📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فليم
دفاع موش مادر از فرزندش☝️
خیلی جالبه، دلم نیومد نذارم اینجا، با جون و دل دفاع کردن یعنی این👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#فليم
دفاع موش مادر از فرزندش☝️
خیلی جالبه، دلم نیومد نذارم اینجا، با جون و دل دفاع کردن یعنی این👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍 ترک عادات منفی:
نکته ای را از لحاظ اخلاقی بیان می کنم،
البته نه اینکه معلم اخلاق باشم،
بلکه می خواهم به یک مطلب از روانشناسی اخلاقی بپردازم.
@filsofak
فرض کنید آدمی باشد که مثلا در شبانه روز هزار عمل قبیح از او صادر میشود؛حال اگر تصمیم بگیرد و بگوید از فردا صبح می خواهم سعی کنم تمام رذائل فوق را از خود دور کنم، او نیم ساعتی،یک ساعتی،چند ساعتی سر این قراری که با خود گذاشته است،پایبند می ماند؛ولی واقعا چنین آدمی آیا میتواند سر عهد خود پایبند بماند؟
ممکن است بعد از چند ساعتی کم کم همان کارها از او صادر شود. در این صورت می گوید:برنامه امروزمان که بهم خورد و موفق نبودیم، ان شاءالله از فردا صبح این کار را انجام میدهم،امروزم را مثل روزهای سابقم می گذرانم و با خود عهد می بندم که از فردا صبح رذائل را کنار بگذارم؛ فردا صبح نیز چند ساعتی موفق است و دوباره عهد را می شکند و همین طور روزهای دیگر. بعد با خود عهد می بندد که ان شاءالله از شب جمعه آینده تا هفته بعدی رذائل را ترک کند! مدتی قرارهای اینچنینی می بندد و باز شکست می خورد، کم کم برنامه هفتگی هم که شکست خورد با خود عهد می بندد که از اول ماه آینده رذائل را ترک کند و این قرار هم به همان سرنوشت قبلی ها دچار می شود. توجه کنید که در این سیر دائما فاصله ها زیادتر می شد. می دانید رمز شکست های فوق در چیست؟رمز شکست در این است که ساختار جسمانی و نفسانی آدمی که با روزی هزار فقره معصیت عادت کرده است، نمی تواند از فردا صبح یا از ماه آینده این هزار معصیت و رذیلت را به یکباره ترک کند.
@filsofak
یک مثال:
فرض کنید کسی به کشیدن هفتاد سیگار در روز معتاد است،او اگر با خود قرار بگذارد که از فردا دیگر سیگار نکشد،فقط چند ساعتی موفق به این کار خواهد شد،چون ساختار جسمانی او به چنین امری عادت کرده است.
چنین فردی با چنان قول و قراری، اگر دهها سال هم تصمیم به ترک سیگار داشته باشد موفق نخواهد شد چون تصمیمی خلاف واقع گرفته است(موارد نادر را کنار بگذارید).بهترین راه ترک سیگار برای چنین شخصی این است که بگوید از فردا روزی شصت و نه سیگار می کشم و ساختار بدنی هم که به هفتاد سیگار عادت کرده است با شصت و نه سیگار نیز می تواند سر کند و بعد بگوید از فردا شصت و هشت سیگار خواهم کشید. این روش در نهایت به ترک سیگار منجر خواهد شد.
رذائل اخلاقی ما درست مانند همین سیگار کشیدن است. کسی که روزی دهها بار معصیت می کند، یکباره نمیتواند همه را ترک گوید.
ارسطو این نکته را متوجه شده بود و معتقد بود ترک رذیلت را نباید شعار خودمان قرار دهیم،
بلکه باید کمتر کردن رذائل را شعار خویش قرار دهیم و این سخن صحیحی است.🍀
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍 ترک عادات منفی:
نکته ای را از لحاظ اخلاقی بیان می کنم،
البته نه اینکه معلم اخلاق باشم،
بلکه می خواهم به یک مطلب از روانشناسی اخلاقی بپردازم.
@filsofak
فرض کنید آدمی باشد که مثلا در شبانه روز هزار عمل قبیح از او صادر میشود؛حال اگر تصمیم بگیرد و بگوید از فردا صبح می خواهم سعی کنم تمام رذائل فوق را از خود دور کنم، او نیم ساعتی،یک ساعتی،چند ساعتی سر این قراری که با خود گذاشته است،پایبند می ماند؛ولی واقعا چنین آدمی آیا میتواند سر عهد خود پایبند بماند؟
ممکن است بعد از چند ساعتی کم کم همان کارها از او صادر شود. در این صورت می گوید:برنامه امروزمان که بهم خورد و موفق نبودیم، ان شاءالله از فردا صبح این کار را انجام میدهم،امروزم را مثل روزهای سابقم می گذرانم و با خود عهد می بندم که از فردا صبح رذائل را کنار بگذارم؛ فردا صبح نیز چند ساعتی موفق است و دوباره عهد را می شکند و همین طور روزهای دیگر. بعد با خود عهد می بندد که ان شاءالله از شب جمعه آینده تا هفته بعدی رذائل را ترک کند! مدتی قرارهای اینچنینی می بندد و باز شکست می خورد، کم کم برنامه هفتگی هم که شکست خورد با خود عهد می بندد که از اول ماه آینده رذائل را ترک کند و این قرار هم به همان سرنوشت قبلی ها دچار می شود. توجه کنید که در این سیر دائما فاصله ها زیادتر می شد. می دانید رمز شکست های فوق در چیست؟رمز شکست در این است که ساختار جسمانی و نفسانی آدمی که با روزی هزار فقره معصیت عادت کرده است، نمی تواند از فردا صبح یا از ماه آینده این هزار معصیت و رذیلت را به یکباره ترک کند.
@filsofak
یک مثال:
فرض کنید کسی به کشیدن هفتاد سیگار در روز معتاد است،او اگر با خود قرار بگذارد که از فردا دیگر سیگار نکشد،فقط چند ساعتی موفق به این کار خواهد شد،چون ساختار جسمانی او به چنین امری عادت کرده است.
چنین فردی با چنان قول و قراری، اگر دهها سال هم تصمیم به ترک سیگار داشته باشد موفق نخواهد شد چون تصمیمی خلاف واقع گرفته است(موارد نادر را کنار بگذارید).بهترین راه ترک سیگار برای چنین شخصی این است که بگوید از فردا روزی شصت و نه سیگار می کشم و ساختار بدنی هم که به هفتاد سیگار عادت کرده است با شصت و نه سیگار نیز می تواند سر کند و بعد بگوید از فردا شصت و هشت سیگار خواهم کشید. این روش در نهایت به ترک سیگار منجر خواهد شد.
رذائل اخلاقی ما درست مانند همین سیگار کشیدن است. کسی که روزی دهها بار معصیت می کند، یکباره نمیتواند همه را ترک گوید.
ارسطو این نکته را متوجه شده بود و معتقد بود ترک رذیلت را نباید شعار خودمان قرار دهیم،
بلکه باید کمتر کردن رذائل را شعار خویش قرار دهیم و این سخن صحیحی است.🍀
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#فیلم
📍قضاوت از نحوه پوشش!👆👆👆
ما چقدر به کودکان، برای کودک بودنشان بها می دهیم؟
چقدر کودکیشان را بر اساس ظاهر و لباسشان قضاوت نمی کنیم؟
چه میزان این نوع قضاوتها را درباره بزرگسالان اطرافمان بر اساس ظاهرشان نداریم؟
یونیسف به این پرسش در این ویدئو که در کانال یورونیوز نمایش داده شده، پاسخ می دهد!
این ویدئو را ببینیم و از خودمان بپرسیم اگر ما بودیم، چطور برخورد میکردیم؟!
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#فیلم
📍قضاوت از نحوه پوشش!👆👆👆
ما چقدر به کودکان، برای کودک بودنشان بها می دهیم؟
چقدر کودکیشان را بر اساس ظاهر و لباسشان قضاوت نمی کنیم؟
چه میزان این نوع قضاوتها را درباره بزرگسالان اطرافمان بر اساس ظاهرشان نداریم؟
یونیسف به این پرسش در این ویدئو که در کانال یورونیوز نمایش داده شده، پاسخ می دهد!
این ویدئو را ببینیم و از خودمان بپرسیم اگر ما بودیم، چطور برخورد میکردیم؟!
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
رفتار با حیوانات
.
🔖سلام دوستان جان!
این کلیپ 👆👆 را که از عملکرد این روحانی(حجت الاسلام والمسلمین ربانی، امام جمعه چترود از توابع کرمان) دیدم، بر خود لازم دیدم که از او به صورت مجازی هم که شده تشکر کنم.
خلاصه دمت گرم باحال!
اصلا می خواهم حرفی از جنس انسانيت با چاشنی سنگدلی های رایج نسبت به حیوانات خصوصا سگ ها بزنم.
با من همراه شوید!
گفتارم را با جمله ای از ایمانوئل کانت(فیلسوف آلمانی) آغاز می کنم:
"ما می توانیم قلب❤یک انسان را از رفتارش با حیوانات داوری کنیم...!"
.
.
🔖این توله هایی که در بغل این روحانی عزیز هستند، تشنه یک جرعه محبتند! محبتی از جنس نگاه حقوقی نه نگاه ترحّم انگیز!
بله آنها هم حقوقی دارند...!
هر کس با حیوانات زندگی کرده باشد، به خوبی میداند که آنها نیز مثل انسانها موجوداتی عاطفی هستند که میتوانند احساس کنند، بترسند، لذت ببرند و زیر درد و شکنجه یا در اسارت رنج بکشند. به همین دلیل، شکنجه، آزار و کشتار حیوانات به همان اندازه با اخلاق منافات دارد که کشتار و شکنجۀ انسانها...!
.
.
🔖اعتقاد من این است که:
جهان بینی اسلام که برای جانداران روح و روان قائل است، نمی تواند حیوانات را پست بداند، چون روان یا روح هر جانداری، بخشی از وجود بی پایان خداست!
پس نباید به حیوان دشنام داد!
نباید بر حیوان بیش از طاقتش بار حمل کرد!
نباید نگاه دم دستی و حقیر به آنها داشت!
.
.
🔖آلیس واکر گوید:
حیوانات برای خودشان وجود دارند، آنها برای انسان ها خلق نشده اند، همانطور که سیاه ها برای سفیدها یا زنان برای مردان خلق نشده اند...!
.
.
🔖و در آخر با دلی ناآرام و ناراحت از برخورد ظالمانه بعضی از انسان های به ظاهر متمدن می نويسم:
می ستایم این زمین را،
می ستایم آن آسمان ژرف را،
می ستایم روان جانوران سودمند را...!
✒دوستدار شما:
#مصطفی_سلیمانی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
رفتار با حیوانات
.
🔖سلام دوستان جان!
این کلیپ 👆👆 را که از عملکرد این روحانی(حجت الاسلام والمسلمین ربانی، امام جمعه چترود از توابع کرمان) دیدم، بر خود لازم دیدم که از او به صورت مجازی هم که شده تشکر کنم.
خلاصه دمت گرم باحال!
اصلا می خواهم حرفی از جنس انسانيت با چاشنی سنگدلی های رایج نسبت به حیوانات خصوصا سگ ها بزنم.
با من همراه شوید!
گفتارم را با جمله ای از ایمانوئل کانت(فیلسوف آلمانی) آغاز می کنم:
"ما می توانیم قلب❤یک انسان را از رفتارش با حیوانات داوری کنیم...!"
.
.
🔖این توله هایی که در بغل این روحانی عزیز هستند، تشنه یک جرعه محبتند! محبتی از جنس نگاه حقوقی نه نگاه ترحّم انگیز!
بله آنها هم حقوقی دارند...!
هر کس با حیوانات زندگی کرده باشد، به خوبی میداند که آنها نیز مثل انسانها موجوداتی عاطفی هستند که میتوانند احساس کنند، بترسند، لذت ببرند و زیر درد و شکنجه یا در اسارت رنج بکشند. به همین دلیل، شکنجه، آزار و کشتار حیوانات به همان اندازه با اخلاق منافات دارد که کشتار و شکنجۀ انسانها...!
.
.
🔖اعتقاد من این است که:
جهان بینی اسلام که برای جانداران روح و روان قائل است، نمی تواند حیوانات را پست بداند، چون روان یا روح هر جانداری، بخشی از وجود بی پایان خداست!
پس نباید به حیوان دشنام داد!
نباید بر حیوان بیش از طاقتش بار حمل کرد!
نباید نگاه دم دستی و حقیر به آنها داشت!
.
.
🔖آلیس واکر گوید:
حیوانات برای خودشان وجود دارند، آنها برای انسان ها خلق نشده اند، همانطور که سیاه ها برای سفیدها یا زنان برای مردان خلق نشده اند...!
.
.
🔖و در آخر با دلی ناآرام و ناراحت از برخورد ظالمانه بعضی از انسان های به ظاهر متمدن می نويسم:
می ستایم این زمین را،
می ستایم آن آسمان ژرف را،
می ستایم روان جانوران سودمند را...!
✒دوستدار شما:
#مصطفی_سلیمانی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#معرفی_کتاب
🆔 @filsofak
دنیای سوفی
- شناسنامه کتاب:
- نویسنده: یوستین گوردر.
- مترجم: حسن کامشاد.
- ناشر: نشر نیلوفر.
- کتابشناسی:
1- سوفی آموندسن، چند هفته مانده به سالروز تولدش، نامههای اسرارآمیزی دریافت میکند. نویسنده در چند نامه اول تنها سوالاتی عجیب مطرح میکند. “تو کیستی؟”، “جهان چگونه بوجود آمده است؟”، ... نویسنده ناشناس نامهها پس از این شروع میکند و در نامههای بعدی، بدون آنکه خود را معرفی کند، برای سوفی دربارهی تاریخ فلسفه و پاسخهایی که متفکران بزرگ در طول تاریخ به این سوالها دادهاند صحبت میکند ...
2- خوبی این رمان این است که یک فیلسوف داستان نویس آن را نوشته و همین خیال آدم را بابت درستی و اعتبار متن راحت می کند.(باقی رمان های گوردر هم فلسفی است، فلسفه شخصی خود او در رمان «راز فال ورق» طرح شده) و ضمنا یکی از بهترین مترجم های حال حاضر هم آن را به فارسی برگردانده. این است که خواندنش خیلی هلو «بپر توی گلو» است.
چهار ترجمهٔ دیگر از این کتاب و نسخه ای با خط بریل برای نابینایان و نسخه ای صوتی از آن نیز منتشر شده است.
3- داستان در مورد دختری به نام سوفی است که در آستانه پانزده سالگی نامههای جالب و نوارهای ویدئویی از شخصی به نام آلبرتو ناکس دریافت میکند که در آنها سؤالات جالبی مانند جهان چگونه پدید آمدهاست؟ که آغاز گر راه آموزش تاریخ فلسفهاست، مطرح میکند. این نامهها در ابتدا مطالبی در خصوص یونان باستان، سقراط و سؤالات اساسی زندگی بشری را عنوان میکند. پس از دریافت چند نامه سوفی و آلبرتو یکدیگر را ملاقات میکنند. موضوع صحبتهای آنان عمدتاً نظریات فلاسفۀ یونان باستان، امپراتوری روم، قرون وسطی، رنسانس، عصر روشنگری، و موضوعاتی چون انقلابهای بزرگ و تا مسائل امروز بشری است. داستان به صورتی جذاب است و سعی میکند در ضمن داستان، تاریخ فلسفه را به صورت طبقه بندی شده به خواننده آموزش دهد؛ همچنین در داستان وقایعی اتفاق میافتد که خواننده را تشویق به ادامۀ رمان میکند.
- قسمتی از متن کتاب:
داستان با این جملات آغاز میشود:
«سوفی آموندسن از مدرسه به خانه برمیگشت. نیمه اول راه را با یورون بود. راجع به آدم مصنوعی حرف میزدند. یورون معتقد بود مغز آدم مثل یک رایانه پیچیده است. سوفی اطمینان نداشت که کاملا با او هم عقیده باشد. به هر حال انسان باید چیزی بیشتر از ماشین باشد. نزدیک فروشگاه بزرگ از هم جدا شدند و هرکدام به راه خودشان رفتند. سوفی ته محلهی خانههای ویلایی زندگی میکرد و راه خانهشان تا مدرسه تقریبا دو برابر راه یورون بود. خانه آنها انگار آخر دنیا بود، چون پشت حیاطشان خانه دیگری نبود. از آنجا یک جنگل بزرگ شروع میشد. به خیایان کلوا پیچید. ته خیابان پیچ تندی داشت که معروف بود به "پیچ ناخدا". تقریبا بجز شنبهها و یکشنبهها آدم های دیگری به آن خیابان نمیآمدند ...»
#مصطفی_سلیمانی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#معرفی_کتاب
🆔 @filsofak
دنیای سوفی
- شناسنامه کتاب:
- نویسنده: یوستین گوردر.
- مترجم: حسن کامشاد.
- ناشر: نشر نیلوفر.
- کتابشناسی:
1- سوفی آموندسن، چند هفته مانده به سالروز تولدش، نامههای اسرارآمیزی دریافت میکند. نویسنده در چند نامه اول تنها سوالاتی عجیب مطرح میکند. “تو کیستی؟”، “جهان چگونه بوجود آمده است؟”، ... نویسنده ناشناس نامهها پس از این شروع میکند و در نامههای بعدی، بدون آنکه خود را معرفی کند، برای سوفی دربارهی تاریخ فلسفه و پاسخهایی که متفکران بزرگ در طول تاریخ به این سوالها دادهاند صحبت میکند ...
2- خوبی این رمان این است که یک فیلسوف داستان نویس آن را نوشته و همین خیال آدم را بابت درستی و اعتبار متن راحت می کند.(باقی رمان های گوردر هم فلسفی است، فلسفه شخصی خود او در رمان «راز فال ورق» طرح شده) و ضمنا یکی از بهترین مترجم های حال حاضر هم آن را به فارسی برگردانده. این است که خواندنش خیلی هلو «بپر توی گلو» است.
چهار ترجمهٔ دیگر از این کتاب و نسخه ای با خط بریل برای نابینایان و نسخه ای صوتی از آن نیز منتشر شده است.
3- داستان در مورد دختری به نام سوفی است که در آستانه پانزده سالگی نامههای جالب و نوارهای ویدئویی از شخصی به نام آلبرتو ناکس دریافت میکند که در آنها سؤالات جالبی مانند جهان چگونه پدید آمدهاست؟ که آغاز گر راه آموزش تاریخ فلسفهاست، مطرح میکند. این نامهها در ابتدا مطالبی در خصوص یونان باستان، سقراط و سؤالات اساسی زندگی بشری را عنوان میکند. پس از دریافت چند نامه سوفی و آلبرتو یکدیگر را ملاقات میکنند. موضوع صحبتهای آنان عمدتاً نظریات فلاسفۀ یونان باستان، امپراتوری روم، قرون وسطی، رنسانس، عصر روشنگری، و موضوعاتی چون انقلابهای بزرگ و تا مسائل امروز بشری است. داستان به صورتی جذاب است و سعی میکند در ضمن داستان، تاریخ فلسفه را به صورت طبقه بندی شده به خواننده آموزش دهد؛ همچنین در داستان وقایعی اتفاق میافتد که خواننده را تشویق به ادامۀ رمان میکند.
- قسمتی از متن کتاب:
داستان با این جملات آغاز میشود:
«سوفی آموندسن از مدرسه به خانه برمیگشت. نیمه اول راه را با یورون بود. راجع به آدم مصنوعی حرف میزدند. یورون معتقد بود مغز آدم مثل یک رایانه پیچیده است. سوفی اطمینان نداشت که کاملا با او هم عقیده باشد. به هر حال انسان باید چیزی بیشتر از ماشین باشد. نزدیک فروشگاه بزرگ از هم جدا شدند و هرکدام به راه خودشان رفتند. سوفی ته محلهی خانههای ویلایی زندگی میکرد و راه خانهشان تا مدرسه تقریبا دو برابر راه یورون بود. خانه آنها انگار آخر دنیا بود، چون پشت حیاطشان خانه دیگری نبود. از آنجا یک جنگل بزرگ شروع میشد. به خیایان کلوا پیچید. ته خیابان پیچ تندی داشت که معروف بود به "پیچ ناخدا". تقریبا بجز شنبهها و یکشنبهها آدم های دیگری به آن خیابان نمیآمدند ...»
#مصطفی_سلیمانی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
🔰"به سوی جامعه پذیری اخلاقی"
در حالت طبیعی بسیاری از انسان ها تمایل دارند در حضور دیگران و در کنار سایر انسان ها زندگی کنند و حتی از تنهایی و انزوا بیزار و دل نگران می شوند. اما آنچه مهم است تقسیم انسان های جامعه پذیر است به "جامعه پذیران اخلاقی و جامعه پذیران غیر اخلاقی".
جامعه پذیران اخلاقی در عین اشتیاق برای زیستن در کنار مردم، خود را بر سایرین تحمیل نمی کنند و در نسبتی برابر و سالم ضمن بیان عواطف و احساسات خود، تامین حقوق و اندیشه خویش و لذت بردن از زندگی، به حقوق دیگران نمی تازند و افکار و سلیقه های خود را به سایرین تحمیل نمی کنند.
این گروه از مردم ارزش دینداری و فضیلتمندی خود را در جامعه و با نگاه صمیمانه به همه زندگی نشان می دهند و وصف بارزشان این است که بر خلاف انسان های آزار دهنده، دردسر آفرین برای دیگران نیستند. همچون حافظ که می گوید:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست...
اما از سوی دیگر جامعه پذیران غیر اخلاقی، مانند گروه نخست تمایل دارند در میان جمع باشند و با دیگران زندگی را تجربه کنند، با این تفاوت که خواسته یا ناخواسته سعی می کنند خود را بر دیگران تحمیل کنند و آرزوها و اندیشه های خود را محور ارتباط جمعی قرار می دهند.
دریغا که این گروه به خاطر راحتی خود موجب رنج دیگران می شوند و برای به دست آوردن شادی خودشان اندوه و غم را به خانه مردم می فرستند. چنین افرادی بزرگترین مانع دستیابی به یک زندگی سالم و با نشاط هستند و به خاطر خود خواهی غیر اخلاقی خویش، شرایط زندگی را بر همگان سخت و دشوار می سازند.
ما امروز گرفتار چنین آسیب بزرگ اخلاقی و اجتماعی در سرزمین خودمان هستیم و علاوه بر تدابیر غیر عقلانی حاکمان که زندگی را بر ما سخت و دشوار کرده است، رفتار تک تک کسانی که نظم جامعه را به خاطر امیال خود بر هم می زنند، طبیعت را تنها برای پر خواهی خود تخریب می کنند، با عجله و شتاب تصمیمی را اتخاذ می کنند که دردسرش بر سر مردم فرو می ریزد، به آسایش دیگران بی اعتنا بوده، فقط به خواسته های خود فکر می کنند، وظایف اجتماعی و شغلی خود را به درستی انجام نمی دهند و به عهد و پیمان خود و رعایت قانون پایبند نیستند نیز، مانع بزرگی برای زندگی پاک و لذت بخش ما شده است.
اگر آنقدر رشد کرده ایم و به بلوغ عقلانی رسیده ایم که می توانیم با حضور سیاسی و آگاهانه خود از نفوذ افراط گرایی و بد اخلاقی در این صحنه کم کنیم و در پی یک حاکمیت عقلانی باشیم، چرا نباید از همین شعور و اراده ی گرانبهای خود برای ساختن زندگی اجتماعی اخلاقی و جامعه پذیری اخلاقی سود نبریم..؟؟
📍دکترناصرمهدوی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
🔰"به سوی جامعه پذیری اخلاقی"
در حالت طبیعی بسیاری از انسان ها تمایل دارند در حضور دیگران و در کنار سایر انسان ها زندگی کنند و حتی از تنهایی و انزوا بیزار و دل نگران می شوند. اما آنچه مهم است تقسیم انسان های جامعه پذیر است به "جامعه پذیران اخلاقی و جامعه پذیران غیر اخلاقی".
جامعه پذیران اخلاقی در عین اشتیاق برای زیستن در کنار مردم، خود را بر سایرین تحمیل نمی کنند و در نسبتی برابر و سالم ضمن بیان عواطف و احساسات خود، تامین حقوق و اندیشه خویش و لذت بردن از زندگی، به حقوق دیگران نمی تازند و افکار و سلیقه های خود را به سایرین تحمیل نمی کنند.
این گروه از مردم ارزش دینداری و فضیلتمندی خود را در جامعه و با نگاه صمیمانه به همه زندگی نشان می دهند و وصف بارزشان این است که بر خلاف انسان های آزار دهنده، دردسر آفرین برای دیگران نیستند. همچون حافظ که می گوید:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست...
اما از سوی دیگر جامعه پذیران غیر اخلاقی، مانند گروه نخست تمایل دارند در میان جمع باشند و با دیگران زندگی را تجربه کنند، با این تفاوت که خواسته یا ناخواسته سعی می کنند خود را بر دیگران تحمیل کنند و آرزوها و اندیشه های خود را محور ارتباط جمعی قرار می دهند.
دریغا که این گروه به خاطر راحتی خود موجب رنج دیگران می شوند و برای به دست آوردن شادی خودشان اندوه و غم را به خانه مردم می فرستند. چنین افرادی بزرگترین مانع دستیابی به یک زندگی سالم و با نشاط هستند و به خاطر خود خواهی غیر اخلاقی خویش، شرایط زندگی را بر همگان سخت و دشوار می سازند.
ما امروز گرفتار چنین آسیب بزرگ اخلاقی و اجتماعی در سرزمین خودمان هستیم و علاوه بر تدابیر غیر عقلانی حاکمان که زندگی را بر ما سخت و دشوار کرده است، رفتار تک تک کسانی که نظم جامعه را به خاطر امیال خود بر هم می زنند، طبیعت را تنها برای پر خواهی خود تخریب می کنند، با عجله و شتاب تصمیمی را اتخاذ می کنند که دردسرش بر سر مردم فرو می ریزد، به آسایش دیگران بی اعتنا بوده، فقط به خواسته های خود فکر می کنند، وظایف اجتماعی و شغلی خود را به درستی انجام نمی دهند و به عهد و پیمان خود و رعایت قانون پایبند نیستند نیز، مانع بزرگی برای زندگی پاک و لذت بخش ما شده است.
اگر آنقدر رشد کرده ایم و به بلوغ عقلانی رسیده ایم که می توانیم با حضور سیاسی و آگاهانه خود از نفوذ افراط گرایی و بد اخلاقی در این صحنه کم کنیم و در پی یک حاکمیت عقلانی باشیم، چرا نباید از همین شعور و اراده ی گرانبهای خود برای ساختن زندگی اجتماعی اخلاقی و جامعه پذیری اخلاقی سود نبریم..؟؟
📍دکترناصرمهدوی
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#مقاله:
مبحث اخلاق در آثار فريدريش نيچه
✍ نوشته : یزدان کیخسرو دولتیاری، روح الله محمدی
مقاله در pdf بالا☝️☝️☝️☝️
@filsofak
📜 چكيده
در آثار نيچه مسيحيت نمونه برجسته اخلاق بندگی به حساب مي آيد . چرا كه ضعف را به جای قدرت و درخشش انساني می نشاند. از چشم انداز انسان مسيحي، صفت انسانِ خوب فروتني و خير خواهي است. نيچه هر دستگاه اخلاقي از اين دست را اخلاق مسيحي مي خواند و بسياري از اصول اخلاقي پذيرفته دنياي #مدرن را زير همين عنوان مسيحي هدف انتقاد قرار مي دهد. نيچه نقش يهوديت را نيز در انحطاط انسان آنچنان جدی می بيند كه آن را سمبل ارزشهاي گونه پست تر انسان در مقابل انسان های والا قرار می دهد. وي نبرد اين دو دستگاه ارزشي را نبردی تاريخي مي داند كه علي رغم پيروزي تاريخي گونه منحط وپست، همچنان ادامه دارد. از سويي ديگر، مسئله اخلاق و ارزشها در دنياي مدرن را می توان مهم ترين دغدغه فكري نيچه دانست. در دنياي جديد با سست شدن پايه هاي متافيزيك، كه نيچه از آن به « مرگ خدا » ياد می كند، پايه هاي اخلاق و ارزش هاي سنتي نيز سست مي شود چراكه، به اعتقاد نيچه، اخلاق حاكم ارزشهاي خود را در قالب دستوراتي از منبعي برين و ماورايي مطرح می كند. اكنون با بي اعتباري جهان برين ارزشهاي اخلاقي نيز دچار اضمحلال مي شود و انسان با بحران #نهيليسم روبه رو مي شود . در چنين شرايطي، نيچه مدعي خلق ارزش هاي جديدي است. سؤال مطرح دراين مقاله اين است كه ماهيت ارزش هاي اخلاقي كه مرگ آنها فرا رسيده چيست و خاستگاه آن كجاست؟ و اخلاق مورد نظر نيچه در پرتو چه امري نمايان می شود؟
كليد واژه ها: #فريدريش_نيچه، اخلاق، تجديد ارزش، #نقد #مدرنيسم، ابرمرد.
مقاله در pdf بالا☝️☝️☝️☝️
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
#مقاله:
مبحث اخلاق در آثار فريدريش نيچه
✍ نوشته : یزدان کیخسرو دولتیاری، روح الله محمدی
مقاله در pdf بالا☝️☝️☝️☝️
@filsofak
📜 چكيده
در آثار نيچه مسيحيت نمونه برجسته اخلاق بندگی به حساب مي آيد . چرا كه ضعف را به جای قدرت و درخشش انساني می نشاند. از چشم انداز انسان مسيحي، صفت انسانِ خوب فروتني و خير خواهي است. نيچه هر دستگاه اخلاقي از اين دست را اخلاق مسيحي مي خواند و بسياري از اصول اخلاقي پذيرفته دنياي #مدرن را زير همين عنوان مسيحي هدف انتقاد قرار مي دهد. نيچه نقش يهوديت را نيز در انحطاط انسان آنچنان جدی می بيند كه آن را سمبل ارزشهاي گونه پست تر انسان در مقابل انسان های والا قرار می دهد. وي نبرد اين دو دستگاه ارزشي را نبردی تاريخي مي داند كه علي رغم پيروزي تاريخي گونه منحط وپست، همچنان ادامه دارد. از سويي ديگر، مسئله اخلاق و ارزشها در دنياي مدرن را می توان مهم ترين دغدغه فكري نيچه دانست. در دنياي جديد با سست شدن پايه هاي متافيزيك، كه نيچه از آن به « مرگ خدا » ياد می كند، پايه هاي اخلاق و ارزش هاي سنتي نيز سست مي شود چراكه، به اعتقاد نيچه، اخلاق حاكم ارزشهاي خود را در قالب دستوراتي از منبعي برين و ماورايي مطرح می كند. اكنون با بي اعتباري جهان برين ارزشهاي اخلاقي نيز دچار اضمحلال مي شود و انسان با بحران #نهيليسم روبه رو مي شود . در چنين شرايطي، نيچه مدعي خلق ارزش هاي جديدي است. سؤال مطرح دراين مقاله اين است كه ماهيت ارزش هاي اخلاقي كه مرگ آنها فرا رسيده چيست و خاستگاه آن كجاست؟ و اخلاق مورد نظر نيچه در پرتو چه امري نمايان می شود؟
كليد واژه ها: #فريدريش_نيچه، اخلاق، تجديد ارزش، #نقد #مدرنيسم، ابرمرد.
مقاله در pdf بالا☝️☝️☝️☝️
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✅چگونه یک مقاله را بخوانیم؟ نمی خواهم همه ی این مقالات را بخوانم...
بسیاری از دانشجویان و محققان از تحقیقات کتابخانه ای و جمع آوری تاریخچه ی موضوع گریزانند. کابوسی که ما از آن فرار می کنیم و این فرار نیز خود کابوسی دیگر برایمان به همراه می آورد، مواجهه با میلیون ها مقاله است که باید آنها را بخوانیم تا مگر اندکی مطالب مفید عاید شود. از طرفی نخواندن و سرسری گرفتن این بخش از تحقیق اعتماد به نفس ما را در ادامه ی راه بسیار کاهش میدهد.
به سبک بازاری ها: نگران نباشید! لازم نیست همه ی مقاله ها را کلمه به کلمه بخوانید ( اگرچه، یک تعدادی را باید بخوانید).
روشی که پیشنهاد می شود این است:
1- عنوان و چکیده ی مقاله را بخوانید.
آیا این مقاله به چیزی که شما بر روی آن کار می کنید ارتباطی دارد؟ اگر بله به مرحله ی بعد بروید. اگر نه از خیر این مقاله بگذرید.
2- مقدمه و نتیجه گیری (conclutions) را بخوانید.
اگر همچنان فکر می کنید که می توانید از این مقاله برای کار خود استفاده کنید، به مرحله ی بعد بروید اگر نه این مقاله را از جلوی دست کنار بگذارید تا در آینده دوباره شما را سردرگم نکند.
3- قسمت بحث را بخوانید.
قسمت بحث در یک مقاله دقیقاً قبل از نتیجه گیری می آید. آیا بعد از خواندن این قسمت فکر می کند که مطلب با ارزشی در آن هست؟ آیا هنوز هم فکر می کنید که میتوانید از این مقاله برای کار خود استفاده کنید؟ اگر نه از شر مقاله خلاص شوید. اگر بله، احتمال اینکه شما از این مقاله در کار خود استفاده کنید بسیار بالا است. مراحل اندک بعدی فقط اطلاعات بیشتری را در اختیار شما قرار خواهند داد.
4- قسمت نتایج را بخوانید.
بهترین روش برای خواندن قسمت نتایج که احتمالا در مقالات مفصل ترین قسمت نیز هست، این است که جمله ی اول هر پاراگراف را بخوانید. پاراگراف ها به صورت موضوعی از هم جدا می شوند لذا با خواندن جمله ی اول از هر پاراگرف متوجه خواهید شد که این بخش به چه نتیجه ای خواهد بپردازد. اگر آن پاراگرف مورد نظر شما بود آن را کامل بخوانید و متوجه شوید.
5- قسمت مروری بر منابع را بخوانید یا نگاهی به قسمت مراجع بیندازید.
اگر تا به اینجا پیش آمده اید، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که مقالات دیگری را نیز از طریق این مقاله بتوانید پیدا کنید که به کار شما بیایند و یا ارزش خواندن را داشته باشند. به این کار به اصطلاح "مرجع کاوی" گفته می شود که روش بسیار موثری برای یافتن مقالات جدید و مرتبط است.
6- مابقی آنچه باقی مانده است را بخوانید.
ممکن است شما موارد خوب دیگری را از قلم انداخته باشید، احتمالا شما هنوز روش تحقیق این مقاله را مطالعه نکرده اید، که اگر شما بخواهید این تحقیق را تکرار کنید به کار خواهد آمد.
📍منبع: تراپیپر
به ما بپیوندید:
📡 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
✅چگونه یک مقاله را بخوانیم؟ نمی خواهم همه ی این مقالات را بخوانم...
بسیاری از دانشجویان و محققان از تحقیقات کتابخانه ای و جمع آوری تاریخچه ی موضوع گریزانند. کابوسی که ما از آن فرار می کنیم و این فرار نیز خود کابوسی دیگر برایمان به همراه می آورد، مواجهه با میلیون ها مقاله است که باید آنها را بخوانیم تا مگر اندکی مطالب مفید عاید شود. از طرفی نخواندن و سرسری گرفتن این بخش از تحقیق اعتماد به نفس ما را در ادامه ی راه بسیار کاهش میدهد.
به سبک بازاری ها: نگران نباشید! لازم نیست همه ی مقاله ها را کلمه به کلمه بخوانید ( اگرچه، یک تعدادی را باید بخوانید).
روشی که پیشنهاد می شود این است:
1- عنوان و چکیده ی مقاله را بخوانید.
آیا این مقاله به چیزی که شما بر روی آن کار می کنید ارتباطی دارد؟ اگر بله به مرحله ی بعد بروید. اگر نه از خیر این مقاله بگذرید.
2- مقدمه و نتیجه گیری (conclutions) را بخوانید.
اگر همچنان فکر می کنید که می توانید از این مقاله برای کار خود استفاده کنید، به مرحله ی بعد بروید اگر نه این مقاله را از جلوی دست کنار بگذارید تا در آینده دوباره شما را سردرگم نکند.
3- قسمت بحث را بخوانید.
قسمت بحث در یک مقاله دقیقاً قبل از نتیجه گیری می آید. آیا بعد از خواندن این قسمت فکر می کند که مطلب با ارزشی در آن هست؟ آیا هنوز هم فکر می کنید که میتوانید از این مقاله برای کار خود استفاده کنید؟ اگر نه از شر مقاله خلاص شوید. اگر بله، احتمال اینکه شما از این مقاله در کار خود استفاده کنید بسیار بالا است. مراحل اندک بعدی فقط اطلاعات بیشتری را در اختیار شما قرار خواهند داد.
4- قسمت نتایج را بخوانید.
بهترین روش برای خواندن قسمت نتایج که احتمالا در مقالات مفصل ترین قسمت نیز هست، این است که جمله ی اول هر پاراگراف را بخوانید. پاراگراف ها به صورت موضوعی از هم جدا می شوند لذا با خواندن جمله ی اول از هر پاراگرف متوجه خواهید شد که این بخش به چه نتیجه ای خواهد بپردازد. اگر آن پاراگرف مورد نظر شما بود آن را کامل بخوانید و متوجه شوید.
5- قسمت مروری بر منابع را بخوانید یا نگاهی به قسمت مراجع بیندازید.
اگر تا به اینجا پیش آمده اید، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که مقالات دیگری را نیز از طریق این مقاله بتوانید پیدا کنید که به کار شما بیایند و یا ارزش خواندن را داشته باشند. به این کار به اصطلاح "مرجع کاوی" گفته می شود که روش بسیار موثری برای یافتن مقالات جدید و مرتبط است.
6- مابقی آنچه باقی مانده است را بخوانید.
ممکن است شما موارد خوب دیگری را از قلم انداخته باشید، احتمالا شما هنوز روش تحقیق این مقاله را مطالعه نکرده اید، که اگر شما بخواهید این تحقیق را تکرار کنید به کار خواهد آمد.
📍منبع: تراپیپر
به ما بپیوندید:
📡 @filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#کتاب_الکترونیکی
نام: بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
دریافت فایل 👆👆 ( دوستان خود را به مطالعه دعوت کنید. )
🔰به ما بپيونديد:
🍁 @filsofak
#کتاب_الکترونیکی
نام: بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
دریافت فایل 👆👆 ( دوستان خود را به مطالعه دعوت کنید. )
🔰به ما بپيونديد:
🍁 @filsofak
📝کانال فلسفه اخلاق:
📍روایی اخلاقی «ختنه پسران»؛ استحباب یا حرمت؟
حسین دباغ
✅جولای سال ۲۰۱۳ بود که خبری تاسف بار توجه همگان را جلب و چشمان را خیره کرد: “دست کم سی نوجوان پسر در آفریقای جنوبی در عرض یک ماه به سبب “ختنه قبیله ای” و خونریزی ناشی از آن فوت کردند”. این قبیل ختنه ها در آفریقا عموماً در کوه ها و بیابان هایی رخ می دهد که ابزار، تجهیزات پزشکی-بهداشتی و افراد متخصص در آنجا حضور ندارند. وقتی از وزیر بهداشت پرسیده بودند که چه باید کرد تا این قبیل اقدامات متوقف شود، پاسخ داده بود: “این یک سنت است”
@filsofak
✅این مقاله استدلال کرده است که ختنه کردن آن طور که برخی فیلسوفان اخلاق آورده اند لزوماً و ضرورتاً فعلی غیراخلاقی نیست و به همین سبب می تواند در مواردی اخلاقی باشد. در ثانی، نشان داده است که به جهت فقهی اجماع واحدی میان فقهای مسلمان درباره ضرورت ختنه وجود ندارد، بلکه عمده فقها حکم به استحباب آن داده اند. به همین جهت، با وجود چنین کثرت متکثری در اقوال فقیهان، مسلمانان به هر یک از دو طریق عمل کنند در دایره فقه مانده اند و گناه شرعی مرتکب نشده اند. اما آن دسته از مسلمانانی که دغدغه اخلاقی پررنگی دارند و زندگی اخلاقی را برتر از منازعات فقهی می نشانند، می توانند به استحباب انجام ختنه متوسل شوند و آن را بر دوش فرزندان خود بنهند تا شائبه نقض اراده آزاد و غیراخلاقی بودن از میان برود. هم چنین والدین مسلمان نباید گمان کنند که انجام ختنه از وظایف لاینفک پدر و مادری است و انجام ندادن آن خطای فقهی محسوب می شود. از آنجا که در فقاهت اسلام حکم ضرورت قطعی برای ختنه نیامده بلکه از استحباب آن نیز سخن به میان آمده، انجام ندادن ختنه توسط والدین گناه فقهی محسوب نمی شود تا تنش میان اخلاق و فقه به ضعف ایمان بیانجامد. ایمان معرفت شناسانه البته با جستجو است که به چنگ می آید.
متن کامل مقاله در لینک زیر قابل دسترسی است:
🌐https://goo.gl/eOj7YB
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍روایی اخلاقی «ختنه پسران»؛ استحباب یا حرمت؟
حسین دباغ
✅جولای سال ۲۰۱۳ بود که خبری تاسف بار توجه همگان را جلب و چشمان را خیره کرد: “دست کم سی نوجوان پسر در آفریقای جنوبی در عرض یک ماه به سبب “ختنه قبیله ای” و خونریزی ناشی از آن فوت کردند”. این قبیل ختنه ها در آفریقا عموماً در کوه ها و بیابان هایی رخ می دهد که ابزار، تجهیزات پزشکی-بهداشتی و افراد متخصص در آنجا حضور ندارند. وقتی از وزیر بهداشت پرسیده بودند که چه باید کرد تا این قبیل اقدامات متوقف شود، پاسخ داده بود: “این یک سنت است”
@filsofak
✅این مقاله استدلال کرده است که ختنه کردن آن طور که برخی فیلسوفان اخلاق آورده اند لزوماً و ضرورتاً فعلی غیراخلاقی نیست و به همین سبب می تواند در مواردی اخلاقی باشد. در ثانی، نشان داده است که به جهت فقهی اجماع واحدی میان فقهای مسلمان درباره ضرورت ختنه وجود ندارد، بلکه عمده فقها حکم به استحباب آن داده اند. به همین جهت، با وجود چنین کثرت متکثری در اقوال فقیهان، مسلمانان به هر یک از دو طریق عمل کنند در دایره فقه مانده اند و گناه شرعی مرتکب نشده اند. اما آن دسته از مسلمانانی که دغدغه اخلاقی پررنگی دارند و زندگی اخلاقی را برتر از منازعات فقهی می نشانند، می توانند به استحباب انجام ختنه متوسل شوند و آن را بر دوش فرزندان خود بنهند تا شائبه نقض اراده آزاد و غیراخلاقی بودن از میان برود. هم چنین والدین مسلمان نباید گمان کنند که انجام ختنه از وظایف لاینفک پدر و مادری است و انجام ندادن آن خطای فقهی محسوب می شود. از آنجا که در فقاهت اسلام حکم ضرورت قطعی برای ختنه نیامده بلکه از استحباب آن نیز سخن به میان آمده، انجام ندادن ختنه توسط والدین گناه فقهی محسوب نمی شود تا تنش میان اخلاق و فقه به ضعف ایمان بیانجامد. ایمان معرفت شناسانه البته با جستجو است که به چنگ می آید.
متن کامل مقاله در لینک زیر قابل دسترسی است:
🌐https://goo.gl/eOj7YB
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
صدانت
روایی اخلاقی «ختنه پسران»؛ استحباب یا حرمت؟ نوشتاری از حسین دباغ • صدانت
جولای سال 2013 بود که خبری تاسف بار توجه همگان را جلب و چشمان را خیره کرد: "دست کم سی نوجوان پسر در آفریقای جنوبی در عرض یک ماه به سبب ختنه قبیله ای...
