📝 کانال فلسفه اخلاق:
ايده کشف «حقيقت و رفع مرارت» به نظر من تراژيك ترين وجه زندگي روشنفكري است که يك روشنفكر عميق و دلسوز به حال مردم، گاهي اوقات احساس ميکند که حقايقي وجود دارد که اگر بر مردم کشف شود، درد و رنجشان افزايش پيدا ميکند و ديگر اينجا نميداند چه کند. اگر بخواهد درد و رنج مردم افزايش پيدا نكند، بايد اين حقايق را کتمان کند، ولي از سويي کتمان حقيقت هم، يك انسان حقيقت جو را مي آزارد و بنابراين بزرگترين وجه تراژيك يك زندگي روشنفكري همين وقتي است که احساس کند حقايقي هست که مكشوف شدنشان همان و افزايش درد و رنج مردم همان. در اين جاست که روشنفكر بايد ببيند به لحظ اخلاقي، آيا دغدغه اوّل شخص بايد کاستن درد و رنج مردم باشد که اگر روزي کشف حقيقت اين درد و رنج را بيشتر کرد، اين کشف حقيقت را فداي اين کاستن درد و رنج مردم کند، يا دغدغه اوّل انسان، بايد کشف حقايق باشد که اگر حقيقتي به افزايش درد و رنج هم انجاميد، اشكالي بر کار او مترتّب نباشد. به تعبير روشنفكر دوّم، بايد مردم را با حقيقت عريان مواجه کنيم و لاغير.
🔰منبع:
استاد ملکیان
سنت گرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی، جلسه9
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
ايده کشف «حقيقت و رفع مرارت» به نظر من تراژيك ترين وجه زندگي روشنفكري است که يك روشنفكر عميق و دلسوز به حال مردم، گاهي اوقات احساس ميکند که حقايقي وجود دارد که اگر بر مردم کشف شود، درد و رنجشان افزايش پيدا ميکند و ديگر اينجا نميداند چه کند. اگر بخواهد درد و رنج مردم افزايش پيدا نكند، بايد اين حقايق را کتمان کند، ولي از سويي کتمان حقيقت هم، يك انسان حقيقت جو را مي آزارد و بنابراين بزرگترين وجه تراژيك يك زندگي روشنفكري همين وقتي است که احساس کند حقايقي هست که مكشوف شدنشان همان و افزايش درد و رنج مردم همان. در اين جاست که روشنفكر بايد ببيند به لحظ اخلاقي، آيا دغدغه اوّل شخص بايد کاستن درد و رنج مردم باشد که اگر روزي کشف حقيقت اين درد و رنج را بيشتر کرد، اين کشف حقيقت را فداي اين کاستن درد و رنج مردم کند، يا دغدغه اوّل انسان، بايد کشف حقايق باشد که اگر حقيقتي به افزايش درد و رنج هم انجاميد، اشكالي بر کار او مترتّب نباشد. به تعبير روشنفكر دوّم، بايد مردم را با حقيقت عريان مواجه کنيم و لاغير.
🔰منبع:
استاد ملکیان
سنت گرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی، جلسه9
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
آشنایی با مراحل پنجگانه واکنش به #مرگ :
#کوبلر_راس میگوید هر آدمی وقتی خبر مرگ قریبالوقوع خودش را میشنود از چند مرحله روانشناختی عبور میکند.
«در میان همه موجودات روی زمین، تنها انسان است که از مرگ میترسد و مرگ برایش اهمیت دارد. زیرا تنها آدمی است که به مرگ میاندیشد و در واقع میتواند به مرگ بیندیشد.» اینها جملات یک فیلسوف معاصر غربی است؛ نوربرت الیاس.
خیلی سخت است که بخواهیم از مرگ صحبت کنیم اما جملاتمان فیلسوفانه و انتزاعی نشود. با این وجود در قرن بیستم یک خانم روانپزشک دست به کاری کاملا تجربی و عینی در مورد واکنش به مرگ زد؛ او به سراغ بیمارانی رفت که خبر مرگ خودشان را شنیده بودند و دید که تقریبا تمام آنها برای پذیرش این خبر، مراحل روانشناختی یکسانی را پشت سر میگذارند.
این روانپزشک آمریکایی - سوئیسی با این تحقیقش یک عنوان عجیب و غریب به نام خود اضافه کرد و از آن به بعد او را با این عنوان صدا زدند: الیزابت کوبلر راس، مرگشناس!
کوبلر راس با تمام خبرنگارانی که از مصاحبه شوندگانشان میپرسیدند: «اگر به شما بگویند فقط تا 2 روز دیگر زندهاید، چه کار میکنید؟» یک تفاوت عمده داشت. این خبرنگاران سؤالی را میپرسیدند که میشد با تخیل به آن جواب داد یا حتی برای تظاهر در مقابل مصاحبهکننده و خوانندگان مصاحبه، میشد کارهای مثبتی را پشت سر هم ردیف کرد.
اما کوبلر راس دقیقا به میان واقعیت رفت و با کسانی زندگی کرد که همسایه دیوار به دیوار مرگ بودند و خبر لاعلاجی بیماری خودشان را شنیده بودند. کتابهای کوبلر راس به بسیاری از زبانهای دنیا و از جمله به فارسی ترجمه شده است؛ مثل کتابهای «پایان راه» و «مرگ، آخرین مرحله زندگی». حتی پای این کتابها به فیلمهای ایرانی هم باز شده است.
اگر فیلم «یه بوس کوچولو»، اثر بهمن فرمانآرا را دیده باشید، حتما به کتابی که جمشید مشایخی داشت در آخرین روزهای عمرش مطالعه میکرد، دقت کردهاید؛ رضا کیانیان به جلد آن کتاب نگاهی میاندازد و رو به مشایخی میگوید: «کتاب پروفسور راس را میخوانی؟». حتی شاید بتوان گفت آن فیلم فرمانآرا از روی 5 مرحله «واکنش به مرگ» کوبلر راس ساخته شده است. اما مراحل پنجگانه واکنش به مرگ از دیدگاه پروفسور راس چه ویژگیهایی دارد؟
شوک و انکار
خبر مرگ خودمان را انکار میکنیم نه، دکتر اشتباه میکند
وقتی یک پزشک بهمان خبر میدهد که ما مثلا به خاطر بیماریمان رو به مرگیم، اول گیج و گنگ میشویم. بعد، اولین جملهای که به ذهنمان میرسد این است: «او اشتباه میکند». در واقع ما صورت مسئله را پاک میکنیم؛ صورت مسئلهای که آنقدر اضطرابآور است که ممکن است ما را از این پزشک به آن پزشک بکشاند تا شاید یکی نظرمان را تایید کند و بگوید: «بله، آن پزشک اشتباه کرده. تو مردنی نیستی».
خشم
خشم خودمان را نسبت به دیگران ابراز میکنیم چرا من؟
فرد در این مرحله معمولا از انکار مرگ دست برمیدارد اما نمیخواهد موضوع را به راحتی بپذیرد؛ احساس ناکامی و خشم میکند و مدام از خودش و اطرافیانش میپرسد: «چرا من؟».
او به دیگرانی که از انرژی و سلامت کامل برخوردارند، غبطه میخورد و خشمگین میشود و ممکن است نسبت به هر کسی احساس خشم داشته باشد؛ خداوند، سرنوشت، دوست، اعضای خانواده، پزشک، کارکنان بیمارستان و...
چانهزدن
برای بیشتر زنده ماندن معامله میکنیم تولد فرزندم را ببینم، بعدش بمیرم
در این مرحله گاهی فکر میکنیم که پزشک به خاطر پرخاشگریمان در مرحله قبل، درست به ما نمیرسد. به همین خاطر سر به راه میشویم تا با مداوای بهتر، مرگ دست از سرمان بردارد. سازگارتر میشویم؛ پزشکمان را سؤالپیچ نمیکنیم؛ آرامتر برخورد میکنیم و حتی ممکن است با خدا وارد معامله شویم؛ بیشتر صدقه بدهیم، نذر کنیم، عبادت کنیم و اخلاقیتر باشیم اما در عوض از خدا بخواهیم اجازه بدهد عروسی پسرمان را ببینیم!
افسردگی
افسرده میشویم و پیشاپیش برای خودمان عزا میگیریم برای خودمان عزا میگیریم
مرحله چانهزدن خیلی طول نمیکشد؛ بیماری پیشرفت میکند و همه قراردادها نقض میشود و ما غمگین میشویم؛ به خاطر بیماری، به خاطر مشکلات شغلی و مالی خاصی که برای خودمان و خانوادهمان به وجود آوردهایم؛ به خاطر مرگی که احساس میکنیم امروز یا فردا خواهد آمد؛ به خاطر برنامههایی که هرگز فرصت انجامش را پیدا نخواهیم کرد؛ به خاطر رؤیاهایی که هرگز به آنها دست پیدا نمیکنیم و...
پذیرش
میپذیریم که به زودی خواهیم مرد و مرگ، یک قانون جهانشمول است. همه میمیرند، من هم.
شاعران این امکان را دارند که وقتی به مرگ میاندیشند یا وقتی مرگ را در نزدیکی خود حس میکنند، آن را به کلمه تبدیل کنند. #سهراب_سپهری را باید یکی از نمونههای بارز چنین اندیشهای دانست:
«مرگ پایان کبوتر نیست».
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https
آشنایی با مراحل پنجگانه واکنش به #مرگ :
#کوبلر_راس میگوید هر آدمی وقتی خبر مرگ قریبالوقوع خودش را میشنود از چند مرحله روانشناختی عبور میکند.
«در میان همه موجودات روی زمین، تنها انسان است که از مرگ میترسد و مرگ برایش اهمیت دارد. زیرا تنها آدمی است که به مرگ میاندیشد و در واقع میتواند به مرگ بیندیشد.» اینها جملات یک فیلسوف معاصر غربی است؛ نوربرت الیاس.
خیلی سخت است که بخواهیم از مرگ صحبت کنیم اما جملاتمان فیلسوفانه و انتزاعی نشود. با این وجود در قرن بیستم یک خانم روانپزشک دست به کاری کاملا تجربی و عینی در مورد واکنش به مرگ زد؛ او به سراغ بیمارانی رفت که خبر مرگ خودشان را شنیده بودند و دید که تقریبا تمام آنها برای پذیرش این خبر، مراحل روانشناختی یکسانی را پشت سر میگذارند.
این روانپزشک آمریکایی - سوئیسی با این تحقیقش یک عنوان عجیب و غریب به نام خود اضافه کرد و از آن به بعد او را با این عنوان صدا زدند: الیزابت کوبلر راس، مرگشناس!
کوبلر راس با تمام خبرنگارانی که از مصاحبه شوندگانشان میپرسیدند: «اگر به شما بگویند فقط تا 2 روز دیگر زندهاید، چه کار میکنید؟» یک تفاوت عمده داشت. این خبرنگاران سؤالی را میپرسیدند که میشد با تخیل به آن جواب داد یا حتی برای تظاهر در مقابل مصاحبهکننده و خوانندگان مصاحبه، میشد کارهای مثبتی را پشت سر هم ردیف کرد.
اما کوبلر راس دقیقا به میان واقعیت رفت و با کسانی زندگی کرد که همسایه دیوار به دیوار مرگ بودند و خبر لاعلاجی بیماری خودشان را شنیده بودند. کتابهای کوبلر راس به بسیاری از زبانهای دنیا و از جمله به فارسی ترجمه شده است؛ مثل کتابهای «پایان راه» و «مرگ، آخرین مرحله زندگی». حتی پای این کتابها به فیلمهای ایرانی هم باز شده است.
اگر فیلم «یه بوس کوچولو»، اثر بهمن فرمانآرا را دیده باشید، حتما به کتابی که جمشید مشایخی داشت در آخرین روزهای عمرش مطالعه میکرد، دقت کردهاید؛ رضا کیانیان به جلد آن کتاب نگاهی میاندازد و رو به مشایخی میگوید: «کتاب پروفسور راس را میخوانی؟». حتی شاید بتوان گفت آن فیلم فرمانآرا از روی 5 مرحله «واکنش به مرگ» کوبلر راس ساخته شده است. اما مراحل پنجگانه واکنش به مرگ از دیدگاه پروفسور راس چه ویژگیهایی دارد؟
شوک و انکار
خبر مرگ خودمان را انکار میکنیم نه، دکتر اشتباه میکند
وقتی یک پزشک بهمان خبر میدهد که ما مثلا به خاطر بیماریمان رو به مرگیم، اول گیج و گنگ میشویم. بعد، اولین جملهای که به ذهنمان میرسد این است: «او اشتباه میکند». در واقع ما صورت مسئله را پاک میکنیم؛ صورت مسئلهای که آنقدر اضطرابآور است که ممکن است ما را از این پزشک به آن پزشک بکشاند تا شاید یکی نظرمان را تایید کند و بگوید: «بله، آن پزشک اشتباه کرده. تو مردنی نیستی».
خشم
خشم خودمان را نسبت به دیگران ابراز میکنیم چرا من؟
فرد در این مرحله معمولا از انکار مرگ دست برمیدارد اما نمیخواهد موضوع را به راحتی بپذیرد؛ احساس ناکامی و خشم میکند و مدام از خودش و اطرافیانش میپرسد: «چرا من؟».
او به دیگرانی که از انرژی و سلامت کامل برخوردارند، غبطه میخورد و خشمگین میشود و ممکن است نسبت به هر کسی احساس خشم داشته باشد؛ خداوند، سرنوشت، دوست، اعضای خانواده، پزشک، کارکنان بیمارستان و...
چانهزدن
برای بیشتر زنده ماندن معامله میکنیم تولد فرزندم را ببینم، بعدش بمیرم
در این مرحله گاهی فکر میکنیم که پزشک به خاطر پرخاشگریمان در مرحله قبل، درست به ما نمیرسد. به همین خاطر سر به راه میشویم تا با مداوای بهتر، مرگ دست از سرمان بردارد. سازگارتر میشویم؛ پزشکمان را سؤالپیچ نمیکنیم؛ آرامتر برخورد میکنیم و حتی ممکن است با خدا وارد معامله شویم؛ بیشتر صدقه بدهیم، نذر کنیم، عبادت کنیم و اخلاقیتر باشیم اما در عوض از خدا بخواهیم اجازه بدهد عروسی پسرمان را ببینیم!
افسردگی
افسرده میشویم و پیشاپیش برای خودمان عزا میگیریم برای خودمان عزا میگیریم
مرحله چانهزدن خیلی طول نمیکشد؛ بیماری پیشرفت میکند و همه قراردادها نقض میشود و ما غمگین میشویم؛ به خاطر بیماری، به خاطر مشکلات شغلی و مالی خاصی که برای خودمان و خانوادهمان به وجود آوردهایم؛ به خاطر مرگی که احساس میکنیم امروز یا فردا خواهد آمد؛ به خاطر برنامههایی که هرگز فرصت انجامش را پیدا نخواهیم کرد؛ به خاطر رؤیاهایی که هرگز به آنها دست پیدا نمیکنیم و...
پذیرش
میپذیریم که به زودی خواهیم مرد و مرگ، یک قانون جهانشمول است. همه میمیرند، من هم.
شاعران این امکان را دارند که وقتی به مرگ میاندیشند یا وقتی مرگ را در نزدیکی خود حس میکنند، آن را به کلمه تبدیل کنند. #سهراب_سپهری را باید یکی از نمونههای بارز چنین اندیشهای دانست:
«مرگ پایان کبوتر نیست».
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فایل تصویری 👆
#مرگ چیست؟
هنگام مرگ چه چیز رخ می دهد؟
چه زمانی واقعا مرده ایم؟
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
فایل تصویری 👆
#مرگ چیست؟
هنگام مرگ چه چیز رخ می دهد؟
چه زمانی واقعا مرده ایم؟
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فایل پی دی اف سلسله #درسگفتار کامل « #مرگ و #جاودانگی » استاد مصطفی #ملکیان 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
فایل پی دی اف سلسله #درسگفتار کامل « #مرگ و #جاودانگی » استاد مصطفی #ملکیان 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فایل صوتی سخنرانی دکتر عبدالکریم #سروش با عنوان « #مرگ_اندیشی » 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
فایل صوتی سخنرانی دکتر عبدالکریم #سروش با عنوان « #مرگ_اندیشی » 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
فایل صوتی سخنرانی استاد مصطفی #ملکیان با عنوان « #مرگ، ارزش بخش یا پایان بخش #زندگی » 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
فایل صوتی سخنرانی استاد مصطفی #ملکیان با عنوان « #مرگ، ارزش بخش یا پایان بخش #زندگی » 👆
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍موارد اصلی #حسرت قبل از #مرگ :
پرستاری به نام «برونی ویر» در یکی از بیمارستان های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته بندی کرده است.
«برونی ویر» آخرین گفته ها، آرزوهای بر باد رفته و حسرت های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به نام «پنج پشیمانی عمده در لحظه ی مرگ».
«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به طور کلی پیدا می کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.
وی می گوید که وقتی از این افراد در مورد اشتباهات، آرزوهای برباد رفته و یا موارد پشیمانی سئوال می شد اکثر آنها به موارد مشابهی اشاره می کردند.
روزنامه گاردین چاپ لندن، برمبنای گفتگو با نویسنده این کتاب فهرست پنج مورد عمده از پشیمانی در لحظه مرگ را به طور خلاصه منتشر کرده است:
۱- ای کاش من شهامت آن را داشتم که زندگی خود را به شکلی سپری می کردم که حقیقتا تمایل من بود و نه به شیوه ای که دیگران از من انتظار داشتند. این موضوع یکی از عمده ترین موارد پشیمانی درمیان اکثر افراد بوده است . وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می رسد بسیاری از افراد به خوبی درمی یابند که بخش عمده ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده اند. آنها در می یابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیم هایی که در طول زندگی گرفته اند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است و معمولا افراد تا زمانیکه زندگی آنها به خطر نیافتاده قدر این نعمت را نمی دانند.
۲- ای کاش من اینقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. معمولا بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدهمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آنها صحبت شده از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.
۳- ای کاش من شهامت بیان احساسات خود را داشتم. بسیاری از افراد درمقاطع مختلف زندگی و یا در شرایط گوناگون برای حفظ مناسبات مسالمت آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می روند. به همین خاطر زندگی آنها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می گیرد و یا آنها هیچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن را داشته اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخکامی و یا ناکامی های ناشی از مماشات با دیگران و محیط ، به بیماری های جدی مبتلا می شوند.
۴- ای کاش تماس با دوستان را حفظ کرده بودم. خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی دانند و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جستجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش کرده و یا کلا حذف می کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از اینکه برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قایل نبوده اند دچار پشیمانی می شوند.
۵- ای کاش به خودم اجازه می دادم که شادتر باشم. این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به اصطلاح « آرامش» ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر هم جنبه های فیزیکی و هم جنبه های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می شود.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍موارد اصلی #حسرت قبل از #مرگ :
پرستاری به نام «برونی ویر» در یکی از بیمارستان های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته بندی کرده است.
«برونی ویر» آخرین گفته ها، آرزوهای بر باد رفته و حسرت های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به نام «پنج پشیمانی عمده در لحظه ی مرگ».
«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به طور کلی پیدا می کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.
وی می گوید که وقتی از این افراد در مورد اشتباهات، آرزوهای برباد رفته و یا موارد پشیمانی سئوال می شد اکثر آنها به موارد مشابهی اشاره می کردند.
روزنامه گاردین چاپ لندن، برمبنای گفتگو با نویسنده این کتاب فهرست پنج مورد عمده از پشیمانی در لحظه مرگ را به طور خلاصه منتشر کرده است:
۱- ای کاش من شهامت آن را داشتم که زندگی خود را به شکلی سپری می کردم که حقیقتا تمایل من بود و نه به شیوه ای که دیگران از من انتظار داشتند. این موضوع یکی از عمده ترین موارد پشیمانی درمیان اکثر افراد بوده است . وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می رسد بسیاری از افراد به خوبی درمی یابند که بخش عمده ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده اند. آنها در می یابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیم هایی که در طول زندگی گرفته اند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است و معمولا افراد تا زمانیکه زندگی آنها به خطر نیافتاده قدر این نعمت را نمی دانند.
۲- ای کاش من اینقدر سخت و طولانی کار نکرده بودم. معمولا بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدهمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آنها صحبت شده از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.
۳- ای کاش من شهامت بیان احساسات خود را داشتم. بسیاری از افراد درمقاطع مختلف زندگی و یا در شرایط گوناگون برای حفظ مناسبات مسالمت آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می روند. به همین خاطر زندگی آنها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می گیرد و یا آنها هیچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن را داشته اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخکامی و یا ناکامی های ناشی از مماشات با دیگران و محیط ، به بیماری های جدی مبتلا می شوند.
۴- ای کاش تماس با دوستان را حفظ کرده بودم. خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی دانند و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جستجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش کرده و یا کلا حذف می کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از اینکه برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قایل نبوده اند دچار پشیمانی می شوند.
۵- ای کاش به خودم اجازه می دادم که شادتر باشم. این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به اصطلاح « آرامش» ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر هم جنبه های فیزیکی و هم جنبه های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می شود.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Forwarded from دکتر شیری
☝آيا در برابر "زن موفق و مستقل" ولى خسته، زن "خانه دارِ وابسته" قرار دارد؟ خير! زن سومى هست كه موفق است و استقلال از مرد شايسته را به جاى امرى اقتصادى، امرى شخصيتى ميداند؛ نظرات در اينستا alirezashiri
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍انتقام گيري!
مردی در مصاحبه با شبکه یونیویژن که از پربینندهترین شبکههای لاتینتبارها در آمریکاست گفته است که با عمر متین، عامل کشتن ۴۹ نفر در یک باشگاه شبانه همجنسگرایان در اورلاندو، رابطه جنسی داشته.
این مرد انگیزه عمرمتین از کار خود را "انتقام گیری" ازهمجنسگرایان اهل پورتوریکو دانسته؛ چرا که یک مرد همجنس گرای پورتوریکویی که با عمر متین رابطه جنسی داشته بعدا به او (به دروغ) گفته مبتلا به ایدز است. مصاحبه شونده، که نام و هویت واقعی او فاش نشده، افزوده که عمر متین به شدت ترسیده بوده و تست اچ آی وی داده که جوابش منفی درآمده ولی تا مطمئن شدن در این مورد که ایدز ندارد، ۴-۵ ماه طول کشیده است؛ و به همین علت، تصمیم گرفته از افرادی که به یک کلوپ محل رفت و آمد پورتوریکویی ها و سایر لاتین تبارها بوده انتقام سختی بگیرد.
/عمر متین قبل از کشتار ارولاندو، با پلیس تماس گرفته و با داعش اعلام بیعت کرده است.
🔰ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا فردی که در بالا توصیف شده، شباهتی به تصورات رایج از افراطیونی که برای گروهی از جنس داعش آدم می کشند دارد؟
/در ظاهر نه. اما از قضا تصویر عمر متین، توصیف دقیق "طیفی" (و البته نه همه) افرادی است که در جاهای مختلف دنیا جذب افراط گرایی مذهبی و تروریسم می شوند: این افراد، مشکلی با نابود کردن کسانی که از آنها متنفرند ندارند، و در عین حال حتما از اینکه چنین کاری را به بهانه "جهاد" انجام بدهند استقبال می کنند. به ویژه اگر این نوع "جهاد" تکفیری، خیالشان را راحت کند که بعد از انتقام گرفتن از افراد یا جامعه، به "بهشت" هم می روند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍انتقام گيري!
مردی در مصاحبه با شبکه یونیویژن که از پربینندهترین شبکههای لاتینتبارها در آمریکاست گفته است که با عمر متین، عامل کشتن ۴۹ نفر در یک باشگاه شبانه همجنسگرایان در اورلاندو، رابطه جنسی داشته.
این مرد انگیزه عمرمتین از کار خود را "انتقام گیری" ازهمجنسگرایان اهل پورتوریکو دانسته؛ چرا که یک مرد همجنس گرای پورتوریکویی که با عمر متین رابطه جنسی داشته بعدا به او (به دروغ) گفته مبتلا به ایدز است. مصاحبه شونده، که نام و هویت واقعی او فاش نشده، افزوده که عمر متین به شدت ترسیده بوده و تست اچ آی وی داده که جوابش منفی درآمده ولی تا مطمئن شدن در این مورد که ایدز ندارد، ۴-۵ ماه طول کشیده است؛ و به همین علت، تصمیم گرفته از افرادی که به یک کلوپ محل رفت و آمد پورتوریکویی ها و سایر لاتین تبارها بوده انتقام سختی بگیرد.
/عمر متین قبل از کشتار ارولاندو، با پلیس تماس گرفته و با داعش اعلام بیعت کرده است.
🔰ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا فردی که در بالا توصیف شده، شباهتی به تصورات رایج از افراطیونی که برای گروهی از جنس داعش آدم می کشند دارد؟
/در ظاهر نه. اما از قضا تصویر عمر متین، توصیف دقیق "طیفی" (و البته نه همه) افرادی است که در جاهای مختلف دنیا جذب افراط گرایی مذهبی و تروریسم می شوند: این افراد، مشکلی با نابود کردن کسانی که از آنها متنفرند ندارند، و در عین حال حتما از اینکه چنین کاری را به بهانه "جهاد" انجام بدهند استقبال می کنند. به ویژه اگر این نوع "جهاد" تکفیری، خیالشان را راحت کند که بعد از انتقام گرفتن از افراد یا جامعه، به "بهشت" هم می روند.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍تحلیل استاد گرامي سید جمال الدین باستانی در مورد مطلب بالا(انتقام گیری)👆👆
بسيار تحليل جالبى است.
در واقع بسيارى از تصميمات و باورهاى ما منشأ اخلاقى دارند؛ و بلكه شايد بتوان گفت:
همه تصميمات و باورهاى ما بايد از فيلتر اخلاق مكمون در ما بگذرد، بلكه گاهى نقش مقتضى را براى يك اعتقاد بازى مى كند.
اين كه گاهى گفته مى شود:
سوء اخلاق به طور مخفى انسان را به باورهايى دعوت مى كند، همين است. همه ما درباره تصميمات و حتى باورهايمان بايد مواظب باشيم! نكند شيطان دارد امرى را تزيين مى كند و گولمان مى زند، و نكند آن تصميم يا باور ما منشأ بداخلاقى هاى عميق درونيمان را داشته باشد.
به اعتقاد من حتى تصميمات و باورهاى صحيح ما هم مقدمات اخلاقى دارد.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍تحلیل استاد گرامي سید جمال الدین باستانی در مورد مطلب بالا(انتقام گیری)👆👆
بسيار تحليل جالبى است.
در واقع بسيارى از تصميمات و باورهاى ما منشأ اخلاقى دارند؛ و بلكه شايد بتوان گفت:
همه تصميمات و باورهاى ما بايد از فيلتر اخلاق مكمون در ما بگذرد، بلكه گاهى نقش مقتضى را براى يك اعتقاد بازى مى كند.
اين كه گاهى گفته مى شود:
سوء اخلاق به طور مخفى انسان را به باورهايى دعوت مى كند، همين است. همه ما درباره تصميمات و حتى باورهايمان بايد مواظب باشيم! نكند شيطان دارد امرى را تزيين مى كند و گولمان مى زند، و نكند آن تصميم يا باور ما منشأ بداخلاقى هاى عميق درونيمان را داشته باشد.
به اعتقاد من حتى تصميمات و باورهاى صحيح ما هم مقدمات اخلاقى دارد.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍داستان علی و خوارج:
خوارج، نام گروهی از مسلمانان متعصب و خشکمغز است که در زمان خلافت علی(ع) اعلام موجودیت کردند. علی(ع) در جنگ نهروان، آنان را شکستی سخت داد و پس از آن، سازمان خوارج فروپاشید؛ اما تفکر آنان باقی ماند و با نامهای دیگر و زیر پرچمهای متفاوت و مقدس به حیات خود ادامه داد. به باور من، اکنون گفتمان غالب بر جهان اسلام، همان گفتمان و همان قرائت خوارج از اسلام است؛ زیرا مهمترین ویژگی خوارح، اکنون نیز سکۀ رایج در میان مسلمانان است.
خوارج، مردان و زنانی شریعتمدار بودند که از بذل جان و مال خود در راه دین دریغ نداشتند. علی(ع) آنان را حقیقتجویانی خطاکار میدانست(نهج البلاغه، خ60). امام باقر(ع) نیز دربارۀ آنان میگوید: جاهلانه بر خود سخت گرفتند و ندانستند که دین خدا، فراخ از فهم آنان است(کافی، ج2، ص298). در سیره و زندگی رهبران خوارج، جز زهد و تلاوت قرآن و نماز و روزهداری و تهجد و جهاد به چشم نمیخورد و اگر خشونتی از آنان سر زده است، آن را در راه خدا و برای حراست از دین خدا میدانستند؛ چنانکه شب قدر را برای کشتن علی(ع) و معاویه انتخاب کردند، تا ثواب بیشتری ببرند.
خوارج، چند سال پس از تدوین قرآن در زمان عثمان، ظهور کردند. تلقی آنان از قرآن، چونان مواجهۀ اخباریها با حدیث بود. میگفتند: با وجود قرآن و سنت رسول(ص)، هیچ نیازی به هیچ چیز و هیچ کس نیست؛ حتی اگر آن چیز، عقل باشد و حتی اگر آن شخص، علی باشد. مهمترین ویژگی آنان که هنوز در میان اکثر جریانهای اسلامی بیشوکم وجود دارد، ظاهرگرایی و تعصب خام بر ظواهر متون دینی است. آنان، دین را در ظواهر قرآن و سنت خلاصه میکردند و هر چیزی را که بیرون از آن بود، بیدینی میشمردند. میگفتند در قرآن آمده است: لا حکم الا لله؛ فرمانروایی مخصوص خدا است. پس ما از علی و غیر علی، فرمان نمیبریم. وقتی معاویه، قرآنها را بر سر نیزه کرد و سپاهیان عراق را به حَکَمیت قرآن فراخواند، آنان نیز علی را به گردن نهادن در برابر حکم قرآن فراخواندند. علی(ع) گفت: آری؛ حکم از آنِ خدا است و بس. اما شما از این سخن حق، معنایی باطل میفهمید. فرمانبری از خدا، شما را از حاکم – هرچند ظالم - بینیاز نمیکند. میگفتند: تو ما را به کاری میگماری که در قرآن نیامده است. وقتی قرآن در میان است، چه جای دیگران است.
خوارج، پدران معنوی اخباریگری و تحجر و سختکیشی در جهان اسلامند. آنان ریشۀ اجتهاد را در جهان اسلام، نحیف و لاغر کردند؛ عقل را به حاشیههای دور راندند؛ خردمندان را خوار و شمشیر را عمود خیمۀ دین و ظاهرپرستی را جانشین خداپرستی کردند؛ در فهم دین، هیچ سهمی به عقل و دانش ندادند و متنپرستی را عین خداپرستی دانستند. خاستگاه خوارج، اندیشهای بود که به زمان و مکان و عقل و تجربه و اجتهاد هیچ وقعی نمینهاد و دین را جامد میپنداشت. وقتی علی(ع) – بر خلاف سخن و سیرۀ پیامبر – بر اسب زکات بست، گفتند: او به دین خدا پشت کرده است؛ زیرا پیامبر از صاحبان اسب، زکات نمیگرفت. گمان میکردند که دینداری، یعنی تکرار بیکموکاست قطعهای از تاریخ دین. این گمان باطل و ویرانگر، اندکاندک راه خود را گشود و تا اردوگاه پیروان علی نیز دامن کشید و ماندگار شد.
داستان علی و خوارج، هزاران بار دیگر در تاریخ کشورهای اسلامی تکرار شد؛ از جمله در تاریخ معاصر ایران و در دورۀ مشروطه. در آن زمان نیز مخالفان مشروطه میگفتند: «مگر – العیاذ بالله - خدا مرده است که مردم کوچه و بازار در مجمعی(مجلس شورای ملی) جمع شوند و قانون بگذارند؟ مگر قرآن و حدیث در میان ما نیست که خباز و بقال و نجار در مجلس، برای مسلمین، تعیین تکلیف کنند؟ جز خدا، هیچ کس حق قانونگذاری ندارد. مجلس شورا شرک است و این مشروطه، مشروعه نیست.» در آن زمان کسانی مانند مرحوم آخوند خراسانی، همان سخنان را به مخالفان مشروطه گفتند که علی به خوارج گفت. خوارج، در زمان علی، فریب نام قرآن را خوردند و در زمانهای دیگر، فریب نامهای دیگر را. اگر روزی معاویه، قرآنها را بر سر نیزه کرد و آن ابلهان سبکسر را فریب داد، امروز فرزندان خوارج را میتوان با نام علی فریفت و به دستشان شمشیر داد تا به جنگ مرام علی بروند. آنان، به نامها و ظواهر بسنده میکنند. در زمان علی، هر گونه اجتهادی را خروج از دین میخواندند و در زمانۀ ما روشنفکربازی و اباحیگری مینامند.
مورخان نوشتهاند: پس از جنگ نهروان، علی(ع) بر کشتگانِ خوارج گذشت و گفت: «بدا به حالتان که فریبتان دادند.» یکی از همراهان علی گفت: خدا را سپاس که ایشان را نابود کرد. علی(ع) گفت: «نه. سوگند به خدایی که جانم در دست او است، کسانی از ایشان هنوز زاده نشدهاند.»
(عبد الرزّاق الصنعانی، المصنّف، ج۱۰، ص۱۵۰، ح۱۸۶۵۵)
✏ رضا بابایی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
📍داستان علی و خوارج:
خوارج، نام گروهی از مسلمانان متعصب و خشکمغز است که در زمان خلافت علی(ع) اعلام موجودیت کردند. علی(ع) در جنگ نهروان، آنان را شکستی سخت داد و پس از آن، سازمان خوارج فروپاشید؛ اما تفکر آنان باقی ماند و با نامهای دیگر و زیر پرچمهای متفاوت و مقدس به حیات خود ادامه داد. به باور من، اکنون گفتمان غالب بر جهان اسلام، همان گفتمان و همان قرائت خوارج از اسلام است؛ زیرا مهمترین ویژگی خوارح، اکنون نیز سکۀ رایج در میان مسلمانان است.
خوارج، مردان و زنانی شریعتمدار بودند که از بذل جان و مال خود در راه دین دریغ نداشتند. علی(ع) آنان را حقیقتجویانی خطاکار میدانست(نهج البلاغه، خ60). امام باقر(ع) نیز دربارۀ آنان میگوید: جاهلانه بر خود سخت گرفتند و ندانستند که دین خدا، فراخ از فهم آنان است(کافی، ج2، ص298). در سیره و زندگی رهبران خوارج، جز زهد و تلاوت قرآن و نماز و روزهداری و تهجد و جهاد به چشم نمیخورد و اگر خشونتی از آنان سر زده است، آن را در راه خدا و برای حراست از دین خدا میدانستند؛ چنانکه شب قدر را برای کشتن علی(ع) و معاویه انتخاب کردند، تا ثواب بیشتری ببرند.
خوارج، چند سال پس از تدوین قرآن در زمان عثمان، ظهور کردند. تلقی آنان از قرآن، چونان مواجهۀ اخباریها با حدیث بود. میگفتند: با وجود قرآن و سنت رسول(ص)، هیچ نیازی به هیچ چیز و هیچ کس نیست؛ حتی اگر آن چیز، عقل باشد و حتی اگر آن شخص، علی باشد. مهمترین ویژگی آنان که هنوز در میان اکثر جریانهای اسلامی بیشوکم وجود دارد، ظاهرگرایی و تعصب خام بر ظواهر متون دینی است. آنان، دین را در ظواهر قرآن و سنت خلاصه میکردند و هر چیزی را که بیرون از آن بود، بیدینی میشمردند. میگفتند در قرآن آمده است: لا حکم الا لله؛ فرمانروایی مخصوص خدا است. پس ما از علی و غیر علی، فرمان نمیبریم. وقتی معاویه، قرآنها را بر سر نیزه کرد و سپاهیان عراق را به حَکَمیت قرآن فراخواند، آنان نیز علی را به گردن نهادن در برابر حکم قرآن فراخواندند. علی(ع) گفت: آری؛ حکم از آنِ خدا است و بس. اما شما از این سخن حق، معنایی باطل میفهمید. فرمانبری از خدا، شما را از حاکم – هرچند ظالم - بینیاز نمیکند. میگفتند: تو ما را به کاری میگماری که در قرآن نیامده است. وقتی قرآن در میان است، چه جای دیگران است.
خوارج، پدران معنوی اخباریگری و تحجر و سختکیشی در جهان اسلامند. آنان ریشۀ اجتهاد را در جهان اسلام، نحیف و لاغر کردند؛ عقل را به حاشیههای دور راندند؛ خردمندان را خوار و شمشیر را عمود خیمۀ دین و ظاهرپرستی را جانشین خداپرستی کردند؛ در فهم دین، هیچ سهمی به عقل و دانش ندادند و متنپرستی را عین خداپرستی دانستند. خاستگاه خوارج، اندیشهای بود که به زمان و مکان و عقل و تجربه و اجتهاد هیچ وقعی نمینهاد و دین را جامد میپنداشت. وقتی علی(ع) – بر خلاف سخن و سیرۀ پیامبر – بر اسب زکات بست، گفتند: او به دین خدا پشت کرده است؛ زیرا پیامبر از صاحبان اسب، زکات نمیگرفت. گمان میکردند که دینداری، یعنی تکرار بیکموکاست قطعهای از تاریخ دین. این گمان باطل و ویرانگر، اندکاندک راه خود را گشود و تا اردوگاه پیروان علی نیز دامن کشید و ماندگار شد.
داستان علی و خوارج، هزاران بار دیگر در تاریخ کشورهای اسلامی تکرار شد؛ از جمله در تاریخ معاصر ایران و در دورۀ مشروطه. در آن زمان نیز مخالفان مشروطه میگفتند: «مگر – العیاذ بالله - خدا مرده است که مردم کوچه و بازار در مجمعی(مجلس شورای ملی) جمع شوند و قانون بگذارند؟ مگر قرآن و حدیث در میان ما نیست که خباز و بقال و نجار در مجلس، برای مسلمین، تعیین تکلیف کنند؟ جز خدا، هیچ کس حق قانونگذاری ندارد. مجلس شورا شرک است و این مشروطه، مشروعه نیست.» در آن زمان کسانی مانند مرحوم آخوند خراسانی، همان سخنان را به مخالفان مشروطه گفتند که علی به خوارج گفت. خوارج، در زمان علی، فریب نام قرآن را خوردند و در زمانهای دیگر، فریب نامهای دیگر را. اگر روزی معاویه، قرآنها را بر سر نیزه کرد و آن ابلهان سبکسر را فریب داد، امروز فرزندان خوارج را میتوان با نام علی فریفت و به دستشان شمشیر داد تا به جنگ مرام علی بروند. آنان، به نامها و ظواهر بسنده میکنند. در زمان علی، هر گونه اجتهادی را خروج از دین میخواندند و در زمانۀ ما روشنفکربازی و اباحیگری مینامند.
مورخان نوشتهاند: پس از جنگ نهروان، علی(ع) بر کشتگانِ خوارج گذشت و گفت: «بدا به حالتان که فریبتان دادند.» یکی از همراهان علی گفت: خدا را سپاس که ایشان را نابود کرد. علی(ع) گفت: «نه. سوگند به خدایی که جانم در دست او است، کسانی از ایشان هنوز زاده نشدهاند.»
(عبد الرزّاق الصنعانی، المصنّف، ج۱۰، ص۱۵۰، ح۱۸۶۵۵)
✏ رضا بابایی.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍
🎧 یک سوال:
نظرتان راجع به موسیقی چیست؟
(نظر شخصی)🎷🎻🎶🎵🎹🎸🎺🎤
___________________________________
🔋
✏منبرک: (موسیقی حرام یا حلال؟!)
تگ به دوستان فراموش نشه🔰
.
.
🔖📝 نظر شهیدبهشتی درباره موسیقی:
.
🎵 اولاً گزارهای با این عنوان که «موسیقی حرام است» نداریم.
چه چیزی باعث حرمت بعضی از انواع موسیقی میشود؟
این ملاکی دارد که اتفاقاً تعیین موضوع آن ملاک، با فقیه است، اما تعیین مصداقش با خود فرد است؛
یعنی فقیه حکم را تعیین می کند و می گوید آن نوع از موسیقی که آدمی را از انسانیت خودش دور کند، در آیین اسلام مجاز نیست.
از این رو، دکتر بهشتی هم حکم موضوع را روشن می کند و تشخیص مصداق را به افراد واگذار میکند:
اینکه آیا موسیقی که گوش می دهند آنها را از انسانیتشان دور میکند یا خیر؟ اگر دور کند، از نظر اسلام حرام است؛ اگر نه، مشکلی ندارد.
📎روزنامه ایران
.
.
🔖📝 نظر مرحوم علامه فضل الله درباره موسیقی:
.
🎵 معتقدم موسيقي اي كه باعث برانگيختن غرائز نبوده و دربردارنده محتوايي شهوت انگيز نباشد و سبب ايجاد حالت طربى كه انسان را از وضع طبيعي اش خارج مى كند نشود، حلال است.
آنچه هم كه موسيقي كلاسيك خوانده مى شود اگر در همين شرايط باشد حلال است و همچنين موسيقي تصويري يا حماسي و انواع ديگر موسيقي كه روان را به اوج مي كشاند و اعصاب را آرام مى كند و روح را بزرگى مي بخشد، همگى اينها در صورتى كه شرايط ذكر شده را دارا باشند حلال هستند.
📎دنياى جوان، ص٢٢٢
✏#مصطفی_سلیمانی ✒
۱۹ رمضان، سال ۱۳۹۵.
________________________________
پ ن:
به تصورات و تحلیل های دیگران اهمیت ندهید. دست هایتان را باز کنید و بلند بگوييد:
تو را دوست دارم!
حالتان را خوب کنید و به آنها که باید بگویید، راحت بگویید!
بیراهه نروید، کلمات اشتباه به کار نبرید، اصل مطلب را بگویید.
بی دلیل چیزی را جایگزینش نکنید.
"تو را دوست دارم" شبیه هیچ چیز دیگری نیست!
📍 #صابر_ابر
کانال مشاوره💡:
https://telegram.me/menbarak
🎧 یک سوال:
نظرتان راجع به موسیقی چیست؟
(نظر شخصی)🎷🎻🎶🎵🎹🎸🎺🎤
___________________________________
🔋
✏منبرک: (موسیقی حرام یا حلال؟!)
تگ به دوستان فراموش نشه🔰
.
.
🔖📝 نظر شهیدبهشتی درباره موسیقی:
.
🎵 اولاً گزارهای با این عنوان که «موسیقی حرام است» نداریم.
چه چیزی باعث حرمت بعضی از انواع موسیقی میشود؟
این ملاکی دارد که اتفاقاً تعیین موضوع آن ملاک، با فقیه است، اما تعیین مصداقش با خود فرد است؛
یعنی فقیه حکم را تعیین می کند و می گوید آن نوع از موسیقی که آدمی را از انسانیت خودش دور کند، در آیین اسلام مجاز نیست.
از این رو، دکتر بهشتی هم حکم موضوع را روشن می کند و تشخیص مصداق را به افراد واگذار میکند:
اینکه آیا موسیقی که گوش می دهند آنها را از انسانیتشان دور میکند یا خیر؟ اگر دور کند، از نظر اسلام حرام است؛ اگر نه، مشکلی ندارد.
📎روزنامه ایران
.
.
🔖📝 نظر مرحوم علامه فضل الله درباره موسیقی:
.
🎵 معتقدم موسيقي اي كه باعث برانگيختن غرائز نبوده و دربردارنده محتوايي شهوت انگيز نباشد و سبب ايجاد حالت طربى كه انسان را از وضع طبيعي اش خارج مى كند نشود، حلال است.
آنچه هم كه موسيقي كلاسيك خوانده مى شود اگر در همين شرايط باشد حلال است و همچنين موسيقي تصويري يا حماسي و انواع ديگر موسيقي كه روان را به اوج مي كشاند و اعصاب را آرام مى كند و روح را بزرگى مي بخشد، همگى اينها در صورتى كه شرايط ذكر شده را دارا باشند حلال هستند.
📎دنياى جوان، ص٢٢٢
✏#مصطفی_سلیمانی ✒
۱۹ رمضان، سال ۱۳۹۵.
________________________________
پ ن:
به تصورات و تحلیل های دیگران اهمیت ندهید. دست هایتان را باز کنید و بلند بگوييد:
تو را دوست دارم!
حالتان را خوب کنید و به آنها که باید بگویید، راحت بگویید!
بیراهه نروید، کلمات اشتباه به کار نبرید، اصل مطلب را بگویید.
بی دلیل چیزی را جایگزینش نکنید.
"تو را دوست دارم" شبیه هیچ چیز دیگری نیست!
📍 #صابر_ابر
کانال مشاوره💡:
https://telegram.me/menbarak
📝 کانال فلسفه اخلاق:
دکتر ابوالقاسم فنائی:
در حقیقت اگر کسی فرهنگ قوم پیامبر را که ظرف دین است با مظروف یکی بگیرد و احکام خود دین ، و ارزش و اهمیت و قداست آنرا به این ظرف سرایت دهد در دین بدعت گذارده است ، چرا که بدعت در دین چیزی نیست مگر «داخل کردن چیزی که جز دین نیست در دین» داخل کردن ظرف دین در خود دین و قلمداد کردن ظرف دین، به عنوان جزئی از دین و مقدس کردن امور نامقدس، بدترین بدعت در دین است. چه بدعتی بالاتر از این که انسان دین را به گونه ای ، تفسیر و به دیگران عرضه کند که فقط به درد موزه ها بخورد و مخاطبان خود را بر سر دوراهی انتخاب میان دین و عقل قرار دهد. برای انسانهایی که در عصر مدرنیته زندگی میکنند ، فرهنگ قوم پیامبر، گرد و غبار بشریت است که بر چهره وحی نشسته است و تا این گرد و غبار از چهره دین زدوده شود، دین آنچنان که هست جلوه گر نخواهد شد و از مردمی که درجهان مدرن زندگی میکنند و به گونه ای متفاوت می اندیشند و عمل میکنند دلربایی نخواهد کرد.
✏ دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه 461
@abolghasemfanaei
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
دکتر ابوالقاسم فنائی:
در حقیقت اگر کسی فرهنگ قوم پیامبر را که ظرف دین است با مظروف یکی بگیرد و احکام خود دین ، و ارزش و اهمیت و قداست آنرا به این ظرف سرایت دهد در دین بدعت گذارده است ، چرا که بدعت در دین چیزی نیست مگر «داخل کردن چیزی که جز دین نیست در دین» داخل کردن ظرف دین در خود دین و قلمداد کردن ظرف دین، به عنوان جزئی از دین و مقدس کردن امور نامقدس، بدترین بدعت در دین است. چه بدعتی بالاتر از این که انسان دین را به گونه ای ، تفسیر و به دیگران عرضه کند که فقط به درد موزه ها بخورد و مخاطبان خود را بر سر دوراهی انتخاب میان دین و عقل قرار دهد. برای انسانهایی که در عصر مدرنیته زندگی میکنند ، فرهنگ قوم پیامبر، گرد و غبار بشریت است که بر چهره وحی نشسته است و تا این گرد و غبار از چهره دین زدوده شود، دین آنچنان که هست جلوه گر نخواهد شد و از مردمی که درجهان مدرن زندگی میکنند و به گونه ای متفاوت می اندیشند و عمل میکنند دلربایی نخواهد کرد.
✏ دکتر ابوالقاسم فنایی|اخلاق دین شناسی صفحه 461
@abolghasemfanaei
📝 کانال فلسفه اخلاق:
📍به دوستان خود معرفی کنید📎
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📝 کانال فلسفه اخلاق:
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
آری فیلسوفان شاگرد میسازند نه پیرو، رهبران اجتماعی پیروان متعصب میسازند نه انسانهای مهذب، اقطاب و مشایخ عرفان، ارباب تسلیم میسازند نه مؤمن مجاهد فعال.
در علی هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران. مکتب او هم مکتب عقل و اندیشه است و هم مکتب ثوره و انقلاب و هم مکتب تسلیم و انضباط و هم مکتب حسن و زیبائی و جذبه و حرکت.
علی (علیه السلام) پیش از آنکه امام عادل برای دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار کند، خود شخصاً موجودی متعادل و متوازن بود. کمالات انسانیت را باهم جمع کرده بود. هم اندیشه های عمیق و دوررس داشت و هم عواطفی رقیق و سرشار. کمال جسم و کمال روح را توأم داشت.
#جاذبه_و_دافعه_علی(ع)
#مرتضی_مطهری
انتشارات #صدرا
ص 12.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(به دوستان خود معرفی کنید)
https://telegram.me/filsofak
✂️ #برشی_از_یک_کتاب
آری فیلسوفان شاگرد میسازند نه پیرو، رهبران اجتماعی پیروان متعصب میسازند نه انسانهای مهذب، اقطاب و مشایخ عرفان، ارباب تسلیم میسازند نه مؤمن مجاهد فعال.
در علی هم خاصیت فیلسوف است و هم خاصیت رهبر انقلابی و هم خاصیت پیر طریقت و هم خاصیتی از نوع خاصیت پیامبران. مکتب او هم مکتب عقل و اندیشه است و هم مکتب ثوره و انقلاب و هم مکتب تسلیم و انضباط و هم مکتب حسن و زیبائی و جذبه و حرکت.
علی (علیه السلام) پیش از آنکه امام عادل برای دیگران باشد و درباره دیگران به عدل رفتار کند، خود شخصاً موجودی متعادل و متوازن بود. کمالات انسانیت را باهم جمع کرده بود. هم اندیشه های عمیق و دوررس داشت و هم عواطفی رقیق و سرشار. کمال جسم و کمال روح را توأم داشت.
#جاذبه_و_دافعه_علی(ع)
#مرتضی_مطهری
انتشارات #صدرا
ص 12.
📝 کانال فلسفه اخلاق:
(به دوستان خود معرفی کنید)
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63