فلسفه اخلاق
7.38K subscribers
2.42K photos
1.39K videos
346 files
890 links
🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما
📍مصطفی سلیمانی
(دکتری فلسفه
کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق
کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت)


📱ارتباط با من:
@soleymani63
.
🔖اینستاگرام:
https://instagram.com/_u/soleymani63
Download Telegram
🔊📘📙🔊

کتاب الفبای فلسفه که در شمار کتاب های پرفروش قرار داشته است، خواننده را با ظرافت و قدم به قدم با وادی فلسفه آشنا می کند. نایجل واربرتون در هر فصل به یکی از حوزه های مهم فلسفه می پردازد و آرا و مضمامین اساسی در آن حوزه را شرح و بررسی می کند:
🔸فلسفه چیست؟
🔹 آیا می توانید وجود خداوند را به اثبات برسانید؟
🔸چگونه در گستره اخلاق درست را از نادرست تشخیص می دهیم؟
🔹آیا گاهی باید از قانون سر پیچی کرد؟
🔸آیا جهان واقعا به همان صورتی است که تصور می کنید؟
🔹آیا می دانید که راه و رسم علم چیست؟
🔸آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟
🔹آیا می توانید هنر را تعریف کنید؟


هر آنچه ذهن را به تکاپو ، پویایی و اندیشه وامیدارد در 👇👇

💎 کانال دوستداران فلسفه

🔰دانلود کامل کتاب صوتی
Forwarded from فلسفه‌گرام
《هو العالم》

/بررسی نسبت انسان مدرن با عالم هستی/

کلیت مدرنیسم و علوم آن برای انکشاف حقیقت وپاسخ به معماهای جهان طراحی نشده اند.
درست برخلاف علوم ماقبل مدرن که برای انکشاف حقیقت وپاسخ به سوال های بشر طراحی شده بودند
فرانسیس بیکن به عنوان یکی از اصلی ترین پیشتازان علم و فلسفه مدرن درکتاب آتلانتیس نو میگوید
(در گذشته علم هدفی جز پاسخ به معماهای هستی نداشت وعلماو دانشمندان درپی یافتن حقیقت بودند ۰۰۰امادردوران جدید هدف علم تنها قدرت است)
لذا هدف علوم در مدرنیته تسلط استکباری بر طبیعت است نه انکشاف حقیقت
به تعبیر نیچه(علوم مدرن ،اراده معطوف به قدرت اند)
اختلاف اساسی بین انسان وعلوم مدرن وانسان وعلوم غیر مدرن در( نسبتی است که آنهابا عالم وجود)برقرار کرده اند
به تعبیری اختلاف اساسی در(دازاین)این دواست
انسان مدرن نسبتی استکباری واستیلا جو با عالم برقرار میکند
این انسان که به تعبیر میشل فوکو( اختراعی است جدید)دارای سه بعد شخصیتی مهم است
۱-هابز انسان را موجودی میداند که دارای دو موتور متحرک است
۱-شهوت۲-سود
وهر آنچه خا ج ازاین دو بعد باشد به تعبیر دیوید هیوم(توتولوژیک)و(پوچ)است ،البته فروید صریحتر سخن میگوید وانسانی که خارج از این دوبعد می اندیشد را(بیمار روانی)میخواند که دچار بیماری(روان رنجوری وسواس همگانی)است

۲-فرانسیس بیکن در کتاب(ارغنون نو)میگوید در گذشته هدف علوم انکشاف حقیقت بود امادرعصر جدید هدف علم فقط کسب قدرت است
به عبارتی گزاره ای علمی است که قدرت تکنیکی بشر را بیفزاید

۳-دکارت در کتاب(چگونگی روش به کار بستن عقل)میگوید
انسان جدید باید مالک الرغاب(خدا)هستی شود

با چینش این سه پازل کنار یکدیگر در میابیم که انسان مدرن
انسانی است که:
سودجووشهوت طلب است»»»»»»»»»نگاه هابزی
صرفا به دنبال قدرت استکباری است»»»»»»»»»»»نگاه بیکنی
ودرصدد تسلط استکباری بر عالم و طبیعت است »»»»»»نگاه دکارتی

از تلفیق این سه بعد (سوبژکتیویسم) به وجود می آید
سوبژکتیویته یعنی( انسانی که خودش را محور کائنات قلمداد میکندوصرفا سودطلب وشهوت ران است وبه دنبال تسلط واستیلای استکباری وظالمانه بر عالم وآدم میباشد تا قدرت طاغوتی وی تامین شود)

لذا ازاین نوع نگاه هیچ انکشاف حقیقتی وهیچ پاسخ به پرسشی در نمی آید
بلکه تنها تسلط استکباری انسان بر عالم زاییده میشود.

(اشراق)
#حقوق_بشر

⚠️ﻛﺎﺭﮔﺮاﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻥ هستند

ﻣﺰاﺣﻢ ﻧﺸﻮﻳﺪ..!


🎨 مانا نیستانی

پ.ن
اجرای "حکم شلاق" برای کارگران معدن طلای‌ «آق‌دره» که در اعتراض به اخراج همکارانشان تجمع کرده بودند.

💎 @ofoghroydad
Forwarded from علم و فلسفه
‼️اه این قدر مغلطه نکن‼️

🔆درآمدی به مغالطات روزمره
🔆اقتباس از سلسله جلساتِ منطق کاربردی-یاسر میردامادی

تحریر:امید قائم پناه
قسمت اول

1)مغالطه اشتراک لفظ (ایهام لفظی):
ما در زبان الفاظی داریم که لفظها یکی هستند اما پشت آن ها معانی متعددی وجود دارد که قابل فروکاستن به هم نیستند.برای مثال شیر(به معنای حیوان درنده)و شیر(به معنای مایع نوشیدنی).یعنی معانی متفاوت
است اما لفظها یکی است.تا اینجا مشکلی نیست.مشکل وقتی است که در استدلالمان یک جا لفظ را به یک معنا و در جای دیگری از استدلال به معنای دیگری استفاده کنیم.

مثال:

1)سعادت غایت زندگی انسان است.
2)غایت زندگی انسان مرگ است.
3)سعادت انسان مرگ است.

توضیح مثال:حد وسط این استدلال که "غایت" است ایهام دارد.غایت در اینجا دو معنی دارد یکی «هدف» و دیگری «نهایت» و «انتها».در این استدلال در یک مقدمه غایت به معنای هدف آمده و در مقدمه دیگر غایت به معنای انتها.حد وسط باید به یک معنا باشد.این مغالطه یکی از رایج ترین مغالطه‌ها است.برای همین در هنگام صحبت و گفت و گو حتما باید بپرسیم مراد شما از هر کلمه کلیدی استدلال چیست.

2)مغالطه ابهام ساختاری:
مثال معروفی از این مغالطه وجود دارد که در آن جنبه ی مغالطی کلام به این باز میگردد که شما آن ویرگول را کجا قرار دهید.مثال معروف:

«عفو لازم نیست اعدامش کنید.»

می توان به دو صورت خواند یکی:

«عفو لازم نیست،اعدامش کنید.»

و دیگری:

«عفو،لازم نیست اعدامش کنید.»

یعنی ساختار جمله طوری است که ایهام ایجاد میکند.این ایهام می تواند در مرجع ضمیر باشد، میتواند در نقش دستوری کلمه باشد:

«من از راهنمایی شما پشیمانم».

در این جمله فاعل یا مفعول مبهم است.من از راهنمایی کردن شما پشیمانم یا از راهنمایی شدن از سوی شما پشیمانم.

این ابهام میتواند در علائم سجاوندی باشد.مثال:

«اجناس دزدیده شده توسط ماموران کشف شد.»

به دو صورت میتوان خواند یکی:

اجناس دزدیده شده توسط ماموران،کشف شد.

دیگری:اجناس دزدیده شده،توسط ماموران کشف شد.

3)ربط امور بی ربط: برای مثال در این جمله دقت کنید:او آدم خوبی است زیرا از همه کارگران کارخانه که پرسیدیم گفتند او سخت کوش و کوشا است. دقت کنید در اینجا ادعا خوب بودن بود، اما نتیجه ای که از نظر کارگران میتوان گرفت این است که او فرد کوشایی است.کوشا بودن با خوب بودن (اخلاقی)یکی نیست.البته بی ربطی میتواند به دو شیوه باشد:گاهی کاملا بی ربط باشد و یک وقت هم هست که میتواند جزئی از ادعا را اثبات کند و نه کل آن را.
مثال: ماشین وسیله نقلیه خوبی است، آن مرسدس بنز S500 را نگاه کن! توضیح اینکه این مرسدس بنز فقط یکی از این ماشین هاست و نه همه ماشین ها.

4)مغالطه ی واژه های مبهم:مغالطه شماره 1 را مغالطه ی ایهام لفظی هم نامیدیم؛ایهام با ابهام تفاوت دارد.ایهام در مقام معنای لفظ است و یک لفظ دارای چندین معنا است و به مصادیق آن کاری نداریم.اما گاهی واژه ابهام دارد یعنی روی مصداق آن مسئله داریم.

مثال: طرف تا حدودی درس خوان است. توضیح اینکه اینجا ما میدانیم"تاحدودی"یعنی چه، اما نمی دانیم چقدر!اینجا گیر ما سر مصداق است.که گستره مصداقش چقدر است.

5)مغالطه گزاره های بدون سور:مطابق یک تقسیم بندی گزاره دو دسته است.یا در مورد یک فرد خاص است که به آن میگویند«گزاره ی شخصیه »مانند:«سعید شاعر است»یعنی موضوع آن گزاره یک فرد خاص است.و یا در مورد بیش از یک فرد است و در مورد مجموعه ای از اشخاص است مثلا «ایرانی ها فلان هستند»که به آن «گزاره ی کلیه» میگویند.
گزاره ی ما می تواند همه ی آن افراد را شامل شود و یا برخی از آن مجموعه را.ما در گزاره های کلیه باید اصطلاحا «سور»بیاوریم.
مثال: ایرانیها شجاع هستند.توضیح اینکه این گزاره سور ندارد. گزاره کلیه ای که سور نداشته باشد را «مهمله» میگویند،یعنی در آوردن سور در این گزاره اهمال صورت گرفته است.یعنی باید "هر، هیچ، همه، برخی، اندکی و..." بیاوریم.گزاره ی کلیه ی مهمله حمل بر گزاره ی بعضیه میشود.یعنی اگر بگویید «ایرانیها شجاع اند» چون سور نیاورده اید حمل بر این میشود که منظور این است که برخی از ایرانیها شجاع اند نه همه ی آنها.

تذکر: تنها در گزاره ی شخصیه و گزاره های کلیه ای که بعد از آن استثنایی هم بیاورید میتوانید سور نیاورید(مثلا بعد از گزاره بگویید مگر فلان)؛البته دقت داشته باشید که قیدی که می آورید نباید تخصیص اکثر باشد.

🔹علم و فلسفه🔹
https://telegram.me/Skepticism
1
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
سید مصطفی محقق داماد در کنفرانس بین المللی اندیشکده‌های جهان اسلام در یزد:🔻

٭ ریشه اتفاقات و جنایت‌ها در کج اندیشی‌های دینی و برداشت‌های غلط از ظواهر دین است و جای انکار نیست. جای انکار ندارد که بسیاری از روایات ما چه شیعه و چه سنی را اگر کسی درست نفهمد، نتیجه‌ای جز جنایت نخواهد داشت.
٭ اگر گوش دل به جهان اسلام بسپارید، صدای ناله بچه‌هایی را می‌شنوید که سر بریده می‌شوند و صدای ضجه مردانی را می‌شنوید که در آتش و اسید می‌سوزند و متاسفانه این کارها به نام خدا و برای رفتن به بهشت توسط عده‌ای جاهل و نادان انجام می‌شود.
٭ عده‌ای با کج اندیشی و برداشت‌های غلط از تعالیم اسلامی به خود بمب بسته و خود و دیگران را می‌کشند، اینها به دلیلی برداشت‌های نادرست از آیات قرآنی دچار انحراف شده اند.
@faridmod
🌱مصطفی ملکیان: جوانان باید در زندگیشان به این پنج نکته توجه کنند...
فیلم+صوت+متن کامل | @sedanet | #مصطفی_ملکیان
https://goo.gl/KLJSgC
" پاکی و ناپاکی در فقه2 "
"طهارت یا نجاست بدن انسان های غیرمسلمان"
تا مدتی نظریه رایج در میان فقیهان شیعه این بود که بدن انسان های غیرمسلمان (اعم از بی دین یا متدینین به سایر ادیان الهی) ذاتا نجس است؛ همانند سگ و خوک و فضولات آدمی.
حتی بعضی فقیهان گذشته نیز معتقد به نجاست ذاتی اهل سنت و مطلق غیرشیعیان بودند. (یوسف بحرانی، ابن ادریس حلّی)
****
کم کم این نظریه در دوره های بعدی رو به تعدیل رفت. عده ای از فقیهان گذشته و نیز اکنون، معتقد به طهارت ذاتی اهل کتاب (متدینین به ادیان آسمانی) شدند. یعنی بدن ایشان اگر با چیز نجس دیگری نجس نشده باشد، بخودی خود پاک است. از فقیهان گذشته کسانی چون: شیخ طوسی، شیخ مفید، ابن جنید، ابن ابی عقیل، مولی محسن فیض، شیخ صدوق و... به این نظر معتقدند.
از فقیهان معاصر نیز کسانی چون: سیدمحسن حکیم، محمدباقر سلطانی طباطبایی، موسی صدر، عبدالله جوادی آملی، محمداسحاق فیاض کابلی، مهدی هادوی تهرانی، محسن کدیور و...
****
شیوع این نظریه، زمینه را مساعد کرد تا فقیهان دیگری بیایند و با بررسی دوباره منابع دینی، نظریه "طهارت ذاتی مطلق انسان ها" را ارائه دهند. یعنی هر انسانی فارغ از هر دین و مذهب و عقیده ای که دارد؛ بدنش پاک است.
معتقدین به این نظریه: رحیم ارباب ، محمدابراهیم جناتی شاهرودی ، محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، نعمت الله صالحی نجف آبادی ، محمدجواد موسوی غروی ، احمد عابدینی ، محسن کدیور ، رضا حسینی نسب ، احمد قابل
" پاکی و ناپاکی در فقه 3 "
" نجاست نوشیدنی های مستی آور "
نظریه رایج در میان فقیهان درباره شراب و نوشیدنی های مستی آور این است: هر چیز مست کننده ای که در حالت طبیعی اش به صورت مایع است، گذشته از این که خوردنش حرام است؛ خودش نیز نجس است. مثل انواع شراب و آبجو و سایر نوشیدنی های الکلی.
و حتی نظریه رایج این است که آب انگور هم اگر جوش بیاید؛ نجس است.
اما فقیهان دیگری نظری متفاوت ابراز کرده اند.
از فقیهان معاصر کسانی چون: محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، احمد عابدینی ، احمد قابل ، محسن کدیور ، علی ریاحی نبی و... معتقدند:
" تمامی انواع مسکرات (نوشیدنی های مستی آور) پاک هستند گرچه خوردنشان حرام است. "
******
از فقیهان گذشته نیز ، محمد محسن فیض کاشانی و ابن ابی عقیل عمانی و زین الدین عاملی و از فقیهان معاصر نیز ، محمداسحاق فیاض کابلی و محسن کدیور آب انگور جوش آمده را پاک می دانند. (گرچه خوردنش بخاطر مست کنندگی حرام است.)
🔹قلب شکسته کودکان هیچ وقت به صورت کامل التیام نمی یابد. خشونت علیه کودکان را با کمک همدیگر متوقف کنیم.

🆔 @kanoonsenfi
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
آیت الله محمدتقی مصباح یزدی در جمع اعضای مرکز تربیت مربی اخلاق:🔻
متأسفانه گاهی افراد عالم و سخنرانان معروف به گونه ای درباره محاسن دین و معارف اهل بیت (ع) سخن می گویند، که گویا تنها فایده دین، ایجاد صلح و صفا و آرامش و کم شدن جنایت و دزدی و قتل است؛ هر چند دین چنین فوایدی هم دارد اما این برداشت از دین، برداشتی مادی است و در واقع استخدام دین برای زندگی راحت تر در دنیا و رفاه بیشتر است. این نوع نگاه نشان می دهد که ما عاشق "حیوانیت" خودمان هستیم و دین را نیز برای همین می خواهیم...
@faridmod
Forwarded from نعمت صالح
📚📚📚🖋روایتی تلخ از مصائب دگر اندیشی در جامعه ایرانی.

تکرار توبه گالیله در برابر ارباب کلیسا.


مرحوم آیت‌ الله صالحی نجف آبادی : "در زمانی که عوامل مرئی و نامرئی ساواک و افراد فریب خورده، جنجال شدیدی بر ضد کتاب شهید جاوید آفریده بودند، یک روز (مرحوم) آقای عبایی خراسانی و آقای غروی که مدتی با (مرحوم) آقای مهدوی کنی در کمیته انقلاب اسلامی همکاری می کرد در قم به منزل ما آمدند.آقای غروی نوشته ای را به اینجانب داد و گفت ما از طرف فلان بیت آمده ایم و آقا فرموده اند: نویسنده شهید جاوید این نوشته را امضا کند تا منتشر کنیم و کتاب نامبرده مردود اعلام شود و دیگر چاپ نشود و غائله خاتمه یابد و نیز فرموده اند: من همه خسارتهایی که از این راه به ایشان وارد می شود جبران می کنم.من آن نوشته را که از زبان اینجانب نوشته شده بود تا آن را امضا کنم خواندم، خلاصه آن چنین بود:"من اقرار می کنم که آنچه در کتاب شهید جاوید نوشته ام باطل است و بدین وسیله اعلام می نمایم نظری که درباره قیام امام حسین (ع) در کتاب نامبرده داده ام اشتباه بوده است." همین که این نوشته را خواندم گویی آتش گرفتم و بی اختیار به یاد گالیله افتادم که ارباب کلیسا زیر برق سرنیزه او را از تحقیقی که درباره حرکت زمین کرده بود توبه دادند! با خود فکر کردم: خدایا مگر ما در قرون وسطی زندگی میکنیم که میخواهند یک نویسنده را از تحقیقی که کرده است توبه دهند، بارالها این کدام منطقی است که می گوید : خسارتهای مالی را جبران میکنیم؟مگر علم و اجتهاد را می توان با پول معامله کرد؟ مگر ممکن است حقیقتی را که با مطالعات طاقت فرسا به دست آورده ام و اجتهاد کرده و نوشته ام اینان به دست خود ذبحش کرده و دیه آن را بپردازند؟! در آن هنگام سخت ناراحت بودم،توبه نامه را به عنوان یک ورق پاره بی ارزش با خشم و ناراحتی پاره پاره کردم و دور ریختم و گفتم: آنچه اکنون از من دیدید بروید و به آقا برسانید و بگویید: من هرگز تسلیم ظلم و زور نمی شوم و حقیقتی را که یافته ام باطل اعلام نمیکنم"

منبع: مقدمه کتاب تاثیر روایات در تفسیر و فهم قرآن. صفحه 21 و 22. به قلم آیت الله محمد علی کوشا.
https://telegram.me/salehinajafabadi
Forwarded from 🔱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_کوتاه

فیلم: #حفره_سیاه
کارگردانان: فیلیپ سنسوم و اُلی ویلیامز
فیلم روایتگر اتفاق عجیبی است که برای کارمندی در دفترش رخ می دهد و او را اسیر طمع می کند.

Channel: @CafeArts 🎬

🔰 توضیحات اثر 🔰
Forwarded from 🔱
Channel: @CafeArts 🎬

این فیلم که موفق به گرفتن جوایز بسیاری از جمله جایزه بزرگ ویرجین در سال 2008 شده، در یوتیوب تا کنون بیش از 19 میلیون بازدید کننده داشته است.

کارگردانان این فیلم (فیلیپ سنسوم و اُلی ویلیامز) بعد از ساخت و نمایش این فیلم در صنعت فیلمهای تبلیغاتی سفارشهای بسیاری گرفتند و در این عرصه هم اکنون از پیشتازان ساخت تیزرهای تبلیغاتی هستند.

Channel: @CafeArts 🎬
Forwarded from 🔱
#غزلیات_سعدی


من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

#سعدی

Channel: @CafeArts 📇👤🎼

در ادامه مطلب گوش فرامیدهیم به دکلمه شعر بالا با صدای زیبای

#احمدشاملو

Channel: @CafeArts 📇👤🎼
Forwarded from Deleted Account
من غلام قمرم
@CafeArts
هر انسانی به حکم انسان بودن، فارغ از شغل و پیشه،اگر بخواهد زندگی آرمانی داشته باشد،
باید در سه حوزه چیزهایی بداند:
یکم-ادبیات جهانی:شعر ، رمان ،نمایشنامه و سناریو فیلم و ...
من فقط در ادبیات جهانی یک انسان شناسی عمیق را می یابم،بیشترین تاکید من بر رمان و شعر است
...
دوم-بخش هایی از فلسفه را همه باید بدانند،ولو به شکل آماتوری،اما آماتور قوی،وگرنه کمیت زندگیشان دیر یا زود لنگ خواهد شد،این به معنای متخصص فلسفه شدن نیست ...
بخش هایی از معرفت شناسی،بخش هایی از مابعدالطبیعه،بخش هایی از فلسفه زبان،بخش هایی از فلسفه ذهن،بخش هایی از فلسفه عمل،بخش هایی از فلسفه اخلاق،بخش هایی از فلسفه دین
ما دیر یا زود به حکم انسان بودن به اینها نیاز داریم(روی فلسفه اخلاق تاکید داشتند)
...
سوم-روانشناسی: یک بخش عظیمی از دستاوردهای روانشناسان رو همه باید بصورت آماتوری بدانیم

...
نقل به مضمون از سخنرانی کوتاه "مصطفی ملکیان" با عنوان: پنج توصیه به جوانان؛

کل این نکات،توصیه ی سوم بود.
Forwarded from تحولات منطقه
🔰آیت الله سیستانی خطاب به نیروهای امنیتی: بدانید که نجات دادن یک انسان مهمتر و بزرگتر از پیروزی بر دشمن است.

🆔 @TahavolateMantaghe
Forwarded from | نیلوفر |
https://neeloofar.org/mostafamalekian/lecture/1310-120395.html
علوم انسانی به فلسفه نیازمند است

مصطفی ملکیان

پژوهشگر فلسفه و روانشناسی

احتمالا براي همگان شگفت‌انگيز خواهد بود كه درباره اقتصاد سخن بگويم، براي خودم هم چندان مطبوع نيست، زيرا من در زمينه اقتصاد متخصص نيستم. اما امري كه باعث شد بپذيرم در اين نشست حضور يابم، نخست اين بود كه از من خواسته شد از منظر تحليل فلسفي و فلسفه تحليلي درباره كتاب سخن بگويم. دوم اينكه مطالعه اين دو جلد كتاب براي من بسيار شعف‌انگيز بود و نه فقط مرا به حوزه اقتصاد علاقه‌مند كرد بلكه با مطالعه اين دو كتاب مشاهده كردم كه نوشتن آثاري از اين مقوله نه فقط در حوزه اقتصاد بلكه ساير حوزه‌ها راهگشاست. كتاب بينش اقتصادي براي همه همين ويژگي را دارد و بدون الفاظ فني كه فقط به درد صاحبنظران و كارشناسان اقتصاد مي‌خورد، مي‌تواند مطالب اقتصادي را به سادگي به مخاطب منتقل كند، يعني مخاطب اگر دانش اقتصادي نمي‌يابد، دست كم بينش اقتصادي پيدا مي‌كند. بنابراين اين دو نكته باعث شد كه حاضر شوم در مورد اين كتاب صحبت كنم. اما در سراسر كتاب به بعضي نكات فلسفي برخوردم كه بحثم را معطوف به همان‌ها مي‌كنم و چند سوال در اين زمينه برايم پديد آمده است.

تفاوت روان‌شناسي انگيزش از اقتصاد خرد

نويسنده جايي يكي از تعاريف علم اقتصاد خرد را در برابر علم اقتصاد كلان به عنوان يكي از دو بخش اصلي علم اقتصاد، به صورت علم مطالعه انگيزه‌ها تعريف كرده است. به نظر من اين تعريف نه مفهوما و نه مصداقا درست نيست و مطالعه انگيزه‌ها كار علم اقتصاد نيست، بلكه بخشي از روان‌شناسي به عنوان يك دانش تجربي انساني يعني روان‌شناسي انگيزش (motivation) به مطالعه انگيزه‌ها مي‌پردازد يعني هم انگيزه‌ها را ايضاح مفهومي مي‌كند و هم تشخيص مصداقي مي‌كند. يعني اولا روان‌شناسي مي‌گويد كه بايد ميان مفاهيمي چون انگيزه، نيت، اراده، هدف، آرمان، طرح و... تمايز دقيق ‌گذاشت. البته اين مفاهيم با هم نزديكي‌هايي دارند، اما از نظر دقيق با هم تفاوت دارند و تعريف و شأن و آثار و نتايج شان متفاوت است. ثانيا همين شاخه از روان‌شناسي ميان انگيزه‌هاي متفاوت آدميان به لحاظ مصداقي تمايز مي‌گذارد و انواع انگيزه‌هاي موجود در ساختار رواني و جسماني انسان را كه موجب رفتار خاص يا رفتار عام مي‌شوند بر مي‌شمارد. اقتصاد خرد مطالعه انگيزه‌هاي انسان صرفا در اقتصاد است. به عبارت ديگر علم اقتصاد خرد نوعي بزرگ كردن انگيزه‌هاي اقتصادي در كنار انگيزه‌هاي غير اقتصادي است.

داوري اخلاقي با عقلانيت ملازمه ندارد

اين ادعاي درست در كتاب مطرح شده كه عقلانيتي بر رفتار انسان‌ها حاكم است، خواه درحوزه نهاد اقتصاد يا ساير نهادها مثل نهاد خانواده، آموزش پرورش، حقوق، اخلاق، دين و مذهب و... بعد نويسنده به اشكال احتمالي خواننده‌اي پرداخته كه اين ادعا (عقلاني عمل كردن آدميان) را عجيب تلقي كرده است و مواردي را بر مي‌شمارد كه انسان‌ها غيرعقلاني عمل مي‌كنند، مثل كسي كه تنبلي مي‌كند و نگون بخت مي‌شود يا كسي كه بزهي مي‌كند و بعدا از رفتار خود اظهار ندامت مي‌كند يا جنايتكاراني نظير صدام و هيتلر كه زندگي خود و بي‌شمار انسان‌هاي ديگر را نابود كرده‌اند. نويسنده در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد: هيچ گونه از اين موارد نقض، مدعاي عقلانيت عملي انسان را رد نمي‌كند. اما به نظر من در اين پاسخ بايد به سه مطلب مهم توجه كرد. نخست اينكه ارزش داوري اخلاقي با عقلانيت رفتاري ملازمه ندارند و بايد از هم تفكيك شوند. عقلاني بودن يك رفتار لزوما به معناي اخلاقي بودن رفتار نيست. اين سخن به آن معنا نيست كه اخلاقي زيستن، خلاف عقلاني زيستن است. بلكه منظور اين است كه دو آرمان عقلانيت و اخلاقيت را بايد از هم تفكيك و نبايد فكر كرد هر كس يكي را دارد، ديگري را نيز دارد. دومين تفكيك مهم در فلسفه عمل كه مهم است، تفكيك هدف و نتيجه است. منظور از عقلانيت، عقلانيت در هدف است. ممكن است رفتار من به لحاظ هدف عقلاني باشد، اما به نتيجه مطلوب نمي‌رسد به اين دليل كه براي به نتيجه مطلوب رسيدن، عوامل ديگري هم دخيل است. بنابراين عقلانيت رفتار در ناحيه هدف مد نظر است نه نتيجه. سومين نكته مهم اينكه عقلاني بودن رفتار آدمي با خطاي محاسباتي سازگار است، يعني چنين نيست كه اگر كسي خطاي محاسباتي داشت، به صرف اين خطا، عملش از عقلانيت تهي باشد. اتفاقا چون مي‌خواسته عملش عقلاني باشد، دست به محاسبه زده اما در محاسبه به دليل محدوديت‌هاي ذهن خطا كرده است. نويسنده اين سه نكته را به اجمال گفته اما بهتر بود اين سه مطلب تفكيك مي‌شد و بحث مستقل به آنها اختصاص مي‌داد.

عقلانيت عملي، اعم از عقلانيت اقتصادي است

دكتر سرزعيم چهار تعريف از عقلانيت كرده‌اند كه هر چهار تعريف درست است. اما ايشان هر چهار تعريف را تعريف عقلانيت اقتصادي قلمداد كرده‌اند. از زمان ارسطو كه بحث عقلانيت مطرح شد، گفته مي‌شد