فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

از مهمترین مفروضات فقه سنتی

ابوالقاسم فنایی

۱. موضوع علم فقه «فعل مکلفین»است.

۲. غایت فقه کشف تکالیف انسانها است‌حقوقی که بعضی از انسانها ممکن است داشته باشند از تکلیف دیگران نسبت به آنان انتزاع می شود ولذا گفتمان فقهی گفتمانی «تکلیف محور»است.

۳. هر چیزی حکمی شرعی دارد.

۴. حکم شرعی، ابدی، ثابت و لایتغیر است‌.

۵. احکام شرعی از مصالح و مفاسد غیبی سرچشمه می گیرند.

۶. عقل ناقص بشری قادر به درک احکام شرعی وفلسفه و ملاک این احکام نیست.

۷. مدل مناسب برای فهم وتنظیم رابطه خدا و انسان مدل ارباب و برده است.

۸. حجیت ظنون نقلی «=خبرواحدثقه و ظاهر کلام»مستند به «سیره عقلا»\«عرف عقلا»است.

۹. استنباط حکم موضوعات جدید «=مسائل مستحدثه»از طریق گنجاندن این موضوعات در ذیل موضوعات مطرح در قرآن وسنت ممکن است.«اجتهاد عبارت است از ردفرع بر اصل یا تطبیق اصول بر فروع»

۱۰. در صورت عدم وجود حکم واقعی یک موضوع در قرآن و سنت ،حکم ظاهری آن برائت یا اباحه است.

۱۱. اصول وکلیاتی که در قرآن وسنت آمده «جامع»و «فراگیر»است و مشتمل بر حکم واقعی و\یا ظاهری همه موضوعاتی است که بشر تا قیام قیامت ممکن است با آنها سر وکار پیدا کند«علم فقه بالقوه علم کامل و جامعی است.»

۱۲. فقه همه ی نیازهای بشر را برطرف می کند وهیچ موضوعی را نمی توان یافت که فقیهان نتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند، یا حق و صلاحیت اظهار نظر درباره ی آن را نداشته باشند «فقه تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور است»

📍اخلاق دین شناسی، صفحه ۹۹.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#مقاله
📍فلسفه برای نافيلسوفان
(کتابشناسی فلسفه برای کودکان و نوجوانان)👇👇👇

منبع:
نشریه: حریم امام، شماره ۲۲۴.

مصطفی سلیمانی
🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

شش کتاب از تازه های نشر ققنوس(1)

توسط نشر ققنوس شش مدخل تازه از دانشنامه استنفورد منتشر شد

مداخلی در وصف فیلسوفان زنانه‌نگر

«اخلاق زنانه‌نگر»، «زیبایی‌شناسی فمینیستی» و «شلایر ماخر» عنوان سه مدخل جدید از مجموعه «دانشنامه فلسفه استنفورد» است که نشر ققنوس آنها را روانه بازار کتاب کرده است.
انتشارات «ققنوس» سه مدخل جدید از مجموعه «دانشنامه فلسفه استنفورد» با عناوین «اخلاق زنانه‌نگر»، «زیبایی‌شناسی فمینیستی» و «شلایر ماخر» را منتشر کرد. در این نوشتار بر این سه مدخل منتشر شده مروری کوتاه شده است.

مسعود علیا، دبیر مجموعه «دانشنامه فلسفه استنفورد» در پیشگفتار این مجموعه نوشته است: «بسیاری از کسانی‌ که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می‌کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام «دانشنامه استنفورد» را شنیده‌اند و چه بسا از این مجموعه کم‌نظیر بهره نیز برده باشند. کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انتشار گزیده‌ای از مدخل‌های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کردن امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی‌زبان به مقالات راهگشایی که در این مجموعه آمده است. با توجه به ویژگی‌های «دانشنامه فلسفه استنفورد» شاید بی‌راه نباشد بگوییم برای کسی که می‌خواهد اولین‌بار با مساله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند، یکی از گزینه‌های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل یا مدخل‌های مربوط به آن در دانشنامه آغاز کند.»

🆔 @filsofak
«زیبایی‌شناسی فمینیستی»
«کرولین کورسمایر» کار تالیف «زیبایی‌شناسی فمینیستی» را بر عهده داشته و نوشین شاهنده آن را به فارسی ترجمه کرده است.

در درآمد این اثر می‌خوانیم: «زیبایی‌شناسی فمینیستی» عنوانی برای نوعی زیبایی‌شناسی نیست. آن‌چنان‌که برای مثال اصطلاحات «نظریه فضلیت» و «معرفت‌شناسی طبیعی‌شده» انواعی از فلسفه اخلاق و نظریه معرفت را توصیه می‌کنند؛ بلکه اشاره به زیبایی‌شناسی فمینیستی به معنای مشخص کردن مجموعه‌ای از چشم‌اندازهاست که پرسش‌های خاصی را درباره نظریه‌ها و فرض‌هایی فلسفی در باب هنر و مقولات زیبایی‌شناختی پی می‌گیرد.»

«زیبایی‌شناسی فمینیستی» در شش بخش تالیف شده است. «هنر و هنرمندان: پس‌‌زمینه تاریخی»، «خلاقیت و نبوغ» و «مقولات زیبایی‌شناختی و نقدهای فمینیستی» عناوین سه بخش از این اثر است. «شیوه عمل فمینیستی و مفهوم هنر»، «بدن در هنر و فلسفه» در کنار «زیبایی‌شناسی و زندگی روزمره» عناوین سه بخش دیگر این اثر را تشکیل می‌دهد.

«زیبایی‌شناسی فمینیستی» در 96 صفحه، شمارگان هزار و 650 نسخه به بهای 6 هزار تومان منتشر شده است.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

شش کتاب از تازه های نشر ققنوس(2)

«شلایر ماخر»
«شلایر ماخر» دیگر مدخل «دانشنامه فلسفه استنفورد» به قلم مایکل فورستر نوشته شده است. سید مسعود حسینی، کار برگردان این اثر را برعهده داشته است.

در بخشی از درآمد این اثر می‌خوانیم: «فریدریش دانیل ارنست شلایر ماخر» شاید در میان بزرگترین فیلسوفان آلمانی قرن‌های هجدهم و نوزدهم (به مانند کانت، هردر، هگل، مارکس و نیچه) جای نداشته باشد، ولی بی‌گمان یکی از نظرگیرترین فیلسوفان درجه دو در این دوره است. از طرف دیگر، وی فقط فیلسوف نبود؛ عالمی برجسته در زمینه ادبیات یونانی - رومی و متاله برجسته‌‌ای نیز بود. بخش زیادی از کار فلسفی او در فلسفه دین بود، اما احتمالا هرمنوتیک و نظریه ترجمه اوست که از چشم‌انداز فلسفی مدرن بیش از هر مبحث دیگری سزاوار بذل توجه است.»

«شلایر ماخر» در 10 بخش نوشته شده است. فورستر در بخش نخست «زندگی و آثار» ماخر را بررسی کرده است. «فلسفه زبان»، «فلسفه ذهن» و «هرمنوتیک» عناوین بخش‌های دوم تا چهارم از این اثر است.

«نظریه ترجمه»، «زیبایی‌شناسی» و «دیالکتیک» در کنار «اخلاق»، «فلسفه سیاسی و اجتماعی» و «فلسفه دین» عناوین 6 بخش دیگر این کتاب است.

«شلایر ماخر» در 119 صفحه، شمارگان هزار و 650 نسخه به بهای هفت هزار تومان منتشر شده است.

«اخلاق زنانه‌نگر»
«اخلاق زنانه‌نگر» اثر «رزماری تانگ» ،«نانسی ویلیامز» و «آن دانچین» است. مریم خدادادی این اثر را ترجمه کرده است.

به اعتقاد نویسندگان این اثر «اخلاق زنانه‌نگر» تلاشی است برای بازبینی، صورت‌بندی مجدد یا بازاندیشی اخلاق سنتی از آن حیث که چنین اخلاقی تجربه اخلاقی زنان را ناچیز می‌انگارد یا بی‌ارزش می‌داند. از جمله «آلیسون جَگر» فیلسوف زنانه‌گر اخلاق سنتی را بابت کم‌توجهی به زنان سرزنش می‌کند.

🆔 @filsofak

«اخلاق زنانه‌نگر» و «اخلاق زیستی زنانه‌نگر» عنوان دو بخش کلی این کتاب است. بخش نخست این اثر دارای چهار فصل است. «اخلاق زنانه‌نگر‌: زمینه تاریخی»، «رهیافت‌‌های زنانه‌نگر مراقبت محور به اخلاق» و «رهیافت‌های زنانه‌نگر جایگاه محور به اخلاق» و «نتیجه‌گیری» عناوین چهار فصل از بخش نخست است.

«سرچشمه‌های اخلاق زیستی زنانه‌نگر»، «شکوفایی اخلاق زیستی زنانه‌نگر» و «چشم‌انداز رو به گسترش» عناوین سه فصل بخش دوم این کتاب را تشکیل می‌دهد.

«اخلاق زنانه نگر» در 132 صفحه، شمارگان هزار و 650 نسخه، به بهای 8 هزار تومان منتشر شده است.

سه مدخل «دانشنامه فلسفه استنفورد» دارای کتابنامه و واژه‌نامه انگلیسی و فارسی است.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔖نظریه های اسطوره، به انضمام کتابشناسی پیشنهادی (تصویری)

#مسعود_زنجانی

@vivaphilosophy


هشت نظریهٔ اسطوره شناسی از منظر انسان شناسان و فیلسوفان٭:

۱. ادوارد برنت تایلور / انگلیسی (۱۹۱۷ - ۱۸۳۲):
اسطوره "علم ابتدایی" و معادل پیشا-مدرنِ علم است و کارکرد آن "تبیینِ جهان طبیعی" است. اسطوره بخشی از دین ابتدایی است. اسطوره پدیده ای گذرا، ولی دیر گذر، است. اسطوره وظیفه اش را به بهترین نحو انجام داده است، اما اکنون علم اسطوره را زائد بلکه نامقبول کرده است. اسطورهٔ مدرن نداریم.

۲. جیمز جورج فریزر / اسکاتلندی (۱۹۴۱ - ۱۸۵۴):
اسطوره معادل پیشا-مدرنِ علمِ کاربردی (تکنولوژی) است و کارکرد آن علاوه بر تبیین، "تسلّط بر جهان طبیعی" است. همانند تایلور اسطوره را بخشی از دین ابتدایی می داند و البته بر "آیین" که به اجرا در آوردن اسطوره است، تاکید می کند.

۳. لوسین لوی برول - فرانسوی (۱۹۳۹ - ۱۸۷۵):
اسطوره اندیشه ای غیر منطقی یا پیشا منطقی است . اسطوره فرافکنی "احساس یگانگی با جهان" (مشارکتِ رازگونه) است. برخلاف تایلور و فریزر می گوید انسان ابتدایی خود را از جهان جدا نمی بیند. انسان ابتدایی "احساس گرا" است.

۴. برانیسلاو مالینفسکی / لهستانی - انگلیسی (۱۹۴۲ - ۱۸۸۴) :
اسطوره اندیشه ای عملگرا و کارکرد آن "تحمّل جهان طبیعی" است، مانند بلایای طبیعی، بیماری، پیری، مرگ و از قبیل آنها. انسان ابتدایی "عمل گرا" است.

۵. کلود لوی-اشتراوس - فرانسوی (۲۰۰۹ - ۱۹۰۸):
اسطوره اندیشه ای به شیوهٔ خود عقلانی و حتی انتقادی است. در اسطوره، "عقلانیت انضمامی" که برخورد کیفی با پدیده ها است وجود دارد، نه "عقلانیت انتزاعی" که برخورد کمّی با پدیده ها دارد. انسان ابتدایی به شیوه خود "عقل گرا" است. اسطوره علم ابتدایی است؛ اما ابتدایی نه به معنای نازل و مقدماتی، بلکه ابتدایی به معنای اولیه و بنیادی.

۶. ارنست کاسیرر - آلمانی (۱۹۴۵ - ۱۸۷۴):
کاسیرر متقدّم: اسطوره یکی از صورتهای "نماد پردازی" و "جهان سازی" بشر است. اسطوره تفکری است ابتدایی، آکنده از احساس و فرافکنیِ احساس یگانگی رازگونه با جهان. (توسعهٔ نظریهٔ لوی برول در چارچوب نوکانتی)
کاسیرر متاخّر: برای اسطوره، دیگر، جلوه ای از معرفت، منطق خاص، و فهم پذیر قایل نیست. "ایدئولوژی"، اسطورهٔ مدرن، و کارکرد آن در موضعِ قدرت، "تسلّط بر جهان اجتماعی" [و در موضع مقاومت "تحمّلِ جهان اجتماعی"] است. در عصر مدرن شاهد "اسطوره سازی" هستیم.

۷. رودلف بولتمان ـ آلمانی (۱۹۷۶ - ۱۸۸۴):
اسطوره برای خودش یک پا فلسفه است. کارکرد اسطوره نه تبیین جهان و تصویر جهان آنگونه که هست، بلکه "تبیینِ انسان از خویش" و راهی برای فراتر از رفتن از جهان بیگانه با خویش است. اسطوره را نباید "اسطوره گرایانه" خواند. ("اسطوریت زدایی" نه "اسطوره زدایی")

۸. میرچا الیاده - آمریکایی (۱۹۸۶ - ۱۹۰۷):
زندگی بدون اسطوره ممکن نیست. حتی بی خدایان دو آتشه هم اسطوره دارند. عصر مدرن سرشار از اسطوره است. "اسطوره زدایی" خود یک اسطوره (=افسانه) است.

٭ منبع اصلی: کتاب "اسطوره" نوشته رابرت سیگال.

ده کتاب پیشنهادی برای آشنایی با اسطوره و نظریه های اسطوره شناسی:

۱. "اسطوره"، رابرت سیگال، ترجمه احمدرضا تقاء، نشر ماهی.
ترجمه دیگر: فریده فرنود فر، انتشارات بصیرت.

۲. "اسطوره"، لارنس کوپ، ترجمه محمّد دهقانی، انتشارات علمی و فرهنگی.
ترجمه دیگر: زیر نظر عباس ارض پیما، نشر نشانه.

۳. "اسطوره"، ک. ک. روتون، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل‌پور، نشر مرکز.

۴. "دانش‌ اس‍اطی‍ر"، روژه‌ ب‍اس‍ت‍ی‍د، ت‍رج‍م‍ه‌ ج‍لال‌ س‍ت‍اری، نشر توس‌.

۵. "تاریخ مختصر اسطوره"، کارن آرمسترانگ، ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز.

۶. "قدرت اسطوره"، جوزف کمبل، ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز.

۷. "اسطوه، رویا، راز"، میرچا الیاده، ترجمه رویا منجم، نشر (چاپ تمام)

٨. "چشم اندازهای اسطوره"، میرچا الیاده، ترجمه جلال ستاری، نشر توس.

۹. "افسانهٔ اسطوره"، نجف دریابندری، نشر کارنامه.

۱۰. "گسترهٔ اسطوره" (مجموعه مصاحبه)، به کوششِ محمدرضا ارشاد، نشر هرمس.
📍 آدرس کانال زنده باد فلسفه:
telegram.me/vivaphilosophy

🆔 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_فيلم
#تعارضات_اخلاقی
📍
یک سوال:
ملاک و معیار انسانیت چیست؟
به چه کسی می توان انسان گفت؟
.
.
منبرک: (انسان ماندن یا نماندن!)
تفکیک انسانیت از انسان!
.
.
🔖به راستی به چه كسی می­ توان انسان گفت؟
آیا كسی كه فقط ظاهر و صورتی از انسانیت را دارد به او می­ توان نام انسان نهاد؟
به بیان دیگر ملاك ها و معیارهای انسانیت كدام است؟
.
.
🔖به طور كلی انسانها از لحاظ فیزیكی و زیست شناسی با یكدیگر مساوی هستند، اما آنچه كه این ظواهر یكسان را از یكدیگر متمایز می­ كند امور اكتسابی شامل مسایل فكری، روحی و روانی است!
.
.
🔖یكی از ویژگی های انسان كه با حساب های مادی جور در نمی­ آید، تفكیك انسانیت از انسان است؛
یعنی انسان چیزی است و انسانیت چیز دیگری است و این خاص انسان است؛
زیرا هر حیوانی از صفتش انفكاك ناپذیر است؛ مثلاً نمی­ شود پلنگی را پیدا كنیم كه صفت پلنگی و پلنگ بودن را نداشته باشد،
اما این امكان وجود دارد كه انسان هایی یافت شوند كه صفت انسانیت نداشته باشند و اتفاقا از این قبیل آدم ها به وفور یافت می­ شود.
یعنی اینكه یا از صفت انسانیت دورند یا از این صفت ارزنده بی­ بهره­ اند.
#مصطفی_سلیمانی
۱۸ تیرماه، سال ۱۳۹۵.
🆔 @filsofak
______________________________
پ ن:
۱. عکس نوشت:
این فیلم رو دیشب دیدم.
دو روز، یک شب (به فرانسوی: Deux Jours, une nuit) نام فیلمی‌ست به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی برادران داردن و محصول سال ۲۰۱۴ میلادی کشورهای بلژیک، فرانسه و ایتالیا.
این فیلم شبیه فیلم "۱۲ مرد خشمگین به کارگردانی سیدنی لومت" می باشد.
_ خلاصه داستان:
ماریون کاتیلارد نقش ساندرا، مادر جوان دو بچه را بازی می‌کند که کارش در یک کارخانه کوچک پنل‌های خورشیدی در حالت معلق قرار گرفته است.
ساندرا دچار افسردگی بوده و به دلیل غیبت دراز مدت اخیرش از کار، رئیس کارخانه اقدام به یک رای‌گیری می‌کند که در این رای‌گیری همکاران او باید بین بن‌های ۱۰۰۰ یورویی سالانه خود و اجازه دادن به ساندرا برای داشتن شغلش یکی را انتخاب نمایند.
در رای‌گیری اولیه ۱۴ نفر از ۱۶ کارمند رای به بن‌های ۱۰۰۰ یورویی می‌دهند. اما ساندار رئیسش را متقاعد می‌کند تا به او شانسی مجدد دهد تا رای‌گیری، دو روز بعد، مجددا برگزار شود. آیا او می‌تواند شغلش را با زدن در خانه تک‌تک همکارانش پس بگیرد؟
#عکاس_جناب_خودمان
۲. از میان دو واژه انسان و انسانیت، اولی در میان کوچه‌ها و دومی در لابلای کتاب‌ها سر‌گردان است...!
۳. اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،
تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،
و آن جا «انسانیت» است! .
فریدون مشیری

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_کتاب

فلسفه هدفش روشن کردن و توضیح و تبیین است، مسایلی دشوار و حرفه ای طرح می کند و در صد حل آنها بر می آید . می شود گفت که فلسفه بد اصولن فلسفه نیست ،در حالی که هنر بد باز هم هنر است.
فیلسوف با مجموعه معینی از آموزه ها و نظریات درگیر می شود و در برابر آن واکنش نشان می دهد. اما هنرمند برعکس ،مسایلی به او داده نمی شود که حل کند؛ خودش باید مسایلش را بیافریند.
فلسفه را می توان با شعر مقایسه کرد . در هر دو ،نوعی پالایش ویژه و دشوار آنچه می خواهید بگویید و در آمدن اندیشه به زبان دخیل است...

🆔 @filsofak

می توان گفت که فلسفه و ادبیات هر دو فعالیت هایی برای جستن حقیقت و آشکار کردن آن محسوب می شوند . هر دو فعالیت های شناختی و توضیحی به شمار می آیند.
فلسفه انتزاعی و استدلالی است، اما ادبیات بظاهر شباهتی به "تحلیل ندارد، زیرا آنچه نیروی تخیل به وجود می آورد حسی و درهم گداخته و شیءیت یافته و اسرارآمیز و پر ایهام و خاص است. هنر را باید وجه دیگری از شناخت بدانیم.
هنر خوب مارا از اسارات زندگی ملال آور و وهمناک آزادمان می کندو به کسب بینش حقیقی بر می انگیزد.
اغلب اوقات ما جهان بزرگ و پهناور واقعی را نمی بینیم چون وسواس ها و اضطراب ها و رشک ها و خشم ها و ترس ها کورمان می کنند. دنیای خصوصی کوچکی می سازیم و در آن محصور می مانیم. هنر بزرگ رهاننده است چون مارا قادر می کند ماسوای خود را ببینیم و از آن لذت ببریم....
در هنر از ارزش ها داوری ها نمی شود پرهیز کرد. ارزش ها در ادبیات خودشان را بوضوح نشان می دهند.
مثلا پیش فرض های مهمی درباره ی دین و جامعه و متعلق به فضای متغیر اندیشه"وجود دارند.
داوری اخلاقی نویسنده، هوایی است که خواننده استنشاق می کند. اینجاست که تضاد بین وهم پردازی کور و تخیل بینا بوضوح آشکار می شود.
نویسنده خوب، داوری عادل و باشعور است.



برگرفته از مصاحبه "براین مگی با آیریس مرداک "
**براین مگی ،مردان اندیشه: پدید آورندگان فلسفه معاصر، برگردان عزت الله فولادوند، انتشارات طرح نو.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_کتاب
💢 از نگاه مجله گاردین:

📚 بررسی 10 کتاب برتر در باب آزادی
@filsofak

«آزادی» یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های بشر از بدو خلقت بوده است. مجله «گاردین» طی مطلبی 10 کتاب برتری را که در این باره نگاشته شده در سایت خود منتشر کرده است.

1. «آواز غروب آفتاب» نوشته «لوئیس گراسیک گیبون»
داستان دخترک باهوش و پرشوری که شرایط او را محدود کرده است. این دختر که «کریس» نام دارد نماد خود کشور «اسکاتلند» است. نویسنده کتاب داستان کشمکش بین خرابی زمین و طلوع آفتاب است. سرزمینی که سال‌ها مورد ظلم قدرت‌های استعماری قرار داشت.

2. «1984» نوشته «جورج اورول»
این کتاب نیز کلاسیک است اما آثار کلاسیک به دلایلی کلاسیک نامیده می‌شود. «کلاسیک» به آثاری اطلاق می‌شود که از ارزش بالای ادبی، فرهنگی، و تاریخی برخوردارند. آزادی عقیده، آزادی حرکت و تخیل! تصور کنید در دنیایی زندگی می‌کنید که این آزادی‌ها از طرف حکومت از شما گرفته شود. به مفهوم «برادر بزرگتر» حکومت و مشاهده همه حرکاتتان از طرف حکومت بیندیشید. این کتاب شما را در این موقعیت قرار می‌دهد.

3. «جوزف نایت» نوشته «جیمز رابرتسون»
«هیچ انسانی در تملک فرد دیگری نیست.» این کتاب بر اساس داستان واقعی آفریقایی‌هایی است که به عنوان برده به اسکاتلند برده می‌شدند. «جوزف نایت» دادگاهی را توصیف می‌کند که اعلام کرد برده‌داری در اسکاتلند به رسمیت شناخته نمی‌شود اما در عمل اینگونه نیست. نویسنده حقایق تاریخی را به زیبایی با داستان به خواننده ارائه می‌کند.


4. «اتاقی از آن خود» نوشته «ویرجینیا وولف»
این بسیار کنایی است که چهار دیوار و یک در بهترین جای دنیا باشد اما «ویرجینا وولف» معتقد است آزادی ذهنی نیاز به استقلال مالی و احساسی نیز دارد. در این کتاب نویسنده شرایطی را که باید فراهم باشد تا یک زن نویسنده شود بررسی می‌کند.
@filsofak

5. «چطور هر دو باشیم» نوشته «علی اسمیت»
دو داستان در این کتاب وجود دارد. یکی داستان زن مدرنی که در حال کنار آمدن با مرگ مادرش است و دیگری داستان یک هنرمند فراموش‌شده قرن پانزدهم است. «اسمیت» در این کتاب با زمان و زبان بازی می‌کند تا دریابد کدام یک از اولویت برخوردار است. او خواننده را با این سؤال مواجه می‌کند که ظاهر اهمیت دارد یا باطن؟ آنچه می‌بینیم اهمیت دارد یا آنچه احساس می‌کنیم!

6. «آخرین اقدام عشق» نوشته «کتی رنتزنبرینک»
اگر عاشق کسی هستید او را رها کنید. داستان صادقانه و عمیق کشمکشی که شخصیت اصلی داستان پس از تصادف برادر خود با آن روبه‌رو می‌شوند و به تنهایی به زندگی خود ادامه می‌دهد.

7. «ژرمینال» نوشته «امیل زولا»
داستان کارگری که به جرم سیلی زدن به رئیس خود از کار اخراج می‌شود. «زولا» با هنرمندی تمام داستان کارگرانی را توصیف می‌کند که نسل به نسل در معدن زیر یوغ بردگی بوده‌اند. معدنچیان پس از مدتی پی می‌بردند که می‌توانند برای تغییر موقعیت خود مبارزه کنند. نویسنده اهمیت غریزه انسان برای شکستن محدودیت را به او یادآور می‌شود.

8. «از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم» نوشته «هاراکی موراکامی»
«موراکامی» در این کتاب به همه کسانی که دچار کرختی شده‌اند می‌گوید ذهن آنان بسیار آزاد است و توان رفت و آمد به همه مکان‌های عجیب و خوب را دارد. اگرچه نویسنده از دویدن برای بیان روند زندگی نویسندگی خود بهره می‌گیرد اما این کتاب به همه کسانی که در محدودیت‌های دنیای خود گیر کرده‌اند انگیزه می‌دهد. (نسخه فارسی این کتاب با ترجمه «مجتبی ویسی» در نشر «چشمه» منتشر شده است.)

9. «سوئیت فرانسوی» نوشته «ایرن نمیروفسکی»
داستان ناتمامی که در فرانسه اشغال‌شده می‌گذرد. نویسنده کتاب زنی است که صدایش توسط نازی‌ها خفه شده است اما شاهکار ناتمام او بسیار زیباست. هیچ نوشته‌ای تلخ‌تر و زیباتر از نوشته خانم «نمیروفسکی» در ستایش آزادی بیان وجود ندارد. نسخه سینمایی این کتاب نیز در سال 2015 و بازی «میشل ویلیامز» در سینماهای دنیا به نمایش درآمد.

10. «فقرا وکیل نداشتند» نوشته «اندی واتمن»
کتاب «اندی واتمن» دلایل تاریخی و اجتماعی وجود میلیون‌ها هکتار زمین در دست مالکان خصوصی را شرح می‌دهد و منبع اصلی جنبش اصلاحات ارضی به حساب می‌آید. نمونه اصلی نویسنده، کشور خود وی اسکاتلند است و یک سؤال را بارها از خواننده می‌پرسد که: قدرت دست چه کسی است و در چه راهی مورد استفاده قرار می‌گیرد؟

📍منبع: ايبنا

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🔰حلال و حرام محمد(ص)

مطابق حدیثی از امام صادق(ع)، آنچه پیامبر اسلام(ص) حلال کرده‌اند، حلال است تا ابد و آنچه را که ایشان حرام کرده‌اند، حرام است تا ابد: حلالُ محمّدٍ حلالٌ إلی يوم القيامة و حرامُه حرامٌ إلی يوم القيامة(الكافي، ج2، ص17، ح2؛ التهذيب، ج4، ص145، ح27...).
آیا این روایت و مانند آن، به این معنا است که آنچه در صدر اسلام، حلال یا حرام شده است، تا پایان تاریخ اعتبار دارد و هر گونه تغییری در آن، بدعت است؟ پاسخ به این پرسش‌، رساله‌ای درازدامن می‌طلبد. آنچه در زیر می‌آید، چند ملاحظۀ کوتاه و اشاره‌وار است:

1. این احتمال قوی و منطقی وجود دارد که حلال و حرام در این روایت، ناظر به حرام کلی و حلال کلی است، نه مصادیق حرام و حلال. مثلا مطابق نظر کلی پیامبر اسلام(ص) در حدیث «لا ضرر»، آسیب‌رسانی به خود و غیر، حرام ابدی است(حرام کلی). بنابراین اگر قانون یا حکمی در زمان یا در مکانی، سودمند بوده است و اکنون زیان‌بار است، طبق همین حدیث باید تغییر کند(راه‌های اثبات سود و زیان و اعتبار دینی آن راه‌ها بحثی دیگر است). مسلمانان صدر اسلام نیز حلال و حرام پیامبر(ص) را در معنای کلی آن می‌فهمیدند. از همین رو معمولا در برابر تغییراتی که خلفای راشدین در برخی احکام فرعی ‌‌دادند، اعتراض نکردند و این مقدار تغییر را مخالفت با حلال و حرام محمد(ص) نشمردند.

2. بسیاری از حلال‌ها و حرام‌های مشهور در میان مسلمانان، ریشه‌ای در سخنان پیامبر(ص) ندارند که بتوان با استناد به این گونه روایات، مانع اجتهاد در آنها شد؛ مانند بسیاری از احکام خمس و حج و ارث و جزا و بیع.

3. کسی که بخواهد حرام محمد را حلال کند و حلال او را حرام، چه انگیزه‌ای برای مسلمانی دارد؟ اگر نواندیشان دینی خواستار برخی تغییرات در برخی احکام و باورها شده‌اند، دلایلی از درون دین محمد(ص) اقامه می‌کنند. ممکن است این دلایل را کسانی بپذیرند و کسانی نپذیرند؛ اما به هر روی نزاع میان ادلۀ دینی است، نه میان دین و کفر. به عبارت دیگر، نزاع بر سر این است که حلال واقعی و حرام واقعی در دین محمد(ص) چیست؛ نه بر سر اینکه آیا از حرام او اجتناب بکنیم یا نه؛ حلال او را بپذیریم یا نه.

4. اهل فن می‌دانند که اولا همۀ اخبار و سخنانی که از پیامبر اسلام(ص) در کتاب‌ها نوشته‌اند، متواتر یا صحیح السند نیست که هر حدیثی را سخنگوی حلال و حرام محمد(ص) بدانیم؛ ثانیا بنا بر داوری حدیث‌شناسان بزرگ تاریخ اسلام، متأسفانه شمار روایات ضعیف بیش از روایات صحیح یا متواتر است؛ اگرچه در علم حدیث، هر روایت ضعیفی فاقد اعتبار نیست؛ ثالثا در میان همان روایات متواتر یا صحیح یا معتبر، کمترین سخن دربارۀ حلال و حرام فقهی است. بنابراین نزاع اصلی و دامنه‌دار میان مجتهدان سنتی و نواندیش بر سر حلال و حرام محمد(ص) نیست.

5. اگر کسی حق ندارد حرام محمد را حلال کند، کسی هم حق ندارد حلال او را حرام کند. چرا حساسیت‌ها و واکنش‌ها به حرام کردن حلال، کمتر از حلال کردن حرام است؟ آیا تاریخ فقاهت و اجتهاد، تاریخ سخت‌گیری در احکام نیست؟ وقتی می‌توان برخی توصیه‌های ارشادی دین را بر استحباب یا کراهت حمل کرد، چرا جامۀ وجوب یا حرمت بر تن آنها پوشاندیم؟ پاسخ این چراها، فقط در علم اصول نیست. فرهنگ مسلمانان در دوره‌های مختلف تاریخی و نیز دیدگاه‌های دین‌شناختی عالمان دینی، در این تبدیل‌ها مؤثر بودند.

6. بسیاری از آنچه امروز ما به نام حلال و حرام می‌شناسیم، دستاورد اجتهاد فقیهان و استنباط عالمان دینی است. و کیست که بگوید آنچه از دستگاه اجتهاد بیرون می‌آید، اعتبار ابدی دارد؟

سخن آخر
اینکه روشنفکران دینی، خواستار برخی تغییرات در برخی احکام و اعتقادات دینی شده‌اند، از آن رو است که بقای دین و دینداری را موقوف به این تغییرات می‌بینند. سخن تنها بر سر این نیست که چند دست بریده نشود و چند شلاق فرود نیاید و میراث مردگان به تساوی تقسیم شود و حرمت برخی آزادی‌ها نشکند. روشنفکری دینی، افزون بر نگرانی‌هایی که برای جامعه دارد، برای آیندۀ دین نیز دل‌نگران است. آنان می‌دانند که تغییرات جزئی یا کلی در راه است و هیچ کس قادر به مقاومت در برابر آن نیست. آنچه از دست ما برمی‌آید، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دین برای پذیرفتن برخی تغییرات و مدیریت آنها به نفع آیندۀ دینداری است. این تهمت‌های بی‌شرمانه که روشنفکران دینی سر در آخور غرب دارند و کمر به دشمنی با دین بسته‌اند و در پی آسودگی و راحت خویشند، آبشخوری جز بی‌تقوایی ندارد. روشنفکران اگر در پی دنیا و اعتبار بودند، علی القاعده باید وضع موجود را گردن می‌نهادند و زمینِ خدمت می‌بوسیدند تا از بودجه‌های کلان و میزهای بزرگ محروم نشوند.

📍رضا بابایی
@rezababaei43
95/4/21
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍استاد مصطفی ملکيان

🍃🍃پدیدارشناسی و نقد آن
⭕️پدیدارشناسی چیست؟
@filsofak

مکتب فلسفی پدیدارشناسی اگر چه ریشه‌اش در آراء و نظریات دکارت فیلسوف معروف فرانسوی بود، ولی دو مبدع بزرگش یکی فرانس برنتانو و دیگری ادموند هوسرل دو فیلسوف آلمانی بوده‌اند. مکتب پدیدارشناسی درواقع ابداع این دو فیلسوف بوده است.
اگر شما نخی را در کنارتان ببینید ولی یک لحظه گمان کنید که مار است، آیا وحشت نمی‌کنید؟ طبعاً وحشت می‌کنید، فرار می‌کنید، جیغ و داد می‌زنید، از نخی که گمان می‌کنید مار است فرار می‌کنید؛ حالا اگر عکس آن پیش بیاید چطور؟ اگر ماری کنار شما باشد ولی گمان کنید که نخ است دیگر نمی ترسید؛ این چه چیز را نشان می‌دهد؟ این بیان‌گر این است که ما از مار واقعی نمی‌ترسیم، هرچه مار به‌نظر آید، بنماید و پدیدار شود، از آن می‌ترسیم. بنابراین مار واقعی اگر مار ننماید و مار پدیدار نشود، از آن نمی‌ترسیم و غیر مار اگر مار بنماید و پدیدار شود، از آن می‌ترسیم. درواقع از هرچه به نظرمان مار بیاید می‌ترسیم. به همین ترتیب در تمام امور، اگر قضیه‌ای صادق باشد ولی شما آن را کاذب بپندارد به آن باور نمی‌کنید و بالعکس اگر قضیه‌ای کاذب باشد ولی شما آن را صادق بپندارید، آن را باور می‌کنید. پس باور به قضیه «واقعاً صادق» تعلق نمی‌گیرد بلکه به قضیه‌ای تعلق می‌گیرد که صادق به نظر آید؛ اگر کسی خادم به وطن باشد ولی او را خائن به وطن بدانید، با او دشمنی می‌کنید و از او می‌رنجید و اگر کسی خائن به وطن باشد ولی شما او را خادم بدانید، دوستش می‌دارید. پس ما با خادم واقعی سروکار نداریم، بلکه با خادم متصور خودمان و خادم ظاهری سروکار داریم، به این معنا که درواقع بسا خادمان واقعی هستند که چون خادم نمی‌نمایند، مبغوض هستند و بسا خائنان واقعی هستند که چون خائن نمی‌نمایند، محبوب هستند. پدیدارشناسی به زبان ساده بدین معنا است که اصلاً بغض، امید و ترس ما هیچ‌وقت به شی‌ء واقعی تعلق نمی‌گیرد، بلکه به شی‌ء آنچنان که به‌نظر ما می‌آید تعلق می‌گیرد. اگر شما گمان کنید که پولتان را گم کرده‌اید ولی درواقع گم نکرده باشید، ناراحت هستید و اگر پولتان را گم کرده‌اید ولی نمی‌دانید که گم کرده‌اید، ناراحت نیستید، بنابراین گم کردن واقعی نیست که به شما دغدغه می‌دهد، بلکه گم کردن آنچنان که می‌نماید است. پدیدارشناسی برنتانو و هوسرل به این امر تأکید می‌کرد که همه‌ی امور اینگونه هستند ما درواقع هیچ امری را از آن رو که هست، حبی، بغضی، امیدی، هراسی، دلهره یا وحشتی به آن پیدا نمی‌کنیم، بلکه از آن رو که می‌نماید. پس ما درواقع دیگران را نمی‌شناسیم، ما دیگران را آنگونه که بر ما می‌نمایند، می‌شناسیم، نه آنگونه که هستند و این چه سودی دارد؟! هر موجودی «بود»‌ی دارد که مورد شناخت من نیست و «نمود»‌ی که من آن را می‌شناسم، اما خودم دیگر چنین نیستم و «بود» و «نمود» من کاملاً بر هم انطباق می‌یابد، پس برخوردی که با خودم دارم با برخوردی که با دیگران دارم متفاوت است، چرا که از دیگران به «بود» آنها پی نمی‌برم، اما از خودم، به «بود»م پی می‌برم.
@filsofak
⭕️ بیان یک اشکال
البته دوستان توجه دارند که در اینجا می‌شود نقد کرد که این مثال‌ها همه درست است، ولی با این همه ممثل هنوز اثبات نشده به خاطر اینکه درست است که از مار نمی‌ترسم بلکه از آنچه مار می‌نماید می‌ترسم ولی آیا این حرف در باب عطش هم صادق است؟ من از آب واقعی سیراب یا از آنچه که به نظرم آب می‌نماید؟ اگر به نظر عرفی بخواهیم سخن بگوییم در اینجا مشکلی پیدا می‌شود، نمی‌خواهم بگویم سخن پدیدارشناسی رد می‌شود ولی لااقل به آن سادگی قابل اثبات نیست.

🌂سخنرانی اگزیستانسیالیسم
@mostafamalekian
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍀 ۹ برنهاد (thesis) درباره‌ی نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست:
@filsofak

۱. نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست بحثی است نه از سنخ مباحث مرتبه‌ی اولی سیاسی و نه در سطح مباحث مرتبه‌ی اولی اخلاقی، بلکه بحثی است مرتبه‌ی دومی در حوزه‌ی هم‌پوشانی اخلاق مرتبه‌ی دومی و سیاست مرتبه‌ی دومی، یعنی حوزه‌ای که معمولا در فلسفه‌ی سیاسی از آن بحث می‌شود.

۲. از توصیف و تشریح جامعه‌شناختی مناسبات عملی میان اخلاق و سیاست در گذشته و حال حتی یک آموزه‌ی تجویزی درباره‌ی مناسبات شایسته و بایسته‌ی اخلاق و سیاست نمی‌توان استخراج کرد.

۳. اخلاقْ قابل فروکاستن به اخلاق فردی، اخلاق دینی-عرفانی و اخلاق حداکثری نیست؛ اخلاق اجتماعی، اخلاق مدنی، و اخلاق مبتنی بر عدالت اجتماعی هم اخلاق اند.

۴. در نسبت‌سنجی میان اخلاق و سیاست، منکران سیاستِ اخلاقی نوعاً اخلاق را به اخلاق فردی، اخلاق عرفانی-دینی، اخلاق حداکثری، یا اخلاق متزهدانه‌ی مسیحی مبتنی بر ایثار و گذشت تقلیل میدهند.

۵. سیاست هم نه مساوی سیاست توصیفی است و نه مساوی ایده‌ئولوژی‌های سیاسی-اجتماعی که تکنولوژی‌های قدرت سیاسی-اجتماعی اند، و نه صرفاً ترکیب این دو. سیاست انتقادی، سیاست تأسیسی، و سیاست رهایی‌بخش بخشهای مهمی از سیاست اند که نوعاً از سوی منکران سیاست اخلاقی مغفول واقع میشوند.
@filsofak

۶. واقع‌گرایی سیاسی (political realism)، به عنوان خانواده‌ای از ایده‌ئولوژیهای سیاسی، با «واقع‌بینی» که به رعایت «منطق موقعیت» (situational logic) در مقام فهم، داوری، گزینش، تصمیم‌گیری و کنش (در همه‌ی عرصه‌های زندگی از جمله سیاست) ناظر است، نه از نظر مفهومیْ مترادف است و نه از نظر دامنه‌ی مصادیقْ هم‌پوشان.

۷. سیاست به‌مثابه‌ی بخشی از حیات قاصدانه و اختیاری و ارادی آدمیان، نمی‌تواند از دامنه‌ی شمول اخلاق کنار گذاشته شود، ولو این اخلاق پیامدگرایانه باشد و آن سیاست واقع‌گرایانه. از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی هم گونه‌ای اخلاق است و به معنای گریز از اخلاق نیست، و البته از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی تنها یا لزوماً بهترین گزینه‌ی پیش روی سیاست‌مداران هم نیست.

۸. قانون نه جانشین اخلاق می‌تواند باشد، و نه لزوماً عادلانه است. از منظری مرتبه‌ی اولی، قانون مستقل از اخلاقِ مبتنی بر عدالت، یعنی قانون غیرعادلانه، اطاعت‌کردنی نیست، یعنی مبنای کنش فرد یا جامعه‌ی اخلاقی نمی‌تواند قرار گیرد، چه آن کنش در حوزه‌ی سیاست باشد، چه غیر آن.

۹. چه در مقام تعریف و چه در مقام تعقیب و تحقق، می‌توان دو گونه با منافع ملی یا امنیت ملی برخورد کرد: اخلاقی و غیراخلاقی. این تمایز درستی نیست که یا باید جانب منافع ملی و امنیت ملی را نگاه داشت و دست از اخلاق شست، یا باید اخلاق را پاس داشت و منافع ملی و امنیت ملی را فدا کرد.

📍(برگرفته از مقاله‌ای به همین قلم با عنوان «بازاندیشی نسبت اخلاق و سیاست» که در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ منتشر شده است.)

📍محمد مهدی مجاهدي
@MMojahedi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak