Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
مُباح الدم!
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
ریختن خونِ چه کسانی جایز است!
در بن بستِ حاج نایب به دنبال چه میگردی؟ بخش چهارم.
امیر ترکاشوند ، یکم خرداد 1395
@baznegari
در متون فقه سنّتی، تعبیر مباح الدم و از آن رُک تر مهدور الدم، اشاره به کسانی دارد که کشتن شان شرعاً رواست!.
لابد کسی که نگاهش به دین تربیت و تعالی انسان است، هنگامی که این تعبیر را در کلام فقها می بیند، پیشِ خود میگوید آن را به کار برده اند تا با احصای مصادیق اندک!، بر بسیار معدود بودنِ مشمولین توجه دهند و از حیات و جانِ آفریده های خدا پاسداری کنند!
چه، بر این باورند که بیش از هر کس این فقیه است که دغدغه های تربیتی و انسانی و از جمله توجه به این آیه را دارد: من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعاً (سوره مائده آیه 32).
این اذهان پاک انتظار دارند در ذیل عنوان مباح الدم فقط! افرادی از این دست را در متون فقهی ببینند:
رهبرانی که جنگی خانمانسوز را آغاز میکنند
جنایتکاران جنگی
کسانی که قتل، عادتشان شده
کسانی که مردم را وادار به پرستش و اطاعت محض از خود میکند و جلوی شکوفایی فطرت را میگیرد.
اما با صد افسوس باید گفت مصادیق مباح الدم در فقه سنتی چنان موسّع و با دست و دل بازی است که هر خواننده ای را به وحشت می اندازد. فهرست کسانی که مطابق این نوع فقه، خون شان و جان شان در معرض تهدید قرار دارد چنین است:
🔸نامسلمانانِ غیر اهل کتاب، مطلقاً.
🔸اهل کتاب، اگر تحت مقررات و تسلطِ حکومت اسلامی در نیایند.
🔸فرقه های گمراهِ مسلمان، به تشخیص همان فقه.
🔸مسلمانانی که به نماز ، روزه ، زکات و امثالهم تن ندهند و یا حتی در انجام آنها سستی کنند.
🔸تشکل های مسلمان که از اطاعت امام المسلمین خارج شوند و سازِ مخالف سر دهند.
چنانکه ملاحظه شد با این فهرست، بیش از 95 درصد جمعیتِ کنونی جهان در معرض تهدیدِ نهفته و سر برنیاورده ای هستند که در متون فقه سنتی جا خوش کرده اند و یعنی، با اینکه این برداشتهای مُهلک فرصت بروز پیدا نکرده اند ولی همواره در قرون متمادی در متون فقهی حضور داشته و مورد تدریس قرار میگرفته است.
با این وصف، آیا قدما هُنری در دین برای تربیت انسان قائل بوده اند!؟ پاسخ، نه است اما امید می رود در فقه نوینِ در حال رویشی که به یُمن انقلاب اسلامی شکوفه زده و به آموزه های راستین و غیر خلافتی نزدیک است شاهد نگاه تربیتی، و نه حذفی باشیم.
telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
t.iss.one/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.iss.one/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
t.iss.one/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
t.iss.one/baznegari/1162
.
Forwarded from deleted account
🍃 برگرفته از کتاب قمار عاشقانه
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
#دکتر_عبدالکریم_سروش
همه می دانیم که مولوی پس از رویا رویی با شمس تبریزی " مولوی " شد و هر چه بعدا پیش آمده ، در این ملاقات فوق العاده استثنائی ، عجیب ، و بی نظیر ریشه داشته است .
شاید به بیان ساده و مجمل بتوانیم بگوئیم که مولوی تا پیش از ملاقات با شمس ، یک " غزالی " بود . اما ملاقات او با شمس تبریزی یک ملاقات بسیار استثنائی بود و ما فقط از لابلای اشارات مجمل و مبهم مولوی می توانیم درباره آن واقعه که تحولی عظیم در شخصیت وی پدید آورد ، اطلاعاتی مختصر بدست آوریم .
مولوی از این تحول شخصیت اگر سخن مستقیمی گفته باشد ، همین است که شمس گوهری به نام " عاشقی " را به او هدیه کرد و پس از آن بود که وی با شخصیت عاشق و طراوت آفرین و تازه ای که یافت آن آثار جاودان را پدید آورد .
چیزی که در آثار مولوی موج می زند ، نو بودن سخنان اوست . شما هیچ گاه از ورود در آثار مولوی ملول نمی شوید . ... سخنانش هیچ گاه کهنگی و ملال انگیزی سخن دیگران را پیدا نمی کنید . کتاب او را بارها و بارها می توان خواند و هر بار بهره های تازه برد و آب لطف تازه ای بر سر و روی روان خود زد .....
به همین دلیل وقتی شما آثار او را می خوانید ، احساس می کنید وارد فضاهای تازه ای شده اید و حقیقتا عید شدن را در خود تجربه می کنید .
🌻 شاید در تمام " مثنوی " کمتر از چهار یا پنج مورد وجود داشته باشد که مولوی بگوید ما در گذشته چنین گفتیم . این شخص اصلا در بند گذشته نبود ، یعنی هر روز نو می شد .
آدمیان طراوت خود را از دست می دهند زیرا در گذشته متوقف می شوند . اما کسی که از زمان ، یا به تعبیر خود آن بزرگوار از " ساعت " رهایی یافته ، عید شدن را به مثابه امری جاری و طبیعی و نه استثنائی در خویشتن تجربه می کند :
جمله تلوین ها ز ساعت خواسته است
رست از تلوین ، که از ساعت برست
چون ز ساعت ، ساعتی بیرون شوی
چون نماند ، محرم بی چون شوی
سیرسلوکی در مراتب تعالی الی الله ، راه هایی به عدد انسانها یی دارد که خداوند خلق کرده و هر کدام را بمنزله قطعه ای از پازل طرح خلقت و یا ورقی از کتاب آفرینش خود قرار داده است .
اما مطالعه احوالات بزرگان ، بی شک چراغ فروزانی پیش رو خواهد گشود تا از انوار وجودشان بهره ها برده و بر تاریکی ها و سنگلاخ ها در مسیر واقف گردیم .
✍ @Philsoph
Forwarded from deleted account
📄تعریف فلسفه برحسب آیین فلسفی ویژهای که اتخاذ میکنیم، متفاوت است؛ تنها آنچه میتوان در آغاز این گفتار گفت این است که بعضی از مسائل هستند که برای برخی کسان جالب توجهاند و دست کم در زمان کنونی به علم خاصی تعلق ندارند. این مسائل همه به اینگونهاند که شکهای پیرامون آنچه متعارفاً به منزلۀ «معرفت» پذیرفته شده است، بر میانگیزند. اگر بنا باشد پاسخی به این شکها داده شود، تنها به وسیلۀ بررسی ویژهای است که بر آن نام «فلسفه» مینهیم.
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
ازاین رو نخستین گام در به دست آوردن تعریفی از فلسفه بیان این مسائل و شکهاست که خود قدم اولی در بررسی واقعی فلسفه به شمار میرود.
📘 شک های فلسفی
🔸نویسنده: برتراند راسل
🔹مترجم: جلال الدین اعلم
👇👇👇
Forwarded from deleted account
📗📘📙📔
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
🔹شازده کوچولو
🔸نویسنده:آنتوان دو سنت اگزوپری
🔹برگرداننده:محمد قاضی، احمد شاملو
🔸ناشر: Éditions Gallimard در فرانسه
🔹تاریخ نشر ۱۹۴۳
💎 @Philsoph
✍ در این داستان سنت اگزوپری به شیوهای سوررئالیستی به بیان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستی میپردازد. طی این داستان سنت اگزوپری از دیدگاه یک کودک، که از سیارکی به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسیاری از آدمها و کارهایشان است.
👇👇👇
Forwarded from deleted account
کتاب_مصور_شازده_کوچولو_با_ترجمه_محمد_قاضی.pdf
1.7 MB
Forwarded from Deleted Account
🌹پرسش:
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
آیا زن و شوهر ی که در آخرت هر دو بهشتی شده اند، می توانند در بهشت دوباره با هم زندگی کنند؟
🌹پاسخ:
انسان در بهشت هر چیزی را که اراده کند، طبق آیه شریفه: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ(1)، می تواند بدست بیاود. البته در صورتی که بین زن و شوهر اختلاف درجه و رتبه آخرتی وجود داشته باشد، حق انتخاب همسر با کسی است که از مقام بالاتری برخوردار است، بدین ترتیب هر یک از زوجین که مقام بالاتری دارد می تواند با همسر دنیایی خود که از او مقامش پائین تر است ازدواج کند و یا با همسری بهشتی که همطراز اوست ازدواج کند. این مطلب در روایت شریفی از امام صادق(علیه السلام) وارد شده و حضرت(علیه السلام) این حق انتخاب را مقتضای عدالت خداوند متعال میداند.(2)
همچنین شبیه این سوال را ام سلمه از رسول خدا(صلوات الله علیه و آله) میپرسد که اگر زنی دوبار شوهر کرده و هر دو از دنیا رفته باشند، در بهشت با کدامیک خواهد بود؟ حضرت(صلوات الله علیه و آله) فرمود: آنکه اخلاق بهتری نسبت به اهل و عیال خود دارد را انتخاب کن، شخصی را برگزین که برای خانواده اش از همه بهتر بوده، چرا که حسن خلق، خیر دنیا و آخرت را به همراه دارد. (3)
بنابراین حق انتخاب با زوجی خواهد بود که از دیگری برتر است و این مطلب مطابق با عدالت حضرت حق و روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) می باشد.
1. زخرف/71: و در آنجا آنچه دلها مى خواهد و چشمها از آن لذّت مى برد آماده است.
2. رَوَى الْعَيَّاشِيُّ بِالْإِسْنَادِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمُؤْمِنِ تَكُونُ لَهُ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يَتَزَوَّجُ أَحَدُهُمَا بِالْآخَرِ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ حَكَمٌ عَدْلٌ إِنْ كَانَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا خَيَّرَ هُوَ فَإِنْ اخْتَارَهَا كَانَتْ مِنْ أَزْوَاجِهِ وَ إِنْ كَانَتْ هِيَ خَيْراً مِنْهَا خَيَّرَهَا فَإِنِ اخْتَارَتْهُ كَانَ زَوْجاً لَهَا؛ «...خداوند متعال حکیم و عادل است، اگر رتبهی زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد ولی اگر رتبهی مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (اینجا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود» (بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص105)
3. قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجَانِ فَيَمُوتُونَ وَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ لِأَيِّهِمَا تَكُونُ فَقَالَ ع يَا أُمَّ سَلَمَةَ تَخَيَّرُ أَحْسَنَهُمَا خُلُقاً وَ خَيْرَهُمَا لِأَهْلِهِ يَا أُمَّ سَلَمَةَ إِنَّ حُسْنَ الْخُلُقِ ذَهَبَ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.(الأمالي(للصدوق) ، ص498)
Forwarded from کانال ویژه های اخبار
🍏🍎🍏
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨
یک متن خيلى جالب پيدا كردم از كتاب فارسى دبستان سال ١٣٢٤ ...
ببينيد سطح آموزش در آن دوران چگونه بود!...
🍃دو برادر مادر پیر و بيماري داشتند.
با خود قرار گذاشتند که يکي خدمت خدا کند و ديگري در خدمت مادر باشد يکي به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و ديگري در خانه ماند و به پرستاري مادر مشغول شد.
🍂چندي نگذشت برادر صومعه نشين مشهور عام و خاص شد و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است، چرا که او در اختيار مخلوق است و من در خدمت خالق .
🍃همان شب پروردگار را در خواب ديد که وي را خطاب کرد: به حرمت برادرت تو را بخشيدم!
🍂 برادر صومعه نشين اشک در چشمانش آمد و گفت : يا رب! من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او مي بخشي؟ آيا آنچه کرده ام مايه رضاي تو نيست؟
🍃ندا رسيد : آنچه تو مي کني من از آن بي نيازم ولي مادرت از آنچه او مي کند بي نياز نيست...
کتاب فارسي دبستان سال ۱۳۲۴
مادرم❤️ خیلی دوستت❤️ دارم..
https://telegram.me/joinchat/BvedHzvm8hIpIHb0ITSqjQ
با صدای گوینده اختصاصی کانال خدا
✨ خانم رویا امیرخانی✨
Forwarded from deleted account
🔊 کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔹نام کتاب: کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔸نویسنده: نایجل واربرتون
🔹مترجم: مسعود علیا
@Philsoph
👇👇👇
🔹نام کتاب: کتاب صوتی الفبای فلسفه
🔸نویسنده: نایجل واربرتون
🔹مترجم: مسعود علیا
@Philsoph
👇👇👇
Forwarded from deleted account
Alefbaye Falsafe [ @philsoph ]
Nigel Warburton/Masood-e-Olia
Forwarded from deleted account
Alefbaye Falsafe [www.AvaNameh.com]
Nigel Warburton/Masood-e-Olia
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
🔊📘📙🔊
✅ کتاب الفبای فلسفه که در شمار کتاب های پرفروش قرار داشته است، خواننده را با ظرافت و قدم به قدم با وادی فلسفه آشنا می کند. نایجل واربرتون در هر فصل به یکی از حوزه های مهم فلسفه می پردازد و آرا و مضمامین اساسی در آن حوزه را شرح و بررسی می کند:
🔸فلسفه چیست؟
🔹 آیا می توانید وجود خداوند را به اثبات برسانید؟
🔸چگونه در گستره اخلاق درست را از نادرست تشخیص می دهیم؟
🔹آیا گاهی باید از قانون سر پیچی کرد؟
🔸آیا جهان واقعا به همان صورتی است که تصور می کنید؟
🔹آیا می دانید که راه و رسم علم چیست؟
🔸آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟
🔹آیا می توانید هنر را تعریف کنید؟
هر آنچه ذهن را به تکاپو ، پویایی و اندیشه وامیدارد در 👇👇
💎 کانال دوستداران فلسفه
🔰دانلود کامل کتاب صوتی
✅ کتاب الفبای فلسفه که در شمار کتاب های پرفروش قرار داشته است، خواننده را با ظرافت و قدم به قدم با وادی فلسفه آشنا می کند. نایجل واربرتون در هر فصل به یکی از حوزه های مهم فلسفه می پردازد و آرا و مضمامین اساسی در آن حوزه را شرح و بررسی می کند:
🔸فلسفه چیست؟
🔹 آیا می توانید وجود خداوند را به اثبات برسانید؟
🔸چگونه در گستره اخلاق درست را از نادرست تشخیص می دهیم؟
🔹آیا گاهی باید از قانون سر پیچی کرد؟
🔸آیا جهان واقعا به همان صورتی است که تصور می کنید؟
🔹آیا می دانید که راه و رسم علم چیست؟
🔸آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟
🔹آیا می توانید هنر را تعریف کنید؟
هر آنچه ذهن را به تکاپو ، پویایی و اندیشه وامیدارد در 👇👇
💎 کانال دوستداران فلسفه
🔰دانلود کامل کتاب صوتی
Forwarded from فلسفهگرام
《هو العالم》
/بررسی نسبت انسان مدرن با عالم هستی/
کلیت مدرنیسم و علوم آن برای انکشاف حقیقت وپاسخ به معماهای جهان طراحی نشده اند.
درست برخلاف علوم ماقبل مدرن که برای انکشاف حقیقت وپاسخ به سوال های بشر طراحی شده بودند
فرانسیس بیکن به عنوان یکی از اصلی ترین پیشتازان علم و فلسفه مدرن درکتاب آتلانتیس نو میگوید
(در گذشته علم هدفی جز پاسخ به معماهای هستی نداشت وعلماو دانشمندان درپی یافتن حقیقت بودند ۰۰۰امادردوران جدید هدف علم تنها قدرت است)
لذا هدف علوم در مدرنیته تسلط استکباری بر طبیعت است نه انکشاف حقیقت
به تعبیر نیچه(علوم مدرن ،اراده معطوف به قدرت اند)
اختلاف اساسی بین انسان وعلوم مدرن وانسان وعلوم غیر مدرن در( نسبتی است که آنهابا عالم وجود)برقرار کرده اند
به تعبیری اختلاف اساسی در(دازاین)این دواست
انسان مدرن نسبتی استکباری واستیلا جو با عالم برقرار میکند
این انسان که به تعبیر میشل فوکو( اختراعی است جدید)دارای سه بعد شخصیتی مهم است
۱-هابز انسان را موجودی میداند که دارای دو موتور متحرک است
۱-شهوت۲-سود
وهر آنچه خا ج ازاین دو بعد باشد به تعبیر دیوید هیوم(توتولوژیک)و(پوچ)است ،البته فروید صریحتر سخن میگوید وانسانی که خارج از این دوبعد می اندیشد را(بیمار روانی)میخواند که دچار بیماری(روان رنجوری وسواس همگانی)است
۲-فرانسیس بیکن در کتاب(ارغنون نو)میگوید در گذشته هدف علوم انکشاف حقیقت بود امادرعصر جدید هدف علم فقط کسب قدرت است
به عبارتی گزاره ای علمی است که قدرت تکنیکی بشر را بیفزاید
۳-دکارت در کتاب(چگونگی روش به کار بستن عقل)میگوید
انسان جدید باید مالک الرغاب(خدا)هستی شود
با چینش این سه پازل کنار یکدیگر در میابیم که انسان مدرن
انسانی است که:
سودجووشهوت طلب است»»»»»»»»»نگاه هابزی
صرفا به دنبال قدرت استکباری است»»»»»»»»»»»نگاه بیکنی
ودرصدد تسلط استکباری بر عالم و طبیعت است »»»»»»نگاه دکارتی
از تلفیق این سه بعد (سوبژکتیویسم) به وجود می آید
سوبژکتیویته یعنی( انسانی که خودش را محور کائنات قلمداد میکندوصرفا سودطلب وشهوت ران است وبه دنبال تسلط واستیلای استکباری وظالمانه بر عالم وآدم میباشد تا قدرت طاغوتی وی تامین شود)
لذا ازاین نوع نگاه هیچ انکشاف حقیقتی وهیچ پاسخ به پرسشی در نمی آید
بلکه تنها تسلط استکباری انسان بر عالم زاییده میشود.
(اشراق)
/بررسی نسبت انسان مدرن با عالم هستی/
کلیت مدرنیسم و علوم آن برای انکشاف حقیقت وپاسخ به معماهای جهان طراحی نشده اند.
درست برخلاف علوم ماقبل مدرن که برای انکشاف حقیقت وپاسخ به سوال های بشر طراحی شده بودند
فرانسیس بیکن به عنوان یکی از اصلی ترین پیشتازان علم و فلسفه مدرن درکتاب آتلانتیس نو میگوید
(در گذشته علم هدفی جز پاسخ به معماهای هستی نداشت وعلماو دانشمندان درپی یافتن حقیقت بودند ۰۰۰امادردوران جدید هدف علم تنها قدرت است)
لذا هدف علوم در مدرنیته تسلط استکباری بر طبیعت است نه انکشاف حقیقت
به تعبیر نیچه(علوم مدرن ،اراده معطوف به قدرت اند)
اختلاف اساسی بین انسان وعلوم مدرن وانسان وعلوم غیر مدرن در( نسبتی است که آنهابا عالم وجود)برقرار کرده اند
به تعبیری اختلاف اساسی در(دازاین)این دواست
انسان مدرن نسبتی استکباری واستیلا جو با عالم برقرار میکند
این انسان که به تعبیر میشل فوکو( اختراعی است جدید)دارای سه بعد شخصیتی مهم است
۱-هابز انسان را موجودی میداند که دارای دو موتور متحرک است
۱-شهوت۲-سود
وهر آنچه خا ج ازاین دو بعد باشد به تعبیر دیوید هیوم(توتولوژیک)و(پوچ)است ،البته فروید صریحتر سخن میگوید وانسانی که خارج از این دوبعد می اندیشد را(بیمار روانی)میخواند که دچار بیماری(روان رنجوری وسواس همگانی)است
۲-فرانسیس بیکن در کتاب(ارغنون نو)میگوید در گذشته هدف علوم انکشاف حقیقت بود امادرعصر جدید هدف علم فقط کسب قدرت است
به عبارتی گزاره ای علمی است که قدرت تکنیکی بشر را بیفزاید
۳-دکارت در کتاب(چگونگی روش به کار بستن عقل)میگوید
انسان جدید باید مالک الرغاب(خدا)هستی شود
با چینش این سه پازل کنار یکدیگر در میابیم که انسان مدرن
انسانی است که:
سودجووشهوت طلب است»»»»»»»»»نگاه هابزی
صرفا به دنبال قدرت استکباری است»»»»»»»»»»»نگاه بیکنی
ودرصدد تسلط استکباری بر عالم و طبیعت است »»»»»»نگاه دکارتی
از تلفیق این سه بعد (سوبژکتیویسم) به وجود می آید
سوبژکتیویته یعنی( انسانی که خودش را محور کائنات قلمداد میکندوصرفا سودطلب وشهوت ران است وبه دنبال تسلط واستیلای استکباری وظالمانه بر عالم وآدم میباشد تا قدرت طاغوتی وی تامین شود)
لذا ازاین نوع نگاه هیچ انکشاف حقیقتی وهیچ پاسخ به پرسشی در نمی آید
بلکه تنها تسلط استکباری انسان بر عالم زاییده میشود.
(اشراق)
Forwarded from افــــــق رویـــــداد
#حقوق_بشر
⚠️ﻛﺎﺭﮔﺮاﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻥ هستند
ﻣﺰاﺣﻢ ﻧﺸﻮﻳﺪ..!
🎨 مانا نیستانی
➖پ.ن
اجرای "حکم شلاق" برای کارگران معدن طلای «آقدره» که در اعتراض به اخراج همکارانشان تجمع کرده بودند.
💎 @ofoghroydad
⚠️ﻛﺎﺭﮔﺮاﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻼﻕ ﺧﻮﺭﺩﻥ هستند
ﻣﺰاﺣﻢ ﻧﺸﻮﻳﺪ..!
🎨 مانا نیستانی
➖پ.ن
اجرای "حکم شلاق" برای کارگران معدن طلای «آقدره» که در اعتراض به اخراج همکارانشان تجمع کرده بودند.
💎 @ofoghroydad
Forwarded from علم و فلسفه
‼️اه این قدر مغلطه نکن‼️
🔆درآمدی به مغالطات روزمره
🔆اقتباس از سلسله جلساتِ منطق کاربردی-یاسر میردامادی
➖تحریر:امید قائم پناه
➖قسمت اول
1)مغالطه اشتراک لفظ (ایهام لفظی):
ما در زبان الفاظی داریم که لفظها یکی هستند اما پشت آن ها معانی متعددی وجود دارد که قابل فروکاستن به هم نیستند.برای مثال شیر(به معنای حیوان درنده)و شیر(به معنای مایع نوشیدنی).یعنی معانی متفاوت
است اما لفظها یکی است.تا اینجا مشکلی نیست.مشکل وقتی است که در استدلالمان یک جا لفظ را به یک معنا و در جای دیگری از استدلال به معنای دیگری استفاده کنیم.
مثال:
1)سعادت غایت زندگی انسان است.
2)غایت زندگی انسان مرگ است.
3)سعادت انسان مرگ است.
توضیح مثال:حد وسط این استدلال که "غایت" است ایهام دارد.غایت در اینجا دو معنی دارد یکی «هدف» و دیگری «نهایت» و «انتها».در این استدلال در یک مقدمه غایت به معنای هدف آمده و در مقدمه دیگر غایت به معنای انتها.حد وسط باید به یک معنا باشد.این مغالطه یکی از رایج ترین مغالطهها است.برای همین در هنگام صحبت و گفت و گو حتما باید بپرسیم مراد شما از هر کلمه کلیدی استدلال چیست.
2)مغالطه ابهام ساختاری:
مثال معروفی از این مغالطه وجود دارد که در آن جنبه ی مغالطی کلام به این باز میگردد که شما آن ویرگول را کجا قرار دهید.مثال معروف:
«عفو لازم نیست اعدامش کنید.»
می توان به دو صورت خواند یکی:
«عفو لازم نیست،اعدامش کنید.»
و دیگری:
«عفو،لازم نیست اعدامش کنید.»
یعنی ساختار جمله طوری است که ایهام ایجاد میکند.این ایهام می تواند در مرجع ضمیر باشد، میتواند در نقش دستوری کلمه باشد:
«من از راهنمایی شما پشیمانم».
در این جمله فاعل یا مفعول مبهم است.من از راهنمایی کردن شما پشیمانم یا از راهنمایی شدن از سوی شما پشیمانم.
این ابهام میتواند در علائم سجاوندی باشد.مثال:
«اجناس دزدیده شده توسط ماموران کشف شد.»
به دو صورت میتوان خواند یکی:
اجناس دزدیده شده توسط ماموران،کشف شد.
دیگری:اجناس دزدیده شده،توسط ماموران کشف شد.
3)ربط امور بی ربط: برای مثال در این جمله دقت کنید:او آدم خوبی است زیرا از همه کارگران کارخانه که پرسیدیم گفتند او سخت کوش و کوشا است. دقت کنید در اینجا ادعا خوب بودن بود، اما نتیجه ای که از نظر کارگران میتوان گرفت این است که او فرد کوشایی است.کوشا بودن با خوب بودن (اخلاقی)یکی نیست.البته بی ربطی میتواند به دو شیوه باشد:گاهی کاملا بی ربط باشد و یک وقت هم هست که میتواند جزئی از ادعا را اثبات کند و نه کل آن را.
مثال: ماشین وسیله نقلیه خوبی است، آن مرسدس بنز S500 را نگاه کن! توضیح اینکه این مرسدس بنز فقط یکی از این ماشین هاست و نه همه ماشین ها.
4)مغالطه ی واژه های مبهم:مغالطه شماره 1 را مغالطه ی ایهام لفظی هم نامیدیم؛ایهام با ابهام تفاوت دارد.ایهام در مقام معنای لفظ است و یک لفظ دارای چندین معنا است و به مصادیق آن کاری نداریم.اما گاهی واژه ابهام دارد یعنی روی مصداق آن مسئله داریم.
مثال: طرف تا حدودی درس خوان است. توضیح اینکه اینجا ما میدانیم"تاحدودی"یعنی چه، اما نمی دانیم چقدر!اینجا گیر ما سر مصداق است.که گستره مصداقش چقدر است.
5)مغالطه گزاره های بدون سور:مطابق یک تقسیم بندی گزاره دو دسته است.یا در مورد یک فرد خاص است که به آن میگویند«گزاره ی شخصیه »مانند:«سعید شاعر است»یعنی موضوع آن گزاره یک فرد خاص است.و یا در مورد بیش از یک فرد است و در مورد مجموعه ای از اشخاص است مثلا «ایرانی ها فلان هستند»که به آن «گزاره ی کلیه» میگویند.
گزاره ی ما می تواند همه ی آن افراد را شامل شود و یا برخی از آن مجموعه را.ما در گزاره های کلیه باید اصطلاحا «سور»بیاوریم.
مثال: ایرانیها شجاع هستند.توضیح اینکه این گزاره سور ندارد. گزاره کلیه ای که سور نداشته باشد را «مهمله» میگویند،یعنی در آوردن سور در این گزاره اهمال صورت گرفته است.یعنی باید "هر، هیچ، همه، برخی، اندکی و..." بیاوریم.گزاره ی کلیه ی مهمله حمل بر گزاره ی بعضیه میشود.یعنی اگر بگویید «ایرانیها شجاع اند» چون سور نیاورده اید حمل بر این میشود که منظور این است که برخی از ایرانیها شجاع اند نه همه ی آنها.
تذکر: تنها در گزاره ی شخصیه و گزاره های کلیه ای که بعد از آن استثنایی هم بیاورید میتوانید سور نیاورید(مثلا بعد از گزاره بگویید مگر فلان)؛البته دقت داشته باشید که قیدی که می آورید نباید تخصیص اکثر باشد.
🔹علم و فلسفه🔹
https://telegram.me/Skepticism
🔆درآمدی به مغالطات روزمره
🔆اقتباس از سلسله جلساتِ منطق کاربردی-یاسر میردامادی
➖تحریر:امید قائم پناه
➖قسمت اول
1)مغالطه اشتراک لفظ (ایهام لفظی):
ما در زبان الفاظی داریم که لفظها یکی هستند اما پشت آن ها معانی متعددی وجود دارد که قابل فروکاستن به هم نیستند.برای مثال شیر(به معنای حیوان درنده)و شیر(به معنای مایع نوشیدنی).یعنی معانی متفاوت
است اما لفظها یکی است.تا اینجا مشکلی نیست.مشکل وقتی است که در استدلالمان یک جا لفظ را به یک معنا و در جای دیگری از استدلال به معنای دیگری استفاده کنیم.
مثال:
1)سعادت غایت زندگی انسان است.
2)غایت زندگی انسان مرگ است.
3)سعادت انسان مرگ است.
توضیح مثال:حد وسط این استدلال که "غایت" است ایهام دارد.غایت در اینجا دو معنی دارد یکی «هدف» و دیگری «نهایت» و «انتها».در این استدلال در یک مقدمه غایت به معنای هدف آمده و در مقدمه دیگر غایت به معنای انتها.حد وسط باید به یک معنا باشد.این مغالطه یکی از رایج ترین مغالطهها است.برای همین در هنگام صحبت و گفت و گو حتما باید بپرسیم مراد شما از هر کلمه کلیدی استدلال چیست.
2)مغالطه ابهام ساختاری:
مثال معروفی از این مغالطه وجود دارد که در آن جنبه ی مغالطی کلام به این باز میگردد که شما آن ویرگول را کجا قرار دهید.مثال معروف:
«عفو لازم نیست اعدامش کنید.»
می توان به دو صورت خواند یکی:
«عفو لازم نیست،اعدامش کنید.»
و دیگری:
«عفو،لازم نیست اعدامش کنید.»
یعنی ساختار جمله طوری است که ایهام ایجاد میکند.این ایهام می تواند در مرجع ضمیر باشد، میتواند در نقش دستوری کلمه باشد:
«من از راهنمایی شما پشیمانم».
در این جمله فاعل یا مفعول مبهم است.من از راهنمایی کردن شما پشیمانم یا از راهنمایی شدن از سوی شما پشیمانم.
این ابهام میتواند در علائم سجاوندی باشد.مثال:
«اجناس دزدیده شده توسط ماموران کشف شد.»
به دو صورت میتوان خواند یکی:
اجناس دزدیده شده توسط ماموران،کشف شد.
دیگری:اجناس دزدیده شده،توسط ماموران کشف شد.
3)ربط امور بی ربط: برای مثال در این جمله دقت کنید:او آدم خوبی است زیرا از همه کارگران کارخانه که پرسیدیم گفتند او سخت کوش و کوشا است. دقت کنید در اینجا ادعا خوب بودن بود، اما نتیجه ای که از نظر کارگران میتوان گرفت این است که او فرد کوشایی است.کوشا بودن با خوب بودن (اخلاقی)یکی نیست.البته بی ربطی میتواند به دو شیوه باشد:گاهی کاملا بی ربط باشد و یک وقت هم هست که میتواند جزئی از ادعا را اثبات کند و نه کل آن را.
مثال: ماشین وسیله نقلیه خوبی است، آن مرسدس بنز S500 را نگاه کن! توضیح اینکه این مرسدس بنز فقط یکی از این ماشین هاست و نه همه ماشین ها.
4)مغالطه ی واژه های مبهم:مغالطه شماره 1 را مغالطه ی ایهام لفظی هم نامیدیم؛ایهام با ابهام تفاوت دارد.ایهام در مقام معنای لفظ است و یک لفظ دارای چندین معنا است و به مصادیق آن کاری نداریم.اما گاهی واژه ابهام دارد یعنی روی مصداق آن مسئله داریم.
مثال: طرف تا حدودی درس خوان است. توضیح اینکه اینجا ما میدانیم"تاحدودی"یعنی چه، اما نمی دانیم چقدر!اینجا گیر ما سر مصداق است.که گستره مصداقش چقدر است.
5)مغالطه گزاره های بدون سور:مطابق یک تقسیم بندی گزاره دو دسته است.یا در مورد یک فرد خاص است که به آن میگویند«گزاره ی شخصیه »مانند:«سعید شاعر است»یعنی موضوع آن گزاره یک فرد خاص است.و یا در مورد بیش از یک فرد است و در مورد مجموعه ای از اشخاص است مثلا «ایرانی ها فلان هستند»که به آن «گزاره ی کلیه» میگویند.
گزاره ی ما می تواند همه ی آن افراد را شامل شود و یا برخی از آن مجموعه را.ما در گزاره های کلیه باید اصطلاحا «سور»بیاوریم.
مثال: ایرانیها شجاع هستند.توضیح اینکه این گزاره سور ندارد. گزاره کلیه ای که سور نداشته باشد را «مهمله» میگویند،یعنی در آوردن سور در این گزاره اهمال صورت گرفته است.یعنی باید "هر، هیچ، همه، برخی، اندکی و..." بیاوریم.گزاره ی کلیه ی مهمله حمل بر گزاره ی بعضیه میشود.یعنی اگر بگویید «ایرانیها شجاع اند» چون سور نیاورده اید حمل بر این میشود که منظور این است که برخی از ایرانیها شجاع اند نه همه ی آنها.
تذکر: تنها در گزاره ی شخصیه و گزاره های کلیه ای که بعد از آن استثنایی هم بیاورید میتوانید سور نیاورید(مثلا بعد از گزاره بگویید مگر فلان)؛البته دقت داشته باشید که قیدی که می آورید نباید تخصیص اکثر باشد.
🔹علم و فلسفه🔹
https://telegram.me/Skepticism
❤1
Forwarded from فرید مدرسی
🌞
✔ سید مصطفی محقق داماد در کنفرانس بین المللی اندیشکدههای جهان اسلام در یزد:🔻
٭ ریشه اتفاقات و جنایتها در کج اندیشیهای دینی و برداشتهای غلط از ظواهر دین است و جای انکار نیست. جای انکار ندارد که بسیاری از روایات ما چه شیعه و چه سنی را اگر کسی درست نفهمد، نتیجهای جز جنایت نخواهد داشت.
٭ اگر گوش دل به جهان اسلام بسپارید، صدای ناله بچههایی را میشنوید که سر بریده میشوند و صدای ضجه مردانی را میشنوید که در آتش و اسید میسوزند و متاسفانه این کارها به نام خدا و برای رفتن به بهشت توسط عدهای جاهل و نادان انجام میشود.
٭ عدهای با کج اندیشی و برداشتهای غلط از تعالیم اسلامی به خود بمب بسته و خود و دیگران را میکشند، اینها به دلیلی برداشتهای نادرست از آیات قرآنی دچار انحراف شده اند.
@faridmod
✔ سید مصطفی محقق داماد در کنفرانس بین المللی اندیشکدههای جهان اسلام در یزد:🔻
٭ ریشه اتفاقات و جنایتها در کج اندیشیهای دینی و برداشتهای غلط از ظواهر دین است و جای انکار نیست. جای انکار ندارد که بسیاری از روایات ما چه شیعه و چه سنی را اگر کسی درست نفهمد، نتیجهای جز جنایت نخواهد داشت.
٭ اگر گوش دل به جهان اسلام بسپارید، صدای ناله بچههایی را میشنوید که سر بریده میشوند و صدای ضجه مردانی را میشنوید که در آتش و اسید میسوزند و متاسفانه این کارها به نام خدا و برای رفتن به بهشت توسط عدهای جاهل و نادان انجام میشود.
٭ عدهای با کج اندیشی و برداشتهای غلط از تعالیم اسلامی به خود بمب بسته و خود و دیگران را میکشند، اینها به دلیلی برداشتهای نادرست از آیات قرآنی دچار انحراف شده اند.
@faridmod
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
🌱مصطفی ملکیان: جوانان باید در زندگیشان به این پنج نکته توجه کنند...
فیلم+صوت+متن کامل | @sedanet | #مصطفی_ملکیان
✨ →https://goo.gl/KLJSgC
فیلم+صوت+متن کامل | @sedanet | #مصطفی_ملکیان
✨ →https://goo.gl/KLJSgC
Forwarded from مطالعات اجتماعی فقه
" پاکی و ناپاکی در فقه2 "
"طهارت یا نجاست بدن انسان های غیرمسلمان"
تا مدتی نظریه رایج در میان فقیهان شیعه این بود که بدن انسان های غیرمسلمان (اعم از بی دین یا متدینین به سایر ادیان الهی) ذاتا نجس است؛ همانند سگ و خوک و فضولات آدمی.
حتی بعضی فقیهان گذشته نیز معتقد به نجاست ذاتی اهل سنت و مطلق غیرشیعیان بودند. (یوسف بحرانی، ابن ادریس حلّی)
****
کم کم این نظریه در دوره های بعدی رو به تعدیل رفت. عده ای از فقیهان گذشته و نیز اکنون، معتقد به طهارت ذاتی اهل کتاب (متدینین به ادیان آسمانی) شدند. یعنی بدن ایشان اگر با چیز نجس دیگری نجس نشده باشد، بخودی خود پاک است. از فقیهان گذشته کسانی چون: شیخ طوسی، شیخ مفید، ابن جنید، ابن ابی عقیل، مولی محسن فیض، شیخ صدوق و... به این نظر معتقدند.
از فقیهان معاصر نیز کسانی چون: سیدمحسن حکیم، محمدباقر سلطانی طباطبایی، موسی صدر، عبدالله جوادی آملی، محمداسحاق فیاض کابلی، مهدی هادوی تهرانی، محسن کدیور و...
****
شیوع این نظریه، زمینه را مساعد کرد تا فقیهان دیگری بیایند و با بررسی دوباره منابع دینی، نظریه "طهارت ذاتی مطلق انسان ها" را ارائه دهند. یعنی هر انسانی فارغ از هر دین و مذهب و عقیده ای که دارد؛ بدنش پاک است.
معتقدین به این نظریه: رحیم ارباب ، محمدابراهیم جناتی شاهرودی ، محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، نعمت الله صالحی نجف آبادی ، محمدجواد موسوی غروی ، احمد عابدینی ، محسن کدیور ، رضا حسینی نسب ، احمد قابل
"طهارت یا نجاست بدن انسان های غیرمسلمان"
تا مدتی نظریه رایج در میان فقیهان شیعه این بود که بدن انسان های غیرمسلمان (اعم از بی دین یا متدینین به سایر ادیان الهی) ذاتا نجس است؛ همانند سگ و خوک و فضولات آدمی.
حتی بعضی فقیهان گذشته نیز معتقد به نجاست ذاتی اهل سنت و مطلق غیرشیعیان بودند. (یوسف بحرانی، ابن ادریس حلّی)
****
کم کم این نظریه در دوره های بعدی رو به تعدیل رفت. عده ای از فقیهان گذشته و نیز اکنون، معتقد به طهارت ذاتی اهل کتاب (متدینین به ادیان آسمانی) شدند. یعنی بدن ایشان اگر با چیز نجس دیگری نجس نشده باشد، بخودی خود پاک است. از فقیهان گذشته کسانی چون: شیخ طوسی، شیخ مفید، ابن جنید، ابن ابی عقیل، مولی محسن فیض، شیخ صدوق و... به این نظر معتقدند.
از فقیهان معاصر نیز کسانی چون: سیدمحسن حکیم، محمدباقر سلطانی طباطبایی، موسی صدر، عبدالله جوادی آملی، محمداسحاق فیاض کابلی، مهدی هادوی تهرانی، محسن کدیور و...
****
شیوع این نظریه، زمینه را مساعد کرد تا فقیهان دیگری بیایند و با بررسی دوباره منابع دینی، نظریه "طهارت ذاتی مطلق انسان ها" را ارائه دهند. یعنی هر انسانی فارغ از هر دین و مذهب و عقیده ای که دارد؛ بدنش پاک است.
معتقدین به این نظریه: رحیم ارباب ، محمدابراهیم جناتی شاهرودی ، محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، نعمت الله صالحی نجف آبادی ، محمدجواد موسوی غروی ، احمد عابدینی ، محسن کدیور ، رضا حسینی نسب ، احمد قابل
Forwarded from مطالعات اجتماعی فقه
" پاکی و ناپاکی در فقه 3 "
" نجاست نوشیدنی های مستی آور "
نظریه رایج در میان فقیهان درباره شراب و نوشیدنی های مستی آور این است: هر چیز مست کننده ای که در حالت طبیعی اش به صورت مایع است، گذشته از این که خوردنش حرام است؛ خودش نیز نجس است. مثل انواع شراب و آبجو و سایر نوشیدنی های الکلی.
و حتی نظریه رایج این است که آب انگور هم اگر جوش بیاید؛ نجس است.
اما فقیهان دیگری نظری متفاوت ابراز کرده اند.
از فقیهان معاصر کسانی چون: محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، احمد عابدینی ، احمد قابل ، محسن کدیور ، علی ریاحی نبی و... معتقدند:
" تمامی انواع مسکرات (نوشیدنی های مستی آور) پاک هستند گرچه خوردنشان حرام است. "
******
از فقیهان گذشته نیز ، محمد محسن فیض کاشانی و ابن ابی عقیل عمانی و زین الدین عاملی و از فقیهان معاصر نیز ، محمداسحاق فیاض کابلی و محسن کدیور آب انگور جوش آمده را پاک می دانند. (گرچه خوردنش بخاطر مست کنندگی حرام است.)
" نجاست نوشیدنی های مستی آور "
نظریه رایج در میان فقیهان درباره شراب و نوشیدنی های مستی آور این است: هر چیز مست کننده ای که در حالت طبیعی اش به صورت مایع است، گذشته از این که خوردنش حرام است؛ خودش نیز نجس است. مثل انواع شراب و آبجو و سایر نوشیدنی های الکلی.
و حتی نظریه رایج این است که آب انگور هم اگر جوش بیاید؛ نجس است.
اما فقیهان دیگری نظری متفاوت ابراز کرده اند.
از فقیهان معاصر کسانی چون: محمد صادقی تهرانی ، محمدهادی معرفت ، احمد عابدینی ، احمد قابل ، محسن کدیور ، علی ریاحی نبی و... معتقدند:
" تمامی انواع مسکرات (نوشیدنی های مستی آور) پاک هستند گرچه خوردنشان حرام است. "
******
از فقیهان گذشته نیز ، محمد محسن فیض کاشانی و ابن ابی عقیل عمانی و زین الدین عاملی و از فقیهان معاصر نیز ، محمداسحاق فیاض کابلی و محسن کدیور آب انگور جوش آمده را پاک می دانند. (گرچه خوردنش بخاطر مست کنندگی حرام است.)