فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
معرفی چند کانال جدید و مفید

🌱کانال فلسفه اخلاق
@filsofak
🌱اخبار فلسفه
@philosophynews
🌱استاد شفیعی کدکنی
@shafiie_kadkani
🌱استاد محمد سروش محلاتی
@mohammadsorooshmahallati
📚📚کتاب غلو،درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین از آثار ارزشمند و خواندنی مرحوم آیت‌الله صالحی نجف آبادی است.نویسنده کوشیده است با نگاهی تحلیلی و آسیب شناسانه، ریشه ها، اهداف و آثار شوم غلو پیروان ادیان و مذاهب را پیرامون پیشوایانشان مورد بررسی قرار می دهد.

⭐️ب) پیروان فقه مالکی
1.گفته اند :مالک بن انس سه سال در شکم مادرش مانده است.( حالا این چه فضیلتی است که طفلی سه سال در شکم مادر بماند؟ نمیدانیم.)
2.گفته اند مالک بن انس هر شب پیغمبر خدا را در خواب می دید.
3.گفته اند در روی زمین بعد از کتاب خدا کتابی صحیح تر از کتاب موطا مالک نیست.

این احتمال وجود دارد که دستگاه خلافت عباسی در ترویج یا جعل فضائل برای امام مالک سهمی داشته باشد،زیرا هارون و دو پسرش امین و مامون برای استماع کتاب موطا از بغداد به مدینه می روند و در عین حال همزمان با کمال بی رحمی و قساوت امام موسی کاظم (ع) را از مدینه جدا می کند و سالها او را تبعید و زندانی میکند و سرانجام مسمومش می سازد.اگر به این مطلب توجه کنیم می توانیم بپذیریم همانطور که بازداشت، تبعید و زندانی کردن امام موسی بن جعفر (علیهما السلام)به قصد قربت نبوده تجلیل از مالک بن انس نیز به قصد قربت نبوده و هدف سیاسی در کار است تا از او قدیس بسازند و بگویند آن امامی که مرجع دینی است و باید به فتوآی او عمل کرد مالک بن انس است نه موسی بن جعفر.

غلو،درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین.انتشارات کویر صفحه31 و 32.

" البته جایگاه و شخصیت پیشوایان مذاهب شایسته احترام است و هدف این نوشتار بیان اهداف و علل غلو درباره پیشوایان است."
https://telegram.me/filsofak
Forwarded from دکتر آرش نراقی(حذف خواهد شد)
"آیا اخلاق متکی به دین است؟"

دکترآرش نراقی👇
ادب جدایی در رابطه عاشقانه ، آرش نراقی


انگار هنر عاشقی بیشتر آداب دانی و نکته سنجی در مقام پیوستن است، که باید دل محبوب را به دست آورد. هنر عاشقی شکل تعالی یافته هنر شکار است، اما شکار دل. عاشق بر گرد محبوبش می چرخد، می رقصد، پر می گشاید، نغمه سرمی دهد تا جلوه زیبایی هایش نظر محبوب را جلب کند، و او را به پاسخ متقابل و متقارن برانگیزد. ظاهراً شیوه دلربایی انسانها و سایر حیوانات تفاوت ساختاری بنیادینی ندارد. تفاوت اما در اخلاق عاشقی است. در قلمرو ما انسانها شکار دل محبوب به هر شیوه ای روا نیست، شیوه انسانی، عشق ورزی در قلمرو اخلاق است- یا باید باشد. اما به نظرم مهمترین ویژگی عشق ورزی انسانی، یعنی عشق ورزی در قلمرو اخلاق، رعایت آداب پیوستن نیست، آداب دانی در مقام گسستن است. ما در مقام شکار دل محبوب سراپا هوشیار و مراقب ایم و هزار و یک دقیقه ظریف را رعایت می کنیم، اما در مقام گسستن غالباً زمخت، بی ملاحظه و بی ادب می شویم- انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی به مقام وصل منحصر نیست، در هنگام فصل هم هست. همه ما کمابیش می دانیم که تجربه عاشقی در غالب موارد باران بهاری است- تند می بارد و زود سرمی آید. اما زخمهای عشق همیشه با ما می ماند. غالب زخمهایی که عشق بر روح ما حکّ می کند نه از اصل جدایی که از نحوه جدایی است. در رابطه عاشقانه افراد باروهای قلعه وجودشان را به روی هم می گشایند تا به عمق وجود هم درآیند. اما این گشودگی دل انگیز عمیقاً آسیب پذیرشان هم می کنند- قلعه ای که باروهایش گشوده است در برابر تیرهای آتشین حریف بی دفاع تر هم می ماند. این آسیب پذیری مفرط عشق را خطرخیر می کند، و در لحظه جدایی زخمهای عمیق تری بر عمق جان فرد برجامی گذارد. به نظرم مهمترین ادب جدایی در رابطه عاشقانه این است که هیچ یک از طرفین، رابطه را بی خبر و یکسویه قطع نکند. جدایی باید گام به گام و با آگاهی و توافق طرفین رخ دهد. طرفین باید به هم فرصت و امکان تحلیل، ارزیابی، و تلاش برای ترمیم رابطه را بدهند، و اگر این همه به جایی نرسید، بکوشند رفته رفته آمادگی های روانی لازم را برای جدایی در طرف مقابل فراهم آورند. و از آنجا که عاشقی نوعی اعتیاد است، در پاره ای موارد آن کس که در رابطه “ترک می شود” باید به کمک روانشناس و حلقه دوستان مراحل ترک اعتیاد از محبوبش را از سربگذراند تا زخم جدایی به شریانهای حیاتی روح اش نرسد. عاشق خوب آن نیست که می داند چطور دل محبوبش را شکار کند، عاشق خوب آن است که بداند چطور دل محبوبش را نشکند- حتّی در وقت جدایی. عشق انسانی بیش از آنکه هنر دلبری باشد، هنر دلداری است.
https://telegram.me/filsofak
🌱ادب جدایی در رابطه عاشقانه
#آرش_نراقی : ما در مقام شکار دل سراپا مراقب‌ایم اما در مقام گسستن بی ملاحظه می شویم، انگار نه انگار که مسؤولیت عاشقی در هنگام فصل هم هست...
https://goo.gl/aLygYg
🔖امپاتی (empathy ) چیست؟
.
🔖"امپاتی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است.
مثالی بزنم:
مادری کودکش را به گردش می برد.
او خیلی خوشحال است، اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد، اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدم ها را می بیند،
و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند.
از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
.
.
🔖هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند، ارتباط های صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت...
.
.
🔖روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند...
.
.
🔖اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید،
آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان... بگذارید؛
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید.
.
.
🔖در فلسفه اخلاق، قاعده ای به نام قاعده طلایی یا قاعده زرین وجود دارد که یک اصل اخلاقی است که بیان می‌کند:
شخص باید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آن‌گونه رفتار کنند (شکل مثبتِ قاعده).
#مصطفی_سلیمانی
https://telegram.me/filsofak
پانزده کتاب برای آشنایی مقدماتی با فلسفه غرب:

(سیر مطالعاتی از آسان به سخت)
1. تسلی بخشی های فلسفه، آلن دوباتن، (فایده و ضرورت فلسفه)
2. درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، (مسایل فلسفی)
3. تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، (تاریخ فلسفه)
4. فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، (شاخه های فلسفه)
5. رویای خرد، آنتونی گاتلیپ،(تاریخ فلسفه تا قبل از عصر جدید)
6. نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر،( تاریخ فلسفه عصر جدید)
7. شور خرد، سالمون و هیگیز، (تاریخ فلسفه)
8. سرگذشت فلسفه، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
9. پرسشهای زندگی، سوتر،(مسایل فلسفی)
10. مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، (شاخه ها، تاریخ، اصطلاحات فلسفی)
11. فلاسفه بزرگ، برایان مگی، (تاریخ فلسفه)
12. مردان اندیشه، برایان مگی، (فلسفه معاصر)
13. کلاسیک های فلسفه، نایجل واربرتون، (آثار و اصلاحات فلسفی)
14. بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، (چیستی، شاخه های فلسفی)
15. کوره راه خرد، کارل یاسپرس، (چیستی فلسفه)
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
دکتر ابوالقاسم فنائی:
به نظر ما دین به خودی خود، مانع سرکشی کردن و خدایی کردن آدمیان نمیشود، به همین خاطر سرکشی مدعیان دینداری و دشمنان سکولاریزم از کسانی که سکولارند کمتر نیست و بنیادگرایان مذهبی کمتر از بنیادگرایان سکولار دنیا را به آتش نمیکشند. بلی عقل آدمی را باید از اسارت حرص و طمع و هوی آزاد کرد، اما «هم ترازو را ترازو راست کرد» عقل تنها به دست خود میتواند آزاد شود و مهار عقلِ خود محور تنها با تکیه بر عقل و عقلانیتِ اخلاقی،که همان پیامبر درونی است، امکان دارد ، اگر این عقل، درد آدمی را دوا نکند، پیامبر ان بیرونی هم سودی به حال او نخواهند داشت و بل پیروی از آنان نتیجه معکوس به بار خواهد آورد، توفیقی هم که انبیا در رهانیدن عقل آدمی از چنگال هوی و هوس و حرص و طمع داشته اند، از طریق تقویت عقل اخلاقی بوده است. مشکلی اگر هست در انکار یا تضعیف عقل و عقلانیت اخلاقی است و این مشکل ربطی به سکولاریزم ندارد، دینداران و بی دینان هر دو به یکسان به این درد مبتلی هستند. ضمنا عقل را از اسارت نقل هم باید آزاد کرد.


دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی صفحه 240
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کدام تئوری های اخلاقی می توانند به سیاست سواری دهند؟
🌱اینکه کدام یک از تئوری های هنجاری اخلاقی برای سیاست مناسب است، سوالی است که ذهن عموم فیلسوفان اخلاق و سیاست را به خود مشغول می کند. در این نوشتار کوتاه می کوشم نگاهی کوتاه به تئوری های اخلاقی رایج فلسفه اخلاق بیندازم و وزن آنها را برای تحمل بار سیاست محک بزنم. شخصا بر این باورم که تاریخ روشنفکری ایران، آن گونه که تجربه می گوید، از تئوری قراردادگرایی اخلاقی غافل مانده است.

🌱۱- وظیفه گرایی کثرت گونه (مثل اخلاق دیوید راس یا تامس نیگل) می تواند نظریه یی مناسب برای سیاست باشد. این تئوری بیان می کند که اولااصول اخلاقی گوناگون بدیهی ای وجود دارند و ثانیا ما می توانیم نسبت به آنها به نحو شهودی معرفت کسب کنیم. البته در این تردیدی نیست که میزان معقولیت این تئوری بسته به اصول های اخلاقی متکثری است که فیلسوفان این نظریه طرح می کنند. به نظر می آید هر لیستی از این اصول دست کم باید اولانسبت به «احترام به خودآیینی آدمیان» حساس باشد: ثانیا تلاش کند عدالت توزیعی- اقتصادی و جزایی را در نظر آورد و آخر اینکه رفاه آدمیان را خصوصا شهروندان کشور خود را بهبود بخشد. آنچه جان راولز به عنوان «شهودگرایی» یاد می کرد چیزی جز همین وظیفه گرایی کثرت گونه نبود. او در کتاب مشهورش در سال ۱۹۷۱، نظریه یی درباره عدالت، پیشنهاد کرد که: گزینه های پراهمیت در فلسفه سیاست، شهودگرایی (وظیفه گرایی کثرت گونه)، فایده گرایی و نظریه قرارداد اجتماعی است.
@hossein_dabbagh

متن کامل در👇
https://goo.gl/jajxzJ
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح می دهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.

امانوئل کانت

کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
📌فلسفه اخلاق 
شاخه‌ای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسش‌های بنیادین اخلاقیات می‌پردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل می‌دهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکل‌گیری دو حوزه نظری می‌شود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل می‌شود.[۱]

فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح می‌کند نمی‌توان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد.[۲] 

نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار می‌گیرند می‌توانند به صورت پیشینی بسیار از رخداد‌ها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد می‌کند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیری‌های موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.[۳]

پی نوشت:
1. درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی. گنسلر، صفحه ۳۰
2. مبانی فلسفه اخلاق، رابرت ال. هولمز، صفحه ۲۳
3.  Ethics: A Very Short Introduction, Simon Blackburn, page ۳

کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
کانال فلسفه اخلاق:
🌾 اخلاق مبتنی بر فضیلت:

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستممنسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

🌹افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.

🌹ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری وفضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🌷 سعادت:

کانال فلسفه اخلاق:
می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسانناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.
کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak
🌷فیلم نوشت:

فیلمی حیرت آور از تحلیل های ما که لزوما درست نيست☝️
🔸استاد مصطفی ملکیان🔸:

🍃🍃اصل ریاضت نزد رواقیان در تناقض با اصل تن آسایی در جهان مدرن:

در زندگی این جهانی همه مطلوبها و همه خواسته ها با هم قابل تحصیل نیستند (قدما تعبیر می کردند که به جهان دار تزاحم است ) پس به ناچار باید بعضی از مطلوبهای خودش را فدای برخی دیگر از مطلوبهای خودش بکند .
ریاضت یعنی شیوه فدا کردن برخی از مطلوبها برای بعض مطلوبهای دیگر . (این هم در باب مطلوبهای اخلاقی (خوبی ها ) صادق است هم در باب مطلوبهای روانشناختی (خوشی ها ) نیمایوشیج جمله ای دارد که در این جهان تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند .
این اصل به گونه ای تناقض دارد با تن آسایی که در ما وجود دارد ؛ تن آسایی که در دنیای مدرن از آن دفاع می شود و از هر درد و رنجی با هر قیمتی باید گریخت .
اگر آبا و اجداد ما هم همین فناوری و مسائل را داشتن ولی همان فرهنگ را داشتن بدانید خیلی کم از اینها استفاده می کردند (مانند قرص برای درمان و ... )
برای اینکه اینقدر درد و رنج منفور نبود ؛درد و رنج برای آنها جنبه مثبتی هم داشته است . البته نه اینکه عالما عامدا به درد و رنج بیندازند خودشان را ولی اگر درد و رنجی می افتادند بیشتر سعی می کردند با این درد و رنج سازگار باشند . چون معتقد بودند در درد و رنج کشیدن اختیاری یک شرفی هست .
مدرنیته مولفه ای داره به اسم لذت گرایی (یعنی غایت قصوای انسان به دست اوردن لذت باشد ) معنایش این است که هم اخلاق و هم روانشناسی ما خیلی از لذت خوشش میاد و از درد و رنج بدش میاد .
اما شما در آثار مارکوس اورلیوس سخت گرفتن بر خود یا مشقت بر خود را می بینید . نه تنها در اینجا بلکه در آثار اپیکتتوس هم مشاهده می کنید .

🌂سخنرانی در باب کتاب تاملات مارکوس اورلیوس
@mostafamalekian

کانال فلسفه اخلاق:
https://telegram.me/filsofak