فلسفه اخلاق
7.39K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
Forwarded from | نیلوفر |
https://neeloofar.org/mostafamalekian/lecture/1310-120395.html
علوم انسانی به فلسفه نیازمند است

مصطفی ملکیان

پژوهشگر فلسفه و روانشناسی

احتمالا براي همگان شگفت‌انگيز خواهد بود كه درباره اقتصاد سخن بگويم، براي خودم هم چندان مطبوع نيست، زيرا من در زمينه اقتصاد متخصص نيستم. اما امري كه باعث شد بپذيرم در اين نشست حضور يابم، نخست اين بود كه از من خواسته شد از منظر تحليل فلسفي و فلسفه تحليلي درباره كتاب سخن بگويم. دوم اينكه مطالعه اين دو جلد كتاب براي من بسيار شعف‌انگيز بود و نه فقط مرا به حوزه اقتصاد علاقه‌مند كرد بلكه با مطالعه اين دو كتاب مشاهده كردم كه نوشتن آثاري از اين مقوله نه فقط در حوزه اقتصاد بلكه ساير حوزه‌ها راهگشاست. كتاب بينش اقتصادي براي همه همين ويژگي را دارد و بدون الفاظ فني كه فقط به درد صاحبنظران و كارشناسان اقتصاد مي‌خورد، مي‌تواند مطالب اقتصادي را به سادگي به مخاطب منتقل كند، يعني مخاطب اگر دانش اقتصادي نمي‌يابد، دست كم بينش اقتصادي پيدا مي‌كند. بنابراين اين دو نكته باعث شد كه حاضر شوم در مورد اين كتاب صحبت كنم. اما در سراسر كتاب به بعضي نكات فلسفي برخوردم كه بحثم را معطوف به همان‌ها مي‌كنم و چند سوال در اين زمينه برايم پديد آمده است.

تفاوت روان‌شناسي انگيزش از اقتصاد خرد

نويسنده جايي يكي از تعاريف علم اقتصاد خرد را در برابر علم اقتصاد كلان به عنوان يكي از دو بخش اصلي علم اقتصاد، به صورت علم مطالعه انگيزه‌ها تعريف كرده است. به نظر من اين تعريف نه مفهوما و نه مصداقا درست نيست و مطالعه انگيزه‌ها كار علم اقتصاد نيست، بلكه بخشي از روان‌شناسي به عنوان يك دانش تجربي انساني يعني روان‌شناسي انگيزش (motivation) به مطالعه انگيزه‌ها مي‌پردازد يعني هم انگيزه‌ها را ايضاح مفهومي مي‌كند و هم تشخيص مصداقي مي‌كند. يعني اولا روان‌شناسي مي‌گويد كه بايد ميان مفاهيمي چون انگيزه، نيت، اراده، هدف، آرمان، طرح و... تمايز دقيق ‌گذاشت. البته اين مفاهيم با هم نزديكي‌هايي دارند، اما از نظر دقيق با هم تفاوت دارند و تعريف و شأن و آثار و نتايج شان متفاوت است. ثانيا همين شاخه از روان‌شناسي ميان انگيزه‌هاي متفاوت آدميان به لحاظ مصداقي تمايز مي‌گذارد و انواع انگيزه‌هاي موجود در ساختار رواني و جسماني انسان را كه موجب رفتار خاص يا رفتار عام مي‌شوند بر مي‌شمارد. اقتصاد خرد مطالعه انگيزه‌هاي انسان صرفا در اقتصاد است. به عبارت ديگر علم اقتصاد خرد نوعي بزرگ كردن انگيزه‌هاي اقتصادي در كنار انگيزه‌هاي غير اقتصادي است.

داوري اخلاقي با عقلانيت ملازمه ندارد

اين ادعاي درست در كتاب مطرح شده كه عقلانيتي بر رفتار انسان‌ها حاكم است، خواه درحوزه نهاد اقتصاد يا ساير نهادها مثل نهاد خانواده، آموزش پرورش، حقوق، اخلاق، دين و مذهب و... بعد نويسنده به اشكال احتمالي خواننده‌اي پرداخته كه اين ادعا (عقلاني عمل كردن آدميان) را عجيب تلقي كرده است و مواردي را بر مي‌شمارد كه انسان‌ها غيرعقلاني عمل مي‌كنند، مثل كسي كه تنبلي مي‌كند و نگون بخت مي‌شود يا كسي كه بزهي مي‌كند و بعدا از رفتار خود اظهار ندامت مي‌كند يا جنايتكاراني نظير صدام و هيتلر كه زندگي خود و بي‌شمار انسان‌هاي ديگر را نابود كرده‌اند. نويسنده در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد: هيچ گونه از اين موارد نقض، مدعاي عقلانيت عملي انسان را رد نمي‌كند. اما به نظر من در اين پاسخ بايد به سه مطلب مهم توجه كرد. نخست اينكه ارزش داوري اخلاقي با عقلانيت رفتاري ملازمه ندارند و بايد از هم تفكيك شوند. عقلاني بودن يك رفتار لزوما به معناي اخلاقي بودن رفتار نيست. اين سخن به آن معنا نيست كه اخلاقي زيستن، خلاف عقلاني زيستن است. بلكه منظور اين است كه دو آرمان عقلانيت و اخلاقيت را بايد از هم تفكيك و نبايد فكر كرد هر كس يكي را دارد، ديگري را نيز دارد. دومين تفكيك مهم در فلسفه عمل كه مهم است، تفكيك هدف و نتيجه است. منظور از عقلانيت، عقلانيت در هدف است. ممكن است رفتار من به لحاظ هدف عقلاني باشد، اما به نتيجه مطلوب نمي‌رسد به اين دليل كه براي به نتيجه مطلوب رسيدن، عوامل ديگري هم دخيل است. بنابراين عقلانيت رفتار در ناحيه هدف مد نظر است نه نتيجه. سومين نكته مهم اينكه عقلاني بودن رفتار آدمي با خطاي محاسباتي سازگار است، يعني چنين نيست كه اگر كسي خطاي محاسباتي داشت، به صرف اين خطا، عملش از عقلانيت تهي باشد. اتفاقا چون مي‌خواسته عملش عقلاني باشد، دست به محاسبه زده اما در محاسبه به دليل محدوديت‌هاي ذهن خطا كرده است. نويسنده اين سه نكته را به اجمال گفته اما بهتر بود اين سه مطلب تفكيك مي‌شد و بحث مستقل به آنها اختصاص مي‌داد.

عقلانيت عملي، اعم از عقلانيت اقتصادي است

دكتر سرزعيم چهار تعريف از عقلانيت كرده‌اند كه هر چهار تعريف درست است. اما ايشان هر چهار تعريف را تعريف عقلانيت اقتصادي قلمداد كرده‌اند. از زمان ارسطو كه بحث عقلانيت مطرح شد، گفته مي‌شد
Forwarded from نعمت صالح
🖋📚📚خواب یا رؤیا، ابزاری کارآمد برای غالیان.

غلو از بیماریهای فکری جوامع انسانی است که انسان را به انحطاط کشانده و مانع از رشد و ترقی جامعه می گردد. از میان انواع غلو، غلو درباره پیشوایان دینی از زیان بارترین اقسام آن است.

⭐️⭐️ج) پیروان فقه شافعی.

1-گفته اند:مزنی شاگرد شافعی، رسول خدا (ص)را در خواب دید و از آن حضرت درباره شافعی پرسید. آن حضرت فرمود: هرکس طالب محبت من است و سنت مرا میخواهد باید از محمد بن ادریس شافعی پیروی کند که شافعی از من است و من از او.
2-گفته اند احمد بن نصر پیغمبر خدا را در خواب دید و از آن حضرت پرسید شما دستور می دهید از چه کسی پیروی کنیم و به قول و مذهب او معتقد شویم؟ پیغمبر فرمود: از محمد بن ادریس شافعی پیروی کنید که او از من است و خداوند از شافعی و از همه اصحاب او و از کسانی که تا روز قیامت به مذهب او معتقد شوند راضی و خشنود است.
3-و گفته اند: احمد بن حسن تیزیدی گفته است: من در روضه پیغمبر و در عالم رؤیا آن حضرت را دیدم و به وی ضمن سخنانی گفتم:درباره رای شافعی چه می فرمایید؟ فرمود : پدرم به قربان پسر عم _شافعی_ گردد که سنت مرا زنده کرد.
4_ و گفته اند: احمد بن حسن تیزیدی رسول خدا (ص)را در خواب می بیند و به آن حضرت درباره اختلاف ابوحنیفه و مالک و شافعی شکایت می کند و رسول اکرم می فرمایند:شافعی از من و به سوی من است.

می بینید که عاشقان امام شافعی در نقل فضائل او چطور غلو کرده اند! و به نظر می رسد این همه فضائل را از قول رسول خدا در عالم خواب نقل کرده اند تا چنانچه کسی بخواهد منکر این فضایل شود او را متهم کنند که مخالف قول پیغمبر است..



غلو، درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین.آیت الله صالحی نجف آبادی.صفحه 33 و 34.
""البته جایگاه و شخصیت پیشوایان مذاهب شایسته احترام است و هدف این نوشتار بیان اهداف و علل غلو پیرامون پیشوایان مذاهب است"" https://telegram.me/salehinajafabadi
Forwarded from R J
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کوتاه on time
“در زمان حال”

برنده چندین جایزه بین المللی و معتبر مثل جشنواره برلین
« بسیار زیبا و دیدنی، حتما ببنید »
--------------
کانال پیج خلاقیت
👉 @page_khalaghiat
Forwarded from Deleted Account
📚📚کتاب غلو،درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین از آثار ارزشمند و خواندنی مرحوم آیت‌الله صالحی نجف آبادی است.نویسنده کوشیده است با نگاهی تحلیلی و آسیب شناسانه، ریشه ها، اهداف و آثار شوم غلو پیروان ادیان و مذاهب را پیرامون پیشوایانشان مورد بررسی قرار می دهد.

⭐️ب) پیروان فقه مالکی
1.گفته اند :مالک بن انس سه سال در شکم مادرش مانده است.( حالا این چه فضیلتی است که طفلی سه سال در شکم مادر بماند؟ نمیدانیم.)
2.گفته اند مالک بن انس هر شب پیغمبر خدا را در خواب می دید.
3.گفته اند در روی زمین بعد از کتاب خدا کتابی صحیح تر از کتاب موطا مالک نیست.

این احتمال وجود دارد که دستگاه خلافت عباسی در ترویج یا جعل فضائل برای امام مالک سهمی داشته باشد،زیرا هارون و دو پسرش امین و مامون برای استماع کتاب موطا از بغداد به مدینه می روند و در عین حال همزمان با کمال بی رحمی و قساوت امام موسی کاظم (ع) را از مدینه جدا می کند و سالها او را تبعید و زندانی میکند و سرانجام مسمومش می سازد.اگر به این مطلب توجه کنیم می توانیم بپذیریم همانطور که بازداشت، تبعید و زندانی کردن امام موسی بن جعفر (علیهما السلام)به قصد قربت نبوده تجلیل از مالک بن انس نیز به قصد قربت نبوده و هدف سیاسی در کار است تا از او قدیس بسازند و بگویند آن امامی که مرجع دینی است و باید به فتوآی او عمل کرد مالک بن انس است نه موسی بن جعفر.

غلو،درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین.انتشارات کویر صفحه31 و 32.

" البته جایگاه و شخصیت پیشوایان مذاهب شایسته احترام است و هدف این نوشتار بیان اهداف و علل غلو درباره پیشوایان است."
شغل این مرد نان خشکی است، هر روز بر روی پل سفید اهواز می ایستد و برای ماهیها نان میریزد

😊 بدون قلاب...
#کانال_انسانم_آرزوست
از مهمترین مفروضات فقه سنتی

ابوالقاسم فنایی

۱.موضوع علم فقه «فعل مکلفین»است.

۲.غایت فقه کشف تکالیف انسانها است‌حقوقی که بعضی از انسانها ممکن است داشته باشند از تکلیف دیگران نسبت به آنان انتزاع می شود ولذا گفتمان فقهی گفتمانی «تکلیف محور»است.

۳.هر چیزی حکمی شرعی دارد.

۴.حکم شرعی،ابدی،ثابت ولایتغیر است‌.

۵.احکام شرعی از مصالح و مفاسد غیبی سرچشمه می گیرند.

۶.عقل ناقص بشری قادر به درک احکام شرعی وفلسفه و ملاک این احکام نیست.

۷.مدل مناسب برای فهم وتنظیم رابطه خدا و انسان مدل ارباب و برده است.

۸.حجیت ظنون نقلی«=خبرواحدثقه و ظاهر کلام»مستند به «سیره عقلا»\«عرف عقلا»است.

۹.استنباط حکم موضوعات جدید «=مسائل مستحدثه»از طریق گنجاندن این موضوعات در ذیل موضوعات مطرح در قرآن وسنت ممکن است.«اجتهاد عبارت است از ردفرع بر اصل یا تطبیق اصول بر فروع»

۱۰.در صورت عدم وجود حکم واقعی یک موضوع در قرآن و سنت ،حکم ظاهری آن برائت یا اباحه است.

۱۱.اصول وکلیاتی که در قرآن وسنت آمده «جامع»و «فراگیر»است ومشتمل بر حکم واقعی و\یا ظاهری همه موضوعاتی است که بشر تا قیام قیامت ممکن است با آنها سر وکار پیدا کند«علم فقه بالقوه علم کامل و جامعی است»

۱۲.فقه همه ی نیازهای بشر را برطرف می کند وهیچ موضوعی را نمی توان یافت که فقیهان نتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند،یا حق و صلاحیت اظهار نظر درباره ی آن را نداشته باشند«فقه تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور است»


اخلاق دین شناسی صص۹۹و۱۰۰
اختصاصی/متن آزمون کاندیداهای خبرگان انتخابات سال۹۴

آزمون کاندیداهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری 15 سوال داشت؛ 5 سوال از اصول، 5 سوال از فقه و 5 سوال از شبه اجتهاد. هر کدام از این سه قسمت، 20 نمره داشت. کساني در این آزمون قبول می شوند که هر بخش را کمتر از 10 نگیرند و همچنین جمع نمرات مجموع سه بخش شان کمتر از 36 نشود.

👈 پنج سوال از اصول (کتاب کفایه آخوند خراسانی) از دو متن زیر بود:

1⃣ لا يخفى أنه لا أصل في المسألة يعول عليه، لو شك في دلالة النهي على الفساد. نعم، كان الأصل في المسألة الفرعية الفساد، لو لم يكن هناك إطلاق أو عموم يقتضي الصحة في المعاملة.
وأما العبادة فكذلك، لعدم الامر بها مع النهي عنها، كما لا يخفى.

2⃣ من كان على يقين فأصابه شك فليمض على يقينه، فإن الشك لا ينقض اليقين) وهو وإن كان يحتمل قاعدة اليقين لظهوره في اختلاف زمان الوصفين، وإنما يكون ذلك في القاعدة دون الاستصحاب ضرورة إمكان اتحاد زمانهما، إلا أن المتداول في التعبير عن مورده هو مثل هذه العبارة، ولعله بملاحظة اختلاف زمان الموصوفين وسرايته إلى الوصفين، لما بين اليقين والمتيقن من نحو من الاتحاد،

👈 پنج سوال از فقه (از مکاسب شیخ انصاری) از دو متن زیر بود:

1⃣ لأنهما إنما أقدما وتراضيا وتواطئا بالعقد الفاسد على ضمان خاص، لا الضمان بالمثل أو القيمة (١)، والمفروض عدم إمضاء الشارع لذلك الضمان الخاص، ومطلق الضمان لا يبقى بعد انتفاء الخصوصية حتى يتقوم بخصوصية أخرى، فالضمان بالمثل أو القيمة إن ثبت، فحكم شرعي تابع لدليله وليس مما أقدم عليه المتعاقدان.

2⃣ مبدأ هذا الخيار من حين العقد، فلو لم يفترقا ثلاثة أيام انقضى خيار الحيوان وبقي خيار المجلس، لظاهر قوله عليه السلام: " إن الشرط في الحيوان ثلاثة أيام، وفي غيره حتى يتفرقا(١).
خلافا للمحكي عن ابن زهرة فجعله من حين التفرق ربما يستدل (١) عليه (٢) بأصالة عدم ارتفاعه بانقضاء ثلاثة من حين العقد، بل أصالة عدم حدوثه قبل انقضاء المجلس، وبلزوم (٣) اجتماع السببين على مسبب واحد، وما دل على أن تلف الحيوان في الثلاثة من البائع (٤) مع أن التلف في الخيار المشترك من المشتري.
ويرد الأصل بظاهر (٥) الدليل، مع أنه بالتقرير الثاني، مثبت.

👈 پنج سوال از شبه اجتهادی از سه متن زیر بود؛ یکی از جواهر الکلام و دو تا از تحریر امام.

1⃣ متن از جواهرالکلام:
(وقال) الشيخ (في الخلاف) كما عن الإسكافي والمفيد:
(يحكم) إما لأن الاسلام أو الايمان مع عدم ظهور الفسق عدالة، أو لأنه يحكم بها بمجردهما أو لأن الحاصل من مجموع قوله تعالى (٢):
(وأشهدوا ذوي عدل) وقوله تعالى (٣): (واستشهدوا شهيدين من رجالكم) وقوله تعالى (٤): (إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا) قبول الشاهدين إذا كانا مسلمين، وأنهما لا يردان إلا إذا كانا فاسقين (و) لا يحمل إطلاق الثانية على الأولى لعدم حجية مفهوم الوصف

از تحریر امام:
2⃣ متن اول: إذا توضأ وضوءين و صلى صلاة واحدة أو متعددة بعدهما ثم تيقن وقوع الحدث بعد أحدهما‌يجب عليه الوضوء للصلوات الآتية و يحكم بصحة الصلوات التي أتى بها، و أما لو صلى بعد كل وضوء ثم علم بوقوع الحدث بعد أحد الوضوءين أو الوضوءات قبل الصلاة يجب عليه اعادة الصلوات، نعم إذا كانت الصلاتان متفقتين في العدد كالظهرين فالظاهر كفاية صلاة واحدة بقصد ما في الذمة و إن كانت إعادتهما أحوط.

3⃣ متن دوم: لو علم بوجود شي‌ء في حال الوضوء مما يمكن أن لا يصل الماء تحته و قد يصل و قد لا يصل كالخاتم و قد علم أنه لم يكن ملتفتا اليه حين الغسل أو علم أنه لم يحركه و مع ذلك شك في أنه وصل الماء تحته من باب الاتفاق أم لا يشكل الحكم بالصحة، بل الظاهر وجوب الإعادة.
Forwarded from Deleted Account
H. O:
این فیلم را مشاهد کنید ☝️☝️☝️

در آفریقا درختی میروید که سالی یکبار میوه بسیار آبدار و خوشمزه ای ببار می آورد و حاوی مقدار زیادی الکل است .
ماروئلا میوه ای است وحشی که درآفریقای جنوبی می روید و وقتی میرسد در اثر آفتاب مقدار زیادی الکل در خود تولید میکند که مساوی یک آبجو گیرائی دارد .
بدلیل کمبود آب در این ناحیه وقتی که میوه این درخت می رسد حیوانات زیادی برای رفع تشنگی و فرار از گرما به زیر این درخت پناه می آورند و نتیجه را خودتان در این فیلم ویدیوئی ببینید
خیلی جالب هست
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
✔️ احمد عابدی: 🔻
به عقيده ملاصدرا اگر كسى مى خواهد حكمت متعاليه سياسى را بنا نهد، بايد اهل سير و سلوك و چله نشينى باشد. پيروان ملاصدرا معمولا اين چنين بودند. امام خمينى نيز از آن جمله است... امام در مدت دو، سه روز پيامى صادر مى كنند و در ديدار عمومى يا خصوصى، بياناتى ايراد مى نمايند و پس از آن تا چهل روز هيچ خبرى نيست. پس از آن باز يك سخنرانى و صدور اعلاميه و آنگاه تا چهل روز ديدارى انجام نمى شود. كاملا مشخص است كه ايشان در حال چله نشينى بوده اند.
امام حرف هاى اصلى را در باب ولايت فقيه، در همين چله ها بيان كردند. در سال هاى آغازين نهضت، امام هيچ گاه تعبير ولايت مطلقه فقيه را به كار نبردند. ولايت مطلقه اصطلاحى عرفانى است كه در هيچ كتاب فلسفى يا كلامى يافت نمى شود؛ در حالى كه عرفا آن را به كار مى بردند... امام در حال چله نشينى، مبانى اساسى انديشه سياسى خويش را بيان مى كنند.
٭ منبع: سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه، دفتر اول نشست ها و گفتگوها، ص ۲۰۹_۲۱۰
@faridmod
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
📽 بچه‌ها_وقایع_را_چگونه_می‌بینند؟

درست‌تر؟ واقعی‌تر؟ ساده‌تر؟

🏺فلسفه 🎸موسیقی 🎭هنر


💎 @Philsoph
Forwarded from دکتر آرش نراقی(حذف خواهد شد)
🍂آیا مجرد زیستن و ازدواج نکردن غیراخلاقی است؟
آرش نراقی


در تفکر سنتی «تجرّد» مرحله ای موقت و انتقالی در زندگی فرد است. فرد مجرّد دیر یا زود باید ازدواج کند تا «سروسامان» بیابد. یعنی انگار تجرّد نوعی بی سروسامانی است. و اگر دوران تجرّد بدرازا بکشد، هراز و یک گمان بد به فرد مجرّد می رود. در این نگاه، زندگی مجرّدانه غیرطبیعی است، و اگر زیاده بدرازا بکشد باید در سلامت جسمی، روانی، و اخلاقی فرد تردید کرد. انگار که زندگی طبیعی و اخلاقی جز با گذر از مرحله انتقالی تجرّد دست نمی دهد. در بهترین حالت، باید به حال فرد مجرَد دل سوزاند.
اما به نظرم از ویژگیهای دوران مدرن این است که رفته رفته فرهنگ عمومی تجرّد را نه به مثابه مرحله ای موقت یا غیرطبیعی یا غیر اخلاقی یا ترحم انگیز، بلکه به مثابه نوعی سبک زندگی برسمیت می شناسد. سبک زندگی آدمها به تناسب سرشت شان فرق می کند. بعضی آدمها در کنار همسر و فرزند شکفته می شوند،‌ بعضی آدمها در خلوت دل خواسته خود آرامش و قرار می یابند. جامعه مدرن هم امکان عینی این تنوع را فراهم می کند، یعنی امکان مجرّد زیستن را به انسانها می دهد،‌ و هم فرهنگ احترام به سبک زندگی دل خواسته افراد را می پروراند، یعنی به جامعه می آموزد که راه شکوفایی و آرامش انسانها فقط از یک کوره راه لگد خورده و مألوف نمی گذرد.
به نظرم سر دیگر طیف هم که تأهل و زندگی زناشویی را غیراخلاقی می داند، راه به افراط می رود. زندگی مطلوب و شکوفاننده برای همه از الگوی واحد پیروی نمی کند. سبک زندگی ای که تو را می شکوفاند چه بسا من را پژمرده کند، و برعکس.
بنابراین، اگر فردا فرد مجرّدی را دیدیم به جای آنکه او را به دیده ترّحم یا تردید بنگریم، با خود فکر کنیم شاید او تجرّد را نه به مثابه یک وضعیت تحمیلی یا گذرا بلکه به مثابه یک سبک زندگی خواستنی و ماندگار انتخاب کرده است. و بعد به انتخاب اش احترام بگذاریم.

منبع: صفحه فیسبوک آرش نراقی
@arashnaraghi
Forwarded from "مه سا پهلوان"
📝 هر آنکه نتواند دریابد که زندگی تکرار است ، و زیبایی آن در همین است ، حکم قطعی را در مورد خودش صادر کرده است . او سزاوار سرنوشتی بهتر از آنچه در انتظار اوست ، یعنی از دست رفتن ، نخواهد بود . امید ، میوه آز انگیزی است که رضایت نمی بخشد . حافظه ، اندک مایگی حقیری است که رضایت نمی بخشد .اما تکرار ، خوراک روزانه زندگی است که رضایت می بخشد و برکت می دهد . اینکه آیا کسی شهامت آنرا دارد که دریابد زندگی تکرار است ، و شور و شوق آنرا دارد که نیکبختی خویش را در آن بجوید زمانی روشن خواهد شد که کره زمین را دور زده باشد . جدیت و واقعیت زندگی در تکرار است . هر آنکه تکرار را می خواهد ، نشان می دهد که از گیرایی برخوردار است که جدی و کمال یافته است .

تکرار ، سورن کی یرکه گور
اچ . ج . بلاکهام ، شش متفکر #اگزیستانسیالیست ، ترجمه محسن حکیمی ، ص۵۵
@mahsapahlavan1
Forwarded from "مه سا پهلوان"
چیزهایی درباره جشنواره فیلم کن که احتمالا نمی دانستید!

شصت و نهمین دوره‌ی جشنواره بین‌المللی فیلم کن از ۱۱ می (۲۲ اردیبهشت) آغاز شد. این جشنواره که امسال کارگردان «مکس دیوانه : جاده خشم» را در راس هیات داوران داشت، روزگار درازی است که عنوان معتبرترین جشنواره سینمایی جهان را یدک می‌کشد. جدای از این که کن سالانه به مکانی برای نمایش آثار سینمایی برتر جهان تبدیل می‌شود، پرسش‌های دیگری هم درباره این رویداد وجود دارد.

**** کن کجاست؟
کن شهری واقع در فرنچ‌ریورا در جنوب فرانسه و مکانی تجملاتی است که هر سال بسیاری از چهره‌های پولدار و سرشناس را به خود جلب می‌کند. البته مهم‌ترین جاذبه این شهر هم جشنواره بین‌المللی فیلم کن است.

**** جشنواره کن از چه زمانی آغاز شد؟

در اواخر دهه سی میلادی با حمایت جین زی وزیر آموزش ملی فرانسه و در تلاش برای رقابت با جشنواره فیلم ونیز جشنواره‌ای را پایه‌گذاری و با آغاز جنگ‌جهانی دوم متوقف شد. جشنواره کن نهایتاً در سال ۱۹۴۶ پس از جنگ جهانی دوم با حضور فیلم‌هایی از ۱۶ کشور برگزار شد و از آن پس به غیر از سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۵۰ تا به امروز هر سال برگزار شده است.


**** نخل طلای جشنواره کن چیست و چه اهمیتی دارد؟

نخل طلایی سال ۱۹۵۵ ساخته شد تا جایگزینی برای جایزه بزرگ جشنواره باشد که تا پیش از آن اهدا می‌شد. نخل طلا بالاترین افتخاری است که در کن نصیب یک فیلمساز می‌شود. در حقیقت هر سال در این جشنواره دو نخل طلا اهدا می‌شود؛ یکی برای بهترین فیلم بلند و یکی برای بهترین فیلم کوتاه، اما معمولا وقتی کسی به این جایزه اشاره می‌کند منظورش همان نخل طلای بهترین فیلم بلند است.

نخل‌طلایی خود از طلای ۲۴ عیار ساخته شده است و به بالشی از جنس کریستال تکیه دارد.

**** مدعیان اصلی کن ۲۰۱۶ چه کسانی هستند؟

امسال در بخش رقابتی جشنواره فیلمسازان بزرگی از سرتاسر جهان شرکت دارند. امسال آثاری از آندریا آرنولد (عسل آمریکایی)، پدرو آلمودوار (جولیتا)، نیکلاس ویندینگ رفن (شیطان نئون) و برادران داردن (دختر ناشناس) در این بخش دیده می‌شود. ناگفته نماند که جیم جارموش با «پترسون»، کن لوچ با «من دنیل بلیک» و جف نیکلز هم با «بامحبت» در این بخش رقابت می‌کنند.


**** جشنواره کن چه بخش‌هایی دارد؟

فیلم‌های انتخاب‌شده برای جشنواره فیلم کن در بخش‌های زیر نمایش داده می‌شوند :

بخش رقابت اصلی : ۲۰ فیلم در این بخش برای نخل طلایی رقابت می‌کنند. فیلم‌های حاضر در این بخش در سالن اصلی لومیرتئاتر نمایش داده می‌شوند.

بخش نوعی نگاه : ۲۰ فیلم انتخاب شده برای این بخش، اغلب نخستین کار سینمایی فیلمساز هستند.

بخش خارج از رقابت : در این بخش فیلم‌های منتخب برای نخل طلا رقابت نمی‌کنند.

نمایش‌های ویژه، سینه‌فونداسیون و فیلم‌های کوتاه دیگر بخش‌های جشنواره بین‌المللی فیلم کن هستند.


**** آیا حضور در کن ضوابط خاصی دارد؟

فیلم‌های بخش رقابتی، خارج از رقابت و نوعی نگاه جشنواره کن باید حداکثر ۱۲ ماه پیش از این رویداد ساخته شده ، و پیش از این جشنواره نباید در هیچ جشنواره دیگر یا در سطح جهان نمایش داده شده باشند.

فیلم‌های بلند حاضر در این جشنواره محدودیتی از نظر زمان فیلم ندارند، اما فیلم‌های کوتاه باید حداکثر ۱۵ دقیقه باشند.


**** داوری فیلم‌ها به عهده چه کسانی است؟

هر سال بیش از هزار فیلم از سراسر جهان به جشنواره کن فرستاده می‌شود. کمیتۀ انتخاب به تماشای تک‌تک فیلم‌ها نشسته و از میان آن‌ها فیلم‌های حاضر در جشنواره را انتخاب می‌کنند.

در جشنواره فیلم کن دو هیات داوران وجود دارد : یکی برای فیلم‌های بلند و یکی برای فیلم‌های کوتاه و سینه‌فونداسیون. داوری بخش نوعی نگاه و دوربین طلایی را هم هیات‌های داوری برعهده دارند.

امسال جرج میلر کارگردان استرالیایی «مکس دیوانه : جاده خشم» رئیس هیات داوران جشنواره فیلم کن است. برای انتخاب برنده اعضای هیات داوران به صورت مخفی رای می‌دهند و در نهایت فیلمی که بالاترین رای را دارد، برنده می‌شود. تمامی داوران به دعوت کمیته انتخاب به کن می‌آیند و همگی از فعالان صنعت سینمای جهان و اغلب کارگردان و بازیگر هستند.

یکی از نکات جالب جشنواره کن این است که داوران می‌توانند با در نظر گرفتن فیلم‌های حاضر در بخش رقابتی جایزه‌ای به این جشنواره اضافه کنند. برای نمونه ساموئل ال.جکسون سال ۱۹۹۱ برای فیلم «تب جنگل» به کارگردانی اسپایک لی جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد گرفت که در این جشنواره وجود ندارد.

@mahsapahlavan1
🔑
منبرک: (عشق)
این مطلب رو نخونی باختی!
تگ یادت نره📌
.
.
🔖سه نوع عشق در فرهنگ جهاني وجود دارد:
1) عشق اروتيک،
2)عشق فيليايي،
3)عشق آگاپه‌يي.
.
🔖توضیح:
۱. «عشق با زيبايي سر و كار دارد و در يونان باستان از آن به «اروس» تعبير مي‌كردند.»
بزرگ‌ترين نظريه‌پرداز اين نوع عشق، افلاطون است. «او معتقد بود كه اين ميل در آدمي از بدن يک انسان زيبا آغاز مي‌شود، به بدن انسان‌هاي ديگر و بعد به عشق به حيوانات، ‌گياهان و نباتات پيش مي‌رود و در نهايت به عشق حقيقي يا به بيان افلاطون به مثال زيبايي مي‌رسد.»
از منظر اين ديدگاه، ديدن هر شيء زيبايي، دعوتي از بالاست.
«اين عشق از بدن يك جسم آغاز مي‌شود و به خدا مي‌رسد، وعده‌هاي زيبايي جهان، وعده‌هايي است كه تا زماني كه به آن عالم نرويم و به منبع عشق حقيقي نرسيم، ارضا نخواهيم شد.»
.
۲. «اين نوع عشق، بحث ميل و اشتياق نيست؛ بلكه بحث خواستن و اراده است.»
در اين عشق، خواستن چيزهاي خوب براي كس ديگر و فقط به خاطر اوست.
«بزرگ‌ترين نظريه پرداز عشق فيليا، ارسطو است.»
«از نظر او، در اين عشق فقط اشخاص هستند كه مي‌توانند عاشق شوند و اين‌كه عاشق علاوه بر اين‌كه بايد به نيازها، خواسته‌ها و يا نفع‌هاي معشوق خود آگاه باشد، بايد به رفع آن‌ها نيز اقدام بكند.»
«از سوي ديگر در اين عشق و يا به تعبير ارسطو در اين دوستي، عاشق بودن بهتر از معشوق بودن است و در اين نوع عشق، عاشق است که نفع مي‌برد. اين دوستي مي‌تواند بين انسان‌ها باشد.»
.
۳. «در اين نوع عشق، عاشق مي‌خواهد به ديگري چيزي عطا كند و اين عطا كردن، كاملا بي‌پاسخ و جامع است و همه انسان‌ها را شامل مي‌شود، حتی دشمنان را.»
«در اين عشق مطرح شده است كه انسان‌ها از آن‌رو كه انسان‌اند، داراي ارزش هستند و نبايد به اعمال‌شان توجه كرد و انسان‌ها ذاتا داراي ارزش و كرامت ذاتي هستند و از سوي ديگر اين عشق مدام است.»
.
🔖بر اساس اين ديدگاه‌ها، عشق خدا به انسان‌ها، از نوع آگاپه است.
_________________________________
پ ن:
۱. عکس نوشت:
#عکاس_جناب_خودمان
عشق چیست؟ این پرسش اصلی و بن مایه ی اصلی فیلم "the lobster" به کارگردانی يورگوس لانتيموس است.
طنز تلخ و لحن سرد حاکم بر فضای فیلم اجازه نمی دهد بیش از حد در رومانتيسم غرق شويم.
هر چه باشد عشق جدی تر از آن است که بشود سبک سرانه از کنار آن رد شد!
به نظر من یکی از مهم ترین فیلم ها در زمینه عشق است که با دریچه ای دیگر به ذات انسان و ماهیت تلخ زندگی می پردازد!
توصیه می کنم این فیلم را حتما ببینید!(قابل توجه برخی اعزّه، این فیلم صحنه ندارد!)😉
۲. برگرفته از استاد ملکیان.
#مصطفی_سلیمانی
https://telegram.me/filsofak
Forwarded from یادداشت‌ها
اسلام و شلاق

مدافعان مجازات با شلاق، به قرآن استناد می‌کنند(سورۀ نور، آیۀ 2). بر پایۀ روایات نیز، مجازات بسیاری از جرم‌های اخلاقی و اجتماعی، شلاق است. اما استناد به قرآن و روایات برای مجازات با تازیانه، موجّه نیست؛ زیرا در صدر اسلام، مجازات‌های جایگزین مانند زندان به شکل امروزین، ممکن و رایج نبود؛ هم به دلیل هزینه‌های آن، و هم به دلیل نفرت شدید اعراب از زندان و اسارت، و هم به دلیل نامعمول بودن حبس و زندان در آن روزگاران. بنا بر روایات معتبر و متواتر، در صدر اسلام محلی به نام زندان وجود نداشت و اسیران را به طور موقت در مسجد یا خانه‌های مسلمانان حبس می‌کردند. همچنین تحمل شلاق برای مردم آن روزگار، آسان‌تر از تحمل حبس بود؛ درست بر عکس امروز. نخستین زندان در اسلام، در زمان خلافت امام علی(ع) و در کوفه ساخته شد؛ پیش از آن، رایج‌ترین تنبیه و جریمه، شلاق بود(ر.ک: محمدحسين ساكت، نهاد دادرسی در اسلام).
باری؛ شلاق در آن روزگاران: 1. باصرفه‌ترین مجازات بود؛ 2. چندان رواج داشت که کرامت انسانی مجرم را نابود نمی‌کرد و چیزی بیش از تنبیه بدنی محسوب نمی‌شد؛ اما در زمانۀ ما، شلاق افزون بر مجازات بدنی، روح و روان مجرم را هم زخمی می‌کند و بازگشت او را به جامعه و زندگی آبرومندانه، تقریبا ناممکن می‌سازد.
طرفداران شلاق می‌گویند: تازیانه، حکم قرآن و فرمان خدا است و به هیچ بها و بهانه‌ای نباید از آن دست کشید. از این گروه باید پرسید: چرا تانک و هواپیما را می‌توان جایگزین اسب و شتر کرد، اما زندان را نمی‌توان جانشین شلاق کرد؟ مگر قرآن نفرموده است که برای جهاد در راه خدا اسب‌های خود را آماده کنید(سورۀ انفال، آیۀ 60)؟ اگر اسب، موضوعیّت ندارد و اکنون می‌توان تانک و هواپیمای جنگی را مصداق «رباط الخیل = اسب‌های آماده برای جنگ» دانست، چرا شلاق را از دست نیندازیم؟ اگر شتر را می‌توان از قاموس دیه پاک کرد و جای آن را به پول رایج داد، چرا جای تازیانه را به جریمه‌های نقدی یا زندان ندهیم؟ آیا «سوگند به قلم» که در قرآن آمده است، خودکار و خودنویس و روان‌نویس و کیبورد را به حریم خود راه نمی‌دهد؟ مگر قلم در صدر اسلام، غیر از قلم پر بود؟ اگر قلم دیروز، کیبورد امروز است، چرا شلاق دیروز، جریمه‌های دیگر نباشد؟ چرا اکنون که شمشیر را کنار گذاشته و سراغ موشک‌های بالستیک رفته‌ایم، تازیانه‌ را هم کنار نمی‌گذاریم و از مجازات‌های معمول در دنیا استفاده نمی‌کنیم؟ اگر توانسته‌ایم برده‌داری را از صفحۀ روزگار براندازیم – به‌رغم آنکه احکام شرعی برده و امه در متون دینی آمده است - چرا شلاق را نتوانیم؟
شلاق در روزگاران قدیم، جز بدن مجرم را زخمی نمی‌کرد، اما اکنون شلاق معنایی دیگر یافته است و زخمی که در روح مجرم بر جای می‌گذارد، به هیج روی التیام‌پذیر نیست. در روزگاری که حیوان را هم تازیانه نمی‌زنند، کوفتن شلاق بر گردۀ انسان، چه معنایی دارد؟ آیا تنبیه تحقیرآمیز، تبدیل مجرم عادی به مجرم خطرناک و انتقام‌جو نیست؟ چند صد سال است که صدها دانشکدۀ حقوق در دنیا دربارۀ شیوه‌های مجازارت، مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی می‌کنند و به‌تقریب همۀ آنها به این نتیجه رسیده‌اند که ردّی که شلاق بر بدن مجرم باقی می‌گذارد، آینده‌ای هولناک برای او و جامعه رقم می‌زند. آیا وفاداری به قرآن، یعنی وفاداری به شلاق؟
بر فرض که شلاق جایگزین‌ناپذیر است، پرسیدنی است که ما بر تن کدام اصل یا فرع دین جامۀ عمل پوشانده‌ایم که حالا نوبت به تازیانۀ اسلام رسیده است؟ از مردی روزه‌خوار پرسیدند: تو که نماز نمی‌خوانی و روزه نمی‌‌گیری، چرا نیمه‌شب برمی‌خیزی و سحری می‌خوری؟ گفت: چون از مسلمانی، تنها همین نشان در من باقی مانده است!

رضا بابایی
@rezababaei43
95/3/13