فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍روشنفکر کیست؟

الف- امانوئل کانت اعتقاد دارد اگر در جامعه ای گزاره غالب این باشد که "فکر نکنید اطاعت کنید" آن جامعه در دوران تاریکی به سر می برد و اگر در فردی هم این گزاره غالب باشد آن فرد در دوران کودکی به سر می برد. گزاره ای که یک جامعه را به دوران روشنایی می برد و یک فرد را به بلوغ روانی می رساند این است که "جرات و شهامت آزاد اندیشی داشته باش".
بنابراین از نظر کانت روشنفکر بودن دو ویژگی دارد: اول علم و آگاهی و دوم شجاعت و شهامت.

ب- کارل مانهایم اعتقاد دارد که تمام شناخت ها به ساختارهای اجتماعی وابسته هستند. از نظر او این منافع طبقات و گروه های اجتماعی است که نحوه اندیشیدن آنها را تعیین می کند بنابراین کشیش ها شبیه هم فکر می کنند، نظامیان شبیه هم و پزشکان شبیه هم. تنها افکار روشنفکران است که وابسته به شرایط و ساختارهای اجتماعی نیست. مانهایم روشنفکران را افرادی بی طبقه می دانست که اندیشه هایشان تحت تاثیر منافع طبقاتی نیست.
🆔 @filsofak

ج- ادوارد سعید روشنفکر را کسی می داند که به نقد "قدرت" و "سنت" می پردازد. روشنفکر این نقد را در انظار عموم انجام می دهد بنابراین همه هستی اش را موکول به یک تشخیص انتقادی می کند. پس می توان برای روشنفکران دو ویژگی قائل شد: اول این که تفکر نقاد در آنها فعال است. پس گرفتار تفکر عاطفی - عادتی، جوزدگی و تقلید نیستند، دوم این که این نقد ها را با شهامت مطرح می کنند و از نگرانی در مورد حاصل عملی کار خویش فاصله گرفته اند.
پس ملاحظه می فرمایید که هر فرد دانشمند و تحصیلکرده ای روشنفکر (Intellectual) محسوب نمی شود و هر جامعه ای هم که دانشگاه و دانشجو زیاد داشته باشد از دوران تاریکی به عصر خرد نقل مکان نکرده است.

انتشارات کویر در سال ۱۳۹۳ کتاب ارزشمندی منتشر کرده است به نام "گونه شناسی روشنفکران ایرانی" این کتاب نوشته "دکتر نظام بهرامی کمیل" است. مطالب این یادداشت برداشتی از اولین فصل این کتاب ارزشمندند.

مناسب می بینم این یادداشت را با شعری گویا و زیبا از احمد شاملو به پایان برسانم:
من بی نوا بندگکی سر به راه نبودم
و راه بهشت مینوی من بز روی طوع و خاکساری نبود،
مرا دیگر گونه خدایی می بایست،
شایسته آفرینه ای
که نواله ناگزیر را گردن کج نمی کند،
و خدایی دیگرگونه آفریدم!
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

دين چيست؟
🆔 @filsofak

متنى از لئوناردو_باف پژوهشگر دينى معروف برزيلى:
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود از دالايى‌لاما، با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى پرسيدم:
عالى جناب، بهترين دين کدام است؟
فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»
دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:
«بهترين دين، آن است که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم:
آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟
پاسخ داد:
«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر،
فهميده‌تر،
مستقل‌تر،
بى‌طرف‌تر،
بامحبت‌تر،
انسان دوست‌تر،
با مسئوليت‌تر
و اخلاقى‌تر سازد
دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»
من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم.
به نظر من پيامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنين است:
دوست من! اين که تو به دينى اعتقاد دارى يا نه، اهميت ندارد
آنچه اهميت دارد، رفتار تو در خانه،
در خانواده،
در محل کار،
در جامعه ، و...
در کلّ جهان است
به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍عدالت
🆔 @filsofak

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت یعنی جزیی از اخلاقیات در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.

مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال هولمز، صفحه ۳۰۶.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍سعادت
🆔 @filsofak

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
وقتی می گید:
خب خدارو شکر، توی انفجار ترکیه، ایرانی نبود، نا خودآگاه یاد این شعر می افتم👆👆👆
#استانبول #ترکیه #انفجار #فرودگاه

@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
حتما ببینید خیلی زیباست!

📍مادرم ببخش که هیچوقت دلسوزی
هاتو درک نکردم.👆👆👆

@filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

انیمیشن_فلسفی:

انیمیشن کوتاه Fixed
علوم جدید خدمت یا خیانت!!! نقش اخلاقیات!!!
اگر شما هم نگران هستید این انیمیشن را ببینید.👆👆👆📍

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

روانشناسي سياسي:
افلاطون و ارسطو معتقد بودند که رابطه ی انسان با همنوعان خود یک رابطه ی ارگانیک است,یعنی همانطور که اعضای بدن انسان در صورتی به نحو مطلوب به حیات خود ادامه می دهند که هر یک از آنها وظیفه اش را به روشی سودمند و هماهنگ با اعضای دیگر انجام دهد ,زندگی انسان هم در صورتی خوب و سعادتمندانه است که در اجتماعات مختلفی که با همنوعانش تشکیل می دهد بسر برد و با آنها تعاون و همکاری داشته باشد.

این نظر فیلسوفان یونان، نقطه مقابل اندیشه ایست که زیر بنای رهبانیت مسیحی را تشکیل می دهد. راهبان مسیحی بر آن بودند که تنها در صورتی می توان به آمرزش روح رسید که به تنهایی با خدای خود ارتباط داشته باشند. بر اساس نظریات این فیلسوفان یونانی هر کشور پدیده ایست که با تعاون متقابل به خواستهای فردی اشخاص تحقق می یابد .بنابر این هنگامی که ارسطو انسان را حیوان سیاسی خواند منظورش آن بود که طبیعت آدمی به نحوی ست که باید برای رسیدن به کمال خود به همنوعانش متکی شود و در اتحاد آنان بسر برد.

خداوندان اندیشه ی سیاسی ,جلد 2ص 338_339.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

فیلم «طناب» 1948(آلفرد هیچکاک)

🎬 خلاصه داستان : دو جوان به نام‏هاى «شا» و «فیلیپ»، با این طرز فکر که «انسان برتر» نیازى به رعایت اصول اخلاقى در جامعه ندارد، یکى از دوستان‏شان، «دیوید کنتلى» را با طنابى خفه میکنند…

🔘 هیچکاک استاد تعلیق بازی، همواره مخاطبان خود را وارد دنیای شوکه‌کننده‌ای می‌کند. «طناب» نیز یکی از بی پرواترین فیلم‌های اوست. فیلمی که تعمدا با یک برداشت ساخته شده است. بازیگران این فیلم پرارزشِ کلاسیک و کم جمعیت، جان استوارت، فارلی گرنجر و جان دال هستند. این فیلم یکی از منحصربه فردترین فیلم‌های زمان خود هم از دید خاص و هم از منظر عام است. «طناب» یک فیلم آنتی اگزیستانسیالیسم و ارجاع به فلسفه«ابر مرد» نیچه دارد و همچین حاوی اشارت فرویدی بسیاری نیز است.

@menbarak📇
🔸ژانر: جنایی ، درام ، معمایی
🔹امتیاز : ۱۰ / ۸٫۱ (IMDB)
🔸دوبله فارسی حرفه ای و جذاب.

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📝 کانال فلسفه اخلاق:

📍صد کتاب برتر از دید دکتر قمشه ای:
👇👇👇👇👇👇👇👇
📝 کانال فلسفه اخلاق:

🍀 @menbarak
🍀 ۹ برنهاد (thesis) درباره‌ی نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست:

۱. نسبت‌سنجی اخلاق و سیاست بحثی است نه از سنخ مباحث مرتبه‌ی اولی سیاسی و نه در سطح مباحث مرتبه‌ی اولی اخلاقی، بلکه بحثی است مرتبه‌ی دومی در حوزه‌ی تلاقی اخلاق مرتبه‌ی دومی و سیاست مرتبه‌ی دومی.

۲. از توصیف و تشریح جامعه‌شناختی مناسبات عملی میان اخلاق و سیاست در گذشته و حال حتی یک آموزه‌ی تجویزی درباره‌ی مناسبات شایسته و بایسته‌ی اخلاق و سیاست نمی‌توان استخراج کرد.

۳. اخلاقْ قابل فروکاستن به اخلاق فردی، اخلاق دینی-عرفانی و اخلاق حداکثری نیست؛ اخلاق اجتماعی، اخلاق مدنی، و اخلاق مبتنی بر عدالت اجتماعی هم اخلاق اند.

۴. در نسبت‌سنجی میان اخلاق و سیاست، منکران سیاستِ اخلاقی نوعاً اخلاق را به اخلاق فردی، اخلاق عرفانی-دینی، اخلاق حداکثری، یا اخلاق متزهدانه‌ی مسیحی مبتنی بر ایثار و گذشت تقلیل میدهند.

۵. سیاست هم نه مساوی سیاست توصیفی است و نه مساوی ایده‌ئولوژی‌های سیاسی-اجتماعی که تکنولوژی‌های قدرت سیاسی-اجتماعی اند، و نه صرفاً ترکیب این دو. سیاست انتقادی، سیاست تأسیسی، و سیاست رهایی‌بخش بخشهای مهمی از سیاست اند که نوعاً از سوی منکران سیاست اخلاقی مغفول واقع میشوند.

۶. واقعگرایی سیاسی (political realism)، به عنوان خانواده‌ای از ایده‌ئولوژیهای سیاسی، با «واقع‌بینی» که به رعایت «منطق موقعیت» (situational logic) در مقام فهم، داوری، گزینش، تصمیم‌گیری و کنش (در همه‌ی عرصه‌های زندگی از جمله سیاست) ناظر است، نه از نظر مفهومیْ مترادف است و نه از نظر دامنه‌ی مصادیقْ هم‌پوشان.

۷. سیاست به‌مثابه‌ی بخشی از حیات قاصدانه و اختیاری و ارادی آدمیان، نمی‌تواند از دامنه‌ی شمول اخلاق کنار گذاشته شود، ولو این اخلاق پیامدگرایانه باشد و آن سیاست واقع‌گرایانه. از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی هم گونه‌ای اخلاق است و به معنای گریز از اخلاق نیست، و البته از منظر اخلاق مرتبه‌ی دومی، پیامدگرایی اخلاقی تنها یا لزوماً بهترین گزینه‌ی پیش روی سیاست‌مداران هم نیست.

۸. قانون نه جانشین اخلاق می‌تواند باشد، و نه لزوماً عادلانه است. از منظری مرتبه‌ی اولی، قانون مستقل از اخلاقِ مبتنی بر عدالت، یعنی قانون غیرعادلانه، اطاعت‌کردنی نیست، یعنی مبنای کنش فرد یا جامعه‌ی اخلاقی نمی‌تواند قرار گیرد، چه آن کنش در حوزه‌ی سیاست باشد، چه غیر آن.

۹. چه در مقام تعریف و چه در مقام تعقیب و تحقق، می‌توان دو گونه با منافع ملی یا امنیت ملی برخورد کرد: اخلاقی و غیراخلاقی. این تمایز درستی نیست که یا باید جانب منافع ملی و امنیت ملی را نگاه داشت و دست از اخلاق شست، یا باید اخلاق را پاس داشت و منافع ملی و امنیت ملی را فدا کرد.

(برگرفته از مقاله‌ای به همین قلم با عنوان «بازاندیشی نسبت اخلاق و سیاست» که در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ منتشر شده است.)
https://telegram.me/MMojahedi

📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak