.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✔️🔻بازار طب اسلامی در فضای قم و حوزه علمیه داغ است هر روز اطلاعیه ای در گوشه و کنار از ظهور حکیمی خبر می دهد که توانسته است بیماریهای لاعلاج را درمان کند. نکته های زیر از گفتگو با یکی از مدرسین روحانی طب در قم است که اصلاح جامعه را از مجاری طب اسلامی می داند.
🔹 حوزه یک ثروت بسیار قدرتمند دارد که همان طب است و یک ثروت بالقوه است. اگر حوزه بخواهد از بُعد تبلیغ، اخلاق و عقل را حاکم کند، باید اول بدن سالم درست کند. هر خلطی در بدن افزایش پیدا کند اثر خودش را در جامعه میگذارد. وقتی گلبولهای قرمز در بدن حاکم شوند فرد عصیانگر و گنهکار میشود؛ هر چقدر هم بگوییم این کار را نکن، او عصیانگری را دارد، چون خاصیت دم همین است.
🔹مثلا در خصوصیات سودا یکی از بارزترین خصوصیاتش منفی نگری است. حالا اگر غلبه دم نداشت و غلبه سودا داشت، منفینگر است. هر چقدر بخواهد سوءظن را کنار بگذارد، اگر غلبه سودا داشته باشد منفی نگر است. آموزش و گیرایی به حد صفر میرسد.
🔹حالا ما میخواهیم به حوزه بگوییم بیا اخلاق را حاکم کن. در جامعهای که یا سودایی هستند یا دموی؛ اگر دموی باشند خاصیت عصیانگری دارند. حرفت را میفهمند، ولی حاضر نیستند گوش دهند. امام صادق(ع) در توصیف دم میفرماید «و هو عبد عارم و ربما قتل العبد مولاه؛ خون(گلبول قرمز) یک برده سرکش است و چه بسا بندهای که مولای خودش را هم میکشد.»
🔹اگر حوزه میخواهد از نظر اخلاق در جامعه کمک کند، از نظر خلط بدن باید کار کند. ابزار دستش است. شما اگر فردی را معتدل القامة داشته باشید و تمام اخلاط اندازه باشد، از نظر اخلاق بسیار آدم خوبی میشود ولی اگر معتدل القامة نباشد و تعادل اخلاط به هم بخورد، آنگاه خصوصیات اخلاقی ناجور سراغش میآید. حوزه اگر بخواهد جامعه را از نظر اخلاقی اصلاح کند، کاری که میتواند انجام دهد این است که یک حوزه علمیه تخصصی برای طب بزند و از افرادی که وارد هستند و در طب اسلامی کار کردهاند استفاده کند و حوزه تخصصی طب بزنند.
🔹طب اسلامی به قدری قوی هست که اگر حوزه علمیه پای کار بیاید میتواند با همین طب کل دنیا را شیعه کند. دنیا اکنون در بیماریهای فلج مغزی، ام اس و پارکینسون مستاصل است. ما فلج را درمان میکنیم. سرطان را در عرض بیست تا چهل روز درمان میکنیم.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63