انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح می دهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.
امانوئل کانت
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
امانوئل کانت
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📌فلسفه اخلاق
شاخهای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسشهای بنیادین اخلاقیات میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.[۱]
فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح میکند نمیتوان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد.[۲]
نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند میتوانند به صورت پیشینی بسیار از رخدادها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد میکند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیریهای موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.[۳]
پی نوشت:
1. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی. گنسلر، صفحه ۳۰
2. مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال. هولمز، صفحه ۲۳
3. Ethics: A Very Short Introduction, Simon Blackburn, page ۳
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
شاخهای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسشهای بنیادین اخلاقیات میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.[۱]
فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح میکند نمیتوان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد.[۲]
نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند میتوانند به صورت پیشینی بسیار از رخدادها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد میکند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیریهای موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.[۳]
پی نوشت:
1. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی. گنسلر، صفحه ۳۰
2. مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال. هولمز، صفحه ۲۳
3. Ethics: A Very Short Introduction, Simon Blackburn, page ۳
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
کانال فلسفه اخلاق:
🌾 اخلاق مبتنی بر فضیلت:
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستممنسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
🌹افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
🌹ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری وفضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🌾 اخلاق مبتنی بر فضیلت:
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستممنسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
🌹افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
🌹ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری وفضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🌷 سعادت:
کانال فلسفه اخلاق:
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسانناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
کانال فلسفه اخلاق:
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسانناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🔸استاد مصطفی ملکیان🔸:
🍃🍃اصل ریاضت نزد رواقیان در تناقض با اصل تن آسایی در جهان مدرن:
در زندگی این جهانی همه مطلوبها و همه خواسته ها با هم قابل تحصیل نیستند (قدما تعبیر می کردند که به جهان دار تزاحم است ) پس به ناچار باید بعضی از مطلوبهای خودش را فدای برخی دیگر از مطلوبهای خودش بکند .
ریاضت یعنی شیوه فدا کردن برخی از مطلوبها برای بعض مطلوبهای دیگر . (این هم در باب مطلوبهای اخلاقی (خوبی ها ) صادق است هم در باب مطلوبهای روانشناختی (خوشی ها ) نیمایوشیج جمله ای دارد که در این جهان تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند .
این اصل به گونه ای تناقض دارد با تن آسایی که در ما وجود دارد ؛ تن آسایی که در دنیای مدرن از آن دفاع می شود و از هر درد و رنجی با هر قیمتی باید گریخت .
اگر آبا و اجداد ما هم همین فناوری و مسائل را داشتن ولی همان فرهنگ را داشتن بدانید خیلی کم از اینها استفاده می کردند (مانند قرص برای درمان و ... )
برای اینکه اینقدر درد و رنج منفور نبود ؛درد و رنج برای آنها جنبه مثبتی هم داشته است . البته نه اینکه عالما عامدا به درد و رنج بیندازند خودشان را ولی اگر درد و رنجی می افتادند بیشتر سعی می کردند با این درد و رنج سازگار باشند . چون معتقد بودند در درد و رنج کشیدن اختیاری یک شرفی هست .
مدرنیته مولفه ای داره به اسم لذت گرایی (یعنی غایت قصوای انسان به دست اوردن لذت باشد ) معنایش این است که هم اخلاق و هم روانشناسی ما خیلی از لذت خوشش میاد و از درد و رنج بدش میاد .
اما شما در آثار مارکوس اورلیوس سخت گرفتن بر خود یا مشقت بر خود را می بینید . نه تنها در اینجا بلکه در آثار اپیکتتوس هم مشاهده می کنید .
🌂سخنرانی در باب کتاب تاملات مارکوس اورلیوس
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🍃🍃اصل ریاضت نزد رواقیان در تناقض با اصل تن آسایی در جهان مدرن:
در زندگی این جهانی همه مطلوبها و همه خواسته ها با هم قابل تحصیل نیستند (قدما تعبیر می کردند که به جهان دار تزاحم است ) پس به ناچار باید بعضی از مطلوبهای خودش را فدای برخی دیگر از مطلوبهای خودش بکند .
ریاضت یعنی شیوه فدا کردن برخی از مطلوبها برای بعض مطلوبهای دیگر . (این هم در باب مطلوبهای اخلاقی (خوبی ها ) صادق است هم در باب مطلوبهای روانشناختی (خوشی ها ) نیمایوشیج جمله ای دارد که در این جهان تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند .
این اصل به گونه ای تناقض دارد با تن آسایی که در ما وجود دارد ؛ تن آسایی که در دنیای مدرن از آن دفاع می شود و از هر درد و رنجی با هر قیمتی باید گریخت .
اگر آبا و اجداد ما هم همین فناوری و مسائل را داشتن ولی همان فرهنگ را داشتن بدانید خیلی کم از اینها استفاده می کردند (مانند قرص برای درمان و ... )
برای اینکه اینقدر درد و رنج منفور نبود ؛درد و رنج برای آنها جنبه مثبتی هم داشته است . البته نه اینکه عالما عامدا به درد و رنج بیندازند خودشان را ولی اگر درد و رنجی می افتادند بیشتر سعی می کردند با این درد و رنج سازگار باشند . چون معتقد بودند در درد و رنج کشیدن اختیاری یک شرفی هست .
مدرنیته مولفه ای داره به اسم لذت گرایی (یعنی غایت قصوای انسان به دست اوردن لذت باشد ) معنایش این است که هم اخلاق و هم روانشناسی ما خیلی از لذت خوشش میاد و از درد و رنج بدش میاد .
اما شما در آثار مارکوس اورلیوس سخت گرفتن بر خود یا مشقت بر خود را می بینید . نه تنها در اینجا بلکه در آثار اپیکتتوس هم مشاهده می کنید .
🌂سخنرانی در باب کتاب تاملات مارکوس اورلیوس
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
هر"پرهیزکاری"، گذشته ای دارد.
وهر"گناه کاری"، آینده ای.
پس قضاوت نکن!
می دانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
📚 تسخیر شدگان
📝 داستایوفسکی
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
وهر"گناه کاری"، آینده ای.
پس قضاوت نکن!
می دانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
📚 تسخیر شدگان
📝 داستایوفسکی
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Hossein Dabbagh حسین دباغ:
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
صدانت
اصالت اخلاق و اخلاق اصالت ، حسین دباغ • صدانت
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.این اخلاق است که هم بر فرهنگ تقدم دارد هم بر سیاست و هم بر اقتصاد. اصالت اخلاق
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔊در این فایل صوتی خواهید شنید :
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .
Forwarded from مصطفی ملکیان
گفتگو مجله کرگدن با استاد ملکیان . عنوان: شوق به زندگی و میل مبهم به خودکشی - دانلود متن مصاحبه 👇👇
کانال مجله کرگدن : @kargadanmagazine
کانال مجله کرگدن : @kargadanmagazine
فیلم نوشت:☝️
خوبی؛ کاستن از رنجها و مرارت دیگری یکی از شاخصههای زندگی اخلاقی است.
خوبی؛ کاستن از رنجها و مرارت دیگری یکی از شاخصههای زندگی اخلاقی است.
اصول هشتگانه رالز در قانون مردمان:
۱) مردم... آزاد و مستقلاند و آزادی و استقلالشان باید توسط مردم دیگر مورد احترام قرار گیرد.
۲) مردمان برابر هستند و نسبت به توافقات خودشان طرف مسئول هستند.
۳) مردم حق دفاع از خویشتن را دارند اما حق جنگیدن ندارند.
۴) مردم باید به عدم مداخله به عنوان یک وظیفه عمل نمایند.
۵) مردم ملزم هستند عهدنامهها و مسئولیتها را به رسمیت بشناسند.
۶) مردم باید محدودیتهای خاصی را در وارد شدن به جنگ (که به منظور دفاع از خویش است) در نظر داشته باشند.
۷) مردم باید به حقوق بشر احترام بگذارند.
۸) مردم موظفاند به سایر مردمانی که شرایط نامطلوبی دارند که مانع داشتن رژیم سیاسی و اجتماعی شایستهای برایشان میشود، کمک نمایند.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
۱) مردم... آزاد و مستقلاند و آزادی و استقلالشان باید توسط مردم دیگر مورد احترام قرار گیرد.
۲) مردمان برابر هستند و نسبت به توافقات خودشان طرف مسئول هستند.
۳) مردم حق دفاع از خویشتن را دارند اما حق جنگیدن ندارند.
۴) مردم باید به عدم مداخله به عنوان یک وظیفه عمل نمایند.
۵) مردم ملزم هستند عهدنامهها و مسئولیتها را به رسمیت بشناسند.
۶) مردم باید محدودیتهای خاصی را در وارد شدن به جنگ (که به منظور دفاع از خویش است) در نظر داشته باشند.
۷) مردم باید به حقوق بشر احترام بگذارند.
۸) مردم موظفاند به سایر مردمانی که شرایط نامطلوبی دارند که مانع داشتن رژیم سیاسی و اجتماعی شایستهای برایشان میشود، کمک نمایند.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
معرفی کتاب #حقوق_بشر
نویسنده: مایکل فریمن
ترجمه: محمد کیوانفر - ویراستار: #مصطفی_ملکیان
ناشر: هرمس و ناقد
سال چاپ: ۱۳٨٧
قطع: رقعى
تعداد صفحات: ٢۵۴
پژوهش دربارهی حقوق بشر و تا حد زیادی اجرای آنها در اختیار حقوقدانان است. مسئلهی حقوق بشر دین زیادی به ایشان دارد. البته این خطر نیز وجود دارد که توجه بیش از حد نشان دادن به قانون حقوق بشر موجب انحراف ما در درک این مفاهیم شود. کتاب حقوق بشر نوشتهی مایکل فریمن، در پی آن است تا با اتخاذ رویکردی میانرشتهای (interdisciplinary) قانون و حقوق را در جایگاه خود قرار دهد. مفهوم حقوق بشر دارای تاریخ و پیشینهای است که مهر و نشان اختلافات فلسفی را بر خود دارد. شناخت این تاریخ و درک آن اختلافات وضعیت امروز حقوق بشر را روشن میسازد. در نیمقرن گذشته این مفوهم وارد بخش عمدهای از حقوق ملی و بینالملل شده و البته در کانون بحثها و نزاعهای سیاسی نیز بوده است. نگرش حقوقی مهم است اما فهم حقوق بشر فهم سیاست حقوق بشر را میطلبد. حقوق و سیاست کل حوزهی حقوق بشر را دربرنمیگیرند. دیگر علوم اجتماعی- مانند جامعهشناسی، انسانشناسی و اقتصاد- نیز در درک ما از مسائل حقوق بشر مفهومی، درحد کلامل، میانرشتهای است.
این تحقیق در فصل دوم از راه ردگیری زمینەی تاریخی پیدایش حقوق بشر آغاز میشود. این ماجرا در فصل سوم نیز با بررسی پذیرش تدریجی حقوق بشر از سوی جامعەی بینالملل ادامه مییابد. فصل چهارم دربارهی توجیههای نظری بنیادین این مفهوم و بحثهای پیرامون آن میپژوهد.
مساهمت متمایز و مشخص علوم اجتماعی در فصل پنجم مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل ششم پرسشهای بسیار بحثانگیز پیرامون مسئلەی جهانی بودن ادعایی حقوق بشر و نسبتشان با تفاوتها و تمایزهای انسانی بالفعل و واقعی مطرح میشوند، البته با تأکیدی ویژه بر مسائل اقلیتهای فرهنگی، بومیان و حقوق زنان. در فصل هفتم به تحلیل جایگاه حقوق بشر در سیاست ملی و بینالمللی پرداخته میشود و نقش قابل توجه نهادهای بینالمللی حکومتها و سازمانهای مردمنهاد مورد ارزیابی قرار میگیرد. موضوع مورد بحث در فصل هشتم اقتصاد سیاسی حقوق بشر است با نگاه و توجهی خاص به توسعه، جهانیسازی و نهادهای پولی بینالمللی. در فصل پایانی با تأمل بر تاریخ حقوق بشر و وضعیت اکنون و آیندەی احتمالی این حقوق مبادرت به نتیجهگیری شده است. یکی از معدود اطمینانهایی که وجود دارد، این است که فهم حقوق بشر برای فهم جهانی که بهمدتی طولانی زیستگاه ما خواهد بود لازم و ضروری است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
نویسنده: مایکل فریمن
ترجمه: محمد کیوانفر - ویراستار: #مصطفی_ملکیان
ناشر: هرمس و ناقد
سال چاپ: ۱۳٨٧
قطع: رقعى
تعداد صفحات: ٢۵۴
پژوهش دربارهی حقوق بشر و تا حد زیادی اجرای آنها در اختیار حقوقدانان است. مسئلهی حقوق بشر دین زیادی به ایشان دارد. البته این خطر نیز وجود دارد که توجه بیش از حد نشان دادن به قانون حقوق بشر موجب انحراف ما در درک این مفاهیم شود. کتاب حقوق بشر نوشتهی مایکل فریمن، در پی آن است تا با اتخاذ رویکردی میانرشتهای (interdisciplinary) قانون و حقوق را در جایگاه خود قرار دهد. مفهوم حقوق بشر دارای تاریخ و پیشینهای است که مهر و نشان اختلافات فلسفی را بر خود دارد. شناخت این تاریخ و درک آن اختلافات وضعیت امروز حقوق بشر را روشن میسازد. در نیمقرن گذشته این مفوهم وارد بخش عمدهای از حقوق ملی و بینالملل شده و البته در کانون بحثها و نزاعهای سیاسی نیز بوده است. نگرش حقوقی مهم است اما فهم حقوق بشر فهم سیاست حقوق بشر را میطلبد. حقوق و سیاست کل حوزهی حقوق بشر را دربرنمیگیرند. دیگر علوم اجتماعی- مانند جامعهشناسی، انسانشناسی و اقتصاد- نیز در درک ما از مسائل حقوق بشر مفهومی، درحد کلامل، میانرشتهای است.
این تحقیق در فصل دوم از راه ردگیری زمینەی تاریخی پیدایش حقوق بشر آغاز میشود. این ماجرا در فصل سوم نیز با بررسی پذیرش تدریجی حقوق بشر از سوی جامعەی بینالملل ادامه مییابد. فصل چهارم دربارهی توجیههای نظری بنیادین این مفهوم و بحثهای پیرامون آن میپژوهد.
مساهمت متمایز و مشخص علوم اجتماعی در فصل پنجم مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل ششم پرسشهای بسیار بحثانگیز پیرامون مسئلەی جهانی بودن ادعایی حقوق بشر و نسبتشان با تفاوتها و تمایزهای انسانی بالفعل و واقعی مطرح میشوند، البته با تأکیدی ویژه بر مسائل اقلیتهای فرهنگی، بومیان و حقوق زنان. در فصل هفتم به تحلیل جایگاه حقوق بشر در سیاست ملی و بینالمللی پرداخته میشود و نقش قابل توجه نهادهای بینالمللی حکومتها و سازمانهای مردمنهاد مورد ارزیابی قرار میگیرد. موضوع مورد بحث در فصل هشتم اقتصاد سیاسی حقوق بشر است با نگاه و توجهی خاص به توسعه، جهانیسازی و نهادهای پولی بینالمللی. در فصل پایانی با تأمل بر تاریخ حقوق بشر و وضعیت اکنون و آیندەی احتمالی این حقوق مبادرت به نتیجهگیری شده است. یکی از معدود اطمینانهایی که وجود دارد، این است که فهم حقوق بشر برای فهم جهانی که بهمدتی طولانی زیستگاه ما خواهد بود لازم و ضروری است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63