فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍استاد مصطفی ملکيان

🍃🍃پدیدارشناسی و نقد آن
⭕️پدیدارشناسی چیست؟
@filsofak

مکتب فلسفی پدیدارشناسی اگر چه ریشه‌اش در آراء و نظریات دکارت فیلسوف معروف فرانسوی بود، ولی دو مبدع بزرگش یکی فرانس برنتانو و دیگری ادموند هوسرل دو فیلسوف آلمانی بوده‌اند. مکتب پدیدارشناسی درواقع ابداع این دو فیلسوف بوده است.
اگر شما نخی را در کنارتان ببینید ولی یک لحظه گمان کنید که مار است، آیا وحشت نمی‌کنید؟ طبعاً وحشت می‌کنید، فرار می‌کنید، جیغ و داد می‌زنید، از نخی که گمان می‌کنید مار است فرار می‌کنید؛ حالا اگر عکس آن پیش بیاید چطور؟ اگر ماری کنار شما باشد ولی گمان کنید که نخ است دیگر نمی ترسید؛ این چه چیز را نشان می‌دهد؟ این بیان‌گر این است که ما از مار واقعی نمی‌ترسیم، هرچه مار به‌نظر آید، بنماید و پدیدار شود، از آن می‌ترسیم. بنابراین مار واقعی اگر مار ننماید و مار پدیدار نشود، از آن نمی‌ترسیم و غیر مار اگر مار بنماید و پدیدار شود، از آن می‌ترسیم. درواقع از هرچه به نظرمان مار بیاید می‌ترسیم. به همین ترتیب در تمام امور، اگر قضیه‌ای صادق باشد ولی شما آن را کاذب بپندارد به آن باور نمی‌کنید و بالعکس اگر قضیه‌ای کاذب باشد ولی شما آن را صادق بپندارید، آن را باور می‌کنید. پس باور به قضیه «واقعاً صادق» تعلق نمی‌گیرد بلکه به قضیه‌ای تعلق می‌گیرد که صادق به نظر آید؛ اگر کسی خادم به وطن باشد ولی او را خائن به وطن بدانید، با او دشمنی می‌کنید و از او می‌رنجید و اگر کسی خائن به وطن باشد ولی شما او را خادم بدانید، دوستش می‌دارید. پس ما با خادم واقعی سروکار نداریم، بلکه با خادم متصور خودمان و خادم ظاهری سروکار داریم، به این معنا که درواقع بسا خادمان واقعی هستند که چون خادم نمی‌نمایند، مبغوض هستند و بسا خائنان واقعی هستند که چون خائن نمی‌نمایند، محبوب هستند. پدیدارشناسی به زبان ساده بدین معنا است که اصلاً بغض، امید و ترس ما هیچ‌وقت به شی‌ء واقعی تعلق نمی‌گیرد، بلکه به شی‌ء آنچنان که به‌نظر ما می‌آید تعلق می‌گیرد. اگر شما گمان کنید که پولتان را گم کرده‌اید ولی درواقع گم نکرده باشید، ناراحت هستید و اگر پولتان را گم کرده‌اید ولی نمی‌دانید که گم کرده‌اید، ناراحت نیستید، بنابراین گم کردن واقعی نیست که به شما دغدغه می‌دهد، بلکه گم کردن آنچنان که می‌نماید است. پدیدارشناسی برنتانو و هوسرل به این امر تأکید می‌کرد که همه‌ی امور اینگونه هستند ما درواقع هیچ امری را از آن رو که هست، حبی، بغضی، امیدی، هراسی، دلهره یا وحشتی به آن پیدا نمی‌کنیم، بلکه از آن رو که می‌نماید. پس ما درواقع دیگران را نمی‌شناسیم، ما دیگران را آنگونه که بر ما می‌نمایند، می‌شناسیم، نه آنگونه که هستند و این چه سودی دارد؟! هر موجودی «بود»‌ی دارد که مورد شناخت من نیست و «نمود»‌ی که من آن را می‌شناسم، اما خودم دیگر چنین نیستم و «بود» و «نمود» من کاملاً بر هم انطباق می‌یابد، پس برخوردی که با خودم دارم با برخوردی که با دیگران دارم متفاوت است، چرا که از دیگران به «بود» آنها پی نمی‌برم، اما از خودم، به «بود»م پی می‌برم.
@filsofak
⭕️ بیان یک اشکال
البته دوستان توجه دارند که در اینجا می‌شود نقد کرد که این مثال‌ها همه درست است، ولی با این همه ممثل هنوز اثبات نشده به خاطر اینکه درست است که از مار نمی‌ترسم بلکه از آنچه مار می‌نماید می‌ترسم ولی آیا این حرف در باب عطش هم صادق است؟ من از آب واقعی سیراب یا از آنچه که به نظرم آب می‌نماید؟ اگر به نظر عرفی بخواهیم سخن بگوییم در اینجا مشکلی پیدا می‌شود، نمی‌خواهم بگویم سخن پدیدارشناسی رد می‌شود ولی لااقل به آن سادگی قابل اثبات نیست.

🌂سخنرانی اگزیستانسیالیسم
@mostafamalekian
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍀 ۹ برنهاد (thesis) درباره‌ی نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست:
@filsofak

۱. نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست بحثی است نه از سنخ مباحث مرتبه‌ی اولی سیاسی و نه در سطح مباحث مرتبه‌ی اولی اخلاقی، بلکه بحثی است مرتبه‌ی دومی در حوزه‌ی هم‌پوشانی اخلاق مرتبه‌ی دومی و سیاست مرتبه‌ی دومی، یعنی حوزه‌ای که معمولا در فلسفه‌ی سیاسی از آن بحث می‌شود.

۲. از توصیف و تشریح جامعه‌شناختی مناسبات عملی میان اخلاق و سیاست در گذشته و حال حتی یک آموزه‌ی تجویزی درباره‌ی مناسبات شایسته و بایسته‌ی اخلاق و سیاست نمی‌توان استخراج کرد.

۳. اخلاقْ قابل فروکاستن به اخلاق فردی، اخلاق دینی-عرفانی و اخلاق حداکثری نیست؛ اخلاق اجتماعی، اخلاق مدنی، و اخلاق مبتنی بر عدالت اجتماعی هم اخلاق اند.

۴. در نسبت‌سنجی میان اخلاق و سیاست، منکران سیاستِ اخلاقی نوعاً اخلاق را به اخلاق فردی، اخلاق عرفانی-دینی، اخلاق حداکثری، یا اخلاق متزهدانه‌ی مسیحی مبتنی بر ایثار و گذشت تقلیل میدهند.

۵. سیاست هم نه مساوی سیاست توصیفی است و نه مساوی ایده‌ئولوژی‌های سیاسی-اجتماعی که تکنولوژی‌های قدرت سیاسی-اجتماعی اند، و نه صرفاً ترکیب این دو. سیاست انتقادی، سیاست تأسیسی، و سیاست رهایی‌بخش بخشهای مهمی از سیاست اند که نوعاً از سوی منکران سیاست اخلاقی مغفول واقع میشوند.
@filsofak

۶. واقع‌گرایی سیاسی (political realism)، به عنوان خانواده‌ای از ایده‌ئولوژیهای سیاسی، با «واقع‌بینی» که به رعایت «منطق موقعیت» (situational logic) در مقام فهم، داوری، گزینش، تصمیم‌گیری و کنش (در همه‌ی عرصه‌های زندگی از جمله سیاست) ناظر است، نه از نظر مفهومیْ مترادف است و نه از نظر دامنه‌ی مصادیقْ هم‌پوشان.

۷. سیاست به‌مثابه‌ی بخشی از حیات قاصدانه و اختیاری و ارادی آدمیان، نمی‌تواند از دامنه‌ی شمول اخلاق کنار گذاشته شود، ولو این اخلاق پیامدگرایانه باشد و آن سیاست واقع‌گرایانه. از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی هم گونه‌ای اخلاق است و به معنای گریز از اخلاق نیست، و البته از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی تنها یا لزوماً بهترین گزینه‌ی پیش روی سیاست‌مداران هم نیست.

۸. قانون نه جانشین اخلاق می‌تواند باشد، و نه لزوماً عادلانه است. از منظری مرتبه‌ی اولی، قانون مستقل از اخلاقِ مبتنی بر عدالت، یعنی قانون غیرعادلانه، اطاعت‌کردنی نیست، یعنی مبنای کنش فرد یا جامعه‌ی اخلاقی نمی‌تواند قرار گیرد، چه آن کنش در حوزه‌ی سیاست باشد، چه غیر آن.

۹. چه در مقام تعریف و چه در مقام تعقیب و تحقق، می‌توان دو گونه با منافع ملی یا امنیت ملی برخورد کرد: اخلاقی و غیراخلاقی. این تمایز درستی نیست که یا باید جانب منافع ملی و امنیت ملی را نگاه داشت و دست از اخلاق شست، یا باید اخلاق را پاس داشت و منافع ملی و امنیت ملی را فدا کرد.

📍(برگرفته از مقاله‌ای به همین قلم با عنوان «بازاندیشی نسبت اخلاق و سیاست» که در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ منتشر شده است.)

📍محمد مهدی مجاهدي
@MMojahedi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔸 ضرورت گفتمان و پرهيز از بد اخلاقى در عصر حاضر:
🔻🔻
🔷 عقلانيت و واقع بينى باعث مى شود تا هميشه با منطق سخن بگوييم، با منطق رد كنيم و با منطق به بحث و جدل بپردازيم.
چرا به محض اينكه اختلاف پيدا مي كنيم اسلحه خود را بيرون مي كشيم؟ چرا به محض اينكه دچار اختلاف مي شويم جهان وارد يك حالت فوق العاده مي شود؟ چرا به محض اينكه اختلاف پيدا مى كنيم چماق ها بالا مى رود؟
چرا "عقل به عقل" با يكديگر برخورد نمى كنيم؟ چرا نمى گوييم: تو براي خودت يك ديدگاه دارى و من هم براي خودم يك نظر دارم؟
چرا به من ناسزا مى گوييد و من به شما دشنام مى دهم؟ آيا با اين ناسزاگويى ها مرا قانع خواهيد كرد يا من شما را قانع خواهم كرد؟؟
خداوند متعال مى فرمايد: آنهايى را كه جز خدا را مى خوانند دشنام ندهيد كه آنان از روى دشمنى[و] نادانى خدا را دشنام خواهند داد.
حضرت اميرالمؤمنين نيز مى گويد: من دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید ولى اگر اعمال شان را شرح دهید و احوال آنها را بیان کنید به گفتار صحیح نزدیک تر و براى اتمام حجّت رساتر است.

📍با مقدارى تلخيص؛ حديث عاشورا، ص١٣٧
كانال تلگرام علامه فضل الله⬇️
@fadhlollah

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

✔️🔻فست فودهای فلسفی

🔸حسینعلی رحمتی، پژوهشگر فسلفه اخلاق

🔹از مدت ها پيش، و به خصوص از زماني كه درگير تهيه جلد اول ماخذشناسي فلسفه غرب بودم متوجه شدم كه روند ترجمه آثار فلسفي از زبان هاي ديگر رو به گسترش است و هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود. اين امر گرچه در مجموع اقدامي مفيد است ولي به نظر مي رسد اگر براي آن فكري نشود و به گونه اي حساب شده انجام نگيرد، بيم آن مي رود كه اين «نهضت ترجمه» جديد موجب نقض غرض شده و به مرور زمان مشكلاتي را پيش روي جامعه علمي ما قرار دهد.

🔹بيان مطالب حاضر به معناي ناديده گرفتن زحمات مترجمان ارجمند و ناشراني هم نيست كه نقد عمر و سرمايه خود را براي انتشار آثار ترجمه شده فلسفي صرف كرده اند. بلكه سخن اصلي در اين جا آن است كه ترجمه آثار فلسفي (و حتي غير فلسفي)، در واقع نشستن سر سفره ديگران و استفاده از غذايي است كه در خانه همسايه پخته شده است و اين امر تا جايي كه باعث تنبلي ما نشود اشكالي ندارد. مشكل اساسي – كه نوشته حاضر هم متوجه آن است – عبارت است از اين كه جامعه علمي ما كم كم به غذاي ديگران و آماده خوري فلسفي عادت كند و آنچنان ذائقه اش تغيير كند كه ديگر انگيزه – يا توان – توليد محصول داخلي يا مصرف غذايي كه در خانه تهيه شده است را نداشته باشد. نگراني نگارنده آن است كه جامعه علمي ما – به ويژه نسل جوان آن – به توليد يا مصرف «فست فود هاي فلسفي» عادت كنند و بدون برنامه ريزي و به طور منفعلانه به مصرف فراورده هاي علمي ديگران، كه به كمك رشد روز افزون مترجمان گرامي هر روز دسترس پذير تر شده ، روي آورد.

🔹آنچه توجه به مسئله فوق را جدي تر مي كند آن است كه به نظر مي رسد تعداد قابل توجهي از مترجمان آثار فلسفي، چندان با برنامه ريزي حساب شده و در نظر گرفتن نيازها و اولويت هاي علمي و فلسفي جامعه ما سراغ ترجمه متون فلسفي نرفته اند. نبود مراكز اطلاع رساني يا عدم تلاش مترجمان براي اطلاع از كارهاي انجام شده توسط ديگران، باعث شده كه گاه از يك كتاب چند ترجمه روانه بازار شود. مخاطب علاقه مند كافي است يك جست و جوي كوتاه در فهرست آثار منتشر شده فلسفي داشته باشد كه ببيند مثلا درباره فيلسوفاني چون كانت، دكارت، ويتگنشتاين، ارسطو و افلاطون چند كتاب به صورت تك نگاري يا در ذيل آثار ديگر منتشر شده است. و از آن طرف بنگرد چند تاليف قابل اعتنا درباره اين فيلسوفان وجود دارد. اين در حالي است كه درباره بسياري از موضوعات و حوزه هاي جديد فلسفي هيچ ترجمه اي وجود ندارد يا تعداد آنها بسيار انگشت شمار است. همچنين چنين مخاطبي بد نيست به كتابفروشي هاي گوناگون مراجعه كند و ببيند درباره هر يك از فيلسوفان اسلامي و ايراني چند كتاب تاليف – يا حتي ترجمه شده – وجود دارد، آن هم نه چهره هاي گمنامي كه نگارش كتاب درباره آنان نياز به زحمت و مرارت زياد دارد، بلكه كساني چون ملاصدرا، ابن سينا، شيخ اشراق، و از معاصران، علامه طباطبايي و استاد مطهري و سيد جلال الدين آشتياني و دكتر يحيي مهدوي و كساني چون اين افراد كه هر يك به اندازه خود سهمي در برافروختن شعله تعقل و تفكر در جامعه ما داشته اند.
@namehayehawzavi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
سلام بر دوستان فرهيخته فلسفه اخلاق🌷

این کانال در راستای ترویج مسائل بنیادین اخلاقی ایجاد شده است.

از آنجایی که این کانال به تک تک شما دوستان اختصاص دارد، در راستای غنی سازی و تقویت از شما خواستارم:

۱. مطالب ناب اخلاقی که می نویسید یا به دستتان می رسد را برای بنده ارسال کنید تا با نام خود یا منبع مطلب، به غنای کانال بيفزاييد.

۲. انتقادات و یا پیشنهادات لازم را حتما با ما در میان بگذارید.

با تشکر
مصطفی سليماني

ادمين:
@soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:

اقتصاد به زبان ساده:
◀️اقتصاد دانان را بیشتر بشناسیم

@filsofak

✏️خود آدام اسميت که به بنيانگذار علم اقتصاد مشهور است، استاد منطق و اخلاق بود.

✏️مطالعات اصلي جرمي بنتام، صاحب نظر معروف اقتصادي، در زمينه ي حقوق و فلسفه بوده، با اين حال مقوله « لذت » و « درد » مطرح شده و يا احيا شده از سوي وي تأثيري فراگير بر انديشه ي اقتصادي داشته است.

✏️تحصيلات توماس مالتوس، اقتصاددان معروف کلاسيک، و چارلز بابيچ نيز، هر دو در زمينه ي رياضيات بود.

✏️ آنتوان کورنو، اقتصاددان معروفي که تأثيري بسزا بر تفکر اقتصادي والراس، منگر و جونز داشت، خود صاحب نظر برجسته ي رياضي و فلسفه بود.

✏️ ژول دوپوئه اقتصاددان ديگري است که انديشه ي وي، هم به تکامل نظريه ي اقتصاد کمک کرد و هم بر افرادي چون مارشال اثر گذاشت. اما تحصيلات عمده ي وي در امور مهندسي بود.
🆔 @filsofak

✏️هرمان هاينريش گوسن اقتصاددان معروف ديگري است که دفاع از نفع شخصي و مالکيت خصوصي، مخالفت با دخالت دولت در اقتصاد و طراحي ابعادي از مطلوبيت نهايي از سهم وي در علم اقتصاد حکايت مي کند. با اين حال مطالعات رسمي وي عمدتاً شامل حقوق و رياضيات بود.

✏️ويلهلم روشر، از بنيانگذاران مکتب تاريخي و تحصيلات وي در رشته ي تاريخ و علوم سياسي بود.

✏️کارل مارکس معروف ترين چهره ي اقتصاد سوسياليستي و کمونيستي، دکتراي فلسفه داشت.

✏️کلمنت ژوگلار اقتصاددان ديگري است که با وجود معرفي پديده ي دور کسب و کار، رشد اقتصادي، و اثر جمعيت بر امور اقتصادي يک پزشک بود.

✏️لئون والراس که از بنيانگذاران اقتصاد نهايي گرايي و از اولين نويسندگان کتاب هاي خالص اقتصادي است، مطالعاتش در رشته هاي فني، علوم تجربي، و ادبيات بود.
@eghtesaderooz
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#موزیک_صدای_ارامش
👆👆👆👆👆👆
عملی اگر كاشتید،
عادتی درو خواهید كرد.
عادتی اگر كاشتید، اخلاقی درو خواهید كرد.
اخلاقی اگر كاشتید، سرنوشتی درو خواهید كرد.

📍 #فرانسوا_ولتر
@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

(صورت کامل نوشتهٔ دکتر شفیعی کدکنی دربارهٔ وضعیت اندیشگی مسلمانان در قرون اخیر):

📍مرزهای اندیشه و استعاره

«وقتی به حرکت مورچه‌ای روی دیوار می‌نگریم، موضوعِ اندیشهٔ‌ ما حرکتِ مورچه است بر روی دیوار و آن گاه که به آفاقِ بی‌کرانِ کهکشانها می‌اندیشیم، میدانِ تفکرِ ما قلمروِ پهناوری است به وسعتِ هستی. صِرفِ اندیشیدن به حرکتِ مورچه یا بی‌کرانگیِ هستی، اعتباری به اندیشه‌ٔ ما نمی‌بخشد؛ می‌توان درباره‌ٔ حرکتِ مورچه بر روی دیوار، به اندیشه‌های جاودانه و شگرف رسید و می‌توان در اندیشیدن به آفاقِ بی‌کرانِ هستی به حرفهای معمولی و مکرّر و مشترکِ بینِ همگان دست یافت. آنچه یک «فکر» را در تاریخِ اندیشهٔ‌ بشری اعتبار می‌دهد موضوعِ فکر نیست، بلکه قاب و قالبی است که اندیشه در ذهنِ ما به خود می‌گیرد و نوعی روشنایی و افقی از دید در برابر چشمِ ما و دیگران می‌گشاید. اندیشه‌ راستین اندیشه‌ای است که وقتی عرضه شود بخشی از مخاطبانِ خود را دگرگون کند و در برابر چشم ایشان دریچه‌ای تازه بگشاید.
🆔 @filsofak

از این چشم‌انداز، قرنهاست که مسلمانان اندیشه‌ای ندارند. «استعاره»ها و «شعر»هایی آفریده‌اند و در هجوم استعاره‌های تجریدی، خودشان را فریب داده‌اند که «ما می‌اندیشیم» و اندیشه‌ٔ تازه داریم. ولی وقتی بخواهیم فرهنگ یا دایرةالمعارفی از اندیشهٔ‌ بشری فراهم آوریم، سهم متأخرین جهانِ اسلام تقریبا صِفر است. تمام مسلمانان در قرونِ اخیر به اندازه‌ٔ یک سال از عمرِ فلسفیِ ویتگنشتاین «اندیشه» عرضه نکرده‌اند. تعارُف با هیچ کسی نداریم.

مولانا، اما، صاحب اندیشه است. در آن سوی شعرهای درخشانی که در دیوان شمس سروده است، هم در مثنوی و هم در دیوان، نمونه‌هایی از اندیشه عرضه می‌کند که وقتی خواننده با آن اندیشه‌ها رو به رو می‌شود نگاهش به جهان و قلمرو هستی دگرگون می‌گردد. درباره‌ٔ ازل، ابد، جهان، انسان، مرگ، زندگی، زیبایی، عشق و خدا مولانا صاحب اندیشه است، اندیشه‌هایی که بشریّت در همه احوال به آنها نیاز دارد، همان گونه که بشریّت هیچ گاه از دیالُگ‌های افلاطون بی‌نیاز نخواهد بود. هم‌چنان که جرقه‌های فکری فلاسفه‌ ماقبلِ سقراطِ یونان، امثال هراکلیت، هنوز طراوت خویش را داراست و مایه‌ حیرتِ انسانِ معاصر است.»

غزلیات شمس تبریز؛ مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی؛ تهران؛ انتشارات سخن؛ ج۱؛ صص ۷۰ ـ ۶۹.
@shafiie_kadkani

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍
یک سوال:
تا حالا عاشق شدی؟
نشونه های عشق به نظرت چی چی ها هست؟😍
.
.
منبرک: (درباره عشق)
این کتاب رو حتما بخونيد😉
.
.
🔖شرطِ عاشقی این نیست که تو، حتماً، دیگری را به‌اندازه‌ی خودت، یا حتّا بیش‌تر، دوست داشته باشی.
این‌گونه عشق‌ها، البته، بسیار ارزشمند است، امّا هروقت خوش‌بختیِ تو تحتِ تأثیرِ خوش‌بختیِ دیگری قرار بگیرد، حدّی از عشق در میانه حاضر است (البته جهتِ این تأثیرپذیری باید یکسان باشد).
.
.
🔖هر اتّفاقِ خوب و بدی که برای او پیش بیاید،(تا حدّی) برای تو هم پیش آمده است.
محبوب‌های تو در داخلِ مرزهای وجودِ تو هستند، خوش‌بختیِ آن‌ها خوش‌بختیِ توست.
🆔 @filsofak
.
.
🔖«عاشق‌بودن»، یا شیفتگی، حالِ بسیار پُرتب‌وتابی‌ست که نشانه‌های آشکاری دارد:
تقریباً همیشه به او فکر می‌کنی؛
مرتّب می‌خواهید با هم در تماس باشید و وقتِ خود را با هم بگذرانید؛
وقتی او را می‌بینی هیجان‌زده می‌شوی؛
بی‌خواب می‌شوی؛
برای بیانِ احساساتت برایش شعر می‌گویی؛
به او هدیه می‌دهی،
یا به هر طریقی که برایش خوش‌آیند باشد، به او ابرازِ احساسات می‌کنی؛
در عمقِ چشمانِ هم خیره می‌شوید؛
در زیرِ نورِ شمع با هم شام می‌خورید؛
دوریِ کوتاه‌مدّتش برایت بسیار طولانی‌ست؛
وقتی که کارها و حرکاتش را به‌یاد می‌آوری ابلهانه لبخند می‌زنی؛
نقاطِ ضعفِ کوچکش را دوست داری؛
از این‌که سرانجام همدیگر را یافته‌اید سرشار از شادی و لذّت می‌شوید؛
و همه را ملیح و دل‌نشین می‌یابی، و فکر می‌کنی که همه باید خوش‌بختیِ تو را احساس کنند...!
.
.
🔖معرفی کتاب:
کتاب «درباره_عشق»، ترجمه پاره ای از مقالات فلسفی مهم در خصوص عشق یا به بیان دقیق تر، عشق مجازی میان انسان هاست که آرش_نراقی دوست داشتنی آن را ترجمه کرده است و نشر نی آن را منتشر کرده است.
#عکاس_جناب_خودمان
#مصطفی_سلیمانی
۲۴ تیرماه ۹۵.
________________________________
پ ن:
۱. در صورت آدمی دو چیز مهم است:
یکی "لبخند" و دیگری "عمق نگاهش".
این دو را هم هیچ جراحی نمی‌تواند به انسان بدهد.
لبخند آدمی اقیانوس صورتش است و چشم‌هایش آفتاب.
هر صورتی که آفتاب درخشان و اقیانوس مواج ندارد، یعنی هیچ ندارد.
#لوریس_چکناواریان
۲. تصمیم دارم کودتا کنم!
اصلا چرا کودتا...
انقلاب می کنم!
کم دیکتاتور نیستی!
دنیایی در حسرت چشمانت در عذاب اند!
خون جماعتی را در شیشه کرده ای...
بیا و دست از رد صلاحیت بردار!
بگذار مجلسی به پا کنیم و همه بیایند به تماشای نگاهت!
#حامد_نیازی
.
.
#عشق #آرش_نراقی #مقاله #مقالات_فلسفی #درباره_عشق #عشق_مجازی #رمانتیک #شیفتگی

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#نكته_ها

🔹تعصب‌ورزیدن بر اخلاق

🔻دراندیشه و سیرهٔ امام علی (ع) اخلاق اساسى‌‏ترين و مهم‏‌ترين چيزى است كه در زندگى فردى و اجتماعى رخ می‌نمايد و بی‌‏گمان به همه چيز زندگى رنگ می‌زند، جهت می‌‏دهد و محور اصلی تأمین سلامت و سعادت، در همه عرصه‌ها می‌‌شود.

امام #على(ع) تنها چيزى را كه قائل است بايد بر آن ايستاد، #تعصّب ورزيد و از آن عدول نكرد، #اخلاق است:

« فَإِنْ كَانَ لاَ بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ، وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ، وَ مَحَاسِنِ الْأُمُورِ . »
* نهج‌البلاغه، خطبۀ 192

پس اگر چاره‌ای جز تعصب‌ورزيدن نباشد، بايد تعصب‌‌ورزيدن شما براى خوی‌هاى بزرگوارانهٔ باارزش و كارهاى پسنديده و كردارهای نيكو باشد.

📍کانال مصطفی دلشاد تهرانی
@delshadtehrani

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍اخلاق ارسطو
(لذت)

سوال:
آیا لذت خوبست یا بد و طلب آن جایز است یا نه؟

پاسخ:
ارسطو می گوید: اگر تامل کنیم لذت فعالیت قوای نفس است و هر قوه از قوای نفس که در زیباترین موضوع خود عمل کند فعل خود را بروز داده و آن همراه لذت است مثلا باصره فعلش دیدن و موضوع آن مرئیات است. پس هر گاه چشم در زیبائی ها عمل یعنی نظر کند فعل خود را به بهترین وجه صورت داده و التذاذ می یابد.
پس البته لذت جایز و برای سعادت لازم است اما لذایذ مختلف اند و مراتب دارند. همچنان که باصره از لامسه و سامعه از ذائقه اشرفند لذایذ آنها هم اشرف می باشند.
پس اشرف لذایذ متعلق به اشراف اجزاء انسان یعنی عقل است که عمل او تفکر است.
از این گذشته همه فعالیت های نفس برای منظوری است مگر تفکر و تعقل که خود منظور است پس لذت آن هم بالاترین لذات است یعنی غایت مطلوب یعنی کمال سعادت است و فضایل نفسانی و عقلانی که پیش از این شرح دادیم همه برای آنست که انسان را آماده مقام تفکر نماید.

بالاترین لذایذ فکر است

تفکر یعنی فعالیت عقل وجه امتیاز حقیقی انسان از موجودات دیگر و مایه ی بقای اوست. انسان به اقتضای بشریت و تقید به جسم و تن البته حوائج دنیوی هم دارد اما برای سعادتمندی محتاج به لوازم بسیار نیست چه سعادت واقعی نیکوکاری است و برای نیکو کاری حاجت نیست که آدمی صاحب اختیار بر و بحر باشد اما از این جهت هم چون نظر کنیم تفکر را آسانتر از هر کار دیگر می یابیم زیرا که لوازم دنیوی ندارد بلکه علایق دنیوی عائق تفکر ومخل آنست.
نیکوکاری به عقیده بعضی فطری و به نظر جماعتی تعلیمی است. ولیکن فطرت از اختیار ما خارج است و تعلیم را هم همه کس گوش نمی دهد یا نمی فهمد اما چون مسلما فضیلت باید عادت و ملکه باشد پرورش یافتن به آن از خردسالی و جوانی یعنی تربیت خانوادگی که نیکی را دوست بدارد و از بدی بیزار باشد بسیار موثر است و برای عامه که این تربیت نیافته و به فضایل پرورده نشده زور و اجبار یعنی سیاست لازم است.
@mohamadrezvanikashani

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

✔️🔻 سير مطالعاتی علوم عقلی- اسلامی

🔸پیشنهاد عبدالحسین خسروپناه

🔹1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)
به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)


🔹2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)
🆔 @filsofak

🔹3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)

🔹4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)

🔹5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)

🔹6)شرح اشارات(خواجه نصیرالدّین طوسی)
به ضمیمة مطالعة: اصول فلسفه و روش رئالیسم/جلد1و2(مرحوم علّامه طباطبائی)+ معرفت شناسی دینی و معاصر(محمدتقی فعالی) +پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر(محمّد حسین زاده)

🔹7)حکمةالإشراق+برهانِ شفاء(مرحوم ابن سینا) + إلاهیّاتِ شفاء(مرحوم ابن سینا)
به ضمیمة مطالعة: شرح حکمةالإشراق

🔹8)أسفار/جلد1و2و3(مرحوم ملّا صدرا)
به ضمیمة مطالعة: مدخل مسائل جدید کلامی(استاد جعفر سبحانی)+فلسفة معرفت(استاد خسرو پناه)

🔹9)أسفار/جلد6 تا 9(مرحوم ملّا صدرا)+تمهیدالقواعد(ابن ترکة)
به ضمیمة مطالعة: کلام جدید(استاد خسرو پناه)+ فلسفه های مضاف(استاد خسرو پناه)+ نص النّصوص(جامی)+ آثارعرفانی سیّد حیدر آملی

🔹10)شرح فصوص الحکم (قیصری)
به ضمیمة مطالعة: فکوک(قونوی)+شرح فصوصِ جندی+ شرح فصوص قاسانی

🔹11)مصباح الأنس(ابن فناری)
به ضمیمة مطالعة: مشارق الدّراری(سعید بن سعید فرغانی)🔺
@namehayehawzavi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak