فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍀 @menbarak
🍀 ۹ برنهاد (thesis) درباره‌ی نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست:

۱. نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست بحثی است نه از سنخ مباحث مرتبه‌ی اولی سیاسی و نه در سطح مباحث مرتبه‌ی اولی اخلاقی، بلکه بحثی است مرتبه‌ی دومی در حوزه‌ی تلاقی اخلاق مرتبه‌ی دومی و سیاست مرتبه‌ی دومی.

۲. از توصیف و تشریح جامعه‌شناختی مناسبات عملی میان اخلاق و سیاست در گذشته و حال حتی یک آموزه‌ی تجویزی درباره‌ی مناسبات شایسته و بایسته‌ی اخلاق و سیاست نمی‌توان استخراج کرد.

۳. اخلاقْ قابل فروکاستن به اخلاق فردی، اخلاق دینی-عرفانی و اخلاق حداکثری نیست؛ اخلاق اجتماعی، اخلاق مدنی، و اخلاق مبتنی بر عدالت اجتماعی هم اخلاق اند.

۴. در نسبت‌سنجی میان اخلاق و سیاست، منکران سیاستِ اخلاقی نوعاً اخلاق را به اخلاق فردی، اخلاق عرفانی-دینی، اخلاق حداکثری، یا اخلاق متزهدانه‌ی مسیحی مبتنی بر ایثار و گذشت تقلیل میدهند.

۵. سیاست هم نه مساوی سیاست توصیفی است و نه مساوی ایده‌ئولوژی‌های سیاسی-اجتماعی که تکنولوژی‌های قدرت سیاسی-اجتماعی اند، و نه صرفاً ترکیب این دو. سیاست انتقادی، سیاست تأسیسی، و سیاست رهایی‌بخش بخشهای مهمی از سیاست اند که نوعاً از سوی منکران سیاست اخلاقی مغفول واقع میشوند.

۶. واقعگرایی سیاسی (political realism)، به عنوان خانواده‌ای از ایده‌ئولوژیهای سیاسی، با «واقع‌بینی» که به رعایت «منطق موقعیت» (situational logic) در مقام فهم، داوری، گزینش، تصمیم‌گیری و کنش (در همه‌ی عرصه‌های زندگی از جمله سیاست) ناظر است، نه از نظر مفهومیْ مترادف است و نه از نظر دامنه‌ی مصادیقْ هم‌پوشان.

۷. سیاست به‌مثابه‌ی بخشی از حیات قاصدانه و اختیاری و ارادی آدمیان، نمی‌تواند از دامنه‌ی شمول اخلاق کنار گذاشته شود، ولو این اخلاق پیامدگرایانه باشد و آن سیاست واقع‌گرایانه. از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی هم گونه‌ای اخلاق است و به معنای گریز از اخلاق نیست، و البته از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی تنها یا لزوماً بهترین گزینه‌ی پیش روی سیاست‌مداران هم نیست.

۸. قانون نه جانشین اخلاق می‌تواند باشد، و نه لزوماً عادلانه است. از منظری مرتبه‌ی اولی، قانون مستقل از اخلاقِ مبتنی بر عدالت، یعنی قانون غیرعادلانه، اطاعت‌کردنی نیست، یعنی مبنای کنش فرد یا جامعه‌ی اخلاقی نمی‌تواند قرار گیرد، چه آن کنش در حوزه‌ی سیاست باشد، چه غیر آن.

۹. چه در مقام تعریف و چه در مقام تعقیب و تحقق، می‌توان دو گونه با منافع ملی یا امنیت ملی برخورد کرد: اخلاقی و غیراخلاقی. این تمایز درستی نیست که یا باید جانب منافع ملی و امنیت ملی را نگاه داشت و دست از اخلاق شست، یا باید اخلاق را پاس داشت و منافع ملی و امنیت ملی را فدا کرد.

(برگرفته از مقاله‌ای به همین قلم با عنوان «بازاندیشی نسبت اخلاق و سیاست» که در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ منتشر شده است.)
https://telegram.me/MMojahedi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#فيلم_سينمايى #درباره_الى

داستان فيلم

داستان فیلم روایت‌گر زندگی چند خانواده است که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده‌اند. دوستان احمد (شهاب حسینی) که پس از سال‌ها زندگی در آلمان به ایران بازگشته، در تلاش هستند تا همسری را برای او بیابند. به همین خاطر، یک معلّم مهدکودک به نام «اِلی» (ترانه علیدوستی) با دعوت سپیده (گلشیفته فراهانی)، به همراه دیگران به این سفر آمده‌است. امّا پس از ناپدید شدن الی در ساحل دریا، ماجرا به یک تراژدی تبدیل می‌شود و هر کس در مورد این مسئله به قضاوت پرداخته و دیگری را مقصر می‌داند. تا آن‌جا که جمع به خاطر منافع خود زمانیکه نامزد جستجوگر الی در پی او از راه می‌رسد از حمایت الی دست کشیده و سپیده را مجاب می‌نماید که در مورد الی حرف های مسخره بگوید...

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#معرفی_کتاب

📍نگاهی به كتاب «تفكر»:چگونه به جهان نگاهي فلسفي داشته باشيم

🆔 @filsofak

سايمون بلك‌برن (Simon Blackburn)، فيلسوف انگليسي است كه به دليل تلاش‌هايش در جهت افزايش محبوبيت عمومي نسبت به فلسفه شناخته شده ‌است. او مدرك ليسانس خود را در رشته فلسفه در سال ۱۹۶۵ از كالج‌ترينيتي در كمبريج و دكتراي خود را در سال ۱۹۷۰ از كالج چرچيل در كمبريج دريافت كرد. او در حال حاضر استاد فلسفه در دانشگاه كمبريج و استاد پژوهشي فلسفه در دانشگاه كاروليناي شمالي است. از بلك برن اخيرا كتابي با عنوان «تفكر» توسط انتشارات ققنوس با ترجمه مريم تقديسي منتشر شده است.

موضوع اين كتاب مسائل عمده زندگي است كه - هر فردي بر اساس روحيات و علاقه خود و حتي پرسش‌هايي كه با آن درگير است - مولف به آن پرداخته است. اين موضوعات شامل آگاهي، ايمان، خدا، حقيقت، خوبي و عدالت مي‌تواند باشد. كتاب حاضر براي كساني به نگارش درآمده است كه از وجود چنين مسائلي آگاهند اما نمي‌دانند چگونه به آنها بپردازند. نويسنده در ابتدا استدلالي متقاعد‌كننده در تاييد مطالعه فلسفه به دست مي‌دهد و در ادامه خواننده را با نحوه نگرش فيلسوفان بزرگي چون هيوم، كانت و ويتگنشتاين به مضامين عمده فلسفه آشنا مي‌سازد. هر يك از فصول به تبيين موضوعي محوري اختصاص دارد و راهنمايي مستقل براي آشنايي با مسائلي كه فيلسوفان مورد بحث قرار داده‌اند، فراهم مي‌كند.

خود بلك برن درباره اين كتاب مي‌نويسد: اين كتاب حاصل سال‌ها دست و پنجه نرم كردن با مشكلاتي است كه براي جلب‌توجه مردم به انديشه‌ها داشته‌ام. اين كار را به عنوان معلم و همچنين به عنوان كسي كه تلاش كرده تا ارزش علوم انساني را به طور كلي و ارزش فلسفه را به طور خاص براي طيف گسترده‌تري از مخاطبان روشن كند انجام داده‌ام. در واقع در درجه اول مديون اوضاع كنوني هستم كه شك گرايي آن درباره ارزش تعليم و تربيت برتر، فوريت اين وظيفه را برايم روشن ساخت. در درجه دوم مديون همه دانشجوياني هستم كه در اين سال‌ها داشته‌ام زيرا در نهايت تاييدها و تكذيب‌هاي آنها بود كه اين كتاب را به وجود آورد، ديني كه اهميت بيشتري دارد.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

18 اصل راهنمای زندگی
🆔 @filsofak
باید:
1) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بی حساب و کتاب (هم به معنای بدون محاسبه گری و هم به معنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیب ام شود.
2) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهره مند شوم.
3) به ارزش داوری های دیگران به کلی بی اعتناء شوم تا به خود شکوفائی کامل دست یابم.
4) تا می توانم به خود ام وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خود ام پشت نکنم، هر چند این پشت کردن مطلوب های اجتماعی برایم به ارمغان آورد.
5) هرگز به حل مساله ی نظری ای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد.(حکمت «به من چه؟»)
6) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم.
7) بدانم که به عمیق ترین معنای کلمه، تنهایم.
8) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خود ام گوش دهم.
9) خودام را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودام را بپرسم.
10) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجه ی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح می کنم.
11) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود هم ممکن است و هم مطلوب.
12) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم.
13) بزرگترین کاری را که می توانم بر عهده گیرم، نه کاری بزرگتر از آن را، و نه کاری کوچکتر از آن را.
14) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشی ها و چه ناخوشی ها.
15) هرگز از صداقت (= مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواسته ها، گفته ها و کرده ها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشی ها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان( = در ناخوشی ها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم.
16) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگ ام، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ درسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت.
17) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم.
18) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم.
📍استاد مصطفی ملکیان

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

#فليم
دفاع موش مادر از فرزندش☝️

خیلی جالبه، دلم نیومد نذارم اینجا، با جون و دل دفاع کردن یعنی این👆

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
👍1
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍 ترک عادات منفی:

نکته ای را از لحاظ اخلاقی بیان می کنم،
البته نه اینکه معلم اخلاق باشم،
بلکه می خواهم به یک مطلب از روانشناسی اخلاقی بپردازم.
@filsofak
فرض کنید آدمی باشد که مثلا در شبانه روز هزار عمل قبیح از او صادر میشود؛حال اگر تصمیم بگیرد و بگوید از فردا صبح می خواهم سعی کنم تمام رذائل فوق را از خود دور کنم، او نیم ساعتی،یک ساعتی،چند ساعتی سر این قراری که با خود گذاشته است،پایبند می ماند؛ولی واقعا چنین آدمی آیا میتواند سر عهد خود پایبند بماند؟
ممکن است بعد از چند ساعتی کم کم همان کارها از او صادر شود. در این صورت می گوید:برنامه امروزمان که بهم خورد و موفق نبودیم، ان شاءالله از فردا صبح این کار را انجام میدهم،امروزم را مثل روزهای سابقم می گذرانم و با خود عهد می بندم که از فردا صبح رذائل را کنار بگذارم؛ فردا صبح نیز چند ساعتی موفق است و دوباره عهد را می شکند و همین طور روزهای دیگر. بعد با خود عهد می بندد که ان شاءالله از شب جمعه آینده تا هفته بعدی رذائل را ترک کند! مدتی قرارهای اینچنینی می بندد و باز شکست می خورد، کم کم برنامه هفتگی هم که شکست خورد با خود عهد می بندد که از اول ماه آینده رذائل را ترک کند و این قرار هم به همان سرنوشت قبلی ها دچار می شود. توجه کنید که در این سیر دائما فاصله ها زیادتر می شد. می دانید رمز شکست های فوق در چیست؟رمز شکست در این است که ساختار جسمانی و نفسانی آدمی که با روزی هزار فقره معصیت عادت کرده است، نمی تواند از فردا صبح یا از ماه آینده این هزار معصیت و رذیلت را به یکباره ترک کند.
@filsofak
یک مثال:
فرض کنید کسی به کشیدن هفتاد سیگار در روز معتاد است،او اگر با خود قرار بگذارد که از فردا دیگر سیگار نکشد،فقط چند ساعتی موفق به این کار خواهد شد،چون ساختار جسمانی او به چنین امری عادت کرده است.
چنین فردی با چنان قول و قراری، اگر دهها سال هم تصمیم به ترک سیگار داشته باشد موفق نخواهد شد چون تصمیمی خلاف واقع گرفته است(موارد نادر را کنار بگذارید).بهترین راه ترک سیگار برای چنین شخصی این است که بگوید از فردا روزی شصت و نه سیگار می کشم و ساختار بدنی هم که به هفتاد سیگار عادت کرده است با شصت و نه سیگار نیز می تواند سر کند و بعد بگوید از فردا شصت و هشت سیگار خواهم کشید. این روش در نهایت به ترک سیگار منجر خواهد شد.
رذائل اخلاقی ما درست مانند همین سیگار کشیدن است. کسی که روزی دهها بار معصیت می کند، یکباره نمیتواند همه را ترک گوید.

ارسطو این نکته را متوجه شده بود و معتقد بود ترک رذیلت را نباید شعار خودمان قرار دهیم،
بلکه باید کمتر کردن رذائل را شعار خویش قرار دهیم و این سخن صحیحی است.🍀

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Channel photo updated