ادب جدایی در رابطه عاشقانه ، آرش نراقی
انگار هنر عاشقی بیشتر آداب دانی و نکته سنجی در مقام پیوستن است، که باید دل محبوب را به دست آورد. هنر عاشقی شکل تعالی یافته هنر شکار است، اما شکار دل. عاشق بر گرد محبوبش می چرخد، می رقصد، پر می گشاید، نغمه سرمی دهد تا جلوه زیبایی هایش نظر محبوب را جلب کند، و او را به پاسخ متقابل و متقارن برانگیزد. ظاهراً شیوه دلربایی انسانها و سایر حیوانات تفاوت ساختاری بنیادینی ندارد. تفاوت اما در اخلاق عاشقی است. در قلمرو ما انسانها شکار دل محبوب به هر شیوه ای روا نیست، شیوه انسانی، عشق ورزی در قلمرو اخلاق است- یا باید باشد. اما به نظرم مهمترین ویژگی عشق ورزی انسانی، یعنی عشق ورزی در قلمرو اخلاق، رعایت آداب پیوستن نیست، آداب دانی در مقام گسستن است. ما در مقام شکار دل محبوب سراپا هوشیار و مراقب ایم و هزار و یک دقیقه ظریف را رعایت می کنیم، اما در مقام گسستن غالباً زمخت، بی ملاحظه و بی ادب می شویم- انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی به مقام وصل منحصر نیست، در هنگام فصل هم هست. همه ما کمابیش می دانیم که تجربه عاشقی در غالب موارد باران بهاری است- تند می بارد و زود سرمی آید. اما زخمهای عشق همیشه با ما می ماند. غالب زخمهایی که عشق بر روح ما حکّ می کند نه از اصل جدایی که از نحوه جدایی است. در رابطه عاشقانه افراد باروهای قلعه وجودشان را به روی هم می گشایند تا به عمق وجود هم درآیند. اما این گشودگی دل انگیز عمیقاً آسیب پذیرشان هم می کنند- قلعه ای که باروهایش گشوده است در برابر تیرهای آتشین حریف بی دفاع تر هم می ماند. این آسیب پذیری مفرط عشق را خطرخیر می کند، و در لحظه جدایی زخمهای عمیق تری بر عمق جان فرد برجامی گذارد. به نظرم مهمترین ادب جدایی در رابطه عاشقانه این است که هیچ یک از طرفین، رابطه را بی خبر و یکسویه قطع نکند. جدایی باید گام به گام و با آگاهی و توافق طرفین رخ دهد. طرفین باید به هم فرصت و امکان تحلیل، ارزیابی، و تلاش برای ترمیم رابطه را بدهند، و اگر این همه به جایی نرسید، بکوشند رفته رفته آمادگی های روانی لازم را برای جدایی در طرف مقابل فراهم آورند. و از آنجا که عاشقی نوعی اعتیاد است، در پاره ای موارد آن کس که در رابطه “ترک می شود” باید به کمک روانشناس و حلقه دوستان مراحل ترک اعتیاد از محبوبش را از سربگذراند تا زخم جدایی به شریانهای حیاتی روح اش نرسد. عاشق خوب آن نیست که می داند چطور دل محبوبش را شکار کند، عاشق خوب آن است که بداند چطور دل محبوبش را نشکند- حتّی در وقت جدایی. عشق انسانی بیش از آنکه هنر دلبری باشد، هنر دلداری است.
https://telegram.me/filsofak
انگار هنر عاشقی بیشتر آداب دانی و نکته سنجی در مقام پیوستن است، که باید دل محبوب را به دست آورد. هنر عاشقی شکل تعالی یافته هنر شکار است، اما شکار دل. عاشق بر گرد محبوبش می چرخد، می رقصد، پر می گشاید، نغمه سرمی دهد تا جلوه زیبایی هایش نظر محبوب را جلب کند، و او را به پاسخ متقابل و متقارن برانگیزد. ظاهراً شیوه دلربایی انسانها و سایر حیوانات تفاوت ساختاری بنیادینی ندارد. تفاوت اما در اخلاق عاشقی است. در قلمرو ما انسانها شکار دل محبوب به هر شیوه ای روا نیست، شیوه انسانی، عشق ورزی در قلمرو اخلاق است- یا باید باشد. اما به نظرم مهمترین ویژگی عشق ورزی انسانی، یعنی عشق ورزی در قلمرو اخلاق، رعایت آداب پیوستن نیست، آداب دانی در مقام گسستن است. ما در مقام شکار دل محبوب سراپا هوشیار و مراقب ایم و هزار و یک دقیقه ظریف را رعایت می کنیم، اما در مقام گسستن غالباً زمخت، بی ملاحظه و بی ادب می شویم- انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی به مقام وصل منحصر نیست، در هنگام فصل هم هست. همه ما کمابیش می دانیم که تجربه عاشقی در غالب موارد باران بهاری است- تند می بارد و زود سرمی آید. اما زخمهای عشق همیشه با ما می ماند. غالب زخمهایی که عشق بر روح ما حکّ می کند نه از اصل جدایی که از نحوه جدایی است. در رابطه عاشقانه افراد باروهای قلعه وجودشان را به روی هم می گشایند تا به عمق وجود هم درآیند. اما این گشودگی دل انگیز عمیقاً آسیب پذیرشان هم می کنند- قلعه ای که باروهایش گشوده است در برابر تیرهای آتشین حریف بی دفاع تر هم می ماند. این آسیب پذیری مفرط عشق را خطرخیر می کند، و در لحظه جدایی زخمهای عمیق تری بر عمق جان فرد برجامی گذارد. به نظرم مهمترین ادب جدایی در رابطه عاشقانه این است که هیچ یک از طرفین، رابطه را بی خبر و یکسویه قطع نکند. جدایی باید گام به گام و با آگاهی و توافق طرفین رخ دهد. طرفین باید به هم فرصت و امکان تحلیل، ارزیابی، و تلاش برای ترمیم رابطه را بدهند، و اگر این همه به جایی نرسید، بکوشند رفته رفته آمادگی های روانی لازم را برای جدایی در طرف مقابل فراهم آورند. و از آنجا که عاشقی نوعی اعتیاد است، در پاره ای موارد آن کس که در رابطه “ترک می شود” باید به کمک روانشناس و حلقه دوستان مراحل ترک اعتیاد از محبوبش را از سربگذراند تا زخم جدایی به شریانهای حیاتی روح اش نرسد. عاشق خوب آن نیست که می داند چطور دل محبوبش را شکار کند، عاشق خوب آن است که بداند چطور دل محبوبش را نشکند- حتّی در وقت جدایی. عشق انسانی بیش از آنکه هنر دلبری باشد، هنر دلداری است.
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
🌱ادب جدایی در رابطه عاشقانه
#آرش_نراقی : ما در مقام شکار دل سراپا مراقبایم اما در مقام گسستن بی ملاحظه می شویم، انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی در هنگام فصل هم هست...
✨ →https://goo.gl/aLygYg
#آرش_نراقی : ما در مقام شکار دل سراپا مراقبایم اما در مقام گسستن بی ملاحظه می شویم، انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی در هنگام فصل هم هست...
✨ →https://goo.gl/aLygYg
🔖امپاتی (empathy ) چیست؟
.
🔖"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مثالی بزنم:
مادری کودکش را به گردش می برد.
او خیلی خوشحال است، اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد، اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدم ها را می بیند،
و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند.
از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
.
.
🔖هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباط های صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت...
.
.
🔖روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند...
.
.
🔖اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید،
آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان... بگذارید؛
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.
.
.
🔖در فلسفه اخلاق، قاعده ای به نام قاعده طلایی یا قاعده زرین وجود دارد که یک اصل اخلاقی است که بیان میکند:
شخص باید به گونهای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آنگونه رفتار کنند (شکل مثبتِ قاعده).
✏ #مصطفی_سلیمانی
https://telegram.me/filsofak
.
🔖"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مثالی بزنم:
مادری کودکش را به گردش می برد.
او خیلی خوشحال است، اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد، اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدم ها را می بیند،
و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند.
از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
.
.
🔖هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباط های صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت...
.
.
🔖روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند...
.
.
🔖اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید،
آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان... بگذارید؛
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.
.
.
🔖در فلسفه اخلاق، قاعده ای به نام قاعده طلایی یا قاعده زرین وجود دارد که یک اصل اخلاقی است که بیان میکند:
شخص باید به گونهای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آنگونه رفتار کنند (شکل مثبتِ قاعده).
✏ #مصطفی_سلیمانی
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
پانزده کتاب برای آشنایی مقدماتی با فلسفه غرب:
(سیر مطالعاتی از آسان به سخت)
1. تسلی بخشی های فلسفه، آلن دوباتن، (فایده و ضرورت فلسفه)
2. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، (مسایل فلسفی)
3. تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، (تاریخ فلسفه)
4. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، (شاخه های فلسفه)
5. رویای خرد، آنتونی گاتلیپ،(تاریخ فلسفه تا قبل از عصر جدید)
6. نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر،( تاریخ فلسفه عصر جدید)
7. شور خرد، سالمون و هیگیز، (تاریخ فلسفه)
8. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
9. پرسشهای زندگی، سوتر،(مسایل فلسفی)
10. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، (شاخه ها، تاریخ، اصطلاحات فلسفی)
11. فلاسفه بزرگ، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
12. مردان اندیشه، برایان مگی، (فلسفه معاصر)
13. کلاسیک های فلسفه، نایجل واربرتون، (آثار و اصلاحات فلسفی)
14. بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، (چیستی، شاخه های فلسفی)
15. کوره راه خرد، کارل یاسپرس، (چیستی فلسفه)
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
(سیر مطالعاتی از آسان به سخت)
1. تسلی بخشی های فلسفه، آلن دوباتن، (فایده و ضرورت فلسفه)
2. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، (مسایل فلسفی)
3. تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، (تاریخ فلسفه)
4. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، (شاخه های فلسفه)
5. رویای خرد، آنتونی گاتلیپ،(تاریخ فلسفه تا قبل از عصر جدید)
6. نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر،( تاریخ فلسفه عصر جدید)
7. شور خرد، سالمون و هیگیز، (تاریخ فلسفه)
8. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
9. پرسشهای زندگی، سوتر،(مسایل فلسفی)
10. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، (شاخه ها، تاریخ، اصطلاحات فلسفی)
11. فلاسفه بزرگ، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
12. مردان اندیشه، برایان مگی، (فلسفه معاصر)
13. کلاسیک های فلسفه، نایجل واربرتون، (آثار و اصلاحات فلسفی)
14. بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، (چیستی، شاخه های فلسفی)
15. کوره راه خرد، کارل یاسپرس، (چیستی فلسفه)
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
دکتر ابوالقاسم فنائی:
به نظر ما دین به خودی خود، مانع سرکشی کردن و خدایی کردن آدمیان نمیشود، به همین خاطر سرکشی مدعیان دینداری و دشمنان سکولاریزم از کسانی که سکولارند کمتر نیست و بنیادگرایان مذهبی کمتر از بنیادگرایان سکولار دنیا را به آتش نمیکشند. بلی عقل آدمی را باید از اسارت حرص و طمع و هوی آزاد کرد، اما «هم ترازو را ترازو راست کرد» عقل تنها به دست خود میتواند آزاد شود و مهار عقلِ خود محور تنها با تکیه بر عقل و عقلانیتِ اخلاقی،که همان پیامبر درونی است، امکان دارد ، اگر این عقل، درد آدمی را دوا نکند، پیامبر ان بیرونی هم سودی به حال او نخواهند داشت و بل پیروی از آنان نتیجه معکوس به بار خواهد آورد، توفیقی هم که انبیا در رهانیدن عقل آدمی از چنگال هوی و هوس و حرص و طمع داشته اند، از طریق تقویت عقل اخلاقی بوده است. مشکلی اگر هست در انکار یا تضعیف عقل و عقلانیت اخلاقی است و این مشکل ربطی به سکولاریزم ندارد، دینداران و بی دینان هر دو به یکسان به این درد مبتلی هستند. ضمنا عقل را از اسارت نقل هم باید آزاد کرد.
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی صفحه 240
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
به نظر ما دین به خودی خود، مانع سرکشی کردن و خدایی کردن آدمیان نمیشود، به همین خاطر سرکشی مدعیان دینداری و دشمنان سکولاریزم از کسانی که سکولارند کمتر نیست و بنیادگرایان مذهبی کمتر از بنیادگرایان سکولار دنیا را به آتش نمیکشند. بلی عقل آدمی را باید از اسارت حرص و طمع و هوی آزاد کرد، اما «هم ترازو را ترازو راست کرد» عقل تنها به دست خود میتواند آزاد شود و مهار عقلِ خود محور تنها با تکیه بر عقل و عقلانیتِ اخلاقی،که همان پیامبر درونی است، امکان دارد ، اگر این عقل، درد آدمی را دوا نکند، پیامبر ان بیرونی هم سودی به حال او نخواهند داشت و بل پیروی از آنان نتیجه معکوس به بار خواهد آورد، توفیقی هم که انبیا در رهانیدن عقل آدمی از چنگال هوی و هوس و حرص و طمع داشته اند، از طریق تقویت عقل اخلاقی بوده است. مشکلی اگر هست در انکار یا تضعیف عقل و عقلانیت اخلاقی است و این مشکل ربطی به سکولاریزم ندارد، دینداران و بی دینان هر دو به یکسان به این درد مبتلی هستند. ضمنا عقل را از اسارت نقل هم باید آزاد کرد.
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی صفحه 240
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Forwarded from Hossein Dabbagh حسین دباغ
کدام تئوری های اخلاقی می توانند به سیاست سواری دهند؟
🌱اینکه کدام یک از تئوری های هنجاری اخلاقی برای سیاست مناسب است، سوالی است که ذهن عموم فیلسوفان اخلاق و سیاست را به خود مشغول می کند. در این نوشتار کوتاه می کوشم نگاهی کوتاه به تئوری های اخلاقی رایج فلسفه اخلاق بیندازم و وزن آنها را برای تحمل بار سیاست محک بزنم. شخصا بر این باورم که تاریخ روشنفکری ایران، آن گونه که تجربه می گوید، از تئوری قراردادگرایی اخلاقی غافل مانده است.
🌱۱- وظیفه گرایی کثرت گونه (مثل اخلاق دیوید راس یا تامس نیگل) می تواند نظریه یی مناسب برای سیاست باشد. این تئوری بیان می کند که اولااصول اخلاقی گوناگون بدیهی ای وجود دارند و ثانیا ما می توانیم نسبت به آنها به نحو شهودی معرفت کسب کنیم. البته در این تردیدی نیست که میزان معقولیت این تئوری بسته به اصول های اخلاقی متکثری است که فیلسوفان این نظریه طرح می کنند. به نظر می آید هر لیستی از این اصول دست کم باید اولانسبت به «احترام به خودآیینی آدمیان» حساس باشد: ثانیا تلاش کند عدالت توزیعی- اقتصادی و جزایی را در نظر آورد و آخر اینکه رفاه آدمیان را خصوصا شهروندان کشور خود را بهبود بخشد. آنچه جان راولز به عنوان «شهودگرایی» یاد می کرد چیزی جز همین وظیفه گرایی کثرت گونه نبود. او در کتاب مشهورش در سال ۱۹۷۱، نظریه یی درباره عدالت، پیشنهاد کرد که: گزینه های پراهمیت در فلسفه سیاست، شهودگرایی (وظیفه گرایی کثرت گونه)، فایده گرایی و نظریه قرارداد اجتماعی است.
@hossein_dabbagh
متن کامل در👇
✨ →https://goo.gl/jajxzJ
🌱اینکه کدام یک از تئوری های هنجاری اخلاقی برای سیاست مناسب است، سوالی است که ذهن عموم فیلسوفان اخلاق و سیاست را به خود مشغول می کند. در این نوشتار کوتاه می کوشم نگاهی کوتاه به تئوری های اخلاقی رایج فلسفه اخلاق بیندازم و وزن آنها را برای تحمل بار سیاست محک بزنم. شخصا بر این باورم که تاریخ روشنفکری ایران، آن گونه که تجربه می گوید، از تئوری قراردادگرایی اخلاقی غافل مانده است.
🌱۱- وظیفه گرایی کثرت گونه (مثل اخلاق دیوید راس یا تامس نیگل) می تواند نظریه یی مناسب برای سیاست باشد. این تئوری بیان می کند که اولااصول اخلاقی گوناگون بدیهی ای وجود دارند و ثانیا ما می توانیم نسبت به آنها به نحو شهودی معرفت کسب کنیم. البته در این تردیدی نیست که میزان معقولیت این تئوری بسته به اصول های اخلاقی متکثری است که فیلسوفان این نظریه طرح می کنند. به نظر می آید هر لیستی از این اصول دست کم باید اولانسبت به «احترام به خودآیینی آدمیان» حساس باشد: ثانیا تلاش کند عدالت توزیعی- اقتصادی و جزایی را در نظر آورد و آخر اینکه رفاه آدمیان را خصوصا شهروندان کشور خود را بهبود بخشد. آنچه جان راولز به عنوان «شهودگرایی» یاد می کرد چیزی جز همین وظیفه گرایی کثرت گونه نبود. او در کتاب مشهورش در سال ۱۹۷۱، نظریه یی درباره عدالت، پیشنهاد کرد که: گزینه های پراهمیت در فلسفه سیاست، شهودگرایی (وظیفه گرایی کثرت گونه)، فایده گرایی و نظریه قرارداد اجتماعی است.
@hossein_dabbagh
متن کامل در👇
✨ →https://goo.gl/jajxzJ
صدانت
نوشتار حسین دباغ با عنوان «كدام تئوری های اخلاقی می توانند به سياست سواری دهند؟» • صدانت
كدام يك از تئوری های اخلاقی برای سياست مناسب است؟ سوالي كه ذهن عموم فيلسوفان اخلاق و سياست را مشغول مي كند. نگاهی به تئوری های اخلاقی رايج فلسفه...
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح می دهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.
امانوئل کانت
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
امانوئل کانت
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📌فلسفه اخلاق
شاخهای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسشهای بنیادین اخلاقیات میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.[۱]
فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح میکند نمیتوان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد.[۲]
نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند میتوانند به صورت پیشینی بسیار از رخدادها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد میکند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیریهای موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.[۳]
پی نوشت:
1. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی. گنسلر، صفحه ۳۰
2. مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال. هولمز، صفحه ۲۳
3. Ethics: A Very Short Introduction, Simon Blackburn, page ۳
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
شاخهای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسشهای بنیادین اخلاقیات میپردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل میدهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکلگیری دو حوزه نظری میشود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل میشود.[۱]
فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح میکند نمیتوان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد.[۲]
نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند میتوانند به صورت پیشینی بسیار از رخدادها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد میکند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیریهای موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.[۳]
پی نوشت:
1. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی. گنسلر، صفحه ۳۰
2. مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال. هولمز، صفحه ۲۳
3. Ethics: A Very Short Introduction, Simon Blackburn, page ۳
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
کانال فلسفه اخلاق:
🌾 اخلاق مبتنی بر فضیلت:
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستممنسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
🌹افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
🌹ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری وفضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🌾 اخلاق مبتنی بر فضیلت:
اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستممنسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهمترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:
🌹افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.
🌹ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری وفضایل عملی. انسانها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آنها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل میکند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🌷 سعادت:
کانال فلسفه اخلاق:
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسانناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
کانال فلسفه اخلاق:
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمانها نیز غایتی اخلاقی دارند.
از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسانناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.
مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهمترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
🔸استاد مصطفی ملکیان🔸:
🍃🍃اصل ریاضت نزد رواقیان در تناقض با اصل تن آسایی در جهان مدرن:
در زندگی این جهانی همه مطلوبها و همه خواسته ها با هم قابل تحصیل نیستند (قدما تعبیر می کردند که به جهان دار تزاحم است ) پس به ناچار باید بعضی از مطلوبهای خودش را فدای برخی دیگر از مطلوبهای خودش بکند .
ریاضت یعنی شیوه فدا کردن برخی از مطلوبها برای بعض مطلوبهای دیگر . (این هم در باب مطلوبهای اخلاقی (خوبی ها ) صادق است هم در باب مطلوبهای روانشناختی (خوشی ها ) نیمایوشیج جمله ای دارد که در این جهان تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند .
این اصل به گونه ای تناقض دارد با تن آسایی که در ما وجود دارد ؛ تن آسایی که در دنیای مدرن از آن دفاع می شود و از هر درد و رنجی با هر قیمتی باید گریخت .
اگر آبا و اجداد ما هم همین فناوری و مسائل را داشتن ولی همان فرهنگ را داشتن بدانید خیلی کم از اینها استفاده می کردند (مانند قرص برای درمان و ... )
برای اینکه اینقدر درد و رنج منفور نبود ؛درد و رنج برای آنها جنبه مثبتی هم داشته است . البته نه اینکه عالما عامدا به درد و رنج بیندازند خودشان را ولی اگر درد و رنجی می افتادند بیشتر سعی می کردند با این درد و رنج سازگار باشند . چون معتقد بودند در درد و رنج کشیدن اختیاری یک شرفی هست .
مدرنیته مولفه ای داره به اسم لذت گرایی (یعنی غایت قصوای انسان به دست اوردن لذت باشد ) معنایش این است که هم اخلاق و هم روانشناسی ما خیلی از لذت خوشش میاد و از درد و رنج بدش میاد .
اما شما در آثار مارکوس اورلیوس سخت گرفتن بر خود یا مشقت بر خود را می بینید . نه تنها در اینجا بلکه در آثار اپیکتتوس هم مشاهده می کنید .
🌂سخنرانی در باب کتاب تاملات مارکوس اورلیوس
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🍃🍃اصل ریاضت نزد رواقیان در تناقض با اصل تن آسایی در جهان مدرن:
در زندگی این جهانی همه مطلوبها و همه خواسته ها با هم قابل تحصیل نیستند (قدما تعبیر می کردند که به جهان دار تزاحم است ) پس به ناچار باید بعضی از مطلوبهای خودش را فدای برخی دیگر از مطلوبهای خودش بکند .
ریاضت یعنی شیوه فدا کردن برخی از مطلوبها برای بعض مطلوبهای دیگر . (این هم در باب مطلوبهای اخلاقی (خوبی ها ) صادق است هم در باب مطلوبهای روانشناختی (خوشی ها ) نیمایوشیج جمله ای دارد که در این جهان تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند .
این اصل به گونه ای تناقض دارد با تن آسایی که در ما وجود دارد ؛ تن آسایی که در دنیای مدرن از آن دفاع می شود و از هر درد و رنجی با هر قیمتی باید گریخت .
اگر آبا و اجداد ما هم همین فناوری و مسائل را داشتن ولی همان فرهنگ را داشتن بدانید خیلی کم از اینها استفاده می کردند (مانند قرص برای درمان و ... )
برای اینکه اینقدر درد و رنج منفور نبود ؛درد و رنج برای آنها جنبه مثبتی هم داشته است . البته نه اینکه عالما عامدا به درد و رنج بیندازند خودشان را ولی اگر درد و رنجی می افتادند بیشتر سعی می کردند با این درد و رنج سازگار باشند . چون معتقد بودند در درد و رنج کشیدن اختیاری یک شرفی هست .
مدرنیته مولفه ای داره به اسم لذت گرایی (یعنی غایت قصوای انسان به دست اوردن لذت باشد ) معنایش این است که هم اخلاق و هم روانشناسی ما خیلی از لذت خوشش میاد و از درد و رنج بدش میاد .
اما شما در آثار مارکوس اورلیوس سخت گرفتن بر خود یا مشقت بر خود را می بینید . نه تنها در اینجا بلکه در آثار اپیکتتوس هم مشاهده می کنید .
🌂سخنرانی در باب کتاب تاملات مارکوس اورلیوس
@mostafamalekian
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
هر"پرهیزکاری"، گذشته ای دارد.
وهر"گناه کاری"، آینده ای.
پس قضاوت نکن!
می دانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
📚 تسخیر شدگان
📝 داستایوفسکی
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
وهر"گناه کاری"، آینده ای.
پس قضاوت نکن!
می دانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را می کند تا
مرا در شرایط او قرار دهد تا
به من ثابت کند
در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم...
📚 تسخیر شدگان
📝 داستایوفسکی
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
Telegram
✔ فلسفه اخلاق
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت)
📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Hossein Dabbagh حسین دباغ:
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد. این درست است که در بسیاری از موارد فرهنگ بر سیاست برتری دارد و به نظر می آید که مسائل فرهنگی پایه ای تر اند. برای مثال، وفق مشهور «حاکمان زاییده مردمان اند» می توان استدلال کرد برای سیاستِ بهتر باید از فرهنگ مردمان آغاز کرد. اما درست در مقابل این استدلال کسی می تواند شیپور را از سر دیگر بنوازد و بگوید: مشهور آن است که «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم». یعنی این سیاست و حاکمان اند که بر فرهنگ مردم اثر می گذارند، بنابراین باید از سیاست شروع کرد. شاید حتی بتوان پا فراتر از دوگانه فرهنگ/سیاست گذاشت و نشان داد که در برخی مواقع اقتصاد بر فرهنگ تفوق دارد. سعدی راست می گفت که «شب چو عقد نماز می بندم/ چه خورد بامداد فرزندم»؛ تا معیشت مردمان در مضیقه باشد کسی طالب فرهنگ نیست. مضاف بر این کسانی که بر طبل اصالت سیاست می کوبند شاید بتوانند نشان دهند که در بعضی شرایط تا مسائل سیاسی حل نشود اقتصاد به جریان نمی افتد و تا اقتصاد به جریان نیفتد نوبت به فرهنگ نمی رسد. اما شاید بتوان امر چهارمی را نیز متصور بود و آن اینکه پدیده هایی مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد یا حتی دین هیچکدام لزوما بر دیگری همیشه و همه جا تفوق و برتری ندارند...
. @hossein_dabbagh
🌱یادداشتی از دکتر حسین دباغ به درخواست سایت فرهنگی صدانت
متن کامل در لینک زیر👇
✨ →https://goo.gl/ZXfQ0E
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
صدانت
اصالت اخلاق و اخلاق اصالت ، حسین دباغ • صدانت
من نه به اصالت فرهنگ باور دارم، نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.این اخلاق است که هم بر فرهنگ تقدم دارد هم بر سیاست و هم بر اقتصاد. اصالت اخلاق
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔊در این فایل صوتی خواهید شنید :
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .
🔸انسان شرفش این است که نقصان های موجود را مرمت کند نه اینکه بر این نقصان نقصان دیگری اضافه کند .
🔹وقتی من به یک معلول یا فقیری کمک می کنم نباید رفتاری بکنم که عزت نفس و حرمتشو ازش بگیرم ؛نباید کاری کنم که بگوید اگر قبلا پا نداشتم فقط پا نداشتم اما الان هم پا ندارم هم عزت ندارم .
🔸اینکه نقل کرده اند امام حسین ع وقتی کمک می کردند به فقیر دست فقیر را می بوسید برای این بود که فقیر فکر نکند که فقر دارد و عزت نفس هم ندارد .
🔹حفظ عزت نفس یک انسان ؛ که با حرکات ما با سکنات ما حتی با طرز نگاه کردن ما با طرز گوش دادن به سخنان آن طرف تقویت یا تضعیف میشه چیزی است که باید توجه شود .