Hossein Dabbagh حسین دباغ:
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
صدانت
اصالت اخلاق و اخلاق اصالت ، حسین دباغ • صدانت
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.این اخلاق است که هم بر فرهنگ تقدم دارد هم بر سیاست و هم بر اقتصاد. اصالت اخلاق
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔊در این فایل صوتی خواهید شنید :
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .
Forwarded from مصطفی ملکیان
گفتگو مجله کرگدن با استاد ملکیان . عنوان: شوق به زندگی و میل مبهم به خودکشی - دانلود متن مصاحبه 👇👇
کانال مجله کرگدن : @kargadanmagazine
کانال مجله کرگدن : @kargadanmagazine
فیلم نوشت:☝️
خوبی؛ کاستن از رنجها و مرارت دیگری یکی از شاخصههای زندگی اخلاقی است.
خوبی؛ کاستن از رنجها و مرارت دیگری یکی از شاخصههای زندگی اخلاقی است.
اصول هشتگانه رالز در قانون مردمان:
۱) مردم... آزاد و مستقلاند و آزادی و استقلالشان باید توسط مردم دیگر مورد احترام قرار گیرد.
۲) مردمان برابر هستند و نسبت به توافقات خودشان طرف مسئول هستند.
۳) مردم حق دفاع از خویشتن را دارند اما حق جنگیدن ندارند.
۴) مردم باید به عدم مداخله به عنوان یک وظیفه عمل نمایند.
۵) مردم ملزم هستند عهدنامهها و مسئولیتها را به رسمیت بشناسند.
۶) مردم باید محدودیتهای خاصی را در وارد شدن به جنگ (که به منظور دفاع از خویش است) در نظر داشته باشند.
۷) مردم باید به حقوق بشر احترام بگذارند.
۸) مردم موظفاند به سایر مردمانی که شرایط نامطلوبی دارند که مانع داشتن رژیم سیاسی و اجتماعی شایستهای برایشان میشود، کمک نمایند.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
۱) مردم... آزاد و مستقلاند و آزادی و استقلالشان باید توسط مردم دیگر مورد احترام قرار گیرد.
۲) مردمان برابر هستند و نسبت به توافقات خودشان طرف مسئول هستند.
۳) مردم حق دفاع از خویشتن را دارند اما حق جنگیدن ندارند.
۴) مردم باید به عدم مداخله به عنوان یک وظیفه عمل نمایند.
۵) مردم ملزم هستند عهدنامهها و مسئولیتها را به رسمیت بشناسند.
۶) مردم باید محدودیتهای خاصی را در وارد شدن به جنگ (که به منظور دفاع از خویش است) در نظر داشته باشند.
۷) مردم باید به حقوق بشر احترام بگذارند.
۸) مردم موظفاند به سایر مردمانی که شرایط نامطلوبی دارند که مانع داشتن رژیم سیاسی و اجتماعی شایستهای برایشان میشود، کمک نمایند.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
معرفی کتاب #حقوق_بشر
نویسنده: مایکل فریمن
ترجمه: محمد کیوانفر - ویراستار: #مصطفی_ملکیان
ناشر: هرمس و ناقد
سال چاپ: ۱۳٨٧
قطع: رقعى
تعداد صفحات: ٢۵۴
پژوهش دربارهی حقوق بشر و تا حد زیادی اجرای آنها در اختیار حقوقدانان است. مسئلهی حقوق بشر دین زیادی به ایشان دارد. البته این خطر نیز وجود دارد که توجه بیش از حد نشان دادن به قانون حقوق بشر موجب انحراف ما در درک این مفاهیم شود. کتاب حقوق بشر نوشتهی مایکل فریمن، در پی آن است تا با اتخاذ رویکردی میانرشتهای (interdisciplinary) قانون و حقوق را در جایگاه خود قرار دهد. مفهوم حقوق بشر دارای تاریخ و پیشینهای است که مهر و نشان اختلافات فلسفی را بر خود دارد. شناخت این تاریخ و درک آن اختلافات وضعیت امروز حقوق بشر را روشن میسازد. در نیمقرن گذشته این مفوهم وارد بخش عمدهای از حقوق ملی و بینالملل شده و البته در کانون بحثها و نزاعهای سیاسی نیز بوده است. نگرش حقوقی مهم است اما فهم حقوق بشر فهم سیاست حقوق بشر را میطلبد. حقوق و سیاست کل حوزهی حقوق بشر را دربرنمیگیرند. دیگر علوم اجتماعی- مانند جامعهشناسی، انسانشناسی و اقتصاد- نیز در درک ما از مسائل حقوق بشر مفهومی، درحد کلامل، میانرشتهای است.
این تحقیق در فصل دوم از راه ردگیری زمینەی تاریخی پیدایش حقوق بشر آغاز میشود. این ماجرا در فصل سوم نیز با بررسی پذیرش تدریجی حقوق بشر از سوی جامعەی بینالملل ادامه مییابد. فصل چهارم دربارهی توجیههای نظری بنیادین این مفهوم و بحثهای پیرامون آن میپژوهد.
مساهمت متمایز و مشخص علوم اجتماعی در فصل پنجم مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل ششم پرسشهای بسیار بحثانگیز پیرامون مسئلەی جهانی بودن ادعایی حقوق بشر و نسبتشان با تفاوتها و تمایزهای انسانی بالفعل و واقعی مطرح میشوند، البته با تأکیدی ویژه بر مسائل اقلیتهای فرهنگی، بومیان و حقوق زنان. در فصل هفتم به تحلیل جایگاه حقوق بشر در سیاست ملی و بینالمللی پرداخته میشود و نقش قابل توجه نهادهای بینالمللی حکومتها و سازمانهای مردمنهاد مورد ارزیابی قرار میگیرد. موضوع مورد بحث در فصل هشتم اقتصاد سیاسی حقوق بشر است با نگاه و توجهی خاص به توسعه، جهانیسازی و نهادهای پولی بینالمللی. در فصل پایانی با تأمل بر تاریخ حقوق بشر و وضعیت اکنون و آیندەی احتمالی این حقوق مبادرت به نتیجهگیری شده است. یکی از معدود اطمینانهایی که وجود دارد، این است که فهم حقوق بشر برای فهم جهانی که بهمدتی طولانی زیستگاه ما خواهد بود لازم و ضروری است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
نویسنده: مایکل فریمن
ترجمه: محمد کیوانفر - ویراستار: #مصطفی_ملکیان
ناشر: هرمس و ناقد
سال چاپ: ۱۳٨٧
قطع: رقعى
تعداد صفحات: ٢۵۴
پژوهش دربارهی حقوق بشر و تا حد زیادی اجرای آنها در اختیار حقوقدانان است. مسئلهی حقوق بشر دین زیادی به ایشان دارد. البته این خطر نیز وجود دارد که توجه بیش از حد نشان دادن به قانون حقوق بشر موجب انحراف ما در درک این مفاهیم شود. کتاب حقوق بشر نوشتهی مایکل فریمن، در پی آن است تا با اتخاذ رویکردی میانرشتهای (interdisciplinary) قانون و حقوق را در جایگاه خود قرار دهد. مفهوم حقوق بشر دارای تاریخ و پیشینهای است که مهر و نشان اختلافات فلسفی را بر خود دارد. شناخت این تاریخ و درک آن اختلافات وضعیت امروز حقوق بشر را روشن میسازد. در نیمقرن گذشته این مفوهم وارد بخش عمدهای از حقوق ملی و بینالملل شده و البته در کانون بحثها و نزاعهای سیاسی نیز بوده است. نگرش حقوقی مهم است اما فهم حقوق بشر فهم سیاست حقوق بشر را میطلبد. حقوق و سیاست کل حوزهی حقوق بشر را دربرنمیگیرند. دیگر علوم اجتماعی- مانند جامعهشناسی، انسانشناسی و اقتصاد- نیز در درک ما از مسائل حقوق بشر مفهومی، درحد کلامل، میانرشتهای است.
این تحقیق در فصل دوم از راه ردگیری زمینەی تاریخی پیدایش حقوق بشر آغاز میشود. این ماجرا در فصل سوم نیز با بررسی پذیرش تدریجی حقوق بشر از سوی جامعەی بینالملل ادامه مییابد. فصل چهارم دربارهی توجیههای نظری بنیادین این مفهوم و بحثهای پیرامون آن میپژوهد.
مساهمت متمایز و مشخص علوم اجتماعی در فصل پنجم مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل ششم پرسشهای بسیار بحثانگیز پیرامون مسئلەی جهانی بودن ادعایی حقوق بشر و نسبتشان با تفاوتها و تمایزهای انسانی بالفعل و واقعی مطرح میشوند، البته با تأکیدی ویژه بر مسائل اقلیتهای فرهنگی، بومیان و حقوق زنان. در فصل هفتم به تحلیل جایگاه حقوق بشر در سیاست ملی و بینالمللی پرداخته میشود و نقش قابل توجه نهادهای بینالمللی حکومتها و سازمانهای مردمنهاد مورد ارزیابی قرار میگیرد. موضوع مورد بحث در فصل هشتم اقتصاد سیاسی حقوق بشر است با نگاه و توجهی خاص به توسعه، جهانیسازی و نهادهای پولی بینالمللی. در فصل پایانی با تأمل بر تاریخ حقوق بشر و وضعیت اکنون و آیندەی احتمالی این حقوق مبادرت به نتیجهگیری شده است. یکی از معدود اطمینانهایی که وجود دارد، این است که فهم حقوق بشر برای فهم جهانی که بهمدتی طولانی زیستگاه ما خواهد بود لازم و ضروری است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🔸استاد مصطفی ملکیان🔸:
☘☘سقراط فلسفه را از جهان شناسی متوجه جان شناسی کرد و گفت ما نیازی به شناختن جهان نداریم،ما باید خود را بشناسیم،و لذا سقراط را پدر انسان شناسی به حساب می آورند.او می گفت:دانستن آنچه بیرون از توست با ندانستن آن مساوی است ولی دانستن آنچه در درون توست با ندانستن آن مساوی نیست،بنابراین شأن اصلی یک فیلسوف این است که خودشناسی کند.انسان شناسی یک ضرورت است و هر مرد قدیس و پاک و هر پیامبری این علم را داشته است.«خودت را بشناس»برای این است که بدانی چه باید کرد و چه نباید کرد و لذا خودشناسی سر از اخلاق بیرون می آورد و به همین سبب است که میتوان گفت سقراط منحصرا به موضوعات اخلاقی می پرداخته است.
به نظر می رسد سخن سقراط سخن بسیار خوبی است،ممکن است بگویید اگر همه انسانها به دنبال این کار بروند،همه علوم و مشاغل دیگر تعطیل می شود،ولی باید دانست که همه انسانها چنین نیستند،این فریادی است که در بیابان بی فریادی اظهار می شود،تو دغدغه این را نداشته باش،کار خودت را بکن.علاوه بر اینکه سخن بر سر اهم و مهم است و پرداختن به اهم به معنای رها کردن مهم به طور کلی نیست.
🍑🍑استاد ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد یک،صفحه118
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
☘☘سقراط فلسفه را از جهان شناسی متوجه جان شناسی کرد و گفت ما نیازی به شناختن جهان نداریم،ما باید خود را بشناسیم،و لذا سقراط را پدر انسان شناسی به حساب می آورند.او می گفت:دانستن آنچه بیرون از توست با ندانستن آن مساوی است ولی دانستن آنچه در درون توست با ندانستن آن مساوی نیست،بنابراین شأن اصلی یک فیلسوف این است که خودشناسی کند.انسان شناسی یک ضرورت است و هر مرد قدیس و پاک و هر پیامبری این علم را داشته است.«خودت را بشناس»برای این است که بدانی چه باید کرد و چه نباید کرد و لذا خودشناسی سر از اخلاق بیرون می آورد و به همین سبب است که میتوان گفت سقراط منحصرا به موضوعات اخلاقی می پرداخته است.
به نظر می رسد سخن سقراط سخن بسیار خوبی است،ممکن است بگویید اگر همه انسانها به دنبال این کار بروند،همه علوم و مشاغل دیگر تعطیل می شود،ولی باید دانست که همه انسانها چنین نیستند،این فریادی است که در بیابان بی فریادی اظهار می شود،تو دغدغه این را نداشته باش،کار خودت را بکن.علاوه بر اینکه سخن بر سر اهم و مهم است و پرداختن به اهم به معنای رها کردن مهم به طور کلی نیست.
🍑🍑استاد ملکیان،تاریخ فلسفه غرب،جلد یک،صفحه118
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
کتابهای اخلاقی پیشنهادی برای دوستداران و دانشجویان درس فلسفه اخلاق:
الف. کتابهای عمومی و مقدماتی (برای آشنایی کلی با اخلاق هنجاری):
1. فلسفه اخلاق/ریچلز/ترجمه آرش اخگری/انتشارات حکمت؛
2. مبانی فلسفه اخلاق/هولمز/ترجمه مسعود علیا/انتشارات ققنوس؛
3. درآمدی بر فلسفه اخلاق/گنسلر/ترجمه مهدی اخوان/انتشارات علمی فرهنگی؛
4. مسائل اخلاقی/پالمر/ترجمه علیرضا آل بویه/انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی؛
5. فلسفه اخلاق/فرانکنا/ترجمه هادی صادقی/انتشارات طه.
ب. کتابهای تخصّصی (برای مطالعه تخصّصی فیلسوف، نظریه یا مسئلهای مهم در اخلاق هنجاری):
1. هابز/تاک/ترجمه حسین بشیریه/انتشارات طرح نو؛
2. فلسفه هابز/میسنر/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
3. فلسفه جان استیوارت میل/اندرسون/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
4. فلسفه راولز/تلیس/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
5. زندگی و اندیشههای ادم اسمیت/وینستین/ترجمه شیرزاد پیکحرفه/انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛
6. فلسفه و جامعه و سیاست/ترجمه عزتالله فولادوند/نشرماهی؛
7. در سنگر آزادی/هایک/ترجمه عزتالله فولادوند/نشرماهی؛
8. فایدهگرایی/میل/ترجمه مرتضی مردیها/نشرنی؛
9. تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم/تالیف حسین بشیریه/نشرنی؛
10. مرزهای اخلاق/تالیف شیرزاد پیکحرفه/نشرنی.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
الف. کتابهای عمومی و مقدماتی (برای آشنایی کلی با اخلاق هنجاری):
1. فلسفه اخلاق/ریچلز/ترجمه آرش اخگری/انتشارات حکمت؛
2. مبانی فلسفه اخلاق/هولمز/ترجمه مسعود علیا/انتشارات ققنوس؛
3. درآمدی بر فلسفه اخلاق/گنسلر/ترجمه مهدی اخوان/انتشارات علمی فرهنگی؛
4. مسائل اخلاقی/پالمر/ترجمه علیرضا آل بویه/انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی؛
5. فلسفه اخلاق/فرانکنا/ترجمه هادی صادقی/انتشارات طه.
ب. کتابهای تخصّصی (برای مطالعه تخصّصی فیلسوف، نظریه یا مسئلهای مهم در اخلاق هنجاری):
1. هابز/تاک/ترجمه حسین بشیریه/انتشارات طرح نو؛
2. فلسفه هابز/میسنر/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
3. فلسفه جان استیوارت میل/اندرسون/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
4. فلسفه راولز/تلیس/ترجمه خشایار دیهیمی/ انتشارات طرح نو؛
5. زندگی و اندیشههای ادم اسمیت/وینستین/ترجمه شیرزاد پیکحرفه/انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛
6. فلسفه و جامعه و سیاست/ترجمه عزتالله فولادوند/نشرماهی؛
7. در سنگر آزادی/هایک/ترجمه عزتالله فولادوند/نشرماهی؛
8. فایدهگرایی/میل/ترجمه مرتضی مردیها/نشرنی؛
9. تاریخ اندیشههای سیاسی در قرن بیستم/تالیف حسین بشیریه/نشرنی؛
10. مرزهای اخلاق/تالیف شیرزاد پیکحرفه/نشرنی.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
✔️🔻آیت الله علوی بروجردی
🔹ما امروز در حوزهها نیاز داریم که فقه حقوق انسان را تدوین و تدریس کنیم. حتی این مشکل را در خود ایران هم داریم. بهاییها مسئله ما هستند. با بهاییها چه کنیم؟ بر اساس مبانی خود اسلام هم اینها شهروند هستند و حقوقی دارند. ما حق کشتن و حبس آنان را به جرم عقیده نداریم. آنها حق زندگی دارند. حقوق انسان در فقه، موضوع مستقلی است. باید در حوزهها بحثی راجع به حقوق انسان به طور جدی راه بیندازیم. این نیاز به تألیف و مکتوباتی دارد که آقایانی که در این راه تلاش کردند حتماً باید همت کنند.
🔹حتی درباره حقوق حیوانات و حفظ آب و درخت نیز روایات و سفارشهای فراوانی از ائمه (علیهم السلام) داریم. آنها هم در اسلام حقوقی دارند. امروز مسئله آب مهم شده است. در حالی که ما در کلام ائمه (علیهم السلام) داریم که وقتی وضو میگرفتند آب روی آب میریختند که اسراف نباشد. نمونههایی از این دست قابل تکیه است، ولی متأسفانه ما نتوانستیم آنچه را امروز به عنوان حقوق بشر مطرح است به دنیا بشناسانیم.
🔹سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مواجهه با خوارج نیز درسآموز است. گاهی، حتی در مملکت ما، نطق و خطابه میکنند که علی بن ابی طالب (علیه السلام) خوارج را کشت؛ اما اینگونه نیست. علی بن ابی طالب (علیه السلام) در مقابل آنها نماز جمعه میخواند. آنها وسط نماز شعار میدادند و وسط خطبهاش «قتل هذا الرجل ما افقه» میگفتند و امیرالمؤمنین نمیگذاشت کسی متعرضشان شود و هرچه نصیحت کرد فایده نداشت. چنین چیزی در دنیا نمونه ندارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب به آنها فرمودند: اگر شما با ما نمیسازید جنگ کنید. به آنها فرصت دادند که در دل مملکت اسلامی یارگیری کنند و عده و عُدّه و اسلحه تهیه کنند و اردوگاه تشکیل دهند و آماده جنگ شوند و بعد برای جنگ بیایند.
🔹در کجای دنیا چنین چیزی هست که حتی برای مخالف هم اینقدر حق قائل شوند که اگر با منطق هم نمیتواند از آنچه دارد دفاع کند با شمشیر دفاع کند. پس از آن به جنگ رفتند. طبق نقلها، بیش از 15 یا 20 روز جنگ را به تأخیر انداختند. بعد از نماز صبح و ظهر روشنگری میکردند. جمع زیادی برگشتند و عده کمی، نزدیک به پانصد و اندی، باقی ماندند که بعد هم عدهای از آنها فرار کردند. حضرت فرمودند آنها را رها کنید. بعد هم فرمودند: «لاتقتلوا الخوارج من بعدی» و تأکید کردند که با زن و بچه اینها کاری نداشته باشید و متعرض آنها نشوید. اینها نمونههای بسیار فوقالعادهای است. ما باید روی اینها دست بگذاریم؛ مخصوصاً سیره امیرالمؤمنین؛ چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در جنگ بوده و بعد هم در دوران حکومت خودش با عایشه چنان رفتار کرد که او را به سلامت به مدینه رساندند، با اینکه دشمن صریح او بود. اینها نمونههایی است که ما در حقوق انسانی داریم و متأسفانه به آن ملتزم نبودهایم. اینها مایه غنای ما در دنیا است و این ثروت و غنا را دنیا و غرب ندارد. ما میتوانیم این غنا را وسیله تبلیغ شیعه قرار دهیم🔺
@namehayehawzavi
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🔹ما امروز در حوزهها نیاز داریم که فقه حقوق انسان را تدوین و تدریس کنیم. حتی این مشکل را در خود ایران هم داریم. بهاییها مسئله ما هستند. با بهاییها چه کنیم؟ بر اساس مبانی خود اسلام هم اینها شهروند هستند و حقوقی دارند. ما حق کشتن و حبس آنان را به جرم عقیده نداریم. آنها حق زندگی دارند. حقوق انسان در فقه، موضوع مستقلی است. باید در حوزهها بحثی راجع به حقوق انسان به طور جدی راه بیندازیم. این نیاز به تألیف و مکتوباتی دارد که آقایانی که در این راه تلاش کردند حتماً باید همت کنند.
🔹حتی درباره حقوق حیوانات و حفظ آب و درخت نیز روایات و سفارشهای فراوانی از ائمه (علیهم السلام) داریم. آنها هم در اسلام حقوقی دارند. امروز مسئله آب مهم شده است. در حالی که ما در کلام ائمه (علیهم السلام) داریم که وقتی وضو میگرفتند آب روی آب میریختند که اسراف نباشد. نمونههایی از این دست قابل تکیه است، ولی متأسفانه ما نتوانستیم آنچه را امروز به عنوان حقوق بشر مطرح است به دنیا بشناسانیم.
🔹سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مواجهه با خوارج نیز درسآموز است. گاهی، حتی در مملکت ما، نطق و خطابه میکنند که علی بن ابی طالب (علیه السلام) خوارج را کشت؛ اما اینگونه نیست. علی بن ابی طالب (علیه السلام) در مقابل آنها نماز جمعه میخواند. آنها وسط نماز شعار میدادند و وسط خطبهاش «قتل هذا الرجل ما افقه» میگفتند و امیرالمؤمنین نمیگذاشت کسی متعرضشان شود و هرچه نصیحت کرد فایده نداشت. چنین چیزی در دنیا نمونه ندارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) خطاب به آنها فرمودند: اگر شما با ما نمیسازید جنگ کنید. به آنها فرصت دادند که در دل مملکت اسلامی یارگیری کنند و عده و عُدّه و اسلحه تهیه کنند و اردوگاه تشکیل دهند و آماده جنگ شوند و بعد برای جنگ بیایند.
🔹در کجای دنیا چنین چیزی هست که حتی برای مخالف هم اینقدر حق قائل شوند که اگر با منطق هم نمیتواند از آنچه دارد دفاع کند با شمشیر دفاع کند. پس از آن به جنگ رفتند. طبق نقلها، بیش از 15 یا 20 روز جنگ را به تأخیر انداختند. بعد از نماز صبح و ظهر روشنگری میکردند. جمع زیادی برگشتند و عده کمی، نزدیک به پانصد و اندی، باقی ماندند که بعد هم عدهای از آنها فرار کردند. حضرت فرمودند آنها را رها کنید. بعد هم فرمودند: «لاتقتلوا الخوارج من بعدی» و تأکید کردند که با زن و بچه اینها کاری نداشته باشید و متعرض آنها نشوید. اینها نمونههای بسیار فوقالعادهای است. ما باید روی اینها دست بگذاریم؛ مخصوصاً سیره امیرالمؤمنین؛ چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در جنگ بوده و بعد هم در دوران حکومت خودش با عایشه چنان رفتار کرد که او را به سلامت به مدینه رساندند، با اینکه دشمن صریح او بود. اینها نمونههایی است که ما در حقوق انسانی داریم و متأسفانه به آن ملتزم نبودهایم. اینها مایه غنای ما در دنیا است و این ثروت و غنا را دنیا و غرب ندارد. ما میتوانیم این غنا را وسیله تبلیغ شیعه قرار دهیم🔺
@namehayehawzavi
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
معروف است که یکی از بزرگترین کشفیات ارشمیدس در حمام صورت گرفت و وی شوقزده، از حمام بیرون زد و فریاد کشید «یافتم، یافتم».
روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطهخوردن در آب کرد. پایین میرفت و بالا میآمد، باز پایین میرفت و بالا میآمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...
کسانی که حمام نرفتهاند نمیدانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندبارهای دارد. پژواک صدا در خود صدا میپیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را میکشند از ته دل فریاد میزد: یافتم، یافتم...
اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیکتر بودند بیاختیار ذهنشان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوششانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...
اما ارشمیدس بیاعتنا به همهچیز و همهکس و حتی لباسهایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.
صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟
بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریادزنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است!
حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد میزد: دزد، دزد، بگیریدش...
وقتی ارشمیدس از کنار بازار شهر گذشت جمعیتی که از پیاش میدوید به هجده نفر رسید، در حالی که ارشمیدس همچنان فریاد میزد: یافتم، یافتم...
شمعفروشان و نعلبندان و خلاصه کاسبکارها از کسانی که به دنبال ارشمیدس بودند میپرسیدند: «مگر چه شده است؟» و آنها جواب میدادند: «یافتش، یافتش» و همینطور از پی ارشمیدس میدویدند.
پیرزنی گفت: چه بیحیاست این مرد!
لاتی به محض اینکه ارشمیدس را آنطور لخت مادرزاد دید گفت: این چیچی پیدا کرده که باید حتماً لخت باشه تا نشون بده؟!
در سرکوی سگبازها، آنجا که «کلبی»ها جمع میشدند، بالاخره جلوی ارشمیدس را گرفتند. لنگی به دور تنش پیچیدند، پیرمردی نفسنفسزنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است!
حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است، مال حمامی است.
یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بیحرف! این چیزها مال دولت است.
مرد میانسالی از جمعیت گفت: قربان هنوز معلوم نیست چیچی هست.
مأمور خود را از تک و تا نینداخت: پس زودتر معلوم کنید تا بفهمیم صاحب چه چیزی هستیم!
اما ارشمیدس که غافل از دور و برش بود همینطور داد و فریاد میکرد: یافتم، یافتم، یافتم...
جمعیت که هر دم بیشتر میشد و کلافه بود دستهجمعی فریاد زدند: آخه بگو چی یافتی؟
ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
مردم گفتند: چی، چی گفتی؟
ارشمیدس که از دقت و توجه مردم نسبت به مسائل علمی شوقزده شده بود شمرده گفت: دقت کنید، هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
همگی با هم گفتند: «این مردک خر چه میگوید، دیوانه است» و از دورش پراکنده شدند و ارشمیدس از دور صدای مردی را شنید که میگفت «هر جسمی که در آب فرورود به اندازه ارشمیدس دیوانه نمیشود» و صدای خنده مردم بلند شد.
فردای آن روز به سردر حمام یک تابلوی کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود: برای حفظ شئونات اسلامی واخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم.
برگرفته از: کتاب مو، لای درز فلسفه-اردل.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای اینکه کیسه بکشد شروع به بازی و غوطهخوردن در آب کرد. پایین میرفت و بالا میآمد، باز پایین میرفت و بالا میآمد، خیلی آرام، یک بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم...
کسانی که حمام نرفتهاند نمیدانند که فریاد در حمام چه انعکاس پرابهت و چندبارهای دارد. پژواک صدا در خود صدا میپیچد و باز ارشمیدس انگار که «مویش» را میکشند از ته دل فریاد میزد: یافتم، یافتم...
اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ پا اینطور نعره نکشیده بود. آنهایی که به ارشمیدس نزدیکتر بودند بیاختیار ذهنشان به ثروت و جواهری رفت که ارشمیدس از روی خوششانسی و اتفاق آن را پیدا کرده است که فریاد در فریاد ارشمیدس انداختند: مال ماست، مال ماست...
اما ارشمیدس بیاعتنا به همهچیز و همهکس و حتی لباسهایش، از سر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد.
صاحب حمام فقط یک فریاد کوتاه داشت: پس پول حمام چی؟
بعد یکهو مثل تیر از ذهنش گذشت که ارشمیدس چیز باارزشی یافته و فریادزنان به دنبالش افتاد: مال من است، مال من است!
حمامی پس از اینکه دویست، سیصد متر به دنبال ارشمیدس دوید، دیگر کاملاً باورش شد که ارشمیدس چیز باارزشی پیدا کرده و حالا فریاد میزد: دزد، دزد، بگیریدش...
وقتی ارشمیدس از کنار بازار شهر گذشت جمعیتی که از پیاش میدوید به هجده نفر رسید، در حالی که ارشمیدس همچنان فریاد میزد: یافتم، یافتم...
شمعفروشان و نعلبندان و خلاصه کاسبکارها از کسانی که به دنبال ارشمیدس بودند میپرسیدند: «مگر چه شده است؟» و آنها جواب میدادند: «یافتش، یافتش» و همینطور از پی ارشمیدس میدویدند.
پیرزنی گفت: چه بیحیاست این مرد!
لاتی به محض اینکه ارشمیدس را آنطور لخت مادرزاد دید گفت: این چیچی پیدا کرده که باید حتماً لخت باشه تا نشون بده؟!
در سرکوی سگبازها، آنجا که «کلبی»ها جمع میشدند، بالاخره جلوی ارشمیدس را گرفتند. لنگی به دور تنش پیچیدند، پیرمردی نفسنفسزنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است!
حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است، مال حمامی است.
یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بیحرف! این چیزها مال دولت است.
مرد میانسالی از جمعیت گفت: قربان هنوز معلوم نیست چیچی هست.
مأمور خود را از تک و تا نینداخت: پس زودتر معلوم کنید تا بفهمیم صاحب چه چیزی هستیم!
اما ارشمیدس که غافل از دور و برش بود همینطور داد و فریاد میکرد: یافتم، یافتم، یافتم...
جمعیت که هر دم بیشتر میشد و کلافه بود دستهجمعی فریاد زدند: آخه بگو چی یافتی؟
ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
مردم گفتند: چی، چی گفتی؟
ارشمیدس که از دقت و توجه مردم نسبت به مسائل علمی شوقزده شده بود شمرده گفت: دقت کنید، هر جسمی که در آب فرورود به اندازه وزن مایع همحجمش سبک میشود.
همگی با هم گفتند: «این مردک خر چه میگوید، دیوانه است» و از دورش پراکنده شدند و ارشمیدس از دور صدای مردی را شنید که میگفت «هر جسمی که در آب فرورود به اندازه ارشمیدس دیوانه نمیشود» و صدای خنده مردم بلند شد.
فردای آن روز به سردر حمام یک تابلوی کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود: برای حفظ شئونات اسلامی واخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم.
برگرفته از: کتاب مو، لای درز فلسفه-اردل.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
⭕️آشنایی با اسپینوزا
⭕️پل استراترن
💢باروخ اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی است.او قابلیتهای علمی فراوانی داشت و گستره و اهمیت آثارش تا سالها پس از مرگ او به طور کامل درک نشد.امروزه،اسپینوزا یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه قرن هفدهم به شمار میرود.اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش،«اخلاقیات»،که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن «دوگانهانگاری دکارتی» را به چالش میکشد،یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب به شمار میرود.فیلسوف و مورخ، «ویلهلم فریدریش هگل»درباره ی فیلسوفان هم عصر خود نوشت:«شما یا پیرو اسپینوزا هستید،و یا اساسا فیلسوف نیستید».
آشنایی با اسپینوزا، نوشتهی پل استراترن از مجموعهی آشنایی با فیلسوفان توسط شهرام حمزه ای به فارسی برگردانده شده است.نویسنده در این اثر به شرح زندگی و آثار «اسپینوزا»،نوشتههای او،زماننگاری وقایع مهم فلسفی،تقویم زندگی و عصر «اسپینوزا» میپردازد.
🔹علم و فلسفه🔹
https://telegram.me/Skepticism
⭕️پل استراترن
💢باروخ اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی است.او قابلیتهای علمی فراوانی داشت و گستره و اهمیت آثارش تا سالها پس از مرگ او به طور کامل درک نشد.امروزه،اسپینوزا یکی از بزرگترین خردگرایان فلسفه قرن هفدهم به شمار میرود.اسپینوزا به واسطهٔ نگارش مهمترین اثرش،«اخلاقیات»،که پس از مرگ او به چاپ رسید و در آن «دوگانهانگاری دکارتی» را به چالش میکشد،یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ فلسفهٔ غرب به شمار میرود.فیلسوف و مورخ، «ویلهلم فریدریش هگل»درباره ی فیلسوفان هم عصر خود نوشت:«شما یا پیرو اسپینوزا هستید،و یا اساسا فیلسوف نیستید».
آشنایی با اسپینوزا، نوشتهی پل استراترن از مجموعهی آشنایی با فیلسوفان توسط شهرام حمزه ای به فارسی برگردانده شده است.نویسنده در این اثر به شرح زندگی و آثار «اسپینوزا»،نوشتههای او،زماننگاری وقایع مهم فلسفی،تقویم زندگی و عصر «اسپینوزا» میپردازد.
🔹علم و فلسفه🔹
https://telegram.me/Skepticism
✔️🔻بحران معنویت و اخلاق در اسلام سیاسی
🔸محسن حسام مظاهری
🔹دین، ابعاد و کارکردهای متنوع و مختلفی دارد. توجه بیش از اندازه و تمرکز بر یک بعد، لاجرم در سازوکار عمل دین اخلال ایجاد میکند. آرامش درونی، لذت ایمان به امر قدسی و غیب و رضایتخاطر ناشی از حضور در اجتماع مؤمنان ازجمله مواهبی است که هر دین به باورمندانش اعطا میکند. مواهبی که در متون اسلامی ازجمله قرآن کریم هم بر آنها تأکید شده است: «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون».
🔹براساس مشاهدات و تجربیات شخصی خودم از زندگی و ارتباط با طیفهای گوناگون مذهبی میتوانم بگویم هرچه گفتمانهای بدیل مانند «اسلام سنتی» و «اسلام عرفانی» در تأمین کارکردهای شخصی و روانی مذکور موفق عمل کردهاند، «اسلام سیاسی» در این امر ناکام بوده است. حاملان این گفتمان، شاید از نظر بعد سیاسی اشباع شوند، اما از حیث آرامش فردی و لذت ایمانی چندان چنتهی پری ندارند.
🔹«خلأ معنویت» یکی از مهمترین معضلات اسلام سیاسی ـ در معنای مصطلح اخیر ایرانی آن که مصداقش میشود: حزباللهیها ـ است. در اسلام سیاسی، این پسوند «سیاسی» است که بر «اسلام» غلبه دارد. همهی ابعاد دین از منظر سیاست سنجیده و تعریف میشوند: اخلاق، عبادات، فقه، احکام اجتماعی، آموزههای قرآنی و... . افراط در امر سیاسی و غلبهبخشیدن به بعد سیاسی احکام و آموزههای اسلامی بر دیگر ابعاد آن، سبب شده است روز به روز و به هر میزان که حاملان این گفتمان در فعالیتهای سیاسی مشغولتر میشوند، از دیگر ابعاد دین محرومتر مانند.
🔹یکی از عوامل زمینهساز بروز این معضل، فاصلهگرفتن اسلام سیاسی و باورمندانش از نصوص دینی است. میزان ارجاع و استناد و حتی مطالعهی نصوص اصلی دین (قرآن و سنت) در این گفتمان، بهمراتب کمتر از میزان ارجاع و استناد این افراد به سخنان مراجع اصلی گفتمانشان (مشخصاً رهبران فقید و فعلی جمهوری اسلامی و برخی از شخصیتهای سیاسی ـ حوزوی) است. حتی همین میزان اندک ارتباط حاملان این گفتمان با نصوص دینی هم نوعاً ارتباطی باواسطه است: بهواسطهی سخنان رهبرانشان و به همان میزان و از همان منظری که ایشان به نصوص ارجاع میدهند.
🔹خلأ معنویت و عدم ارتباط مستقیم با نصوص دینی، سبب شده است به مرور ملازمهی میان متشرعبودن و حزباللهیبودن کمرنگ شود. شاهد این امر تفکیکی است که آن دسته از حاملان این گفتمان ـ که علایق دینی پررنگتری دارند ـ میزان حوزهی زیست دینی و حوزهی زیست سیاسی ـ اجتماعی خود قایل میشوند. همان تفکیکی که پیشتر در یادداشت «تشیع هیئتی و تشیع معرفتی: از تعامل تا تقابل» دربارهی آن نوشتهام (ایران فردا. ش15. شهریور 94). حزباللهیهایی که در مواضع سیاسی بسیار رادیکالاند، اما درعینحال یک فضای خصوصی هم برای افراط در دینورزی برای خود تعریف میکنند؛ فضایی که نوعاً در هیئت و مجلس روضه است. البته این همزیستی همیشه مسالمتآمیز نیست و هرازگاهی میان این دو زیست تضادهایی رخ میدهد که اجتنابناپذیر است. (مصداقش را میتوان در باورهای هیئتی برخی حزباللهیها دید.
🔹ازجمله در مخالفت با نظر آیتالله خامنهای با برهنهشدن در سینهزنیها و یا حتی در رویکرد مثبت به رسومی مانند قمهزنی در عین صدور فتوای حرمت این رسوم توسط رهبری). بهعبارت دیگر، آندسته از حزباللهیها ـ که علایق دینی پررنگتری دارند ـ بهمرور به این راهکار عملی رسیدهاند که باید میان مرجعیت سیاسی و مرجعیت دینی خود تفکیک قایل شوند. مثلاً در امور سیاسی تابع آیتالله خامنهای باشند، اما در امور دینی (با تعریف تشیع هیئتی) ارجاعشان به آیتالله وحید یا آیتالله شیرازی باشد و در امور اخلاقی به آیتالله بهجت.
🔹راز رشد جریان موسوم به «شیرازیها» و دلیل کاهش اقبال دینداران (بهخصوص جوانان مذهبی) به اسلام سیاسی و پیوستن آنها به جریانهای بدیل و رقیب در سالهای اخیر را بهجای فرضیههای توطئهمحور و عوامل خارجی، باید در ناکارآمدی و ناکامی اسلام سیاسی در تأمین همه نیازهای دینداران از دین جست🔺
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🔸محسن حسام مظاهری
🔹دین، ابعاد و کارکردهای متنوع و مختلفی دارد. توجه بیش از اندازه و تمرکز بر یک بعد، لاجرم در سازوکار عمل دین اخلال ایجاد میکند. آرامش درونی، لذت ایمان به امر قدسی و غیب و رضایتخاطر ناشی از حضور در اجتماع مؤمنان ازجمله مواهبی است که هر دین به باورمندانش اعطا میکند. مواهبی که در متون اسلامی ازجمله قرآن کریم هم بر آنها تأکید شده است: «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون».
🔹براساس مشاهدات و تجربیات شخصی خودم از زندگی و ارتباط با طیفهای گوناگون مذهبی میتوانم بگویم هرچه گفتمانهای بدیل مانند «اسلام سنتی» و «اسلام عرفانی» در تأمین کارکردهای شخصی و روانی مذکور موفق عمل کردهاند، «اسلام سیاسی» در این امر ناکام بوده است. حاملان این گفتمان، شاید از نظر بعد سیاسی اشباع شوند، اما از حیث آرامش فردی و لذت ایمانی چندان چنتهی پری ندارند.
🔹«خلأ معنویت» یکی از مهمترین معضلات اسلام سیاسی ـ در معنای مصطلح اخیر ایرانی آن که مصداقش میشود: حزباللهیها ـ است. در اسلام سیاسی، این پسوند «سیاسی» است که بر «اسلام» غلبه دارد. همهی ابعاد دین از منظر سیاست سنجیده و تعریف میشوند: اخلاق، عبادات، فقه، احکام اجتماعی، آموزههای قرآنی و... . افراط در امر سیاسی و غلبهبخشیدن به بعد سیاسی احکام و آموزههای اسلامی بر دیگر ابعاد آن، سبب شده است روز به روز و به هر میزان که حاملان این گفتمان در فعالیتهای سیاسی مشغولتر میشوند، از دیگر ابعاد دین محرومتر مانند.
🔹یکی از عوامل زمینهساز بروز این معضل، فاصلهگرفتن اسلام سیاسی و باورمندانش از نصوص دینی است. میزان ارجاع و استناد و حتی مطالعهی نصوص اصلی دین (قرآن و سنت) در این گفتمان، بهمراتب کمتر از میزان ارجاع و استناد این افراد به سخنان مراجع اصلی گفتمانشان (مشخصاً رهبران فقید و فعلی جمهوری اسلامی و برخی از شخصیتهای سیاسی ـ حوزوی) است. حتی همین میزان اندک ارتباط حاملان این گفتمان با نصوص دینی هم نوعاً ارتباطی باواسطه است: بهواسطهی سخنان رهبرانشان و به همان میزان و از همان منظری که ایشان به نصوص ارجاع میدهند.
🔹خلأ معنویت و عدم ارتباط مستقیم با نصوص دینی، سبب شده است به مرور ملازمهی میان متشرعبودن و حزباللهیبودن کمرنگ شود. شاهد این امر تفکیکی است که آن دسته از حاملان این گفتمان ـ که علایق دینی پررنگتری دارند ـ میزان حوزهی زیست دینی و حوزهی زیست سیاسی ـ اجتماعی خود قایل میشوند. همان تفکیکی که پیشتر در یادداشت «تشیع هیئتی و تشیع معرفتی: از تعامل تا تقابل» دربارهی آن نوشتهام (ایران فردا. ش15. شهریور 94). حزباللهیهایی که در مواضع سیاسی بسیار رادیکالاند، اما درعینحال یک فضای خصوصی هم برای افراط در دینورزی برای خود تعریف میکنند؛ فضایی که نوعاً در هیئت و مجلس روضه است. البته این همزیستی همیشه مسالمتآمیز نیست و هرازگاهی میان این دو زیست تضادهایی رخ میدهد که اجتنابناپذیر است. (مصداقش را میتوان در باورهای هیئتی برخی حزباللهیها دید.
🔹ازجمله در مخالفت با نظر آیتالله خامنهای با برهنهشدن در سینهزنیها و یا حتی در رویکرد مثبت به رسومی مانند قمهزنی در عین صدور فتوای حرمت این رسوم توسط رهبری). بهعبارت دیگر، آندسته از حزباللهیها ـ که علایق دینی پررنگتری دارند ـ بهمرور به این راهکار عملی رسیدهاند که باید میان مرجعیت سیاسی و مرجعیت دینی خود تفکیک قایل شوند. مثلاً در امور سیاسی تابع آیتالله خامنهای باشند، اما در امور دینی (با تعریف تشیع هیئتی) ارجاعشان به آیتالله وحید یا آیتالله شیرازی باشد و در امور اخلاقی به آیتالله بهجت.
🔹راز رشد جریان موسوم به «شیرازیها» و دلیل کاهش اقبال دینداران (بهخصوص جوانان مذهبی) به اسلام سیاسی و پیوستن آنها به جریانهای بدیل و رقیب در سالهای اخیر را بهجای فرضیههای توطئهمحور و عوامل خارجی، باید در ناکارآمدی و ناکامی اسلام سیاسی در تأمین همه نیازهای دینداران از دین جست🔺
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🔸استاد مصطفی ملکیان🔸:
🍃🍃🍃بارکلی مى گويد در تعليم و تربيت تا آنجا كه ممكن است بايد از امر و نهى كردن اجتناب كرد و از راه محبت وارد شد. تنها چيزى كه مى تواند ديگرى را به گفته شما معتقد يا متقاعد كند، محبتى است كه شما نسبت به آن روا مى داريد. معلمان بايد در آموزش رياضى هم با افراد تحت تربيت خود محبت به خرج دهند. انسان از كسى كه به او خشونت كرده است، چيزى نمى آموزد. رابطه عاطفى بين معلّم و شاگرد، چيزى اضافه بر تعليم و تعلّم نيست بلكه شرط لازم تعليم و تربيت است. گفته اند درهمه نواحى كه به كار تبليغى پرداخته است، چه در آفريقا و چه در انگليس، به اين روش عمل مى كرده است.
🍅استاد ملکیان، تاریخ فلسفه غرب، جلدسه
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🍃🍃🍃بارکلی مى گويد در تعليم و تربيت تا آنجا كه ممكن است بايد از امر و نهى كردن اجتناب كرد و از راه محبت وارد شد. تنها چيزى كه مى تواند ديگرى را به گفته شما معتقد يا متقاعد كند، محبتى است كه شما نسبت به آن روا مى داريد. معلمان بايد در آموزش رياضى هم با افراد تحت تربيت خود محبت به خرج دهند. انسان از كسى كه به او خشونت كرده است، چيزى نمى آموزد. رابطه عاطفى بين معلّم و شاگرد، چيزى اضافه بر تعليم و تعلّم نيست بلكه شرط لازم تعليم و تربيت است. گفته اند درهمه نواحى كه به كار تبليغى پرداخته است، چه در آفريقا و چه در انگليس، به اين روش عمل مى كرده است.
🍅استاد ملکیان، تاریخ فلسفه غرب، جلدسه
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63